عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

سه ماه ویژه، سه شب ویژه

سه ماه ویژه، سه شب ویژه
یک شنبه 19 تیر 1390  08:57 ق.ظ


ماه شعبان در آیینه روایات


ماه شعبان ماهی است که قدر و منزلت آن را فقط خدا می‌داند و آنان که برگزیده و تربیت یافته اویند. ما شاگردان این مکتب مفتخریم که می‌توانیم با تواضع در برابر آموزش و پرورش الهی این خاندان، گوش جان به کلام ملکوتی آنان بسپاریم تا واگویند آنچه پروردگارشان به آن‌ها گفت و بشنویم اسراری را که در پس این آداب و احکام و مستحبات بر ما پوشیده است.
شب های ویژه رمضان قدر

آنچه در ادامه می‌آید احادیثی است گهربار در مورد ماه شعبان که از کهن‌ترین منابع روایی استخراج و با دقت خاصی به فارسی روان، ترجمه گردیده است.

 

سه ماه ویژه، سه شب ویژه، سه سوره ویژه

امام باقر علیه‌السلام فرمود: أُعْطِیَتْ هَذِهِ الْأُمَّةُ ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ لَمْ یُعْطَهَا أَحَدٌ مِنَ الْأُمَمِ سه ماه به این امت داده شده که به هیچ امتی پیش از این داده نشده بود آن سه ماه عبارتند از: رجب، شعبان و ماه رمضان. سه شب هم هست که همین ویژگی را دارند آن سه شب عبارتند از شب سیزدهم، شب چهاردهم و شب پانزدهم هر ماه. به این امت سه سوره هم داده شده که به مانند دو تای قبلی از ویژگی منحصر به فردی برخوردارند؛ آن سوره‌ها عبارتند از: یس، مُلک و توحید. بعد فرمود: اگر کسی تمام این نُه مورد را با هم جمع کرد و از آن بهره برد به برترین فضیلتی که این امت از آن برخوردار است دست پیداکرده است.

پرسیدند چگونه این کار را انجام دهد؟

فرمود: در شب سیزدهم هر یک از این سه ماه دو رکعت نماز بجا آورد در هر رکعت بعد از حمد این سه سوره‌ای که نام بردیم را بخواند. در شب چهاردهم دو بار و در شب پانزدهم سه بار این نمازی را که گفتیم اقامه کند. به این ترتیب او صاحب آن فضیلت ویژه شده و نیز تمام گناهان او به جز شرک آمرزیده خواهد شد. (وسائل‏الشیعة ج8 ص24)

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: شَهْرٌ شَرِیفٌ وَ هُوَ شَهْرِی این ماه ماهی شریف و منسوب به من است. ملائکه حامل عرش، حقش را شناخته و آن را بزرگ می‌دارند. شعبان ماهی است که در آن ارزاق مؤمنین همانند ماه رمضان افزایش پیدا می‌کند و بهشت در این ماه تزیین می‌شود

ماه شعبان و پنج شنبه‌هایش

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: تَتَزَیَّنُ السَّمَاوَاتُ فِی كُلِّ خَمِیسٍ مِنْ شَعْبَانَ در هر پنج شنبه ماه شعبان آسمانها را تزیین می‌کنند. ملائکه عرضه می‌دارند: پروردگارا! روزه داران امروز را ببخش و بیامرز و دعای آن‌ها را اجابت کن. بعد فرمود: هر کس در پنجشنبه شعبان دو رکعت نماز بجا آورد؛ در هر رکعت آن بعد از حمد صد بار سوره توحید را بخواند بعد از سلام نماز صد بار صلوات بفرستد خداوند متعال تمام حاجت‌های دینی و دنیوی او را برآورده می‌کند. (وسائل‏الشیعة 8/104)

 

صلوات شعبانیه

عباس بن مجاهد از پدرش نقل می‌کند که امام سجاد علیه‌السلام در ماه شعبان؛ هنگام ظهر و نیز در شب نیمه شعبان این‌گونه بر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله درود می‌فرستاد: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ شَجَرَةِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعِ الرِّسَالَةِ ... تا پایان صلوات شعبانیه که در کتاب‌هایی مانند مفاتیح‌الجنان موجود است. (مصباح‏المتهجد ص82)

شب های ویژه آرزو آرزوها
تقسیم و افزایش روزی مؤمنین در ماه شعبان

ابن عباس می‌گوید اصحاب رسول الله صلی الله علیه و آله در محضر ایشان راجع به فضایل ماه شعبان بحث و گفتگو می‌کردند که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: شَهْرٌ شَرِیفٌ وَ هُوَ شَهْرِی این ماه ماهی شریف و منسوب به من است. ملائکه حامل عرش، حقش را شناخته و آن را بزرگ می‌دارند. شعبان ماهی است که در آن ارزاق مؤمنین همانند ماه رمضان افزایش پیدا می‌کند و بهشت در این ماه تزیین می‌شود.

این ماه را شعبان نامیدند زیرا در این ماه، ارزاق مؤمنین شعبه شعبه و تقسیم می‌شود. این ماه، ماه عمل [به مستحبات] است؛ زیرا در این ماه پاداش عمل هفتاد برابر، ثبت می‌شود. کارهای زشت و ناپسند انسان به مانند برگ ریخته می‌شوند؛ گناهان بخشیده و کارهای نیک، مقبول درگاه الهی می‌شوند. خداوند متعال در این ماه به عبادت کنندگانش می‌بالد و با نظر لطف و رحمتی ویژه به روزه داران و شب زنده داران این ماه می‌نگرد. (الأمالی‏للصدوق، ص22، مجلس هفتم، ح1)

از امام صادق علیه‌السلام سوال شد برترین دعاها در ماه شعبان کدام دعاست؟ حضرت فرمودند: طلب بخشش و غفران الهی برترین دعای این ماه است. بعد فرمودند هر کس در این ماه روزانه هفتاد بار استغفار کند مانند کسی است که در ماه دیگری هفتاد هزار بار استغفار کرده است. راوی این روایت می‌گوید پرسیدم چگونه استغفار کنم؟ حضرت فرمود: بگو أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ

تأثیر استغفار در ماه شعبان

امام رضا علیه‌السلام فرمود: مَنِ اسْتَغْفَرَ اللَّهَ فِی كُلِّ یَوْمٍ مِنْ شَعْبَانَ سَبْعِینَ مَرَّةً هر کس برای رسیدن به پاداش الهی یک روز از شعبان را روزه بگیرد وارد بهشت خواهد شد و هر کس روزی هفتاد مرتبه در ماه شعبان استغفار کند روز قیامت در گروه رسول خدا صلی الله علیه و آله محشور می‌شود و بی شک لطف الهی شامل او حال او خواهد شد. هر کس در این ماه صدقه‌ای بدهد حتی اگر توان او بیش از نصف خرمایی نباشد و آن را صدقه دهد خداوند متعال بدن او را به آتش جهنم حرام می‌کند. (خصال 2/582)

 

ذکر استغفار در ماه شعبان

امام رضا علیه‌السلام فرمود هر که در ماه شعبان روزانه هفتاد بار بگوید: أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ خداوند متعال برای او سند مصون ماندن از آتش و نیز جواز عبور از صراط را صادر کرده و او را وارد بهشت می‌کند. (عیون‏أخبارالرضا(ع) 2/57)

امام صادق علیه‌السلام فرمود: هر کس در هر روز ماه شعبان هفتاد بار بگوید: أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ الْحَیُّ الْقَیُّومُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ، خداوند متعال نام او را در افق مبین ثبت می‌کند. راوی می‌گوید پرسیدم: افق مبین چیست؟ امام فرمود: دشتی است در مقابل عرش الهی که در آن رودهایی جریان دارد و جام‌هایی به تعداد ستارگان آسمان در کنار آن نهاده شده تا از آن بنوشند. (معانی‏الأخبار/ 228)

هر کس برای رسیدن به پاداش الهی یک روز از شعبان را روزه بگیرد وارد بهشت خواهد شد و هر کس روزی هفتاد مرتبه در ماه شعبان استغفار کند روز قیامت در گروه رسول خدا صلی الله علیه و آله محشور می‌شود و بی شک لطف الهی شامل او حال او خواهد شد. هر کس در این ماه صدقه‌ای بدهد حتی اگر توان او بیش از نصف خرمایی نباشد و آن را صدقه دهد خداوند متعال بدن او را به آتش جهنم حرام می‌کند

ارزش صدقه در ماه شعبان

امام صادق علیه‌السلام فرمود: مَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ فِی شَعْبَانَ هر کس که در ماه شعبان صدقه‌ای بدهد همان‌گونه که شما بچه شتری کوچک را پرورش می‌دهید تا شتری بزرگ شود خداوند متعال آن صدقه را پرورش داده و رشد می‌دهد به حدی که در قیامت آنگاه که عملش را به او می‌دهند می‌بیند که آن صدقه به اندازه کوه اُحُد شده است. (الأمالی‏للصدوق ص62 مجلس91 ح7)

 

برترین دعا و خواهش در ماه شعبان

از امام صادق علیه‌السلام سوال شد برترین دعاها در ماه شعبان کدام دعاست؟ حضرت فرمودند: طلب بخشش و غفران الهی برترین دعای این ماه است. بعد فرمودند هر کس در این ماه روزانه هفتاد بار استغفار کند مانند کسی است که در ماه دیگری هفتاد هزار بار استغفار کرده است. راوی این روایت می‌گوید پرسیدم چگونه استغفار کنم؟ حضرت فرمود: بگو أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ. (فضائل‏الأشهرالثلاثة ص56 ح34)

 

ذکری با پاداش هزار ساله

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر کس در ماه شعبان هزار بار بگوید لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَا نَعْبُدُ إِلَّا إِیَّاهُ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ خداوند متعال پاداش هزار سال عبادت را برای او منظور می‌گرداند. (إقبال‏الأعمال، ص 685)

دلمان به مستحبّی خوش است که سلامش واجب است:

السّلام علیک یا أبا صالح المهدی

alirezamazrooei

alirezamazrooei
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 257
محل سکونت : اصفهان

چرا طلا برای مردان حرام است؟
یک شنبه 19 تیر 1390  09:03 ق.ظ

 


تحقیقات پزشکان در سالهای اخیر نشان داده است که طلا دارای خاصیت شبه القائی است که بر پوست و خون مردان اثر منفی می گذارد این خاصیت باعث می شود خون دچار غلظت خاصی شود و حالت کثیفی به آن دست دهد. البته نکات دیگری هم هست که در مجموع، موجب امراض قلبی و خونی و سکته می شود و این اثرات در مردان متفاوت است.


طلا

پیش از همه باید بدانیم که خداوند هر چیزی را که برای ما نهی کرده است ضررهایی دارد که به خودمان برمی گردد. اما از جمله ضررهایی که می توان برای استفاده طلا برای مردان برشمرد عبارتند از: از نظر پزشکی، طلا روی گلبول های قرمر خون مردان اثر سوئی دارد و سیستم ایمنی بدن آنان را دچار اشکال می کند. وقتی طلا با پوست تماس پیدا می کند، یون های آن وارد بدن می شوند. این یون ها در مردان در کبد جمع و همان جا متوقف می شوند و موجب اختلال می شوند.

تحقیقات پزشکان در سالهای اخیر نشان داده است که طلا دارای خاصیت شبه القائی است که بر پوست و خون مردان اثر منفی می گذارد این خاصیت باعث می شود خون دچار غلظت خاصی شود و حالت کثیفی به آن دست دهد. البته نکات دیگری هم هست که در مجموع، موجب امراض قلبی و خونی و سکته می شود و این اثرات در مردان متفاوت است.

 

ضرر طلا برای مردان از نظر پزشکی

با وجود اتفاق نظر مراجع در حرام بودن استفاده از طلا برای مردان، استفاده از این فلز در بین آقایان رو به افزایش است، تأملی در مضرات استفاده از طلا برای مردان، گواهی برای اثبات علت حرام شمردن آن برای مردان در دین مبین اسلام است .

طلا، عنصر شیمیایی است که در جدول تناوبی با نشان Au، لاتین aurum و عدد اتمی 79 وجود دارد. طلا فلزی نرم، براق، زرد رنگ، چکش‌خوار، قابل انعطاف است که به دو صورت یک ظرفیتی و سه ظرفیتی وارد واکنشهای شیمیایی می شود و به علت اینکه با هیچ ترکیب شیمیایی واکنش ندارد، پایدارترین فلز در طبیعیت شناخته شده و تنها دو واکنش شیمیایی کلر و تیزاب سلطانی هستند که می توانند روی طلا تأثیر بگدارند.

