عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

مخالفان عثمان

مخالفان عثمان
یک شنبه 19 تیر 1390  07:10 ب.ظ

مخالفان عثمان

منابع مقاله:

، ؛

غلبه نگرش عثمانی بر جامعه اسلامی، از زمان تسلط امویان (سال 41 هجری)، سبب شد تا عثمان از هر نوع اتهامی تبرئه و تطهیر شود.امویان این نگرش را بر جامعه اسلامی تحمیل کردند و تنها در عراق بود که اندکی در برابر این موضع، مقاومت نشان داده شد.بدین ترتیب عموم اهل سنت، مظلومیت و حقانیت عثمان را در برابر مخالفان پذیرفتند.با وجود این نگرش، آنان چه قضاوتی درباره مخالفین می کردند؟ یک راه آن بود تا مخالفین وی را بطور واقع بینانه شناخته و آنان را خصم مذهب خود شناسند.اگر این راه را بر می گزیدند، بزرگان صحابه در معرض اتهام قرار می گرفتند.راه دیگر آن بود که مخالفین او را کسانی بدانند که از عراق و مصر آمده و اساسا از صحابیان کسی در میانشان نبوده است.آنان این راه را برگزیدند، و حتی در مواردی که صحبت از وجود برخی صحابه در میان منتقدان عثمان شده، با جعل این خبر که آنان فرزندان خود را به در خانه عثمان فرستاده بودند تا از وی دفاع کنند (و معلوم نیست که چرا خودشان نرفتند)، به دفاع از صحابیان پرداخته اند تا مبادا به دشمنی با عثمان متهم شوند.

این نکته را باید دانست که «مورخ سنی» بر خود لازم می دانست که از ذکر «مثالب صحابه» خودداری کند. (1) اگر کسی مثالب آنان را نقل می کرد، معنایش آن بود که عقیده شیعی دارد روشن است که اگر یک صحابی در قتل عثمان شرکت کرده باشد، این آشکارا از مثالب وی شمرده می شود.با این سیاست تألیفی، بسیاری از حقایق تاریخی مربوط به مواضع سیاسی صحابه از بین رفت.در این میان جعل در دو صورت ظاهر می شد، یکی ننوشتن حقایق تاریخ، دوم ساختن اخبار مجعول.در حوادث این دوره، سیف بن عمر دروغ ساز، از اصل منکر حضور صحابیان شده و تمام این وقایع بزرگ چند ماهه را که همه شهرهای اسلام بویژه مرکز خلافت یعنی مدینه در آن نقش داشته، بر عهده فرد مجهول الهویه ای با نام «عبد الله بن سبا» می گذارد.به نوشته سیف، این شخص با مسافرت به شهرهای مختلف، مردمان را بر عثمان شورانده (2) و توانسته است کوفه و مصر را در این باره تحریک کند.به باور سیف، این عبد الله بنیادگذار مذهب شیعه نیز بوده است.

