عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله: فرزند هفت سال سروَر، هفت سال فرمانبردار و هفت سال وزیر است. مکارم الاخلاق، ص222

زنده به گور كردن دختران، در ميان عرب جاهلي

زنده به گور كردن دختران، در ميان عرب جاهلي
دوشنبه 20 تیر 1390  06:24 ق.ظ

زنده به گور كردن دختران، در ميان عرب جاهلي
تفسير نمونه ج : 5ص :451
و چوب بى‏ارزشى را بالاتر از آفريننده جهان هستى فكر كند ، آيا انحطاط فكرى از اين بالاتر تصور مى‏شود ؟!. 
وَ كذَلِك زَيَّنَ لِكثِيرٍ مِّنَ الْمُشرِكينَ قَتْلَ أَوْلَدِهِمْ شرَكاؤُهُمْ لِيرْدُوهُمْ وَ لِيَلْبِسوا عَلَيْهِمْ دِينَهُمْوَ لَوْ شاءَ اللَّهُ مَا فَعَلُوهُفَذَرْهُمْ وَ مَا يَفْترُونَ‏(137)
ترجمه:
137 -و همچنين شركاى آنها ( يعنى بتها ) قتل فرزندانشان را در نظرشان جلوه داده بودند ( كودكان خود را قربانى بتها مى‏كردند و افتخار مى‏نمودند ! ) و عاقبت اين كار چنين شد كه آنها را به هلاكت افكندند و آئينشان را دگرگون ساختند و اگر خدا مى‏خواست چنين نمى‏كردند ( زيرا مى‏توانست اجبارا جلو آنان را بگيرد ولى اجبار سودى ندارد ) بنابراين آنها و تهمت‏هايشان را به حال خود واگذار ( و به اعمال آنها اعتنا مكن).
 
