عضویت العربیة English
امام علی علیه‌السلام: برترین جهاد آن است که انسان روز خود را آغاز کند در حالى که در اندیشه ستم کردن به احدى نباشد. من لا یحضر الفقیه، ح 5762

یعنی به اندازه این گنجشک ها هم نیستیم؟!

یعنی به اندازه این گنجشک ها هم نیستیم؟!
چهارشنبه 4 اسفند 1389  07:12 ب.ظ

دانشمندی چینی می گوید : روزی سرد ، در بیرون شهر بر فراز کوه های نزدیک راه پیمایی می کردم ، در مسیر خود گنجشک هایی را دیدم که روی برکه ای یخ زده نشسته اند و می کوشند تا با سوراخ کردن قشر یخ به وسیله نوک های خود ، آبی برای نوشیدن پیدا کنند ، هر بار که جایی از یخ را نوک می زدند و بر اثر ضخامت یخ نتیجه نمی گرفتند به نوک زدن جای دیگر می پرداختند ، ولی همه این تلاش ها به جهت ضخامت یخ بی ثمر بود.

 

به ناگاه دیدم یکی از گنجشک ها به روی یخ خوابید! گمان کردم که بیچاره آسیبی دیده و به این خاطر به روی یخ افتاده است ولی طولی نکشید بر بطلان چنین گمانی پی بردم چرا که دقایقی بعد گنجشک مزبور از جای برخاست و گنجشک دیگری برجای او خوابید ، پس از لحظاتی چند که از خوابیدن او می گذشت آن نیزاز جای برخاست و خوابگاه خود را به سومی سپرد و سومی به چهارمی و چهارمی به پنجمی و این روش ادامه یافت . هرگنجشکی با بدن گرم خود لحظه ای چند به روی یخ می خوابید و سپس برمی خاست و جای خود را به دیگری می سپرد کم کم یخ نازک و نازک تر شد و به یکباره گنجشک ها به قشر نازک یخ هجوم برده و با نوک های خود به سوراخ کردن پرداختند ، سوراخی ایجاد شد و همگی به نوشیدن آب مشغول شدند تا همگی سیراب گردیدند . با دیدن این صحنه های مهیج و حماسه آفرین پی بردم که اولا گنجشک ها می دانند که در این جا برکه آبی بوده و خشک نشده و روی آن یخ بسته است ، و دیگر اینکه می دانند که در زیر یخ آب است و باز می دانند که یخ را با نوک زدن می توان سوراخ کرد، آن ها می دانند که بدنشان حرارت دارد ، می دانند هنگامی که حرارت بدنشان با یخ تماس بگیرد یخ را آب می کند و این یعنی اینکه از قانون حرارت هم اطلاع کامل دارند و حرکت گرما را به یخ می رساند پس متوجه هستند که باید درست دقیقا در مکانی بخوابند که گنجشک قبلی خوابیده بود درست در همان نقطه نه این طرف تر و نه آن طرف تر لذا با استفاده از طبیعی ترین وسایل ، قطعی ترین نتیجه را می گیرند ، بنابراین نتیجه می گیریم که گنجشک ها به علوم طبیعی آگاهی دارند و می دانند که برای برداشتن موانع موجود در مسیر رگ حیاتی شان به تنهایی ، خودسرانه و انحصارطلبانه نمی توانند به راحتی بر مشکلات فائق آیند ، ‌پس می دانند که اتحاد یعنی چه و متوجه هستند که برای رسیدن به یک هدف مشترک نیاز به تقسیم دغدغه و محتاج یکدیگر هستند و این را هم به خوبی می دانند که اگر بین شان کوچکترین تفرقه ای باشد هرگز به اهداف هرچند مقدس خود نخواهند رسید که هیچ بلکه لحظه به لحظه باید نظاره گر هلاکت تدریجی خود و هم نوعان شان از تشنگی و سرما باشند ، پس گنجشک ها درس مبارزه خوانده اند و در مدرسه بهداشت اجتماعی دوره های نوع دوستی را به خوبی و با نمره های عالی گذرانده اند ! می دانند که پس از چند دقیقه که به روی یخ خوابیدند حرارت بدنشان کم و اگر عاقلانه و از روی تدبرعمل نکنند اول از همه به خودشان زیان خواهند رسانید و برای آب کردن یخ نیز سودمند نخواهند بود بلکه چه بسا به اطرافیانشان هم ضربه های جبران ناپذیر خواهند زد. چنین کاری عقل فوق العاده می خواهد و به فکری نیرومند و مغزی دانشمند نیاز دارد و این همه را مهربانی و رحمت خدا در گنجشک قرار داده است.

