عضویت العربیة English
امام جواد علیه‌السلام: عزّت مؤمن در بى نیازى او از مردم است. بحارالأنوار، ج 75، ص 109

موفقیت در سینما را مدیون پدرم هستم

موفقیت در سینما را مدیون پدرم هستم
پنج شنبه 5 اسفند 1389  12:25 ب.ظ


طبق اعلام روابط عمومی صدا و سیما یکی از پر بیننده ترین برنامه های نوروزی تله فیلم «پسرها سرباز به دنیا نمی آیند» به کارگردانی شاهد احمدلو بود که همزمان با پخش مجموعه تلویزیونی «ماه عسل» به کارگردانی همین برنامه ساز جوان روی آنتن رفت. این موفقیت سبب شد تا گفتگویی با این کارگردان انجام بدهیم که می خوانیم:
فکر می کردی «پسرها سرباز به دنیا نمی آیند» عنوان بهترین تله فیلم نوروزی توسط تماشاگران را کسب کند؟
من همیشه به موفقیت های خیلی بزرگ زیاد فکر می کنم و اصلاً فکر نمی کردم که کارهای نوروزی من در بین تماشاگران بالاترین امتیازها را به دست بیاورد. من همیشه آرزوهایم را در کنار آینه اطاقم می نویسم، چیزهایی که مایلم به دست بیاورم. یکی از آرزوهایم در سال قبل حضور در بخش مسابقه جشنواره فیلم فجر با ارایه فیلم «موش» بود و آرزوی بعدی ام فتح نوروز 88. البته بر خلاف انتظارم کارشناسان، همکاران و منتقدان آنطور که شایسته و بایسته فیلم «موش» بود چندان از آن صحبت نکردند. با این حال این اتفاق هیچ تاثیری در روحیه من که در آن ایام سخت مشغول ساخت مجموعه نوروزی «ماه عسل» بودم نگذاشت.
اما خوشبختانه آرزوی فتح نوروز 88 محقق شد.
خدا را شکر بله؛ در حقیقت آرزوی درونی ام با این اتفاق رو شد.
چه شد که نوشته فلوراسام را جلوی دوربین بردی و اولین تجربه مجموعه سازی ات را به ثبت رساندی؟
من به نوعی تجربه مجموعه سازی در تلویزیون را با ساخت مجموعه «خودم هستم» در سال 84 آغاز کردم. ساخت آن مجموعه با حمایت انجمن سینمای جوان شکل گرفت و با حال و هوای مجموعه های تلویزیونی کاملاً تفاوت داشت. در شرایطی که در حال تدوین تله فیلم «پسرها سرباز به دنیا نمی آیند» بودم از دفتر باران فیلم و از طرف «مجید اوجی» تهیه کننده و حسن لبافی دستیار اولم در مجموعه «ماه عسل» با من تماس گرفته شد که پیرامون ساخت مجموعه «ماه عسل» با هم صحبت کردیم. در دیداری که با آقای اوجی داشتم مثل کارهای قبلی ام خواهان مطالعه فیلنامه شدم تا نظر نهایی ام را اعلام کنم و ببینم آیا حال و هوای فیلمنامه با سلیقه من جور در می آید یا خیر؟ و مایل بودم به عنوان نخستین مجموعه ام کاری ارایه بکنم که ضمن کسب تجربه ای خوب کاری قابل قبول نیز ارایه کرده باشم. به همین دلیل وقتی متن قصه را خواندم ویژگی های جالبی در کل قصه دیدم. اینکه قصه روایتگر یک داستان اصلی و چند داستان فرعی در موازات با هم بود و از همه مهم تر اینکه شخصیت های قصه ایرانی بودند از این رو با همکاری مجید اوجی مراحل پیش تولید و انتخاب بازیگران در آبان 87 انجام شد.
انتخاب بازیگران به عهده شما بود؟