طلا از واژه سانسکریت Jval  گرفته می شود واژه آنگلوساکسون آن gold و به لاتین aurum گفته می شود. از دوران هیروگلیف مصری از 2600 قبل از میلاد در کتاب عهد عتیق فلز طلا برای اولین بار به عنوان یک فلز درخشان با ارزش مورد اشاره قرار می گیرد.

محققان با مطالعه روی افرادی که با طلا ارتباط دارند به این نتیجه رسیده اند که طلای موجود در بدن آنها باعث ایجاد اختلالات هورمونی شده و هورمونهای پرولاکتین و FSH بیشترین تأثیر منفی را از طلای موجود در بدن آنها گرفته و بیشترین تجمع طلا در دستگاه تناسلی مردان مشاهده شده است

طلا بعنوان نمادی برای پاکی، ارزش، سلطنت درجهان شناخته شده است و کیمیاگران که طلا را خدای فلزات معرفی می کردند و تمام آرزویشان این بود که فلزاتی چون مس را به طلا تبدیل کنند. این نکته قابل توجه است که این آرزو تحقق یافته است، در سالهای اخیر دانشمندان روسی توانسته اند با استفاده از یک مکانیسم طبیعی و استفاده از سیستم بیولوژیکی بدن مرغ مس را به طلا تبدیل کنند. یکی از توانمندیهای نانوفناوری این است که آرزوهای کیمیاگران را چون رسیدن به اکسیر جوانی و تبدیل مس به طلا تحقق بخشیده است. فلز طلا به عنوان زیبا ترین، قابل انعطاف ترین و چکش خوارترین فلز جهان شناخته شده است. اگر کل طلای پالایش شده در جهان را چکش کاری کرده و گردهم جمع کنیم به یک مکعب یکپارچه با هر ضلع به طول 20 متری تبدیل می شود. طلای بومی هشت تا ده درصد نقره دارد. این مقدار می تواند کم و زیاد شود و برای همین طلا با رنگهای مختلف به وجود می آید. هرچه مقدار نقره بیشتر شود رنگ طلا سفیدتر و جرم ویژه آن کمتر می شود. آلیاژهای مختلفی چون مس، آهن و آلومینیوم با طلا ترکیب می شود و رنگهایی چون قرمز، سبز و ارغوانی را به وجود می آورد.

بیشترین مصرف طلا در ضرب سکه و جواهرات است و برای مبادلات پولی استفاده می شود. به علت هدایت الکتریکی خوب و مقاومت خود در برابر فرسایش و سایر ویژگیهای این فلز، طلا به عنوان مهمترین فلز در صنایع پیشرفته (High-tech) مورد استفاده قرار می گیرد. همانند نقره که با جیوه مخلوط می شود و برای پرکردن دندان استفاده می شود ترکیب طلا و جیوه نیز می تواند ماده محکمی برای مصرف دندانپزشکی فراهم کند.

طلا

در جدیدترین استفاده طلا از نانومواد طلا، نمک طلا است که در مقیاس نانومتریک است که برای مصارف بیولوژیکی و پزشکی استفاده می شود و در درمان سرطانها و بیماریهای کبدی کاربرد دارد. از نمکهای خاص طلا برای درمان رماتیسم مفصلی استفاده می کنند. طلا به عنوان یک منعکس کننده خوب برای نور است، از این رو از طلا یا ورقه های بسیار نازک آن به عنوان محافظ سطح بسیاری از ماهواره ها استفاده می کنند. چرا که ماهواره ها در برابر نورهای مادون قرمز ماورای بنفش و نورستارگان تحت تأثیر قرار گرفته و می تواند در برنامه ها اختلال ایجاد کند کشیدن یک سطح نازک از طلا می تواند به انعکاس این نور کمک کند.

بدن انسان طوری است که فلز طلا و همینطور نقره و پلاتین را جذب نمی کند به این معنا که ترکیبات طلا چندان سمی نیست اما براساس گزارشهای منتشر شده 50 درصد بیماران ورم مفاصل که با داروهای ایزوتوپ طلا درمان شده اند دچار آسیبهای کلی بر کبد شده اند این تحقیق تنها در حد گزارش بوده و تا کنون مستنداتی در این رابطه ارائه نشده است.

از میان دیگر عوارضی که طلا برای مردان ایجاد می کند می توان به تحقیقاتی اشاره کرد که در سال 1990 در آمریکا انجام شده است. محققان با مطالعه روی افرادی که با طلا ارتباط دارند به این نتیجه رسیده اند که طلای موجود در بدن آنها باعث ایجاد اختلالات هورمونی شده و هورمونهای پرولاکتین و FSH بیشترین تأثیر منفی را از طلای موجود در بدن آنها گرفته و بیشترین تجمع طلا در دستگاه تناسلی مردان مشاهده شده است.

دلمان به مستحبّی خوش است که سلامش واجب است:

السّلام علیک یا أبا صالح المهدی

alirezamazrooei

alirezamazrooei
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 257
محل سکونت : اصفهان

شیر مادر در تربیت اثر دارد !
یک شنبه 19 تیر 1390  09:11 ق.ظ

 


فرزندان ما برایمان از ارزش فوق‌العاده‌ای برخوردارند و هر کاری برای آن‌ها انجام می‌دهیم تا به بهترین نحو تربیت شوند و بهترین زندگی را داشته باشند.

اما به نظر می‌آید که یک عامل بسیار مهم در نگاه برخی از والدین مظلوم شناخته شده و آن طور که باید نسبت به آن توجه ویژه نمی‌شود وآن اهمیت دادن به شیر مادر در ایامی که باید آن را مورد توجه قرار داد می باشد .


