عضویت العربیة English
امام جواد علیه‌السلام: عزّت مؤمن در بى نیازى او از مردم است. بحارالأنوار، ج 75، ص 109

امام خميني و جوانان

امام خميني و جوانان
چهارشنبه 4 اسفند 1389  10:42 ب.ظ

دوران جواني از ويژگيهايي همچون پاكي, صداقت, شجاعت و عشق و شور برخوردار است و از آن به عنوان بهترين ايام در زندگي هر انسان ياد مي شود. در اين دوران است كه «جوان» با توجه به فطرت پاك و خداجوي خويش آماده پذيرش كمالات, فضيلتها و ارزشهاي انساني و الهي است.
در معارف ديني, نسبت به اين دوران توجه و تاكيدات خاصي شده است. پيامبر اسلام (ص) در روايتي مي فرمايد: «ان الله يحب الشاب الذي يغني شبابه في طاعه الله ; خداوند دوست مي دارد جواني را كه دوران جواني خويش را در راه بندگي خدا سپري كند.» 1
مردان الهي و علماي بزرگ كه هر يك به مراتب علمي و معنوي نايل شدند و مسير كمالات را طي نمودند و همچون چراغ فروزاني گشتند كه انسانهاي بسياري از محضر آنان به كسب فيض و معنويت پرداختند, دوران جواني خويش را به بندگي خداوند و تضرع به درگاه الهي و اجتناب از گناهان و معاصي سپري نمودند و نفس اماره را به اطاعت خويش در آوردند.
با مروري به زندگاني امام خميني در دوران جواني و نيز خاطراتي كه دوستان و آشنايان ايشان نقل مي كنند, اين حقيقت به خوبي روشن مي گردد كه آن بزرگوار اين دوران از زندگي خويش را با ايمان, تقوي, بندگي خدا و پرهيز از گناهان گذرانده است. مراقبتها و توجهات دوران جواني ايشان بود كه از او عبد صالح خدا ساخت و بدين وسيله بود كه توانست در ميان اقشار مختلف مردم ايران به خصوص جوانان تاثير گذارد.
ايشان در دوران جواني در كنار تحصيل علوم رايج حوزه هاي علميه, از درس اخلاق و عرفان بزرگان حوزه همچون آيت الله شاه آبادي بهره مي برد و در درس اخلاق عارف بزرگ مرحوم ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي كه در منزل براي خواص مي گفت, شركت مي نمود و به كسب معنويت و تقوي مي پرداخت.
مرحوم حضرت آيت الله سيدمحمد صادق لواساني كه از دوستان قديمي و دوران جواني امام است و از سال 1342 هجري قمري با امام آشنا و مرتبط بوده, از روحيه تعبد و معنويت امام چنين مي گويد: «در ماه مبارك رمضان و به خصوص شبهاي متبرك, عبادتهاي دسته جمعي داشتيم از جمله مرحوم صدوق, آقاي بروجردي و مرحوم آل آقا نيز حضور داشتند كه تا نزديك سحر به طول مي انجاميد.» 2
وي همچنين مي گويد: «ايشان به نافله ها و نماز شب و شب زنده داري ملتزم بودند, هميشه افراد را از غيبت نهي مي كردند حتي غيبت هايي كه در اذهان بعضي از افراد بلامانع بود, خودشان نيز ملتزم بودند كه غيبت نكنند.»
رمز نفوذ امام در جوانان
آن پير فرزانه كه با استفاده صحيح از فرصتهاي جواني خويش, بر نفس خود مديريت يافت, در اجتماع نيز اين توفيق را بدست آورد كه بر مردم و بخصوص جوانان مديريت كند و در قلبهاي آنان نفوذ كند. در اينجا اين سئوال مطرح مي شود كه رمز و راز نفوذ امام در قلوب مردم بخصوص جوانان در چيست
در پاسخ به اين سئوال بايد دو نكته را متذكر شد:
1 ـ تا زماني كه انسان بر نفس خويش مديريت پيدا نكند, نمي تواند بر ديگران مديريت نمايد و در آنها نفوذ نمايد. اگر امام خميني توانست در ميان ملت ايران بلكه مردم جهان به خصوص در قلبهاي پاك و با صفاي جوانان ايران جاي گيرد و آنان را شيفته و مجذوب خويش نمايد, جز به واسطه مديريت ايشان بر نفس خويش نبود. از اين رو بود كه با يك پيام و اشاره ايشان, جوانان در دوران مبارزات انقلابي عليه رژيم پهلوي و نيز صحنه ها و عرصه هاي گوناگون نظام پس از تشكيل نظام جمهوري اسلامي بخصوص دوران دفاع مقدس به صحنه آمدند.
2 ـ امام خميني همواره نسبت به جوانان برخوردي صميمانه و همراه با مهرباني داشت و اين نيز در جذب جوانان به سوي ايشان تاثير بسياري داشت.