********

تصورش را بکنید خداوند وقتی در یک گنجشک که به هر حال یک حیوان است و گفته می شود کارهایش طبعا از روی غریزه است این همه مهربانی و رحمت قرار داده است بنابراین در انسان که رب العالمین در وصف اش رسما به "احسن الخالقین " یادش می کند ، بی شک هزاران مرتبه بیشتر از حیوان به او از مهربانی و رحمت بی کرانش عنایت کرده است به همین خاطر است که از انسان به عنوان یک معجزه بسیار مهم خود یاد می کند و بر این معجزه خود آنگونه فخر می ورزد و می بالد به طوری که حسادت شیطان رانده شده از جنت را هم برمی انگیزد و تاکید دارد که فقط اهل ایمان است که می تواند به عمق و عظمت این معجزه بزرگ پی ببرد نه کسانی که خواسته های کوچک خود را آنقدر بزرگ جلوه می دهند که برای پذیرفتن وحدانیت خدا و یا پذیرفتن رسالت پیامبران به حداقل ترین معجزات و کم ارزش ترین نیاز ها یعنی خواسته های مادی و نفسانی بسنده می کنند همانطور که از حضرت مسیح میوه های آسمانی و زنده کردن مرده و از حضرت موسی اژدها شدن عصا و ...طلب می کردند؛ بنابراین این ماهم هستیم که باید از این ذخیره غنی و سرمایه ارزشمندی که خداوند به همه بندگانش به طور مساوی عطا کرده است ، به طور هدفمند و در جای خودش و به موقع و به هنگام استفاده بکنیم و این ما هستیم که باید چرتکه اعمال روزانه مان را به توصیه ائمه معصوم هر روز و شب برسجاده نمازمان و در هنگامه راز و نیازمان با خداوند رحمه الللعالمین به کار اندازیم و با یک حسابگری صحیح این ارزیابی را به عمل آوریم که از بام تا شام تا چه اندازه در استفاده بهینه از این نعمت الهی موفق بوده ایم و تا چه اندازه مواظبت کرده ایم تا قطره ای از این نعمت بی کران الهی به وسوسه های شیطانی دنیاطلبان به هدر نرود .

روایت است که " انار " میوه ای بهشتی است و شاید به همین خاطر هم باشد که توصیه به خوردن با توجه و با دقت چنین میوه ای کرده است به نحوی که مبادا حتی یک دانه از آن برزمین بیفتد . پس "ایمان" که درون مایه همه معرفت‌ها و شناخت‌ها، افکار و پنداشته‌ها، گفتار و کلام‌ها، و رفتار و عملکردهای "مؤمن" است، به یقین خیلی بیشتر از آن اهمیت دارد ، بنابراین اگر هر دانه از یک انار این قدر ارزش دارد که به خوردن آن و نحوه خوردن آن توصیه ها شده است ، به مرتبه اولی" ایمان " دُرّ گرانبهایی است در مقابل انار و در کنار هر ارزش دیگر و چون به همین راحتی کسب نمی شود لذا انسان دارای چنین گوهری به آسانی و به خاطر جایگاه و موقعیت دنیوی آن را از دست نخواهد داد و نباید که از دست بدهد چرا که به جان و دل می داند که " حب الدنیا راس کل خطیئه" .

مرحوم رجبعلی خیاط و مرحوم نخودکی که سال ها ریاضت کشیدند تا به چنین مقامی دست یابند و سال ها تلاش کردند که از ایمان به دست آمده خود مواظبت کنند در واقع ثابت کردند که ایمان در چنین شرایطی است که در همه تار و پود و در تمام ذرات وجود انسان نفوذ کرده و همه هستی اش را متحول ساخته و آخرت اش را بیمه خواهد کرد و در این صورت است که تو نمی‌توانی هیچ تباین و جدایی، در سخن و عملش بیابی...

masoud2star

masoud2star
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 2823
محل سکونت : فارس
دسترسی سریع به انجمن ها