عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

آیا قرآن خاص زمان نزول است؟

آیا قرآن خاص زمان نزول است؟
پنج شنبه 5 اسفند 1389  01:16 ق.ظ

قرآن

آیا قرآن از فرهنگ عصر و مکان خود تاثیر گرفته است؟ مثلاً اگر جای دیگری نازل می‌شد به جای خرما و شتر چیز دیگری در قرآن می‌آمد؟


باید دقت شود که گاهی در طرح یک بحث، با خلط مبحث ظریف و جا به جایی یک واژه که شاید ابتدا زیاد هم مهم به نظر نرسد، یک معنای کاملاً انحرافی و غلط را بیان و القا می‌کنند، که از جمله همین واژه‌ی «تأثیر پذیری» به جای واژه‌های چون «انطباق، هماهنگی و ...» است.

به عنوان مثال: اگر منظور از سؤال این باشد که در هر حال آیات الهی در هر دینی منطبق با زبان پیامبر آن دین و هماهنگ و مفهوم قوم مخاطب و محیط رسالتش (محدود و یا جهانی) نازل می‌گردد، درست است و حرف جدیدی نیست. چنان چه خداوند متعال خود در کلام وحی می‌فرماید:

«وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ بِلِسانِ قَوْمِهِ لِیُبَیِّنَ لَهُمْ فَیُضِلُّ اللَّهُ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدی مَنْ یَشاءُ وَ هُوَ الْعَزیزُ الْحَكیمُ» (ابراهیم -4)

ترجمه: هیچ پیغمبرى را جز به زبان مردمش نفرستادیم، تا (احكام را) براى آنان بیان كند، و خدا هر كه را بخواهد گمراه، و هر كه را بخواهد هدایت مى‏نماید، و او عزیز و حكیم است‏.

بالاخره پیامبران از آسمان نازل نمی‌شوند و در بین اقوام زندگی کرده و مبعوث می‌گردند و بدیهی است که هر قومی زبانی و فرهنگی دارد که پیامبرش به آن زبان سخن می‌گوید و به آن فرهنگ آشنایی کامل دارد و اولین مخاطبین هر پیامبری نیز قوم خودش هستند و نه اقوام دیگر و سپس به موجب گستره‌ی شعاع مأموریت الهی، اقوام دیگر را شامل و در نهایت دین جهانی می‌گردد.

اما به این معنایی که ذکر شد، «تأثیر پذیری» نمی‌گویند. تأثیر پذیری وقتی صورت می‌پذیرد که کلام یا فعل متأثر از چیزی باشد و کلام وحی فقط متأثر از علم، حکمت و اراده‌ی الهی است، نه متأثر از هیچ چیز دیگری و از جمله فرهنگ یک قوم. که اگر چنین بود آداب و سنن آن قوم مثل بت‌پرستی، دختر کشی، لجن خواری، قمار، پسر خواندگی و ... را رد نمی‌نمود. و معارف و احکامش را نیز منطبق با فرهنگ و نیازهای یک قوم صادر می نمود و نه منطبق بر عقل و فطرت بشر در تمامی اعصار و خود نیز محدوده‌ی رسالت را تعیین می‌نمود. چنان چه به یکی فرمود: تو مخصوص قوم لوط هستی، به دیگری فرمود: مخصوص بنی اسرائیل هستی ... و به آخری فرمود که جهانی و برای همگان در همه‌ی اعصار هستی.

آنها که مدعی می‌شوند قرآن کریم متأثر از فرهنگ قومی محیط بوده است، در اصل می‌خواهند وحی بودن آن را منکر شوند تا بتوانند در نهایت خالق حکیم را انکار کنند. پس برای آنها هیچ پاسخی در این باره مفید و حتی لازم نمی‌باشد، بلکه باید در اصل مبحث توحید بحث شود، که آیا اساساً جهان آفریدگار حی، علیم، حکیم و قادری دارد یا خیر؟ این آفریدگار هدایت هم می‌کند و یا همه را رها کرده است و ...؟

خداوند در آیة 125 سورة انعام می‌فرماید: «... خداوند هر كه را خواهد گمراه كند، سینة او را آنچنان تنگ می‌كند كه گویا می‌خواهد به آسمان برود»

