عضویت العربیة English
امام جواد علیه‌السلام: عزّت مؤمن در بى نیازى او از مردم است. بحارالأنوار، ج 75، ص 109

بنيان هاي فرهنگي

بنيان هاي فرهنگي
چهارشنبه 4 اسفند 1389  10:51 ب.ظ

هر نهضت و جنبش اجتماعي و نظام سياسي و حكومتي تولديافته از آن, زماني يك نهضت پايدار و پويا خواهد بود كه بر بنيان هاي فرهنگي استوار باشد و ذخاير ارزشمند و تمام نشدني فكري را پشتوانه هاي نيرومند و تكيه گاه هاي مطمئن خويش سازد و در غير اين صورت, اميدي به ماندگاري آن نيست و در حيات جوامع انساني دوام و بقا نمي يابد.
به تعبيري ديگر, هر نهضت و نظام حكومتي مولود آن در صورتي پايدار و حركت زا مي باشد كه قبل از آنكه نهضت اجتماعي و سياسي محسوب شود, «نهضت فرهنگي» باشد و درون مايه هاي اصلي آن را فرهنگ سالم و پويا و زنده تشكيل دهد.
واقعيت مزبور, وقتي عيني تر مي شود و اصالت خود را مي نماياند كه مشاهده مي كنيم هر نهضت و انقلاب اجتماعي با طي مراحل مختلفي كه سرانجام به پيروزي ختم مي گردد, بايد پس از منهدم كردن نظام حكومتي پيشين, براي اداره جامعه و كشور «برنامه» و «قانون» ارائه دهد و در ابعاد و عرصه هاي مختلف سياسي, اجتماعي, اقتصادي, فرهنگي, حقوقي و نظامي, آموزه ها و تعاليم و دستورالعمل هاي لازم براي تشكيل قواي سه گانه موظف به تدبير امور مردم را آماده بهره برداري نمايد.
اين آموزه ها و تعاليم, همان بنيان هاي فرهنگي آن انقلاب و نهضت اجتماعي محسوب مي شود كه بايد در ابعاد «قضايي» و «قانونگذاري» و «اجرايي» به تشكيل قواي قضائيه و مقننه و مجريه منتهي شود و نهادها و سازمان ها و وزارتخانه ها و موسسات مختلف را به تحرك و تلاش منظم و قانونمند براي برنامه ريزي هاي دقيق و تلاش هاي علمي و عملي صحيح و كارآمد در مسير رفع مشكلات جامعه و رهنموني كشور به قله هاي رشد و پيشرفت ترغيب نمايد.
اگر نهضت اجتماعي و سياسي پس از گذار از مراحل و فراز و نشيب هاي مختلف, براي تشكيل نظام حكومتي مقتدر از پشتوانه هاي لازم فرهنگي و فكري بي نصيب باشد, به طور طبيعي در فرهنگ هاي بيگانه ذوب مي شود و دست تكدي به سوي يافته هاي فكري ديگران مي گشايد و در ابعاد مختلف و مورد نياز جامعه, از سرمايه هاي فرهنگي بيگانگان براي اداره كشور بهره برداري مي نمايد.
يكي از عوامل اصلي مسخ نهضت هاي اجتماعي و تغيير هويت و جهت هاي اوليه آنان, تاثيرپذيري از فرهنگ هاي بيگانه براي شكل دادن نظام هاي قضايي و قانون گذاري و اجرايي كشور خويش است. اين واژگوني و تغيير هويت و هدف و جهت اصلي ـ كه از فقر فرهنگي و ضعف و تزلزل هاي ناشي از آن به وجود مي آيد ـ نهضت هاي اجتماعي را از «راه» به «بيراهه» مي افكند و به «خودباختگي فرهنگي» و «وابستگي سياسي» دچار مي نمايد.
انقلاب اسلامي ما قبل از آن كه سياسي و اجتماعي باشد, «فرهنگي» است و از بنيان هاي فكري و پشتوانه هاي عظيم فرهنگي برخوردار مي باشد. اين بنيان ها و پشتوانه ها ـ كه ذخيره هاي ارزشمند و سرمايه هاي جاودان و تمام نشدني فرهنگ و معارف و قوانين اسلامي مي باشند ـ همچنان كه موجب تشكيل نظام سياسي و حكومتي مقتدر و عزتمند «جمهوري اسلامي ايران» شد, تداوم دهنده راه اعتلاي ملت و كشور و تضمين كننده «استقلال» و «آزادي» و نفي كننده «استعمار خارجي» با بهره وري هاي شايسته از انرژي ها و استعدادها و توانمندي هاي علمي و عملي سرچشمه يافته از فرهنگ و تفكر اسلامي مي باشد.
اين «بنيان هاي مستحكم فرهنگي», شايسته صيانت و حفاظت و بهره برداري صحيح مي باشد و اين مهم بيش از همه براي مجموعه عناصر تشكيل دهنده «مجلس», «دولت» و «دستگاه قضايي» وظيفه و مسئوليت ايجاد مي نمايد.
اكنون قواي سه گانه كشور بنگرند و بينديشند كه به وظيفه و مسئوليت خويش به نحو احسن عمل مي كنند يا نه
روزنامه جمهوري اسلامي 82/04/09

برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوست‌اش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من می‌خواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.
 

omidayandh

omidayandh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 7483
محل سکونت : تهران
دسترسی سریع به انجمن ها