آيت الله كريمي از برخورد صميمانه و دوستانه امام خميني با گروهي از جوانان چنين مي گويد: «يكي از شبها در حرم مطهر اميرالمومنين (ع) جماعتي از دانشجويان مسلمان اروپا براي ديدار با امام آمده بودند كه ظاهر آنها به تعبير ما يك ظاهر ناپسندي در محيط ما بود, چه از نظر وضع و قيافه و لباس و چه از نظر طرز برخورد و صحبت. ليكن ما شاهد بوديم كه امام به گونه اي با آنها برخورد كردند كه گويي با دوستان قديمي شان نشسته اند و مشغول صحبت مي باشند. آنها آنچنان مجذوب امام بودند كه پس از چند دقيقه صحبت با يك دنيا نيرو و ايمان و اميد از كنار ايشان برخاستند.» 3
آن بزرگوار, علما و روحانيون را نيز توصيه مي كردند كه برخوردي محبت آميز و دوستانه با جوانان داشته باشند هر چند آنان به بيراهه مي روند. «علما و روحانيون ان شاالله به همه ابعاد و جوانب مسئوليت خود آشنا هستند ولي از باب تذكر و تاكيد عرض مي كنم امروز كه بسياري از جوانان و انديشمندان در فضاي آزاد كشور اسلامي مان احساس مي كنند كه مي توانند انديشه هاي خود را در موضوعات و مسائل مختلف اسلامي بيان دارند,. با روي گشاده و آغوش باز حرفهاي آنان را بشنوند. و اگر بيراهه مي روند, با بياني آكنده از محبت و دوستي راه راست اسلامي را نشان آنها دهيد. و بايد به اين نكته توجه كنيد كه نمي شود عواطف و احساسات معنوي و عرفاني آنان را ناديده گرفت و فورا انگ التقاط و انحراف بر نوشته هاشان زد و همه را يكباره به وادي ترديد و شك انداخت. اينها كه امروز اينگونه مسائل را عنوان مي كنند. مسلما دلشان براي اسلام و هدايت مسلمانان مي تپد, والا داعي ندارند كه خود را با طرح اين مسائل به دردسر بيندازند. اينها معتقدند كه مواضع اسلام در موارد گوناگون همان گونه اي است كه خود فكر مي كنند. به جاي پرخاش و كنار زدن آنها با پدري و الفت با آنان برخورد كنيد. اگر قبول هم نكردند, مايوس نشويد.» 4
ايشان با برخوردهاي شايسته و مناسبي كه با قشر جوان داشت, آنان را به سوي دين و معارف و ارزشهاي اسلامي جذب كرد و از آنان نيروهايي مومن, متعهد و انقلابي و فداكار تربيت كرد و آنان را در خدمت اسلام و انقلاب گرفت.
امام خميني كه همواره با قشر جوان در ارتباط بود به مناسبتهاي گوناگون آنان را به همان مسيري كه خود در جواني طي كرده بود يعني راه ايمان و تقوي و صداقت دعوت مي نمود و دلسوزانه آنان را به سوي هدايت و رستگاري دعوت مي كرد. به خصوص در دهه پنجاه كه اقدامات ضداخلاقي و فرهنگي و معارض با ارزشهاي اسلامي از سوي رژيم به اوج خود رسيده بود, تمامي دستگاههاي تبليغي و فرهنگي رژيم در تلاش به منظور به انحراف و تباهي و فساد كشيدن جوانان بودند, امام خميني ضمن معرفي ماهيت ضدديني رژيم شاه, جوانان را نسبت به فعاليتهاي تخريبي و انحرافي آنان آگاه و هوشيار ساخت.
حساسيتها و توجهات بسيار ايشان نسبت به رشد جنبه هاي روحي و معنوي در ميان جوانان, موجب شد كه در سالهاي نخست پيروزي انقلاب اسلامي, تحول چشمگيري در جوانان به وجود آمد و گروه عظيمي از خداجويان رهيده از ارزشهاي پست و حيواني, راه سعادت و نيك بختي خود را در تهذيب نفس و سير الي الله جستجو كردند. نفس مسيحايي امام عاشقان و دلدادگاني را در ميان جوانان پرورش داد كه بسياري از اهل رياضت و سير و سلوك به حال آنان غبطه مي خوردند.
آنان كه در سالهاي دفاع مقدس در جبهه هاي جنگ تحميلي عراق عليه ايران شركت داشتند به خوبي مطلع و آگاهند كه جوانان غرق در فساد دوران طاغوت, چگونه از رهبر خود, دستور مي گرفتند و با آگاهي و شناخت كامل به سوي جبهه هاي نبرد مي شتافتند. و سنگرها را به محل عبوديت و بندگي و راز و نياز و نمازهاي عاشقانه و عرض ارادت به اهلبيت پيامبر اسلام تبديل كردند. و اين جز به بركت تحولي كه خداوند به دست عارفي كامل و انساني وارسته همچون امام خميني به وجود آورد, نبود.