لذا شاهدیم که مطرح کنندگان این گونه شبهات، فقط روی مثال‌ها تکیه می‌کنند، در صورتی که در قرآن کریم مباحث اعتقادی، فلسفی، عرفانی، حقوقی، اجتماعی، سیاسی و ... بسیاری مطرح شده است و در برخی از مسائل نیز مثال آورده شده است و مثال نیز فقط مختص به «شتر» نبوده که بگوییم عربی است. هر چند که شتر نیز مختص سرزمین‌های عربی نیست و همگان آن را می‌شناسند. بلکه از عنکبوت، مورچه، مگس، زنبور، الاغ، گاو، پشه، خورشید، نور، ماه و ... نیز مثال آورده شده است که عمومیت دارد و تعداد این مثال‌ها و جامعیت آنها نیز بسیار بیشتر از مثال به «شتر» است. بله، البته که قرآن مثالی از یک حیوان که فقط عده‌ای خاص آن را دیده باشند (مثل ماهی سفید که مخصوص دریای خزر است یا کوسه‌ی دریای مدیترانه یا خرس قطبی) نمی‌آورد و حتی چنان چه بیان شد حتی مثال از «شتر» در آن برای همگان آشنا است. آیا کشورهای آسیایی فاقد شتر هستند یا آمریکایی یا اروپایی یا خاور دور مثل چین؟! حالا یک جا کمتر است و یک جا بیشتر. ولی کدام ملتی در جهان وجود داشته یا دارد که به هیچ وجه از پوست، گوشت، شیر و پی شتر استفاده نکرده باشد؟!

مثال های قرآنی ، با حکمت بیان شده اند !

قران و خدا

اما آنان که اینگونه‌ بهانه را مطرح می‌کنند، در میان همه‌ی مثال‌های قرآنی فقط «شتر» را انتخاب می‌کنند که بگویند: قرآن عربی است و نتیجه بگیرند که یا اصلاً از طرف خداوند نیست و یا دست کم فقط مخصوص به محیط‌های عربی و اعراب است. در صورتی که نه شتر مختص به اعراب است، و نه مثال‌های قرآنی محدود به شتر است و نه «مثل به شتر» دلیل بر وحی بودن یا نبودن، یا منطقه‌ای یا جهانی بودن اسلام می‌باشد.

البته چنان چه بیان شد، مثال‌های دیگری نیز در قرآن کریم وجود دارد که به مراتب بیشتر است. اگر اینان فقط به مثال بسنده می‌کنند و هیچ مطلب و مفهوم دیگری را نمی‌فهمند، چرا مثال‌های دیگر را بیان نمی‌کنند. به مثال به دو نمونه‌ی ذیل دقت شود:

«مَثَلُ الَّذینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِیاءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَیْتاً وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُیُوتِ لَبَیْتُ الْعَنْكَبُوتِ لَوْ كانُوا یَعْلَمُونَ» (العنکبوت - 41)

ترجمه: مثل كسانى كه به جاى خدا اولیایى دیگر اتخاذ مى‏كنند مثل عنكبوت است و خانه ساختنش و به درستى سست‏ترین خانه‏ها خانه عنكبوت است اگر بدانند.

«مَثَلُ الَّذینَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ یَحْمِلُ أَسْفاراً بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذینَ كَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمینَ» (الجمعة - 5)

ترجمه: وصف حال آنان كه تحمل (علم) تورات كرده و خلاف آن عمل نمودند در مثل به حمارى (الاغی) ماند كه بار كتاب‌ها بر پشت كشد (و از آن هیچ نفهمد و بهره نبرد) آرى قومى كه مثل حالشان این است كه آیات خدا را تكذیب كردند بسیار مردم بدى هستند و خدا هرگز ستمكاران را (به راه سعادت) رهبرى نخواهد كرد.

خداوند در مثل زدن اِبایی ندارد !

در هر حال خداوند از هر چه که بخواهد مثل می‌زند و در مثل زدن نیز هیچ ابایی ندارد و هر کس که عنادی نداشته باشد با مثلی روشن‌تر و آگاه‌تر می‌شود و آنان که عناد دارند، حتی بحث‌های عقلی نیز در آنان کارساز نیست، چه رسد به مثل‌ها:

«إِنَّ اللَّهَ لا یَسْتَحْیی‏ أَنْ یَضْرِبَ مَثَلاً ما بَعُوضَةً فَما فَوْقَها فَأَمَّا الَّذینَ آمَنُوا فَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ أَمَّا الَّذینَ كَفَرُوا فَیَقُولُونَ ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلاً یُضِلُّ بِهِ كَثیراً وَ یَهْدی بِهِ كَثیراً وَ ما یُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفاسِقینَ» (البقره - 26)

ترجمه: خدا از این كه به پشه و یا كوچك‌تر از آن مثل بزند شرم نمى‏كند مؤمنان چون آن را بشنوند می‌دانند كه درست است و از ناحیه پروردگارشان است، ولى كافران گویند خدا از این مثل چه منظور داشت بسیارى را با آن هدایت و بسیارى را به وسیله آن گمراه مى‏كند ولى جز گروه بدكاران كسى را بدان گمراه نمى‏كند.