شیر مادر

تأثیر شیر در پرورش کودک

اسلام نوع شیر را در کیفیت پرورش کودک مؤثر می‌داند. از این رو توصیه می‌کند که در موقع انتخاب همسر که مادر آینده فرزندتان خواهد بود، زن عاقل و زیبا و خوش اخلاق و سالم و نیرومند را انتخاب کنید تا فرزندانی زیبا و نیرومند و هوشمند و خوش اخلاق داشته باشید. و ثانیاً تأکید می‌کند که تا حد امکان کودک از شیر مادر تغذیه شود و ثالثاً می‌گوید اگر ناچار شدید برای فرزندتان دایه بگیرید دقت کنید عاقل و زیبا و خوش اخلاق و سالم باشد، چون شیر به هر حال، در کیفیت پرورش کودک تأثیر دارد.

 

آثار تغذیه پیش از بارداری

علاوه بر آثار تغذیه بعد از تولد می‌توان به تأثیرات آن در دوران بارداری و حتی پیش از بارداری نیز اشاره نمود. نه تنها باید به تغذیه کودک دقت نمود بلکه نوع تغذیه پدر و مادر نیز در این امر دخیل است.

چنانچه زمان ارتباط پدر و مادر و تولید مثل نیز می‌تواند در چگونگی احوال فرزند به وجود آمده تأثیر گذار باشد.

از این رو اسلام تأکید دارد که هنگام شیر دادن به نوزاد، مادر با آرامش و به دور از اضطراب و استرس و در شرایط مناسب قرار گیرد. امروزه ثابت شده که هورمون‌های حاصل از استرس در بدن مادر می‌تواند بر محتوای شیر مادر تأثیر گذار باشد.

 

اهمیت شیر مادر

تغذیه کودک در تربیت او نقش بنیادین دارد چون بنیاد یک بنا که اگر سست و کج و ضعیف باشد بقاء و دوام و استحکام آن خدشه دار می‌گردد.

پس از اجرای وظایف سنگین دوران بارداری، اینک فرزندی پاک و نوزادی شایسته پا به عرصه وجود نهاده و وظیفه مادر را سنگین‌تر و تعهد تربیتی و اخلاقی و حقوقی مادر را بیشتر و بزرگ‌تر کرده است. تمام وظایف دوران بارداری به اضافه صیانت نفس از هواها و هوس‌ها و بهداشت جسمی و روحی کودک و ده‌ها مسئولیت‌های تربیتی دیگر پس از زایمان بر دوش مادر سنگینی می‌کند.

 

تأثیر شیر بر جسم و روان کودک

تأثیرپذیری شیر بر جسم و روح کودک، چیزی است که همه دانشمندان به آن اعتراف دارند، به ویژه انبیاء و اولیاء گرامی خدا بر آن اعتماد کرده‌اند و علوم روز و دانش پیشرفته بشر آن را تائید نموده‌اند.

 

موارد مهم در هنگام شیر دادن به نوزاد

بنابراین بهتر است که در هنگام شیر دادن، موارد زیر رعایت شود:

حضرت علی علیهالسلام فرمود: «دقت کنید که چه کسی فرزندان شما را شیر میدهد زیرا کودک با همین وضع پرورش می یابد.» 1

1- مادر رو به قبله باشد.

2- در مکان غصبی نباشد.

3- با طهارت و وضو باشد تا فرزند سعادتمند دنیا و آخرت قرار گیرد. 2

شیخ مرتضی انصاری دزفولی، صاحب کتابهای «رسائل» و «مکاسب» که جزء درسهای حوزههای علمیه می باشند، از علما و مراجع برجسته ی شیعه بود و مادرش دانشمند و اهل زهد و تقوی بود. روزی به مادرش گفتند: فرزندت به درجه ی عالی از علم و تقوی رسیده است. مادرش در پاسخ گفت: من در انتظار آن بودم که فرزندم ترقّی بیشتری داشته باشد زیرا من به او شیر ندادم مگر آنکه با وضو بودم و حتی در شبهای سرد زمستان، بدون وضو او را شیر ندادم.

4- زبانش مدام در حال ذکر و تلاوت قرآن و دعا باشد و از سخن چینی و غیبت به طور جدّی پرهیز و دوری کند.

5- شیر مادر باید از راه پاک و حلال باشد و هر لقمه ای را نخورد.

 

درسی از زندگی یک حیوان !

اگر به زندگی اسب دقت کنیم، نکات ارزشمندی را از این حیوان نجیب درس خواهیم گرفت. او حیوان باهوشی است. این حیوان هنگامی که در حالت گرسنگی در چراگاه رها می شود یا علوفه های سبز و تازه جلوی او گذاشته می شود، اول آن‌ها را بو می کند، اگر سالم، بی ضرر و بی خطر بود و دارای سمّ نبود آن‌ها را می خورد و گر نه هرگز فریب ظاهر غذا را نمی خورد و این عمل برای هر لقمه ای تکرار می شود.

مادر و فرزند

پدرها مراقب باشند خیانت در امانت نکنند !

لذا رسالت پدران در این زمینه سنگین است و زن و فرزند امانت الهی هستند که باید به سلامت روحی و معنوی آنان توجه جدّی شود و پدران دقت کنند که در قیامت، از کسانی نباشند که به عنوان خیانت در امانت معرفی شده و در عذاب الهی گرفتار آیند.

پدران باید در کسب حلال دقت کنند و از مال حرام یا مخلوط به حرام پرهیز کنند و برای پاک نمودن اموالشان، یک روز را به عنوان «سال خمسی» تعیین نمایند.

مادران هرگز به شوهران خود اجازه ندهند که لقمه ی حرام وارد زندگیشان شود زیرا لقمه ی حرام، سبب انحراف انسان از مسیر رسیدن به خداوند میگردد.

از همین رو، حضرت امام حسین علیهالسلام در کربلا فرمود: «زینب جان! علت اینکه دشمنان حرف هایم را نمی پذیرند آن است که شکم هایشان پر از حرام شده است.»

از این کلام نورانی معلوم می شود که خوردن حرام، انسان را تا سر حدّ کشتن اولیاء الله پیش می برد. بنابراین مواظب لقمه های خود و فرزندان خود باشیم.

