عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

سال نهم هجرت، ساختن مسجد ضرار توسط منافقين

سال نهم هجرت، ساختن مسجد ضرار توسط منافقين
دوشنبه 20 تیر 1390  06:21 ق.ظ

سال نهم هجرت، ساختن مسجد ضرار توسط منافقين
تفسير نمونه ج : 8ص :133
وَ الَّذِينَ اتخَذُوا مَسجِداً ضِرَاراً وَ كفْراً وَ تَفْرِيقَا بَينَ الْمُؤْمِنِينَ وَ إِرْصاداً لِّمَنْ حَارَب اللَّهَ وَ رَسولَهُ مِن قَبْلُوَ لَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلا الْحُسنىوَ اللَّهُ يَشهَدُ إِنهُمْ لَكَذِبُونَ‏(107) لا تَقُمْ فِيهِ أَبَداًلَّمَسجِدٌ أُسس عَلى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِفِيهِ رِجَالٌ يحِبُّونَ أَن يَتَطهَّرُواوَ اللَّهُ يحِب الْمُطهِّرِينَ‏(108) أَ فَمَنْ أَسس بُنْيَنَهُ عَلى تَقْوَى مِنَ اللَّهِ وَ رِضوَنٍ خَيرٌ أَم مَّنْ أَسس بُنْيَنَهُ عَلى شفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانهَارَ بِهِ فى نَارِ جَهَنَّمَوَ اللَّهُ لا يهْدِى الْقَوْمَ الظلِمِينَ‏(109) لا يَزَالُ بُنْيَنُهُمُ الَّذِى بَنَوْا رِيبَةً فى قُلُوبِهِمْ إِلا أَن تَقَطعَ قُلُوبُهُمْوَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ‏(110)
ترجمه:
107 -(گروهى ديگر از آنها ) كسانى هستند كه مسجدى ساختند براى زيان ( به مسلمانان ) و ( تقويت ) كفر و تفرقه ميان مومنان و كمينگاه براى كسى كه با خدا و پيامبرش از پيش مبارزه كرده بود ، آنها سوگند ياد مى‏كنند كه نظرى جز نيكى ( و خدمت ) نداشته‏ايم اما خداوند گواهى مى‏دهد كه آنها دروغگو هستند
108 -هرگز در آن قيام ( و عبادت ) مكن ، آن مسجدى كه از روز نخست بر پايه تقوى بنا شده شايسته‏تر است كه در آن قيام ( و عبادت ) كنى ، در آن مردانى هستند كه دوست مى‏دارند پاكيزه باشند و خداوند پاكيزگان را دوست دارد 109 -آيا كسى كه شالوده آنرا بر پرهيز از خدا و خشنودى او بنا كرده بهتر است ، يا كسى كه اساس آنرا بر كنار پرتگاه سستى بنا نموده كه ناگهان در آتش دوزخ فرو مى‏ريزد ، و خداوند گروه ستمگر را هدايت نمى‏كند .
110 -(اما ) اين بنائى را كه آنها كردند همواره به صورت يك وسيله شك و ترديد در دلهاى آنها باقى مى‏ماند مگر اينكه دلهايشان پاره پاره شود ( و بميرند و گر نهاز دل آنها بيرون نمى‏رود ) و خداوند دانا و حكيم است تفسير نمونه ج : 8ص :134
 