امروزه نيز اگر جوانان برومندي را مي بينيم كه با معنويت و ارزشهاي اسلامي رابطه اي نزديك دارند و از انحرافات و مفاسد و منكرات كه از هر سو آنان را محاصره كرده, به دور مي باشند, به بركت تاثيراتي است كه آن مرد الهي در جامعه ايران از خود برجاي گذارد.
در اينجا به منظور آشنايي بيشتر جوانان با رهنمودهايي كه امام خميني به اين قشر عزيز در رابطه با اهميت دادن به دوران جواني و توجه به معنويت متذكر شدند, چند نكته را يادآور مي شويم:
جواني, فرصتي طلايي
جوان از قلبي پاك, لطيف و با صفا برخوردار است, لذا قابليت پذيرش هر نوع اخلاق نيك و بد و هر نوع زشتي و زيبايي را به راحتي دارا مي باشد. از اينرو مي توان با توجه و دقت, از ورود زشتي ها و اخلاق ناپسند به آن جلوگيري كرد.
در روايتي از امام باقر آمده است كه «هر بنده اي دردلش نقطه سفيدي است كه چون مرتكب گناه گردد نقطه سياهي در آن پيدا مي شود, سپس اگر توبه كند آن سياهي از بين مي رود لكن اگر به گناه ادامه دهد, آن سياهي افزايش يابد تا روي سفيدي را بپوشاند و چون سفيدي پوشيده شود, ديگر صاحب آن دل هرگز به خيرنگرايد.» (5)
انسان كه در دوران جواني آماده پذيرش هر نوع فكر و روشي است و هنوز, گناهان و رذائل در دل او ريشه نكرده است, به خوبي مي تواند با درايت و انديشه, مسير خويش را به سوي كمال و معنويت سوق دهد و با استفاده از فرصتهاي جواني, تا حدود زيادي خويش را در برابر انحرافات و كژي ها بيمه نمايد.امام خميني مي فرمايند: «هان اي عزيز, از خواب بيدار شو, از غفلت تنبه پيدا كن و دامن همت به كمر زن, و تا وقت است فرصت را غنيمت بشمار.» (6)
چه بسيار افرادي كه اين دوره از زندگي خويش را با وعده هاي شيطاني و خيالات و اوهام سپري كنند و خود را با لذائذ زودگذر دنيايي و خوشيها سرگرم نموده با خود گويند كه وقت براي عبادت و بندگي و توبه باقي است. در حاليكه اينها وسوسه هاي شيطاني است كه انسان را از عبوديت پروردگار باز مي دارد و به بندگي شيطان مي كشاند, امام در توصيه به فرزندش مرحوم حجت الاسلام والمسلمين سيد احمد خميني مي فرمايند: «پسرم تا نعمت جواني را از دست ندادي فكر اصلاح خود باش كه در پيري همه چيز را از دست مي دهي.» (7)
باتوجه به اينكه انسان در ايام جواني از قدرت و توانايي كافي و اراده قوي برخوردار است بهترين زمان براي عبادت و بندگي خدا و مبارزه با رذائل و مفاسد اخلاقي ميباشد. به مرور اين قوا رو به ضعف و تحليل ميرود و هر مقدار كه شياطين و نفس اماره در قلب انسان بيشتر رسوخ كند و قويتر گردد, قدرت و اراده ضعيفتر و راحت تر تسليم مي گردد.
امام خميني پند و اندرز استاد عرفان خود آيت الله شاه آبادي به شاگردانش را چنين نقل مي كند: «تا قواي جواني و نشاط آن باقي است بهتر مي توان قيام كرد در مقابل مفاسد اخلاقي و خوبتر مي توان وظايف انسانيه را انجام داد. مگذاريد اين قوا از دست برود و روزگار پيري پيش آيد كه موفق شدن در آن حال مشكل است.» (8)
جواني و خودسازي
انسان داراي تمايلات و غرايز فراوان و نامحدودي است. اگر انسان خواسته هاي نفساني خويش را در محدوده موارد مباح و جوايز شرعي قرار دهد, راه صحيحي را پيموده و به سعادت و رستگاري خواهد رسيد و الا در گمراهي و ضلالت قرار مي گيرد.