امام باقر علیه السلام فرمود : برای شیر دادن فرزندتان از زنان پاکیزه (با دائم الوضو) استفاده کنید، زیرا شیر سرایت دهنده ویژگی‌های اخلاقی است .2

قرآن کریم نیز سفارش نموده : «ای کسانی که ایمان آوردهاید از رزق و روزی پاک و حلال بخورید.»(بقره، 168 )

اگر لقمه، حلال و پاکیزه باشد، ثمره و نتیجه اش لطافت قلب و تقویت آثار روحانی، معنوی و الهی است ولی اگر لقمه ی انسان از حرام شد، نتیجه و ثمره اش قساوت قلب و میل و گرایش به دنیا، شهوات، امور پست و شیطانی و محرومیت از معنویات و سعادت اخروی خواهد بود.

 

پی نوشت ها :

1- وسائل الشیعه، ج 15

2- مستدرک الوسائل ،ج15

3- وسائل الشیعه، ج

دلمان به مستحبّی خوش است که سلامش واجب است:

السّلام علیک یا أبا صالح المهدی

alirezamazrooei

alirezamazrooei
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 257
محل سکونت : اصفهان

مانعی برای قبول نشدن اعمال
یک شنبه 19 تیر 1390  09:16 ق.ظ

 


هم کفر باطنی، یعنی نفاق، مانع قبولی اعمال عبادی می‌باشد و هم بی نشاطی در نماز و نارضایتی در انفاق که چه بسا اهل ایمان را نیز شامل بشود؛ یعنی، ممکن است فردی مؤمن باشد ولی نه در حال نماز نشاط دارد و نه به هنگام انفاق، رضایت؛ نمازش با کسالت است و انفاقش با کراهت که این خود، کاشف از نوعی نفاق است. هر چند دارای مرتبه‌ای از ایمان هست ولی در مقام عمل، تقوا ندارد.


کعبه دیوار

«قل أنفقوا طوعاً أو کرهاً لن یُتقبّلَ مِنکم أنکُم کُنتم قَوماً فاسقین و ما مَنَعَُهم أن تُقبلَ مِنهُم إلاّ أنّهم کَفرُوا باللهِ و برسولهِ و لا یَاتونَ الصّلاة إلاّ و هُم کُسالی و لا یِنفِقُونَ إلاّ وهُم کارهُون»؛ (1).

«بگو: چه با میل و رغبت انفاق کنید و چه با بی میلی و کراهت، [به هر حال] از شما قبول نخواهد شد؛ زیرا شما گروهی فاسق [کافر و بی تقوا] هستید؛ و آنچه که مانع قبولی انفاق‌ها آن‌ها می‌شود [این است که] آن‌ها به خدا و رسول، کفر می‌ورزند و [از علائم نفاق و کفر آن‌ها این است که] به نماز نمی‌ایستند مگر با کسالت و انفاق نمی‌کنند مگر با کراهت [و عدم رضایت].»

 

موانع قبولی اعمال

آیه نشان می‌دهد که هم کفر باطنی، یعنی نفاق، مانع قبولی اعمال عبادی می‌باشد و هم بی نشاطی در نماز و نارضایتی در انفاق که چه بسا اهل ایمان را نیز شامل بشود؛ یعنی، ممکن است فردی مؤمن باشد ولی نه در حال نماز نشاط دارد و نه به هنگام انفاق، رضایت؛ نمازش با کسالت است و انفاقش با کراهت که این خود، کاشف از نوعی نفاق است. هر چند دارای مرتبه‌ای از ایمان هست ولی در مقام عمل، تقوا ندارد.

 

تقوا ملاک قبولی اعمال

«إنّما یَتقبّلُ اللهُ منَ المُتّقینَ» (2).

آنچه ملاک مقبولیّت است تقوا می باشد. ممکن است عملی صحیح باشد؛ یعنی، تمام شرایط صحّت آن موجود باشد امّا مقبول نشود، شرطِ مقبول بودن عمل این است که شخص عامل، متّقی باشد.

آنچه که توجّه به آن، دقیقاً لازم است این است که قرآن کریم با تعلیمات آسمانی اش می‌کوشد روح و جان بشر را در مسیر تکامل افکنده و آن را جوهری مطهّر و منوّر و منبع جوشان فضائل و مکارم بسازد و این را بفهماند که ملاک سعادت و شقاوتِ انسان، عملِ تنها نیست؛ یعنی، خود عمل «بِما هُو عَمل» ارزشی ندارد، بلکه از آن نظر که اثربخش به جوهر جان است دارای ارزش می‌باشد. در واقع ملاک سعادت و شقاوت انسان، مَلکات نفسانیّه ی اوست؛ اگر آدمی دارای ملکات فاضله بود، سعید است و اگر دارای ملکات رذیله بود، شقیّ است.

شما قطعه زغالی را کنار آتش قرار می‌دهید. از این آتش، حرارت اندکی به زغال می‌رسد. این حرارت، در ابتدا بسیار کم است، که اگر دست به آن زغال حرارت گرفته بزنید، اصلاً احساس گرمی نمی‌کنید، ولی مدّتی که گذشت و تدریجاً حرارت پی در پی به زغال رسید، کم کم می‌بینید روی زغال گُل انداخت و قرمز و سرخ شد و سرخی رو به شدّت رفت و در جسم زغال راسخ شد و عاقبت تبدیل به یک قطعه آتش شد

مَلَکه و مفهوم آن

مَلکه؛ آن حالت راسخه ای است که در اثر تکرارِ عملی اثربخش در جان آدم پیدا می‌شود. چون خداوند، انسان را به گونه‌ای آفریده که خاصیّت انفعال و پذیرش دارد؛ یعنی، هر عملی که از او صادر می‌شود اثری از آن، در روحش نقش می‌بندد.

عمل، فی‌نفسه، حرکاتی است که به حسب ظاهر، موجود و معدوم می‌شود. با زبان تلفّظی می‌کنیم، با دست و پا حرکتی انجام می‌دهیم و ظاهراً معدوم می‌گردد؛ ولی از همین حرکات، اثری در صفحه‌ی جان ما حادث می‌شود و نقش می‌بندد و تا مدّتی باقی می‌ماند. حال، آن عمل اثرگذار اگر تکرار نشود، آن اثر به مرور زمان از بین می‌رود؛ امّا اگر آن عمل تکرار شود طبیعی است که آن اثر نیز شدیدتر می‌گردد تا به حالتی می‌رسد که در جان رسوخ پیدا می‌کند و از آن حالت راسخه، در اصطلاح عملی تعبیر به ملکه می‌شود و آن ملکه بر اثر اشداد، تبدیل به جوهری در درون انسان می‌شود که منشأ آن آثار و منبع افعال می‌گردد!

