عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

سال دوم هجرت ، ماجراي تغيير قبله سوره : البقرة آیه : 108

سال دوم هجرت ، ماجراي تغيير قبله سوره : البقرة آیه : 108
دوشنبه 20 تیر 1390  06:23 ق.ظ

سال دوم هجرت ، ماجراي تغيير قبله
سوره : البقرة    آیه : 108
متن عربی آیه : أَمْ تُرِيدُونَ أَن تَسْأَلُواْ رَسُولَكُمْ كَمَا سُئِلَ مُوسَى مِن قَبْلُ وَمَن يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالإِيمَانِ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاء السَّبِيلِ
 
شان نزول آیه
از ابن عباس نقل شده كه"وهب بن زيد" و" رافع بن حرمله" نزد رسول خدا (صلي الله عليه و آله) آمدند و گفتند: از سوى خدا نامه‏اى به عنوان ما بياور تا آن را قرائت كنيم و سپس ايمان بياوريم! و يا نهرهايى براى ما جارى فرما تا از تو پيروى كنيم!. بعضى ديگر گفته‏اند: گروهى از عرب از پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) همان تقاضايى را كردند كه يهود از موسى داشتند، گفتند، خدا را آشكارا به ما نشان ده تا با چشم خود ببينيم و ايمان بياوريم! بعضى ديگر نوشته‏اند كه آنها از پيامبر (صلي الله عليه و آله) تقاضا كردند براى آنان بتى از درخت مخصوص "ذات انواط" قرار دهد تا آن را پرستش كنند، همانگونه كه جاهلان بنى اسرائيل به موسى گفتند: "اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلهة" براى ما بتى قرار ده همانگونه كه بت پرستان دارند! آيه فوق نازل شد و به آنها پاسخ گفت.
 
ترجمه
آيا می خواهيد از پيامبر خود چيزی بپرسيد ، همچنان که قوم موسی پيش ، ازاين از موسی پرسيده بودند ? آن کس که کفر را به جای ايمان برگزيند ، چون کسی است که راه راست را گم کرده باشد
ترجمه فولادوند
آيا مى‏خواهيد از پيامبر خود همان را بخواهيد كه قبلًا از موسى خواسته شد؟ و هر كس كفر را با ايمان عوض كند، مسلماً از راه درست گمراه شده است.
ترجمه مجتبوی
يا مگر مى‏خواهيد از پيامبرتان چنان درخواست كنيد كه پيش از اين از موسى درخواستند؟ و هر كه كفر را به جاى ايمان گيرد همانا راه راست را گم كرده است.
ترجمه مشکینی
آيا شما هم مى‏خواهيد از رسولتان (كار محال يا لغو) درخواست كنيد همان گونه كه پيش از اين از موسى درخواست شد (كه گفتند مى‏خواهيم خدا را به چشم ببينيم)؟! و كسى كه كفر را به جاى ايمان بپذيرد حقّا كه راه راست را گم كرده است
ترجمه بهرام پور
آيا مى‏خواهيد از پيامبر خود همان را بخواهيد كه پيش‏تر از موسى خواسته شد؟ هر كه كفر را جانشين ايمان سازد بى شك راه راست را گم كرده است
 
