عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

مروري بر بسترها و ابزارهاي آسيب و انحراف در مسأله ي مهدويت قسمت دوم

مروري بر بسترها و ابزارهاي آسيب و انحراف در مسأله ي مهدويت قسمت دوم
چهارشنبه 4 اسفند 1389  07:34 ب.ظ


 

مهدويت و مقوله آسيب

مقاله اي كه پيش رو داريد به موضوع آسيب شناسي در مسأله ي مهدويت نظر دارد و آن رادر دو بخش پي مي گيرد كه هر بخش آن در مقاله اي جداگانه ارائه مي گردد. بخش اول آن در يك مقاله ارائه شد و اكنون بخش دوم را پي مي گيريم:


مهدي سعيدي- گروه انديشه؛ ...تمامي حقايق و مفاهيم متعالي هنگامي که در جايگاه فهم بشري قرار مي‌ گيرند در معرض آسيب و انحراف قرار دارند. نارسايي ‌هاي شناخت، تأثير حب و بغض هاي روان آدمي در فهم حقايق و در نهايت منافع‌ طلبي و بهره‌ برداري ‌هاي خودخواهانه ي انسان از حقايق، در کنار عنصر بيروني اقدامات دشمنانِ حقيقت، عوامل اصلي هستند که موجب مي ‌گردد گوهر ناب و پاک حقيقت دچار آفت و آسيب شده و کاربرد اصلي خود را از دست بدهد.


مفاهيم و مقولات مقدس که با نوعي پذيرش عقلي - قلبي همراه مي ‌باشند شايد بيش از ديگر مفاهيم در معرض اين آسيب ها قرار دارند که از جمله ي آن ها مي توان به موضوع "مهدويت" اشاره نمود. مسأله ي مهدويت که يکي از مفاهيم بنيادي در آموزه هاي اسلامي و حتي در مفاهيم همه ي اديان الهي است، در بستر تاريخ و در قالب اذهان مختلف دستخوش آسيب ها و انحرافات مختلفي شده است که در اين گفتار در صدد بررسي آنيم.


***


ب- ابزار و راه هاي ايجاد آسيب و انحراف در مسأله ي مهدويت

در بخش دوم ابزارهايي را مورد بررسي قرار مي ‌دهيم که در طول تاريخ، عوامل و عناصر مختلف از طريق آن تلاش نموده ‌اند تا مقوله ي مهدويت را تحريف و به انحراف کشانند. بطور کلي مي‌ توان گفت که آسيب ها و انحرافات در مقوله ي مهدويت از طريق 8 گانه ي زير دنبال شده است:


1- تحريف مفاهيم

از مهمترين اقدامات منحرفين و دشمنان حقيقت، تحريف مفاهيم است. بدين معنا که هنگامي که در از بين بردن و منسوخ نمودن مفاهيم به بن بست رسند، ابزار تحريف را در دستور کار قرار داده و با قلب حقايق اراده ي ديگري از معنا را در اذهان عمومي رايج نموده و بدين شکل مفاهيم متعالي و رهايي بخش را به مفاهيمي انفعالي و اسارت بخش مبدل مي‌ سازند. مفاهيم کليدي چون مهدويت و انتظار نيز از اين آسيب مصون نبوده و دستخوش تحريف گرديده‌ اند به نحوي که امروزه مي‌ توان از دو نوع انتظار؛ "انتظار سبز" و "انتظار سياه" سخن گفت.


انتظار سياه انتظاري است که در آن منتظر در وضعيتي انفعالي در برابر حوادث تاريخي، منتظر است تا منجي موعود در رسد و آزادي و رهايي را براي منتظران به همراه آورد. در اين نگاه به مسأله ي ظهور، ما با نوعي جبرگرايي و انفعال بشر در برابر حوادث تاريخي مواجه ايم که در آن ظلم و جور ظالمان به رسميت شناخته شده و مقدمه ساز ظهور معرفي مي‌گردد! و منتظرين در اين ميان تنها وظيفه دارند که در برابر ظلم صبر نموده و تقاص امور را به منجي موعود(ع) بسپارند و با حفظ ايمان خويش، براي ظهور تنها دعا کنند!


اين نگاه به انتظار که توسط مستبدان و حاکمين جائر طراحي و ترويج گرديده است، توانسته مفهومي تحول گرا و رهايي بخش را به مفهومي تخدير کننده و انفعال گرا مبدل سازد.


