عضویت العربیة English
امام صادق علیه‌السلام: صله رحم و نیکى، حساب (قیامت) را آسان و از گناهان جلوگیرى مى‌کند. کافى، ج2، ص157

فرهنگ و تفكر اسلامي, جامع و همه سونگر

فرهنگ و تفكر اسلامي, جامع و همه سونگر
چهارشنبه 4 اسفند 1389  10:54 ب.ظ

ديدگاههاي متفكر شهيد آيت الله بهشتي درباره جامعيت اسلام
«جامعيت» يكي از ويژگي هاي مهم و بنيادين فرهنگ و تفكر اسلامي است. اين ويژگي, همه آموزه ها و تعاليم و قوانين اسلام را در تمام شئون حيات «مادي» و «معنوي» و براساس نيازهاي جسمي و روحي, براي بنيان نهادن يك زندگي سالم و پويا و بالنده, در دسترس «بشريت» قرار مي دهد.
فرهنگ و تفكر اسلامي به دليل جامعيت خود, انسان جامع مي پرورد, چنين انساني در «ماده» و «خاك» خلاصه نمي شود و در حصارهاي تنگ و ظلماني حيات ارضي اسير و زنداني نمي گردد, كه او موجودي است خاكي ـ آسماني و بايد با همه نيازهاي مادي و معنوي اش زندگي نمايد و جسم و جانش را در كنار هم به رشد و كمال برساند و سعادت دنيا را با رستگاري آخرت پيوند زند و به صورت يك حيات پرنشاط و با طراوت «ارضي و سمائي» متجلي سازد.
اگر به فرهنگ و تفكر اسلامي, از يك زاويه تنگ بنگريم و براساس نگرشهاي ضيق و محدود, تعاليم و قوانين همه سو نگر آن را تبيين نمائيم, آنچه باقي مي ماند «اسلام» نيست, كه همانا برداشت هاي تك بعدي ماست كه لباس اسلام را به تن كرده و ظاهري اسلامي به خود گرفته و از متن و باطن و محتواي غني و رهايي بخش اسلام دور شده است.
متفكر شهيد آيت الله بهشتي, در تبيين فرهنگ و تفكر اسلامي, «جامعيت» را اصل و موضوع تعيين كننده اي مي داند و هر نوع نگرش يكسويه از اسلام را نفي مي كند و آن را با حقيقت اسلام در تضاد و تنافي آشكار مي داند.
از ديدگاه شهيد بهشتي اسلام به دليل دربرداشتن تعاليم و قوانين مبتني بر زيست سالم و برتر انسان, به همه ابعاد وجودي بشر نظر گسترده و همه نيازهاي جامع او را تامين كرده است. به تعبيري ديگر, جامعيت اسلام و همه جانبه بودن قوانين آن, با جامعيت نيازهاي انسان و همه جانبه بودن آنها پيوند و ارتباط دارد. يعني همانگونه كه خالق هستي, انسان را با تمام جوانب و همراه با نيازهاي مختلف فطري و طبيعي در ابعاد مادي و معنوي و جسمي و روحي آفريد, مجموعه قوانين و دستورالعمل هاي لازم را كه بتواند به اين انسان چند بعدي نگرشي جامع و فراگير داشته باشد و بر جامعيت خواسته ها و نيازهاي فطري او نظر گسترد, ارسال داشته است.
طبيعي است اين جامعيت و گستردگي, برداشت هاي يكسويه را برنمي تابد و هرگونه نگرش تك بعدي به منظور مطرح كردن جلوه و نمودي از فرهنگ و معارف اسلامي و به اغماض و نسيان سپردن ساير جلوه هاي نوراني و حياتبخش آن را يك ضايعه و ركود محسوب مي دارد.
شهيد مظلوم آيت الله بهشتي به جامعيت اسلام توجه مي كند و برداشت تك بعدي از اسلام را با شناخت صحيح آن در تضاد مي بيند:
«اسلام, آئين انسان و انسانيت, و صراط مستقيم و راه راست انسان زيستن است, و به همين جهت به همه جوانب هستي انسان عنايت دارد و هيچ گاه در قالب نگرشها و برداشت هاي تك بعدي نمي شود اسلام را يافت.
همان قدر كه انسان موجوديست چند بعدي, اسلام هم آئيني چندي بعديست. لذا تا بيائيم يكي از اين ابعاد را بيش از حد برجسته كنيم و ابعاد ديگر را در آن محو كنيم يا اصلا فراموش كنيم, از اسلام دور شده ايم.» (1)
شهيد بهشتي سپس به اهميت «شناخت انسان» مي پردازد و از ضعف ها و كاستي هاي ناشي از يكسونگري به انسان و غفلت از شناخت همه ابعاد وجودي او سخن به ميان مي آورد و اين نگرشهاي ناقص را با رشد همه جانبه انسان مناسب نمي يابد:
«انسان در شناخت, داراي بعد حسي است, و نيز داراي ابعاد عقلي و عرفان و عشق و شور مي باشد.
انسان موجودي نيست كه عقل و خرد و انديشه يكپارچه باشد, تا با انديشه تحليل گر با او برخورد كنيم. دلمان را خوش كنيم كه ما با قدرت تجزيه و تحليل فراوان, با مساله انسانيت و انسان و جهان برخورد كرده ايم... در انسان, بعد ديگر هست در زمينه شناخت و معرفت كه به آن بعد عرفاني, بعد عشق و بعد شور و حال مي گوئيم... زندگي عشق و شور مي خواهد, زيرا باعشق و شور چيزهايي را مي شود فهميد كه با عقل تحليل گر هرگز قادر به فهم آن نيستيم. آن انسان از تك بعدي و تك نگري خردمندانه به ستوه آمده كه مي گويد:
آزمودم عقل دورانديش را
بعد از اين ديوانه سازم خويش را
... به راستي اگر زندگي انسان صرفا بخواهد مغز باشد و انديشه, جاذبه خودش را از دست مي دهد.» (2)
متفكر شهيد آيت الله بهشتي پس از مطرح كردن ابعاد وجودي انسان تحت عنوان نيازهاي «عقلي» و «عاطفي» او ـ كه اولي با نقش آفريني هاي نيروي خرد و در عرصه ها و حوزه هاي انديشه و تفكر متجلي مي گردد و دومي با روح و روان انسان پيوند مي يابد و به صورت عشق و شور و عرفان به تجلي و ظهور مي رسد ـ فرهنگ و تفكر اسلامي را جامع همه نيازهاي عقلي و عاطفي و جسمي و روحي انسان مي داند و پرورش يافتگان تعاليم و قوانين اسلام را بهره ور از همه جلوه هاي زيبا و بالنده و سعادت آميز آموزه هاي «خردپرور» و «روح بخش» و رشد دهنده «جسم» و پروازدهنده «جان عاشق» معرفي مي كند.
در تعابير و اشارات كوتاه و در عين حال ژرف و عميق اين انديشمند توانا تامل ورزيم:
«انسان اسلام, هم مغزش كار مي كند, هم قلبش... يعني وقتي دريافت هاي مغز و خرد, منتقل مي شود به انگيزه هاي زندگي انسان, يعني به آنچه زندگي انسان را مي سازد, جهت, شكل, آب و رنگ و حال و هوا مي دهد, آنجا بازتابش را روي قلب مي يابيد. اين است كه مي بينيد در فرهنگ شناخت قرآن تكيه خاصي روي قلب است: «لهم قلوب لايفقهون بها» (3) و در عين اين كه قرآن و اسلام در دستگاه معرفت بشري روي عقل و قلب هر دو تكيه مي كند, از نقش حس هم به هيچ عنوان غفلت نمي كند. ديده و گوش و شنيدن و ديدن, اين دو دروازه بزرگ و وسيع و فعال و پراثر آگاهي را هم رويش تكيه مي كند, «ان السمع والبصر والفواد كل اولئك كان عنه مسئولا» (4), بنا بر اين وقتي در باب معرفت وارد مي شويد, مي بينيد اسلام, تك بعدي نيست, نه مكتب حسي است فقط. نه مكتب عقلي است فقط, نه مكتب عرفاني است فقط, بلكه هم حسي است, هم عقليست و هم عرفاني. و وقتي مي گوئيم حسي, تجربي را هم شامل مي شود, لذا تجربي نيز هست... و همين طور, ذوقي و كشفي و شهودي است». (5)
اگر بخواهيم براي شناسايي نيازهاي انسان از زبان «تمثيل و تشبيه» استفاده كنيم و پيوستگي همه اعضا و جوارح انسان, و نيز ارتباط نيازهاي جسمي و روحي و رواني اش را به نظاره بنشينيم, تشبيه انسان به يك دستگاهي كه از قسمت و بخش هاي مختلف تشكيل شده و همه آنها با هم مرتبط مي باشند و حركت و بهره رساندن آن معلول وجود و همكاري و نقش آفريني همه بخش هاي آن است, راه گشا مي باشد, اين تمثيل اگر چه در مقايسه با عظمت و شگفتي هاي وجود انسان و نظم و سامان شگرفي كه توسط خالق هستي در آن به وجود آمده است, نارسا مي باشد, لكن براي تقريب ذهن به حقيقت مفيد مي باشد.
اين تمثيل و تشبيه از آن جهت ضروري و مفيد است كه ما را به جامعيت و همه سونگري اسلام رهنمون مي شود و ابعاد مختلف تعاليم و قوانين آن را كه بر همه نيازهاي فردي, اجتماعي, اخلاقي, تربيتي, عرفاني, حقوقي, فرهنگي و اقتصادي انسان اشراف دارد و همه شئون حيات مادي و معنوي و جسمي و روحي او را دربرميگيرد, متجلي و نمايان مي سازد.