اگر سخن سیف درست باشد، روشن نیست درباره جامعه ای که تا این اندازه سست است که شخصی یهودی می تواند آن را بر ضد خلیفه بشوراند آن چنان که به قتل او منجر شود، چه باید گفت؟ آنچه مسلم است این که اولا سیف در تمامی کتابهای رجالی متهم به زندقه و دروغگویی شده است.ثانیا کتابهایی که در شمار مصادر نخست تاریخ اسلام است، به هیچ روی چنین مطالبی را نگفته و حتی یادی نیز از عبد الله بن سبا نکرده اند.به تعبیر دیگر، از میان مصادر برجای مانده قرن سوم و چهارم، تنها طبری از کتابهای سیف بهره برده و به همین دلیل مجعولات او را حفظ کرده است.در حالی که در آثاری چون اخبار الطوال، الامامة و السیاسه، انساب الاشراف، تاریخ خلیفة بن خیاط، یادی از این رخدادها و حوادث نشده است.متأسفانه مصادر بعدی که از طبری بهره برده اند نظیر: البدایة و النهایة و کامل ابن اثیر، این مجعولات را بازگو کرده اند و از آنجا که با عقاید سنیان بیشتر سازگار بوده در دوره ها متأخر مقبولیت یافته است.اکنون بسیاری از محققان شیعه و سنی و مستشرق، در این مطالب تردید جدی داشته و آنها را نمی پذیرند.از جمله محققان شیعی، مرتضی عسکری (3) و از جمله محققان سنی به طه حسین (4) می توان اشاره کرد.در میان مستشرقان هم مجعول بودن این سخنان آشکار است.برنارد لوئیس می نویسد: بسیاری از مورخان مسلمان (5) آغاز تشیع انقلابی را به عبد الله بن سبا نامی نسبت می دهند که از معاصران علی بن ابی طالب (ع) و یک یهودی یمنی بوده است و در روزگار علی (ع) الوهیت او را تبلیغ می نموده و سرانجام نیز به خاطر کارهایش سوزانیده شد.به این ترتیب ابتدای کار شیعیان تندرو یا غلات را به وی و از طریق وی به اصلی یهودی منسوب می دارند.اما پژوهشهای جدید نشان داده است که این یک نوع پیشدستی، یک نوع فرافگنی شرایط و اندیشه های قرن دوم به زمان گذشته به وسیله «اصحاب حدیث» است.و لهاوزن و فریدلاندر از راه نقل و بررسی منابع و مآخذ نشان داده اند که توطئه و کارهایی که به ابن سبا نسبت داده شده از اختراعات و ساخته های بعدی است.کایتانی نیز در فصلی مستدل نشان داده است که توطئه ای با سازمان و تشکیلات و ایدئولوژی نسبت داده شده به ابن سبا، در جامعه قبیله ای و پدر سالاری عرب در سال 35 هجری تصور ناپذیر است. (6)

به هر روی تا آنجا که به مخالفین عثمان مربوط می شود، با کاوش در منابع تاریخی و ادبی می توان به حقایق زیادی دست یافت.با توجه به آنچه در این گونه متون آمده، صحابه رسول خدا (ص) بویژه انصار نقش اساسی را در برانگیختن مردم بر ضد عثمان داشته اند.علامه امینی با جستجو در مآخذ متعدد اظهار داشته است که نام بیش از هشتاد صحابی در میان مخالفان عثمان دیده می شود.از جمله آنها می توان به این چند نفر اشاره کرد: طلحه، زبیر، عایشه، عمار، ابوذر، عبد الرحمان بن عوف، عبد الله بن مسعود، مقداد، حجر بن عدی، هاشم بن عتبه، سهل بن حنیف، ابو ایوب انصاری، جابر بن عبد الله انصاری.علامه امینی، اخبار مخالفت اینان را نقل کرده است. (7) باید توجه داشت که همه اینان به قتل عثمان اعتقاد نداشتند و یا آن را به مصلحت نمی دیدند اما به هر روی شدیدترین انتقادات را به اعمال و رفتار سیاسی و دینی او داشتند.ابو سعید حدری می گفت: هشتصد نفر از اصحاب در جریان قتل عثمان حضور داشتند. (8) سخنان تند بسر بن ارطاة به مردم مدینه در سال 40 هجری شاهدی قوی بر حضور قاطع انصار در کشتن عثمان است. (9)

طلحه و زبیر در شمار تندروترین منتقدان عثمان بودند.امام علی (ع) درباره اینان می فرمود : آنان حقی را از من طلب می کنند که خود آن را وانهاده اند و خونی را می خواهند که خود ریخته اند. (10) منابع متعدد از دشمنی شدید طلحه بر ضد عثمان سخن گفته اند. (11) درست به همین دلیل بود که مروان بن حکم، با این که در جنگ جمل در کنار طلحه بود، با مشاهده این که جنگ پایان می یابد، تیری در کمان گذاشت و طلحه را به قتل رساند و به این ترتیب انتقام عثمان را از وی گرفت.بعدها عبد الملک مروان گفت: اگر پدرم نگفته بود که او طلحه را کشته، تمامی فرزندان طلحه را بخاطر خون عثمان به قتل می رساندم. (12) گفته شده که در هنگام محاصره خانه عثمان، طلحه رئیس محافظان خانه بوده و اجازه ورود اشخاص و نیز طعام و آب را به کسی نمی داد. (13) وقتی شنید که برای عثمان آب و غذا برده اند گفت: این چه محاصره ای است که آب و غذا از آن عبور داده می شود؟ (14) وقتی آب را بر روی عثمان بسته بودند، امام طلحه را دیده و درباره اجازه دادن برای ورود آب به خانه عثمان با وی سخن گفت اما طلحه نپذیرفت. (15) زمانی عثمان در پی امام علی (ع) فرستاد که این طلحه مرا با عطش می کشد، در حالی که قتل با شمشیر نیکوتر است. (16) شیخ مفید فصلی خاص به مواضع او در قبال عثمان اختصاص داده است. (17)

