عضویت العربیة English
امام جواد علیه‌السلام: عزّت مؤمن در بى نیازى او از مردم است. بحارالأنوار، ج 75، ص 109

انتظار تکیه زدی به کعبه و تو دستت

انتظار تکیه زدی به کعبه و تو دستت
پنج شنبه 5 اسفند 1389  09:03 ق.ظ


انتظار تکیه زدی به کعبه و تو دستت
شمشیر عدل علی می‌درخشه
آسمونی و توی دستای تو
شمشیر تو مثل یه آذرخشه
پیچیده توی کوچه‌ها عطر یاس
می‌چرخونی به هر طرف سرت رو
تو اومدی نشون بدی به عالم
مرقد بی‌نشون مادرت رو
سایه‌ی تو افتاده روی زمین
رنگ از رُخ خورشیدمون پریده!
خورشید ما می‌دونه خورشید تویی
سایه‌ی خورشیدُ کسی ندیده!
روی زمین جای قدم‌های تو
گل دسته دسته می‌زنه شکوفه
هیچکی نمی‌دونه که قصدت کجاست
داری به کربلا می‌ری یا کوفه؟
بعد یه عمری انتظار اومدی
حالا بگو تکلیف ماها چیه؟
منتظرای واقعی کدومان؟
تکلیف امروز چیه؟ فردا چیه؟
امروزُ که اومدی، با تو خوشیم
فردا قراره چی بشه... می‌دونیم؟
تو پسر علی و عدلی... ولی ـ
ما سر حرفامون اگه نمونیم...
از صبحِ گلدسته صدای اذون
منو می‌یاره به خودم... بیدارم
وضو بگیرم که داره دیر می‌شه
پاشم برم سجاده رو بیارم!!

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

mohamadaminsh

mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان
دسترسی سریع به انجمن ها