عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

فردوسي و .......

فردوسي و .......
پنج شنبه 5 اسفند 1389  04:33 ب.ظ

فردوسی از نگاه دیگران

فردوسی از بزرگترین شاعران و حماسه‌سرایان ادبیات فارسی و جهان است. شاهنامه که شاهکار اوست، برابر با حماسهٔ هومر دانسته می‌شود و نام او را همانطور که خودش پیش‌بینی کرده است، جاوید کرده است.

نمیرم از این پس که من زنده‌ام   که تخم سخن را پراکنده‌ام
پی افکندم از نظم، کاخی بلند   که از باد و باران نیابد گزند


 

فهرست مندرجات

[نهفتن]
  • ۱ مخالفان فردوسی
  • ۲ دوست‌داران فردوسی
    • ۲.۱ فردوسی از نگاه پرفسور کاول
  • ۳ فردوسی‌پژوهی
  • ۴ جایگاه جهانی
  • ۵ منابع
  • ۶ پیوند به بیرون

[ویرایش] مخالفان فردوسی

در همان سال‌های آغازین پس از مرگ فردوسی مخالفت با شاهنامه آغاز شد و عمدتاً به خاطر سیاست‌های ضد ایرانی دربار عباسیان و مدارس نظامیه ادامه یافت. از جمله سلطان محمود پس از فتح ری در سال ۴۰۷ شمسی، مجدالدولهٔ دیلمی را به خاطر خواندن شاهنامه سرزنش کرده‌است. [۱] جامی در پنج سده بعد به این موضوع اشاره کرده است:

برفت شوکت محمود، در زمانه نماند   جز این فسانه که نشناخت قدر فردوسی

نویسندگانی نیز، از جمله عبدالجلیل رازی قزوینی که مانند فردوسی شیعه بوده‌است، شاهنامه را «مدح گبرکان» دانسته‌اند (همین طور عطار نیشابوری) و خواندن آن را «بدعت و ضلالت». شاعران دیگری نیز، از فرخی سیستانی («گفتا که شاهنامه دروغ است سربه‌سر») و معزی نیشابوری («من عجب دارم ز فردوسی که تا چندان دروغ/از کجا آورد و بیهوده چرا گفت آن سمر») گرفته تا انوری («در کمال بوعلی نقصان فردوسی نگر/هر کجا آید شفا شهنامه گو هرگز مباش»)، احتمالاً به دلیل علاقهٔ ممدوحانشان به ردّ فردوسی، شاهنامه را دروغ، ناقص، یا بی‌ارزش دانسته‌اند.

[ویرایش] دوست‌داران فردوسی

با وجود برخی بی‌مهری‌ها که دربارهٔ فردوسی وجود داشته‌است و در نتیجهٔ آن بسیاری از منابع نامی از فردوسی یا شاهنامه نیاورده‌اند، در مناطقی که حکومت عباسیان در آنها نفوذ کمتری داشته‌است، از شبه‌قاره هند گرفته تا سیستان، آذربایجان، اران، و آسیای صغیر، کسانی از فردوسی یاد کرده‌اند یا او را ستوده‌اند. از جمله مسعود سعد سلمان گزیده‌ای از شاهنامه تهیه کرد و نظامی عروضی در اواسط قرن ششم هجری اولین شرح حال موجود از فردوسی را در چهار مقاله نوشت. در حدود سال ۶۰۱ شمسی نیز خلاصه‌ای از شاهنامه در شام به دست بنداری اصفهانی به عربی ترجمه شد.

پس از حملهٔ مغول و انقراض عباسیان توجه به شاهنامه در محافل رسمی نیز افزایش یافت و از جمله حمدالله مستوفی در اوایل قرن هشتم هجری در دوران ایلخانان تصحیحی از شاهنامه بر اساس نسخه‌های مختلفی که یافته بود ارائه کرد. در دوران تیموریان نیز، در سال ۸۰۴ شمسی در هرات، به دستور شاهزادهٔ تیموری بایسنغر میرزا نسخهٔ مصوری از شاهنامه تهیه شد و احتمالاً تعداد زیادی از روی آن نوشته شد.

صفویان با توجه به این که خودشان مانند فردوسی شیعه و ایرانی بودند، توجه خاصی به فردوسی کردند که تا امروز ادامه یافته‌است. شاه اسماعیل یکم علاقهٔ ویژه‌ای به شاهنامه داشت و خواندن اشعار شاهنامه در میان قزلباشان و قبایل مختلف ایران مرسوم بود و شاه اسماعیل نام فرزندان خود را نیز از نام‌های شاهنامه انتخاب کرد (تهماسب، بهرام، القاس و ...). ولی پس از مرگ او رسم شاهنامه‌خوانی در ایران جدی گرفته نشد و کمرنگتر شد.

پس از انقلاب ایران در ۱۳۵۷، بعضی انقلابیان به این فرض که فردوسی شاه‌دوست بوده‌است یا شاهان را ستوده‌است از او بد گفته‌اند یا از شاهنامه انتقاد کرده‌اند. ولی این عده معدود هم از عقاید خود دست کشیدند. از محققان معاصر احمد شاملو نیز از شاهنامه انتقاد کرده‌است[نیازمند منبع] که در پاسخ او عطاءالله مهاجرانی کتابی در دفاع از فردوسی و شاهنامه نوشت.

[ویرایش] فردوسی از نگاه پرفسور کاول

«اوگوست امپراتور روم، گفته است من شهر روم را با آجر به دست آوردم و با مرمر آن را به جا گذاردم. فردوسی کشورش را فاقد ادبیات دید و در مقابل منظومه‌ای از خود باقی گذاشت که همهٔ شاعران پس از او، فقط توانستند از او تقلید کنند. اما هیچکدام نتوانستند بر او برتری یابند و آن در واقع حتی با سبک‌های مختص به آن شاعران، می‌تواند برابری نماید و می‌توان گفت که تنها کتابی در آسیا است که همانند اشعار رزمی هومر در اروپا است ... ابیات کتاب در ترکیب و ساخت، به نهایت درجه خوش‌آهنگ است و هرگز با تعبیرات نامطبوع و اصطلاحات نامأنوس آمیخته نیست و کلمات شدیداللحن در آن راه ندارد. و آن از آغاز تا پایان مانند صدای امواج یک رود روان ملایم، فوق‌العاده دلچسب و خوش‌آهنگ و با هماهنگی دلپذیری جریان دارد و هر یک از ابیات نظیر صدای دلنواز جریان آب به به حس شنوایی، لذت تازه‌ای می‌بخشد. و گویی ما در کرانه‌ای ایستاده و با دید حیرت به جهانی از احساس و اندیشه و عمل می‌نگریم که خود آن جهان برای همیشه از میان رفته و در زیر خاک خوابیده است، اما کاخ‌ها و قهرمانان آن مانند دریاچهٔ سحرآمیز الف‌لیله در زیر به طور مبهم به نظر می‌رسند.»

[ویرایش] فردوسی‌پژوهی

پس از تلاش حمدالله مستوفی در تصحیح شاهنامه در قرن هشتم و شاهنامهٔ بایسنغری در قرن نهم هجری، اولین تصحیح شاهنامه در کلکته صورت گرفت و بار اول به شکل ناقص در ۱۱۹۰ شمسی (توسط ماثیو لمسدن) و بار دوم به طور کامل در ۱۲۰۸ (به تصحیح ترنر ماکان انگلیسی) منتشر شد. از مصححین بعدی شاهنامه می‌توان از ژول مول فرانسوی، وولرس و لاندوئر هلندی، ی. ا. برتلس روس، نام برد. از مصححین ایرانی شاهنامه باید به عبدالحسین نوشین، مجتبی مینوی، محمد مختاری، و جلال خالقی مطلق و فریدون جنیدی اشاره کرد. ادوارد براون (ایران‌شناس نامدار انگلیسی) شاهنامه را مطابق ذوق خود نیافته است و صریحاً کمالات آن را انکار می‌کند.

