عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

مکان های دیدنی اصفهان

مکان های دیدنی اصفهان
یک شنبه 19 تیر 1390  07:55 ب.ظ


آتشگاه
كوه كم ‏ارتفاعى است در هشت كیلومترى مغرب اصفهان، كه قسمت بالاى آن را ویرانه‏ هایى از خشت ضخیم و محكم تشكیل داده و به گفته مورخین یكى از آتشكده‏ هاى معروف اصفهان بوده است. اگرچه تعیین تاریخ قطعى ساختمان مشكل مى‏نماید، ولى آنچه مسلم است از دوره ساسانى جدیدتر نمى‏تواند باشد.
بر روی كوه كوچكی به فاصله 20 كیلومتری از سوی باختر اصفهان و در جلگه با صفای فرح انگیز قرب و مشرف بر رودخانه زاینده رود عمارات ویران و آثاری قرار دارد كه به احتمالی به دوره اشكانی و به زعم قوی متعلق به دوره ساسانیان است . موقعیت محلی از این باب كه زردتشتیان قدیم آتش مقدس را همواره در جایی قرار می داده اند كه در دیدگاه مردم باشد و دیگر كیفیت و نقشه ساختمان و مصالحی كه در آن به كار رفته و شهرت این محل بر حسب وجود منابع بسیار به آتشگاه همه و همه نشان می دهد كه برروی این كوه یكی از آتشگاههای زردشتی وجود داشته است و در روی بلندی بر همه جا اشراف داشته است . مصالح ساختمان آن اگر چه گل وخشت است ولی باز هم قدمت وكهولت از آن پیداست .
تصاویر تاریخی استان اصفهان در آدرس زیر موجود است :http://tarikh.isfedu.org/dbrtarikh/oisfap.htm.

این پل كه در نوع خود شاهكارى بى‏نظیر از آثار دوره سلطنت شاه‏ عباس اول است، به هزینه و نظارت سردار معروف او الله ‏وردى‏خان بنا شده. این پل در حدود 300 متر طول و 14 متر عرض دارد و طویل‏ ترین پل زاینده ‏رود است كه در سال 1005 هجرى ساخته شده است. در دوره‌ صفویه‌،مراسم‌ جشن‌ آبریزان‌ یا آبپاشان‌ ارامنه‌ در كنار این‌ پل‌ صورت‌ می‌گرفت‌. ارامنه‌ جلفا، مراسم‌ «خاج‌ شویان‌» را نیزدر محدوده‌ همین‌ پل‌ برگزار می‌كرده‌اند. پل‌ مزبور یكی‌ از شاهكارهای‌ معماری‌ و پل‌ سازی‌ ایران‌ و جهان‌ محسوب‌ می‌شود.

و به روایتی دیگر:

این پل در سال (1011 ه.ق) باهتمام اللهوردیخان سپهسالار شاه عباس و بنا به فرموده شاه مزبور شروع به ساختمان گردید و به طورى كه در عالم آراى عباسى نوشته شده داراى چهل چشمه (دهانه) بوده كه از هر چشمه آب خارج مى‏گردیده، پلى بسیار عریض و طویل و مرتفع، شالوده آن با سنگ و آهك ریخته شده و با آجر و گچ بالا رفته و دو طرف پل غرفات و غلام گردشهاى بلند فوقانى ساخته و چشمه ‏هاى زیرینش زیاد با عرض و مرتفع و طول آن 350 قدم و عرضش بیست قدم و شش معبر باین شرح داشته است:

1- راه وسط كه مخصوص عبور سواره و گردونه‏ها بوده است. 2 و 3 دو طرف پل كه از میان گالالریها ى زیبا مى‏گذشت و به پیاده‏رو تخصیص داشت. 4 و 5 پشت بامهاى گالارى از دو طر ف كه دور آن نرده داشته و موقع طغیان رود تفرجگاه باشكوهى بوده است، سرانجام گالاریهاى پل به وسیله پله‏هاى ظریف بزیر پل متصل مى‏شد و از زیر پل هم موقع كم آبى عبور مى‏كردند. 6 از زیر پل بود.

مساحت این پل را سیاحان انگلیسى چهارصد و نود یارد تعیین كرده‏اند. هفت دهانه این پل گرفته شده و اكنون 33 دهانه دارد و از این رو به پل 33 چشمه شهرت دارد.

این پل را بنامهاى: پل شاه عباسى - پل اللهوردیخان - پل جلفا - پل چهل چشمه - پل سى و سه چشمه خوانده‏اند و وجه تسمیه هر یك چنین است: 1- پل شاه عباسى از آن جهت گویند كه شاه عباس اول دستور بناى آن را داده است و چون بمباشرت و اهتمام اللهوردیخان ساخته شده به پل اللهوردیخان معروف گردیده و از لحاظ اینكه معبر مردم به جلفا بوده آن را پل جلف هم گفته‏اند و چون در ابتداء چهل چشمه داشته پل چهل چشمه و اینك سى و سه چشمه دارد به پل سى و سه چشمه اشتهار دارد.

