عضویت العربیة English
امام صادق علیه‌السلام: صله رحم و نیکى، حساب (قیامت) را آسان و از گناهان جلوگیرى مى‌کند. کافى، ج2، ص157

وقتي انسان متبلور مي شود

وقتي انسان متبلور مي شود
پنج شنبه 5 اسفند 1389  02:49 ب.ظ

محوریت حوزه‌های متفاوت فكری در اندیشه علامه جعفری «بشر» است
جامعه شناسی فقط محدود به پوزیتیویسم منطقی نیست. كاری كه در فلسفه اجتماعی، روش شناسی و مابعدالطبیعه انجام می‌شود نیز جامعه شناسی است.
آخرین سخنرانی آذرماه پژوهشكده علوم اجتماعی پژوهشگاه علوم انسانی با عنوان اندیشه‌های اجتماعی علامه جعفری(ره) برگزار شد. دكتر سیدجواد میری در این نشست به زوایای پنهانی از اندیشه‌های مرحوم علامه جعفری، نوری تاباند و علاقه مندان را هر چه بیشتر از وسعت گستره فكری این اندیشمند فقید آگاه كرد.
گفته می‌شود علامه جعفری(ره) بیشتر مفسر نهج البلاغه و مولوی شناس بوده است تا صاحب نظریات اجتماعی. دكتر میری با بیان این سخن گفت: برخی علامه را بیشتر فقیه می‌دانند تا متفكر، اما حقیقت این است كه به عنوان مثال تنها دستنوشته‌های منتشر نشده علامه بیش از 10 میلیون كلمه در حوزه‌های مختلف و مشخصا در حوزه علوم اجتماعی در مورد متفكرانی مثل ماكس وبر و دوركیم است. این نوشته‌ها شامل نظریات علامه در مورد اجتماع خوب نیز است كه هنوز چاپ نشده است. به گفته این جامعه شناس، علامه در بین سال‌های 50 تا 52 نیز درس گفتارهایی با موضوع انسان و جامعه شناسی برگزار كرده كه دراین دوره كاملابه جامعه شناسی پرداخته است؛ بنابراین به فعالیت‌های علامه در این زمینه باید از منظری دیگر نگریست.
دكتر میری با اشاره به تمایل اسلامی كردن علوم انسانی، در بیان پیشینه این بحث اشاره كرد: باید دید در جامعه شناسی به عنوان یك علم آكادمیك در این زمینه‌ها چه كارهایی انجام شده است. جفری ـ سی ـ الكساندر كتابی 3 جلدی به نام منطق جامعه شناسی دارد كه در آن درباره مفروضات علوم بحث كرده است كه خواسته ناخواسته تاثیرات خود را بر علم می‌گذارد. این پژوهشگر حوزه علوم اجتماعی در توضیح پژوهش خود در این زمینه افزود: طبق این تحقیق اقالیم هفتگانه ای پیرامون علوم اجتماعی وجود دارند. اقلیم اول پژوهش اجتماعی، اقلیم دوم نظریه جامعه شناختی، سومین اقلیم نظریه اجتماعی، اقلیم چهارم فلسفه اجتماعی و اقلیم پنجم فرانظریه و ششم مابعدالطبیعه و هفتم منطقه الفراغ است كه نام این اقلیم از اندیشه‌های شهید صدر به عاریه گرفته شده است.
منظور دكتر سیدجواد میری از پژوهش اجتماعی، جنبه ای از مطالعات اجتماعی است كه در آن عالم اجتماعی عمدتا دغدغه مسائل روش شناختی را دارد و مهم ترین زمینه پژوهشی مدنظر وی پرسش‌های تجربی است كه قابل ارزیابی كمّی است و هیچ ارتباط ساختارمندی با ابعاد عقلانی وجود ندارد. در این اقلیم از هرگونه انتزاع پرهیز می‌شود و هیچ گونه ارزش تحلیلی برای آن در نظر گرفته نمی شود و دغدغه‌های عقل گرایانه و فوق عقلانی به دیده تردید نگریسته می‌شود. به طور خلاصه مساله كاربرد، كلیدواژه این اقلیم است. در اقلیم نظریه جامعه شناختی، عالم اجتماعی از كاستی‌های تجربه گرایی افراطی آگاه است، چرا كه خود ایده جامعه قابل تصریح تجربی نیست و كسانی كه بر اثبات تجربی امر اجتماعی اصرار می‌ورزند با چالش‌های جدی مواجهند. از این رو محققان با جدی گرفتن چالش‌های دیالكتیكی كل گرایی تیزبین شده‌اند و آنها را بر آن داشته تا پرسش‌های جهانشمول و عمدتا مهم طرح كنند، در حالی كه انتقادات جزیی را مد نظر قرار می‌دهند. در این اقلیم به واسطه بسط گستره خیال از داده‌های حسی به داده‌های عقلانی در نردبان پالایش انتزاعی، اندكی حركت به بالاانجام می‌شود.