به علت محبوبیت فردوسی، تحقیقات فراوانی دربارهٔ وی و شاهنامه منتشر شده‌است. ژول مول، تئودور نولدکه، سید حسن تقی‌زاده، هانری ماسه، فریتز ولف، محمدامین ریاحی، عبدالحسین نوشین، محمد قزوینی، و ایرج افشار از جملهٔ معروف‌ترین محققین دربارهٔ فردوسی هستند.

در میان شاهنامه‌پژوهان نامبرده، جلال خالقی مطلق، منقح‌ترین متن انتقادی شاهنامه را همراه با پژوهش‌ها و یادداشت‌های فراوان تهیه و منتشر کرده‌است.شاهنامه تصحیح وی همچنین به گفته برخی قویترین نسخه از شاهنامه‌است که بصورت انتقادی در ۸ جلد توسط انتشارات ایرانیکا منتشر گردید.[۲][۳]

  • هانس هاینریش شدر ایران شناس آلمانی در سخنرانی که به مناسبت کنگره فردوسی در در ۲۷ سپتامبر سال ۱۹۳۴ میلادی (پنجم مهرماه ۱۳۱۳ خورشیدی) به‌مناسبت هزاره فردوسی و در شهر برلین بر پا شده بود می‌گوید اشغال ایران توسط مغولان و از بین رفتن توان ایران پس از یک قرن استقلال از دلایل استقبال ایرانیان از شاهنامه و تلاش برای بازیابی هویت خویش توسط وی است. همچنین وی تشابه وضعیت ایرانیان در دران فردوسی با آلمان قرن نوزدهم را علت گرایش اندیشمندان آن کشور به سمت شاهنامه فردوسی و ترجمه آن به آلمانی می‌داند.[۴] اما به گفته بسیاری از ادیبان ایران، فردوسی بزرگترین اثر حماسی جهان یعنی شاهنامه را پدید آورده است.

[ویرایش] جایگاه جهانی

فردوسی در تمام جهان شناخته شده و مورد احترام است. شاهنامهٔ فردوسی به بیشتر زبانهای زنده دنیا ترجمه شده است و حکم حماسهٔ شرق را دارد و همانطور که غربی‌ها حماسه هومر را ارج می‌نهند، مردم شرق نیز شاهنامه را می‌ستایند.


 

[ویرایش] منابع

  • ریاحی، محمدامین، سرچشمه‌های فردوسی‌شناسی، ۱۳۷۲
  • ریاحی، محمدامین، فردوسی، زندگی، اندیشه و شعر او، ۱۳۷۵
  • صفا، ذبیح اللّه، تاریخ ادبیات در ایران (۵ جلد)، انتشارات فردوس، ۱۳۶۷.
  • سایکس، سرپرسی، تاریخ ایران (۲ جلد)، ترجمه سید محمدتقی فخرداعی گیلانی.
  • تاریخ ادبیات ایران و جهان (۱و۲)، سال دوم و سوم آموزش متوسطه، رشتهٔ علوم انسانی، دفتر برنامه‌ریزی و تألیف کتاب‌های درسی ایران، ۱۳۸۲ و ۱۳۸۳.
  1. ↑ ریاحی ۱۳۷۵، ص ۱۶۰
  2. ↑ شاهنامه فردوسی، مشهورترین اثرِ ناشناخته (بی بی سی فارسی، ۷خرداد۱۳۸۷)
  3. ↑ گفت و گو با دکتر «جلال خالقی مطلق»؛ می دانستم تصحیح شاهنامه ۴۰ سال طول می‌کشد (آتی بان، اردیبهشت ۱۳۸۷)
  4. ↑ فردوسی و شاهنامه او در آلمان مقاله‌ای از خسرو ناقد (بی بی سی فارسی)
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32700
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:فردوسي و .......
پنج شنبه 5 اسفند 1389  04:34 ب.ظ

فردوسی و سلطان محمود

 

فردوسی، شاهنامه را در مدت ۲۵ تا ۳۵ سال و حدود سال ۳۷۸ هجری خورشیدی به پایان برد. حدود ۱۰ سال بعد فردوسی که فقیر شده بود و فرزندش را نیز از دست داده بود، تصمیم گرفت که کتابش را به سلطان محمود غزنوی تقدیم کند. ازاین رو تدوین جدیدی از شاهنامه را شروع کرد و اشاره‌هایی را که به حامیان و دوستان سابقش شده بود، با وصف و مدح سلطان محمود و اطرافیانش جایگزین کرد. تدوین دوم در سال ۳۸۸ هجری شمسی پایان یافت (به حدس تقی‌زاده در سال ۳۸۹) که بین پنجاه هزار و شصت هزار بیت داشت. فردوسی آن را در شش یا هفت جلد برای سلطان محمود فرستاد.

به گفتهٔ خود فردوسی سلطان محمود به شاهنامه نگاه هم نکرد و پاداشی را که مورد انتظار فردوسی بود برایش نفرستاد. از این واقعه تا پایان عمر، فردوسی بخش‌های دیگری نیز به شاهنامه اضافه کرد که بیشتر به اظهار ناامیدی و امید به بخشش بعضی از اطرافیان سلطان محمود از جمله «سالار شاه» اختصاص دارد.

چون شاهنامه مطابق ذوق درباریان و اطرافیان سلطان نبود و مورد پسند محمود هم قرار نگرفت؛ او که قبلاً وعده داده بود به ازای هر بیت یک دینار طلا بدهد، به جای آن بیست هزار درهم نقره به فردوسی داد. شاعر نامدار به شدت از این موضوع ناراحت شد و تمام مبلغ را به یک حمامی و یک فقاع فروش بخشید. حتی به خاطر شیعه بودن و ارادت وی به اهل بیت او را بددین خواندند.

روایتی نیز در اینباره وجود دارد که سلطان محمود به فردوسی گفته است که شاهنامه چیزی جز شرح احوال رستم نیست، در حالی که در سپاه من امثال رستم بسیارند، و فردوسی به او می‌گوید که خداوند تا به حال مانند رستم را نیافریده و نخواهد آفرید و از دربار بیرون می‌رود. پس از اندکی محمود به یکی از نزدیکانش می‌گوید «این مردک، مرا به تعریض دروغ‌زن خواند» و تصمیم به قتل او می‌گیرد ولی فردوسی فرار می‌کند. و از غزنه به هرات و سپس به طبرستان (مازندران) گریخت و آتش درون خود را به اشعار هجایی تسکین داد:

ایا ای محمود کشورگشای   ز من گر نترسی، بترس از خدای...
که بددین و بدکیش خوانی مرا   منم شیر نر، میش خوانی مرا...
یکی بندگی کردم ای شهریار   که ماند ز تو در جهان یادگار
چو بر باد دادند گنج مرا   نبُد حاصلی سی و پنج مرا
اگر شاه را، شاه بودی پدر   به سر برنهادی مرا تاج زر
و گر مادر، شاهبانو بدی   مرا سیم و زر تا به زانو بدی
پرستار زاده نیاید به کار   وگرنه چند دارد پدر شهریار

فردوسی دربار محمود را با خاطری رنجیده گذاشت و رفت. بر اساس روایتی پس از اینکه سالها از این ماجرا گذشت و سلطان محمود به هند حمله برده بود و در آنجا قلعه‌ای را محاصره کرده بود، پیکی پیش یاغی محصور فرستاد و به وزیرش گفت که نمی‌دانم چه پاسخی از درون قلعه خواهد آمد. و وزیر این بیت از شاهنامه را برای او خواند:

اگر جز به کام من آید جواب   من و گرز و میدان افراسیاب

سلطان می‌پرسد این شعر از کیست که در آن روح مردانگی وجود دارد؟ در پاسخ گفته می‌شود که متعلق به فردوسی است. محمود ناراحت می‌شود و می‌گوید من او را از خودم آزردم، ولی در بازگشت به غزنه جبران خواهم کرد. هنگامی که سلطان محمود به غزنه باز می‌گردد دستور می‌دهد که معادل ۶۰ هزار دینار امتعه بار شتران دولتی کنند و به طابران - نزد فردوسی - ببرند و از او عذرخواهی و دلجویی کنند. اما هنگامی که کاروان هدیه سلطان از یکی از دروازه‌های شهر موسوم به رودبار داخل گردید، پیکر فردوسی را از دروازهٔ رزان شهر، به بیرون می‌بردند. دختر فردوسی از گرفتن هدیه محمود خودداری می‌کند. جامی در پنج سده بعد به این موضوع اشاره کرده است:

خوش است قدر شناسی که چون خمیده سپهر   سهام حادثه را عاقبت کند قوسی
برفت شوکت محمود، در زمانه نماند   جز این فسانه که نشناخت قدر فردوسی

[ویرایش] منابع

  • صفا، ذبیح اللّه، تاریخ ادبیات در ایران (۵ جلد)، انتشارات فردوس، ۱۳۶۷.
  • سایکس، سرپرسی، تاریخ ایران (۲ جلد)، ترجمه سید محمدتقی فخرداعی گیلانی.
  • تاریخ ادبیات ایران و جهان (۱و۲)، سال دوم و سوم آموزش متوسطه، رشتهٔ علوم انسانی، دفتر برنامه‌ریزی و تألیف کتاب‌های درسی ایران، ۱۳۸۲ و ۱۳۸۳.
  • فارسی و آیین نگارش، نظام جدید آموزش متوسطه، دفتر برنامه‌ریزی و تألیف کتاب‌های درسی ایران، ۱۳۷۶.
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32700
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:فردوسي و .......
پنج شنبه 5 اسفند 1389  04:35 ب.ظ

شاهنامه

 
Shahnameh3-1.jpg

شاهنامه، اثر حکیم ابوالقاسم فردوسی، یکی از بزرگ‌ترین حماسه‌های جهان، مهم‌ترین نامهٔ اندیشهٔ سیاسی ایران‌شهری در دورهٔ اسلامی[۱]، شاهکار حماسی زبان فارسی و حماسهٔ ملی ایرانیان و نیز بزرگ‌ترین سند هویت ایشان است، چنان که آن را قرآن ایرانیان خوانده‌اند.[۲]

شاهنامه اثری است منظوم در حدود پنجاه‌هزار بیت در بحر متقارب مثمن محذوف (یا مقصور) (فعولن فعولن فعولن فعل (فعول)). سرایش آن حدود سی‌سال به طول انجامید. فردوسی خود در این باره می‌گوید:

بسی رنج بردم درین سال سی   عجم زنده کردم بدین پارسی

آخرین ویرایشهای فردوسی در شاهنامه در سالهای ۴۰۰ و ۴۰۱ هجری قمری روی‌داد.

فهرست مندرجات

[نهفتن]
  • ۱ موضوع داستان‌های شاهنامه
    • ۱.۱ دودمان‌های پادشاهی در شاهنامه
  • ۲ پیشینه داستان‌های شاهنامه
    • ۲.۱ شاهنامه‌های منظوم دیگر
  • ۳ تدوین شاهنامه
  • ۴ کتاب‌های نوشته‌شده بر پایهٔ شاهنامه
  • ۵ فیلم‌های ساخته‌شده بر پایهٔ شاهنامه
  • ۶ پانویس
  • ۷ جستارهای وابسته
  • ۸ فهرست منابع و مآخذ
  • ۹ پیوند به بیرون
 

[ویرایش] موضوع داستان‌های شاهنامه

شاهنامه شرح احوال، پیروزیها، شکستها، ناکامیها و دلاوریهای ایرانیان از کهن‌ترین دوران (نخستین پادشاه جهان کیومرث) تا سرنگونی دولت ساسانی به دست تازیان است (در سده هفتم میلادی).

کشمکشهای خارجی ایرانیان با هندیان در شرق، تورانیان در شرق و شمال شرقی، رومیان در غرب و شمال غربی و تازیان در جنوب غربی است.

علاوه بر سیر خطی تاریخی ماجرا، در شاهنامه داستان‌های مستقل پراکنده‌ای نیز وجود دارند که مستقیماً به سیر تاریخی مربوط نمی‌شوند. از آن جمله: داستان زال و رودابه، رستم و سهراب، بیژن و منیژه، بیژن و گرازان، کرم هفتواد و جز اینها بعضی از این داستان‌ها به طور خاص چون رستم و اسفندیار و یا رستم و سهراب از شاهکارهای مسلم ادبیات جهان به شمار می‌آیند.

 

[ویرایش] دودمان‌های پادشاهی در شاهنامه

  1. پیشدادیان
  2. کیانیان
  3. اشکانیان
  4. ساسانیان
 

[ویرایش] پیشینه داستان‌های شاهنامه

باید دانست که بن‌مایه‌های داستان‌های شاهنامه ساختهٔ فردوسی نیست و این داستان‌ها از دیرباز در میان ایرانیان رواج داشته‌اند. مثلاً در کتب پهلوی مانند بندهشن، ایاتکار زریران (که مشابهتهای بسیار با گشتاسب‌نامه دقیقی دارد) و دینکرد تلمیحات و اشارات بسیاری به قهرمانان و پهلوانان شاهنامه وجود دارد. همچنین در اوستا خصوصا در نسک یشت‌ها اشارات فراوانی به بسیاری از شخصیتهای شاهنامه (پیشدادیان و کیانیان) شده‌است.

این قضیه در تمام آثار حماسی بزرگ به چشم می‌خورد به این معنا که در آغاز (و شاید برای مدتی مدید) داستان‌های حماسی در میان مردم دهان به دهان و از نسلی به نسلی سینه به سینه می‌گردد تا آنکه شاعر توانا و با ذوق و قریحه‌ای پدیدار شده و اثری بزرگ از روی آنها می‌آفریند.

مأخذ اصلی فردوسی در به‌نظم کشیدن داستان‌ها، شاهنامهٔ منثور ابومنصوری بود که چندی پیش از آن توسط یکی از سپهداران ایران‌دوست خراسان از روی آثار و روایات موجود گردآوری شده بود. فردوسی در شاهنامه از پنج راوی شفاهی نیز به نام‌های آزادسرو، شادان برزین، ماخ پیر خراسانی، بهرام و شاهوی یاد کرده که او را در بازگوکردن داستانها یاری رسانده‌اند اما ذبیح‌الله صفا استدلال کرده‌است که به احتمال فراوان راویان یادشده مربوط به روزگاران پیشین بوداند و فردوسی به جهت احترام از آنان سخن به زبان آورده و هیچکدام معاصر با حکیم طوس نبوده‌اند.[۳]

نیز شایان ذکر است که کتاب بسیار عظیمی در اواخر روزگار ساسانی به نام خوتای نامگ (خدای‌نامه) تالیف شده بود که به یک معنا کتاب تاریخ رسمی شاهنشاهی به شمار می‌آمد. روزبه پسر دادوویه با کنیهٔ عربی «عبدالله بن مقفع» یا همان ابن مقفع مترجم کلیله و دمنه آن را به عربی ترجمه کرد. این کتاب یکی از مآخذ تقریباً همهٔ تاریخنگاران سده‌های آغازین اسلامی به شمار می‌آمد. از خوتای نامگ در شاهنامه با نام نامهٔ خسروان یاد شده‌است. «خوتای» برابر پهلوی «خدای» است که به معنی پادشاه به کار می‌رفته‌است. معنی مشابهی برای خدا هنوز هم در نامهایی چون «کدخدا» دیده می‌شود.

این نکته دارای اهمیّت است که داستان‌های شاهنامه در آن دوران نه به عنوان اسطوره بلکه به عنوان واقعیّتی تاریخی تلقی می‌شدند. یعنی فردوسی تاریخ ایرانیان و حماسه‌های ملی آنان را به نظم کشید نه اسطوره‌های آنان را.

 

[ویرایش] شاهنامه‌های منظوم دیگر

فردوسی نخستین کسی نبود که به نظم حماسه‌های ملی اقدام کرد پیش از او دیگرانی نیز دست بدین کار یازیده بودند. از آن میان دقیقی طوسی (همشهری فردوسی) شایستهٔ نامبردن است. وی شاعری خوش‌قریحه بود که نخست به نظم شاهنامهٔ ابومنصوری اقدام کرد ولی هنوز چندی از آغاز کارش نگذشته بود که به دست یکی از بندگانش کشته شد و کار او ناتمام ماند. فردوسی در شاهنامهٔ خود از دقیقی به نیکی نام می‌برد و هزار بیت از سروده‌های او را در کار خود می‌گنجاند (احتمالاً برای قدردانی). هزار بیت دقیقی مربوط به پادشاهی گشتاسب و برآمدن زرتشت است. ذبیح‌الله صفا به این هزار بیت لقب گشتاسپ‌نامه داد که خوشبختانه امروز جاافتاده و مقبول است.