این پل براى اتصال خیابان چهار باغ كهنه عباسى به خیابان چهارباغ بالا و باغ هزار جریب و عباس آباد ساخته شده است. این پل در جشن آبریزگان و آب پاشان محل اجتماع شاه و بزرگان و شعراء و رجال و سایر مردم بوده است.

شرحى را كه سرپرسى سایكس انگلیسى راجع به این پل نوشته از نظر اینكه بسیار دقیق و وضع پل را در آخر قرن سیزدهم و اوائل قرن چهاردهم هجرى مجسم مى‏نماید عیناً در اینجا نقل مى‏گردد:

خیابان با شكوه چهارباغ از یك طرف به پل اللهوردیخان كشیده مى‏شود، كه با این كه حالیه روى بویرانى نهاده معذا از پل هاى درجه اول عالم به شمار مى‏آید، اینجا از یك شاهراه سنگ فرش شده وارد مدخل عمومى پل مى‏شوند شكل فوق العاده و شگفت آور این پل كه 388 یارد طول آنست مقابل یك جاده سنگ فرش شده‏اى به عرض 30 پا بدین قرار ایت كه در آن سه معبر در سه سطح مختلف تعبیه شده كه یكى از آنها راه معمولى روى پل است كه در دو طرف آن طاق نماهاى سرپوشیده ساخته‏اند. طاقنماها از طرفى برودخانه و از طرفى به همین جاده مشرف مى‏باشند، در بالا و پائین این طاقنماها كه با تابلوى نقاشى شده تزیین یافته بود هر كدام یك پیاده روهائى است كه با پله كانها باین راه اصلى وصل مى‏شود و در كنار سطح رودخانه معبر دیگرى است كه به طول رودخانه امتداد مى‏یابد. تنها انتقاد مخالفى كه براى ساختمان این پل مى‏شود كرد و آن از تصویر هم نمایان است آنكه، پل مزبور در مقابل جریان ضعیف و باریك زنده رود در بیشتر فصول سال بیش از، انداغزه جنبه ظرافت دارد.

در تاریخچه ابنیه تاریخى اصفهان درباره این پل تاریخى چنین نوشته است:

در انتهاى جنوبى خیابان چهارباغ پل اللهوردیخان است كه به نام بانى و سازنده آن خوانده مى‏شود و در همان موقعى كه شاه عباس دستور كاشتن درختان چهارباغ را مى‏داده رفیق و سپهسالار شاه نیز در ساختمان این پل به وسیله آجر و سنگ تراش فعالیتى به خرج مى‏داد، وضعیت این پل با قدیمش تفاوت زیادى نكرده است. ایوانچه‏ها و غرفه‏هاى زیبا و متناسب طرفین پل كه جاى نشستن اهالى و عبور و مرور است به همان حالت اولیه باقى مانده است. طول این پل 295 متر و عرضش 13/75 متر مى‏باشد. نوشته‏اند كه در ابتدا چهل چشمه داشته و به تدریج سى و سه چشمه شده در سنوات اخیر قسمت زیادى از بستر رودخانه را تصرف كرده و اشجارى غرس نموده بودند به طورى كه چند چشمه پل از عبور آب محروم گشته ممكن بود بكلى متروك شود وى در سال 1330 كه آقاى مصطفى خان مستوفى ریاست شهردارى اصفهان را داشت شهامت و شجاعت به خرج داد و اراضى مزبور را از تصرف غاصبین خارج و مجراى عبور آب چشمه‏ها را باز كرد و اقدام به ساختمان دیوارهاى سنگى در طرف شما رودخانه نموده كه نوز آثارش پابرجا و عملیاتش زبانزد مردم این شهر است. در دوره صفویه ارامنه حق داشتند تا میدانى كه اول پل احداث شده بود جمع شوند و مال‏التجاره و صنایع خویش را با صنعتگران اصفهانى تبدیل نمایند و حق نداشتند از این پل عبور كرده داخل شهر شوند در جل این پل مجسمه رضا شاه كبیر بر روى ستونى بارتفاع 5 متر دیده مى‏شود كه اسبى سوار و به طرف شما متوجه است اطراف این مجمسه فعلاً میدان 24 اسفند و با میدان مجسمه نامیده مى‏شود.

در شمال شرقى پل یعنى اول خیابنى كه به طرف شرق امتداد دارد ساختمان آجرى است كه بیاد مقبره كمال الدین اسماعیل )قبرش در جهانباره است( ساخته شده و خیابان مزبور به نام آن بزرگوار نامیده مى‏شود كه به طرف پل جوئى و خواجو امتداد دارد.

به طورى كه ملاحظه شد گفتار تاریخچه ابنیه تارخى اصفهان وضع پل زاینده رود را در گذشته و حال تشریح كرده و اقتضاء داشت كه براى استحضار سرگذشت پل ایام گوناگون درج گردد.

