عضویت العربیة English
امام جواد علیه‌السلام: عزّت مؤمن در بى نیازى او از مردم است. بحارالأنوار، ج 75، ص 109

ديدگاه قرآن درباره ستم پذيري و ستم ستيزي

ديدگاه قرآن درباره ستم پذيري و ستم ستيزي
پنج شنبه 5 اسفند 1389  02:13 ق.ظ

رخداد بزرگ و بی‌مانند كربلا كه اوج سعادت ها و شقاوت هاست، دربردارنده آموزه‌های بسیاری است. آیات روشن آن، همانند آیات قرآنی دارای بطون بسیار است. هر مطالعه آن، به انسان درس زندگی می‌آموزد و با هر قرائت جدید از این آیات روشن، انسان گامی بلند در مسیر خودسازی بر می‌دارد. بی گمان مصداق «اقرء فارق؛ بخوان و برآی» در این آیات كربلایی موج می‌زند؛ چرا كه رخداد كربلا و واقعه عاشوراء تاویل آیات قرآن صامتی است كه مفسرانی راسخی چون اباعبدالله الحسین(ع) و یاران باوفایش با خون الهی خود در بیابان تفتیده طف رقم زدند.
یكی از وجوه تاویلی آیات تنزیلی كربلای خونین، ستم ستیزی آن است. همه آنانی كه در كربلا، نقش الهی را بر صفحه كائنات رقم می‌زدند، با ستم ستیزی به میدان آمدند و در این راه سخنان گفته و كارهای سترگ كرده اند كه سرمشق همه آزادگان جهان و ستم ستیزان دنیاست.
نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه‌های تنزیلی و تاویلی قرآن و عاشوراء بر آن است تا گوشه ای از این ستم ستیزی را تبیین كند و دیدگاه قرآن را پیرامون ستم پذیری و ستم ستیزی تشریح نماید اینك با هم این مطلب را از نظر می‌گذرانیم.    
مظلومان ستم ستیز و ستم سوز
بی‌گمان بسیاری از امور جهان دارای دو وجه است. شاید برای همین است كه خداوند، رستگاری را در نفی و اثبات «لااله الاالله» نهاده است؛ چرا كه بی نفی خدایگان، هرگز نمی توان به خدای یگانه ای رسید كه هستی را آفریدگاری و پروردگاری می‌كند. ازاین رو جهان زمانی رنگ و روی عدالت و دادگری را خواهد دید كه ستمگری رخت بر بندد و دادخواهان به ستم ستیزان روی آورند، چرا كه بی نفی ستم نمی توان امید به دادخواهی و عدالت گرایی داشت؛ زیرا نفی ستم در هر شكل و اندازه آن، زمینه تحقق و اقامه عدالت می‌باشد.
خداوند، عدالت را تنها در سایه سار نفی هر گونه ظلم و ستم گری در آدمی می‌داند و لذا هر گونه گرایش ولو اندك به ظلم را قبیح می‌شمارد و از آن نهی می‌كند. این بدان معناست كه شخص نه تنها خود نباید اهل ظلم و ستم باشد، بلكه حتی نباید گرایش به ستمگران و ظالمان داشته باشد. از این رو می‌فرماید: «و به كسانی كه ستم كرده اند متمایل مشوید كه آتش دوزخ به شما می‌رسد و در برابر خدا برای شما دوستانی نخواهد بود و سرانجام یاری نخواهید شد.» (هود، آیه 113)
بنابراین، اگر گرایش به ظالم هر چند اندك حرام است و خداوند وعده آتش دوزخ را می‌دهد، پس هر گونه همكاری با ظالم، وضعیت بدتری دارد و خشم و انتقام الهی را نسبت به چنین همكاری تشدید می‌كند.
از آن جایی كه ریشه بسیاری از ستمگری ها، خودخواهی است، شخص در پی آن است كه به طریقی خود را حفظ كند. تمایلات خانوادگی نیز در همین قاعده می‌گنجد. تمایلات خانوادگی موجب می‌شود تا ناخواسته انسان گرایش به ظلم پیدا كند و حقی را تباه سازد. از این رو خداوند می‌فرماید: دادگری كنید، هر چند درباره خویشاوند شما باشد. (انعام، آیه 152)
این سخت گیری تا آن جایی است كه مراعات عدالت را حتی نسبت به دشمنان لازم برمی شمارد و می‌فرماید: ای كسانی كه ایمان آورده اید، برای خدا به دادگری برخیزید و به عدالت شهادت دهید، و البته نباید دشمنی گروهی شما را بر آن دارد كه عدالت نكنید. عدالت كنید كه آن به تقوا نزدیكتر است، و از خدا پروا دارید كه خدا به آنچه انجام می‌دهید آگاه است.» (مائده، آیه 8)
بنابراین عدالت خواهی می‌بایست در رگ و ریشه شخص نفوذ كند تا خواسته و ناخواسته به اجرای آن قیام نماید. بخشی از عدالت خواهی در نفی ستمگری و گرایش به ستم و ستمگران نهفته است. بنابراین شخص عدالت خواه لازم است عدالت را در نفی ستم نیز بجوید. این نفی ستم هم در حوزه گفتار و هم در مقام عمل است. به این معنا كه آن چه از عدالت خواهی و ستم ستیزی در خود به عنوان بینش دارد، در مقام گفتار نیز آورد و در مقام عمل انجام دهد. پس هرگاه ستم و ستمگری رادید، آن را با زبان انكار كند و به مقابله با آن برخیزد و در مقام اجرا و عمل نیز عدالت را انجام دهد.
براساس آموزه‌های الهی، انسان ها همان گونه كه باید عدالت خواه و ستم ستیز باشند، باید در شرایطی كه به ایشان ستم روا می‌شود دست بر روی دست نگذارند بلكه به مقابله با ستم و ستمگران برخیزند. به این معنا كه ستم ستیزی به عنوان امری واجب بر شخص ستم شده و افراد جامعه است. هیچ كس نمی تواند به سبب این كه در معرض ستم است و یا به وی ستم می‌شود، نسبت به ستم و ستمگران واكنش نشان ندهد و ستم پذیر باشد؛ چرا كه ستم پذیری، خود گناهی نابخشودنی است.
مظلوم كسی است كه به وی ظلم شده است ولی منظلم كسی است كه ظلم و ستم را پذیرفته و به آن تن داده و نسبت به آن واكنش منفی نشان نمی دهد و به مبارزه با آن نمی پردازد. از نظر اسلام پذیرش ظلم و ستم روا نیست و شخص به سبب همین پذیرش ظلم نشان می‌دهد كه گرایش به ظلم و ظالم دارد و می‌بایست به سبب همین پذیرش و ركون، مجازات شود.
مظلوم باید در برابر ظلم و ستم بایستد و تن به ظلم و پذیرش آن ندهد. از این رو براساس آموزه‌های قرآنی و اسلامی مظلوم می‌بایست انسان ستم ستیز بلكه ستم سوز باشد تا با مبارزه خود ریشه ستم و ستمگری را بسوزاند و از میان بردارد؛ چنان كه امام حسین(ع) و یاران مظلوم وی در كربلاچنین كردند و علیه ظلم و ستم قیام كرده و ریشه‌های ظلم و ستم اموی را سوزاندند و ستم ستیزی و ستم سوزی را در جامعه اسلامی بلكه جامعه انسانی نهادینه كردند، به گونه ای كه رهبران هندوی هند از آن حضرت(ع) برای مبارزات خویش الگو گرفتند و وی را سرمشق مبارزات خود قرار دادند.
 
نگرش قرآن به مظلومان
خداوند در آیاتی از قرآن به مساله مظلومان توجه داده است. در این آیات مسائل چندی بیان شده كه از جمله آن ها می‌توان به لزوم یاری طلبیدن مظلومان هنگام واقع شدن در ظلم اشاره كرد. خداوند در آیاتی از جمله 75 سوره نساء و 227 سوره شعراء و نیز 38 و 39 سوره شوری از مظلومان می‌خواهد كه هنگام وقوع ظلم، دیگران را به یاری خویش بخوانند.
براساس همین آیات بر دیگران است كه در صورت درخواست مظلوم به یاری وی بشتابند، چرا كه كمك خواهی زمانی می‌تواند به عنوان یك حكم لازم، مطرح شود كه از سوی دیگران پاسخ درخور و مناسبی دریافت شود؛ به این معنا كه در صورتی دستور یاری خواهی معنا پیدا می‌كند كه دستوری نیز به دیگران در یاری رسانی به مظلوم داده شود.
گاه شده است كه شخص به یاری مظلوم نمی رود در حالی كه نسبت به ظالم نیز گرایشی ندارد، ولی ترس این كه خود نیز مظلوم واقع شود موجب می‌شود تا به دستگیری مظلوم نرود. چنین تفكری در اسلام مردود است و شخص لازم است به ندای كمك و یاری مظلوم پاسخ دهد وگرنه مسلمان نیست.
به سخن دیگر، نام مسلمانی بردن به این است كه نه تنها گرایش به ظلم و ظالم نداشته باشد بلكه به كمك مظلومی بشتابد كه درخواست یاری می‌كند.
خداوند در آیات 38 و 39 سوره شوری بیان می‌كند كه از ویژگی‌های مومنان آن است كه در كنار هم هستند و با عزم دینی و اراده ایمانی به همیاری یكدیگر می‌شتابند و استمداد مومنان را پاسخ می‌دهند و با مظلوم همراه می‌شوند تا علیه ظلم قیام كنند.
خداوند در آیه 75 سوره نساء نیز به صراحت حمایت از مظلومان را تكلیفی الهی بر عهده مومنان بر می‌شمارد و در آیاتی از جمله همین آیه و نیز آیات 13 تا 15 سوره ابراهیم و 39 و 60 سوره حج از دفاع و حمایت خود از جبهه مظلومان در برابر متجاوزان و سركشان سخن به میان می‌آورد تا نشان دهد كه یاری مظلومان در حقیقت قرارگرفتن در صف خداجویانی است كه در جبهه مظلوم علیه ظالم می‌جنگند.
در برخی از موارد به سبب حساسیت قضیه و موضوع لازم است كه توجه ویژه ای از سوی مومنان صورت گیرد، چنان كه خداوند این گونه عمل می‌كند. از جمله این موارد می‌توان به مظلومانی اشاره كرد كه از سرزمین و خانه و كاشانه خود رانده شده اند (حج، آیات 39 و 40) و یا این كه بی گناهی به قتل رسیده است (اسراء آیه 33) در چنین مواردی خداوند به حمایت مظلومان می‌شتابد و از مومنان می‌خواهد تا در این موارد توجه خاصی به مظلومان شود تا آنان بتوانند به حق خویش برسند و از ظلم و ستم رهایی یابند. همان طور كه از حقوق قطعی مظلومان مبارزه با ظالمان است، همچنین تكلیف مومنان است تا به یاری ایشان بشتابند و از همكاری و همیاری در این زمینه كوتاهی نكنند. (نساء، آیه 75 و حج، آیه 39)
خداوند در آیه 42 سوره شوری، انتقام گرفتن از ظالمان را حق مشروع و مسلم ستمدیدگان بر می‌شمارد و یادآور می‌شود كه اگر مظلوم از این حق خویش استفاده كرد و در مقام انتقام گرفتن و مقابله به مثل، حركتی انجام داد نمی بایست سرزنش شود، چرا كه حق مقابله به مثل برای او ثابت است و هیچ كس نمی تواند آن را به عنوان ستم تاسیسی بر شمارد بلكه این حركت، پاسخی در جواب ستم و ستمگری بوده است. (همان)
خداوند در آیاتی از جمله 41 سوره نحل، شكست مظلومان را در مبارزه با ظالمان، عین پیروزی بر می‌شمارد و برای آنان پاداش مضاعف در آخرت قرار می‌دهد، هر چند كه در آیاتی از جمله 103 و 129 و 137 سوره اعراف بر پیروزی نهایی مظلومان در نبرد جهانی علیه ظلم و ظالمان تاكید می‌ورزد ولی اگر در همین میان پیش از دست یابی به پیروزی در این نبرد نهایی علیه ظالم، مظلومانی كشته شوند در حقیقت پیروز نهایی هستند و پاداش خاصی را نزد خداوند دارند.
كربلای ستم ستیز و ستم سوز 
بی گمان تجلی و تحقق آیات قرآنی را می‌بایست در صحنه بزرگ عاشورایی دید كه فجر موفقیت‌های ستم ستیزان مظلوم علیه ستمگران بود؛ چرا كه آنان توانستند نه تنها پیروزی را برای امت اسلام رقم زنند بلكه جلوه هایی از پیروزی در نبرد نهایی علیه ظالمان را به نمایش گذارند و طومار حكومت ستمگران اموی را در هم پیچند.
در فرهنگ كربلایی، واژگان روشنی از تاویلات قرآن به دست راسخون در علم الهی یافت می‌شود كه هم چنان بر عرصه هستی می‌درخشد و راهنمای مردمان ستم ستیز ستمدیده می‌باشد.
همه كسانی كه در رخداد كربلادر جبهه عدالت علیه ستم می‌جنگیدند كسانی بودند كه در مسیر الهی، همه سختی‌ها و بلایا و مصیبت ها را به جان خریده بودند. از این رو اجازه نمی‌دادند تا دشمن تفسیر واژگونه از رخداد كربلا ارائه دهد. در اخبار كربلا آمده است كه یزید ملعون در هنگامی كه اسیران كربلاو سران شهداء را به دربار آوردند، این آیه را به عنوان تعریض خواند: ما اصابكم من مصیبه فبما كسبت ایدیكم و یعفو عن كثیر. یعنی گرفتاری هایی كه به مردم می‌رسد به سبب كارهای خودشان است و این در حالی است كه خدا از بسیاری از خطاها و گناهان مردم گذشت می‌كند وگرنه مصیبت‌های آنها بسیار بیش از این می‌بود.
امام سجاد(ع)، پاسدار ارزش‌های قرآنی و كربلایی، در رد این دیدگاه یزید كه در جهت تغییر مفاهیم و ارزش‌های اسلامی صورت می‌گرفت، فرمودند: نه چنین است كه تو گمان كرده ای. این آیه درباره ما فرود نیامده بلكه آنچه درباره ما نازل شده این آیه است كه خداوند می‌فرماید: ما اصابكم من مصیبه فی الارض و لافی انفسكم الا فی كتاب من قبل ان نبراها؛ یعنی نرسد مصیبتی به كسی در زمین و نه در جانهای شما آدمیان مگر آنكه در نوشته آسمانی است پیش از آنكه خلق كنیم آن را تا افسوس نخورید بر آنچه از دست شما رفته و شاد نشوید برای آنچه شما را آمده است. پس مائیم آن كسانی كه چنین هستند.
یعنی این مصیبت كربلایی و مبارزه در برابر ستم و ستمگران به حكم قضای كلی الهی برای ما و شهیدان كربلایی نوشته شده بود و درحكم قدر الهی نیز این شهادت و اسارت برای ما بوده است. بنابراین ما به حكم الهی گردن نهادیم و در برابر ظلم و ستم ایستادیم و تن به ظلم و ستم نسپردیم و خوار و ذلیل نشدیم بلكه با عزت با خداوند پیمان خون بستیم و این چنین ظالمان را رسوا كردیم.

عالم محضر خداست درمحضر خدا گناه نکنید حضرت امام (ره)

hasantaleb

hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان
دسترسی سریع به انجمن ها