شخص دیگری که پیش از آن دو به نظم حماسه‌های ملی پرداخته بود شاعری بود با نام مسعودی مروزی. متاسفانه امروز بیش از چند بیت از شاهنامهٔ او در دست نیست. اما ظاهراً در زمان فردوسی شهرتی بسزا داشته‌است. جالب توجه‌است که شاهنامهٔ او در بحر تقارب نیست بلکه در بحر هزج است (مفاعیلن مفاعیلن فعولن).

 

[ویرایش] تدوین شاهنامه

فردوسی شاهنامه را دو بار تدوین کرده است. نخستین تدوین شاهنامه در دورهٔ نوح دوم پسر منصور مقارن با ضعف دولت سامانی که نشانه‌هایی از زوال آن دولت پدیدار بود در ۲۵ اسفند سال ۳۸۴ در ۵۵ سالگی شاعر تا این ابیات به انجام رسید[۴]:

سر آمد کنون قصهٔ یزدگرد   به ماه سفندارمذ روز ارد
ز هجرت سه‌صد سال و هشتادوچار   به نام جهان داور کردگار

با توجه به تولد فردوسی در سال ۳۲۹ ه‍.ق او در سال ۳۸۴ ه‍.ق ۵۵ سال داشته است. با این همه از اشارات شاعر به ۶۰ و ۶۱ و ۶۳ سالگی خود در بخش ساسانیان برمی‌آید که بعدها هم در تهذیب و تکمیل آن می‌کوشید. شاهنامه‌ای که فردوسی به مدت شش سال از ۶۵ سالگی کوشیده بود که آن را به صورتی باب طبع محمود درآورد سرانجام در ۷۱ سالگی او آماده شد.

چو سال اندر آمد به هفتادویک   همی زیر بیت اندر آرم فلک

آن گاه شاعر تاریخ این واقعه را سال ۴۰۰ هجری ذکر می‌کند.[۵]

ز هجرت شده پنج هشتاد بار   به نام جهان داور کردگار
 

[ویرایش] کتاب‌های نوشته‌شده بر پایهٔ شاهنامه

  • پارسیان و من
  • پارسیان و من: کاخ اژدها
  • پارسیان و من: راز کوه پرنده
  • پارسیان و من رستاخیز فرا می‌رسد
  • داستان‌های شاهنامه
  • هفت خوان رستم (در چهار جلد : تلسم پادشاه, جادوی دیو سپید, در جستجوی آزادی, بر لبه ی تیغ)
  • نبرد هاماوران (در چهار جلد : خشم پادشاه, جادوی سیاه, وسوسه شیطان, دستان آتش)
 

[ویرایش] فیلم‌های ساخته‌شده بر پایهٔ شاهنامه

در سال ۱۳۱۳ ه‍.خ عبدالحسین سپنتا فیلم فردوسی را ساخت که در جشن هزارهٔ فردوسی به نمایش در آمد.[۶] در سال ۱۳۳۶ مهدی رئیس فیروز و شاهرخ رفیع فیلم رستم و سهراب را کارگردانی کردند.[۷] در سال ۱۳۳۷ منوچهر زمانی فیلم بیژن و منیژه را کارگردانی نمود.[۸] در سال ۱۳۸۴ محمد نوری‌زاد فیلم شاهزادهٔ ایرانی (دربارهٔ داستان رستم و اسفندیار) را ساخت. این فیلم نسخهٔ سینمایی مجموعهٔ چهل سرباز می‌باشد.[۹]

بوریس کیمیاگرف کارگردان مشهور تاجیکستان شوروی پیشین چهار فیلم بر پایهٔ شاهنامهٔ فردوسی در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ میلادی ساخته است. این فیلم‌ها عبارت اند از:"پرچم کاوهٔ آهنگر" (۱۹۶۱)، "داستان رستم" (۱۹۷۱)، "رستم و سهراب" (۱۹۷۱) و "داستان سیاوش" (۱۹۷۶).

همچنین ویشرام بدکار (Vishram Bedekar) کارگردان هندی در سال ۱۹۶۳ فیلم "رستم سهراب" را از روی شاهنامهٔ فردوسی ساخته است.[۱۰]

علاوه بر این موارد بسیاری از کارگردانان تئاتر نیز بسیاری از آثار مهم نمایشی معاصر را بر اساس داستان‌های شاهنامهٔ فردوسی به روی صحنه برده‌اند.

 

[ویرایش] پانویس

  1. ↑ جواد طباطبایی ۸۸
  2. ↑ ضیاءالدین ابن اثیر، «المسخ»، المثل السائر فی ادب الکاتب والشاعر: «كما فعل الفردوسي في نظم الكتاب المعروف بشاه نامه وهو ستون ألف بيت من الشعر يشتمل على تاريخ الفرس وهو قرآن القوم وقد أجمع فصحاؤهم على أنه ليس في لغتهم أفصح منه وهذا لا يوجد في اللغة العربية على اتساعها….» ترجمه: چنان که فردوسی در سرودن کتاب معروف به شاهنامه کرده‌است. و این کتاب شصت‌هزار بیت است شامل تاریخ ایرانیان؛ و قرآن این ملت است و همهٔ فصیحان ایشان بر این‌اند که در زبان ایشان، فصیح‌تر از آن نیست. و این در زبان عرب یافت نمی‌شود؛ با همه گستردگی زبان [عربی]…
  3. ↑ ذبیح‌الله صفا، حماسه‌سرایی در ایران، ۷۸-۸۴
  4. ↑ ریاحی، محمدامین، فردوسی، انتشارات طرح نو، چاپ سوم ۱۳۸۰، صفحهٔ ۱۰۳
  5. ↑ همان، صفحه‌های ۱۲۳ و ۱۲۵
  6. ↑ صفحهٔ فیلم فردوسی در سایت سازمان توسعهٔ سینمایی سوره
  7. ↑ صفحهٔ فیلم رستم و سهراب در سایت سازمان توسعهٔ سینمایی سوره
  8. ↑ صفحهٔ فیلم بیژن و منیژه در سایت سازمان توسعهٔ سینمایی سوره
  9. ↑ صفحهٔ فیلم شاهزادهٔ ایرانی در سایت سازمان توسعهٔ سینمایی سوره
  10. ↑ صفحهٔ فیلم رستم سهراب در سایت پایگاه داده‌های اینترنتی فیلم


 

 

[ویرایش] جستارهای وابسته

  • فهرست شاهان اسطوره‌ای شاهنامه
  • فهرست شخصیت‌های اسطوره‌ای شاهنامه
  • کتابهای برگزیده ابیات شاهنامه
 

[ویرایش] فهرست منابع و مآخذ

  • جواد طباطبایی. «اندیشهٔ ایران‌شهری و تداوم فرهنگ ایران‌زمین». خواجه نظام‌الملک. چاپ دوم، تبریز: ستوده، ۱۳۸۵، ISBN 964-7644-54-X. ‏
  • شفیعی کدکنی، محمدرضا. صور خیال در شعر فارسی. تهران. انتشارات نیل ۱۳۵۰
  • صفا، ذبیح‌الله. تاریخ ادبیات ایران ج۱ چاپ دوم. تهران: انتشارات قُقنوس ۱۳۸۱. شابک: ISBN 964-311-013-3
  • صفا، ذبیح‌الله. حماسه‌سرایی در ایران، از قدیمی‌ترین عهد تاریخی تا قرن چهاردهم هجری. انتشارات امیرکبیر. چاپ سوم. سال ۱۳۵۲
  • شاهنامه فردوسی، به کوشش سعید حمیدیان، بر اساس چاپ مسکو، قطره، 1384، تهران
  • گات های زرتشت، گردآوری فرانک دوانلو، نوید شیراز، 1383، شیراز
  • گات ها، فیروز آذرگشسب، به تصحیح ماندانا معاونت، فروهر، 1383، تهران
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32700
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:فردوسي و .......
پنج شنبه 5 اسفند 1389  04:37 ب.ظ

آرامگاه فردوسی

 
آرامگاه فردوسی، توس

آرامگاه فردوسی، بنایی است در توس در شمال مشهد در خاک‌جای ابوالقاسم فردوسی که در سال ۱۳۱۳ هم‌زمان با آیین‌های هزاره فردوسی افتتاح شد.

