عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

محمدي: هوادار استقلال مي‌فهمد چه‌كسي ادا درمي‌آورد و چه‌كسي بازي مي‌كند

محمدي: هوادار استقلال مي‌فهمد چه‌كسي ادا درمي‌آورد و چه‌كسي بازي مي‌كند
یک شنبه 19 تیر 1390  04:02 ب.ظ

خبرگزاري فارس: دروازه‌بان فصل گذشته استقلال گفت: هوادار استقلال متوجه مي شود كه چه‌كسي ادا درمي‌آورد و چه‌كسي بازي مي‌كند.

محمد محمدي كه در فصل جديد با تيم داماش گيلان قرارداد بسته، با حضور در خبرگزاري فارس درباره مسائلي كه در اين سال‌ها با آنها مواجه بود، صحبت كرد.
گفت‌وگوي تفصيلي فارس با دروازه‌بان پيشين پرسپوليس و استقلال و كنوني داماش گيلان را در زير مي‌خوانيد:

* محمدي چه طور وارد فوتبال شد؟
سال 69 هنگامي كه پدرم از ماموريت بازگشت به فوتبال روي آوردم. ايشان ديپلمات بود. در زمين اكباتان به همراه برادر و پسرخاله‌ام در مدرسه فوتبال ثبت نام كرده بوديم و اينگونه وارد رشته فوتبال شدم.

* برادرانت فوتباليست نشدند؟
يكي از آنها در دبي در كنسولگري امارات كار مي‌كند و ديگري مدير يك كارخانه است. در خانواده ما غير از من كسي سراغ ورزش نرفت و همه به دنبال درس خواندن بودند.

* اگر بخواهي از يك نفر كه به او مديون هستي اسم ببري، او چه كسي است؟
در آغاز فوتبالم با سن كم در زمان آقاي حميد عليدوستي فعاليت مي‌كردم و مدير عامل باشگاه سايپا در آن زمان آقاي غزنوي بود. حميد عليدوستي به من ميدان داد و در كنار بهزاد غلامپور به تيم ملي فوتبال دعوت شدم. ضمن آنكه آقاي مايلي‌كهن از نظر فكري به من خيلي كمك كرد و هيچ چيز برايم كم نگذاشت. يكي ديگر از مربياني كه بايد از او نام ببرم فرهاد كاظمي است. به جرات مي‌توانم بگويم از نظر فني و روحي و رواني يكي از بهترين‌هاي ايران است و حالا نيز با او ارتباط دارم و خيلي به او مديون هستم. در كل با فرهاد كاظمي از فوتبال لذت مي‌برم.

* تو 5 سال در پرسپوليس بودي. چرا در اين تيم نماندي؟
سال 79 رباط پايم پاره شد و در سال 80 به دعوت علي پروين به پرسپوليس آمدم. سال اول با داود فنايي رقابت كردم كه كار را از عابدزاده ياد گرفته بود و خيلي سخت بود كه بتوانم با او رقابت كنم. در سال دوم بگوويچ حضور داشت كه اصلا به دروازه‌بانان ايراني اعتقاد نداشت. او مي‌گفت ساشا ايليچ 40 درصد برتر از گلرهاي ايراني است.
فكر مي‌كنم سال دوم 11 بازي انجام دادم. سال سوم با راينر سوبل 28 بازي كردم. سال چهارم تغييرات زيادي انجام شد و از لحاظ فوتبال افت كردم. در آن زمان در تيم ملي هم بودم. شرايط براي من تغيير كرده بود و سال سختي را پشت سر گذاشتم و پايم را نيز جراحي كردم اما جواب سؤال شما اينجاست. در سال 85 آقايي مدير عامل شد كه حتي نمي‌خواهم اسمش را بياورم. او در باشگاه آنقدر مرا اذيت كرد كه مجبور به ترك پرسپوليس شدم. به هنگام مدير عاملي آقاي خطيب با پرسپوليس قرارداد بسته بودم ولي وقتي آن آقا آمد گفت كه بايد قراردادت را كم كني. اين حرف خيلي سنگين بود.

* بعد چه اتفاقي افتاد؟
مدير جديد در قبال مدير قبلي مسئوليت دارد. هنگامي كه در پرسپوليس 15 ميليون گرفتم كسي نگفت چرا اينقدر كم مي‌گيري اما آن آقا امد و گفت قراردادها بايد كسر شود. من در پرسپوليس حدود 80 ميليون تومان ضرر كردم. اين ضرر را به عشق علي پروين تحمل كردم اما وقتي اين آقا مدير شد مي‌خواست با زور حرفش را به كرسي بنشاند.