به گفته دكتر میری در اقلیم نظریه اجتماعی شاهد یك دگرگونی بنیادین هستیم. به طوری كه پرسش محوری یك اندیشه رشته ای، به طریق غیررشته ای مورد بحث قرار می‌گیرد. محقق در این اقلیم به انتزاعی ترین طریق ممكن به نظریه پردازی مبادرت می‌ورزد به طوری كه توجهی به رویكردهای جزء نگرانه به واقعیت نمی‌شود. از نظر هستی شناختی محقق در بند آرمان عقل گرایی است بدون این كه حتی گامی به سوی ساحت‌های عقلانی خیال برداشته باشد. به عنوان مثال هابرماس، مدرنیته را بهترین پروژه می‌داند و تصریح می‌كند این پروژه هنوز تمام نشده است. به گفته دكتر میری، هابرماس در این اظهارنظر به پژوهش اجتماعی نمی‌پردازد بلكه از ایده جهانشمول صحبت می‌كند. دكتر سید جواد میری تاكید می‌كند در كشورهای غیرغربی از جمله ایران، برداشتی از جامعه شناسی وجود دارد كه بر پایه آن جامعه شناسی، علمی روشمند و دارای جهتگیری‌های بسیار كمّی دانسته شده در حالی كه در غرب، وقتی صحبت از جامعه شناسی می‌شود وسعت مشرب بسیار بیشتر است. دكتر میری در توضیح اقلیم فلسفه اجتماعی گفت: در این اقلیم اخلاق سقراطی جایگزین پرسش از منش علمی می‌شود و نفس مساله شناخت به شیوه اگزیستانسیالیستی مورد امعان نظر قرار داده شده و به جای آن كه به طریق فنی به آن پرداخته شود كه در چارچوب رشته رشته كردن دانش و جزءجزء كردن شناخت و تجربه هستی معنا یابد به طور كلی به آن پرداخته می‌شود. اما در اقلیم فرا نظریه، محقق از تخیل معقول هنوز به این نتیجه نرسیده است كه وجود انسانی نه تنها معنای امكانی دارد بلكه ابعاد ضروری و پایدار نقشی حیاتی در ساختار خود و جامعه ایفا می‌كنند؛ بنابراین هر مطالعه ای در باب امر اجتماعی هر دو جنبه را جدی می‌گیرد بدون این كه تمایل نابجا به كی به بهای نادیده گرفتن دیگری تمام شود. با این حال محققانی كه در این اقلیم فعالیت می‌كنند بخوبی از تاثیر مفاهیم فرا عقلانی بر تشكیل مفاهیم عقلانی آگاهند. از نظر دكتر میری اقلیم متافیزیك، زمینه‌ای است كه در آن تمام ابعاد واقعیت و قوای ادراكی انسانی به نحوی نظام‌مند در نظر گرفته می‌شود. به این معنا كه ابعاد حسی، عقلانی و معقول همگی به عنوان اجزای واقعیت انسانی مورد تصدیق قرار می‌گیرند، اما در منطقه‌الفراغ كه كركگارد، نیچه و داستایوفسكی از آن به نحوی استفاده كرده‌اند و بعدها نیز رالف هارپر در بیان بی خانمانی روح بشری آن را توصیف كرده است، قانونمندی وجود ندارد. ممكن است در نهاد خود قانونمند باشد، اما در علم و حتی روان شناسی و روانكاوی هنوز قانونی برای آن كشف نشده است. در این منطقه اتفاقاتی می‌افتد كه روی مناطق و اقلیم‌های دیگر تاثیر می‌گذارد.
در نهایت به گفته دكتر سیدجواد میری به نظر می‌رسد نظریه پردازی علامه جعفری(ره) بیشتر از عقل متافوریك (یعنی استعاری) كه مبتنی بر استدلال تمثیلی است بهره می‌برد، اما خالی از دیافوریك یا تمایز مبتنی بر استدلال تحلیلی نیست. اما به این معنا نیست كه علامه جعفری(ره) بر تمام اقالیم هفتگانه معرفی شده، احاطه داشته است. علامه، شهرهای بزرگ را برای پیدایش انسان خوب جای مناسبی نمی‌داند، اما طبعا در این زمینه پژوهش اجتماعی انجام نداده است. دیدگاه اجتماعی علامه بیشتر به اقالیم بالای پیرامون علوم اجتماعی چون متاتئوری و متافیزیك متعلق است؛ اما برای به روز كردن یا بازخوانی عقاید اجتماعی علامه می‌توان از روش‌های مقایسه ای و تطبیقی استفاده كرد. به عنوان مثال علامه بحثی در مورد جوامعی كه «چیزها را به كس» و «كس‌ها را به چیز» تبدیل می‌كند، دارد. در تفكر انتقادی و رادیكال جامعه شناسی نیز بحثی همچون بیگانگی انسان مطرح است كه نتیجه نظام سرمایه داری یا صنعتی است و می‌توان این دو را به شكل تطبیقی مقایسه كرد. علامه فیلسوفی است كه در چارچوب دوگانه اصالت وجود و ماهیت نمی گنجد و انسان است كه مركز نظام فكری اوست. علامه جعفری(ره) در محور مدیریت را نیز «انسان» می‌داند. مدیریت از نظر او فرآیندی است كه بتوان در آن از من متورم یك من متبلور بسازد. او درباره ویژگی سازمان هایی كه می‌توانند این فضا را ایجاد كنند، بحث می‌كند.

عالم محضر خداست درمحضر خدا گناه نکنید حضرت امام (ره)

hasantaleb

hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان
دسترسی سریع به انجمن ها