پاسخ: همواره در کارهای سینمایی و تلویزیونی انتخاب بازیگران به عهده تهیه کننده و کارگردان است و این دو اگر بتوانند تعامل و تفاهم خوبی با هم در همه مراحل تولید داشته باشند نه تنها گروه تولید به مشکلی بر نخواهند خورد، بلکه با همدلی آنان با اتفاقات خوبی نیز مواجه خواهند شد. خوشبختانه از نظر سلیقه، من و مجید اوجی خیلی زیاد به هم نزدیک بودیم و بازیگران شاخصی هم که برای این مجموعه انتخاب شدند دور از ذهن من و آقای اوجی نبودند.
حضور آن همه بازیگر حرفه ای، کار شما را به عنوان کارگردان سخت نکرد؟
اتفاقاً کاری بسیارسخت بود. در آن مجموعه ما با حداقل 12 بازیگر سرشناس مواجه بودیم. در آن شرایط به نظر من فقط دانستن فن و تکنیک های لازم کارساز نبود و برای رسیدن به نتیجه دلخواه؛ رفاقت با گروه در طول سه ماه را می طلبید. من هنگام ساخت مجموعه «ماه عسل» تمام تجربیات زندگی ام را که طی این سالها آموخته ام هزینه کردم. با این توضیح که همدلی و همراهی های عوامل تولید کار به ویژه آقای سعیدپور صمیمی و دیگر بازیگران به قدری بود که آنان شخصیت خود در مجموعه را به طور دلخواه بازی کردند. این کار در همه موارد تاثیر بسیار مثبتی برای من و ساخت پلان های بعدی ام گذاشت.
طی ساخت مجموعه تغییری در قصه به وجود نیامد؟
خیر، بر اساس ضوابط صدا و سیما عمل کردیم و مطابق قصه کار ساخته شد.
با توجه به اینکه نویسنده فیلمنامه خودش یکی از بازیگران مجموعه نیز بود حضور مستمر وی در کنار شما چقدر بر نتیجه کار نقش داشته است؟
یکی از اتفاقاتی که موجب شد پروژه «ماه عسل» به بهترین شکل جلو برود حضور فلوراسام بود. او چون اشراف کامل به قصه و شخصیت های آن داشت و همچنین ایفای نقش «شیوا» توسط وی به پیشنهاد من انجام شد کار خیلی کاملاً راحت شد. فلوراسام همواره مراقب کلیت کار بود و همراهی های خوب او تاثیر بسزایی در بهتر شدن کار کل گروه داشت و من از تجارب خوب مجید اوجی و همسرش (فلورا سام) که کارهای درخشانی را به اتفاق هم در صدا و سیما انجام داده اند به خوبی استفاده کردم.
پایان قصه همانی بود که دلت می خواست؟
بله، دقیقاً! همان طور که تلویزیون، نویسنده و تهیه کننده علاقه مند بودند کار گرفته شد.
خودت در «ماه عسل» نقش کوتاهی (دکتر) را ایفاء کردی. با توجه به اینکه مدتها بود جلوی دوربین نرفته بودی، چه شد که در نقش محوری بازی نکردی؟
علاقه من به سمت بازیگری از دوره نوجوانی و جوانی بود، اما خیلی زود علاقه ام به کارگردانی متمرکز شد. بنابراین من هم همه اهدافم را روی کارگردانی متمرکز کردم. ساخت این مجموعه به اندازه کافی سختی های خودش را داشت و حتی اگر علاقه مند بودم که ایفاگر یکی از نقش های اصلی کار باشم دیگر مجالی برای کارگردانی نداشتم.
دوست داشتی ایفاگر نقش کدام شخصیت مجموعه می شدی؟
بدون شک «امیر آشفته»، شخصیتی که یوسف تیموری به خوبی آن را به تصویر کشید.
با توجه به اینکه موسیقی متن اکثر کارهایت توسط شوهر خواهرت (ناصر چشم آذر) ساخته می شود چه شد که ساخت موسیقی «ماه عسل» به وی محول نشد؟
عدم توافق آقای چشم آذر با مجید اوجی و کمی وقت مهم ترین عامل عدم همکاری با ایشان بود.
