عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

ده صفت برجسته داود عليه السلام

ده صفت برجسته داود عليه السلام
دوشنبه 20 تیر 1390  06:28 ق.ظ

ده صفت برجسته داود عليه السلام
سوره : ص    آیه : 17
متن عربی آیه : اصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاذْكُرْ عَبْدَنَا دَاوُودَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ
ترجمه
بر هر چه می گويند صبر کن و از داود قدرتمند ، که همواره به درگاه ، ماتوبه می کرد ، يادآور
ترجمه فولادوند
بر آنچه مى‏گويند صبر كن، و داوود، بنده ما را كه داراى امكانات [متعدّد] بود به ياد آور آرى، او بسيار بازگشت‏كننده [به سوى خدا] بود.
ترجمه مجتبوی
بر آنچه مى‏گويند شكيبا باش و بنده ما، داوود نيرومند را ياد كن، كه او بسى باز گردنده [به ما] بود.
ترجمه مشکینی
بر آنچه مى‏گويند صبر كن، و بنده ما داود را كه داراى قدرت و نيرو بود (قدرت علمى و جسمى و سلطنتى) به ياد آر، زيرا او بسيار بازگشت‏كننده (به سوى ما) بود
ترجمه بهرام پور
بر آنچه مى‏گويند صبر كن، و داود بنده‏ى ما را كه داراى قدرت بود ياد كن. آرى، او بسيار رجوع كننده [به سوى خدا] بود
 
تفسیر نمونه
از زندگى داود درس بياموز ((داود)) يكى از پيامبران بزرگ بنى اسرائيل بود، كه حكومتى عظيم داشت ، و در آيات متعددى از قرآن مجيد مقام والاى او ستوده شده ، به دنبال بحثهائى كه در آيات گذشته پيرامون كارشكنيهاى مشركان و بت پرستان ، و نسبتهاى نارواى آنان به پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) آمده بود، قرآن در اينجا براى دلدارى پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) و مؤ منان اندك آن روز داستان داود را مطرح مى كند، داودى كه خداوند آن همه قدرت به او داد، و حتى كوهها و پرندگان را مسخر او ساخت ، تا نشان دهد هنگامى كه لطف او شامل حال كسى باشد كارى از انبوه دشمنان ساخته نيست . ولى اين پيغمبر بزرگ نيز با آن همه قدرت ظاهرى از زخم زبان مردم در امان نماند، تا تسلى خاطرى براى پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) باشد كه اين مسأله منحصر به او نبوده و بزرگان جهان در اين امر شركت داشته اند. نخست مى گويد: در برابر آنچه آنها مى گويند شكيبا باش ، و به خاطر بياور بنده ما را داود صاحب قدرت بود و بسيار توبه كار (اصبر على ما يقولون و اذكر عبدنا داود ذا الايد انه اواب . ((ايد)) هم به معنى قدرت آمده و هم به معنى نعمت . و داود به هر دو معنى ((ذاالايد)) بود، نيروى جسمانيش در حدى بود كه در ميدان جنگ بنى اسرائيل با جالوت جبار ستمگر با يك ضربه نيرومند به وسيله سنگى كه از فلاخن رها كرد جالوت را از بالاى مركب به روى خاك افكند، و در خون خود غلطيد. بعضى نوشته اند سنگ سينه او را شكافت و از آن طرف بيرون آمد! و از نظر قدرت سياسى ، حكومتى نيرومند داشت كه با قدرت تمام در برابر دشمنان مى ايستاد، حتى گفته اند در اطراف محراب عبادت او هزاران نفر شب تا به صبح به حال آماده باش بودند!. و از نظر قدرت معنوى و اخلاقى و نيروى عبادت چنان بود كه بسيارى از شب را بيدار بود و به عبادت پروردگار مشغول ، و نيمى از روزهاى سال را روزه مى گرفت . از نظر نعمتها خداوند انواع نعم ظاهرى و باطنى را به او ارزانى داشته بود، خلاصه اينكه داود مردى بود نيرومند در جنگها، در عبادت ، در علم و دانش و در حكومت ، و