عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

وظايف خاص و عام منتظران ظهور مهم

وظايف خاص و عام منتظران ظهور مهم
پنج شنبه 5 اسفند 1389  03:57 ب.ظ



وظايف خاص و عام منتظران ظهور مهم ترين وظيفه حوزويان و دانشگاهيان درباره » انتظار فرج »،آن بخش هاي فرهنگي و اعتقادي و اخلاقي ياران وجود مبارك ولي عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. يك وظيفه عمومي است كه همگان، هر كسي كه منتظر ظهور آن حضرت است بايد آن وظيفه را تحصيل كند و يك سلسله وظائف خاص است. آن وظائف عمومي را همه شما در محافل ديگر شنيده ايد. امّا آن وظائف خاص؛ بخشي مربوط به نيروي نظامي؛ ارتش، سپاه، بسيج و مانند آن است، بخشي هم مربوط به حوزويان و دانشگاهيان. اينك با هم مطالب را از نظر مي گذرانيم.

آمادگي دفاعي نيروهاي رزمي، تكليف خاص آنها درباره انتظار فرج

آن بخشي كه مربوط به نيروهاي رزمي است، أعم از سپاه و ارتش و بسيج و مانند آن، همان است كه طبق آن روايت معروف وجود مبارك امام صادق (ع) فرمود : هر كدام از شماها قبل از ظهور آن حضرت خود را مهيا كند، و اليعد احدكم قبل خروجه ) و لو بسهم. آنجا لقب پر بركت قيام را اسم مي برد كه ما از آن با ضمير ياد كرديم. فرمود: قبل از ظهور آن حضرت هر كسي خود را آماده كند، ولو با يك تير ! براي اينكه يا فرمان جهاد صادر مي شود، يا لاأقل مي خواهد از خودش دفاع بكند. اين نيروي رزمي، اين بسيجي بودن، اين با تير آشنا بودن؛ وظيفه كساني است كه در خط مقدّم انتظار به سر مي برند در بخش هاي نظامي.اين ولو با يك تير خودش را آماده بكند، نشانه آن است كه وجود مبارك حضرت، دشمنان فراواني دارد؛ بالأخره اين دشمنان از هر طرف حمله مي كنند و ياران حضرت هم بايد از هرطرفي دفاع بكنند.


وظيفه مخصوص حوزويان و دانشگاهيان درباره انتظار فرج

امّا آن وظيفه مخصوص حوزويان و دانشگاهيان كه كارهاي فرهنگي به عهده آنهاست، و رسالت هاي اعتقادي و اخلاقي و فقهي را به عهده دارند؛ اين است كه منتظر باشند تا وجود مبارك حضرت بيايد و دلها را پر از بي نيازي كند. حضرت چند تا كار مي كند، كار جهاني. يكي همان عدل گستري است كه يملأ الله به الأرض قسطاً و عدلاً (1)، كه كمتر كسي اين روايت ها را نشنيده باشد. يعني وجود مبارك حضرت كه آمدند، جهان را پر از عدل و داد مي كنند. امّا آنچه كه مهم تر از عدل و داد بيروني است آن است كه روح استغنا و بي نيازي را در دلهاي پيروانش زنده مي كند. به يملأ الله سبحانه و تعالي قلوب امّتي من الا ست غنا. دلهاي پيروان ما را پر از بي نيازي مي كند.


باور نزديكي خداي سبحان به انسان لازمه كسب مقام« استغنا »

يك كسي كه چشمش به جيب زيد است و كيف عمرو؛ اين نه عالم مي شود، نه فقيه مي شود، نه منتظر حضرت ! اين كاسب در مي آيد؛ حواستان جمع باشد. كاسب هرگز منتظر حضرت نيست ! يك ملّتي مستقل است كه مستغني باشد، ملّتي مستغني است كه خودكفا باشد. هم بفهمد كه همه قدرتها از ناحيه خداست، للّه جنود السّموات و الأرض (2). اين را بايد بفهمد؛ نه تقليداً، كه تحقيقاً؛ يك. بايد بفهمد ما بنده اوئيم و او خداي ماست، دليلي ندارد با او رابطه نداشته باشيم !! فاصله اي نيست بين ما و او، محجوب هم كه نيستيم، درماني هم كه ندارد، راه را هم كه نبسته است، مرتب هم دعوت كرده؛پس چه دليلي دارد كه ما با او رابطه نداشته باشيم ؟! او كه فرمود : أنا اقرب اليه من حبل الوريد(3)، فرمود : اذا سألك عباد ي عنّي فنّي قريب اجيب (4)، اينكه فرمود : نحن اقرب ا ليه منكم و لكن لا تبصرون (5)، اينكه فرمود : و هو معكم اين ما كنتم(6)؛ اينكه فرمود : من خداي شمايم، شما بنده منيد؛ هر چه مي خواهيد از من بخواهيد، از ديگري نخواهيد.


و لذادليلي ندارد ما از غير او بخواهيم، و دليلي ندارد به او نزديك نشويم !! خودش دعوت كرده. دليلي ندارد كه ما اين لباس ] لباس روحانيّت [ را لباس كسب قرار بدهيم؛ حيف است ! آن كه به فكر مريد بازي است، به فكر جمع زيد و عمرو است؛ او نه منتظر حضرت است، نه حضرت به او اعتنا مي كند!


كسي منتظر حضرت است كه روح بي نيازي داشته باشد. البتّه ادب سر جايش محفوظ است، ما همه را احترام مي كنيم؛ ادب يك مطلب ديگر است، امّا جيب زيد و كيف عمرو را نگاه كردن، اين روحيه گدائي با امامت پروري سازگار نيست، با انتظار او سازگار نيست. اين روايت را حتماً طلبه ها بيشتر بخوانند كه فرمود : وجود مبارك حضرت كه آمد، يملأ قلوب امّه جدّ ه غناً. پر از بي نيازي مي كند؛ روح گدائي را بر مي دارد. آنوقت، اين مي شود منتظر راستين.


به ما نگفتند : راه چشم دوزي مردم را ببنديد و جاي ديگر را نبينيد ! به ما گفتند : جيب مردم را نگاه نكن، للّه خزائن السّموات و الأرض (7)را نگاه كن. آن فراوان است، نزديك هم هست، به تو مي دهد. فرمود : اينجا را نگاه بكن ! اگر ملّتي اينچنين شد،سعي مي كند مشكل خودش را حل بكند. حضرت اوّل آدم درست مي كند، بعد مستقل مي كند. اوّل استغنا، بعد استقلال. اين شعارهائي كه ما مي گوئيم : استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي؛ يعني جمهوري اسلامي اوّل به آدم استغنا مي دهد، روح بي نيازي مي دهد، بزرگواري و عزّت و احترام مي دهد؛ يك ملّت بزرگوار، هم مستقل است، هم آزاد. و وجود مبارك ولي عصر (أرواحنا فداه) اوّل روح بي نيازي مي دهد، بعد مستقل مي كند.


بي نيازي در دو بخش« اقتصادي » و « معرفتي »

بي نيازي هم دو قسم است؛ يك بي نيازي اقتصادي است كه اگر ما به اين هم برسيم، براي ما خيلي مغتنم است كه اين حدأقل بي نيازي است. يك بي نيازي اخلاقي و معرفتي است كه آن نصيب گروهي از انسانها مي شود. بي نيازي اقتصادي فعلاً براي ما اصل است، يعني ما روي پاي خودمان بايستيم. همه چيز داشته باشيم، منتها از خود. در هيچ امر به بيگانه وابسته نباشيم؛ اين چيز خوبي است. همه وسائل رفاهي را داشته باشيم، منتها از خود ؛ نيازي به بيگانه نداشته باشيم. اين حدأقل استغناست ! آن استغنائي كه بهره گروهي از انسانها مي شود، آن اين است كه به ما فرمودند: انسان اگر از چيزي بي نياز باشد، بهتر از آن است كه به وسيله او بي نياز بشود. البتّه اين هم گفتنش سخت است، هم دركش سخت است، و هم عملش سخت تر ! درك و گفتار و بحثش صعب است، عملش مستصعب.


حقيقت بي نيازي در رفتار و گفتار عميق حضرت امير (ع)

يك وقتي وجود مبارك حضرت امير به عسل مصفّاي خوش رنگ نگاه كردند، فرمودند : خيلي خوشرنگي، ولي نمي دانم مزّه ات چيست ! با اينكه خاورميانه در اختيار حضرت امير بود آن 5 سالي كه حاكم بود؛ چون امپراطوري ايران هم تسليم شده بود، امپراطوري روم هم تسليم شده بود، خاورميانه كشوري نبود كه زير مجموعه حكومت حضرت امير نباشد ! در صدر اسلام البتّه آنها اسلام نيآورده بودند، ولي بعد از فتوحات همه مسلمان شدند ! استاندارهاي حضرت امير در آذربايجان بودند، در كرمان بودند، در اهواز بودند.


در آن بحبوحه قدرت فرمود : از چيزي بي نياز باشي، بهتر از آن است كه به وسيله آن بي نياز باشي. چون كسي كه مستغني عن شيء است، اين مظهر خداست. آنكه مستغني بشيء است، اين فقير است. چون ما يك (فقير) داريم، يك (مستغني) داريم، يك (غني).


فقير مجموعه دو تا سلب است، مستغني مجموعه يك سلب و يك ايجاب است، و غني مجموعه دو تا ايجاب است. فقير به كسي مي گويند كه نيازمند باشد، يك. چيزي كه نياز او را بر طرف كند نداشته باشد، دو. اين دو تا نقص دارد؛ مستغني يك نقص دارد كه نيازمند به چيزي هست، يك. چيزي كه مشكل او را و نياز او را برطرف بكند، دارد. به اين مي گويند : مستغني. غني آن است كه اصلاً نياز ندارد؛ شريف تر از آن است كه محتاج باشد ! آن فقط ذات أقدس له است كه انتم الفقراء الي الله و الله هو الغني (8). بندگان صالح كه مظهر خداي غني هستند، سعي مي كنند ا ست غنائك عن الشيء خيأ من ا ست غنائك به را فراهم بكنند كه اين هم نصيب گروهي از انسانها مي شود. ولي حدأقلش اين است : يك ملّتي مستغني باشد، روي پاي خودش بايستد. هر چه را مي خواهد، خودش داشته باشد؛ اين يك كمالي است.


وجود مبارك حضرت اوّل استغنا در ملّت ايجاد مي كند، بعد استقلال و آزادي. و اين استغنا هم يك وصف نفساني است؛ لذا در روايات ظهور آن حضرت آمده است كه دلهاي امت اسلامي را پر از استغنا مي كند. يملأ قلوب امّه جدّ ه من الست غنا. آنوقت چنين ملّت بي نيازي اهل رشوه نيست، اهل عشوه نيست، اهل تجاوز نيست؛ نه به مال مردم تعدّي مي كند، نه به حقوق ديگران؛ تا اينكه به دستگاه قضائي يا پليسي مراجعه كند و رشوه بدهد، بخواهد مشكل خودش را حل كند ! قهراً عدل و داد عالمگير مي شود. وقتي عدل گسترده مي شود كه بي نيازي قبلاً حاصل شده باشد.


وجود مبارك حضرت كاري مي كند كه مردم بي نياز بشوند. نه در اثر ثروت، چون آنها كه غني ترند كه محتاج ترند ! غالب اين فسادها هم از متكاثران است. آنهايند كه اهل تعدّي اند، آنهايند كه اهل قاچاقند، آنهايند كه اهل احتكارند، آنهايند كه اهل كم فروشي اند، آنهايند كه اهل گرانفروشي اند، آنهايند كه اهل رشوه اند ! اينچنين نيست كه اگر كسي وضع مالي اش خوب باشد، ملكات فاضله نصيبش شده باشد !! بالأخره آنها اگر بدتر از ديگران نباشند، مثل ديگرانند. عمده،روح بي نيازي است كه حضرت افاضه مي كند، بعد عدل را عالمگير مي كند.


شباهت ظهور حضرت ولي عصر (عج) با برپائي صحنه قيامت

حالا چگونه انسان،منتظر آن حضرت است ؟ به ما فرمودند به اينكه منتظر بايد باشيد، و وظيفه ما هم هست، دعا هم بايد بكنيم؛ و حضرت هم ظهورش معلوم نيست در چه وقت است، هم كيفيّت ظهورش نظير جريان قيامت،ناگهاني است. اينجا دو تا مسئله هست؛ يكي اينكه وقت مشخص نيست، نمي شود وقت تعيين كرد، ما هر لحظه بايد منتظر باشيم. يكي اينكه حضرت هم دفعتاً ظهور مي كند، مثل قيامت كه فتأتيهم بغتهً فتبهتهم (9).


قيامت اينطور است؛ دفعتاً كه مي آيد، آدم را مبهوت مي كند. بهتان را هم كه بهتان مي گويند، براي اينكه آدم كاري را كه نكرده، به آدم نسبت بدهند؛ آدم مبهوت مي شود ! كه من اين حرف را نزدم، چرا به من نسبت مي دهند. قيامت هم آدم را مبهوت مي كند، ظهور حضرت هم آدم را مبهوت مي كند. ما بايد آماده باشيم براي پرورش آن استغنا.اگر تمرين نكنيم؛ حالا حضرت ظهور كرد، چگونه اين ملكات را يك شبه ما فراهم مي كنيم؟!


چگونگي گسترش عدل و داد جهاني در عصر ظهور حضرت ولي عصر (عج)

از اينجا معلوم مي شود كه وظيفه حوزويان، مخصوصاً كساني كه حافظان قرآنند و در خدمت قرآن و عترت اند، اين رسالت و اين تعهد،بيشتر سنگيني مي كند. و آن اين است كه مي دانيد همه انبياء و اولياء آمدند، همه گزارش دادند؛ مخصوصاً عترت طاهرين (ع) كه گفتند : جهان را ذات أقدس له به وسيله مهدي موعود (ع) پر از عدل و داد مي كند. اوّلاً حكومت، حكومت اسلامي خواهد شد؛ البيعه للّه(10) در چهره پرچم حضرت نوشته خواهد شد.


با اين گسترش صنعت و تكنولوژي و علم و آدم كشي و قانون جنگل، چه جوري بشر پر از عدل و داد مي بيند جهان را ؟! حضرت چه قدر مي كشد ؟ حالا بر فرض الآن ظهور كرد، الآن تقريباً نزديك 7 ميليارد بشر است؛ چه قدر اينها را مي كشد ؟! شما عراق مي رويد، آنجور است؛ افغانستان مي رويد، آنجور است؛ فلسطين مي رويد، آنجور است؛ شمالتان مي رويد، آنجور است؛ جنوبتان مي رويد، آنطور است. غرب و شرق را هم كه مي بينيد، ظهر الفساد في البرّ و البحر بما كسبت ايد ي النّاس(11). حضرت چه قدر را مي كشد ؟! حالا بر فرض 1 ميليارد را كشت، مگر اصلاح مي شود ؟! تازه ترور شروع مي شود. كشتن و جنگ كردن و از بين بردن يكي از كارهاي كوچك آن حضرت است. مگر با كشتن،جهان اصلاح مي شود ؟!


بالاتر رفتن عقل و فرهنگ مردم در عصر ظهور منجي موعود (عج)

آن كار مهمي را كه حضرت مي كند، و همگان بايد در آن مسير گام برداريم، مخصوصاً حوزويان و دانشگاهيان؛ اين است كه وجود مبارك حضرت كه ظهور كردند؛ حالا يا خود حضرت دستي به رئوس مردم آن روز مي كشند به اذن الله، يا كلمه وضع يده، ضمير به الله بر مي گردد؛ خداي سبحان دست لطف، دست بي دستي روي سر مردم مي كشد كه تكمل به احلامهم و عقولهم(12). فرهنگ مردم بالا مي آيد، عقل مردم بالا مي آيد، علم مردم بالا مي آيد؛ آنوقت از آن به بعد اداره كشور آسان است. اگر اين ايران كه الآن 70 ميليون جمعيت دارد، غالب اينها در حد حوزويان و دانشگاهيان بودند ، اداره كشورمان آسان بود ! اين همه پليس 110 و بگير و بزن و ببند و قاچاق مواد قاچاق و اعتياد و ... نيست.


هر چه عقل مردم، علم مردم، درك مردم بالاتر بيايد، فساد كمتر مي شود. مهم ترين كار حضرت اين است كه عقل مردم را بالا مي برد، نه تنها علم مردم را ! آنهائي كه عاقلند، از علمشان حداكثر بهره صحيح را مي برند. ديگر با تكنولوژي و با علم به فكربمب اتم سازي نيستند! آنكه عاقل است به دنبال اين كار نمي رود؛ به دنبال مواد مخدّر وخانه فساد و اعتياد و استعمار و استثمار و استحمار و اينها نمي رود ! عاقل، راه خودش را مي بيند، مسير ديگران را هم نمي بندد.


اگر چنانچه وجود مبارك حضرت بيايد، با عنايت الهي فرهنگ مردم، عقل مردم را بالا ببرد، 313 تا شاگرد هم مثل امام داشته باشد، اصلاح جهان آسان است. اين بزرگوار يك نفره اين عظمت را ايجاد كرده ! 313 شاگرد مثل امام داشته باشد؛ قسمت مهم اين است. البتّه كسي بخواهد در برابر حكومت اسلامي مقاومت كند، آسيب مي بيند. امّا اينچنين نيست كه با شمشير پيش برود ! شمشير هم هست، مثل صدر اسلام.


درصدر اسلام قسمت مهم كاري كه وجود مبارك پيغمبر و حضرت امير (سلام الله عليهما) كردند؛با آن سخنراني ها و سنّت و سيرت نوراني؛ عقل مردم را آوردند بالا. مردم را به وفاق ملّي رساندند، متّحد كردند، آن فاصله هاي اوس و خزرج برداشته شد، مردم عاقل شدند. عاقل كه شدند، آن خونريزي ها وغارتگري ها از بين رفت.


شكوفائي عقل و بالا بردن فرهنگ اعراب تحت تربيت پيامبر اكرم (ص)

حضرت فرمود: شما يادتان است؛ پدران تان يا خود شماها از سوسمار نمي گذشتيد ! اين عرب سوسمار خوار را حضرت طوري تربيت كرد كه فرمود : در حال احرام از آهو بايد صرف نظر كني !! گفتند : چشم. لا تقتلوا الصّيد و انتم حرم (13). حالا يك عرب غارتگر سوسمار بخور را اينجور كرده كه از آهو مي گذرد ! اين آهو را بايد در تاريخ مي شنيد كه آهو يعني چه !! حالا و ليبلونّكم بشيء من الصّيد تناله ايديكم و رماحكم (14)؛ ولي در عرفات، در مشعر، در منا، در حرم خدا، در حال احرام يا غير احرام در حال حرم دست به اينها نزنيد، عرض كردند : چشم. اينهائي كه كارشان خونريزي بود، اوس و خزرج؛ اينهائي كه كارشان سوسمار خوري بود، مي رفتند به شكار سوسمار؛ حالا از آهو مي گذرند ! آنوقت چنين ملّتي،هم توانست امپراطوري ايران را رام بكند، هم امپراطوري روم را در غرب رام بكند، و خاورميانه را يكجا مسلمان بكند.


بعد از رحلت آن حضرت متأسفانه چون ا رتدّ النّاس عن الو لايه بعد النّبي(15)، ديگر به اين روز سياه رسيد. و گرنه وجود مبارك حضرت آمد ومردم را عاقل كرد. مرحوم شيخ مفيد (رض) در امالي نقل مي كند :در يك سفري هنگام ظهر كه شد، وجود مبارك حضرت سر به آسمان كرد، فرمود الآن زالت الشّمس، موقع نماز ظهر است؛ آماده شدند براي نماز.فرمود: مي دانيد اسلام شما را از كجا به كجا آورد ؟! كنّا رعاه البل و صرنا اليوم رعاه الشّمس (16). فرمود : مردم ! ما و شما قبلاً مواظب بوديم اين شترهايمان كي مي آيند كه بدوشيم، يا كي مي آيند كه بخوابانيم اينها را، يا كي مي آيند كه تيمار بكنيم؛ ما شتربان بوديم، الآن شمس بانيم. مواظبيم كي شمس از دائره نصف النّهار زائل مي شود كه با خدايمان گفتگو بكنيم !! آن كجا، اين كجا ! ما را از نظر به شتر به نظر به شمس رسانده، ما را از زمين به آسمان برده.


لزوم برقراري ارتباط مستمر با مبدأ ربوبي به منظور كسب ملكات فاضله

و وجود مبارك حضرت هم كه ظهور كرد، همان روحيه پيغمبر اسلام را دارد. ما هم كه منتظريم، منتظر يك همچنين مكتب ايم ! اما اينها كه يك شبه حاصل نمي شود؛ ظهور حضرت ناگهاني است، امّا پيدايش اين ملكات فاضله تمرين مستمر مي طلبد. هر لحظه مواظب خودمان باشيم؛ گفتارمان، رفتارمان. ما خيلي چيز نياز داريم،به ما گفتند : همه اينها از راه حلال فراهم مي شود، منتها خودتان را تعديل كنيد، قانع باشيد؛ به مقدار لازم بخواهيد، نه به مقدار هوس ! و دليلي ندارد كه با او رابطه نداشته باشيد. او خودش را خداي ما معرفي كرده، و ما را هم دعوت كرده. فرمود : راه باز است، هيچ مانعي هم نيست.


عالمگير شدن نور علم و عقل در سراسر زمين با ظهور منجي موعود (عج)

و حضرت اين ملكات را مي آورد؛ حالا شما فرض كنيد الآن حضرت ظهور كرده و به خواست خدا،7 ميليارد بشر روي كره زمين را عاقل كرده است،آنوقت احياي يك حكومت جهاني خيلي سهل است.آنوقت آيات فراوان قرآن كريم كه بر حضور مبارك حضرت تطبيق شده است، مثل و اشرقت الأرض بنور ربّها (17)؛ اين آيه تطبيق شده است به زمان ظهور آن حضرت، كه زمين با نورانيّت آن حضرت روشن مي شود، زمين با ظهور آن حضرت روشن مي شود. زمين با علم روشن مي شود، با عقل روشن مي شود، نه با برق !


منجي بشري و خاتم اوصياء از خاندان عصمت و طهارت (ع)

و اين از آرزوهاي اصيل انبياء و اولياي گذشته است، حتّي آرزوي خاندان عصمت و طهارت؛ در روايات فراوان وجود مبارك حضرت امير (ع) به وجود مبارك پيغمبر (ص) عرض مي كند : يا رسول الله ! اين مصلح جهاني كه مي آيد، آخرين حرف را مي زند،از ماست يا از غير ماست ؟! منّا اممن غيرنا ؟! فرمود : از ماست. و اسم مباركش، اسم من است؛ لقب مباركش فلان است و وجود مباركش يختم الله به الدّين (18) ! من آخرين دين را آوردم، ولي آخرين اجرايش به عهده اوست. او مي آيد، حرف ما را اجراء مي كند.


آنوقت در زيارت جامعه كه بكم فتح الله و بكم يختم (19)معناي جامع پيدا مي كند. هم در نظام تكوين، بكم فتح الله و بكم يختم؛ هم در نظام تشريع و قانونگذاري و مسأله دين.بنابراين وجود مبارك حضرت هميشه به اذن خدا به حالات ما نظر دارد، علم دارد و دليلي هم ندارد ما با او رابطه نداشته باشيم ! امام ماست، ما هم مأموم اوئيم، ما را هم دعوت كرده اند؛ وقتي ما با پيغمبرمان، با حضرت امير؛ بالاتر از همه با ذات أقدس له مي توانيم رابطه بر قرار كنيم، دليلي ندارد كه خودمان را از آن حضرت جدا بدانيم و محروم بدانيم ! همين كه آن شوق در ما پيدا شده است، از اين فرصت بايد حداكثر استفاده را ببريم.


سخنراني آيت الله جوادي آملي در جلسه درس اخلاق به مناسبت ايام ميلاد حضرت ولي عصر (عج) در ديدار با طلاب نوجوان حافظ قرآن مدرسه علميه امام جواد (ع)، همسران سپاهيان اراك و اقشار مختلف مردم ؛ قم ـ 19 / 7 / 1382


پي نوشتها:

(1) وسائل الشيعه / 16 / 241
(2) فتح / 4 و 7
(3) برداشت از : ق / 16
(4) بقره / 186
(5) واقعه / 85
(6) حديد / 4
(7) منافقون / 7
(8) فاطر / 15
(9) انبياء / 40
(10) برداشت از : كمال الدين / 2 / 654
(11) روم / 41
(12) برداشت از : كافي / 1 / 25
(13) مائده / 95
(14) مائده / 94
(15) برداشت از : بحار الأنوار / 34 / 274
(16) الأمالي للمفيد / 136
(17) زمر / 69
(18) برداشت از : بحار الأنوار / 51 / 84
(19) مفاتيح الجنان / زيارت جامعه كبيره

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

mohamadaminsh

mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان
دسترسی سریع به انجمن ها