از باب تشبیه: شما قطعه زغالی را کنار آتش قرار می‌دهید. از این آتش، حرارت اندکی به زغال می‌رسد. این حرارت، در ابتدا بسیار کم است، که اگر دست به آن زغال حرارت گرفته بزنید، اصلاً احساس گرمی نمی‌کنید، ولی مدّتی که گذشت و تدریجاً حرارت پی در پی به زغال رسید، کم کم می‌بینید روی زغال گُل انداخت و قرمز و سرخ شد و سرخی رو به شدّت رفت و در جسم زغال راسخ شد و عاقبت تبدیل به یک قطعه آتش شد. این قطعه زغالی که ابتدا سرد و سیاه بود و اثری نداشت، الان آتشی روشن و سوزان گشته که به هر چه برسد آن را می‌سوزاند، نفس آدمی نیز دارای این خاصیّت است؛ یعنی؛ خداوند حکیم آن را چنین ساخته که اگر در مجاورت اعمال خوب باید قرار گیرد، تدریجاً و پی در پی از آن اعمال، آثار نیک یا بد به او می‌رسد تا اینکه عاقبت، جان آدم مبدّل می‌شود به دیوی مهیب و غولی وحشتناک که پیوسته از او شرّ و فساد می‌جوشد و پس از مرگ نیز سر از جهنّم سوزان در می‌آورد؛ و یا بر اثر مجاورت با اعمال نیک، انسانی می‌شود فرشته خو که پیوسته از او خیر و صلاح و فضیلت تراوش می‌کند و پس از مرگ نیز در بهشت ابدی جایگزین می‌گردد.

 

قرآن پسر بچه فرزند کودک
ملکات نفسانیّه و تأثیر آن در سرنوشت انسان

پس ملاک شقاوت و سعادت، همان ملکات نفسانیّه است که از آن می‌شود به صفت رو به خدا بودن و پشت به خدا بودن، تعبیر کرد؛ یعنی، کار انسان به جایی می‌رسد که حقیقتاً موجودی رو به خدا می‌شود و جنبه‌ی وجه اللّهی پیدا می‌کند و هیچ گاه از بین نمی‌رود.«کُلُّ شیءٍ هالٌ إلاّ وجههُ...»؛ (3).

امّا همین انسان بر اثر تکرار اعمال بد، موجودی پشت به خدا می‌شود و هرگز روی حیات و آثار حیات در خود نمی‌بیند.

«الّذی یصلی النّار الکبری ثمّ لا یموتُ فیها و لا یحیی»؛ (4)

آن کسی که رو به خدا شد و ملکه خیر در او به وجود آمد، چه بسا کار به ظاهر بدی هم از او سر بزند، امّا همان کار بد، چون اشتباهاً و به انگیزه‌ی الهی انجام شده است، به جانش نورانیّت می‌دهد! چرا که جانش رو به خدا و انگیزه‌اش خدایی است.

مثلاً ممکن است آدمی که واقعاً متّقی و پرهیزکار است اشتباهاً خَمر را به گمان اینکه شربت حلال است بنوشد و یا به گمان اینکه دارویی است که بر حسب دستورِ طبیب برای رفع بیماری‌اش مؤثّر است تناول کند و عمل به دستور طبیب نیز شرعاً واجب است و حال آنکه در واقع شرابی است که خوردنش شرعاً حرام است. در این صورت، این شُرب خمر نه تنها موجب ظلمات در روحش نمی‌شود بلکه چون به قصد امتثال امر خدا انجام داده و انگیزه‌ی الهی داشته است سبب افزایش نورانیّت جانش نیز می‌گردد و همچنین است آدمی که بر اثر تکرار اعمال زشت و ناپسند، ملکه‌ی طغیان و عصیان در روحش پدید آمده و حالت «پشت به خدایی» به خود گرفته است، اگر شربت حلالی را با اعتقاد به اینکه خَمر حرام است، با انگیزه‌ی شکستن حریمِ دین و پا نهادن روی فرمان خدا بنوشد، این عمل بر ظلمت روحش می‌افزاید و او در نزد خدا، آدم طاغی و عاصی محسوب می‌گردد؛ زیرا اگر چه او شربت حلالی نوشیده است امّا چون این نوشیدن از ملکه‌ی طغیان بر خدا نشأت گرفته و حاکی از خُبث طینتِ وی می‌باشد، طبعاً به خاطرِ قُبحِ فاعلی‌اش محکوم به قبح می‌گردد و سبب افزایش ظلمت در روح می‌شود.

 

نشانه‌های مقبولیت اعمال

پس این چند جمله از آیات شریفه به ما نشان می‌دهد که مقبول بودن اعمال در نزد خدا دو علامت دارد: یکی نشاط در عبادت و دیگر رضایت در انفاق؛ یعنی، انفاق مسلمان باید توأم با رضا و رغبت باشد، و نمازش باید توأم با نشاط و حضور قلب باشد و او اگر بخواهد این دو حال برایش حاصل شود باید از دنیا بر کند وگرنه دلبستگی به دنیا موجب بی نشاطی در نماز و کراهت در انفاق می‌گردد.

«قُل أنفقوا طَوعاً أو کَرهاً لَن یُتقبّلَ مِنکم...»؛

«با کفر درونی که شما دارید هیچ عملی از شما مقبول نخواهد شد.» ما به حمدالله، کفر درونی نداریم ولی ترس این هست که مرتبه‌ای از نفاق در ما باشد! چون نفاق و ریا هم مراتب دارد. هم ایمان باید خالص باشد و هم اعمال، با نشاط. تمام اعمال این‌گونه باید باشد تنها موضوع نماز و زکات نیست. در آیه اگر اشاره به نماز و زکات شده است شاید به این جهت باشد که نماز، ارتباط با خدا را نشان می‌دهد و زکات، ارتباط با مردم را؛ انسان مسلمان باید رابطه‌اش با خدا و مردم محکم باشد. هر جا حقّ خدا و حقّ خلق خدا هست باید ادا شود؛ آن هم با نیّتی پاک و انگیزه‌ای خالص و الهی.