هم صاحب نعمت فراوان . <1> ((اواب )) از ماده ((اوب )) (بر وزن قول ) به معنى بازگشت اختيارى به سوى چيزى است ، و از آنجا كه اواب صيغه مبالغه مى باشد اشاره به اين است كه او بسيار به سوى پروردگارش بازگشت مى كرد، و از كوچكترين غفلت و ترك اولى توبه مى نمود. سپس طبق روش اجمال و تفصيل كه در قرآن مجيد به هنگام ذكر مسائل مختلف معمول است ، بعد از بيان اجمالى نعمتهاى خداوند بر داود، به شرح قسمتى از آن پرداخته ، چنين مى گويد: ما كوهها را مسخر او ساختيم به گونه اى كه هر شامگاه و صبحگاه با او خدا را تسبيح مى گفتند! (انا سخرنا الجبال معه يسبحن بالعشى و الاشراق ). <2> نه تنها كوهها كه پرندگان را نيز دسته جمعى مسخر او كرديم ، تا همراه او تسبيح خدا گويند (و الطير محشورة ). همه اين پرندگان و كوهها مطيع فرمان داود و هم صدا با او و بازگشت كننده به سوى او بودند (كل له اواب ). ضمير ((له )) ممكن است به ((داود)) باز گردد، بنابراين مفهوم جمله همان خواهد بود كه در بالا گفتيم ، اين احتمال نيز داده شده كه به ذات پاك خداوند برگردد يعنى همه ذرات عالم به سوى او باز مى گردند و سر بر فرمان او دارند. در اينكه هم صدا شدن كوهها و پرندگان با داود چگونه بوده ؟ در ميان مفسران گفتگو است : 1 - گاه احتمال داده اند كه اين صداى گيرا و جذاب و پر طنين داود بود كه در كوهها منعكس مى شد و پرندگان را به سوى خود جذب مى كرد (البته اين فضيلت مهمى محسوب نمى شود كه قرآن از آن با آنهمه عظمت ياد كند). 2 - گاه گفته اند كه اين تسبيح توأم با صداى ظاهرى و همراه با نوعى درك و شعور بوده كه در باطن ذرات عالم است ، طبق اين نظر تمامى موجودات جهان از يك نوع عقل و شعور برخوردارند، و هنگامى كه صداى دل انگيز اين پيامبر بزرگ را به وقت مناجات مى شنيدند با او هم صدا مى شدند، و غلغله تسبيح آنها درهم مى آميخت . 3 - بعضى نيز احتمال داده اند كه اين همان تسبيح تكوينى است كه همه موجودات با زبان حال دارند، و نظام خلقت آنها به خوبى حكايت مى كند كه خداوند از هر عيب و نقص پاك و منزه است و داراى علم و قدرت و هر گونه صفات كمال . ولى اين معنى اختصاص به داود ندارد كه از ويژگيهاى او شمرده شود بنابراين از همه مناسبتر تفسير دوم است ، و اين از قدرت خدا بعيد نيست ، اين زمزمه اى بود كه در درون اين موجودات جهان و در مكنون باطن آنها هميشه جريان داشت ، اما خداوند به نيروى اعجاز آنرا براى داود ظاهر مى ساخت ، همانگونه كه در مورد تسبيح سنگريزه در كف پيغمبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) نيز مشهور است . آيه بعد همچنان به ذكر نعمتهاى خداوند بر داود ادامه داده ، مى فرمايد:ما نظام حكومت او را استحكام بخشيديم (و شددنا ملكه ). آن چنان كه همه سركشان و طاغيان و دشمنان از او حساب مى بردند. علاوه بر اين به او حكمت و علم و دانش داديم (و آتيناه الحكمة ). همان حكمتى كه قرآن درباره آن مى گويد: و من يؤ ت الحكمة فقد اوتى خيرا كثيرا: هر كس حكمت به او اعطا شده خير فراوان نصيب او شده است . ((حكمت )) در اينجا به معنى علم و دانش و نيروى تدبير امور كشور يا مقام نبوت و يا همه اينها است . ((حكمت )) گاه جنبه علمى دارد كه از آن تعبير به ((معارف عاليه )) مى شود، و گاه جنبه عملى كه از آن تعبير به ((اخلاق و عمل صالح )) مى گردد، و داود از همه اينها بهره وافر داشت . آخرين نعمت بزرگ خدا