عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

رويارويي غرب گرايان با اسلام پس از انقلاب اسلامي

رويارويي غرب گرايان با اسلام پس از انقلاب اسلامي
پنج شنبه 5 اسفند 1389  02:50 ب.ظ

كتاب "تمایزات مشروطه خواهان مذهبی و جریان غرب‌گرا با تطبیق آن بر انقلاب اسلامی" را محمدصادق مزینانی نوشته و موسسه بوستان كتاب آن را در 560 صفحه منتشر كرده است. در فهرست مطالب كتاب مذكور عناوین زیر دیده می‌شود: اسلام‌گرایی مشروطه خواهان مذهبی، غرب گرایی مشروطه خواهان سكولار، تقابل دو جریان پس از مشروطیت، تلقی و تفسیر از مشروطه و اركان آن، تلقی دو جریان از مسائل تاریخی و اجتماعی، دین‌ستیزی و دین گرایی در عصر مشروطه، رویارویی غرب‌گرایان با اسلام پس از انقلاب اسلامی و عناوین فراوان دیگر. در ذیل، بخشی از عنوان اخیر را برای بهره‌مندی خوانندگان درج می‌كنیم.
جریان غرب‌گرا، پس از انقلاب اسلامی، به ویژه در سال‌های 58 -59 اهانت به اسلام و آموزه‌های آن، خصوصا احكام اجتماعی اسلام را در كانون توجه خود قرار دادند و نیز درس سال‌هایی كه به نام اصلاحات از آن یاد می‌شد، (سال‌های 79 - 80) تبلیغات این جریان علیه اسلام شدت بیشتری گرفت. در مطبوعاتی كه از هدایت‌ها و حمایت‌های دشمنان اسلام نیز برخوردار بودند،‌ آموزه‌های اسلام به دلیل ناهمخوانی با حقوق بشر و یا به دلیل ناكارآمدی و ناسازگار بودن با مقتضیات زمان، با تفسیری كه آنان از زمان داشتند، به سخره گرفته شدند.
برخی از این افراد همانند روزگار مشروطه، اسلام و احكام اسلامی را متناسب با همان صدر اسلام دانسته، گفتند: "طبیعت خشن و سخت عربستان خواهان قوانینی تند و خشن بود، اما این قوانین با دنیای امروز، سازگاری ندارد و باید از قوانین متناسب با این زمان كه در همه كشورها به كار گرفته می‌شود، استفاده كنیم." مثلا، عبدالكریم سروش در مصاحبه‌ای گفت: "اسلام 1400 سال پیش به درد امروز نمی‌خورد."
و یا نوشتند: "اسلام 1400 سال پیش، به مفاهیم اجتماعی امروز نظر ندارد. و اگر هم داشته باشد، قرائت‌ها از آن متفاوت است و در تعارض با هم، همه ساقط می‌شوند."
سپس قلمرو دین را مورد تهاجم قرار دادند و به صراحت گفتند: "دین را باید عرفی كرد، هر عرفی هم برداشتی از دین دارد و مجاز است. اگر روحانیت این شیوه را نمی‌پسندد، می‌تواند مثل غرب واتیكان تشكیل دهد و در آن جا حكومت كند."
برخی گفتند: "در مسائل حكومت و سیاست فعل و قول معصوم حجت نیست، زیرا این قبیل احكام، تاریخی و زمانی‌اند. آن چه در صدر اسلام بوده، باید با قوانین امروز حقوق بشر سنجیده شود."
برخی نیز دین را همان تجربه فردی دانستند كه در مورد پیامبران تلقی وحی نام گرفته است و دین هیچ ارتباطی به امور اجتماعی و سیاسی و حكومتی ندارد.
نقل همه گفته‌ها و نوشته‌های اسلام ‌ستیزانه غرب گرایان در این پژوهش نمی‌گنجد، از این رو به برخی از آن‌ها اشاره می‌كنیم و تنها درباره چند مورد از آن‌ها توضیحاتی خواهیم داد:
1. به فقه و احكام اسلامی تهاجم شد و به صراحت گفتند و نوشتند كه "فقه سنتی پاسخ گوی نیاز جامعه مدنی و مدرن نیست. و با جوانی كردن و شادی ناسازگار است. گفتند و نوشتند كه "در اسلام هیچ حكم قطعی نداریم."