* اينها كه همه‌اش خاطره تلخ است. خاطره شيرين از آن زمان چه داري؟
همه بازي‌هاي آن زمان برايم خاطره بود اما در يك بازي 10 نفره پاس را برديم كه من پنالتي نكونام را گرفتم. يك بازي هم با نوژان مازندران داشتيم كه شايد باورتان نشود اصلا چمني وجود نداشت و در زمين آسفالت بازي مي‌كرديم. در آن بازي جام حذفي از 4 پنالتي 3 ضربه را مهار كردم.

* چيزي در پرسپوليس تو را آزار نداد؟
در آن زمان شرايطي داشتم كه به دنبال پيشرفت و مطرح كردن خود بودم. به جز سال آخر كه آن اتفاقات افتاد و از پرسپوليس رفتم.

* گفتي علي پروين مربي تو بود. از حرف‌هاي معروف او در رختكن چيزي به ياد داري؟
افتخار مي‌كنم كه شاگرد او بودم و افتخار مي‌كنم كه علي‌آقا با همان صراحت لهجه‌اش به من مي‌گفت "آقا محمدي بچه خوبي است. " 5 يا 6 سال شاگرد ايشان بودم و يك بار من را با نام كوچكم صدا نكرد. فوتباليست از من بهتر هم بود و رفت اما احترام پروين هم هنوز در ذهنم مانده است. فوتبال تمام مي‌شود و اينها هستند كه در ذهن مي‌ماند.

* تفاوت پرسپوليس و استقلال را در چه مي‌داني؟
اين دو تيم خيلي پرطرفدار هستند اما زماني كه من در پرسپوليس بودم 25 سال سن داشتم و خيلي تجربه‌ام كم بود. همه‌اش به دنبال پيشرفت بودم اما محمدي استقلال پخته بود و تجربه و انرژي زيادي داشت. فكر مي‌كنم تجربه خيلي بهتر است چون وقتي كه وارد 30 سالگي مي‌شوي تازه مي‌فهمي دروازه‌باني چيست. سال گذشته با تجربه‌تر و راحت‌تر دروازه‌باني كردم.

* چه شد سر از پيكان درآوردي؟
سال 85 زماني كه با آن آقا در پرسپوليس به اختلاف خوردم گفتند بيا قراردادت را كم مي‌كنيم يا مي‌روي. من هم كلي از مبلغ قراردادم را بخشيدم و هفته يازدهم به پيكان رفتم. از هفته سيزدهم براي اين تيم بازي كردم تا آخر سال. پيكان فوق‌العاده بود و امكانات خوبي داشت. متاسفم كه اين تيم به ليگ يك رفت و شايد اگر بود مي‌توانستم خيلي به آنها كمك كنم. مخصوصا براي بار دوم كه به اين تيم برگشتم. سال‌هاي خوبي بود و بي‌دردسر بازي مي‌كردم چون روحيات من با حاشيه‌ها سازگار نيست.

* در آن سال كه از پرسپوليس به پيكان رفتي، موفق بودي. درست است؟
6 پنالتي در آن فصل گرفتم كه دو پنالتي از پرسپوليس بود. همانطور كه شما گفتيد آن سال‌ها خيلي خوب كار مي‌كردم.

* چه طور شد سر از استقلال درآوردي؟
من در آلمان بودم كه مدير برنامه‌هايم تماس گرفت كه پيشنهاد تمديد قرارداد با پيكان و حضور در استقلال را داد. همسرم زياد دوست نداشت به استقلال بيايم اما پسرم مهران مصرانه مي‌خواست من اين كار را انجام دهم. او به من مي‌گفت بابا به خاطر من هم شده به استقلال برو. زماني كه در پرسپوليس بودم مهران كوچك بود و از شرايط خبر نداشت اما در 9 سالگي به فوتبال علاقمند بود و دوست داشت من در استقلال باشم. حضورم در استقلال به اصرارهاي پسرم خيلي ارتباط داشت و فكر مي‌كنم بهترين تصميم را گرفتم و احيا شدم.