تفسیر نمونه
در كتب شاءن نزولهائى براى اين آيه ذكر كرده اند كه از نظر نتيجه تقريبا همه يكسانند: نخست اينكه از ابن عباس نقل شده كه وهب بن زيد و رافع بن حرمله نزد رسولخدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) آمدند و گفتند از سوى خدا نامهاى به عنوان ما بياور تا آن را قرائت كنيم و سپس ايمان بياوريم ! و يا نهرهائى براى ما جارى فرما تا از تو پيروى كنيم !. بعضى ديگر گفته اند گروهى از عرب از پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) همان تقاضائى را كردند كه يهود از موسى داشتند، گفتند، خدا را آشكارا به ما نشان ده تا با چشم خود ببينيم و ايمان بياوريم ! بعضى ديگر نوشته اند كه آنها از پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) تقاضا كردند براى آنان بتى از درخت مخصوص ذات انواط قرار دهد تا آن را پرستش كنند همانگونه كه جاهلان بنى اسرائيل به موسى گفتند: اجعل لنا الها كما لهم الهة (براى ما بتى قرار ده همانگونه كه بت پرستان دارند)! آيه فوق نازل شد و به آنها پاسخ گفت . بهانه هاى بى اساس گر چه اين آيه خطاب به يهود نيست ، بلكه مخاطب در آن گروهى از مسلمانان ضعيف الايمان و يا مشركانند، ولى چنانكه خواهيم ديد، بى ارتباط به سر گذشت يهود نمى باشد. شايد پس از ماجراى تغيير قبله بود كه جمعى از مسلمانان و مشركان بر اثر وسوسه يهود، تقاضاهاى بى مورد و نابجائى از پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) كردند كه نمونه هاى آن در بالا ذكر شد، خداوند بزرگ آنها را از چنين پرسشهائى نهى كرده مى فرمايد: آيا شما مى خواهيد از پيامبرتان همان تقاضاهاى نامعقول را بكنيد كه پيش از اين از موسى كردند (و با اين بهانهجوئيها شانه از زير بار ايمان خالى كنيد) (ام تريدون ان تسئلوا رسولكم كما سئل موسى من قبل ). و از آنجا كه اين كار، يكنوع مبادله ((ايمان )) با ((كفر)) است ، در پايان آيه اضافه مى كند ((كسى كه كفر را به جاى ايمان بپذيرد، از راه مستقيم گمراه شده است )) (و من يتبدل الكفر بالايمان فقد ضل سواء السبيل ). اشتباه نشود اسلام هرگز از پرسشهاى علمى و سؤ الات منطقى و همچنين تقاضاى معجزه براى پى بردن به حقانيت دعوت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) جلوگيرى نمى كند چرا كه راه درك و فهم و ايمان همين ها است ، ولى گروهى بودند كه براى نرفتن زير بار دعوت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) سؤ الات بى اساس و معجزات اقتراحى را بهانه قرار مى دادند، و با اينكه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) به اندازه كافى دليل و معجزه در اختيارشان قرار داده بود، هر يك از راه مى رسيد پيشنهاد خارق عادت جديدى مى كرد، در حالى كه مى دانيم اعجاز و خارق عادات بازيچه اين و آن نيست ، به مقدارى لازم است كه اطمينان به صدق گفته هاى پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) ايجاد كند و گرنه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) يك خارقالعاده گر نيست كه گوشهاى بنشيند و هر كس بيايد و پيشنهاد معجزهاى مطابق ميل و سليقه خويش كند. از اين گذشته گاهى تقاضاهاى نامعقولى همچون ديدن خدا با چشم ، و يا ساختن بت مى كردند. در واقع قرآن مى خواهد به مردم هشدار دهد كه اگر شما دنبال چنين تقاضاى نامعقول برويد، بر سرتان همان خواهد آمد كه بر سر قوم موسى آمد.
 
سوره : البقرة    آیه : 142
متن عربی آیه : َيَقُولُ السُّفَهَاء مِنَ النَّاسِ مَا وَلاَّهُمْ عَن قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُواْ عَلَيْهَا قُل لِّلّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ
 
ترجمه
از مردم ، آنان که کم خردند ، خواهند گفت : چه چيز آنها را از قبله ، ای که رو به روی آن می ايستادند برگردانيد ? بگو : مشرق و مغرب از آن خداست و خدا هر کس را که بخواهد به راه راست هدايت می کند
ترجمه فولادوند
به زودى مردم كم خرد خواهند گفت: «چه چيز آنان را از قبله‏اى كه بر آن بودند رويگردان كرد؟» بگو: «مشرق و مغرب از آن خداست هر كه را خواهد به راه راست هدايت مى‏كند.»
ترجمه مجتبوی
زودا كه نابخردان مردم گويند: چه چيزى آنان را از قبله‏اى كه بر آن بودند- يعنى بيت المقدس- بگردانيد؟ بگو: خاور و باختر خداى راست، هر كه را خواهد به راه راست راه مى‏نمايد.
ترجمه مشکینی
به زودى مردم كم خرد خواهند گفت: چه چيزى مسلمان‏ها را از قبله‏اى كه بر آن بودند (از بيت المقدس، به سوى كعبه) روى‏گردان كرد؟ بگو: مشرق و مغرب از آن خداست، هر كه را بخواهد به راه راست (راه اصلاح حال مجتمع بشرى) هدايت مى‏كند (و صلاح حال مدّتى در توجه به قدس بود و پس از آن در توجه به كعبه است)
ترجمه بهرام پور
به زودى بى‏خردان از مردم خواهند گفت: چه چيز آنان را از قبله‏اى كه بر آن بودند برگرداند؟ بگو: مشرق و مغرب از آن خداست، هر كه را خواهد به راه راست هدايت مى‏كند
 