بر داود اين بود كه مى فرمايد: ما به او علم قضا و داورى صحيح و عادلانه داديم (و فصل الخطاب ). تعبير از داورى به ((فصل الخطاب )) به خاطر آن است كه خطاب همان گفتگوهاى طرفين نزاع است ، و فصل به معنى قطع و جدائى است . و مى دانيم گفتگوهاى صاحبان نزاع هنگامى قطع خواهد شد كه داورى صحيحى بين آنها بشود، لذا اين تعبير به معنى قضاوت عادلانه آمده است . اين احتمال در تفسير اين جمله نيز وجود دارد كه خداوند منطق نيرومندى كه از فكر بلند، و عمق انديشه حكايت مى كرد در اختيار داود گذارد، نه تنها در مقام داورى كه در همه جا سخن آخر و آخرين سخن را بيان مى كرد. به راستى با وجود خداوندى كه قدرت دارد به انسان شايسته اى اين همه نيرو و توان بخشد جاى اين نيست كه احدى از لطف او مايوس گردد، و اين نه تنها مايه تسلى خاطر پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) و مؤ منان مكه در آن روز بود كه سخت در فشار بودند، بلكه مايه تسلى همه مؤ منان در بند در همه اعصار و قرون است . ده صفت برجسته داود (عليه السلام ) بعضى از مفسران از چند آيه فوق ده موهبت بزرگ الهى براى داود استفاده كرده اند كه هم مقام والاى اين پيامبر را روشن مى كند و هم ويژگيهاى يك انسان كامل را: 1 - به پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) با آن عظمت مقام دستور مى دهد كه در صبر و شكيبائى به داود اقتدا كند و از تاريخ او كمك گيرد (اصبر على ما يقولون و اذكر). 2 - او را به مقام عبوديت و بندگى توصيف مى كند و در حقيقت نخستين ويژگى او را همين مقام عبوديتش مى شمرد (عبدنا داود) نظير همين معنى را در مورد پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) در مسأله معراج مى خوانيم آنجا كه مى گويد: سبحان الذى اسرى بعبده … منزه است خداوندى كه بنده خود را شبانه حركت داد… (اسراء - 1). 3 - او داراى قوت و قدرت (بر اطاعت پروردگار و پرهيز از گناه و تدبير امور مملكت ) بود (ذا الايد) همانگونه كه در مورد پيغمبر اسلام نيز مى خوانيم هو الذى ايدك بنصره و بالمؤ منين : او كسى است كه تو را با يارى خود تقويت كرد، همچنين به وسيله مؤ منان (انفال - 62). 4 - او را به اواب بودن كه مفهومش بازگشت مكرر و رجوع پى درپى به ساحت قدس خداوند است توصيف مى كند (انه اواب ). 5 - تسخير كوهها را با او در تسبيح صبحگاهان و شامگاهان ، از افتخاراتش مى شمرد (انا سخرنا الجبال معه يسبحن بالعشى و الاشراق ). 6 - هماوازى پرندگان را با او در نيايش و تسبيح خدا يكى از مواهب خدادادى او مى شمرد (و الطير محشورة ). 7 - نه تنها در آغاز با او همصدا بودند كه هر بار او به تسبيح خدا باز مى گشت با او هم آواز مى شدند (كل له اواب ). 8 - خداوند ملك و حكومتى به او داد كه پايه هاى آن را محكم ساخته بود، و وسائل مادى و معنوى براى نيل به اين مقصود را در اختيارش ‍ گذارده بود (و شددنا ملكه ). 9 - سرمايه مهم ديگر خداداديش علم و دانش فوق العاده بود، همان علم و دانشى كه هر جا باشد منبع خير كثير و سرچشمه هر نيكى و بركت است (و آتيناه الحكمة ). 10 - و بالاخره منطقى نيرومند و گفتارى مؤ ثر و نافذ و قدرت بر داورى قاطع و عادلانه به او ارزانى شده بود (و فصل الخطاب ). <3> و به راستى پايه هاى هيچ حكومتى بدون اين صفات : علم ، قدرت منطق ، تقواى الهى ، توانائى بر ضبط نفس ، و نيل به مقام عبوديت پروردگار محكم نمى شود.