* چه طور؟
وقتي كه از تيم پرطرفدار مي‌روي از چشم‌ها دور مي‌شوي و ديگر كسي سراغت را نمي‌گيرد. در اين سال‌ها كه گذشت با فنايي و فرشيد كريمي در پرسپوليس، رودباريان در پيكان، ميرزاپور در استيل آذين و طالب‌لو در استقلال كار كردم. من عاشق رقابت هستم و هميشه به دنبال اين مسئله بودم. به كار روحي و رواني خيلي اعتقاد دارم و مي‌توانيد از غلامپور، تراب‌پور و اردلان بپرسيد كه من چگونه تمرين مي‌كنم. آنقدر سفت و سخت تمرين مي‌كنم كه همه نگاه مي‌كنند. در همين فوتبال كارهايي كرده‌ام كه شايد از نظر ديگران غيرممكن بود اما براي من اتفاق افتاد.

* مثلا چه كارهايي؟
شايد در زندگي ورزشي‌ام اتفاقاتي افتاد كه خيلي‌ها از دست من ناراحت شدند. همه مي‌گفتند به استقلال بروي لطمه مي‌خوري و از لحاظ روحي آسيب مي‌بيني و نيمكت‌نشين مي‌شوي. شايد براي آنها غيرممكن بود كه من بازي كنم ولي ديديد كه كارم را انجام دادم.

* محمدي در تيم ملي به حقش رسيد؟
من يكي از نفراتي بودم كه از سال 78 در اكثر اردوهاي تيم ملي حضور داشتم اما هيچ وقت به من شانس ندادند. در بازي‌هاي مقدماتي جام جهاني 2006 و در بازي معروف ايران و بحرين 90 دقيقه پشت دروازه ايران گرم كردم چون ميرزاپور مصدوم بود و اعتقاد دارم در آن بازي مي‌توانستم خيلي كمك كنم. در بازي مقابل كويت در همان سال بازي كردم و سابقه كمي ندارم. در زمان افشين قطبي به خاطر عدم علاقه‌ام نامه عذرخواهي دادم و با وجودي كه او مرا دعوت كرده بود چون مي‌دانستم نمي‌توانم با اين شخص كار كنم عذرخواهي كردم اما در زمان كي‌روش متعجب شدم.
هنگامي كه كي‌روش مسئوليت تيم ملي را قبول كرد در استقلال فيكس بازي مي‌كردم و در ليگ قهرمانان آسيا هم حضور داشتم. ايشان اكثر بازي‌هاي ما را ديد و نمي‌دانم چرا به تيم ملي دعوت نشدم. من به رقبايم كاري ندارم ولي براي خودم سؤال به وجود آمد. اگر قرار بود شانسي بدهند فكر مي‌كنم حق من هم بود.

مقابل راه‌آهن جزو خوب‌هاي تيم بودم و در مقابل السد قطر و پاختاكور در تهران بهترين بازي‌ها را انجام دادم اما باز هم احترام قائلم و اعلام مي‌كنم كه ديگر به تيم ملي فكر نمي‌كنم و مي‌خواهم در اين چند سال آرام و بي‌سر و صدا باشم.

* استقلال چه شرايطي داشت؟ از حضور در اين تيم راضي بودي؟
روزي كه به اين تيم آمدم. همه گفتند چون طالب‌لو 8 سال است در آنجا بازي مي‌كند من نيمكت‌نشين مي‌شوم اما گفتم مي‌توانم گوشه‌اي از كار را بگيرم. خيلي اتفاقات در استقلال افتاد اما لام تا كام حرفي نزدم. فقط گوش كردم و با خيلي از مسائل كنار آمدم. از يكسري برخوردها خيلي ناراحت شدم و كوچكترين مصاحبه جنجالي از من نديديد. مي‌خواستم حرمت‌ها حفظ شود و تيم به حاشيه نرود. خيلي اتفاقات را در خودم ريختم و حرفي نزدم.

* چه اتفاقاتي؟ بيشتر توضيح بده.
اجازه بدهيد به صورت ريز قضيه را باز نكنم. همان مسائل حاشيه‌اي به روحيات من نمي‌ساخت. من در پرسپوليس دنبال مطرح شدن بودم اما در استقلال فقط به دنبال آرامش كه متاسفانه كمتر نصيبم شد. اين ذات من است كه روحيه‌ام به شلوغي نمي‌خورد.
هميشه گفته بودم وحيد جوان است و بايد مطرح‌تر شود. اين مسئله براي من كه به دنبال فرار از هياهو بودم با طالب‌لو كه به دنبال پيشرفت بود تضاد ايجاد مي‌كرد. من به وحيد طالب‌لو حق مي‌دادم و آن جور كه همه مي‌گفتند كدورتي بين ما نبود.