[ویرایش] موقعیت کنونی

مجموعه فرهنگی باغ آرامگاه فردوسی در ۲۰ کیلومتری شمال شرقی شهر مشهد، در مسیری منشعب از راه عمومی مشهد به کلات نادری، نزدیک به شهر تاریخی طابران و بقعه تاریخی هارونیه قرار دارد. روستای پاژ زادگاه فردوسی که امروزه فاز نامیده می‌شود در ۲۸ کیلومتری شرق آرامگاه فردوسی قرار دارد.

در حال حاضر سازمان میراث فرهنگی و گردشگری طرح‌هایی برای گسترش و بهسازی آرامگاه حکیم در دست اقدام دارد که در همین زمینه زمین‌ها و ساختمان‌های اطراف آرامگاه به تملک این سازمان در می‌آیند و هرگونه ساخت و ساز تازه در حریم آرامگاه کلا ممنوع می‌باشد. با این حال متاسفانه وزارت نیرو در سال ۱۳۸۶ با نصب دکل‌های بزرگ انتقال نیروی برق دورنمای آرامگاه فردوسی را مخدوش کرده که موجب برانگیختن اعتراض عمومی گردید.

[ویرایش] تاریخچه

چنان‌که مشهور است، پیکر فردوسی را به گورستان راه ندادند و ناچار او را در باغ خودش درون شهر طابران توس، نزدیک به دروازهٔ شرقی رزان به خاک سپردند. خاک‌جای او زیارتگاه اهل دانش و معرفت بود و با آنکه بارها آن را با خاک یکسان کردند از نو ساخته می‌شد. [۱] خبری نه چندان موثق ساختن اولین بنا بر گور ابوالقاسم فردوسی را به سپهدار توس در زمان فردوسی، یعنی ارسلان جاذب سپهدار توس نسبت داده، که ذکر او در دیباچه شاهنامه آمده است.[۲] صد سال پس از مرگ فردوسی در ۵۱۰ نظامی عروضی گور شاعر حماسه سرای ایران در باغی متعلق به خود شاعر زیارت کرد، و ششصد سال بعد هنگامی که عبیدخان ازبک به تیشهٔ تعصب آن را ویران کرده بود قاضی نورالله شوشتری به شرف زیارت آن نایل آمد. بعدها در ۱۳۰۲ ه‍.ق که میرزا عبدالوهاب خان شیرازی نصیرالدوله (آصف‌الدوله) والی خراسان بود، به دستور آن مرد ادب‌دوست گورجای فردوسی به قرائن و آثار و علائمی، در باغی درون طوس تعیین گردید و بنایی آجری بر آن ساخته شد.

بعد از جنگ جهانی اول که شور و احساسات ملی در ایران بالا گرفته بود، در مجامع و مطبوعات قدرشناسی از فردوسی و لزوم بنای شایسته‌ای بر سر خاک او مطرح گردید. ملک‌الشعرا بهار که طوس را زیارت کرده و تنها سکویی بی سقف و دیوار به‌جای بنای آصف‌الدوله یافته بود، در ۱۲۹۹ در هفته‌نامهٔ نوبهار خود مقاله‌ای در لزوم بنای آرامگاه نوشت. پس از تأسیس انجمن آثار ملی در سال ۱۳۰۱، به همت محمدعلی فروغی رئیس انجمن کوشش‌هایی برای ساختمان آرامگاه آغاز شد. چون نیت این بود که آرامگاه شاعر بزرگ ملی به هزینهٔ مردم و نه از بودجهٔ دولت ساخته شود، در ۱۳۰۴ با نشر بیانیه‌ای از مردم خواستند که اعاناتی برای این منظور به حساب انجمن پرداخت نمایند.

در سال ۱۳۰۵ گروهی از طرف انجمن برای تعیین محل دقیق آرامگاه و تهیهٔ طرح آن از تهران به طوس رفتند. طرح بنای آرامگاه از میان طرح‌های پیشنهادی توسط آندره گدار و کریم طاهرزادهٔ بهزاد تهیه شد. ساختمان آرامگاه در مدت پنج سال به پایان رسید و در ۱۳۱۳ گشایش یافت. برای تأمین کسری هزینه ۱۶۰۰۰۰ برگ بلیت بخت‌آزمایی ده ریالی چاپ و از طریق شعبه‌های بانک ملی ایران توزیع شده بود.[۳]

مساحت ساختمان ۹۴۵ متر بود و بهترین حجاران تصاویری از شاهنامه را بر دیوارهایش حک کردند. اما از آنجا که در طراحی بنا محاسبات فنی دقیق لازم به عمل نیامده بود، بویژه به سبب عدم محاسبهٔ مقاومت خاک و مصالح پی، ساختمان آرامگاه از همان سالهای نخست شروع به جذب رطوبت و نشست کرد. تعمیرات و مراقبت‌های سی‌ساله هم کارگر نیفتاد، و ناچار لزوم تجدید بنای آرامگاه مطرح شد. به دستور انجمن آثار ملی در سال ۱۳۴۳ تخریب و بازسازی بنا آغاز شد و ساختمان جدید آرامگاه با نظارت مهندس هوشنگ سیحون در سال ۱۳۴۷ به انجام رسید.

بنای پیشین دارای نمای بیرونی شبیه بنای فعلی بود، اما داخل آن کوچکتر و کم‌عمق‌تر و دارای دو ورودی کم‌عرض شرقی و غربی بود. بنای کنونی، که سعی شده در ظاهر کاملا شبیه بنای پیشین باشد دارای نهصد متر سطح زیربنا، و ساخته شده از بتون و سنگ و کاشی است. بخش فوقانی بنا، که در اجرای اولیه توپر بود این بار میان‌تهی ساخته شد. سقف داخلی آن هم با کاشی‌کاری معرق و متأثر از عناصر تزیینی دورهٔ هخامنشی و عصر فردوسی روکاری شد. دیوارهای آن هم تماماً با سنگهایی از منطقهٔ توس نماسازی شد. هیأت کلی بنا آرامگاه کوروش کبیر در پاسارگاد را تداعی می کند.

اینک باغ آرامگاه که حدود شش هکتار مساحت، و یک موزه و کتابخانه دارد، سالانه بیش از یک میلیون زائر و شیفتهٔ فردوسی را می‌پذیرد. با این همه فضلای اهل ادب ایران این مجموعه را درخور شأن رفیع فردوسی نمی‌دانند و در صدد توسعه و آبادی آنند.[۴]

[ویرایش] پانوشت‌ها

  1. ↑ محمدامین ریاحی. فردوسی: زندگی، اندیشه و شعر او. تهران: ۱۳۷۵، ص ۳۷۲.
  2. ↑ «تاریخچهٔ آرامگاه فردوسی». کتاب پاژ (ویژهٔ توس و فردوسی). محمدجعفر یاحقی. مشهد: ۱۳۷۳، ص ۱۵۷.
  3. ↑ ریاحی، همانجا، ص ۳۷۳
  4. ↑ یاحقی، همانجا، ص ۱۵۸
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32700
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:فردوسي و .......
پنج شنبه 5 اسفند 1389  04:38 ب.ظ