تاورنیه سیاح فرانسوى راجع باین پل در سفرنامه خود كه نظم الدوله ابوتراب نورى آن را ترجمه كرده چنین نوشته است:

پلى كه در وسط خیابان تقاطع مى‏كند موسوم به پل اللهوردیخان كه بانى آن بوده است مى‏باشند و آن را پل جلفا هم مى‏گویند. این پل تمام از آجر و سنگ بنا شده و سطح آن بیك میزان است. دو طرف آن از وسطش پست‏تر نیست، 350 قدم طول و بیست قدم عرض دارد و زیر آن چندین چشمه و طاق از سنگ ساخته شده كه خلى پست و كم ارتفاع است، در دو كناره پل راهروى به عرض هشت نه پا و به طول تمام امتداد پل كه چندین طاق با پایه‏هاى مرتفع به ارتفاع 25 یا 30 پا سقف آن را نگاهداشته‏اند دیده مى‏شود، اشخاصى كه مى‏خواهند هوا خورى كنند وقتى كه خیلى گرم نباشد از بالاى سقف راهروها عبور مى‏نمایند، اما معبر معمولى از زیر آن راهروها است كه به منزله نرده و نگهبان است و روزه نهائى به طرف رودخانه دراد كه هواى لطیف و خنك از آنه داخل راهرو مى‏شود. زمین راهرو از سطح پل خیلى بلندتر است و به توسط پله به راحتى بالاى آنها مى‏روند. فضاى وسط پل مخصوص عبور گارى و دواب است و تقریباً 35 پا عرض دارد. یك معبر دیگر هم دارد كه در تابستان و وقع كمى آب به واسطه خنكى خیلى مطبوع است و آن از میان خود رودخانه است در خط مخصوصى كه تخته سنگها نزدیك هرم اتفاق افتاده مى‏توان از روى آنها رد شد بدون اینكه پاتر بشود. از تمام دهنه‏هاى زیر پل به واسطه درهائى كه به هر چشمه گذراده‏اند مى‏توان عبور نمود از پلكانى كه در قطر پایه پل ساخته شده از روى پل به زیر چشمه‏ها و طاقها پائین مى‏روند و همینطور پله هائى در دو طرف دارد كه به بالاى مهتابى روى راهروها صعود مى‏نمایند و عرض راه پله‏ها بیش از 2 تواز (4 ذرع تقریباً( است، و در دو طرف نرده و محافظى كشیده‏اند كه از پرت شده جلوگیرى مى‏نمایند.

بنابراین این شش معبر در روى این پل وجود دارد: یكى در وسط و چهار تا در دو طرف كه عبارت است ازى زیر و بالاى هراهرورهاى پلكان تنگى كه به زیر پل مى‏رود حقیقتاً این پل از روى صنعت و استادى بنا شده و مى‏توان گفت قشنگترین صنعت و شاهكار ابنیه ایران است، اما بسى دور است از اینكه به استحكام پل نف پاریس ساخته شده باشد.

سرپرسى سایكس انگلیسى در شرحى كه راجع به پل زاینده رود نوشته بود گفته بود كه این پل با اینكه روى به ویرانى نهاده از پل هاى درجه اول عالم است و اما تاورنیه تعصب ملى نگذارده كه در قضاوت خود انحراف نورزد، گرچه تاورنیه در كلیه موراد نظرش ساده نبود و اغلب خواسته است بناها و یدگر آثار ایران را كوچك و پست جلوه دهد و از دیگران هم استفاده كرده كه در تجلیل اصفهان غلو كرده‏اند.

اینكه آراى مختلفى راجع به این پل نگاشته شد براى امكان استخراج نظر صحیح و صائب درباره آن بود و اینكه درستى و نادرستى نظرهائى چون نظر تاورنیه معلوم گردد. در هر حال اكنون این پل در اصفهان ممتاز و در درجه اول قرار دارد و چون از آثار باستانى به شمار مى‏رود زیر شماره 110، به ثبت تاریخى رسیده است.

شاه عباس اول به طورى كه مورخان و سیاحان خارجى نوشته‏اند در هر حال در جشن آبریزان شركت مى‏كرد و اگر در اصفهان بود در كنار زاینده بود برابر پل سى و سه پل و اگر در مازندران بود در كنار دریاى خزر، و گاهى روى پل سى و سه چشمه برگزر مى‏كرد.

در كتاب زندگانى شاه عباس اول راجع به جشن نوروز كه شاه در سال 1018 هجرى در روى پل سى و سه پل برگزار كرده چنین نوشته است.

جشن نوروز غالباً از سه تا هفت شبانه روز دوام مى‏یافت. گذشته از باغ نقش جهان پل اللهوردى خان را نیز آئین مى‏بستند و چراغان مى‏كردند. و گاه به فرمان شاه عباس بر سر پل مراسم گلریزان صورت مى‏گرفت، و گلهاى فراوان در راه شاه و همراهان او ریخته مى‏شد. از آن جمله در سال 1018 با آنكه جشن فروردین مصادف با ماه محرم بود، به فرمان شاه هفت شبانه روز جشن نوروزى گرفتند و بر سر پل گلریزان كردند و چون مردم اصفهان در چراغان و آئین بندى هنر نمائى بسیار كرده بودند، شاه مبلغ پانصد تومان از مالیات آن سال را به ایشان بخشید.