* خودت گفتي در اين دو سال حرفي نزدي؟ اما واقعا اختلافي بين تو و طالب‌لو نبود، اختلافي كه وحيد هيچ وقت به آن اشاره نكرد.
بعد از بازي استقلال اهواز در تهران اتفاقاتي افتاد و بين من و وحيد اختلاف به وجود آمد. يك مدت با هم حرف نزديم و مسئله با لطف آقاي غلامپور حل شد. بعد از آن كدورتي بين ما وجود نداشت و در اين بين دوستان مدام مي‌گفتند شما با هم اختلاف داريد.

* اما قبول داري كه رفتارهايتان به گونه‌اي بود كه به چشم مي‌آمد؟
بله، گفتم كه طالب‌لو به خاطر سنش دنبال پيشرفت بود و بايد 8 سال ديگر دروازه‌باني كند و به خاطر اينكه من بازي مي‌كردم اين حرف و حديث‌ها به وجود مي‌آمد و باعث مي‌شد فكر كنند ما اختلاف داريم.

* شايعه شده بود كه با وحيد طالب‌لو در تمرينات هم حرف نمي‌زدي؟
درست است. بعد از بازي با استقلال اهواز در تهران دو ماه با هم حرف نزديم ولي بعد از دو ماه قضيه حل شد. همين مسئله باعث شده بود در اين دو سال مدام بگويند ما با هم اختلاف داريم. معتقدم اختلاف در هر خانواده‌اي پيش مي‌آيد و در هر محيطي اختلاف نظر وجود دارد اما من با وحيد بعد از آن جريان مشكلي نداشتم. با مهرشاد مومني و اميد روانخواه راحت ‌بودم اما اين نشان‌دهنده اين نبود كه با طالب‌لو قهرم يا مشكل دارم.

* حالا كه با او مشكلي نداري؟
از اول هم با او مشكل نداشتم.

* تيم مرفاوي چه طور بود؟
اگر از من مي‌پرسيد براي شخص من سال خوبي بود. به فوتبالي آمده بودم كه هوادار زياد داشت هر چند زمان برد تا راه بيفتيم. غلامپور من را مي‌شناخت و شاگرد او هم بوده‌ام. 4ماه طول كشيد تا خودم را جا بيندازم و كار سختي را انجام دادم.

* چرا؟
ذهنيت به وجود آمده بود و در بدو ورودم به استقلال همه فكر مي‌كردند پرسپوليسي هستم. اين شرايط را برايم خيلي سخت كرد. همه اين مسائل را پذيرفتم و با تمام وجودم تمرين مي‌كردم.
در زمان مرفاوي بدشانس بوديم و در نيم فصل دوم در 17 هفته آخر خودم هم بازي كرده بودم 9 هفته شكست نخوردم. حتي اگر در بازي آخر مقابل پيكان برد مي‌آورديم دوم مي‌شديم. فكر مي‌كنم از نتيجه نگرفتن‌هاي اواسط فصل به مشكل خورديم.

* شخصيت مرفاوي را چه گونه ديدي؟
فكر مي‌كنم جواب اطمينان او را دادم. مرفاوي شخصيت خاصي داشت. شايد در معدود بازي‌هايي كه تيم باخت هم از من حمايت كرد. البته غلامپور نيز به من خيلي كمك كرد كه به بورس برگردم. او آنقدر كمك فكري كرد كه احيا شدم.
در سال دوم حضورم در استقلال كار سخت‌تري داشتم. چون هوادار از محمدي انتظار داشت و تيم ما هم تغييرات زيادي كرد و فكر مي‌كنم تيم خوب جمع شد و همه ديدند كه با يك امتياز اختلاف قهرمان نشد. در مجموع 2 سال رويايي را با استقلال پشت سر گذاشتم. البته جا دارد از كادر فني سال گذشته و امسال و ازحسين تراب‌پور كه رابطه‌اي عاطفي با من برقرار كرد، تشكر كنم چون من آدمي هستم كه زود جوش مي‌آورم. ايشان خيلي به من كمك كرد.

* چه طور سر از داماش درآوردي؟
پس از پايان بازي‌ها با اين تيم مذاكره كردم و قبل از سفرم در چند جلسه با آقاي عابديني حرف زدم و در نهايت دوشنبه گذشته رسما به اين تيم پيوستم. فكر مي‌كنم احتياج به آرامش داشتم و بهترين تصميم را گرفتم. رشت به تهران نزديك است و مي‌توانم راحت‌تر رفت و آمد كنم و دغدغه‌هاي فكري در اين تيم ندارم.