1ـ از امام صادق ـ علیه السلام ـ سؤال شد كه چرا قرآن با تكرار و درس و نشر جز تازگی اثر دیگری نمی‌پذیرد؟ حضرت فرمود: تازگی قرآن برای آن است كه خدای تبارك و تعالی آن را برای زمان موقّت یا مردم خاص نفرستاده و چون همیشگی و همگانی است، در هر زمان جدید است، و در نزد هر مردمی تا روز قیامت شیرین و پر جذبه است

پاسخ:

دلیل‌های زیادی را می‌توان آورد كه قرآن جاودانه و برای تمام زمان‌ها بوده و مخصوص یك زمان نمی‌باشد:

1. خطابات عام قرآن: بسیاری از آیات قرآن خطاب‌هایی دارد كه برای تمام مردم و هر مكلفی می‌باشد. مانند «یا ایها الذین آمنوا: ای كسانی كه ایمان آورده‌اید»1 و «یا ایها الناس: ای مردم»2 و «یا ایها الانسان: ای انسان».3

2. طرز بیان قصه‌های قرآن: در قرآن داستان‌های فراوانی از پیامبران و امت‌های گذشته ذكر شده، ولی چون هدف قرآن هدایت انسانهاست، این داستان‌ها را به طور كامل و مرتب بیان نكرده و آنچه را برای هدایت مفید بوده، آورده است تا بندگان از آن جریانات پند گیرند. بنابراین نمی‌شود گفت این جریانات برای گذشته بوده و ربطی به آینده ندارد، پندگیری از یك جریان برای همیشه است.

3. آیاتی كه قرآن را جاودانه معرفی می‌كند: قرآن كتابی جهان شمول است و اختصاصی به زمان، مكان، نژاد، آداب و سنن خاص ندارد؛ زیرا قرآن خود را چنین معرفی می‌نماید: «ان هو الا ذكری للعالمین»4 قرآن جز یك پند برای عالمیان نیست. «نذیراً للبشر»5 بیم دهنده تمام انسان‌ها است. لازمة این كلیّت و دوام و نیز نیازمندی همیشگی بشر به آن، این است كه هیچ گاه گرد كهنگی بر آن نشیند و همیشه تازه باشد.

قرآن

4. روایات: از روایات استفاده می‌شود، محتوای قرآن كریم به گونه‌ای تنظیم شده تا همانند سفره‌ای همگان در هر عصری بر سر آن بنشینند، و از نعمت‌های معرفتی آن استفاده برند: 1ـ از امام صادق ـ علیه السلام ـ سؤال شد كه چرا قرآن با تكرار و درس و نشر جز تازگی اثر دیگری نمی‌پذیرد؟ حضرت فرمود: تازگی قرآن برای آن است كه خدای تبارك و تعالی آن را برای زمان موقّت یا مردم خاص نفرستاده و چون همیشگی و همگانی است، در هر زمان جدید است، و در نزد هر مردمی تا روز قیامت شیرین و پر جذبه است.6

5. امام باقر ـ علیه السلام ـ همیشگی بودن قرآن را به همواره بودن دو اختر فروزان، خورشید و ماه تشبیه نموده، می‌فرماید: «قرآن همانند خورشید و ماه همیشه در جریان است، و زندگی انسان‌ها را تا پایان دنیا روشن می‌سازد.7