2. گفتند و نوشتند كه"دین امری فردی است و امور اجتماعی و سیاسی مربوط به حوزه عقل است. حقیقت دین همان تجربه فردی است كه در مورد پیامبران تلقی وحی نام گرفته است."
3. حجاب و حیای زنان نماد عقب افتادگی شمرده شد و با سخره عالمان دین، یادآور شدند كه "بینش عالمان دین نیز درباره زنان براساس روایات مجهول شكل گرفته و فتواهای نادرست آنان نیز مستند به همین روایات است."
به اختلاط زن و مرد دامن زده شد و گفتند كه "دختر و پسر به دوستانی از جنس مخالف احتیاج دارند و جدا كردن آنان از یكدیگر اثرات نامطلوبی بر جامعه دارد و امكان پیشرفت را كم می‌كند."
با تبلیغات و فضایی كه ایجاد كردند، دشمنان نظام اسلامی چون "گری سیك" را خوشحال كردند. او در 17/3/1383 گفت: "اكنون بخشی از زنان ایرانی به گونه‌ای لباس می‌پوشند كه دیگر نمی‌توان نام آن را حجاب گذاشت و این وضعیت از تحولاتی است كه در چند سال اخیر، در بهبود وضعیت زنان ایرانی ایجاد شده است."
4. شبهه پراكنی درباره قانون اساسی به ویژه اصل ولایت فقیه.
"قانون اساسی، پشتوانه علمی ندارد، زیرا تدوین‌كنندگان آن با حقوق اساسی آشنایی نداشته‌اند."
"ولایت مطلقه فقیه را نیز همان حكومت مطلقه سلطنتی خواندند."
5. تضعیف روحانیت و حمله به اجتهاد و تقلید... .
"روحانیت، قشری‌گرا، انحصارطلب، عوام‌پرور و مقلد پرور خوانده شد."
6. تبلیغ فرهنگ لائیك، گفتند و نوشتند كه "حكومت دینی جلوی رشد علمی مردم را می‌گیرد، در نظام لائیك تركیه، روحیه علم جویی و حقیقت طلبی بهتر رشد می‌كند."
7 - ترویج فمنیسم و زن سالاری. همانند روزگار مشروطه گفتند كه "زن و مرد از حقوق مساوی برخوردارند و اجازه زن از مرد در امور خود، جایگاه شرعی ندارد."و "قوانین شرعی در مورد زنان ظالمانه است."
8 - امام خمینی و اندیشه‌های آن بزرگوار مورد تهاجم قرار گرفت. برخی گفتند: "رهبری ایشان برای اصل انقلاب خوب بود،‌اما برای دوران سازندگی كارآیی نداشت."
برخی نیز از تهافت اندیشه‌های امام پیش از انقلاب و پس از انقلاب سخن گفتند.
9. تضعیف نیروها و نهادهای ارزشی، سپاه، بسیج، شورای نگهبان، خبرگان رهبری و حتی هیئت‌های مذهبی و مذهبیون مورد حمله قرار گرفتند:
"هیئت‌های مذهبی منشا خشونت‌اند و بسیجی‌ها اعضای تشكیل دهنده این هسته‌ها می‌باشند."
10. عاشورا و عزاداری سیدالشهدا نیز از تهاجم مصون نماند. برخی از روزنامه‌ها با زیر سئوال بردن حزن و غم و اندوه به توجیه رقص و مشروعیت بخشیدن به آن اقدام كردند.
برخی از روزنامه‌ها رویداد كربلا را نتیجه خشونت‌ها و جنگ پیامبر(ص) در صدر اسلام خواندند.
11. شهادت‌طلبی نیز - كه یكی از درس‌های عاشورا بود - به تمسخر گرفته شد و نوعی نگرش خشونت گرایانه معرفی شد. ترویج روحیه شهادت‌طلبی را نیز نوعی ترویج خشونت و خون‌ریزی دانستند.