تفسير:
قرآن در اين آيه اشاره به يكى ديگر از زشتكاريهاى بتپرستان و جنايتهاى شرم‏آور آنها كرده مى‏گويد : همانطور كه تقسيم آنها در مورد خداوند و بتها در نظرشان جلوه داشت و اين عمل زشت و خرافى و حتى مضحك را كارى پسنديده مى‏پنداشتند همچنين شركاى آنها قتل فرزندان را در نظر بسيارى از بت پرستان جلوه داده بود تا آنجا كه كشتن بچه‏هاى خود را يكنوع افتخار و يا عبادت محسوب مى‏داشتند ( (و كذلك زين لكثير من المشركين قتل اولادهم شركائهم
منظور از شركاء در اينجا بتها هستند كه به خاطر آنان گاهى فرزندان خود را قربانى مى‏نمودند و يا نذر مى‏كردند كه اگر فرزندى نصيب آنها شد آن رابراى بت قربانى كنند ، همانطور كه در تاريخ بت پرستان قديم گفته شده است ، و بنابراين نسبت تزيين به بتها به خاطر آن است كه علاقه و عشق به
تفسير نمونه ج : 5ص :452
بت آنها را وادار به اين عمل جنايت بار مى‏كرد ، و روى اين تفسير ، قتل در آيه فوق با مسئله زنده به گور كردن دختران و يا كشتن پسران به خاطر ترس از فقر ، ارتباطى ندارد.
اين احتمال نيز وجود دارد كه : منظور از تزيين اين جنايت به وسيله بتها اين باشد كه خدمه و متوليان بتكده‏ها مردم را به اين كار تشويق مى‏كردند و خود را زبان بت مى‏دانستند زيرا نقلمى‏كنند كه عربهاى زمان جاهليت براى انجام سفرهاى مهم و كارهاى ديگر از هبل ( بت بزرگ آنها ) اجازه مى‏گرفتند و طرز اجازه گرفتن آنها اين بود كه چوبهاى تيرى كه در كيسه مخصوصى مجاور هبل قرار داشت و روى بعضى از آنها افعل ( انجام بده ) و روى بعضى لا تفعل ( انجام مده ) نوشته شده بود تكان مى‏داد و چوبه تيرى را از ميان آنها خارج مى‏ساخت و هر چه روى آن نوشته شده بود به عنوان پيام هبل ! تلقى مى‏شد و اين نشان مى‏دهد كه از اين طريق نظر بتها را كشف مى‏كردند ، هيچ بعيد نيست كه مسئله قربانى براى بت نيز از طريق خدمه ، به عنوان يك پيام بت معرفى شده باشد .
اين احتمال نيز وجود دارد كه زنده به گور كردن دختران در ميان آنها كه طبق نقل تواريخ به عنوان بر طرف ساختن لكه ننگ در ميان طائفه بنى - تميم رائج شده بود به عنوان پيام بتها معرفى شده باشد ، زيرا در تاريخ مى‏خوانيم كه نعمان بن منذر حمله به جمعى از عرب كرد و زنان آنها را اسير ساخت و در ميان آنها دختر قيس بن عاصم بود ، سپس صلح در ميان آنها برقرار شد ، و هر زنى به عشيره خود پيوست ، به جز دختر قيس كه او ترجيح داد در ميان قوم دشمن بماند ، و شايد با يكى از جوانهاى آنها ازدواج كند اين مطلب بر قيس بسيار گران آمد و سوگند ( به عنوان بتها ) ياد كرد كه هر گاه دختر ديگرى براى او متولد شود زنده به گورش كند و چيزى نگذشت كه اين عمل سنتى در
تفسير نمونه ج : 5ص :453
بين آنها شد كه زير ماسك دفاع از ناموس دست به بزرگترين جنايت يعنى كشتن فرزندان بى‏گناه زدند.
بنابراين زنده به گور كردن دختران نيز ممكن است در آيه فوق داخل باشد.
يك احتمال ديگر نيز در تفسير آيه فوق به نظر مى‏رسد اگر چه مفسران آن را ذكر نكرده‏اند و آن اينكه : عربهاى زمان جاهليت آنچنان اهميتى براى بتها قائل بودند كه اموال نفيسخود را خرج بتها و متوليان و خدمه زورمند و پر درآمد آنها مى‏كردند و خودشان فقير و تهيدست مى‏شدند تا آنجا كه گاهى بچه‏هاى خود را از گرسنگى و فقر سر مى‏بريدند ، اين عشق به بت چنين عمل زشتى را در نظر آنها تزيين كرده بود.
ولى تفسير اول يعنى قربانى كردن فرزندان براى بتها با متن آيه از همه مناسب‏تر است.
سپس قرآن مى‏گويد : نتيجه اين گونه اعمال زشت اين بود كه بتها و خدمه بت ، مشركان را به هلاكت بيفكنند و دين و آئين حق را مشتبه سازند و آنها را از رسيدن به يك آئين پاك محروم نمايند ( (ليردوهم و ليلبسوا عليهم دينهمقرآن مى‏گويد : اما با اين همه اگر خدا مى‏خواست مى‏توانست به اجبار جلو آنها را بگيرد ولى اجبار بر خلاف سنت خدا است ، خداوند خواسته بندگان آزاد باشند تا راه تربيت و تكامل هموار گردد زيرا در اجبار نه تربيت است و نه تكامل ( (و لو شاء الله ما فعلوه
تفسير نمونه ج : 5ص :454
و در پايان مى‏فرمايد : اكنون كه چنين است و آنها در ميان يك چنين اعمال خرافى زشت و ننگينى غوطه‏ورند و حتى قبح آن را درك نمى‏كنند ، و از همه بدتر اينكه گاهى آن را به خدا نيز نسبت مى‏دهند آنها و تهمتهايشان را به حال خود واگذار ، و به تربيت دلهاى آماده و مستعد بپرداز ( (فذرهم و ما يفترون 

 

منبع : تفسیر نمونه : سوره انعام آیات 140- 114
وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

alizare1

alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد
دسترسی سریع به انجمن ها