سوره : ص    آیه : 18
متن عربی آیه : إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبَالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِشْرَاقِ
ترجمه
ما کوهها را رام کرديم و کوهها هر شامگاه و بامدادان با او تسبيح می کردند
ترجمه فولادوند
ما كوه‏ها را با او مسخّر ساختيم [كه‏] شامگاهان و بامدادان خداوند را نيايش مى‏كردند.
ترجمه مجتبوی
همانا ما كوه‏ها را رام ساختيم كه شبانگاه و بامداد همراه با او تسبيح مى‏كردند،
ترجمه مشکینی
ما كوه‏ها را مسخر كرديم كه با او هر شامگاه و صبحگاه (خدا را) تسبيح مى‏گفتند
ترجمه بهرام پور
ما كوه‏ها را با او مسخر ساختيم كه شامگاهان و بامدادان [خدا را] نيايش مى‏كردند
سوره : ص    آیه : 19
متن عربی آیه : وَالطَّيْرَ مَحْشُورَةً كُلٌّ لَّهُ أَوَّابٌ
ترجمه
و پرندگان بر او گرد می آمدند ، همه فرمانبر او بودند
ترجمه فولادوند
و پرندگان را از هر سو [بر او] گرد [آورديم‏] همگى [به نواى دلنوازش‏] به سوى او بازگشت‏كننده [و خدا را ستايشگر] بودند.
ترجمه مجتبوی
و نيز پرندگان را [رام و] فراهم آمده همه او را فرمانبردار و بازگردنده [به آواز خود با وى به تسبيح‏] بودند.
ترجمه مشکینی
و پرندگان را به گرد او درآورده (رام كرديم) كه هر يك (از كوه‏ها و مرغان به آواى تسبيح و تقديس او) به سوى خدا بازگشت بسيار داشتند
ترجمه بهرام پور
و پرندگان را [بر او] گرد آوريم كه همه به سوى او باز مى‏گشتند [و در فرمانش بودند]
سوره : ص    آیه : 20
متن عربی آیه : وَشَدَدْنَا مُلْكَهُ وَآتَيْنَاهُ الْحِكْمَةَ وَفَصْلَ الْخِطَابِ
ترجمه
فرمانرواييش را استواری بخشيديم و او را حکمت و فصاحت در سخن عطا کرديم
ترجمه فولادوند
و پادشاهيش را استوار كرديم و او را حكمت و كلامِ فيصله‏ دهنده عطا كرديم.
ترجمه مجتبوی
و پادشاهى‏اش را استوار كرديم و او را حكمت- دانش و كردار درست- و گفتار روشن و پاكيزه- كه ميان حق و باطل جدا كند- داديم.