12. افزون بر این‌ها، بسیاری از دیگر باورهای اعتقادی شیعی همانند خلافت و امامت امام علی(ع) مورد تاخت و تاز آنان قرار گرفت. از تساهل و تسامح دینی، قرائت‌های‌ متعدد از دین و پلورالیسم تبلیغ شد و تهاجم به قرآن، قصه‌های قرآنی، برخی از سوره‌های قرآن و... ، احكام كیفری و جزایی اسلام، انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و صدور انقلاب، همه مورد تهاجم روزنامه‌ها، هفته‌نامه‌ها ومجله‌های وابسته به جریان اصلاحات كه برخی از آن‌ها نیز وابسته به دولت بودند،‌ قرار گرفت. حتی برخی از آنان بی‌شرمانه نوشتند: "تفكرشیعه گری موجب انحطاط كشور ما و مانعی برای دموكراسی است. ای كاش سوابق حاكمیت‌های مردمی صدر اسلام (خلفای ثلاثه)‌مورد توجه قرار می‌گرفت."
نكته‌ای كه در پایان این بحث لازم است بدان اشاره شود، این كه همه این تلاش‌ها در راستای هدف استراتژیك آمریكا - كه نابودی نظام اسلامی و یا استحاله آن بود - صورت می‌گرفت.
"گرت" (ادوار شرلی) مسئول پیشین شبكه جاسوسی "سیا"، در ایران در میزگرد مشترك با "تیمرمن" گفته بود:
كلید اصلی برای ایجاد یك تغییر بنیادین در سیاست‌های ایران، از بین بردن خصوصیات انقلابی ایران است. این فقط با تحریم اقتصادی به دست نمی‌آید. بلكه باید نفوذ روحانیون از بین برود و عقاید انقلابی از درون تهی شود. اگر ما بتوانیم تحریم‌های شدیدی علیه رژیم اسلامی اعمال كنیم، طبیعتا سیاست فرسوده‌سازی این رژیم از لحاظ عقیدتی برای ما جذابیت خاصی پیدا می‌كند. اگر نظام ولایت فقیه در ایران از هم بپاشد، آن گاه می‌توان گفت كه جمهوری اسلامی تغییر ماهیت داده است.
حمایت آمریكا از اصلاح‌طلبان غربی نیز در همین راستا بود. "كنت تیمرمن" به صراحت گفته بود كه هدف ما ایجاد یك حكومت دموكراتیك به جای حكومت روحانیت است. و در این راستا ما از روحانیون مخالف رژیم ایران و عناصر دیگری كه خواهان تغییر رژیم‌اند، حمایت می‌كنیم.
پس از اشاره به پاره‌ای از شبهه‌ها، درباره دو شبهه كه دشمنان اسلام، نسبت به آن حساسیت بیشتری داشتند ودارند، توضیحی ارائه می‌كنیم:
1 - تهاجم گسترده به نظام اسلامی
تهاجم گسترده جریان غرب‌گرا و مطبوعات وابسته به آنان به نظام اسلامی، بسیار شدید بود. پس از انقلاب اسلامی، با این كه سخنی نبود كه نگفته باشند و كاری نبود كه نكرده باشند، ولی باز هم ازاختناق و نبود "آزادی" سخن می‌گفتند و حتی دو دهه بعد این جریان، نظام اسلامی را كه بیشتر آنان، خود جزو كارگزاران آن بودند، نظامی استبدادی و فاشیستی خواندند و گفتند و نوشتند:
فاشیسم از لانه بیرون خزیده است. نفس تند فاشیسم، سراسر كشور را آلوده كرده است. تنها راه سركوب فاشیسم، وحدت تمام نیروهای آزادی خواه است.
روزنامه‌‌ای حدود دو دهه بعد نوشت: "افرادی كه جوهر فاشیزم را خوب درك كرده‌اند، می‌دانند كه نظریه مشروعیت الهی رهبری، همان اندیشه موسولینی است، اما لباس مقدس بر تن كرده است."
روزنامه آیندگان كه به عنوان پایگاه رژیم صهیونیستی تعطیل شد، نوشت: "سكوت بس است،‌ نگذاریم بساط دیكتاتوری برقرار شود."
روزنامه خرداد نیز در 12 مهر 78، ولایت فقیه را همان دیكتاتوری معرفی كرد. برخی نیز جمهوری اسلامی را بدتر و سیاه‌تر از نظام شاهنشاهی خواندند.
2. ستیزی همه سویه با ولایت فقیه
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و به ویژه اصول مربوط به ولایت فقیه، از همان روزی كه در مجلس خبرگان قانون اساسی مطرح شد، مورد شدیدترین و گسترده‌ترین تهاجم تبلیغاتی دشمنان داخلی و خارجی نظام اسلامی قرار گرفت، این تهاجم تا امروز همچنان ادامه دارد. در سال‌های 58 -59 برخی با توجه به همین اصل، از استبداد و دیكتاتوری سخن گفتند و ولایت فقیه را ناسازگار با جمهوری اسلامی دانستند:
طرح و تصویب ولایت فقیه، در قالب جمهوری اسلامی به علت تعارضات و تضاد ماهوی و شكلی در بین دو مفهوم، موجب اشكالات فراوانی در مرحله اجرا خواهد شد.