اما در انتظار سبز، منتظر بازيگر اصلي سناريوي انتظار بوده و منجي منتظر است تا منتظرانْ رسالت تاريخي خويش را برعهده گرفته و به انجام رسانند تا با تلاش و مجاهدت ايشان، زمينه ‌هاي ظهور فراهم گردد. با ايفاي اين نقش تاريخي است که رهبري نهايي منجي آغاز خواهد شد و تا آن محقق نشود، صبح ظهور فرا نخواهد رسيد. در اين نگاه به مقوله ي انتظار، منتظران واقعي کساني هستند که در برابر ظلم و جور زمانه قيام کرده و زندگي را در مبارزه و جهاد در راه مبارزه تحليل مي‌ نمايند. چنين انديشه‌ اي که خواب ظالمان و زورگويان تاريخ را برآشفته و بتدريج زوال حکومت هاي جائر را فرياد خواهد زد، تا زمان براي تشکيل دولت حقِ فراگير سر رسد.


2- جعل حديث

در جهان اسلام و نزد مسلمانان حديث از جايگاه رفيع و ممتازي برخوردار است و بعد از کلام الهي، دومين منبع شناخت دين محسوب مي گردد. به همين خاطر سود جويان و منحرفين با جعل احاديث دروغين، منافع و اهداف خويش را تأمين مي نمايند.


داستان جعل حديث به زمان پيامبر(ص) بر مي‌ گردد به نحوي که پيامبر(ص) در جمع مسلمانان خطبه ايراد فرموده و در آن کلام، جاعلين حديث و نسب دهندگان دروغ به ايشان را اهل دوزخ دانست و جايگاه شان را در آتش ترسيم نمود. با رحلت پيامبر اسلام(ص) مسير براي جعل حديث آغاز گرديد و اولين آن در ماجراي سقيفه بود که به حديثي جعلي با اين مضمون که "الائمه من قريش" استناد گرديد. نمونه ي ديگر آن ماجراي فدک بود که با حديثي جعلي مبني بر اين که "پيامبران چيزي به خاندان خويش ارث نمي ‌گذارند" به ناحق به پايان رسيد.


در باب مقوله ي مهدويت نيز احاديث متعددي جعل گرديده بطوري که احاديث موثق و قابل استناد به ندرت يافت مي ‌شود. به عنوان مثال نويسنده ي کتاب "تحليل تاريخي نشانه هاي ظهور" مي ‌نويسد: « از مجموع 23 روايتي که درباره ي نفس زکيه ذکر شد تنها يکي دو روايت قابل اعتماد است و بقيه از نظر سند يا محتوا اشکال اساسي دارند.»


3- ارائه ي مدل هاي نادرست از مقوله ي مهدويت

يکي از نيازهاي مهم فهم مفاهيم ديني داشتن مدل و الگويي مناسب است. بدين معنا که مفاهيم ديني از اجزاء مختلفي برخوردارند که درست چيدن آن ها در کنار يکديگر و مشخص نمودن وزن و ارزش هاي اجزاء مي تواند تصوير صحيحي از مفاهيم ديني ارائه نمايد. عدم توجه به اين موضوع موجب مي‌ گردد که ما با نوعي "طرح کاريکاتوري" از مفاهيم ديني مواجه شويم که به نحوي که هيچ يک از اعضا در جاي خود قرار نگرفته و ارزش و اعتبارات آن ها نيز بدرستي تعريف نگرديده است.


متأسفانه مقوله ي مهدويت نيز از اين آفت مصون نبوده و شاهد آن هستيم که برخي مفاهيم بنيادي در فهم مفهوم انتظار مورد بي توجهي قرار گرفته و برخي ديگر از مباحث به شدت شهرت و فراگير شده است. به عنوان مثال بررسي دو مسأله ي 1 – زمينه ‌هاي ظهور و 2- علائم ظهور مي تواند قابل توجه باشد.


مسأله ي "زمينه هاي ظهور" در کتب و سخنراني ها و محافل مذهبي و نزد افواه مسلمين کمتر مورد توجه قرار گرفته است، اين در حالي است که موضوع "علائم ظهور" به شدت مورد توجه قرار گرفته وکتب و نوشتارهاي متعددي در اين زمينه نوشته شده است. طرح مباحثي چون صيحه ي آسماني، سفياني، يماني، سيد خراساني، قتل نفس زکيه و ... در افکار عمومي جامعه ي اسلامي نشان از گستردگي توجه به مسأله ي علائم ظهور است. اين در حالي است که توجه به مسأله ي "زمينه هاي ظهور" اهميت بسيار بالاتري از توجه به مسأله ي "علائم ظهور" دارد.


در بحث زمينه هاي ظهور، نقش اراده ي منتظرين به عنوان يکي از مقدمات کليدي ظهور مورد توجه قرار مي‌ گيرد. از اين منظر مشخص مي‌ گردد که تحقق ظهور نيازمند فراهم آوردن مقدماتي است و تا آن مقدمات فراهم نيايد، ظهور محقق نخواهد شد. مقدمات نيز محصول تلاش منتظرين است و به عبارتي ديگر "ظهور" رابطه ‌اي علّي - معلولي با "تلاش منتظران" دارد.