ترجمه مشکینی
و سلطنت او را (به زيادى عدّه و عدّه) تقويت نموديم و او را حكمت (دانش‏هاى عقلى و اجتماعى و شرايع دينى) و سخنانى فيصله‏ دهنده (ميان حق و باطل) عطا كرديم
ترجمه بهرام پور
و حاكميتش را استوار كرديم و او را حكمت و داورى قاطع عطا كرديم
 
تفسیر نمونه
از زندگى داود درس بياموز ((داود)) يكى از پيامبران بزرگ بنى اسرائيل بود، كه حكومتى عظيم داشت ، و در آيات متعددى از قرآن مجيد مقام والاى او ستوده شده ، به دنبال بحثهائى كه در آيات گذشته پيرامون كارشكنيهاى مشركان و بت پرستان ، و نسبتهاى نارواى آنان به پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) آمده بود، قرآن در اينجا براى دلدارى پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) و مؤ منان اندك آن روز داستان داود را مطرح مى كند، داودى كه خداوند آن همه قدرت به او داد، و حتى كوهها و پرندگان را مسخر او ساخت ، تا نشان دهد هنگامى كه لطف او شامل حال كسى باشد كارى از انبوه دشمنان ساخته نيست . ولى اين پيغمبر بزرگ نيز با آن همه قدرت ظاهرى از زخم زبان مردم در امان نماند، تا تسلى خاطرى براى پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) باشد كه اين مسأله منحصر به او نبوده و بزرگان جهان در اين امر شركت داشته اند. نخست مى گويد: در برابر آنچه آنها مى گويند شكيبا باش ، و به خاطر بياور بنده ما را داود صاحب قدرت بود و بسيار توبه كار (اصبر على ما يقولون و اذكر عبدنا داود ذا الايد انه اواب ). ((ايد)) هم به معنى قدرت آمده و هم به معنى نعمت . و داود به هر دو معنى ((ذاالايد)) بود، نيروى جسمانيش در حدى بود كه در ميدان جنگ بنى اسرائيل با جالوت جبار ستمگر با يك ضربه نيرومند به وسيله سنگى كه از فلاخن رها كرد جالوت را از بالاى مركب به روى خاك افكند، و در خون خود غلطيد. بعضى نوشته اند سنگ سينه او را شكافت و از آن طرف بيرون آمد! و از نظر قدرت سياسى ، حكومتى نيرومند داشت كه با قدرت تمام در برابر دشمنان مى ايستاد، حتى گفته اند در اطراف محراب عبادت او هزاران نفر شب تا به صبح به حال آماده باش بودند!. و از نظر قدرت معنوى و اخلاقى و نيروى عبادت چنان بود كه بسيارى از شب را بيدار بود و به عبادت پروردگار مشغول ، و نيمى از روزهاى سال را روزه مى گرفت . از نظر نعمتها خداوند انواع نعم ظاهرى و باطنى را به او ارزانى داشته بود، خلاصه اينكه داود مردى بود نيرومند در جنگها، در عبادت ، در علم و دانش و در حكومت ، و هم صاحب نعمت فراوان . ((اواب )) از ماده ((اوب )) (بر وزن قول ) به معنى بازگشت اختيارى به سوى چيزى است ، و از آنجا كه اواب صيغه مبالغه مى باشد اشاره به اين است كه او بسيار به سوى پروردگارش بازگشت مى كرد، و از كوچكترين غفلت و ترك اولى توبه مى نمود. سپس طبق روش اجمال و تفصيل كه در قرآن مجيد به هنگام ذكر مسائل مختلف معمول است ، بعد از بيان اجمالى نعمتهاى خداوند بر داود، به شرح قسمتى از آن پرداخته ، چنين مى گويد: ما كوهها را مسخر او ساختيم به گونه اى كه هر شامگاه و صبحگاه با او خدا را تسبيح مى گفتند! (انا سخرنا الجبال معه يسبحن بالعشى و الاشراق ). نه تنها كوهها كه پرندگان را نيز دسته جمعى مسخر او كرديم ، تا همراه او تسبيح خدا گويند (و الطير محشورة ). همه اين پرندگان و كوهها مطيع فرمان داود و هم صدا با او و بازگشت كننده به سوى او بودند (كل له اواب ). ضمير ((له )) ممكن است به ((داود)) باز گردد، بنابراين مفهوم جمله همان خواهد بود كه در بالا گفتيم ، اين احتمال نيز داده شده كه به ذات پاك خداوند برگردد يعنى همه ذرات عالم به سوى او باز مى گردند و سر بر فرمان او دارند. در اينكه هم صدا شدن كوهها و پرندگان با داود چگونه بوده ؟ در ميان مفسران گفتگو است : 1 - گاه احتمال داده اند كه اين صداى گيرا و جذاب و پر طنين داود بود كه در كوهها منعكس مى شد و پرندگان را به سوى خود جذب مى كرد (البته اين فضيلت مهمى محسوب نمى شود كه قرآن از آن با آنهمه عظمت ياد كند). 2 - گاه گفته اند كه اين تسبيح توأم با صداى ظاهرى و همراه با نوعى درك و شعور بوده كه در باطن ذرات عالم است ، طبق اين نظر تمامى موجودات جهان از يك نوع عقل و شعور برخوردارند، و هنگامى كه صداى دل انگيز اين پيامبر بزرگ را به وقت مناجات مى شنيدند با او هم صدا مى شدند، و غلغله تسبيح آنها درهم مى آميخت . 3 - بعضى نيز احتمال داده اند كه اين همان تسبيح تكوينى است كه همه موجودات با زبان حال دارند، و نظام خلقت آنها به خوبى حكايت مى كند كه خداوند از هر عيب و نقص پاك و منزه است و داراى علم و قدرت و هر گونه صفات كمال . ولى اين معنى اختصاص به داود ندارد كه از ويژگيهاى او شمرده شود بنابراين از همه مناسبتر تفسير دوم است ، و اين از قدرت خدا بعيد نيست ، اين زمزمه اى بود كه در درون اين موجودات جهان و در مكنون باطن آنها هميشه جريان داشت ، اما خداوند به نيروى اعجاز آنرا براى داود ظاهر مى ساخت ، همانگونه كه در مورد تسبيح سنگريزه در كف پيغمبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) نيز مشهور است . آيه بعد همچنان به ذكر نعمتهاى خداوند بر داود ادامه داده ، مى فرمايد:ما نظام حكومت او را استحكام بخشيديم (و شددنا ملكه ). آنچنان كه همه سركشان و طاغيان و دشمنان از او حساب مى بردند. علاوه بر اين به او حكمت و علم و دانش داديم (و آتيناه الحكمة ). همان حكمتى كه قرآن درباره آن مى گويد: و من يؤ ت الحكمة فقد اوتى خيرا كثيرا: هر كس حكمت به او اعطا شده خير فراوان نصيب او شده است . ((حكمت )) در اينجا به معنى علم و دانش و نيروى تدبير امور كشور يا مقام نبوت و يا همه اينها است . ((حكمت )) گاه جنبه علمى دارد كه از آن تعبير به ((معارف عاليه )) مى شود، و گاه جنبه عملى كه از آن تعبير به ((اخلاق و عمل صالح )) مى گردد، و داود از همه اينها بهره وافر داشت . آخرين نعمت بزرگ خدا بر داود اين بود كه مى فرمايد: ما به او علم قضا و داورى صحيح و عادلانه داديم (و فصل الخطاب ). تعبير از داورى به ((فصل الخطاب )) به خاطر آن است كه خطاب همان گفتگوهاى طرفين نزاع است ، و فصل به معنى قطع و جدائى است . و مى دانيم گفتگوهاى صاحبان نزاع هنگامى قطع خواهد شد كه داورى صحيحى بين آنها بشود، لذا اين تعبير به معنى قضاوت عادلانه آمده است . اين احتمال در تفسير اين جمله نيز وجود دارد كه خداوند منطق نيرومندى كه از فكر بلند، و عمق انديشه حكايت مى كرد در اختيار داود گذارد، نه تنها در مقام داورى كه در همه جا سخن آخر و آخرين سخن را بيان مى كرد. به راستى با وجود خداوندى كه قدرت دارد به انسان شايسته اى اين همه نيرو و توان بخشد جاى اين نيست كه احدى از لطف او مايوس گردد، و اين نه تنها مايه تسلى خاطر پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) و مؤ منان مكه در آن روز بود كه سخت در فشار بودند، بلكه مايه تسلى همه مؤ منان در بند در همه اعصار و قرون است . ده صفت برجسته داود (عليه السلام ) بعضى از مفسران از چند آيه فوق ده موهبت بزرگ الهى براى داود استفاده كرده اند كه هم مقام والاى اين پيامبر را روشن مى كند و هم ويژگيهاى يك انسان كامل را: 1 - به پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) با آن عظمت مقام دستور مى دهد كه در صبر و شكيبائى به داود اقتدا كند و از تاريخ او كمك گيرد (اصبر على ما يقولون و اذكر). 2 - او را به مقام عبوديت و بندگى توصيف مى كند و در حقيقت نخستين ويژگى او را همين مقام عبوديتش مى شمرد (عبدنا داود) نظير همين معنى را در مورد پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) در مسأله معراج مى خوانيم آنجا كه مى گويد: سبحان الذى اسرى بعبده ... منزه است خداوندى كه بنده خود را شبانه حركت داد... (اسراء - 1). 3 - او داراى قوت و قدرت (بر اطاعت پروردگار و پرهيز از گناه و تدبير امور مملكت ) بود (ذا الايد) همانگونه كه در مورد پيغمبر اسلام نيز مى خوانيم هو الذى ايدك بنصره و بالمؤ منين : او كسى است كه تو را با يارى خود تقويت كرد، همچنين به وسيله مؤ منان (انفال - 62). 4 - او را به اواب بودن كه مفهومش بازگشت مكرر و رجوع پى درپى به ساحت قدس خداوند است توصيف مى كند (انه اواب ). 5 - تسخير كوهها را با او در تسبيح صبحگاهان و شامگاهان ، از افتخاراتش مى شمرد (انا سخرنا الجبال معه يسبحن بالعشى و الاشراق ). 6 - هماوازى پرندگان را با او در نيايش و تسبيح خدا يكى از مواهب خدادادى او مى شمرد (و الطير محشورة ). 7 - نه تنها در آغاز با او هم صدا بودند كه هر بار او به تسبيح خدا باز مى گشت با او هم آواز مى شدند (كل له اواب ). 8 - خداوند ملك و حكومتى به او داد كه پايه هاى آن را محكم ساخته بود، و وسائل مادى و معنوى براى نيل به اين مقصود را در اختيارش ‍ گذارده بود (و شددنا ملكه ). 9 - سرمايه مهم ديگر خداداديش علم و دانش فوق العاده بود، همان علم و دانشى كه هر جا باشد منبع خير كثير و سرچشمه هر نيكى و بركت است (و آتيناه الحكمة ). 10 - و بالاخره منطقى نيرومند و گفتارى مؤ ثر و نافذ و قدرت بر داورى قاطع و عادلانه به او ارزانى شده بود (و فصل الخطاب ). و به راستى پايه هاى هيچ حكومتى بدون اين صفات : علم ، قدرت منطق ، تقواى الهى ، توانائى بر ضبط نفس ، و نيل به مقام عبوديت پروردگار محكم نمى شود.
 
پی نوشت ها:
1-«ايد» جمع «يد» به معني «دست» مي باشد ، سپس به مناسبت اينکه دست مظهر قدرت و بخشيدن نعمت و سلطه و مالکيت است ، در همه اين معاني به کار رفته است.
2-«معه» ممکن است متعلق به ««يسبحن» باشد ، بنابراين همصدا شدن کوهها را با داود بيان مي کند شبيه آنچه در آيه 10 سوره سبا آمده ياجبال اوبي معه و ممکن است متعلق به «سخرنا» بوده باشد ، و در اين صورت مفهوم جمله اين است که «ما کوهها را مسخر او ساختيم» اما تعبير به «معه» بجاي «له» براي بيان اين نکته است که اين تسخير در زمينه همآوازي در تسبيح بوده است.
3-تفسير کبير فخر رازي ذيل آيات مورد بحث جلد 26 صفحه 183
وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

alizare1

alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد
دسترسی سریع به انجمن ها