در تاریخ این جشن و گلریزان میر حیدر معمائى كاشى چنین سروده است:

گل گشت روى پل چو كند خسرو عجم گل گشت روى پل پى تاریخ كن رقم

موضوعى كه باقى ماند تاریخ بناى پل است كه بامر شاه عباس كبیر انجام شده است. آنچه مسلم است در سال 1018 كه جشن گلریزان در حضور شاه عباس انجام گردید پل مزبور ساخته بوده است ولى مورخان سال اتمام را متفاوت نشوته‏اند:

اسكندربیك در عالم آراء در وقایع سال (1011) چنین نوشته:

در انتهاى خیابان باغى بزرگ و وسیع، پست و بلند، نه طبقه جهت خاص پادشاهى طرح انداخته بباغ عباس آباد موسوم گردانیدند و پل عالى مشتمل بر چهل چشمه به طرز خاص، میان گشاده كه در هنگام طغیان آب در كل، یك چشمه به نظر در مى‏آید، قرار دادند كه بر زاینده رود بسته شده هر دو خیابان بیكدیگر اتصال یابد.

حاج میرزا حسن خان جابرى انصارى در تاریخ اصفهان و رى در وقایع اسل 1005 ه.ق( چنین نوشته:

شاه عباس اصفهان را پاى تخت دائمى خود نموده طرح عمارات عالیه انداغخ، سر درب درب قیصریه جنگ او است با ازبكان.

و در وقایع سال (1008 ه.ق) چنین نوشته:

شاه از هرات به اصفهان آمده و تكمیل طرح عمارات و باغات كه هر یك از امراء باغى به نما خود ساخته در حواشى چهار باغ كهنه در چهار باغ بالا.

و نیز در وقایع سال (1008 ه.ق) مى ‏نویسد:

شاه عباس به اصفهان برگشت، اللهوردیخان را فرمود پل زاینده رود را با عمارات دیوانى بساخت.

در وقایع سال (1012) نوشته است:

بناى سر درب عالى عیصریه و كاشى كارى ممتاز آن ...

میرزا علینقى كمره‏اى متخلص به نقى كه از شعراى زمان بوده ماده تاریخى سروده كه ابیات آن چنین است:

فلك قدر الله و یردى كه قدر ز عباس شاه اندر ایام یافت

بامداد بیگ ویردى دادگر پلى كدر آغاز و انجام یافت

بسعى ملك سیرت آقا حسین بخیر العمل حسن اتمام یافت

به دست زبر دست صعب امیر چو بند امیر این بنا نام یافت

پى سال تاریخ این پل نیافت كسى خوبتر از »پل اتمام یافت«

ظاهراً گفته عالم آرا اینستكه پل در سال (1011 ه.ق) ساخته شد و گفته‏هاى جابر انصارى قسمتى حاكى است كه در سال مزبور ساخته شده و قسمتى مى‏رساند كه دستور داده شده كه بسازند و در قسمت نوشته كه ساختن آن با سر در قیصریه مقارن بوده و حال آنكه ساختمان سر در قیصریه را از وقایع سال 1012 نوشته است. و هیچ اشاره بسند این گفته‏ها هم نشده است.

ماده تاریخ منسوب به نقى كمره‏اى هم حاكى است كه ساختمان پل امیر در سال (1005 ه.ق) انجام یافته است ولى تاریخ شروع آن معلوم نیست و باید اذعان كرد كه اگر منظور همان پل چهل چشمه و یا اللهوردیخان باشد محال است كه در ظرف یكسال چینن پلى ساخته شده باشد و حدال باید در سال (1003 ه.ق) شروع شده باشد تا در (1005 ه.ق) به اتمام برسد.

آنچه به نظر مى‏رسد این است كه براى ساختمان عباس آباد مسلم است كه باید ابتداء پل واسطه ساخته شود و سپس شروع به ساختمان آن طرف پل شود. تاریخ ساختمان چهارباغ یعنى اتمام آن مطابق ماده تاریخى كه سروده‏اند و عالم آراء نوشته است. هزار و پنج هجزرى است و ماده تاریخ چنین است:

عجب چارباغى است بهجت فزا گرش ثانى خلد گویند شاید

چو تاریخ آن دل طلب كرد گفتم: نهالش به كام دل شه بر آید

كه با حساب حروف جمل با هزار و پنج مطابقت دارد و نیز تاریخ تكگائى كه در خیابان چهارباغ طبق دسترو شاه عباس ساخته شده سال هزار و یازده است كه در تذكره نصرآبادى به نقل از تاریخ جلال منجم به شاه عباس اول منسوب شده و آن ماده تاریخ چنین است:

كلبه‏اى را كه من شدم بانى مطلبم تكیه سگان على است

زین سبب فیض یافتم ز اله كه مرا مهر با على ازلى است

خانه دلگشا شدش تاریخ چونكه از كلب آستان على است

و از طرفى اللهوردیخانه در سال (1004 ه.ق) از طرف شاه عباس اول به ایالت فارس منسوب گردید و در آنجا به اداره امور و تمشیت مى‏پرداخت تا اینكه حكومت كهكیلویه هم بر حزوه حكومتش افزوده گردید و از مجموع این تواریخ استنباط مى‏شود كه شاه عباس پس از استقرار به سلطنت و پیش از اینكه مقر خود را صافهان قرار دهد در صدد بوده كه اصفهان را به پایتختى انتخاب كند و از این رو دستور داده بود كه طرحهائى براى آبادى اصفهان مهیا كردن آن براى پایتختى ریخته شود و شاید اعزام اللهوردیخان به فراس هم از این نظر بوده كه اقدامات عمرانى اصفهان هم زیر نظر او قرار گیرد و عمدتاً باید عمران اصفان از بعد از تاریخ اعزام اللهوردیخان یعین بعد از سال (1004 هجرى) انجام یافته باشد و تقریباً هم همین طور است چه مطابق ماده تاریخى نقى كمره‏اى هم ساختمان پل اللهوردیخانه در سال (1005 ه.ق( اتمام یافته و عمران خیابان چهار باغ در (1005 ه.ق) و تكایا چهارباغ در (1011 ه.ق) و در سال (1025 ه.ق) تمام ساختمانهائى كه از زمان شاه عباس شروع شده بوده سرانجام یافته بوده است.

و اما اینكه گفته شده در سال (1011 ه.ق)مأمور ساختمان پل شده با تاریخ اتمام پل كه (1005 ه.ق) باشد مغایر است، مى ‏توان گفت اللهوردیخان ابتداء طبقه زیرین پل را براى امكان عبور و مرور ساخته بوده كه در (1005 ه.ق) به اتمام رسیده بوده و بعد در (1011 ه.ق) مأمور شده كه پل را به اتمام برساند یعنى طبقه بالا را نیز بسازد كه در موقع طغیان رودخانه هم عبور و مرور از طبقه دوم مقدور باشد و شاید طغیان رودخانه زاینده رود موجب تكمیل پل بوده است و با این فرض دیگر مغایرتى در بین نخواهد بود.

نظر دیگرى هم امكان دارد و آن این است كه بگوئیم پل موضوع ماده تاریخ نقى كمره‏اى در فارس بوده نه در اصفهان ولى چون در تاریخ چنین اشاره‏اى نشد ناچار باید پل موضوع ماده تاریخ نقى را همان پل سى و سه پل دانست.