هزاره فردوسی

هزارهٔ فردوسی (یا جشن هزاره فردوسی)، مجموعهٔ آیین‌هایی بود که به مناسبت هزارمین سال میلاد فردوسی در سال ۱۳۱۳ خورشیدی در تهران، طوس و دیگر شهرهای ایران برگزار شد. در کنگرهٔ هزارهٔ فردوسی که نخستین اجتماع بزرگ علمی در ایران بود، ۴۰ تن از ایران‌شناسان برجسته از ۱۷ کشور و ۴۰ تن از دانشمندان و ادیبان ایرانی شرکت داشتند. به مدت ۵ روز از ۱۲ تا ۱۶ مهر ۱۳۱۳ سخنرانی‌هایی در تالار دارالفنون در تهران ایراد گردید و تعدادی از آنها در کتاب هزارهٔ فردوسی به چاپ رسید. جشن هزارهٔ فردوسی به سال ۱۳۱۳ یکی از رویدادهای مهم فرهنگی قرن، و مهم‌ترین کنگرهٔ علمی بود که در ایران معاصر برگزار شد.[۱]

فهرست مندرجات

[نهفتن]
  • ۱ شرکت‌کنندگان کنگره هزاره فردوسی
  • ۲ گزارش جلسه‌های کنگره
  • ۳ دیگر رویدادها و دستاوردها
  • ۴ جستارهای وابسته
  • ۵ پانوشت‌ها و منابع

[ویرایش] شرکت‌کنندگان کنگره هزاره فردوسی

شرکت‌کنندگان در کنگره هزاره فردوسی در مقابل تالار دارالفنون، تهران.
ردیف اول (نشسته): حیدرعلی کمالی (ترکیه)، محمدتقی بهار، هانری ماسه (فرانسه)، عباس اقبال، عیسی صدیق، محمد آقااوغلو (آمریکا)، فرانکلین گونتر (آمریکا)، سباسستیان بک (آلمان).
ردیف دوم: جان درینک‌واتر (انگلستان)، عبدالوهاب عزام (مصر)، ژرژ کونتنو (فرانسه)، ابراهیم حکیمی، یوگنی برتلس (شوروی)، سفیر شوروی، حسن اسفندیاری، محمدعلی فروغی، خانم گدار، دستور نوشیروان (هند)، آرتور کریستنسن (دانمارک)، فریدریش زاره (آلمان)، عبدالحسین شیبانی، حسن پیرنیا.
ردیف سوم: مجتبی مینوی، ولی‌الله نصر، مهدی دیبا، حسن وحید دستگردی، میرزا یانس، بدیع‌الزمان فروزانفر، سعید نفیسی، جمیل صدقی زهاوی (عراق)، صادق رضازاده شفق، محمد فؤاد کوپرولو (ترکیه)، ابوالقاسم اعتصام‌زاده، محمد نظام‌الدین، ادوارد دنیسن راس، آشیکاگا آتسوجی (ژاپن)، زین‌العابدین رهنما، آ.آ. بولوتنیکوف (شوروی)، محمدطاهر رضوی (هند)، غلامرضا رشید یاسمی.
ردیف چهارم: مایل تویسرکانی، احمد حامد صراف (عراق)، علی‌اصغر حکمت، یان ریپکا (چکسلواکی)، نصرالله فلسفی، محمد عشاق (هند)، آلکساندر فرایمان (شوروی)، هادی حسن(هند)، عبدالعظیم قریب، علی نهاد بی (ترکیه)، شیخ‌الملک اورنگ، احمد بهمنیار، رحیم‌زاده صفوی.
ردیف پنجم: ژوزف هاکن (فرانسه)، جلال همایی، یوری مار (شوروی)، علی قویم، آلکساندر روماسکویچ (شوروی)، یوزف اوربلی (شوروی)، جمشیدجی اونوالا (هند).
ردیف ششم: بهرام‌گور آنکلساریا (هند)، احمد کسروی، نصرالله تقوی، ولادیمیر مینورسکی (انگلستان)، عبدالحمید عبادی (مصر)، آنتونیو پاگلیارو (ایتالیا)، ملک کرم، ارنست کوهنل (آلمان)، عباس خلیلی، علی جواهرکلام، ال.آ. مایر (فلسطین).

در کنگرهٔ علمی هزارهٔ فردوسی بیش از چهل تن از خاورشناسان برجسته به نمایندگی از کشورهای خود حضور یافتند و به ارائه سخنرانیها و مقالات خود پرداختند، از جمله: بهرام‌گور آنکلساریا (هند)، جمیشدجی اونوالا (از پارسیان هند)، یوگنی برتلس (از شوروی)، سباستیان بک (آلمان)، آنتونیو پاگلیارو (ایتالیا)، ادوارد دنیسن راس (انگلستان)، جمیل صدقی زهاوی (عراق)، یان ریپکا (چکسلواکی)، روماسکویچ (شوروی)، فریدریش زاره (آلمان)، عبدالحمید عبادی (مصر)، عبدالوهاب عزام (مصر)، فرایمان (شوروی)، فهیم بیر قدارویچ (یوگسلاوی)، آرتور کریستن‌سن (دانمارک)، ارنست کوهنل (آلمان)، کونتنو (فرانسه)، ژرژ مار (شوروی)، هانری ماسه (فرانسه)، هادی حسن (هند)، ولادیمیر مینورسکی (انگلستان)، آشیکاگا آتسوجی (ژاپن)، محمد آقااوغلو (آمریکا)، جان درینک‌واتر (انگلستان)، ال.آ. مایر (فلسطین).[۲]

نزدیک به چهل تن از ادیبان و دانشمندان ایرانی نیز شرکت‌کنندگان کنگره بودند، از جمله: ادیب‌السلطنهٔ سمیعی، اعتصام‌الملک، عباس اقبال، بدیع‌الزمان فروزانفر، احمد بهمنیار، محمدتقی بهار، ابراهیم پورداود، محمدعلی تربیت، حکیم‌الملک، صادق رضازاده شفق، نصرالله فلسفی، عبدالعظیم قریب، احمد کسروی، مشیرالدوله پیرنیا، مجتبی مینوی، سعید نفیسی، وحید دستگردی، جلال‌الدین همایی، رشید یاسمی.[۳]

[ویرایش] گزارش جلسه‌های کنگره

اولین جلسهٔ کنگره صبح روز پنجشنبه ۱۲ مهر ماه در تالار دارالفنون تشکیل شد. محمدعلی فروغی خطابه‌ای در تشکر از خاورشناسان و نمایندگان دولت‌های خارجی شرکت‌کننده ایراد کرد. پس از او علی‌اصغر حکمت خطابه‌ای به زبان فرانسوی ایراد کرد. سپس اعضای هیئت رئیسهٔ کنگره انتخاب شدند، و حسن اسفندیاری (محتشم‌السلطنه) به عنوان رئیس کنگره انتخاب شد.

دومین جلسهٔ کنگره صبح روز جمعه ۱۳ مهر در تالار دارالفنون تشکیل شد. در این جلسه سفیران شوروی و آلمان نیز شرکت داشتند. اولین سخنران جلسه سفیر شوروی بود و اعلام داشت که دولت متبوع او مجموعه‌ای از هدایای تاریخی را برای نگاهداری در موزهٔ ملی ایران تقدیم می‌دارد که شامل روگرفتی از نسخهٔ خطی شاهنامهٔ فردوسی به تاریخ ۱۳۳۳ میلادی است. پس از او فون بلوخر وزیر مختار آلمان در ایران طی سخنرانی خود سابقهٔ ممتد آشنایی ملت آلمان با شاهنامهٔ فردوسی را یادآوری کرد و اظهار داشت که اینک در جشنی که به یاد این شاعر ارجمند گرفته می‌شود آلمان با منتهای علاقه شرکت می‌کند. سپس اعلام داشت که فهرست لغات و اسامی و اعلام شاهنامه که حاوی مقایسه سه طبع معروف شاهنامه می‌‌باشد تألیف دکتر فریتز ولف از خاورشناسان آلمانی را به ملت ایران تقدیم می‌دارد، و نیز دیپلم دکترا در فلسفه از دانشگاه فردریک ویلهلم برلین به محمدعلی فروغی و دیپلم عضویت انجمن شرقی آلمان از جانب این انجمن را به علی‌اصغر حکمت و حسین علا تقدیم داشت. [۴]

پس از خاتمهٔ بیانات فون بلوخر، رئیس کنگره بیاناتی مبنی بر اظهار تشکر از سفیر شوروی و وزیر مختار آلمان و دولت‌های شوروی و آلمان ایراد کرد. پس از آن فهرست سخنرانی‌ها در میان حاضران در جلسه توزیع گردید و برنامهٔ سخنرانی‌های کنگره آغاز شد.