شان نزول:
آيات فوق در باره گروهى ديگر از منافقان است كه براى تحقق بخشيدن به نقشه‏هاى شوم خود اقدام به ساختن مسجدى در مدينه كردند كه بعدا بنام مسجد ضرار معروف شد .
اين موضوع را همه مفسران اسلامى و بسيارى از كتب حديث و تاريخ ذكر كرده‏اند ، اگر چه در جزئيات آن تفاوتهائى ديده مى‏شود .
خلاصه جريان بطورى كه از تفاسير و احاديث مختلف استفاده مى‏شود چنين است : گروهى از منافقان نزد پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) آمدندو عرض كردند به ما اجازه ده مسجدى در ميان قبيله بنى سالم ( نزديك مسجد قبا ) بسازيم تا افراد ناتوان و بيمار و پيرمردان از كار افتاده در آن نماز بگزارند ، و همچنين در شبهاى بارانى كه گروهى از مردم توانائى آمدن به مسجد شما را ندارند فريضه اسلامى خود را در آن انجام دهند ، و اين در موقعى بود كه پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) عازم جنگ تبوك بود .
پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) به آنها اجازه داد ، ولى آنها اضافه كردند آيا ممكن است شخصا بيائيد و در آن نماز بگزاريد ؟ پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) فرمودمن فعلا عازم سفرم ، و هنگام بازگشت بخواست خدا به آن مسجد مى‏آيم و نماز در آن مى‏گزارم .
هنگامى كه پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) از تبوك بازگشت نزد او آمدند و گفتند اكنون تقاضا داريم به مسجد ما بيائى و در آنجا نماز بگزارى ، و از خدا بخواهى ما را بركت دهد ، و اين در حالى بود كه هنوز پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) وارد دروازه مدينه نشده بود .
در اين هنگام پيك وحى خدا نازل شد و آيات فوق را آورد و پرده از اسرار كار آنها برداشت ، و به دنبال آن پيامبر دستور داد مسجد مزبور را آتش زنند ، و بقاياى آنرا ويران كنند ، و جاى آنرا محل ريختن زباله‏هاى شهر سازند ! اگر به چهره ظاهرى كار اين گروه نگاه كنيم از چنين دستورى در آغاز
تفسير نمونه ج : 8ص :135
دچار حيرت خواهيم شد ، مگر ساختن مسجد ، آن هم براى حمايت از بيماران و پيران و مواقع اضطرارى كه در حقيقت هم يك خدمت دينى است و هم يك خدمت انسانى كار بدى است كه چنين دستورى در باره آن صادر شده .
اما هنگامى كه چهره باطنى مسئله را بررسى كنيم خواهيم ديد اين دستور چقدر حساب شده بوده است .
توضيح اينكه : در زمان جاهليت مردى بود بنام ابو عامر كه آئين نصرانيت را پذيرفته و در سلك راهبان در آمده بود ، و از عباد و زهاد بشمار مى‏رفت و نفوذ وسيعى در طائفه خزرج داشت .
هنگامى كه پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) به مدينه هجرت كرد و مسلمانان گرد او را گرفتند و كار اسلام بالا گرفت ، و هنگامى كه مسلمانان در جنگ بدر بر مشركان پيروز شدند ابو عامر كه خود روزى از بشارت دهندگان ظهور پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) بود اطراف خود را خالى ديد ، و به مبارزه با اسلام برخاست ، و از مدينه بسوى كفار مكه گريخت ، و از آنها براى جنگ با پيغمبر اكرم (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) استمداد جست و از قبائل عرب دعوت كرد .
او كه قسمتى از نقشه‏هاى جنگ احد را ضد مسلمين رهبرى مى‏كرد ، دستور داد در ميان دو صف لشكر گودالهائى بكنند كه اتفاقا پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) در يكى از آنها افتاد و پيشانيش مجروح شد و دندانش شكست .
هنگامى كه غزوه احد پايان يافت و با تمام مشكلاتى كه مسلمانان در اين ميدان با آن روبرو شدند آوازه اسلام بلندتر گرديد و در همه جا پيچيد او از مدينه فرار كرد و به سوى هرقل پادشاه روم رفت تا از او كمك بگيرد و با لشكرى براى كوبيدن مسلمانان حركت كند .
ذكر اين نكته نيز لازم است كه بر اثر اين تحريكات و كارشكنى‏ها پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) لقب فاسق به او داده بود .
بعضى مى‏گويند مرگ به او مهلت نداد تا خواسته خود را با هرقل در ميان
تفسير نمونه ج : 8ص :136
بگذارد ، ولى در بعضى از كتب ديگر مى‏خوانيم كه او با هرقل تماس گرفت و به وعده‏هاى او دلگرم شد! .
به هر حال او پيش از آنكه بميرد نامه‏اى براى منافقان مدينه نوشت و به آنها نويد داد كه با لشكرى از روم به كمكشان خواهد آمد ، مخصوصا توصيه و تاكيد كرد كه مركزى براى او در مدينه بسازند تا كانون فعاليتهاى آينده او باشد .
ولى از آنجا كه ساختن چنين مركزى در مدينه بنام دشمنان اسلام عملا امكان‏پذير نبود منافقان بهتر اين ديدند كه در زير نقاب مسجد ، و به عنوان كمك به بيماران و معذوران ، اين برنامه را عملى سازند .
سر انجام مسجد ساخته شد و حتى مى‏گويند جوانى آشنا به قرآن را از ميان مسلمانان بنام مجمع بن حارثه ( يا مجمع بن جاريه ) به امامت مسجد برگزيدند .
ولى وحى الهى پرده از روى كار آنها برداشت و شايد اينكه پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) قبل از رفتن به تبوك دستور نداد شدت عمل در مقابل آنها به خرج دهند براى اين بوده كه هم وضع كار آنها روشن‏تر شود ، و هم در سفر تبوك ناراحتى فكرى ديگرى از اين ناحيه نداشته باشد .
هر چه بود پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) نه تنها در آن مسجد نماز نگزارد ، بلكه همانگونه كه گفتيم بعضى از مسلمانان ( مالك بن دخشم ، و معنى بن عدى ، و عامر بن سكر ، يا عاصم بن عدى ) را ماموريت داد كه مسجد را بسوزانند و ويران كنند ، آنها چنين كردند نخست به وسيله آتش سقف مسجد را سوزاندند و بعد ديوارها را ويران ساختند و سر انجام محل آنرا مركزى براى ريختن زباله‏ها قرار دادند . 
منبع : تفسیر نمونه : سوره توبه آیات 114- 101
وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

alizare1

alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد
دسترسی سریع به انجمن ها