یا به مردم هشدار می‌دادند كه مواظب باشید، "استبداد در راه است". حدود دو دهه بعد، در سال‌هایی كه به نام اصلاحات خوانده می‌شد، غرب گرایان دوباره همین شبهه‌ها را مطرح كردند.
عبدالكریم سروش گفت: "ولایت مطلقه یعنی قدرت مطلقه و همان گونه كه ثروت متراكم فسادآور است، قدرت متراكم [نیز] هم چنین...". روزنامه خرداد نیز به نقل یكی از ملی‌گرایان، حكومت ولایی را دیكتاتوری صالحان و حاكمیت استبداد با رنگ و لعاب شرعی معرفی كرد.
در خارج از كشور، ضدانقلاب فراری همگام با سیاست مداران آمریكایی و صهیونیستی و رسانه‌های آنان با ولایت فقیه به مخالفت برخاسته، خواهان حذف آن شدند. مثلا رادیو آمریكا در تحلیلی درباره ولایت فقیه گفت:
اصلا هیچ كس در فقه، هیچ فقیهی تاكنون نیامده و نگفته كه ولایت فقیه به معنای حكومت است، زیرا امروز یك جامعه روشن فكر می‌خواهیم.
آری، آمریكا افراد و جریانی را می‌خواهد كه همراه او، بلكه پیرو و تسلیم او باشند، نه افراد یا مقامی كه در برابر او بایستند و او را تحقیر كنند.
رژیم صهیونیستی كه از انقلاب اسلامی ایران و به ویژه رهبری‌های امام بسیار زیان دیده است، می‌گوید: "یك اصل در قانون اسلامی ایران هست كه در این سال‌ها بسیار دردسر ساز بوده و آن، اصل ولایت فقیه است."
سیاست مداران آمریكایی آرزو می‌كنند كه دگراندیشان و اصلاح طلبان بتوانند اصل ولایت فقیه را كه سبب تحقیر آنان در موارد بسیار شده، از سر راه بردارند. به همین جهت "هنری پركت" مسئول سابق امور ایران در وزارت خارجه آمریكا می‌گوید: "اگر تجدید نظر طلبان بتوانند از حریم روحانیت عبور كنند و از آن طریق ولایت فقیه را بر كشتی تردید سوار كنند، بار سنگینی را از دوش آمریكا برداشته‌اند."
"استانلی روم" معاون رئیس سازمان امنیت ملی آمریكا می‌گوید:
آن چه تاكنون همه تحریكات ما را برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران با ناكامی مواجه ساخته است، اعتقاد مردم ایران به ولایت فقیه است، چرا كه ولایت فقیه برای ما و گنجینه‌های اطلاعاتی ما یك واژه بی‌تعریف است، به طوری كه ما به هیچ وجه نمی‌توانیم محل حضور و ظهور و حتی میزان برد احكام ولی فقیه را پیش‌بینی كنیم.
او در ادامه سخنان خود، به نكته بسیار دقیق و ظریفی اشاره می‌كند و می‌گوید: "ما ناامید نیستیم، خوشبختانه احزاب و آدم‌های تازه نفس در ایران، در یك حركت جمعی با ظرافت و وسواس، دارند این خار را از چشم ما بیرون می‌آورند."
و نیز "گری سیك" با خوشحالی تمام از جریانی یاد می‌كند كه در ایران، اشاره‌های آمریكا و هدف آنها را كه نابودی ولایت فقیه است، دنبال می‌كنند.