بازارها
در اصفهان بازار از قدیم الایام وجود داشته است و یك یك از بازارهاى ویران شده نیز در جاى خود بیان گردید.
بازارهائى كه بیشتر آن از ساختمان سلاطین و بخصوص صفویه است و وجود دارد بقرارى است كه در پائین مینگارد:
سر در قیصریه
در مقابل مسجد شاه در شمال میدان شاه اصفهان سردرى هلالى شكل با كاشیكارى مجلل و با شكوهى پدیدار است كه از آنجا داخل بازار قیصریه می شوند.
این سردر به امر شاه عباس بزرگ در سال1011ه.ق از روى سردر قیصریه آسیاى صغیر ساخته شده و چون در قدیم الایام عموم مردم بخصوص سلاطین و پادشاهان به اوضاع كواكب توجه داشتند ساختمان ها را نیز در ساعات میمون و اقترانات سعد بنا می كردند و گویا هنگام شروع به ساختمان ها این بنا طالع در برج قوس بوده است و از این رو در بالاى سر در برج قوس را كه از ستاره هائى تشكیل می شود كه پیكره كمان را نشان می دهد ترسیم و انسان نیم تنه دیگر آن به صورت حیوان درنده ‏اى است با درست داشتن تیر و كمان نقاشى كرده ‏اند و در وسط این سر در نقش خورشید با طرزى جالب و عالى مشاهده می شود.
در داخل این سردر نقاشی هاى بسیار زیبا وجود دارد كه در اثر مرور و زمان خراب و از بین رفته و آن تصویر یكى از جنگ هاى شاه عباس بزرگ با ازبكها می باشد. در بالا و پائین سمت راست تصاویرى از مردان و زنان اروپائى در حال عشرت نمودار و طرف چپ شكارگاه است. در قسمت بالا روبرو دریچه‏ اى است كه در قدیم جاى ساعت بزرگى بوده و در اوقات روز زنگ هائى میزده و پاندولش موجب حركات و بازی هاى گوناگون به اشكال منقش مانند پرندگان و حیوانات كه از چوب نقاشى شده بود می گردید. و گفته ‏اند كه در بالاى آن ساعت ناقوسى وجود داشته كه از دیر هرمز شاه آورده بود.
طرفین سر در قیصریه سكوهاى وسیعى از سنگ یشم و سماق نصب شده است در قدیم جواهر فروشان و زرگران بساط خود را روى آنها گسترده و متاع هاى خود را به فروش می رسانیدند. در جبهه چپ سر در منظره شكار دسته جمعى شاه عباس و نیز تصویر جوانى را نشان مى ‏دهد.
در طرفین سر در نقاره خانه ‏اى وجود داشته كه تا این اواخر در ایوان هاى آن هنگام ‏غروب و طلوع آفتاب چنانچه مرسوم بود نقاره می نواختند، نگارنده بیاد دارم كه در سال هاى تا 1307 این عمل انجام می شد. در حجرات و ایوان هاى نقاره خانه نقاشی ها و گچبری هاى عالى مانند تزیینات طبقه ششم عالى قاپو وجود داشت كه در 1307 شمسى از میان رفت و تزیینات جدید انجام دادند.
هنگامى كه عابران وارد سر در می شوند داخل بازار قیصریه می گردند این از بناهاى شاه عباس بزرگ است كه در زمان قدیم گران بهاترین پارچه ‏هاى زربفت را در آنجا می فروخته ‏اند. نمایندگان تجار خارجى نیز در این بازار حجره هائى داشتند بازار مزبور كه به بازار شاهى نیز شهرت دارد از سر در قیصریه شروع و ببازار چیت سازها و از آنجا ببازار دارالشفا منتهى می شود و امروز محل فروش بهترین قلمكارها و كارهاى دستى اصفهان است. در این بازار محلى بنام ضربخانه معروف شاهى وجود دارد و سراى معروف شاه نیز در این بازار واقع است.
چهارسوى ضرابخانه كه مانند آن نه در اصفهان و نه در ایران وجود دارد چهارسوى بازار چیت سازها در جنب دارالشفا در این بازار واقع است. تیمچه ‏هاى جهانگیز و شله نیز در همین بازار است. بازار سماور سازهاى كنونى كه در قدیم بازار مثقالى فروش ها موسوم بوده داراى چهارسوى بى نظیرى است مسمى به چهاركرباس فروش ها كه حوضى بسبك صفوى در وسط آن می باشد و بوسیله بازار كوچكى به چهارسوى چیت سازها متصل می شود.
این كه این بازار را مثقالى فروش ها می گفته ‏اند از این رو بوده كه پارچه ‏هاى گران بها و زریفت را در آن بازار مثقالى می فروخته ‏اند. از بازارهاى متصل به بازار قیصریه است بازار زرگرها كه به امر شاه عباس و بوسیله محبعلى لله بیك بنا گردید است این بازار از چهارسوى كرباس فروش ها ببازار قهوه كاشی ها منتهى می شود وسط آن چهارسوى زیبائى قرار دارد و انشعاب آن بازارى است كه به دارالشفا منتهى می شود.
دارالشفا نام تاریخى بیمارستان بزرگ شاهى است كه در عهد صفویه وجود داشته و اكنون قسمتى از زمین ویرانه آن به صورت مسجدى كوچك بنام مسجد دارالشفا بنا شده و معروف است.
بازار دیگر بازار تفنگسازها می باشد كه از مبانى دوره شاه عباس بزرگ است بازار مزبور از در سراى مخلص به بازار سماورسازها منتهى می شود و بازار منشعب از آن چخماق سازها نام دارد این دو بازار را زمانى بنام بازار شمشیرگرها می خواندند.
تاریخ قطعى ساختمان سر در مذكور معلوم نیست آنچه مسلم است در سال 1014 كه شاه عباس بازار قیصریه و تمام بازارهاى اطراف میدان نقش جهان و كاروانسرا و حمام نزدیك میدان از ساخته‏ هاى خود را وقف بر پیغمبر اسلام نموده و صورت وقفنامه آن در كتاب قصص الخانانى ضبط شده سر در قیصریه هم ساخته شده بوده است. ولى این نكته با آنچه در آثار ایران گفته شده كه تاریخ اتمام ساختمان سر در قیصریه سال 1026 ه.ق است مطابقت ندارد مگر این كه گفته شود تزئینات و نقاشی هاى آن در سال 1026 ه.ق انجام یافته است.

بازار گلشن یات جارچى
این بازار از چهارسوى قلندرها تا محل دروازه اشرف امتداد دارد و از ساختمان هاى عصر صفوى است.
اماكن قدیمه‏ ایكه در این بازار واقع شده مسجد ملك على بیك جارچى باشى از عهد شاه عباس كبیر (1019 ه.ق) و مدرسه ملا عبدالله (1022 ه.ق) می باشد. سراهاى: جارچى باشى، بزرگ، گلشن، فخر، دو تیمچه كه همه تجارتى هستند در این بازار واقع شده ‏اند.

