عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

وهابیت؛ تاریخچه و نقد اندیشه ها

وهابیت؛ تاریخچه و نقد اندیشه ها
یک شنبه 19 تیر 1390  07:15 ب.ظ

وهابیت؛ تاریخچه و نقد اندیشه ها (1)

پدید آورنده : محمدجواد آهنگر ، صفحه 49

اشاره

نواندیشى دینى که امروزه بر سر زبان هاست، پدیده تازه اى نیست. لابه لاى تاریخ فرهنگ اسلامى را که بنگریم، هر از چند گاهى، صدایى از چنین جریاناتى به گوش مى رسد. جریان هایى که با شعار بدعت ستیزى یا تحجّرگریزى سر بر آورده اند و بیشترشان نیز ضربه هاى سنگینى بر پیکره اسلام و وحدت امت اسلام زده اند. این دسته، کسانى هستند که به نام اصلاح، به ترویج برداشت هاى شخصى خود از اسلام دست زده اند و مصداق دقیق این آیه مبارکه اند: «آن گاه که به آنان گفته مى شود: از فساد بپرهیزید، مى گویند: ما اصلاح گرانیم».

مقاله پیش رو، به یکى از جریان هاى بدعت گرا به نام «وهابیت» پرداخته است. اندیشه اى که از حدود قرن هشتم شروع به زیستن کرد، در قرن دوازدهم دوباره احیا شد و در قرن چهاردهم قدرت یافت و به عنوان کالایى سیاسى از نقطه اى به نقطه دیگر صادر گردید.

ابن تیمیه؛ پدر وهابیت

ریشه هاى شکل گیرى جریان وهابیت را باید در قرن چهارم هجرى جست وجو کرد؛ گروهى از اهل حدیث که خود را سَلَفیّه نامیدند و رفتارها و باورهایشان را برگرفته از پیامبر اعظم صلى الله علیه و آله وسلم و اصحاب او مى دانستند. این دسته، ادعا مى کردند که در تلاشند تا سیره «سَلَف صالح»؛ یعنى مسلمانان صدر اسلام را زنده کنند و امت اسلام را از انحراف بازدارند. گرچه آنان خود را پیرو احمد بن حَنْبَل مى دانستند، هرگز به اندیشه هاى امام حنبلى پاى بند نبودند. مخالفت اندیشمندان با این گروه به اندازه اى بود که خیلى زود از رونق افتادند و گوشه گیر شدند.

قرن هشتم هجرى بود که این مکتب، حیاتى دوباره یافت. پایه گذار اصلى سَلَفیّه که بعدها به وهابیت شهرت یافت، احمد بن تِیْمیّه است که در قرن هشتم به تبلیغ اندیشه هایى پرداخت که بعدها، اصول اعتقادى وهابیت شد. پدر ابن تیمیه، از عالمان حنبلى بود و به همین دلیل، او نیز از کودکى فقه حنبلى را آموخته بود و از عالمان حنبلى به شمار مى رفت. اما اندک اندک اندیشه هاى انحرافى خود را بروز داد و بر اشتباه هایش پافشارى کرد. دیدگاه هاى او آن چنان با آموزه هاى پیامبر اعظم صلى الله علیه و آله وسلم مخالف است که نه تنها شیعیان، که اندیشمندان اهل سنت و حتى اهل حنبل نیز در ردّ او کتاب نوشته اند. این اندیشمندان، ابن تیمیه را فردى بدعت گزار، گمراه و گمراه کننده نامیدند. سیل مخالفت ها آن قدر گسترده بود که قاضیانِ هر چهار مذهب اهل سنت، حکم دستگیرى و زندان وى را صادر کردند. مدتى در زندان به سر برد و سرانجام در زندان نیز درگذشت. بى شک، ابن تِیْمیّه را باید پدر وهابیت دانست؛ چرا که اندیشه هاى وهابیت، همان اندیشه هاى اوست که پس از سال ها از خاطره کهنه تاریخ بیرون آمده است.