انسان مومن بايد همواره در راه اصلاح خويش, با نفس اماره مبارزه نموده و نفس را با بندگي خدا, مطيع خويش گرداند. بهترين زمان براي مهار نفس, دوران جواني است كه انسان از قدرت و توان كافي برخوردار است. امام خميني خطاب به جوانان متذكر مي شوند: «شما جوانها بهتر مي توانيد تحصيل نفس كنيد, شما به ملكوت نزديكتر هستيد از پيرمردهالله هزاران جوان اصلاح مي شوند و يك پير مرد نمي شود نگذاريد براي ايام پيري, حالا كه جوان هستيد سير خودتان را بكنيد, شروع كنيد الان.» (9)
نيز مي فرمايد: «انسان اگر در جواني تهذيب كرد خودش را, شده است, اگر بگذارد تا به پيرمردي برسد, هم قواي خودش ضعيف مي شود و هم آن درختي كه در دل انسان شيطاني كاشته است قوي مي شود و آن درخت قوي را نمي شود با يك اراده ضعيف انسان بكند.» (10)
جواني بهار توبه
يكي از دستورات موكد ديني, توصيه و ترغيب به توبه و پشيماني از گناه و بازگشت به سوي خداست. انسان مومن, نبايد هيچگاه خود را با وعده هاي شيطاني و خيالات و اوهام فريب دهد. و با غفلت, از گناهان عبور كرده و خويش را به توبه در دوران پيري وعده دهد.
«جواني» بهترين فرصت براي توبه است. اگر انسان از اين دوران طلايي بدون توبه گذشت ايام ناتواني و پيري بسيار مشكل خواهد بود.
پيامبر اسلام (ص) در روايتي مي فرمايد: هيچ چيز نزد خداوند محبوب تر از جواني كه توبه كند, نيست.» (11)
امام خميني مي فرمايند: «بهار توبه ايام جواني است كه بار گناهان كمتر و كدورت قلبي و ظلمت باطني ناقصتر و شرايط توبه سهلتر و آسانتر است... پس اي عزيز! هر چه زودتر دامن (همت) به كمر بزن و عزم را محكم و اراده را قوي كن و از گناهان, تا در سن جواني هستي يا در حيات دنيايي مي باشي, توبه كن و مگذار فرصت خدا داد از دستت برود, و به تسويلات شيطاني و مكايد نفس اماره اعتنا مكن.» (12)
سخن را با قطعه شعري زيبا از امام خميني به پايان مي بريم:
ما را رها كنيد در اين رنج بي حساب
با قلب پاره پاره و با سينه اي كباب
عمري گذشت در غم هجران روي دوست
مرغم درون آتش و ماهي برون آب
هر چه فرا گرفتم و هر چه ورق زدم
چيزي نبود غير حجابي پس از حجاب
هان اي عزيز, فصل جواني بهوش باش
در پيري از تو هيچ نيايد به غير خواب
اين جاهلان كه دعوي ارشاد مي كنند
در خرقه شان به غير منم تحفه اي مياب
ماعيب و نقص خويش و كمال و جمال غير
پنهان نموده ايم چو پيري پس خضاب
1 ـ ميزان الحكمه, ج 5 ص 9
2 ـ پا به پاي آفتاب, ج 4, ص 130
3 ـ برداشتهايي از سيره امام خميني, ج 1, ص 35
4 ـ صحيفه امام, ج 21, صص 98 ـ 99
5 ـ بحارالانوار, ج 73, ص 332
6 ـ تبيان, دفتر شانزدهم, ص 9
7 ـ همان, ص 29
8 ـ همان, ص 9
9 ـ همان, ص 17
10 ـ همان, ص 23
11 ـ ميزان الحكمه, ج 5, ص 8
12 ـ تبيان, دفتر شانزدهم, ص 10
اگر امام خميني توفيق يافت در ميان ملت ايران بلكه مردم جهان, به خصوص در قلبهاي پاك و باصفاي جوانان جاي گيرد و آنان را شيفته و مجذوب خويش نمايد, جز به واسطه مديريت آن بزرگوار بر نفس خويش نبود.
حساسيتها و توجهات بسيار امام نسبت به رشد جنبه هاي روحي و معنوي در ميان جوانان, موجب شد كه در سالهاي نخست پيروزي انقلاب اسلامي, تحول چشمگيري در جوانان به وجود آمد. نفس مسيحيايي ايشان, عاشقان و دلدادگاني را در ميان جوانان پرورش داد كه بسياري از اهل رياضت و سير و سلوك به حال آنان غبطه مي خوردند.
امام خميني: انسان اگر در جواني تهذيب كرد خودش راه شده است. اگر بگذارد تا به پير مردي برسد, هم قواي خودش ضعيف مي شود و هم آن درختي كه در دل انسان, شيطاني كاشته است قوي مي شود و آن درخت قوي را نمي شود با يك اراده ضعيف, انسان بكند.
امام خميني و جوانان
روزنامه جمهوري اسلامي 83/02/05 ابراهيم اميري

برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوست‌اش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من می‌خواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.
 

omidayandh

omidayandh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 7483
محل سکونت : تهران
دسترسی سریع به انجمن ها