عمرو بن عاص نیز از مخالفان تند عثمان بود. (18) عایشه نیز از زمانی که به دستور عثمان عطایش را قطع کردند، (19) به سختی بر عثمان می تاخت. (20) همو بود که عثمان را بخاطرریش پهنش «نعثل» نامید. (21) شاهدی می گوید: در مسجد بودم که عثمان وارد شد و عایشه فریاد بر آورد: ای خیانتگر، ای فاجر! در امانت خیانت کردی و رعیت را ضایع نمودی، اگر نمازهای پنجگانه نبود، مردم به سوی تو می آمدند و چونان گوسفند تو را ذبح می کردند.عثمان در برابر او، آیه مربوط به زن حضرت نوح را (22) بر وی تطبیق کرد. (23) گویا در این اواخر، هر بار که عثمان برای نماز به مسجد می آمده، عایشه که خانه اش در همسایگی مسجد بوده، وی را مورد عتاب قرار می داده است.به نقل بلاذری، یک بار این اعتراض منجر به درگیری میان مخالفان و موافقان عایشه و عثمان شده و با کفش به جان هم افتادند .بلاذری می افزاید: «ذلک أول قتال وقع بین المسلمین بعد النبی (ص)» (24) محمد فرزند طلحه بر این باور بود که یک سوم خون عثمان بر عهده عایشه است. (25) سعد وقاص نیز می گفت: عثمان با شمشیری که عایشه برکشید کشته شد. (26) درباره مخالفت عمار، ابوذر، عبد الرحمان بن عوف و بسیاری دیگر آن قدر نقل تاریخی وجود دارد که جای هیچگونه تردیدی را باقی نمی گذارد.

در زمانی که شورش بر ضد عثمان اوج گرفت، کمتر کسی در مدینه بود که با عثمان موافقت داشته باشد.بویژه زمانی که نامه ای با مهر عثمان به حاکم مصر به دست مسلمانان افتاد که در آن به قتل برخی از مردم حکم رفته بود خشم همه ساکنان مدینه بر افروخته شد. (27) ام الخیر در برابر سؤال معاویه از عثمان گفت: مردم او را خلیفه کردند در حالی که از او بدشان می آمد.زمانی دیگر او را کشتند در حالی که از این کار خود راضی بودند. (28)

ساکنان اصلی مدینه، انصار بودند.آنها با قریش موافقتی نداشته و خبط نخستین آنان در سقیفه، معلول همین برخورد آنان با قریش بود.در ماجرای قتل عثمان، که محبوب قریش بود، بسیاری از انصار در شمار مخالفان عثمان بودند.برخی نیز ساکت، و اندکی درزمره هواداران عثمان به شمار می رفتند.جنبشی که بر ضد عثمان روی داد، از سوی انصار، مهاجران و نیز شماری از مردم کوفه و مصر رهبری می شد.با این حال از آنجا که شهر، شهر انصار بود، بنی امیه آنان را مقصر اصلی در این ماجرا شناختند.این امر سبب شد تا بنی امیه در پی انتقام از انصار باشند.از نظر یزید، سرکوب وحشیانه مدینه در واقعه حره، توسط مسلم به عقبه، که بخاطر کشتار فراوانش به مسرف ملقب شد، به عنوان انتقام خون عثمان از مردم مدینه تلقی می شود. (29) ثابت فرزند عبد الله بن زبیر به عبد الملک می گفت: مردم مدینه عثمان را آن اندازه خوار کردند تا در میانشان به قتل رسید و اعتقاد به دفاع از او نداشتند. (30) زمانی دیگر فرزند عبد الله بن زبیر به مردم شام دشنام می داد.فرزند عثمان به او گفت : تو از آن جهت به اهل شام دشنام می دهی که پدرت را کشتند.فرزند عبد الله گفت: آری! اما ای پسر عثمان بدان که پدر تو را مهاجرین و انصار کشتند. (31) سعد بن عبد الرحمان به حسان می گوید: گروهی از انصار نزد معاویه به شام رفتند.معاویه گفت: قریش برای شما مفیدتر بود یا شما برای قریش؟ ...شما عثمان را در ایام محاصره خوار کردید و در روز جمل یاران او را کشتید. (32) پس از کشته شدن عثمان، عبد الله بن عامر والی بصره قتل او را ناروا شمرد.جاریة بن قدامه گفت: عثمان در حضور مهاجرین و انصار کشته شد در حالی که هیچ عکس العملی نسبت به قاتلین او از خود نشان ندادند. (33) شاعری نیز در این باره گفت:

إن ابن عفان أصیب و حوله  
إخوانه و جماعة من الأنصار (34)

عثمان در حالی کشته شد که بردران او و گروهی از انصار در اطراف او بودند.همین شاعر، در ادامه، از این امر تأسف می خورد که چگونه کسانی که خود را اصحاب رسول خدا (ص) می خواندند از او دفاعی نکردند.معاویه از ابو طفیل پرسید: آیا تو از کشندگان عثمان بودی؟ او گفت : خیر، اما در آنجا حاضر بودم و او را یاری نکردم.معاویه گفت: چرا؟ ابو طفیل پاسخ داد : زیرا مهاجرین و انصار او را یاری نکردند. (35) سؤال مردم از سعید بن مسیب آن بود که چرا اصحاب رسول خدا (ص) عثمان را ذلیل و خوار کردند؟ (36) عبد الملک به مردم مدینه می گفت: ما هر زمان قتل بنی امیه را بخاطر می آوریم، نمی توانیم شما را دوست بداریم و شمار هر زمان واقعه حره را بخاطر می آورید چنین هستید. (37) همین دشمنی بنی امیه با انصار بود که آنان را وا می داشت تا اخطل شاعر را به هجو انصار تحریک کنند. (38) درباره نقش انصار در قتل عثمان اشاره به نامه عثمان به معاویه در هنگامه محاصره جالب است که نوشته بود: اهل مدینه کافر شده و از پیروزی امام خود سرباز زده و پیمان شکنی کرده اند. (39) حسان بن ثابت که در این ایام از مدافعان سرسخت عثمان بود مسأله خوار کردن عثمان را توسط انصار در اشعار خود یاد می کند.او در شعر خود علاوه بر این تعبیر که:

خذلته الأنصار إذ حضر الم 
وت و کانت ولایة الأنصار (40)

از دست داشتن طلحه، زبیر، محمد بن ابی بکر و عمار در قضیه قتل عثمان یاد می کند.به دلیل دشمنی بنی امیه با انصار بود که سبب شد عثمانیه شام را بر مدینه ترجیح دهند. (41) بعدها یحیی فرزند حکم بن ابی العاص، مدینه را «سرزمین خبیثه» و شام را «ارض مقدس» می خواند . (42) این تعبیر دشمنی آنان را با اسلام آشکار می کند.

این شواهد نشان می دهد که مهاجرین و انصار نقش مهمی در کار مخالفت با عثمان داشته اند .مورخان متن نامه ای را که مهاجرین به شهرها نوشته و از آنان خواستند تا برای اصلاح اوضاع به مدینه در آیند نقل کرده اند.در این نامه آمده بود: از مهاجرین نخست و باقیمانده اعضای شورا، به مردم مصر از صحابه و تابعین.اما بعد: به سوی ما بیایید وخلافت را در یابید قبل از آنکه اهل آن را به نابودی بکشاند.همانا کتاب خدا مبدل شده و سنت رسول تغییر یافته و احکام شیخین دگرگون شده است.همه کسانی که از صحابه و تابعین باقی مانده اند را به خدا سوگند می دهیم که به سوی ما آیند اگر به خدا و روز قیامت اعتقاد دارند...خلافت پس از پیامبر، خلافت نبوت و رحمت بود و اکنون به ملوکیت و پادشاهی در آمده است. (43) نقل دیگری نیز حکایت از آن دارد که گروهی از اصحاب رسول خدا (ص) جمع شدند و پس از مذاکره مصمم شدند تا نامه ای به عثمان نوشته آنچه او از سنت رسول خدا (ص) تخطی کرده برای وی یادآوری کنند.این نامه که سند بسیار مهمی است توسط عمار به عثمان داده شد اما جوابی جز کتک سخت برای عمار در پی نداشت. (44) نقل این سخن از هاشم بن عتبه معروف به مرقال مناسب است که در صفین به فردی شامی که می گفت : امام شما نماز نمی خواند و خلیفه ما را کشته است گفت: تو را به ابن عفان چه؟ إنما قتله أصحاب محمد و قراء الناس. (45)