تفسیر نمونه
ماجراى تغيير قبله اين آيه و چند آيه بعد به يكى از تحولات مهم تاريخ اسلام كه موجى عظيم در ميان مردم به وجود آورد اشاره مى كند، توضيح اينكه : پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) مدت سيزده سال پس از بعثت در مكه ، و چند ماه بعد از هجرت در مدينه به امر خدا به سوى ((بيت المقدس )) نماز مى خواند، ولى بعد از آن قبله تغيير يافت و مسلمانان ماءمور شدند به سوى ((كعبه )) نماز بگذارند. در اينكه مدت عبادت مسلمانان به سوى بيت المقدس در مدينه چند ماه بود مفسران اختلاف نظر دارند از هفت ماه تا هفده ماه ذكر كرده اند، ولى هر چه بود در اين مدت مورد سرزنش يهود قرار داشتند چرا كه بيت المقدس در اصل قبله يهود بود آنها به مسلمانان مى گفتند: اينان از خود استقلال ندارند و به سوى قبله ما نماز مى خوانند، و اين دليل آن است كه ما بر حقيم . اين گفتگوها براى پيامبر اسلام و مسلمانان ناگوار بود، آنها از يكسو مطيع فرمان خدا بودند، و از سوى ديگر طعنه هاى يهود از آنها قطع نمى شد، براى همين جهت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) شبها به اطراف آسمان مى نگريست ، گويا در انتظار وحى الهى بود. مدتى از اين انتظار گذشت تا اينكه فرمان تغيير قبله صادر شد و در حالى كه پيامبر دو ركعت نماز ظهر را در مسجد بنى سالم به سوى بيت المقدس خوانده بود جبرئيل ماءمور شد بازوى پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) را بگيرد و روى او را به سوى كعبه بگرداند. <1> يهود از اين ماجرا سخت ناراحت شدند و طبق شيوه ديرينه خود به بهانه جوئى و ايراد گيرى پرداختند. آنها قبلا مى گفتند: ما بهتر از مسلمانان هستيم ، چرا كه آنها از نظر قبله استقلال ندارند و پيرو ما هستند، اما همين كه دستور تغيير قبله از ناحيه خدا صادر شد زبان به اعتراض گشودند چنانكه قرآن در آيه مورد بحث مى گويد: ((به زودى بعضى از سبك مغزان مردم مى گويند چه چيز آنها مسلمانان ) را از قبلهاى كه بر آن بودند بر گردانيد))؟ (سيقول السفهاء من الناس ما وليهم عن قبلتهم التى كانوا عليها). چرا اينها از قبله پيامبران پيشين امروز اعراض نمودند؟ اگر قبله اول صحيح بود اين تغيير چه معنى دارد؟ و اگر دومى صحيح است چرا سيزده سال و چند ماه به سوى بيت المقدس نماز خوانديد ؟! خداوند به پيامبرش دستور ميدهد به آنها بگو شرق و غرب عالم از آن خداست ، هر كس را بخواهد به راه راست هدايت مى كند)) (قل لله المشرق و المغرب يهدى من يشاء الى صراط مستقيم ). اين يك دليل قاطع و روشن در برابر بهانهجويان بود كه بيت المقدس و كعبه و همه جا ملك خدا است ، اصلا خدا خانه و مكانى ندارد، مهم آن است كه تسليم فرمان او باشيد هر جا خدا دستور دهد به آن سو نماز بخوانند، مقدس و محترم است ، و هيچ مكانى بدون عنايت او داراى شرافت ذاتى نمى باشد. و تغيير قبله در حقيقت مراحل مختلف آزمايش و تكامل است و هر يك مصداقى است از هدايت الهى ، او است كه انسانها را به صراط مستقيم رهنمون مى شود. نكته : 1 ((سفهاء)) جمع ((سفيه )) در اصل به معنى كسى است كه بدنش سبك باشد و به آسانى جابجا شود، عرب به افسارهاى سبك وزن حيوانات كه به هر طرف حركت مى كند سفيه مى گويد، ولى اين كلمه تدريجا به معنى سبك مغز به كار رفته و به صورت معنى اصلى در آمده ، خواه اين سبك مغزى در امور دينى باشد يا دنيوى . نكته : 2 سابقا گفتيم مساءله ((نسخ )) احكام و تغيير برنامه هاى تربيتى در مقطعهاى مختلف زمانى مساءله تازه يا عجيبى نيست كه مورد ايراد قرار گيرد، ولى بهانه جويان يهود اين مطلب را دستاويز خوبى براى انحراف افكار از اسلام پنداشتند، و روى آن تبليغات زيادى كردند، اما چنانكه در آيات بعد خواهيم ديد قرآن به آنها پاسخهاى منطقى و دندانشكن داده است . نكته : 3 جمله ((يهدى من يشاء)) (هر كس را خدا بخواهد هدايت مى كند ) چنانكه سابقا نيز گفته ايم به اين معنى نيست كه خداوند بدون حساب كسى را هدايت مى كند، بلكه اين مشيت از ((حكمت )) خداوند و حساب مصالح و مفاسد سرچشمه مى گيرد.
 
پی نوشت ها:
1-مجمع البيان جلد اول صفحه 223.
وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

alizare1

alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد
دسترسی سریع به انجمن ها