از نگاه شما جذابترین بخش مجموعه «ماه عسل» کدام قسمت بود؟
یکی از تاثیرگذارترین سکانس های سریال زمانی است که «خان بابا» بیمار می شود و منصور (محمد مطیع) سجاده پدرش را بغل می گیرد و به گریه می افتد و دوربین دور اتاق می چرخد. بعد دوربین روی خواهر منصور زوم می شود که پیرامون «خان بابا» در حال صحبت است. در ادامه از زاویه دیگر پروانه معصومی به تصویر کشیده می شود که با آنها همدلی میکند و آنها را تشویق به انجام فریضه نماز می کند و ...
بعد از برگزیده شدن کارهایتان توسط مردم با پیشنهادات جدیدی رو به رو نشدی؟
چرا، اما اولویت کاری ام ساخت یک فیلم سینمایی در ژانر طنز است که نویسنده اش خودم هستم و نگاهی انتقاد آمیز به مسائل پشت پرده سینما، آدم ها و روابط بین آنها دارد. در حال حاضر هم سرگرم پیش تولید آن کار هستم.
دغدغه فعلی ات چیست؟
ساخت فیلم سینمایی پیش رویم تقریباً همه ذهنم را به خودش مشغول کرده است.
با توجه به اینکه رشته تخصصی شما نقاشی است آخرین بار کی به سراغ قلم و رنگ رفتی؟
در سالهای اخیر واقعاً فرصت این کار را نداشته ام و فقط به طراحی روی کاغذ اکتفا کرده ام، منتهی تاثیر تحصیلاتم بر من همان است که در قالب کارهایم دیده می شود.
رنگ دلخواهت چه رنگی است؟
به تمام رنگها علاقه دارم.
آخرین تابلویی که کشیدی تصویر چی بود؟
تابلوی با فضای انتزاعی یک دشت که یک اسب در آن وجود دارد، با یک فضای آبی و بنفش که البته آن تابلو را به آقای داود میرباقری هدیه داده ام.
اولین تابلویی که کشیدی و توجه دیگران را برانگیخت چه بود؟
سه تابلوی کوچک در کنار هم بود که آنها را با گواش کار کرده بودم. آن تابلوها در نمایشگاهی که برگزار کردم توسط علی عابدینی و پرویز پرستویی خریداری شدند که تصور می کنم آن تابلوها امروز در اختیار علی عابدینی باشد.
 کدام تابلوی خودت را در منزل داری؟
یک تابلو با موضوع انباری خانه مادربزرگم است که الان در اطاق برادرم نصب شده است.
راستی از خانواده ات بگو.
پدرم(آقای محمدولی احمدلو) از بازیگران نقش های کوتاه سینمای قبل از انقلاب است که در تداوم علاقه مندی اش به سینما در سالهای بعد از انقلاب مدیر تدارکات سینما شد و با کارگردانان خوبی از جمله مسعود کیمیایی، داود میرباقری، سیروس الوند، زنده یاد ساموئل خاچیکیان و ... همکاری داشته است. من هم اگر امروز در سینما به موفقیتی رسیده ام همه را مرهون پدر خوبم می دانم. مادرم (فاطمه خانم) خانه دار است و یک برادر و دو خواهر دارم. خواهر بزرگم همسر موسیقیدان معروف کشورمان (ناصر چشم آذر) است و خواهر و برادر کوچکترم در رشته عکاسی تحصیل کرده اند.
شاهد احمدلو از نگاه خودش چگونه فردی است؟
کسی که همیشه سعی کرده آدم خوب و مهربانی باشد و هیچوقت سعی نکرده دل کسی را بشکند و بسیار خانواده دوست است.
منبع: خانواده جوان، شماره 145.
 

nikaeen

nikaeen

nikaeen
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1389 
تعداد پست ها : 225
محل سکونت : اصفهان
دسترسی سریع به انجمن ها