عضویت العربیة English
امام صادق علیه‌السلام: صله رحم و نیکى، حساب (قیامت) را آسان و از گناهان جلوگیرى مى‌کند. کافى، ج2، ص157

شیوه های تربیتی مطلوب

شیوه های تربیتی مطلوب
پنج شنبه 5 اسفند 1389  03:05 ب.ظ

اگرچه برخی از ویژگی های موجودات دیگر در انسان است ولی انسان به غیر از تمام موجودات می باشد و با وجود مشترکاتی که میان انسان و حیوان وجود داد، از امتیازاتی برخوردار است که مختص انسان است. از منظر اسلام و قرآن بینش های غربی را مبنی بر اینکه انسان ماشینی پیچیده است و یا به صورت یک حیوان تکامل یافته تصور شود را نمی پذیرد، بلکه انسان موجودی است که روح خدا در او دمیده و جسمش به خاک آمیخته و روحش به خدا. به طوری که در قرآن آمده که جهان هستی برای تو آفریده شده. پس انسان باید از تمام هستی در شأن خود استفاده کند. بنابراین با توجه به این موجودیت راه ادب و پرورش انسان را باید بشناسیم و انسان را از انحرافات باز داریم و به فعلیت کمال انسانیش برسانیم. کسی که خود به آداب انسان ساز متأدب نباشد نمی تواند انسانی را آموزش دهد و او را ادب کند؛ چرا که لازمه تأدیب کردن معلمی مؤدب است که به روان آدمی آگاه باشد و مطابق با فطرت و روان آدمی روش های تربیت را در پیش گیرد.
● تعدد و تنوع وظایف عملکردی
در نظام تربیتی روش های مختلفی برای تربیت انسان ها وجود دارد که می توان از آنها به عنوان وظایف عملکردی مربیان در توسعه کیفیت امور تربیتی نام برد. در این بخش به برخی از آنها اشاره می نماییم و راه های آموزش و دستیابی به آنها را در میان دانش آموزان مورد شناسایی و توجه قرار می دهیم:
1) به تفکر وا داشتن دانش آموزان
فکر در لغت به معنای اندیشه و خیال و تأمل است و در قرآن به معنای نوعی سیر و مرور بر معلومات موجود در ذهن است تا شاید از مرور در آن و یک بار دیگر در نظر گرفتن آن، مجهولاتی برای انسان کشف شود.
دین اسلام، به تفکر و اندیشه بسیار اهمیت داده و همواره آن را برای انسان ها متذکر می شود. خداوند در موارد متعدد، انسان ها را به اندیشه و تأمل امر می کند و می فرماید: ای انسان هزاران راز و رمز در خلقت جهان و آنچه در آن است، وجود دارد منتها فقط افراد متفکر و اهل مطالعه و محقق که نیروی فکر خود را به کار می گیرند از این رازها و رمزها مطلع می شوند.
<ان فی خلق السموات و الارض و اختلاف اللیل و النهار لا ل یات لاولی الالباب...>
۲) متکی بودن بر خود و کنترل کردن هواهای نفسانی
مربیان تربیتی باید در هدف اساسی خود در تعلیم و تربیت دانش آموزان را طوری تربیت نمایند که آنها خود اداره کننده خویشتن باشند، تمایلات یا هواهای نفسانی خود را تحت نظارت در آورده و خود را از آنچه غیرمنطقی و یا غیرعقلانی است، دور سازند و آنچه را که شایسته انسان بودن اوست انجام دهند.
لازم است دانش آموزان طوری تربیت شوند که بدون پشت کردن به دیگران و بدون نفی ارزش و احترام همکاری و معاضدت، خود روی پای خود بایستند و در تنظیم و اداره امور خود مزاحم و نیازمند دیگران نباشند.
۳) تعلیم حکمت به عنوان یک هدف تربیتی
حکمت به معنای حالت و خصیصه ای است روحی و نفسانی که بتواند حقایق و واقعیات را درک کند و اعمالش را محکم و متقن انجام دهد. حکیم کسی است که کارها را بر میزان تشخیص بر حق و محکم کاری انجام می دهد و حکمت عملی خود بر سه قسمت تقسیم می شود:
الف) تهذیب اخلاق
ب) تدبیر منزل
ج) سیاست مدن
آموزش سخن منطقی یا معرفت مدلل از لحاظ تربیتی دارای اهمیت ویژه ای است و یکی از کارهای مربی این است که به فرد کمک کند اولاً منطقی بودن یا نبودن چیزی را بشناسد و بعد آنچه را که منطقی است بپذیرد و غیرمنطقی را رد کند و طبیعی است که پذیرش یا رد مطلبی مستلزم بررسی و قضاوت همان فرد است و لذا با آموزش حکمت، در واقع قدرت تشخیص و توانایی استدلال و قضاوت دانش آموز نیز تقویت می شود.
۴) پرورش روح عدالتخواهی
یکی دیگر از اهداف مربیان باید پرورش روح عدالتخواهی در دانش آموزان باشد. عدالت در لغت به معنی اعتدال و حد وسط بین عالی و دانی و میانه بین دو طرف افراط و تفریط است. از امام صادق(ع) سؤال شد: در بین مسلمین عدالت مرد به چه چیز شناخته می شود تا شهادت هایی که له یا علیه مسلمین می دهد پذیرفته گردد؟ فرمودند کسی را می توان به عدالت شناخت که مسلمین او را به ستر و عفاف (یعنی تزکیه) و جلوگیری از شکم و شهوت و دست و زبان بشناسند و به اجتناب از گناهان کبیره ای که خداوند متعال، مرتکب آن را وعده آتش داده، از قبیل می گساری و ربا و عقوق پدر و مادر و فرار از جنگ و امثال آن معروف باشد.

۵) استفاده از روش تشویق و تنبیه در میان دانش آموزان
تشویق در لغت به معنای به شوق آوردن، راغب کردن و کار کسی را ستودن و او را دلگرم ساختن و تنبیه به معنای بیدار کردن، هشیار کردن، آگاه ساختن کسی بر امری است. در تعلیم و تربیت وقتی از تشویق و تنبیه سخن گفته می شود، مقصود این است که متعلم و متربی را با رفتار صحیح و درست آشنا کنیم و او را از نتایج نیکوی عمل به آن رفتار بهره مند سازیم، همچنین رفتار نادرست و غلط را شناسانده و عواقب ارتکاب به اعمال و رفتار غلط را توضیح دهیم و در صورت اقدام به اعمال ناروا با شرایط خاصی وی را به کیفر کارهای نادرستش رسانیم.
اهمیت و نقش تشویق و تنبیه در تعلیم و تربیت
در روانشناسی و تعلیم و تربیت، امر تشویق و تنبیه یا پاداش و کیفر به عنوان یکی از عوامل و محرک های مهم یادگیری تلقی می شود. اثرات تشویق و پاداش دادن، و همچنین اثرات کیفر و تنبیه یا مجازات کردن در امر تربیتی و یا تغییر بعضی رفتارها بارها و بارها از سوی دانشمندان علوم گوناگون مطرح شده است.
پاداش و تنبیه در قرآن
قرآن کتاب هدایت انسانها و کتاب انسان سازی است، و در آن از روش تبشیر و انذار برای تکامل بخشیدن انسانها و تزکیه و ارشاد آنها بسیار استفاده شده است و مقصود از تبشیر، مژده دادن، نوید دادن، دلگرم کردن و تحریک شوق و رغبت افراد نسبت به نیکی ها و رحمت و مغفرت الهی است و مقصود از انذار، بیم دادن، ترسانیدن، اعلام خطر کردن و بر حذر داشتن از کارهای زشت و عذاب الهی است. روش تبشیر و انذار از روش های بسیار مفید و مؤثر تربیتی است و به همین جهت یکی از اهداف رسالت انبیا را نوید دادن و بیم دادن قرار داده و فرموده است:
فبعث الله النبیین منبشرین و منذرین:
خداوند پیامبران را مبعوث فرمود که مؤمنان را بشارت دهند و کافران را بیم دهند.
تشویق و تنبیه در نهج البلاغه
اهمیت نهج البلاغه در معارف غنی اسلام بر همگان روشن است و کلمات مولا علی علیه السلام در هر زمینه ای چون در و گوهر گرانبها بر تارک معارف عالیه اسلام می درخشد. باید هم چنین باشد، چرا که آن حضرت پرورش یافته مکتب اسلام است، و تحت تعلیمات مستقیم خواجه و سرور دو عالم قرار داشته است.
همچنانکه علی (ع) در بهشت و زبان قرآن است، نهج البلاغه هم کلام معصوم و زبان قرآن است و سعادتمند کسی است که به آنان متمسک و متوسل باشد. مولا خطاب به مالک اشتر می فرماید:
و لا یکونن المحسن و المسی عندک بمنزله` سواء:
<نباید نیکوکار و بدکار در نزد تو در یک ارزش باشند و از یک احترام مساوی برخوردار باشند، نباید به هر دو به یک چشم بنگری!>
چرا؟ برای اینکه:
فان فی ذالک تزهیداً لاهل الاحسان فی الاحسان،
این کار باعث می شود که نیکوکاران نسبت به نیکی کردن بی رغبت شوند و ترک نیکی بکنند
و تدریبا لاهل الاسائه علی الاسائه
و بدکاران را به بدی کردن وادارد، و آنها به تداوم عمل زشت خود تشویق می شوند و آن را مستمراً انجام می دهند. چه باید کرد؟
و الزم کلا لا منهم ما الزم نفسه
یعنی <هریک از آنان را مطابق آنچه بدان عمل کرده اند جزا ده.>
اثرات تشویق و تنبیه در برنامه های تربیتی
آنچه برای معلم و مربی اهمیت دارد این است که بداند اولاً، انسان طبیعتا از پاداش، لذت می برد و از تنبیه روگردان است. جایزه، ستایش، تشویق، احترام، محبوب واقع شدن و مورد توجه قرار گرفتن، همه اموری هستند که نیکوکاران و درست کرداران را به رفتار شایسته و اعمال خوبشان تشویق می کند و ثانیاً جریمه، نهی، سرزنش، بی حرمتی، بی اعتنایی و نفرت و بدنامی از جمله اموری هستند که انسان طبیعتاً از آنان نفرت دارد و انسانهای مبتلا به رفتارهای ناشایست و کردارهای بد با تذکر و راهنمایی و نهی از منکر و امر به معروف و پند و اندرز و موعظه وحکمت و در نهایت با تهدید و تنبیه باید از عواقب بد اعمال خود آگاه شوند و از آنها دست بردارند.
خلاصه اینکه مربیان تربیتی باید بدانند و به متعلمانشان القا کنند که:
▪ کارهای پسندیده، مورد تأیید مردم است و باید به آنها مبادرت کرد.
▪ به کارهای پسندیده پاداش تعلق می گیرد و این اصل را در محیط تربیتی اعمال کند.
▪ انگیزه انجام کارهای پسندیده برای پاره ای از افراد بهره مندی از پاداش و جایزه است و باید از این انگیزه در انسان سازی حداکثر استفاده بنفع آنان بعمل آید.

▪ انسان طبیعتاً اعمال ناپسند را نمی پسندد و وقتی به کار و عمل زشتی تن در می دهد، ولو برای مدتی از آن بهره و لذتی هم کسب کند، با تمام وجودش در می یابدکه کرامت و شرافت وجودی و ذاتی خویش را با این کارها و اعمالش خدشه دار کرده است.
هرگاه براثر مداومت در گناه و هر آنچه در نزدخدا و انسانها زشت شمرده می شود، نفس لوامه حساسیت خود را از دست بدهد و انسان مغلوب نفس اماره خویش شود، حالات و صفات حیوانی در او رشد کرده و او تحت تاثیر تمایلات و هواهای نفسانی و برای تامین منافع خود و کسب لذت و خوشیهای زودگذر به تعرض و تجاوز وحمله و تهاجم به حقوق و ناموس دیگران اقدام می کند. برای جلوگیری از این تعرض و تجاوز وحمله و تهاجم و برای برحذر داشتن انسانها از این اعمال ناشایست، وجود مجازات متناسب و اعمال به موقع آن، وسیله و روش بسیار مناسبی است برای اصلاح انسانها و تربیت آنان.
پاره ای از مردم علیرغم تمایل قلبی خود، تنها به این علت بعضی از کارها را انجام می دهند که می ترسند اعمال زشت آنها مورد توجه مردم و مسئولان قرار گیرد و تنبیه هایی را درپی داشته باشد و لذا بخاطر اینکه در میان مردم رسوا نشوند و وجهه و آبرویشان نرود، از اقدام به اعمال بد اجتناب می کنند. لازم است که از این حساسیت انسانها در سازندگی و تربیت آنان استفاده مطلوب شود.
۶) استفاده از پند و اندرز در تربیت متربیان
راه ها و روشهایی که دین مبین اسلام در تربیت و پرورش انسانها بکار می برد متعدد است و از جمله این روشها، روشی است که آن را روش موعظه و پند و اندرز می نامیم. باتوجه به وجود نیروی گویایی و تکلم و بیان در وجود انسان و همچنین بهره مندی او از نیروی شنوایی می توان گفت یکی از استعدادهای وجود انسان که هم تحت تاثیر سخن قرار می گیرد وهم با استفاده از این توانایی دیگران را تحت تأثیر قرار می دهد و یکی از موارد کاربرد کلام و سخن این است که با استفاده از آن، هم خود را تربیت کنیم و هم دیگران را از طریق موعظه و پند و اندرز، به جایگاه انسانیشان واقف سازیم که بدین وسیله رسیدن به هدف آفرینش یعنی کمال و سعادت ابدی تسریع و تسهیل شود.
قرآن و روش موعظه و پند و اندرز
روشهایی را که قرآن کریم برای تعلیم و تربیت انسانها بکار می برد، در عین برخورداری از یک وحدت و هماهنگی و انسجام ناگسستنی در اصول و اهداف، متعدد و متنوعند و این تعدد و تنوع با فطرت و طبیعت انسانها نیز سازگار است.
قرآن کتابی است که گام به گام با نوآموزان خود جلو آمده و اشتباهات و نقایص اعمال آنان را در برابر دیدگان عقل آنان قرار می دهد تا اینکه خود با چراغ عقل، موارد تاریک اعمال خود را دریابند و در موارد بعدی از ارتکاب آن خودداری نمایند.
شرایط لازم برای موعظه و پند و اندرز
برای اینکه موعظه و پند و اندرز اثر لازم را در وجود تربیت شونده بگذارد لازم است که او عملاً اثر پند و اندرز را در وجود واعظ و اندرزدهنده آسان و اجرا شونده ببیند تا از او پیروی کند والا موعظه به تنهایی کافی نخواهد بود، بلکه آن واعظی می تواند سرمشق باشد و احساسات وافکار و رفتار متربّیانش را به خود وابسته کند که خود در منظر عام مقبول، و اثرات وعظ و پندش در حرکات و رفتار او محسوس باشد.
دعوت به حق و تربیت صحیح به وسیلهِ موعظه و پند و اندرز، زمانی اثربخش خواهند بود که خود واعظ، عمل به حق بکند و به آنچه موعظه می کند، متعظ بشود والا، دعوت به حق به زبان، ولی اقدام به خلاف آن در عمل، درواقع دعوت به خلاف حق است نه حق. همچنین دعوت به حق، بوسیلهِ مجادله با مسلّمیّات کاذبهِ خصم (یعنی با آنچه که خصم با ما مجادله می کند) هرچند اظهار حق است ولی چنین مجادله ای احیا، باطل نیز هست، زیرا آنچه که خصم، به وسیله آن، با ما مجادله می کند، چون هم دعوت به حق نیست و هم در مقابل دعوت به حق می باشد لامحاله باطل است.
باید که از هر سخنی که خصم را بر دعوتش تهییج می کند و او را به عناد و لجبازی وامی دارد، بپرهیزد و حتی الامکان از بکار بردن آن مقدمات کاذب که خصم آن را مسلّم و واقعی می پندارد، دوری کند؛ همچنین لازم است از بی عفتی در کلام و از سوءتعبیر اجتناب کند و به خصم خود و مقدسات او توهین نکند و فحش و ناسزا نگوید و از هر عمل و حرکت ناشی از نادانی های دیگر دوری کند و اگر غیر از این کند، درست است که حق را احیاء نموده ولی به قیمت احیاء باطلی دیگر و یا کشتن حقی دیگر بوده است.
کوتاه سخن اینکه، در چگونگی شرایط واعظ و پند دهنده باید به مضمون ضرب المثل مشهور که سیره و روشی از رسول اکرم صلی الله علیه وآله را تداعی می کند توجه نمود که: رطب خورده منع رطب چون کند؟
می گویند خداوند تبارک و تعالی به عیسی(علیه السلام) وحی فرستاد که:
<ای پسر مریم، نخست خود را پند ده، آنگاه اگر آگاه شدی، دیگران را پند ده وگرنه از من شرم دار!>

● نتیجه گیری
تعلیم و تربیت، مخصوص دیگران نیست، بلکه انسان قبل از هرکس باید خود متعلم و تربیت شونده از افراد عالم و اهل فن باشد. کما اینکه هر معلم و مربی در تعلیم و تربیت اسلامی، قبل از اینکه تعلیم و تربیت انسانهای دیگر را برعهده گیرد، لازم است معلم و مربی خود باشد و خود را به آداب قرآن مؤدب کند و به اخلاق اسلامی متخلق سازد و در مکتب تربیتی اسلام تربیت شود و سپس گام در راه خدایی و لذتبخش و انسان ساز، اما مشکل و پرپیچ و خم و خطرناک، تربیت انسانها بگذارد، بر معلم و مربی لازم است که همواره خود را وعظ و نصیحت کند و هر لحظه از خود حساب بکشد و مبادا از شأن و زیّ بندگی و از مقام والای معلمی تنزل کند. با دستوری از مولا علی علیه السلام این مقاله را خاتمه می دهیم و با دعای خیر و آرزوی فلاح دنیا و آخرت بر شما وارثان اسلام پاک محمدی و تشیع ناب علوی همگی را به خداوند بزرگ می سپاریم.  اَحیِ قَلبکَ بالموعظهِ وَ اَمِتهُ بالزهاده` و قَوِّهِ بالیقینِ و نَوَّرهُ بالحکمهِ و ذَلّهُ بذکرِ المَوتِ و قَرَّرهُ بالفناءِ و بَصرهُ فَجائِعَ الدُّنیا
یعنی دل خود را در پند و موعظه زنده گردان و آن را با عراض از دنیا و بی رغبتی نسبت به آن بمیران و با یقین تقویتش کن و با اشعه های نورانی حکمت منور و روشنش گردان. آن را بیاد مرگ رام و متواضع و کوچک و خوار گردان و به فانی شدن و اینکه زشتیها و سختیها و اندوههای دنیا پاینده نیست و همه تمام خواهد شد آرام و تسلی ده و به مصیبتها و فجایع دنیا بینا گردان تا اینکه بداند این دنیا هلیت و شایستگی آن را ندارد که کسی به آن رغبت کند و بر آن حریص باشد.

پایگاه آفتاب

عالم محضر خداست درمحضر خدا گناه نکنید حضرت امام (ره)

hasantaleb

hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان
دسترسی سریع به انجمن ها