دلیل این تهاجم گسترده داخلی و خارجی چیست؟ چرا سیاست مداران آمریكایی و صهیونیستی آرزوی حذف و نابودی ولایت فقیه را دارند و از كاركرد اصلاح طلبان در این باره خوشحال‌اند؟
از سخنانی كه آوردیم، تا حدودی پاسخ روشن شد. غرب و وابستگان آن‌ها در داخل كشور، با اسلام مخالفند و چون جمهوری اسلامی ایران براساس اسلام و ولایت فقیه شكل گرفته، با آن نیز مخالفت‌اند. آنان به خوبی پی‌برده‌اند كه ولایت فقیه، ستون خیمه انقلاب و نظام اسلامی است و مهم‌ترین نقش را در پیروزی، تداوم انقلاب و تحقیر و شكست آنان داشته است. نیز به خوبی دریافته‌اند (همان گونه كه از برخی سخنان آنان برمی‌آمد) تا زمانی كه مردم ایران به این اصل، باور داشته باشند و این اصل در زندگی و نظام آنان نقش آفرینی داشته باشد، هدف آنان - كناره‌گیری اسلام از صحنه سیاست - و در نتیجه نابودی نظام جمهوری اسلامی ایران و جایگزینی نظام سكولار و لائیك به جای آن تحقق پیدا نخواهد كرد.
واكنش جریان مذهبی در برابر تهاجم به اسلام
واكنش امام خمینی و یاران و شاگردان ایشان در سال‌های 58 -59 در برابر جریانی كه ستیزی همه سویه را با اسلام و آموزه‌های آن و همچنین با انقلاب و نظام اسلامی آغاز كرده بودند، دارای دو مرحله بود:
نخست با نصیحت و هشدارهای پیاپی از آنان خواستند كه از این كارها دست بردارند و به جمع مردم بپیوندند، اما هنگامی كه دیدند این جریان درصدد اصلاح خود نیست و همچنان به اسلام و نظام اسلامی می‌تازد و به عنوان پایگاه دشمنان نظام اسلامی عمل می‌كند، با قاطعیت در برابر آن‌ها ایستادند و پس از آن، دادستانی كل انقلاب و شخصیت‌های سیاسی كشور در كنار حضور غیرتمندانه مردم، اجازه ندادند با استفاده از فضایی كه ایجاد شده، به اسلام و نظام اسلامی توهین شود.
سخنان و موضع‌گیری‌های جریان مذهبی در برابر این جریان مهاجم، به ویژه سخنان و موضع گیری‌های امام راحل، نیاز به نوشتاری جداگانه دارد، بنابراین از همه این‌ها، تنها به موضع دادستانی انقلاب بسنده می‌كنیم.
دادستانی انقلاب نیز همانند امام، نخست از جریان یاد شده با صدور اعلامیه‌ای خواست كه از توطئه گری و تخریب اسلام و نظام دست برداشته، به مردم و انقلاب بپیوندند.
ولی هنگامی كه دریافت آن‌ها از این راه در صدد نابودی اسلام و نظام اسلامی هستند، دستور توقیف چهل نشریه را صادر كرد و در اطلاعیه‌ای در علت این كار نوشت:
انقلاب اسلامی ایران، آزادی را به عنوان یك هدیه برای تمامی گروه‌ها و دستجات به ارمغان آورده، از اوان پیروزی تاكنون صدها نشریه و روزنامه چاپ و منتشر می‌شده است، اما متاسفانه برخی از این‌ها از آزادی سوء استفاده كرده، بی‌شرمی را به حدی رسانده‌اند كه حتی به رهبر انقلابمان، این پشتوانه استقلال و آزادی، توهین می‌كنند و تمام مقدسات اسلامی مان را به باد استهزا می‌گیرند و از هیچ گونه توطئه و افترا علیه حكومت جمهوری اسلامی ایران كوتاهی نمی‌كنند...
صلابت و قاطعیت آیه‌الله قدوسی، برنامه‌های دشمنان نظام اسلامی را با شكست مواجه می‌كرد، از این رو آنان ترور وی را در دستور كار خود قرار دادند و او را به شهادت رساندند.
واكنش امام و معتقدان به راه امام(ره) در برابر دشمنان انقلاب و جریان غرب گرا در سال‌های 58 - 59، درس عبرتی برای جریان مذهبی بود و در سال‌هایی كه به نام اصلاحات خوانده می‌شد، تا در برابر كسانی كه به اسلام و اصول اساسی آن و همچنین ارزش‌ها و نهادهای اسلامی هجوم كرده بودند بایستند و در این راه، مصائب را به جان بخرند.
رهبر انقلاب حضرت آیه‌الله خامنه‌ای از نخستین كسانی بودند كه در برابر تبلیغات ضد اسلامی و توطئه‌های آنان هشدار دادند و به روشنگری پرداختند و توطئه‌های دشمن را یكی پس از دیگری آشكار ساختند.
و در مراحل بعد از مسئولان نظام اسلامی خواستند كه در برابر این هجوم گسترده دشمنان واكنش نشان دهند و دستگاههای فرهنگی، امنیتی و قضایی كشور را به انجام وظایف خود در این راستا فراخواندند. هنگامی كه سستی مسئولان را در این باره دیدند، با انتقاد از آنان، وضعیت كشور و تهاجم گروه‌های معاند را با مردم در میان گذاشتند و به صراحت در شعبان سال 79 در جمع صد هزار نفری جوانان فرمودند:
من در نماز جمعه گفتم كه قلبا از بعضی پدیده‌هایی كه در كشور هست، رنج می‌برم. نمی‌خواهم آن چیزی را كه برای من رنج‌آور است، با افكار عمومی مطرح كنم، اما آن داستان غم‌انگیز را می‌گویم. من دو سال قبل از این، در یكی از خطبه‌های نماز جمعه گفتم كه دستگاه‌های استكباری دنیا و آمریكا، از تبلیغات برای ساقط كردن كشورها و ایجاد اغتشاش در كشور استفاده می‌كنند. البته به آن دستگاه‌های تبلیغی گفتم، این كه شما سرنوشت اروپای شرقی را در ایران دنبال كنید، خیال خام است، اما متاسفانه همان دشمنی كه به وسیله تبلیغات خود، همتش این است كه كشور را ساقط كند، امروز در داخل، پایگاه پیدا كرده‌است. برخی از مطبوعات پایگاه دشمن شده‌اند.
من نه با آزادی مطبوعات مخالفم و نه با تنوع مطبوعات. اگر به جای بیست روزنامه، دویست روزنامه هم دربیاید، بنده خوشحال‌تر خواهم شد و از زیادی روزنامه احساس بدی ندارم. اگر مطبوعات آن گونه كه در قانون اساسی است، مایه روشن‌گری باشند، به نفع دین و مردم قلم بزنند، این مطبوعات هر چه بیشتر باشند، بهتر است، اما وقتی مطبوعاتی پیدا می‌شوند كه همه همتشان تشویش افكار عمومی و ایجاد بدبینی مردم به نظام است، 10 تا 15 روزنامه، گویا از یك مركز هدایت می‌شوند، تیترهایی می‌زنند كه هر كس نگاه كند، فكر می‌كند همه چیز در كشور از دست رفته است، امید را در جوانان می‌میرانند، روح اعتماد به مسئولین را در مردم تضعیف می‌كنند، نهادهای رسمی را تضعیف می‌كنند، مدل این‌ها كیست؟ مطبوعات غربی هم این گونه نیستند. این یك شارلاتانیزم مطبوعاتی است.
پس از رهبر انقلاب، مراجع تقلید حوزه‌های علمیه یكی پس از دیگری از تهاجم تبلیغاتی مطبوعات به اسلام و نهادهای اسلامی و وضعیت فرهنگی كشور شكوه كرده، به مسئولان كشور هشدار دادند. این شكوه‌ها و هشدارها، نخست در دیدارهای خصوصی بود و پس از آن كه از تغییر روش فرهنگی كشور ناامید شدند، این وضعیت را با روحانیت سراسر كشور و با امت اسلامی در میان گذاشتند.
در سال 1378، چهار نفر از مراجع بزرگوار قم، در نامه‌ای به رئیس جمهور، از آشفتگی سیاست‌های فرهنگی كشور مطالبی نوشتند. در خرداد همان سال، وقتی آقای خاتمی به قم سفر كرد، در دیدار با آنان از عمق ناراحتی آنان به خوبی آگاه شد. این بزرگواران خطاب به رئیس‌جمهور فرمودند:
از شما انتظار داریم كه این نگرانی كه برای حوزه‌های علمیه و علمای سراسر كشور و مردم متعهد مملكت به وجود آمده است برطرف كنید، اكنون متاسفانه افرادی قلم به دست به نام آزادی، ارزش‌ها و اصول انقلاب و باورهای دینی و اهداف امام راحل را مورد مخاطره قرار داده‌اند.
مفاهیمی چون آزادی را از اجمال خارج كنید، تا از ضربه خوردن انقلاب و نهادهای اصیل و یادگار امام چون ولایت فقیه، جلو‌گیری شود.
حتی در آن دیدارها كه به ریشه و عوامل تشنج در جامعه نیز اشاره شد، یكی از مراجع فرمود:
به اعتقاد من یكی از عوامل تشنج این است كه برخی از قلم به دستان باورهای دینی و مقدسات مردم را زیر سئوال می‌برند. در این گونه موارد، مردم به مقامات مسئول متوسل می‌شوند. اگر از این راه به مقصود خود نرسیدند، شخصا دست به كار می‌شوند.
در چنین شرایطی ممكن است تنش‌ها و خشونت‌ها به كلی از كنترل خارج شود و این مسئله مهمی است كه جناب عالی می‌توانید با توصیه‌های خود ان‌شاءالله جلوی آن را بگیرید.
مجموعه این سخنان و رهنمودها زنگ خطری بود كه جدی گرفته نشد و عنوان شد كه این‌ها از یك جناح خاص در كشور تاثیر پذیرفته‌اند.
مراجع و اساتیدی كه در برابر دین ستیزان واكنش نشان داده‌اند، فراوان‌اند، در این جا تنها به واكنش شماری از آنان اشاره می‌كنیم.
1. واكنش آیه‌الله فاضل لنكرانی(رحمه‌الله)
مرحوم آیه فاضل لنكرانی در دیدار با ائمه جماعات قم (16 شهریور 78) فرمود:
امروز، روز سكوت نیست. باید با قوت تمام در برابر حرف‌هایی كه بر ضد اسلام زده می‌شود، عكس العمل نشان داد. هدف دشمن، انكار ضروریات اسلام و احكام دین و حمله به شخصیت‌های دینی و مذهبی است. امروز در سخنرانی‌ها و نوشته‌ها می‌شنویم و می‌بینیم كه استكبار جهانی، نه تنها احكام اسلام، بلكه اصول اسلام را مورد حمله قرار داده، این معنا را حس كرده تا وقتی كه جوان‌های ما و مردم ما با اسلام و تشیع واقعی سر و كار داشته باشند، تسلط بر این مردم ممكن نیست.
آن‌ها برای رسیدن به این هدف شوم، راه‌های مختلفی را طی كرده‌اند و بحمدالله در هیچ راهی به نظر خودشان به موفقیت نرسیده‌اند. اكنون به این نتیجه رسیده‌اند كه باید پشتوانه واقعی مردم و اعتقادات اسلامی و احكام مسلمه اسلام را از مردم بگیرند و بین این مردم و شخصیت‌های دینی، اعم از ائمه اطهار و روحانیان ارجمند، فاصله ایجاد كنند و اندیشه‌های دینی مردم را از آن‌ها بگیرند كه اگر خدای ناكرده در این راه موفقیتی پیدا كنند، دیگر آن روز است كه انقلاب ما به مخاطره افتاده است و از بین می‌رود.
ایشان با تاكید بر این نكته كه با شكست انقلاب اسلامی در ایران، امكان وقوع انقلاب دیگر بعید به نظر می‌رسد، افزود كه دشمن درصد تشكیك در اركان نظام، چون ولایت فقیه است. وی در ادامه خطاب به حاضران فرمود:
برادران، در دوران بسیار عجیبی قرار گرفته‌ایم، خیال نكنیم كه همه مسائل مرتب است و من و شما هم به آسانی و با فكر راحت دنبال كار علمی خودمان باشیم، نه! یك مسئولیت خطیری گریبان همه ما را گرفته است. منتهی هر كدام به سهم خودش و به اندازه امكان خودش باید سعی و تلاش كند، (تا) اماكن مقدسه خودمان را حفظ كنیم، احكام و عقاید مسلمه شیعه را حفظ كنیم.
* پس از انقلاب اسلامی، جریان غرب گرا، به ویژه در سال‌های اولیه انقلاب و دهه 70، به اسلام حمله تبلیغاتی نمودند و همانند روزگار مشروطه، اسلام و احكام اسلامی را متناسب با روزگار صدر اسلام دانستند و چنین تبلیغ كردند كه اسلام روزگار صدر اسلام به درد دنیای كنونی نمی‌خورد. این روند سبب شادمانی دشمنان جهانی اسلام و انقلاب اسلامی گردید

عالم محضر خداست درمحضر خدا گناه نکنید حضرت امام (ره)

hasantaleb

hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان
دسترسی سریع به انجمن ها