عثمان، معدودی موافق نیز در مدینه داشت که هر کدام به نحوی از جیب عثمان بهره مند بودند .یکی از آنان، عبد الله بن سلام بود.او از یهودیان مسلمان شده مدینه بود که در جریان حصار عثمان بر بام خانه وی رفت و گفت: من نام عثمان را در تورات یافته ام در آنجا آمده است که: خلیفتکم المظلوم الشهید.مردم فریاد زدند: ای یهودی! او شکم تو را سیر کرده و بدن تو را با لباس پوشانده است. (46) این نقل باید بعدها ساخته شده باشد، آن هم توسط کسانی که مایل بودند عنوان شهید برای عثمان در تورات ثبت شده باشد.در جای دیگری آوردیم که نظیر همین مسأله در مورد خلیفه دوم نیز مطرح شده است.اما به هر روی عبد الله بن سلام از مدافعان سرسخت عثمان بوده است . (47)

از دیگر حامیان عثمان، زید بن ثابت بود.زمانی که او به دفاع از عثمان پرداخت، مردم او را متهم کردند که چون عثمان شکم او را سیر کرده به دفاع از او پرداخته است. (48) زیدخزانه دار عثمان بوده است.زید بعدها نیز از خزینه معاویه بهره مند بود. (49) واقدی می گوید: احدی از اصحاب رسول خدا (ص) از عثمان دفاع نکرد مگر زید بن ثابت، ابو اسید ساعدی، کعب بن مالک، و حسان بن ثابت. (50) ابن اسحاق می گوید: زمانی که عثمان به مدینه هجرت کرد، بر اوس بن ثابت برادر حسان وارد شد.این امر سبب علاقه حسان به عثمان شده و بعدها که عثمان کشته شد برای او گریه می کرد . (51) مسعودی می گوید: «و کان حسان عثمانیا منحرفا» . (52) افزون بر چند نفری که واقدی یاد کرده، ابو هریره نیز در شمار مدافعان عثمان یاد شده است. (53)

جدای از این افراد انگشت شمار، عثمان در چنان غربتی در مدینه مرد، که کسی جرأت نکرد او را در بقیع دفن کند.افراد معدودی شبانه او را در جایی که آن را «حش کوکب» نامیده اند دفن کردند و بعدها معاویه این باغ را به بقیع منضم کرد. (54)

پی نوشت ها:

1.احمد بن حنبل شدیدا از این که راویان سنی احادیث مثالب صحابه را نقل کنند منع می کرد .او معتقد بود که اگر کسی این مطالب را درباره صحابه نقل کند، باید از او پرهیز شود.زمانی نیز خود در نزد عبد الرزاق صنعانی سماع حدیث می کرد.وقتی عبد الرزاق از این قبیل نقلها می خواند احمد از او فاصله گرفته و بار دیگر که سخن از این محدوده خارج می شد به حلقه درس وارد می شد.در موارد دیگر، وقتی سخن از مثالب صحابه به میان می آمد، احمد با دو انگشت گوش خود را می گرفت.همو می گفت: از عبید الله بن موسی عبسی نقل نمی شود کرد زیرا : یحدث بأحادیث فیها تنقص لاصحاب رسول الله (ص) .او روایت از کسی را نیز که لعن بر معاویه می کرد جایز نمی دانست.گاهی نیز با این توجیه که صحابه این سخنان را در حال غضب با یکدیگر گفته اند روایت آنها را روا نمی شمرد.گفته اند سلام ابن ابی مطیع کتاب ابو عوانه را گرفته و احادیث اعمش را که درباره مثالب صحابه بود، از بین برد.درباره این مطالب و نقلهای مشابه آن نک: السنه، ابو خلال، صص 511 500

2.تاریخ الطبری، ج 3، صص 379 378

3.این محقق در سه جلد کتاب به بررسی روایات سیف پرداخته و به خوبی روش نگارش وی را که نوعی قصه سرایی است نشان داده است.