 

پی نوشت ها :

1- سوره‌ی برائت، آیات 53 و 54

2- سوره‌ی مائده، آیه 27

3- سوره‌ی قصص، آیه‌ی 86

4- سوره‌ی اعلی، آیات 12 و 13

دلمان به مستحبّی خوش است که سلامش واجب است:

السّلام علیک یا أبا صالح المهدی

alirezamazrooei

alirezamazrooei
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 257
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:سه ماه ویژه، سه شب ویژه
یک شنبه 19 تیر 1390  09:21 ق.ظ

مطلب بسیار خوبی بود فقط یک نکته در رابطه با دلمان به مستحبی خوش است که سلامش واجب است اینکه اول آقا سلام می کنند بعد مائیم که جواب می دهیم

azarian2010

azarian2010
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : فروردین 1389 
تعداد پست ها : 809
محل سکونت : بروجن

انواع سخن گفتن با دیگران
یک شنبه 19 تیر 1390  09:24 ق.ظ

 


«الدُّنْیَا سُوق‏»؛ دنیا بازار است. در بازار چهار عنصر داریم : فروشنده، خریدار، جنس، مبلغ. فروشنده ما هستیم. داریم آن به آن جانمان را می‌دهیم. عمرمان را داریم می‌دهیم. خریدار مربوط به این است كه به چه كسی بفروشیم. به خدا بفروشیم یا به خلق؟ خلق به چه می‌خرد، خالق به چه می خرد؟ حق تو این است كه خودت را مفت نفروشی. در اطاعت خدا باشی.


قرآن کریم

قرآن می‌فرماید: «الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثى‏ بِالْأُنْثى فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخیهِ شَیْ‏ءٌ فَاتِّباعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَداءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسانٍ ذلِكَ تَخْفیفٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ رَحْمَةٌ» (بقره/178)‏

«الْحُرُّ بِالْحُرِّ» كسی حری را كشت، قصاصش این است كه او را بكشند. «وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ» عبد به عبد. تعادل، عدالت. «وَ الْأُنْثى‏ بِالْأُنْثى» زن كشته شد، زن در مقابل زن. این آیه برای قصاص است. یعنی تندترین آیه است كه می‌گوید: «وَ لَكُمْ فِی الْقِصاصِ حَیاةٌ یا أُولِی الْأَلْباب‏» (بقره/179) یعنی آیه‌ای كه شمشیر را از رو بسته و گفته به قاتل رحم نكنید. در عین حال در خود همین آیه چند كلمه‌ی عاطفی وجود دارد :

گفته: «فَمَنْ عُفِیَ» اجازه دادیم اگر زنی را كشتند، زن در مقابل زن، عبد در مقابل عبد، آزاد در مقابل آزاد، اما در عین حالی «عُفِیَ» كلمه‌ی عفو است. حتی راه منحصر به قصاص نیست. می‌توانید او را عفو كنید.

قرآن می فرماید : با اینكه قاتل است، باز هم برادرت است. «مِنْ أَخیهِ» قاتل بالاخره كافر كه نیست. مسلمان بوده چاقو كشیده یا تیراندازی كرده است. باز هم از مدار برادری بیرون نمی‌رود.

در همین آیه كلمه‌ی معروف آمده است. در همین آیه كلمه‌ی احسان آمده است. در همین آیه كلمه‌ی تخفیف آمده است. در همین آیه كلمه‌ی رحمت آمده است.

اگر در همه ی کتاب های حقوقی شرق و غرب جستجو کنید که اینقدر كلمات عاطفی در همان آیین‌نامه و تبصره آمده باشد ، هیچ نخواهید یافت .

 

رحمت و محبّت، پایه‌ی دعوت اسلام

اسلام دین رحمت است. تنها كلمه‌ای كه ما باید روزی شصت بار بگوییم، كلمه‌ی رحم است. هیچ‌ كلمه‌ای را واجب نیست ما شصت بار بگوییم، جز كلمه‌ی رحم! واجب است نماز بخوانیم در نماز هر ركعتش شش بار رحم است.

 

حقوق در رساله‌ی حقوقی امام سجاد و قرآن کریم

حق خدا

امام سجاد علیه السلام فرمود: حق خدا بر مردم پرستش او و دوری از شرك است. «إِیَّاكَ نَعْبُد» (فاتحه/5) فقط بنده‌ی تو نه بنده‌ی شرق، نه بنده‌ی غرب. نه بنده‌ی زور، نه بنده‌ی زر، نه بنده تزویر.

در قرآن حدود دویست بار «دُونِهِ» و «دُونِ اللَّه‏» داریم. كه می‌گوید: مواظب باش به غیر خدا هُل نخوری! چون انسان خیلی وقت‌ها به غیر خدا هُل می‌خورد. پولی، پستی، مقامی.

حدیث داریم به حرف هركس گوش بدهی، عبد او هستی :«مَنْ أَصْغَى إِلَى نَاطِقٍ فَقَدْ عَبَدَهُ» (كافی/ج6/ص434) اگر كسی به یك ناطق، گوینده گوش بدهد، «فَقَدْ عَبَدَهُ» عبد اوست

حق نفس

حق خودت چیست؟ می‌گوید: حق خودت این است كه خودت را مفت نفروشی. «قُلْ إِنَّ الْخاسِرینَ الَّذینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُم‏» (زمر/15) خاسر كسی است كه خودش را مفت داد. مفت فروخت. به چه؟ به یك سوت ، به یك كف ، به یك صلواتی، به یك مقامی، مدالی...

امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید: «ثمنك الجنه» ارزش تو بهشت است. كمتر از بهشت بفروشی باختی. خدا به بهشت می‌خرد، «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّة» (توبه/111)

«الدُّنْیَا سُوق‏» (بحارالانوار/ج46/ص326) دنیا بازار است. در بازار چهار عنصر داریم : فروشنده، خریدار، جنس، مبلغ. فروشنده ما هستیم. داریم آن به آن جانمان را می‌دهیم. عمرمان را داریم می‌دهیم. خریدار مربوط به این است كه به چه كسی بفروشیم. به خدا بفروشیم یا به خلق؟ خلق به چه می‌خرد، خالق به چه می خرد؟ حق تو این است كه خودت را مفت نفروشی. در اطاعت خدا باشی.