بنیان گذار وهابیت در دامان آل سعود

محمد بن عبدالوهاب از عالمان نَجْد بود که فرقه وهابیت را به طور رسمى بنیان گذاشت. نام این مکتب، از نام پدرش، عبدالوهاب گرفته شده است و پیش از او مسلکى به نام وهابیت وجود نداشت. در دورانِ تحصیل علوم دینى، گه گاه مطالبى بر زبانش جارى مى شد که از اندیشه هاى خاص او حکایت داشتند؛ چندان که استادان او درباره آینده اش نگران بودند. عقیده هاى او با آموزه هاى اسلامى، اختلاف زیادى داشت و همین امر سبب شد تا میان او و پدرش که از عالمان حنبلى بود، بحث هاى شدیدى در گیرد. پدر، اندیشه هاى فرزند را بسیار سرزنش مى کرد و مردم را از اطاعتش بازمى داشت. پس از درگذشت پدر بود که محمد، پرده از افکار خود برداشت و به تبلیغ آن پرداخت. جالب اینکه نخستین و سرسخت ترین مخالفان وى، پدر و برادرش بودند. نخستین کتابى که در ردّ وهابى گرى نگاشته شد، به قلم برادرش، سلمان است. پس از سلمان نیز بسیارى از شخصیت هاى بزرگ اهل سنت او را نقد کرده اند.

محمد در چند شهر به تبلیغ مکتب خویش پرداخت، ولى هر بار، خشم عالمان و مردمان را بر مى آشفت و ناچار به ترک آن شهر مى شد. سرانجام به دَرْعیّه رفت و با محمد بن سعود آشنا شد. آن دو با یکدیگر پیمان بستند حکومت سعودى از وهابى گرى حمایت کند و مکتب وهابیت از حکومت سعود. این پیوند شوم، سبب قدرت هر دو شد و جنگ ها و کشتارهاى بسیارى را سبب گشت. این رابطه آن چنان نزدیک بود که محمد بن عبدالوهاب، دختر خود را به ازدواج محمد بن سعود در آورد.

گرچه محمد بن عبدالوهاب در 98 سالگى در گذشت و حکومت آل سعود نیز دست به دست میان خاندان سعودى گشت، ولى پیوند این دو تا امروز همچنان باقى است. وهابى گرى در سایه امن شمشیر آل سعود ادامه حیات داد و امروز، مذهب رسمى مردم عربستان است و فتواهاى علماى وهابى، از طرف دولت، اجرا مى شود.

دوستى جاسوس انگلیسى با محمد بن عبدالوهاب

دوران زندگى محمد بن عبدالوهاب، سال هایى است که استعمار بریتانیا، تلاش فراوانى مى کند تا بر کشورهاى اسلامى سلطه یابد. آنان وحدت اسلامى را مهم ترین مانع براى دست یابى به اهداف خود مى دانستند و براى همین، در پى یافتن راه هایى براى از بین بردن وحدت اسلامى بودند. یکى از راه کارهاى آنان، پرورش جاسوسانى بود که وظیفه داشتند به کشورهاى اسلامى مسافرت کنند و با رفت و آمد در میان مسلمانان، گزارش هاى لازم را به دولت انگلیس بفرستند.

یکى از این جاسوسان در گزارش خویش مى نویسد: بعد از رسیدن به بصره، مدتى در مسجدى اقامت گزیدم و سپس به دنبال مکان مناسب و کار بودم. با نجارى قرار گذاشتم که در دکان او کار کنم. نجار، ایرانى بود و من از فرصت استفاده کردم و زبان فارسى را از او آموختم. شیعیان ایرانى مقیم بصره، هر روز در دکان او جمع مى شدند و درباره امور اقتصادى و سیاسى سخن مى گفتند. در میان افرادى که در جلسه حضور پیدا مى کردند، جوانى بود که بلندپرواز و عصبانى به نظر مى رسید و با حکومت عثمانى سخت مخالف بود. رابطه نجار با جوان به دلیل مخالفت هر دو آنان با حکومت عثمانى بود. آن جوان، آزادى خواه بود و تعصبى در سنى گرى و شیعه گرى نداشت و به مذاهب چهارگانه اهل سنت هم چندان پاى بند نبود و مى گفت: این مذاهب را خدا نازل نکرده است. این اندیشه ها، بزرگ ترین نقطه هاى ضعف او بود که مى توانست مورد سوء استفاده ما قرار بگیرد و این امکان را به وجود مى آورد که به وسیله او، مأموریت خود را در میان مسلمانان عملى کنیم. تا آنجا که مى توانستم، رابطه ام را با این جوان که محمد بن عبدالوهاب نام داشت، بیشتر و همواره به او تلقین کردم که اگر در زمان پیامبر بودى، بدون گمان به جانشینى او برگزیده مى شد. همواره به او گوشزد مى کردم که آرزوى حیات دوباره اسلام را به دست تو داریم و تو تنها نجات بخشى هستى که مى توانى اسلام را از سرنگونى و انحراف نجات دهى.