4.الفتنة الکبری، فصل مربوط به عبد الله بن سبا

5.در متن اشاره کردیم که «این بسیاری» کسانی هستند که از طبری استفاده کرده اند و الا مصادر درجه اول قرن سوم اساسا یادی از این وقایع نکرده اند.

6.تاریخ اسماعیلیان، ص 33

7.الغدیر، ج 8، و 9

8.تاریخ المدینة المنوره، ج 3، ص 1175

9.الغارات، ص 219 (ترجمه فارسی)

10.نهج السعاده، ج 1، صص 248 247

11.المعارف، ص 228، انساب الاشراف، ج 5، ص 80، تاریخ المدینة المنوره، ج 3، ص 1169 (کان اشد الصحابه علی عثمان طلحة بن عبید الله) .

12.طبقات الکبری، ج 3، ص 223، تاریخ المدینة المنوره، ج 3، ص 1170

13.الجمل، ص 141.و نک: تاریخ الطبری، ج 4، ص 385، العقد الفرید، ج 4، ص 290

14.الامامة و السیاسه، ج 1، ص 57

15.تاریخ المدینة المنوره، ج 3، ص 1169

16.همان، ج 3، ص 1202

17.الجمل، صص 146 145

18.تاریخ المدینة المنوره، ج 3، ص 1089

19.الفتوح، ج 3، ص 123

20.المعیار و الموازنه، ص 27، طبقات الکبری، ج 3، ص 37

21.المعیار و الموازنه، ص 27

22.تحریم، آیه 10

23.الجمل، ص 148، الفتوح، ج 2، ص 225، شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 6، ص 215

24.انساب الاشراف، ج 5، ص 34

25.تاریخ المدینة المنوره، ج 3، ص 1173

26.همان، ص 1174

27.تاریخ الخمیس، ج 2، ص 261

28.صبح الاعشی، ج 1، ص 251

29.الاغانی، ج 1، ص 26

30.الموفقیات، ص 152، الامتاع و المؤانسه، ج 3، ص 165

31.الامتاع و المؤانسه، ج 3، ص 165

32.همان، ج 3، صص 169 168

33.الفتوح، ج 2، صص 270 269

34.ربیع الابرار، ج 3، ص 341، الفتوح، ج 2، ص 263

35.الموفقیات، ص 154

36.العقد الفرید، ج 4، ص 287

37.البصائر و الذخائر، ج 1، ص 18

38.الاغانی، ج 15، ص 107

39.تاریخ الطبری، ج 3، ص 402

40.مروج الذهب، ج 2، ص 347

41.الامامة و السیاسه، ج 1، ص 42، طبقات الکبری، ج 3، ص 71، المصنف، ابن ابی شیبه، ج 15، صص 204، 205، 212، 223، 227، تاریخ الطبری، ج 3، ص 421

42.الاغانی، ج 16، ص 334

43.الامامة و السیاسه، ج 1، صص 54 53

44.همان، ج 1، ص 50

45.وقعة صفین، ص 354

46.الامامة و السیاسه، ج 1، ص 61 به احتمال زیاد این سخن که نام او را در تورات یافته بعدها به عبد الله بن سلام نسبت داده شده است.اما او به هر حال از مدافعان عثمان بوده است.

47.تاریخ المدینة المنوره، ج 3، صص 1186 1175

48.الفتوح، ج 2، ص 222

49.تاریخ ابو زرعة الدمشقی، ج 1، ص 190

50.انساب الاشراف، ج 5، ص 60

51.السیرة النبویه، ابن هشام، ج 2، ص 479

52.مروج الذهب، ج 2، ص 347

53.نک: طبقات الکبری، ج 3، صص 81، 170، ج 4، ص 340

54.المعارف، ص 197، ابن قتیبه می گوید: حش یعنی باغ و کوکب نام شخصی از انصار است.

 

وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

alizare1

alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد
دسترسی سریع به انجمن ها