اما بحث در باب "علائم ظهور" کاملاً متفاوت با آن است. در بحث علائم ظهور منتظرين در وضعيتي انفعالي قرار دارند و تنها منتظرند تا با رويت و شناسايي علائم ظهور از فرا رسيدن زمان ظهور مطلع گردند. گويي ظهور مسأله ‌اي است که فارغ از زندگاني آدميان در حال جريان است و ما در قبال آن مسئوليتي نداريم! توجه بيش از پيش به مسأله ي "علائم ظهور" نوعي بي ‌مسئوليتي را براي جامعه ي اسلامي در قبال "ظهور" به همراه دارد وليکن توجه به مسأله ي "مقدمات ظهور" ماجراي "ظهور" را در رأس برنامه ‌ها، تلاش ها و جهتگيري هاي جامعه ي اسلامي قرار مي‌ دهد.


4- تطبيق غيرواقعي و غيرکارشناسانه ي علائم و نشانه هاي مهدويت

يکي ديگر از ابزارهايي که موجب انحراف در مسأله ي مهدويت را فراهم آورده است، تلاش هاي جهت ‌دار براي تطبيق غيرواقعي و غيرکارشناسانه ي علائم و نشانه ‌هايي است که در مقوله ي مهدويت مطرح مي ‌باشد. همانطور که در بخش اول ذکر گرديد يکي از بسترهاي مهمي که در طول تاريخ اسلام زمينه ي ايجاد آسيب و تحريف در مقوله ي مهدويت را فراهم آورد، تلاش جريان هاي سياسي نوپايي بوده است که براي رسيدن به قدرت و اثبات حقانيت و کسب مشروعيت خود از مفاهيم مقدسي چون مهدويت سوء استفاده نموده ‌اند. اين جريان هاي سياسي که تعداد آن ها در طول تاريخ بالاخص در سده ي دوم هجري کم نيست، تلاش داشتند تا با مشابه سازي حرکت خود با حرکت مهدي(ع) مبتني بر آنچه در آيات و روايات نقل گرديده، از عطش انتظار مردم سوء استفاده کرده و در جهت تقويت حرکت خويش بهره‌ برداري نمايند.


تلاش براي تطبيق برخي از نشانه ‌هاي ظهور از جمله حرکت ابومسلم خراساني با پرچم هاي سياهي که پيش از ظهور از سمت شرق به غرب حرکت خواهند نمود، تطبيق طلوع خورشيد از غرب با شکل گيري و به قدرت رسيدن حکومت فاطميون در مصر، "سفياني" با يکي از نظاميان ارتش سوريه، نمونه ‌هايي از اين آسيب ها و انحرافات مي‌ باشد.


5- منسوب‌کردن باورها و اقدامات به مسأله ي مهدويت به قصد مقدس نمودن آن ها

جريان ها و افرادي که از طريق ديگر توان مشروعيت‌ بخشي به اقدامات خويش را ندارند تلاش مي ‌کنند تا با منسوب نمودن خويش به مفاهيمي مقدس از جمله "مهدويت" به جبران مافات دست زده و براي خود مشروعيتي کسب نمايند. نمونه‌ هايي از اين جريان هاي فرصت‌ طلب و قدرت ‌مدار در طول تاريخ همچون جريان بني ‌عباس را در بخش اول مقاله مورد بررسي قرار داديم.


نمونه ‌اي جزئي‌ تر افراد سودجو و فرصت‌ طلبي هستند که امروزه مدعي ارتباط با امام زمانند که اغلب افراد جاه‌ طلبي هستند که دچار مشکلات شخصيتي بوده و با فريب برخي ساده ‌لوحان تلاش مي‌ کنند با شيادي براي خود شأن و منزلت اجتماعي کسب نمايند.


6- فرقه‌ سازي ‌هاي جعلي

يکي ديگر از ابزارهاي انحراف، راه ‌اندازي فرقه‌ هاي جعلي است که به نوعي با مقوله ي مهدويت مرتبطند. در دو- سه سده ي اخير مسأله ي فرقه ‌سازي مذهبي توسط جريان هاي استعماري راه ‌اندازي گرديد. از جمله ي اين فرقه ‌هاي ساختگي که توانست معضلاتي را براي جهان اسلام به همراه داشته باشد فرقه هاي بابيت و بهائيت بود. در بررسي اين دو فرقه ي ضاله مشخص مي‌گردد که ادعاي مهدويت نقشي کليدي در شکل‌ گيري اين فرق داشته و به نظر مي ‌رسد يکي از اهداف اصلي راه اندازي اين جريانات منحرف نمودن مسأله ي مهدويت بوده است.