جلسه‌های کنگره در روزهای بعد پی گرفته شد و هفتمین جلسه که جلسهٔ پایانی کنگره بود در روز ۱۶ مهر برگزار شد.


 

[ویرایش] دیگر رویدادها و دستاوردها

همزمان با کنگرهٔ هزارهٔ فردوسی در بیشتر شهرهای ایران نیز مراسمی برگزار شد، و در آنها سخنرانی‌هایی ایراد شد، و شعرهایی خوانده شد و نمایش‌هایی از داستان‌های شاهنامه اجرا گردید. در شهرهای مختلف، خیابان‌ها و دبستان‌ها و دبیرستان‌هایی به نام فردوسی نام‌گذاری شد.

پس از خاتمه کنگره هزارهٔ فردوسی، شرکت‌کنندگان کنگره به مشهد سفر کردند، و بنای آرامگاه فردوسی در توس که احداث آن از هشت سال پیش از آن آغاز شده بود، با حضور رضا شاه پهلوی افتتاح شد.

در خارج از ایران نیز در پاریس، لندن، رم، مسکو، برلین و برخی از دیگر شهرهای اروپا و آسیا با تشکیل جلسه‌های سخنرانی مراسم بزرگداشت فردوسی اجرا شد.

برگزاری آیین‌های هزارهٔ فردوسی، سرآغاز تحقیقات وسیع شاهنامه‌شناسی در ایران و جهان گردید. علاوه بر مقالات روزنامه‌ها، در ایران دو دورهٔ متن شاهنامه به سرمایهٔ کتابفروشی‌های خاور و بروخیم به چاپ رسید. مجلهٔ ادبی مهر شماره‌های مهر و آبان ۱۳۱۳ خود را یکجا به نام فردوسی‌نامهٔ مهر شامل مقالاتی در بارهٔ شاهنامه و فردوسی منتشر کرد. مجلهٔ باختر در اصفهان نیز شماره‌ای ویژهٔ فردوسی انتشار داد.[۵]


 

[ویرایش] جستارهای وابسته

  • آرامگاه فردوسی
  • جشن هزاره فردوسی در برلین

[ویرایش] پانوشت‌ها و منابع

  1. ↑ «تاریخچهٔ آرامگاه فردوسی». کتاب پاژ (ویژهٔ توس و فردوسی). محمدجعفر یاحقی. مشهد: ۱۳۷۳، ص ۱۵۸.
  2. ↑ فردوسی‌نامهٔ مهر، ص ۶۹۳-۶۹۵
  3. ↑ فردوسی‌نامهٔ مهر، ص ۶۹۳-۶۹۵
  4. ↑ فردوسی‌نامهٔ مهر، ص ۶۹۷
  5. ↑ محمدامین ریاحی. فردوسی: زندگی، اندیشه و شعر او. تهران: ۱۳۷۵، ص ۳۷۴-۳۷۵.
  • فردوسی‌نامهٔ مهر، چاپ تهران، ۱۳۱۳ خورشیدی
  • کتاب هزارهٔ فروسی، تهران، ۱۳۲۲ خورشیدی
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32700
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:فردوسي و .......
پنج شنبه 5 اسفند 1389  04:39 ب.ظ

بنیاد شاهنامه فردوسی

 

بنیاد شاهنامه فردوسی، موسسه تحقیقاتی وابسته به وزارت فرهنگ و هنر، در سال ۱۳۵۰ با هدف پیشبرد پژوهشهای مربوط به شاهنامه فردوسی، و تصحیح و انتشار متن انتقادی شاهنامه تاسیس شد.

هیأت امنای بنیاد متشکل از مجتبی مینوی، پرویز ناتل خانلری، یحیی مهدوی، حسین نصر، عباس زریاب خویی، محمدامین ریاحی و مهدی فروغ بود. سرپرستی علمی بنیاد از ابتدای تأسیس بر عهده مجتبی مینوی بود که تا زمان درگذشت این سمت را داشت. از ۱۳۵۵ محمدامین ریاحی ریاست بنیاد را بر عهده گرفت.

فعالیت‌های بنیاد شامل گردآوری نسخه‌های شاهنامه و دیگر منابع پژوهشی مرتبط با شاهنامه از سراسر جهان، و ارزیابی آنها به‌منظور تصحیح متن شاهنامه، و مقابله نسخه‌ها و تهیه متن تصحیح‌شده از بخش‌های مختلف شاهنامه توسط پژوهشگران بنیاد بود. داستان رستم و سهراب (انتشار ۱۳۵۲) و داستان فرود به تصحیح مجتبی مینوی، و داستان سیاوش (انتشار ۱۳۶۳) حاصل بخشی از فعالیتهای بنیاد بوده‌است. بنیاد شاهنامه نشریه پژوهشی تحت عنوان سیمرغ منتشر می‌کرد.

پس از انقلاب اسلامی بنیاد شاهنامه همراه با چند موسسه پژوهشی دیگر در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی (وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالی) ادغام شد.


 

[ویرایش] منابع

  • مهدی غروی، بنیاد شاهنامه فردوسی، راهنمای کتاب، شماره ۱۶۹-۱۷۲ مهر-دی ۱۳۵۵
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32700
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:فردوسي و .......
پنج شنبه 5 اسفند 1389  04:40 ب.ظ

مجسمه‌های فردوسی

 

حکیم ابوالقاسم حسن بن علی توسی معروف به فردوسی (حدود سال ۳۱۹ تا حدود ۳۹۷ هجری خورشیدی) شاعر حماسه‌سرای ایرانی و گویندهٔ شاهنامهٔ فردوسی است که در ناحیه توس خراسان به دنیا آمد و همانجا درگذشت و به خاک سپرده شد. این مقاله به معرفی مجسمه‌های فردوسی ساخته شده در ایران و جهان می‌پردازد.


 

فهرست مندرجات

[نهفتن]
  • ۱ باغ نگارستان
  • ۲ دانشکده ادبیات دانشگاه تهران
  • ۳ میدان فردوسی تهران
  • ۴ آرامگاه فردوسی
  • ۵ دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی
  • ۶ کتابخانه ملی ساختمان جدید
  • ۷ کتابخانه ملی ساختمان قدیم
  • ۸ کاخ نیاوران
  • ۹ اهواز
  • ۱۰ مسجد سلیمان
  • ۱۱ مقر یونسکو پاریس
  • ۱۲ رم، ایتالیا
  • ۱۳ فریش هافن، آلمان
  • ۱۴ دوشنبه، تاجیکستان
  • ۱۵ سایر مجسمه‌ها
  • ۱۶ منابع
  • ۱۷ جستارهای وابسته

[ویرایش] باغ نگارستان

این مجسمه ساخته لرنزی، استاد مجسمه ساز معروف فرانسوی است. در سال ۱۳۱۳ خورشیدی، پیش از برگزاری کنگره بین‌المللی فردوسی، حدود ۴۱۰ دانشجوی ایرانی مقیم فرانسه هر کدام مبلغی حدود ۲۰ تا ۱۰۰ فرانک اهدا کردند و مبلغ پازنزده هزار فرانک گردآوری کردند و از لرنزی خواستند تا مجسمه فردوسی را بسازد. با وجود کم بودن مبلغ، اما لرنزی پس از آگاهی از نیت دانشجویان این کار را تقبل کرد. دکتر «ابراهیم چهرآزی»، متخصص اعصاب و روان و نماینده دانشجویان که قصد داشتند به هر نحو در کنگره بین‌المللی فردوسی همکاری کنند، به درخواست لرنزی، مجسمه‌ساز، شعرهای فردوسی را برای او خواند تا این استاد بتواند با الهام از اشعار حماسی فردوسی تصویری از چهره او را طراحی کند. چهره این مجسمه متفاوت از چهره فردوسی در مجسمه‌های ساخته شده در ایران توسط اساتیدی نظیر ابوالحسن صدیقی است که علت آن برداشت استاد فرانسوی از فردوسی است. این مجسمه در محوطه باغ نگارستان نصب شد. دکتر باستانی پاریزی نیز در کتاب «شاهنامه آخرش خوش است» از صفحه ۳۵۶ تا ۳۸۰ فهرست اسامی آن ۴۱۰ دانشجو را به همراه شرح فعالیت‌شان در ساخت مجسمه، آورده‌است. محوطه اطراف مجسمه فردوسی به گل گشت فردوسی معروف بوده است.