6- باطن داشتن قرآن كریم: قرآن علاوه بر ظاهر، دارای باطن است. و ظاهر قرآن همان دلالت ظاهری قرآن است كه از قرائن، از جمله شأن نزول آیه به دست می‌آید و جنبة خصوصی دارد؛ ولی باطن قرآن با قطع نظر از قرائن موجود، برداشت‌هایی كلی است كه از متن قرآن به دست می‌آید، و همه جانبه و جهان شمول است، لذا پیوسته مانند جریان خورشید و ماه در جریان است. اگر چنین نبود قرآن از استفاده دائمی ساقط می‌گردید. لذا همین برداشت‌های كلی و جهان شمول است كه تداوم قرآن را برای همیشه تضمین كرده و آن را همواره زنده و جاوید نگاه داشته است.8 و اگر چنین نبود می‌بایست با از بین رفتن گروهی، آیة مخصوص آنها نیز باطل می‌شد.امام باقر ـ علیه السلام ـ می‌فرماید: «اگر آیه‌ای درمورد قومی نازل شود و آن قوم بمیرد، آیه هم می‌میرد، و برای قرآن چیزی باقی نمی‌ماند، ولی قرآن تا آسمان و زمین باقی است، جریان دارد. پس بنابراین باید از قرآن معنایی به دست آورد كه برای عموم افراد تا قیامت باشد. برای روشن شدن مطلب، یك نمونه از قرآن آورده می شود:

بت‌پرستی: اولاً: بت‌پرستی مخصوص زمان پیامبر اكرم (ص) نبوده، زیرا هم اكنون تعداد زیادی از افراد در كشورهایی چون ژاپن، هند و ... بت‌پرست هستند ثانیاً: بت‌پرستی در هر زمانی جلوه‌ای دارد، در آن زمان چوب و سنگ بود، و هم‌اكنون صورت‌های دیگری چون دنیاپرستی، پول‌پرستی، مقام‌پرستی و... دارد.9

امام باقر ـ علیه السلام ـ همیشگی بودن قرآن را به همواره بودن دو اختر فروزان، خورشید و ماه تشبیه نموده، می‌فرماید: «قرآن همانند خورشید و ماه همیشه در جریان است، و زندگی انسان‌ها را تا پایان دنیا روشن می‌سازد

نتیجه گیری :

اما این كه قرآن در رابطه با آینده سخنی ندارد، باید گفت: كتاب‌هایی كه اعجاز قرآن را بیان كرده‌اند، یك بخش را اختصاص به اعجاز علمی داده‌اند كه قرآن مطالبی را بیان كرده كه برای آن زمان مشخص نبود، و بعداً با پیشرفت علم معنای آیه خوب روشن شده است، مانند دشواری تنفس با افزایش ارتفاع كه امروزه، علم به آن رسیده است.

10

خداوند در آیة 125 سورة انعام می‌فرماید: «... خداوند هر كه را خواهد گمراه كند، سینة او را آنچنان تنگ می‌كند كه گویا می‌خواهد به آسمان برود.»

 

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:

1ـ عبدالله جوادی آملی، تفسیر موضوعی (قرآن در قرآن)، (قم؛ اسراء 1378)، ج 1،‌ص 277 تا 349، بخش جاودانگی قرآن.

2ـ مرتضی مطهری،خاتمیّت، (تهران؛ صدرا، 1364). ص 152 تا 164 و قسمت‌های دیگر.

3ـ محمد هادی معرفت،‌علوم قرآنی، (قم؛ مؤسسة فرهنگی تمهید، 1380)، صص 414 تا 431.

4ـ ناصر مكارم شیرازی، تفسیر نمونه (دارالكتب الاسلامیه، 1368)، ج 5، ص 435، ج 8، ص 227، ج 10، ص 119، ج 11، ص 183؛ ج 18، ص 389؛ ج 19، ص 17؛ ج 23، ص 266.


پی‌نوشت‌ها :

1 -  ر.ک: بقره/104، 153، 272 و آل عمران/100، 102 و نساء/ 19،29.

2- بقره/ 21 و نساء/1 و یونس/23 و حج/5 و فاطر/5 و حجرات/13 و ...

3-  ر.ک: انفطار/6 و انشقاق/6.

4 -  انعام/ 90.

5-  مدثّر/ 36.

6-  به نقل از: جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی، قرآن در قرآن، قم، انتشارات اسراء، 1378، ج 1، ص 313.

7-  همان.

8- ر. ك: معرفت، محمد هادی، التمهید، قم، جامعة مدرسین حوزة علمیّة، بی‌تا، ج 3، ص 29.

9 ر. ك: مكارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالكتب الاسلامیه، 1368، ج 8، ص 260.

10- معرفت، محمد هادی، علوم قرآنی، ص 425.

kb9j_img_3241.jpg

شهر من یک گل به نام حضرت معصومه دارد.

papeli

papeli
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1388 
تعداد پست ها : 12772
محل سکونت : قم
azadeh_69 تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها