عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر کس حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار اوست. بحارالأنوار، ج43، ص261

نداي آسماني قسمت اول

نداي آسماني قسمت اول
پنج شنبه 5 اسفند 1389  02:42 ق.ظ



نداي آسماني

قسمت اول

چکيده

ميان علامت‌هاي قيام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف نداي آسماني جايگاه ويژه‌اي دارد. مطرح شدن اين مطلب در روايات فراوان، تطبيق آياتي از قرآن توسط اهل‌بيت عليه السلام بر آن، مطرح شدن آن در آخرين توقيع، حتمي بودن و آغاز ظهور حضرت به وسيله ندا، نشان از اهميت آن دارد. مهم‌ترين هدف از نداي آسماني، شناساندن حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف به جهانيان و اعلان آمدن او است. در اين نوشتار، ابتدا مباحث «واژه شناسي ندا»، «هدف از اعلان ندا»، «نشانه‌هاي حتمي و بدا»، و «نداي آسماني در قرآن کريم» مطرح مي‌شوند، سپس نداي آسماني معرفي و به وظيفه مخاطبان ندا و نداهاي ديگر و نداي آسماني از نگاه عامه اشاره مي‌شود.


کليد واژه‌ها :

ندا، صيحه، ظهور، اعلان، حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف، نشانه حتمي، بدا.


مقدمه

وعده ظهور برقرار کننده عدالت در جهان و برچيننده ظلم از گيتي، برجسته‌ترين آينده بيني حجت‌هاي پروردگار است که همة اديان آسماني از آن خبر داده‌اند. اين حادثه، به قدري با ارزش است که آينده نگري‌هاي وحياني، نشانه‌ها و حوادث پيرامون آن را بازگو كرده‌اند. بخش زيادي از روايتهاي اسلامي در بحث مهدويت، مربوط به علامت‌هاي قيام حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف است.


ميان نشانه ها، «ندا يا صيحه آسماني» جايگاه ويژه‌اي دارد؛ زيرا ده‌ها حديث دربارة آن به دست ما رسيده است. آياتي از قرآن کريم ـ به ويژه آيه چهارم سوره شعراء ـ طبق روايت‌هاي تفسيري بر آن دلالت دارند. اين نشانه، در توقيع آخر براي نايب چهارم علي بن محمد سمري مطرح شده و ظهور حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف منوط به خروج سفياني و صيحه آسماني معرفي شده است.


علاوه بر اين، نداي آسماني از نشانه‌هاي حتمي قيام حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف به شمار مي‌آيد. با اين ندا، نام و نسب و برحق بودن حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف و پيروانش براي جهانيان اعلان مي‌شود و مردم از زمان ظهور آگاه مي‌شوند. مي‌توان گفت با آمدن فردي با خصوصيت‌هاي سفياني از وادي يا بس و تسلط او بر منطقه خاور ميانه و رخ ندادن «نداي آسماني » نمي‌توان ادعا کرد اين فرد، همان سفياني مطرح شده در علايم حتمي متصل به قيام حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف است؛ ولي با اعلان نداي آسماني ظهور حضرت رقم مي‌خورد.


در اين نوشتار، مطالبي دربارة ندا، به صورت فشرده مطرح مي‌شود و سپس به بحث اصلي دربارة آن مي‌پردازيم.


الف. واژه شناسي ندا

در احاديث ندا، واژه‌هاي « ندا» «صيحه» «صوت» «اعلان» «فزعه» و «هدّه» به کار رفته است كه به توضيح اجمالي آن‌ها مي‌پردازيم:


1. واژه «ندا» به معناي خواندن با صداي بلند است. «النداء رفع الصوت و ظهوره؛ ندا بلند کردن و آشکار کردن صدا را گويند» (راغب، بي‌تا: ص486). در روايت‌ها، واژه «ندا» بيشتر براي صدايي بامحتوا، به كار رفته است.


2. واژه «صيحه» به معناي فرياد يا صداي بسيار بلند است. «الصوت بأقصي الطاقة؛ مراد از صيحه، صدا با نهايت توان است» (طريحي، 1362: ج2، ص389). اين واژه در احاديث ندا، براي صداي با محتوا استفاده شده است.


3. واژه «صوت» به معناي صداي سخن است. «الصوت في العرب جرس الکلام» (طريحي، همان: ص209). صوت در زبان عربي به معناي صداي سخن است.


در چندين روايت از احاديث ندا، کلمه «صوت» آمده است. در حديثي، عبدالله بن ابي يعفور از امام جعفر صادق عليه السلام مي‌پرسد: «مراد از صوت چيست؟ آيا همان ندا دهنده است؟» فرمود: «بلي و به وسيله آن، صاحب اين امر شناخته مي‌شود» (نعماني، 1422: ص266).


4. واژه «اعلان» به معناي «آشکار کردن» آمده است. «علن الامر…أي شاع و ظهر؛ علن الأمر، يعني آن امر را آشکار و پخش کرد» (فراهيدي، 1409: ج2، ص141).


تنها در يک روايت از احاديث ندا، کلمه «يعلن» آمده است. اين حديث، از امام رضا عليه السلام نقل شده است که مي‌فرمايد: «بردن نامش در دوران غيبت جايز نيست تا اين‌که ايشان را مي‌بينند و نامش اعلان مي‌شود و تمامي مردم آن را مي‌شنوند» (خصيبي، 1419، ج1: ص364). در نتيجه «اعلان» در اين روايت، به معناي آشکارا بيان شدن نام حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف براي همة مخلوقات است.


5. واژه «فزعه» به معناي ترس است. «فزع منه… أخافه و روعه؛ فزع منه، يعني از او ترسيده و هراسناک شده» (ابن منظور، بي‌تا: ج8، ص251). اگر درباره نداي آسماني، اين واژه را بپذيريم، ترسناکي نداي آسماني را روشن مي‌کند.


6. واژه «هدّه» به معناي صدايي است که از فرو ريختن يا انهدام چيزي شنيده مي‌شود. «الهدّ هدم له وقعٌ و سقوط شيء ثقيل و الهدّة صوتُ وقعِهِ؛ هدّ به معناي انهدامي است که همراه فرو ريختن و سقوط شيء سنگيني باشد. الهدّة، صداي فرو ريختن آن را گويند» (راغب، همان، ص537). در احايث شيعه، تعبير «هدّه» دربارة ندا نيامده است؛ ولي در تعداد قابل ملاحظه‌اي از روايت‌هاي عامه، تعبير «هدّه» به كار رفته است.


در روايتي عبدالله بن مسعود از رسول خدا صلي الله عليه و آله مي‌پرسد:‌ اي رسول خدا! مراد از صيحه چيست؟ فرمود: صدايي است که در نيمه رمضان شنيده مي‌شود» (مروزي، 1423: ج1، ص185).


ب. هدف از اعلان ندا

1. شناساندن حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف به جهانيان


مهم‌ترين هدف نداي آسماني، شناساندن امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف به جهانيان است؛ زيرا قيام آن امام، انقلابي جهاني است و شناسايي او نيز بايد جهاني باشد، تا حجت بر همگان تمام شود و نگويند راه و مسير حق را نشناختيم. در روايتي وقتي عبدالله بن ابي يعفور از امام جعفر صادق عليه السلام مي‌پرسد: «آيا مراد از صوت، همان ندا دهنده است؟» حضرت در پاسخ مي‌فرمايد: «بلي و به وسيله آن، صاحب اين امر شناخته مي‌شود (نعماني، همان: ص266).


2. بشارتي براي مؤمنان و رنجشي براي کافران


پيروان حق با شنيدن نداي آسماني، نشاط و شادابي خاصي مي‌يابند و آگاه مي‌شوند که مولايشان بعد از قرن‌ها انتظار مي‌آيد و در پرتو آن، حق و عدالت همه جا را نوراني خواهد کرد. گويي با شنيدن ندا، روحي تازه در وجودشان دميده مي‌شود. از سوي ديگر، دشمنان حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف با شنيدن آن ندا، مي‌فهمند برابر قدرت آسماني او تواني ندارند و نمي‌توانند مقاومت کنند. از امام رضا عليه السلام نقل شده است:


هنگام فقدان آب گوارا، بسياري از مردان و زنان مؤمن، دلسوخته و متأسف و اندوهناکند. گويي آنان را در نااميد‌ترين حالاتشان مي‌بينم که ندا را مي‌شنوند؛ ندايي که از دور، مانند شنيده شدن از نزديک، شنيده مي‌شود. آن، رحمتي براي مؤمنان و عذابي بر کافران است (شيخ صدوق، 1380: ج2، ص59).


3. اتمام حجتي همگاني


نداي آسماني، همگاني است و هر کس با زبان خود اين ندا را مي‌شنود (نعماني، همان: ص262). ديگر جايي براي عذر و بهانه باقي نمي‌ماند که اگر واقعاً مي‌دانستيم او حجت خداوند است، از او پيروي مي‌کرديم. در روايتي از امام جعفر صادق عليه السلام چنين نقل شده است: «به اسم و کنيه و نسب حضرت، ندا داده مي‌شود. اين مطلب، دهان به دهان بين اهل حق و باطل و موافقان و مخالفان مي‌چرخد، تا حجت را بر آنان در شناختن او تمام کند» (مجلسي، 1404: ج53، ص3).


ج. نشانه‌هاي حتمي و بدا

با توجه به حتمي بودن نداي آسماني که با واژه‌هاي گوناگون در احاديث اهل‌بيت عليه السلام (طوسي، 1425: ص435؛ نعماني، همان: ص261) بيان شده است، آيا احتمال عدم وقوع نداي آسماني هست؟ به عبارت ديگر آيا مي‌شود در نشانه‌هاي حتمي بدا حاصل شود؟ داوود بن قاسم جعفري مي‌گويد: «نزد ابو‌جعفر عليه السلام )امام نهم( بوديم که از سفياني و حتمي بودن امر او سخن ميان آمد. از امام پرسيدم: «آيا در امر محتوم، بدا حاصل مي‌شود؟» فرمود: «بلي». به آن حضرت گفتم: «مي‌ترسم در امر قائم عجل الله تعالي فرجه الشريف نيز بدا حاصل شود؟» فرمود: «آمدن قائم عجل الله تعالي فرجه الشريف از وعده‌هاي الهي است وخداوند، خلف وعده نمي‌کند» (نعماني، همان: ص314).


اين حديث، بدا را در امور حتمي جايز مي‌شمارد. بنا بر اين روايت، احتمال دارد نداي آسماني واقع نشود. نشانه حتمي، به علامتي گويند که آمدنش بر امر ديگري متوقف نباشد و صد در صد واقع شود؛ به همين دليل مي‌بينيم علامه مجلسي در توجيه روايت بالا مي‌گويد: «احتمال دارد مراد از واقع شدن بدا در امور محتوم، بدا در خصوصيات آن‌ها باشد، نه در اصل وجودشان؛ مانند خروج سفياني قبل از نابودي بني عباس و مانند آن» (مجلسي، همان: ج52، ص251). توجيه علامه مجلسي نمي‌تواند مناسب باشد؛ زيرا خلاف ظاهر روايت است؛ ولي مي‌توان گفت:


اولاً: روايت از جهت سند، به دليل مجهول بودن «محمد بن احمد بن عبدالله خالنجي» ضعيف به شمار مي‌آيد.


ثانياً: بر فرض اعتبار سند، با احاديث ديگر که امور حتمي را تغيير ناپذير معرفي مي‌کنند، منافات دارد (نعماني، همان: ص312؛ شيخ طوسي، همان: ص449).


ثالثاً: صاحب مكيال المكارم مي‌نويسد:

غرض و منظور از قرار دادن نشانه‌ها آن است که مردم به وسيله آن‌ها امام غايب خود را بشناسند و از کسي که به دروغ ادعاي امامت کند، پيروي ننمايند؛ پس هر گاه تمام نشانه‌ها تغيير کند و هيچ يک از آن‌ها براي مردم آشکار نشود، نقض غرض لازم مي‌آيد و اين، بر خداوند محال است (موسوي اصفهاني، 1381: ج1، ص512).


رابعاً: مي‌توان از روايات، سه مطلب استفاده کرد:

1. اخباري که اگر شرايط حاصل شود و مانعي نباشد، حادث مي‌شوند.


2. اخباري که همة شرايطشان حاصل است و مانعي براي تحقق ندارند، مگر اراده و خواست الهي.


3. اخباري که همة شرايطشان آماده است و مانعي ندارند و خداوند در تحقق آن‌ها دخالت نمي‌کند؛ زيرا با وجود قدرت بر اين کار، با صفات ربوبي او نمي‌سازد؛ مانند ستم که خداوند قادر بر آن است؛ ولي از باري تعالي محال است «و لا يظلم ربک احداً»؛ چون با عدل الهي منافات دارد. همچنين است وعده الهي که خداوند خلف وعده نمي‌کند: >ان الله لا يخلف الميعاد< (آل عمران، 9).


امور حتمي، از نوع دوم است؛ يعني شرايطشان حاصل و مانعي براي تحققشان وجود ندارد؛ ولي اراده و خواست الهي در تحقق آن‌ها دخيل است (ر.ك: عاملي، 1412: ص60). پروردگار متعال به سبب اثرهاي مطلوب نشانه‌هاي حتمي و اثرهاي نامطلوب رخ ندادن آن‌ها از تحققشان جلوگيري نمي‌کند. در نداي آسماني، آنچه حتمي مطرح شده است، اصل ندا است؛ ولي خصوصيات آن، حتمي نيست؛ مثال، زمان ندا مي‌تواند ماه رمضان نباشد و هر زمان مي‌توان منتظر نداي آسماني و ظهور حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف بود. «توقعوا الفرج صباحا و مساءاً» (شيخ طوسي، همان: ص457).


د. نداي آسماني در قرآن کريم

آياتي از قرآن کريم به وسيله احاديثي از پيشوايان معصوم عليه السلام بر نداي آسماني، تفسير يا تطبيق شده‌اند (نعماني، همان: ص267 و 269؛ قمي، 1404: ج2، ص326؛ حسيني، 1409: ج2، ص732). رواياتي، مراد از «آيه» چهارم سوره شعراء را صيحه يا نداي آسماني دانسته‌اند (قمي، همان: ص118؛ كليني، همان: ج8، ص258؛ نعماني، همان: ص267).


آيه چنين است: >ان نشأ ننزل عليهم من السماء آية فظلّت أعناقهم لها خاضعين<؛ اگر بخواهيم از آسمان بر آنان آيه‌اي )= معجزه اي( نازل مي‌کنيم، تا گردن‌هايشان برابر آن فروتن شود.


جايگاه آيه در بحث مهدويت

ميان احاديثي که مراد از «آيه» را نداي آسماني مي‌دانند، پنج روايت با سند صحيح وجود دارد. عبدالله بن سنان مي‌گويد: نزد امام جعفر صادق عليه السلام بودم. شنيدم مردي از همدان به حضرت مي‌گويد: «آنان )= عامه( ما را مسخره مي‌کنند و به ما مي‌گويند: شما گمان مي‌کنيد منادي از آسمان به اسم صاحب اين امر ندا مي‌دهد؟!». عبدالله بن سنان مي‌گويد: امام در حالي که تکيه داده بود، ناراحت شد و صاف نشست. سپس فرمود:


از من روايت نکنيد و از پدرم نقل کنيد و اين مطلب براي شما اشکالي ندارد. شهادت مي‌دهم من از پدرم شنيدم که مي‌فرمود: «به خدا قسم اين مطلب در کتاب خداوند عز و جل روشن است. وقتي مي‌آورد «ان نشأ…» پس در آن وقت کسي در زمين نمي‌ماند، مگر اين‌که گردنش مقابل آن، خاضع شده و فرو مي‌افتد» (نعماني، همان: ص267).


ديدگاه مفسران

تفسير آيه با آنچه در اين روايات مطرح شده است، مناسبت ندارد؛ به همين دليل مفسران به دنبال پاسخ اين اشکال بر آمده اند:


علامه طباطبايي دربارة اين احاديث مي‌گويد:

در تفسير قمي، ذيل آيه «إن نشأ ننزل…» مي‌گويد: پدرم از ابن ابي عمير از امام جعفر صادق عليه السلام روايت کرد که فرمود:


گردن‌هايشان ـ بني اميه ـ با صيحه آسماني به نام صاحب الامر عجل الله تعالي فرجه الشريف، نرم و خاضع مي‌شود. مي‌گويم: اين معنا را کليني در روضه کافي و صدوق در کمال الدين و مفيد در ارشاد و شيخ در الغيبه روايت كرده‌اند و ظاهر اين روايات، همه از باب جري و تطبيق است نه از باب تفسير؛ چون سياق آيه با تفسير بودن آن نمي‌سازد (طباطبايي، 1417: ج15، ص254).


اين حديث در تفسير قمي از ابن ابي عمير از هشام از امام جعفر صادق عليه السلام نقل شده است (قمي، همان: ج2، ص118).