[ویرایش] دانشکده ادبیات دانشگاه تهران

این مجسمه توسط پارسیان هند به ایران اهدا شد که در تاریخ ۱۰ مهر ۱۳۲۴ در میدان فردوسی نصب شد و تا قبل از نصب مجسمه جدید فردوسی ساخته ابوالحسن صدیقی در این میدان قرار داشت. اما پس از نصب مجسمه جدید در این میدان در ۱۳۳۸، این مجسمه به دانشکده ادبیات دانشگاه تهران منتقل شد و هنوز نیز در آنجا قرار دارد.

[ویرایش] میدان فردوسی تهران

مجسمه‌ای از جنس سنگ مرمر کارارا به ارتفاع سه متر که توسط استاد ابوالحسن صدیقی در سال ساخته شد و کار نصب آن در میدان فردوسی تهران را فرزندش فریدون صدیقی انجام داد. مجسمه در ۱۷ خرداد ۱۳۳۸ طی مراسمی در میدان نصب شد. این مجسمه در دوران پس از ساخت دچار آسیب‌های متعدد شده از جمله شکسته شدن انگشت مجسمه در نتیجه آویزان کردن پوستر و سپس چسباندن آن با چسب بدون رعایت نکات علمی مرمت، ترک برداشتن مجسمه در نتیجه گرما و سرما، پوشاندن آن با لایه کنیتکس و رنگ کردن آن.[۱]


 

[ویرایش] آرامگاه فردوسی

مجسمه‌ای از جنس سنگ مرمر کارارا به ارتفاع ۱۸۵ سانتی متر ساخته استاد ابوالحسن صدیقی در سال ۱۳۴۸ که در آرامگاه فردوسی واقع در توس نصب شده‌است.

[ویرایش] دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی

مجسمه‌ای از جنس بتون مسلح به ارتفا ۲ متر و ۲۰ سانت و قاعده یک متر که طی سه ماه توسط علی رجبی مقدم با الهام از مجسمه فردوسی در آرامگاه وی در توس ساخته شده‌است. این مجسمه با همت فرهنگ سرای فردوسی، به مدیریت وقت دکتر محمد جعفر یاحقی استاد دانشگاه فردوسی در تاریخ ۲۵ شهریور ۱۳۸۵ در محوطه دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد نصب است.

[ویرایش] کتابخانه ملی ساختمان جدید

مجسمه‌ای از جنس برنز به ارتفاع هفت و نیم متر ساخته رضا امیر یاراحمدی که در محل ساختمان جدید کتابخانه ملی نصب شده‌است. پیشنهاد ساخت این مجسمه را خود یاراحمدی به مسئولان داده‌است و علت انتخاب فردوسی به دلیل اهمیت وی در محافظت زبان فارسی از آلایش به زبانهای دیگر بوده‌است. از ویژگیهای این مجسمه حالت آن است که اولاً، فردوسی دست روی پیشانی برده و سایبان چشم گرفته و افق ادب پارسی که در آن دوران به باد می‌رفت را نظاره می‌کند که توانست آن را حفظ کند. نکته دوم، بادی است که در لباس او افتاده‌است و وضعیت دوران وی را نشان می‌دهد و علامت تخریب و ویرانگری است. من توفانی را نشان داده‌ام که در اوراق کتاب هم افتاده‌است و می‌خواسته آن را ورق ورق و نابود کند. ریخته گری این مجسمه در باکو و توسط نسیم عیسی اف انجام شده‌است. عیسی اف، تنها ریخته گری کار را انجام داده‌است و در هیچ یکی از مراحل ساخت و حتی قالب گیری حضور نداشته‌است. یاراحمدی علت ریخته گری مجسمه در باکو را نبود امکانات در ایران و در جایی دیگر ارزان تر تمام شدند پروژه عنوان کرد و توضیح داد این کار که در نهایت با ۸۵ میلیون تومان تمام شده‌است، در ایران حداقل ۳ برابر این قیمت هزینه بر می‌داشت.[۲]

[ویرایش] کتابخانه ملی ساختمان قدیم

مجسمه‌ای ساخته استاد ابوالحسن صدیقی که به کتابخانهٔ ملی ایران هدیه داده بود و در گذشته در تالار ورودی کتابخانه (ساختمان قدیم) در خیابان سی تیر قرار داشت. با جابجایی ساختمان ظاهراً به طاقچه‌ای در پشت قفسه‌ها منتقل شده و دیگر در تالار ورودی جای ندارد.

[ویرایش] کاخ نیاوران

مجسمه‌ای ساخته علی قهاری کرمانی که در محوطه کاخ نیاوران تهران قرار دارد.[۳]

[ویرایش] اهواز

مجسمه‌ای سه متری به وزن هفت تن ساخته عبدالعلی قسّامی که وضعیت خرید آن توسط شهرداری اهواز هنوز مشخص نیست.

[ویرایش] مسجد سلیمان

[ویرایش] مقر یونسکو پاریس

بنا بر توافق بناست دو مجسمه از فردوسی و ابن سینا در محوطه یونسکو در پاریس نصب شوند. طراحی دو مجسمه را اسفندیار ایمان زاده انجام داده اما ابعاد آنها مشخص نشده‌است.[۴]

[ویرایش] رم، ایتالیا

مجسمه‌ای از جنس سنگ ساخته ابوالحسن صدیقی که در سال ۱۹۵۸ طی یک مراسم رسمی در پارک ویلا بورگزه (Villa borghese) در شهر رم ایتالیا نصب شده‌است. گوستینوس آمبروزی مجسمه‌ساز ایتالیایی با دیدن این مجسمه چنان تحت تاثیر قرار گرفت که در دفتر یادبود نوشت: “دنیا بداند، من خالق مجسمهٔ فردوسی را میکل آنژ ثانی شرق شناختم. میکل آنژ بار دیگر در مشرق زمین متولد شده‌است”.

[ویرایش] فریش هافن، آلمان

مجسمه‌ای که به همت بنیاد فردوسی و با هماهنگی شهرداری شهر فریش هافن آلمان در میدانی که به نام فردوسی نامگذاری شده نصب شود. ساخت این مجسمه به عهده استاد ایمان زاده‌است و هزینه آن را بنیاد فردوسی و سفارت ایران در آلمان تأمین خواهد کرد.

[ویرایش] دوشنبه، تاجیکستان

مجسمه‌ای از فردوسی در شهر دوشنبه تاجیکستان وجود دارد که تاجیکها پس از فروپاشی شوروی آن را جایگزین مجسمه لنین کرده‌اند.

[ویرایش] سایر مجسمه‌ها

از فردوسی مجسمه‌های دیگری نیز ساخته شده‌است از جمله مجسمه ساخته رضا نیک سیرت و مجسمه‌های فردوسی ساخته استاد صدیقی که از بین رفته‌اند.

[ویرایش] منابع

  1. ↑ مصاحبه فریدون صدیقی در تاریخ ۲۱ آبان ۱۳۸۷، سایت خبری ایر اس.
  2. ↑ امین، هدی، فردوسی چگونه به کتابخانه ملی رفت، روزنامه ایران، شماره ۳۶۸۳، تاریخ ۱۹ دی ۱۳۸۶، ص ۱۸
  3. ↑ مطلق، محمد، ملاقات با باقرخان در محلی متروک، روزنامه همشهری، شماره ۳۸۴۲، یکشنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۴
  4. ↑ آناهید خزیر (گزارشگر) نصب مجسمه فردوسی و ابن سینا در یونسکو، تلکس خبرگزاری کتاب ایران، تاریخ ۳۱ شهریور ۱۳۸۶.
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32700
محل سکونت : اصفهان
دسترسی سریع به انجمن ها