وهابیت به چه مى اندیشد؟

وهابیت، مکتبى نیست که گسترش و ثبات خویش را وام دار اندیشه ها و تفکرات عمیق خاص خود باشد. این مکتب بیش از آنکه مرهون نواندیشى دینى باشد، مدیون وضع خوب اقتصادى خاندان سعودى، شمشیر ویران گر آنان و دیگر عامل هاى اقتصادى، سیاسى و جغرافیایى است. براى آشنایى با عقیده هاى وهابیت، چند مورد از مهم ترین باورهاى آنها را مى آوریم.

1. خداى جسمانى

فیلسوفان و دانشمندان اهل کلام، سالیان دراز به مبارزه با مُجسّمه پرداختند؛ چرا که مُجسّمه عقیده داشتند خداوند داراى جسم و قابل مشاهده است. چنین اندیشه اى در تورات تحریف شده کنونى هم وجود دارد و همین امر، سبب اشکال فراوان بر یهودیان شده است. اسلام، چنین اندیشه اى را رد مى کند و قرآن کریم مى فرماید: «لاتُدْرِکُهُ الأبْصار؛ دیده ها درکش نمى کنند». در حدیثى از امام صادق علیه السلام آمده است: «نه جسم است، نه صورت، بلکه جسم کننده اجسام و صورت دهنده صورت هاست. ... اگر خداوند آن گونه باشد که مى گویند، پس فرقى میان خالق و مخلوق نیست».

ابن تیمیه و به دنبال او وهابیان معتقدند خداوند جسم دارد و مشاهده شدنى است. او مى گوید: خداوند مى شنود، سخن مى گوید، خشنود و غضبناک مى شود، مى خندد و در روز قیامت، در حال خنده بر بندگان خود ظاهر مى شود. هر شب، هر طور بخواهد به آسمان دنیا فرود مى آید و مى گوید: آیا کسى هست که مرا بخواند و من اجابتش کنم؟ آیا کسى خواهان مغفرت هست تا او را ببخشم؟ آیا توبه کننده اى هست که توبه اش را بپذیرم؟ خداوند این کار را تا طلوع فجر انجام مى دهد.

یکى از عالمان هم عصر ابن تیمیه مى نویسد: ابن تیمیه در مسجد جامع شهر، مردم را موعظه مى کرد که من به مسجد وارد شدم. وى در بین سخنانش گفت: خداوند همچنان که من از پله منبر پایین مى آیم، به آسمان دنیا فرود مى آید. این را گفت و یک پله از منبر پایین آمد.

2. کاستن از مقام پیامبران و اولیاى الهى

پیامبر اعظم صلى الله علیه و آله وسلم و اولیاى الهى، گرامى ترین آفریدگان خداوند هستند. قرآن و روایات، بر مقام معنوى آنان گواهى مى دهد و به تأثیر آن بزرگواران حتى پس از رحلت از دنیا توجه و تأکید دارند.

در مکتب وهابیت، پیامبر و اولیاى خداوند، انسان هایى معمولى هستند که پس از مرگ، توانى براى ارتباط با امت خود ندارند و سودى به آنان نمى رسانند. وهّابیان، نگرشى را تبلیغ مى کنند که همگى براى عادى نشان دادن مقام پیامبر و اولیاى اوست. زیارت مقبره پیامبر را ممنوع مى دانند و هرگونه زیارت مزار ـ چه قبر پیامبر و چه غیر ایشان ـ را شرک و حرام مى دانند. آنان، آیاتى را که در شأن امام على علیه السلام و اهل بیت علیهم السلام نازل شده است، قبول ندارند و حتى از پذیرش بسیارى از احادیث اهل سنت سر باز مى زنند تا شاید با دستان کوتاه خویش، پرتوهاى خورشید حقیقت را بپوشانند.

3. تکفیر مسلمانان

پیامبر اعظم صلى الله علیه و آله وسلم با تلاش هاى خستگى ناپذیر خود، برادرى را نه تنها میان مسلمانان، که در میان تمام ادیان آسمانى گسترش داد و همه را به مبارزه با کفر جهانى بسیج کرد. ایشان، وحدت را مهم ترین عامل پیروزى بر دشمنان معرفى کردند. با اینکه پیامبر اعظم صلى الله علیه و آله وسلم از کوچک ترین نقطه هاى اشتراک، قوى ترین پیوندها را به وجود مى آورد، وهابیان بر تفرقه مسلمانان دامن مى زنند. بسیارى از کارها که در نظر مسلمانان بى اشکال و حتى مستحب هستند، در نگاه وهابیان شرک و بدعتند. اگر کسى مردگان را واسطه درخواست هاى خود از خداوند قرار دهد، حتى اگر پیامبران را واسطه کند، بدعت است. اگر فردى به سبب شغل خود نمازش را تا غروب آفتاب تأخیر بیندازد، به اجماع علماى وهابى، قتلش واجب است. این گونه فتواها هستند که هر مسلمانى را به بهانه اى مشرک و مرتد مى کنند و گسستى عمیق میان امت اسلام پدید مى آورد.