بازار دروازه اشرف
این بازار از دروازه اشرف شروع تا چهارسو شاه و مدرسه ملا عبدالله امتداد دارد و از احداثات عصر صفویه است. مدرسه جده بزرگ( 1058ه.ق) و مدرسه ملا عبدالله از بناهاى شاه عباس كبیر در این بازار واقع است، چهارسوى شاه از بناهاى شاه عباس است.
سراهانى: محمد صادق خان، مخلص، تیمچه در قهوه كاشیها، تیمچه ملك و عصارخانه و حمام شاه در این بازار قرار دارند بازار منجم باشى كه به چهارسوى ساروتقى منتهى می شود از انشعابات این بازار است و قسمتى از كاشى كارى آن باقى مى ‏باشد.
مدرسه جده كوچك (1056 ه.ق) از احداثات زمان شاه عباش ثانى نیز در این بازار (منجم باشى) واقع است. دنباله این بازار در زمان صفویه به بازار بسیار طولانى و بزرگ مشعلدار باشى متصل می شده كه امروز اثرى از آن نیست.


بازار كفشدوزها
این بازار در مسجد شیخ لطف الله بدر مسجد شاه امتداد دارد از جانب جنوب و غرب میدان نقش جهان و طرفین كاخ عالى قاپو دنباله چهار بازار اطراف میدان نقش جهان پیوسته بوده و اكنون جز ادارات شهربانى و دخانیات است.

بازار رنگرزها
این بازار كه از بناهاى شاه عباس كبیر است از بازارتر كشدوزها به بازار دارالشفاء منتهى می شود و اكنون هم دائر است.

بازار چهارسو نقاشى
بازار بزرگى بوده كه قسمتى از آن باقى مانده و اكنون در جنوب خیابان شاه عباس واقع است مدرسه مریم بیگم و چهارسو نقاشى در این بازار واقع بوده ‏اند.

بازار مقصود بیك = یا چهارسو مقصود
این بازار از جنوب شرقى میدان نقش جهان تا بازار حسن آباد امتداد دارد. امامزاده احمد، مسجد ساروتقى، در این بازار در نزدیكى حسن آباد واقع شده ‏اند نیز تكیه گلبنده ‏ها در نزدیك امامزاده احمد قرار دارد.

بازار ریسمان
این بازار از انشعابات بازار عربان و به میدان هاتف متصل و مدرسه كاسه گران در آن بازار (ریسمان) واقع است.

بازار نجف آبادی ها
این بازار از منشعبات بازار عربان قدیم بوده است و سراهائى كه در این بازار قرار دارند: خانى واردستانى می باشد. از این بازار كوچه‏ اى منشعب می شود كه به دو مناره گنبد سلطان بخت آغاملكه آل مظفر می رسد در وسط راه حمام كوچكى است از آثار شیخ بهائى.

بازار مقابل بازار عربان
این بازار بازارى است مقابل بازار عربان از جانب جنوب خیابان جدید محمد رضا شاه از جنب هارونیه تا محل معروف به پادرخت سوخته یا درخت سوخته، این قسمت نیز از بازارهاى قدیمى اصفهان و از منشعبات آن بازار هارونیه است. كه نامسجد على ادامه دارد و در قدیم این بازار , بازار بوریابافها می نامیدند و سرائى هم هنوز بنام سراى بوریاباف ها باقى است. انشعاب دیگر بازار عربان بازارچه آقا می باشد. سراهاى واقع در این بازار سراى آقا و سراى پادرخت سوخته است. یكى از درهاى هارونیه از بناهاى دورمیش خان شاملو(918 ه.ق( در این بازارچه می باشد قسمتى از كاشیكارى سر در آن مورد دستبرد و خرابى قرار گرفته است باغچه عباسى كه در حدود سال (1000ه.ق) محل اقامت شاه عباس كبیر بوده در جانب غرب این بازار واقع و در مقابل هارونیه می باشد.
از سراهاى معروف این بازار است: سراى سفید، میراسماعیل، مردادركشها، مروارید فروش ها میرزا كوچك، سراى تالار، سراى حاج كریم سه سراى اخیر تجارتى است سراى خوانساری ها تیمچه قزوینی ها.
بازار نیم آورد
از بازار تالار بازارى منشعب می شود به نام بازار نیم آورد و به خیابان جدید متصل می گردد مدرسه تاریخى نیم آورد كه از بناهاى عهد شاه سلطان صفوى است در این بازار واقع و نیز مساجد: خیاط ها، مسجد نو، مسجد ذوالفقار، مسجد شیشه واقع در جنب باغ قلندرها كه كتیبه آن به خط محمد رضا امامى و تاریخ آن (1100 ه.ق) قمرى است در این بازار قرار دارند.
بازار زرگرها
بازارى است كه از چهارسوى كرباس فروش ها ببازار قهوه كاشی ها منتهى می شود در وسط آن چهارسوئى است و بدارالشفاء منشعب می شود. چنانكه گفته شده مسجد كوچك دارالشفا در این بازار انشعابى قرار دارد.