 

حق زبان در گفتگو با دیگران

حق زبان، خوب حرف بزنیم. قرآن برای زبان خیلی آیه دارد : «قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنا» (بقره/83) نمی‌گوید: «قولوا للمؤمنین» بلكه می‌گوید: با همه مردم خوب حرف بزن.

در جبهه یكی از یاران امیرالمؤمنین به یاران معاویه فحش داد. فرمود: چرا فحش دادی؟ گفت: آقا دشمن است. فرمود: دشمن باشد. فحش ندهید : «إِنِّی أَكْرَهُ لَكُمْ أَنْ تَكُونُوا سَبَّابِین‏» (بحارالانوار/ج32/ص561) من ناراحت هستم كه شما فحش بدهید. فحش برای كسی است كه منطق ندارد.

«یَقُولُوا الَّتی‏ هِیَ أَحْسَن‏» (اسراء/53) در حرف‌ها هم بهترین حرف را بزن. با هر كسی هم یك طور حرف بزن. اگر با پدر و مادرت حرف می‌زنی، «قَوْلاً كَریماً» (اسراء/23) خیلی با كرامت. اگر با فرعون حرف می‌زنی، «قَوْلاً لَیِّنا» (طه/44) اگر در مقام موعظه هستی، «قَوْلاً بَلیغاً» (نساء/63) اگر با توده‌ی مردم حرف می‌زنی، «قَوْلاً مَعْرُوفاً» (نساء/5)

اینها همه كد دارد. هر چیزی جای خودش را دارد. «قَوْلاً كَریماً» با والدین. «قَوْلاً بَلیغاً» در تبلیغ، «قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنا» با همه. «قَوْلاً لَیِّنا» با مثل فرعون.

 

گوش کردن
حق گوش در شنیدن سخن حق

حق گوش؛ اگر یك نواری به شما بدهند، حاضر هستید هر صدایی روی آن ضبط كنید؟ نوار در مغز ما است. چرا هر صدایی روی آن ضبط می‌كنیم؟

حدیث داریم به حرف هركس گوش بدهی، عبد او هستی :«مَنْ أَصْغَى إِلَى نَاطِقٍ فَقَدْ عَبَدَهُ» (كافی/ج6/ص434) اگر كسی به یك ناطق، گوینده گوش بدهد، «فَقَدْ عَبَدَهُ» عبد اوست.

 

حق چشم و دست در روابط اجتماعی

حق چشم؛ هرچه نگاه حرام است، نگاه نكنیم. چون به ضرر خودمان است. نگاه می‌كنیم دلمان می‌خواهد، دستمان هم به آن نمی‌رسد. مثل آدمی كه پول ندارد، دكان كبابی هم می‌ایستد و هی بو می‌كشد. بابا تو كه پول نداری برو !

این هم پول ندارد و هم دكان كبابی بو می‌كشد. خوب بوی كباب در حلقش می‌رود و دهانش پر از آب می‌شود. هی خودش را تحریك می‌كند و پول هم ندارد. دستت كه به آن نمی‌رسد برای چه نگاهش می‌كنی؟

از همه گذشته، اگر نگاهش نكنی به فكر ازدواج می‌افتی. اما اگر هر جوانی، هر دختر و پسری را دید و خواست هرطوری كام بگیرد و راحت باشد، این دیگر لازم نیست ازدواج كند. علت اینكه ازدواج عقب می‌افتد، یكی از دلایلش این است. ارضاء كاذب می‌شود، آنوقت دیگر ارضای صادق اتفاق نمی افتد .

حق دست

حدیث داریم مسلمان كسی است كه مردم از دست و زبانش در امان باشند. «الْمُسْلِمُ مَنْ سَلِم‏» (كافی/ج2/ص233) حق دست، هرچه روا نیست انجام ندهیم.

حق معلم؛ او را بزرگ بداریم. منزلتش را محترم بداریم. صدایمان را بلند نكنیم. از او بدگویی نكنیم. از او دفاع كنیم. عیبش را بپوشانیم. نكویی‌هایش را مطرح كنیم. با دشمنش ننشینیم
حق شكم

حرام خواری نكنید. این لقمه‌ی حرام خیلی اثر دارد. لقمه‌ی حرام اینطور نیست كه هضم شود برود. «كَسْبُ الْحَرَامِ یَبِینُ فِی الذُّرِّیَّةِ» (كافی/ج5/ص124) لقمه‌ی حرام در نسل آدمی اثر دارد. در قرآن داریم که مراحل تأثیرگذاری و عواقب لقمه حرام را بیان می کند : «وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفینَ» (مطففین/1) وای به اینهایی كه كم‌فروشی می‌كنند! حرام می‌خورند. پشت سر «مُطَفِّفین» می‌گوید: «إِنَّ كِتابَ الفُجَّار» (مطففین/7)یعنی اگر كم‌فروشی كردی، فاجر می‌شوی. فاجر كه شدی، بعد می‌گوید: «وَیْلٌ یَوْمَئذٍ لِّلْمُكَذِّبِینَ» (مطففین/10) یعنی اول مطففین، بعد فجار، بعد مكذبین. یعنی گام به گام آدم اول تخم مرغ می‌‌دزدد، بعد مرغ می‌دزدد، بعد گوسفند می‌دزدد، بعد كشتی را در دریا می‌دزدد. گام به گام!

 

حق نماز بر مؤمنان

حق نماز؛ با آرامش نماز بخوانیم. امام صادق علیه السلام فرمود: بعضی‌ها بد نماز می‌خوانند.

اگر نماز را غلط بخوانید معنایش عوض می‌شود. حق نماز این است که درست بخوانیم. با وقار بخوانیم. بهترین لباس، بهترین عطر،...

 

حق معلم بر دانش‌آموزان و دانشجویان

حق معلم؛ او را بزرگ بداریم. منزلتش را محترم بداریم. صدایمان را بلند نكنیم. از او بدگویی نكنیم. از او دفاع كنیم. عیبش را بپوشانیم. نكویی‌هایش را مطرح كنیم. با دشمنش ننشینیم.

دلمان به مستحبّی خوش است که سلامش واجب است:

السّلام علیک یا أبا صالح المهدی

alirezamazrooei

alirezamazrooei
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 257
محل سکونت : اصفهان
دسترسی سریع به انجمن ها