7- مدعيان دروغين مهدويت

در کنار ديگر ابزارهاي انحراف و آسيب، مدعيان دروغين مهدويت اند که در طول تاريخ تعداد آن ها کم نبوده است. برخي از آن ها پيش از آنکه ره به جايي ببرند منسوخ گرديدند و برخي توانستند هواداراني را نيز براي خود فراهم آورند. در شرح فرقه ي ضاله ي بابيت و احوالات ميرزا علي محمد شيرازي رئيس اين فرقه نوشته اند: «همين كه از دعاوي "بابيت‏" و "ذكريت‏" مدتي گذشت و گروهي نزد سيد علي محمد شيرازي جمع شدند، وي ادعاي خود را تغيير داد و از «مهدويت‏» سخن به ميان آورد و گفت: "منم آن كسي كه هزار سال مي ‏باشد كه منتظر آن مي‏ باشيد." برخي آورده ‏اند، خود «باب‏» از عراق به مكه رفت و چنان كه بابيان گفته ‏اند، در آن جا دعوي مهدويت‏ خود را علني ساخت. در اخبار ظهور مهدي(ع) آمده است كه او، ابتدا در مسجد الحرام، خود را معرفي مي كند، او نيز به مكه رفت. سپس به بوشهر بازگشت، رحل اقامت افكند.»


8- مدعيان ارتباط با امام زمان(ع)

آخرين موضوع مورد بررسي، ادعاي ارتباط با امام زمان(ع) و ادعاي نمايندگي ايشان است. در حالي که طبق مستنداتِ موثقِ شيعيان ادعاي ارتباط با امام زمان(ع) توسط معصومين(ع) نفي و طرد گرديده است، شيادان و منحرفين زيادي مدعي ارتباط با ايشان شده ‌اند. متأسفانه بازار ارتباط با امام زمان(ع) امروزه به شدت رونق يافته و افراد زيادي در اين زمينه توسط دستگاه هاي امنيتي دستگير شده ‌اند.


برخي از انديشه ‌هاي انحرافي نيز ادعاي نيابت ايشان را داشته ‌اند. نمونه ‌اي از اين اعتقادات انحرافي در فرقه ي "شيخيه" متبلور گرديد. «شيخيه‏»، در معارف ديني خويش فقط به چهار ركن اعتقاد داشتند: 1- توحيد 2- نبوت 3- امامت 4- اعتقاد به شيعه ي كامل (ركن رابع) كه نيابت خاصه‏ ي امام زمان(ع) مخصوص او است. آنان معتقدند كه طريق نيابت خاصه، پس از نواب چهارگانه برخلاف اعتقاد فقيهان و محدثان شيعه، مسدود نشده و همچنان راه نيابت خاصه، مفتوح است. شيخيه، شيخ احمد و سپس سيد كاظم رشتي را نايب خاص امام زمان عليه السلام مي ‏دانستند و نيز معتقد بودند كه امام زمان (ع) در عالم موهومي به نام «هورقليا» زيست مي ‌كند و آنگاه كه پروردگار اراده فرمايد، از آن جا نزول مي ‏كند و به وظيفه‏ ي اصلاح عالم از مفاسد، قيام مي‌ كند.


سخن آخر:

آنچه در قالب عوامل هشت‌گانه ي مؤثر و بسترهاي آسيب و انحراف در مسأله ي مهدويت و ابزار و راه هاي هشت‌ گانه ي ايجاد آسيب و انحراف در مسأله ي مهدويت در دو بخش ارائه گرديد، تلاشي بود براي ايجاد منظري جديد به مقوله ي مهدويت، مفهوم و انديشه ‌اي ارزشمند که مي ‌تواند به "دکترين رهايي بخش جهان اسلام" از وضعيت کنوني قرار گيرد که متأسفانه در سايه ي "حجاب تحريف" مهجور واقع گرديده است.


با کنار گذاشتن آلودگي هاي ناشي از آسيب ها و انحرافات مذکور گام نهايي تنظيم و تدوين جامع مقوله ي مهدويت است که بايد توسط کارشناسان زمان شناس دين صورت گيرد، مانيفستي جامع و "معطوف به عمل" که در کنار ترسيم چهره ي واقعي مفهوم مهدويت، وظايف گام به گام منتظران در امروز و فردا را تا رسيدن به "صبح ظهور" مشخص نمايد. باشد که تا با عمل به آن، چشمان همه ي منتظران به جمال دل آراي آن يار غائب از نظر روشن گردد.


اللهم ارني الطلعه الرشيده


"شبکه خبر دانشجو"

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

mohamadaminsh

mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان
دسترسی سریع به انجمن ها