متفكر شهيد آيت الله بهشتي با بهره برداري از اين تمثيل و تشبيه كوتاه, به ابعاد مختلف تعاليم اسلام و انطباق آن با نيازهاي گوناگون انسان, اشاره مي نمايد:
«وقتي اسلام مي خواهد به انسان به عنوان يك دستگاه نگاه كند, دستگاه كوچك از نظر حجم, و پيچيده وبزرگ از نظر نقش, مي بينيد به اين مجموعه انسان به صورت يك سيستم و يك مجموعه به هم بسته و به هم پيوسته نگاه مي كند و نيازهايش را در همه ابعاد مورد توجه قرار مي دهد. انسان هم جسم است, هم جان, هم نيازهاي بدني دارد, هم نيازهاي روحي, هم نياز اقتصادي و هم نياز معنوي, لذا وقتي مي خواهد راه نشان بدهد براي ارضاي نيازهاي مادي و بدني انسان, چنان آن را با نيازهاي عاطفي, روحي و معنوي مي آميزد, تا نشان دهد كه حتي در ارضاي يك نياز مادي نمي توان از نقش آن در ارضاي نيازهاي معنوي غافل بود.» (6)
«جامعيت فرهنگ و تفكر اسلامي» از موضوعات بسيار مهم و شايسته تعمق و تحقيق و پژوهش بنيادين مي باشد. كنكاشهاي علمي و پژوهشي در ابعاد مختلف آموزه ها و تعاليم و قوانين زندگي ساز اسلام به دليل ژرف نگري اسلام در همه شئون و جنبه هاي حيات مادي و معنوي انسان و وضع قوانين و احكامي كه بافطرت و طبيعت او انطباق كامل دارند, زيبايي ها و حكمت ها و تدبيرهاي خداوند قادر متعال را در آفرينش انسان و ارسال كتاب آسماني قرآن براي رهنمون ساختن او به رشد و كمال و سعادت در همه ابعاد حيات, آشكار مي سازد.
يكي از ويژگي هاي آثار متفكر شهيد آيت الله بهشتي, توجه به اين ضرورت و تلاش علمي در مسير تحقق عيني و عملي آن مي باشد و آنچه از نظر گذشت گامي كوچك در مسير شناسايي اين ويژگي و مشخصه مهم محسوب مي شود.
پاورقي:
1 ـ ويژگي هاي انقلاب اسلامي ايران, مجموعه گفتارهايي از شهيد مظلوم آيت الله بهشتي, گفتار نهم, برداشت هاي يك بعدي از اسلام, ص 168
2 ـ همان مدرك, ص 169
3 ـ قرآن كريم, سوره اعراف, آيه 179
4 ـ سوره اسرا, آيه 36
5 ـ ويژگي هاي انقلاب اسلامي ايران, گفتار نهم, برداشت هاي يك بعدي از اسلام, ص 170
6 ـ همان مدرك, ص 171
فرهنگ و تفكر اسلامي به دليل جامعيت خود, انسان جامع مي پرورد. چنين انساني در «ماده» و «خاك» خلاصه نمي شود و در حصارهاي تنگ و ظلماني حيات ارضي اسير و زنداني نمي گردد, كه او موجودي است خاكي ـ آسماني و بايد با همه نيازهاي مادي و معنوي اش زندگي نمايد و جسم و جانش رادر كنار هم به رشد و كمال برساند.
از ديدگاه شهيد بهشتي «اسلام» به دليل در برداشتن تعاليم و قوانين مبتني بر زيست سالم و برتر انسان, به همه ابعاد وجودي بشر نظر گسترده و به دليل اشراف بر تمام شئون و جلوه هاي خلقت او, همه نيازهاي جامعش را تامين كرده است.
اگر به فرهنگ و تفكر اسلامي از يك زاويه تنگ بنگريم و براساس نگرش هاي ضيق و محدود, تعاليم و قوانين همه سونگر آن را تبيين نمائيم, آنچه باقي مي ماند «اسلام» نيست, كه همانا برداشتهاي يك سويه ماست كه لباس اسلام به تن كرده و ظاهري اسلامي به خود گرفته و از متن و باطن و محتواي غني و رهايي بخش اسلام دور شده است.
فرهنگ و تفكر اسلامي, جامع و همه سونگر
روزنامه جمهوري اسلامي 82/04/05

برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوست‌اش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من می‌خواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.
 

omidayandh

omidayandh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 7483
محل سکونت : تهران
دسترسی سریع به انجمن ها