در تفسير نمونه آمده است:

روشن است که منظور از اين روايات، بيان مصداقي از مفهوم وسيع آيه است که سرانجام به هنگام ظهور حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف رهبر حکومت جهاني، تمام حکومت‌هاي ظلم و جور که خط بني اميه را ادامه مي‌دهند، به حکم اجبار در برابر قدرت مهدي و حمايت‌هاي الهي او، سر تسليم فرود مي‌آورند (مكارم شيرازي، 1374: ج15، ص188).


نتيجه

چنان‌كه گذشت اهل تفسير «نداي آسماني» را از باب جري و تطبيق و بيان مصداقي از مفهوم وسيع آيه دانسته‌اند؛ يعني مفهوم آيه چنين است: خداوند هر وقت بخواهد، معجزه‌اي از آسمان مي‌فرستد، تا گردن‌ها برابر آن فرو افتد و تسليم امر خداوند شوند و يکي از مصداق‌هاي آن، مي‌تواند هنگام ظهور حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف، نداي آسماني به نام آن حضرت باشد.


سؤال: آيا خداوند کسي را از روي اجبار به پذيرش ايمان دعوت مي‌کند؟ در پاسخ به اين پرسش، شيخ طوسي در ذيل آيه مي‌گويد:


«ايمان اجباري، مقصود از تکليف را نقض مي‌کند؛ زيرا خداي تعالي اگر اين کار را بکند، ديگر مستحق ثواب و مدح نخواهند بود» (طوسي، بي‌تا: ج8، ص5) پس ايشان اين کار را از خداوند نفي مي‌کند.


در پاسخ به اين پرسش مي‌توانيم بگوييم: وقتي به آيات قرآن مي‌نگريم، دربارة بني اسرائيل چنين مي‌خوانيم: «وقتي کوه )طور( را بر سر آنان بر افراشتيم، گويي سايباني بود و گمان بردند که بر آنان فرو خواهد افتاد )و گفتيم:( آنچه به شما داده‌‌ايم، با قوت بگيريد و آنچه در آن هست، به خاطر بسپاريد، تا تقوا پيشه کنيد» (اعراف، 171).


بنا بر مفاد اين آيه، خداوند، بني اسرائيل را مجبور به ايمان و پذيرش دستورهاي تورات مي‌کند، هنگامي كه آنان به سبب سختي شريعت، از پذيرفتن آن سرباز مي‌زدند. شيخ طوسي ذيل اين آيه مي‌گويد:


دليل قرار گرفتن کوه بر آنان اين بود که حضرت موسي عليه السلام وقتي تورات را بر ايشان آورد و از احکام و حدود آن آگاه شدند و سختي عبادت و پذيرش آن را فهميدند، از پذيرفتن آن امتناع ورزيده و گفتند: اين کار بر ما سخت و سنگين است. پس خداوند، کوه را مانند سايباني بر روي آنان افراشت و حضرت موسي عليه السلام به آنان فهماند که اگر تورات را نپذيريد و به دستورهاي مطرح شده در آن عمل نکنيد، کوه بر شما فرود مي‌آيد؛ به همين دليل آنان تورات را پذيرفتند و خداوند فرود آمدن کوه را از آنان باز داشت (طوسي، همان: ج5، ص25).


مي‌بينيم شيخ طوسي ايمان اجباري درباره بني اسرائيل را مطرح مي‌كند و هيچ اعتراضي به بي ارزش بودن آن نمي‌كند يا توجيهي براي آن نمي‌آورد. در تفسير نمونه اين سؤال مطرح شده است که آيا ايمان آوردن در اين حال (کوه طور بالاي سر) جنبه اجباري ندارد؟ و پاسخ مي‌دهد « شک نيست که در آن حال، يک نوع اضطرار بر آنان حکومت مي‌کرده؛ ولي مسلما بعد از بر طرف شدن خطر، راه را با اختيار خود مي‌توانستند انتخاب کنند» (مكارم شيرازي، همان: ج6، ص238).


اين مطلب، دربارة نداي آسماني نيز صادق است؛ يعني گر چه ندا باعث کرنش ابتدايي همگان مي‌شود، ولي پس از مدتي، هر کس راه خود را انتخاب مي‌کند و اين مطلب در روايات اهل‌بيت عليه السلام پس از شنيدن نداي ابليس، مطرح شده است (نعماني، همان: ص267).

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

mohamadaminsh

mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان
دسترسی سریع به انجمن ها