معرفى کتاب

نخستین آثار نگاشته شده درباره وهابیت به قلم شیعه و سنى، همگى به زبان عربى هستند و آن چنان چشم گیر و فراوان، که دست رسى به آنان بسیار راحت است، ولى از آنجا که خوانندگان این مقاله فارسى زبان هستند، چند کتاب فارسى را در این باره گلچین کرده ایم و معرفى مى کنیم:

1. وهابیت، مبانى فکرى و کارنامه عملى، کتابى است به قلم استاد محقق، آیت اللّه شیخ جعفر سبحانى که از سوى مؤسسه تعلیماتى و تحقیقاتى امام صادق علیه السلام انتشار یافته است. این کتاب مانند همه آثار استاد، هم محققانه و عالمانه است و هم آن چنان روان که توجه هر نوع خواننده اى را به خود جلب کند. کتاب، بیست فصل دارد که با سخنى درباره وحدت مسلمانان آغاز مى شود، سپس به اندیشه هاى وهابیت مى پردازد و اشکال هاى آنان را بر مسلمانان به طور مفصّل توضیح مى دهد.

2. آیین وهابیت کتاب دیگرى است از استاد جعفر سبحانى. این کتاب، سال ها پیش نگاشته شده است که نشان از دغدغه استاد به شناخت وهابیت و پاسخ گویى در برابر آن است. در این اثر، بیش از هر چیز به دیدگاه منتقدانه وهابیان درباره عقاید مسلمانان توجه شده است و یکى از منبع هاى معتبر براى پاسخ گویى به شبهه هاى وهابیت به شمار مى آید.

3. سلفى گرى (وهابیت) و پاسخ به شبهات اثر على اصغر رضوانى است. این کتاب در چهار فصل به تاریخ سلفى گرى، صفات الهى از دیدگاه وهابیت، مبانى اعتقادى وهابیت و فتاوا و آراى وهابیان مى پردازد و پاسخ هاى روشن و قاطعى در برابر اندیشه هاى وهابى گرى ارائه مى دهد. قلم روان، دسته بندى دقیق مطالب و استفاده از آیات قرآن، روایات اهل بیت علیهم السلام و اسناد تاریخى، نقطه هاى قوّت این کتاب هستند. انتشارات مسجد مقدس جمکران، آستین همت بالا زده و عهده دار نشر این کتاب ارزشمند شده است.

ادامه دارد...

گنجاندن تاریخ و اندیشه مکتبى با فراز و نشیب هاى وهابیت در یک مقاله، بخش گسترده اى از مطالب را ناگفته مى گذارد. به ناچار، قسمتى از مطالب در شماره هاى بعدى ارائه خواهد شد که اینک به فهرستى از آنها اشاره مى کنیم:

ـ عملکرد وهابیت و ایجاد ناامنى در عراق، مکّه و مدینه

ـ جمعه خونین حجاج ایرانى بیت اللّه الحرام

ـ پاره اى از شبهه هاى وهابیت درباره عبادت، توسل، شفاعت، زیارت و ساخت بارگاه بر مقبره اولیاى الهى و پیشوایان معصوم علیهم السلام

ـ چالش هاى فکرى و سیاسى وهابیت در دنیاى صنعتى

ـ دین گریزى جوانان وهابى

ـ نگرش جهانى به وهابیت

ـ مقایسه اى میان وهابى گرى و مکتب تشیع

ـ علت هاى پیشرفت وهابیت در آغاز تأسیس و علت هاى عقب ماندگى آن در عصر حاضر

ـ وهابیت نوگرا و اختلاف این موج جدید با وهابیت سنّتى

ـ پیدایش طالبان

ـ ارتباط وهابیت با استعمار انگلیس و استعمارگران دیگر

ـ معرفى چند منبع دیگر

و...

گلبرگ فراغت اطلاعات عمومى و تفریحات سالم

وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

alizare1

alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد
دسترسی سریع به انجمن ها