*چه طور شد با استقلال تمديد نكردي؟
قبل از سفرم به استقلال مذاكره كردم و قرار بود 24 ساعت بعد به من خبر بدهند. ظاهرا آنها پيگير بقيه دروازه‌بانان بودند و 24 ساعت 25 روز طول كشيد. حتي از پيشنهاد تيم بزرگ پرسپوليس هم گذشتم و در چند سال آخر فوتبالم بي‌دغدغه كار كنم و در آرامش باشم.

* به عنوان يك هوادار فكر نمي‌كني استقلال با رفتن تو و طالب‌لو ضربه بخورد؟
يادتان باشد كه در قالب هوادار پاسخ اين سؤال شما را مي‌دهم چون قصه من و استقلال تمام شد. به اعتقاد من هوادار آنقدر درك دارد كه همه چيز را مي‌فهمد. قبلا مي‌شد با فريب‌كاري هوادار را گول زد اما حالا نمي‌شود. آنها مي‌فهمند كي تلاش مي‌كند و كي ادا در مي‌آورد چون بازي را خوب نگاه مي‌كنند. بهترين قاضي در مورد سؤال شما هواداران استقلال هستند. آنها كه لطف دارند و احترام مي‌گذارند. همانهايي كه مي‌دانند وقت كم نگذاشتم و حتي با درد و مصدوميت بازي كردم. بهتر است در اين خصوص من اظهار نظر نكنم.

* و باز هم در قالب هوادار فكر مي‌كني چرا طالب‌لو را نخواستند؟
وحيد بعد از من از استقلال جدا شد اما حتما يك تفكري وجود دارد كه دو دروازه‌بان، يك مدافع و چند هافبك بايد از استقلال مي‌رفتند. حتما فكري به حال اين مسائل كرده‌اند. فوتبال حرفه‌اي همين است. يك روز مي‌آيي و يك روز مي‌روي. در مورد طالب‌لو هم قضيه همين است. شايد بعضي وقت‌ها مجبور باشي نقل مكان كني حتي اگر دلت نخواهد.

* خيلي‌ها مي‌گويند داماش امسال به سرنوشت استيل آذين دچار مي‌شود.
اصلا اعتقادي به اين حرف ندارم و بر عكس استيل آذين كه اسم و ستاره داشت داماش نسبت به مشكلاتش يارگيري كرده است.

* مي‌گويند قراردادي 900 ميليوني با داماش بسته‌اي؟
من آدم ركي هستم. در قرارداد من حق اياب و ذهاب و اين مسائل وجود دارد. نسخه قرارداد داخلي من با قراردادي كه در هيئت فوتبال است، عينا وجود دارد و حتي مي‌توانم آن را در اختيار شما قرار دهم كه چاپ كنيد و مسئولان داماش هم اگر خواستند مي‌توانند قرارداد من را به رسانه‌ها بدهند.
مهمترين مسئله‌اي كه باعث شد به اين جا بيايم به خاطر راحتي‌ام است و مي‌دانم كه فكرم آسوده خاطر خواهد بود.

* پسرت ناراحت نشد كه از استقلال جدا شدي؟
اتفاقا خود مهران هم ديگر راغب نبود كه در استقلال بمانم. چون او بزرگ شده و همه چيز را از نزديك لمس مي‌كند. او هم دوست دارد به رشت بيايد و اميدوارم كه توانايي‌هايم را براي مردم خوب رشت به نمايش بگذارم.

* با مظلومي رابطه خوبي داري؟
به جز آن آقايي كه در ابتداي مصاحبه گفتم، با همه رابطه خوبي دارم اما با غلامپور و تراب‌پور خيلي صميمي هستم. اميدوارم استقلال امسال هم نتايج خيلي خوبي كسب كند.

* و به عنوان صحبت آخر يك جمله در وصف اين فوتبال ما بگو؟
فوتبال همين است. درست مثل زندگي است كه در گذر است. استقلال تجربه خوبي بود و در اين تيم دوستان و هواداران خوبي پيدا كردم.
گفت‌وگو: ميثم رحماني
انتهاي پيام/

عالم محضر خداست درمحضر خدا گناه نکنید حضرت امام (ره)

hasantaleb

hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان
دسترسی سریع به انجمن ها