عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

سال دهم هجرت، داستان حجه الوداع

سال دهم هجرت، داستان حجه الوداع
دوشنبه 20 تیر 1390  06:23 ق.ظ

سال دهم هجرت، داستان حجه الوداع
تفسير نمونه ج : 22ص :147
 
3 -انضباط اسلامى در همه چيز و همه جا
مساله مديريت و فرماندهى بدون رعايت انضباط هرگز به سامان نمى‏رسد و اگر بخواهند كسانى كه تحت پوشش مديريت و رهبرى قرار دارند به طور خودسرانه عمل كنند شيرازه كارها به هم مى‏ريزد ، هر قدر هم رهبر و فرمانده لايق و شايسته باشند.
بسيارى از شكست‏ها و ناكاميها كه دامنگير جمعيت‏ها و گروهها و لشكرها شده از همين رهگذر بوده است ، و مسلمانان نيز طعم تلخ تخلف از اين دستور را بارها در زمان پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) يا بعد از او چشيده‏اند كه روشنترين آنها داستان شكست احد به خاطر بى انضباطى گروه اندكى از جنگجويان بود .
قرآن مجيد اين مساله فوق العاده مهم را در عبارات كوتاه آيات فوق به صورت جامع و جالب مطرح ساخته ، مى‏گويد : يا ايها الذين آمنوا لا تقدموا بين يدى الله و رسوله
وسعت مفهوم آيه چنانكه گفتيم به قدرى زياد است كه هر گونه تقدم و تاخر و گفتار و رفتار خودسرانه و خارج ازدستور رهبرى را شامل مى‏شود.
با اينحال در تاريخ زندگى پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) موارد زيادى ديده مى‏شود كه افرادى بر فرمان او پيشى گرفتند ، يا عقب افتادند و از اطاعت آن سرپيچى نمودند و مورد ملامت و سرزنش شديد قرار گرفتند ، از جمله اينكه:
1 -هنگامى كه پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) براى فتح مكه حركت فرمود ( سال هشتم هجرت ) ماه مبارك رمضان بود ، جمعيت زيادى با حضرت بودند ، گروهى سواره و گروهى پياده ، وقتى به منزلگاه كراع الغميم رسيد دستور داد ظرف آبى آوردند
تفسير نمونه ج : 22ص :148
و حضرت (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) روزه خود را افطار كرد ، همراهان نيز افطار كردند ، ولى عجب اينكه جمعى از آنها بر پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) پيشى گرفتند و حاضر به افطار نشدند و بر روزه خود باقى ماندند ، پيامبر آنها را عصاة يعنى جمعيت گنهكاران ناميد.
2 -نمونه‏اى ديگر در داستان حجة الوداع در سال دهم هجرت اتفاق افتاد ، كه پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) دستور داد منادى ندا كند ، هر كس حيوان قربانى با خود نياورده بايد نخست عمره بجا آورد و از احرام بيرون آيد ، سپس مراسم حج را انجام دهد ، و اما آنها كه قربانى همراه خود آورده‏اند ( و حج آنها حج افراد است ) بايد بر احرام خود باقى بمانند ، سپس افزود اگر من شتر قربانى نياورده بودم عمره را تكميل مى‏كردم ، و از احرام بيرون مى‏آمدم .
ولى گروهى از انجام اين دستور سر باز زدند و گفتند چگونه ممكن است پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) بر احرام خود باقى بماند ، و ما از احرام بيرون آئيم ؟ آيا زشت نيست كه ما به سوى مراسم حج بعد از انجام عمره برويم در حالى كه قطره‏هاى آب غسل ( جنابت ) از ما فرو مى‏ريزد.
پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) از اين تخلف و بى انضباطى سخت ناراحت شد و آنها را شديدا سرزنش كرد .
3 -داستان تخلف از لشكر اسامه در آستانه وفات پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) معروف است كه حضرت به مسلمانان دستور داد كه به فرماندهى اسامة بن زيد براى جنگ با روميان آماده شوند ، و به مهاجران و انصار فرمود با اين لشكر حركت كنند.
شايد مى‏خواست به هنگام رحلتش مسائلى كه در امر خلافت واقع شد
تفسير نمونه ج : 22ص :149
تحقق نيابد و حتى تخلف كنندگان از لشكر اسامه را لعن فرمود ، اما با اين حال گروهى از حركت سر باز زدند به بهانه اينكه در اين شرائط خاص پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) را تنها نمى‏گذاريم .
4 -داستان قلم و دوات در ساعات آخر عمر پيامبر گرامى اسلام (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) نيز معروف و تكان دهنده است ، و بهتر اين است كه عين عبارت صحيح مسلم را در اينجا بياوريم : لما حضر رسول الله و فى البيت رجال فيهم عمر بن الخطاب فقال النبى (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) هلم اكتب لكم كتابا لا تضلون بعده ، فقال عمران رسول الله (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) قد غلب عليه الوجع ! و عندكم القرآن ، حسبنا كتاب الله ! فاختلف اهل البيت ، فاختصموا ، فمنهم من يقول قربوا يكتب لكم رسول الله (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) كتابا لن تضلوا بعده ، و منهم من يقول ما قال عمر ، فلما اكثروا اللغو و الاختلاف عند رسول الله (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) قال رسول الله قوموا ! : هنگامى كه وفات پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) نزديك شد گروهى در خانه نزد او بودند از جمله عمر بن خطاب ، پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) فرمود : نامه‏اى بياوريد تا براى شما مطلبى بنويسم كه هرگز بعد از آن گمراه نشويد ، عمر گفت : بيمارى بر پيامبر غلبه كرده ! ( و العياذ بالله سخنان ناموزون مى‏گويد ! ) قرآن نزد شما است ، و همين كتاب الهى ما را كافى است ! ! در اين هنگام در ميان حاضران در خانه اختلاف افتاد ، بعضى گفتند بياوريد تا پيامبر نامه خود را بنويسد ، تا هرگز گمراه نشويد ، در حالى كه بعضى ديگر سخن عمر را تكرار مى‏كردند ! هنگامى كه سخنان ناموزون
تفسير نمونه ج : 22ص :150
و اختلاف بالا گرفت پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) فرمود برخيزيد و از من دور شويد!.
قابل توجه اينكه عين اين حديث را با مختصر تفاوتى بخارى نيز در صحيح خود آورده است.
اين ماجرا از حوادث مهم تاريخ اسلام است كه نياز به تحليل فراوان دارد، و اينجا جاى شرح آن نيست ، ولى به هر حال يكى از روشنترين موارد تخلف از دستور پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) و مخالفت با آيه مورد بحث ( يا ايها الذين لا تقدموا بين يدى الله و رسوله ) محسوب مى‏شود.
مساله مهم اينجا است كه رعايت اين انضباط الهى و اسلامى نياز به روح تسليم كامل و پذيرش رهبرى در تمام شؤون زندگى و ايمان محكم به مقام شامخ رهبر دارد.
منبع : تفسیر نمونه: سوره حجرات آیات 10 – 1
وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

alizare1

alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد
دسترسی سریع به انجمن ها