بازار تفنگ سازها
این بازار از احداثات عصر شاه عباس بزرگ است كه در سراى مخلص به بازار سماور سازها مى ‏پیوندد و بازار انشعابى آن چنانكه گفته شده بازار چخماق سازها است كه هر دو بازار زمانى بنام شمشیرگرها موسوم بوده ‏اند.

بازار كلاهدوزها
این بازار به در قیصریه منتهى می شود و مقابل بازار قنادها واقع گردیده است.

بازار قنادها
در عهد صفویه این بازار مخصوص قلمزن ها و قندیل سازان بوده و در دوران قاجارسیه تبدیل به بازار قنادی ها شده است.

بازار شاهى = بازارچه بلند
این بازار یا بازارچه در خیابان چهارباغ و در عصر صفوى بكوى شاهزادگان متصل می شده و آن را به نام شاهزادگان می نمامیدند. باقى مانده این بازار نفیس انبار دخانیات است از مدرسه چهارباغ و سراى فتحیه مهمان سراى كنونى شاه عباس و باغ هشت بهشت درهائى به این بازار باز می شده است و این بازار در تاریخ حاضر تعمیر شده و مركز فروش كارهاى دستى اصفهان می باشد و به همت متصدى قابلى از صورت اندراس بیرون آمده است و وضع كنونى نمودار گذشته دوران زیبائى این بازار است.

بازار علیقلى آقا
این بازار در محله بید آباد واقع و داراى چهارسوئى زیبا می باشد كه در دوران شاه سلطان بوسیله علیقلى آقا درباریان احداث گردیده است و در این بازار مسجد حمامى نیز قرار دارد.

بازار جماله كله
این بازار از حدود نیم آورد به طرف مسجد جامع محمد جعفر آباده‏اى امتداد دارد و مسجد مزبور در این بازار است.

بازارچه در دشت
این بازارچه در محله دشت واقع گردیده و خود در حكم بازار بزرگى است.

بازارچه بید آباد
این بازارچه در حدود مسجد سید واقع و داراى طاقهاى ضربى و گنبد و چهارسو نیز می باشد و مقدارى از آن در اثر وقوع در خیابان جدید خراب شده است. در این بازارچه مسجد و مدرسه هم قرار دارد.

بازارچه حمام قاضى
این بازارچه در محله در دشت نزدیك فلكعه شهشهان قرار دارد و مسجد كوچك حاجى یونس از خواجگان شاه عباس ثانى كه در (1073ه.ق) بنا شده در این بازارچه می باشد.

بازارچه خان
این بازارچه در محله دروازه نو واقع در مسجد كوچك سلیمان بیك از كارگزاران شاه عباس ثانى كه در (1072 ه.ق) احداث گردیده در آن قرار دارد.

بازارچه آقا
همانطور كه گفته شده از انشعابات بازار عربان و یكى از درهاى هارون ولایت در این بازارچه باز می شود.

بازار هارونیه
این بازار از بازارى كه در مقابل بازار عربان از جانب جنوب خیابان جدید محمد رضا شاه از جنب هارونیه می گذرد منشعب می گردد و تا مسجد على ادامه دارد.

بازار بوریابافت ها
این بازار همان بازار هارونیه است كه به مناسبت بودن كاروانسرائى به نام بوریاباف ها در آن محل كه آنجا را بازار بوریابافها گفته‏ اند و هنوز هم آن سرا وجود دارد وجه تسمیه آن به این نام اشتغال عده ‏اى در آن كاروانسرا به بوریا باقى بوده است.

بازارچه چهارسوق شیرازیان
این بازار در محله چهارسوق شیرازیان قرار دارد و بازار بزرگى است .

بازار سار و تقى
این بازار كه بقیه بازار ساروتقى اعتمادالدوله شاه عباس ثانى است میان بازار مقصود بیك و بازارچه حسن آباد و در نزدیكى امزاده احمد قرار داد قسمتى از طاق بازار خراب و قسمتى برفراز سر در مسجد ساروتقى و منزلش باقى مانده كه جالب است. مسجد ساروتقى و منزل او در این بازار واقع بوده است.

بازار مرغ
این بازار روبروى مسجد جامع در خیابان هاتف واقع و شاید به اعتبار اینكه در آنجا روزى مرغ میفروخته ‏اند باین نام خوانده شده است.

بازار بزرگ اصفهان
این بازار از میدان شاه شروع و به بازار طوقچى ختم می شود و در این بازار عمده سرای ها و نیمچه ها و مساجد و مدارس اصفهان واقع گردیده است.

بازارچه حاج محمد جعفرآباده‏اى
این بازارچه در دنباله بازار نیم آورد و در محله جماله كله واقع است. مسجد حاج محمد جعفرآباده یا و تیمچه حوابیگم در این بازارچه قرار گرفته است.






***به بهشت نمی روم اگر مــــــادرم آنجا نباشد***

آنگاه که تنها شدی و در جست جوی یک تکیه گاه مطمئن هستی ، بر من توکل نما . نمل/79

 

mehdigerdali

mehdigerdali
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 5587
محل سکونت : خوزستان
دسترسی سریع به انجمن ها