عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

دعاهاي پربار ابراهيم از پيشگاه پروردگار

دعاهاي پربار ابراهيم از پيشگاه پروردگار
دوشنبه 20 تیر 1390  06:29 ق.ظ

دعاهاي پربار ابراهيم از پيشگاه پروردگارقسمت اول
سوره : ابراهيم    آیه : 35
متن عربی آیه : وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَـذَا الْبَلَدَ آمِنًا وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَن نَّعْبُدَ الأَصْنَامَ
 
ترجمه
و ابراهيم گفت : ای پروردگار من ، اين سرزمين را ايمن گردان و مرا و فرزندانم را از پرستش بتان دور بدار
ترجمه فولادوند
و [ياد كن‏] هنگامى را كه ابراهيم گفت: «پروردگارا، اين شهر را ايمن گردان، و مرا و فرزندانم را از پرستيدن بتان دور دار.
ترجمه مجتبوی
و [ياد كن‏] آنگاه كه ابراهيم گفت: اى پروردگار من، اين شهر- مكه- را ايمن ساز و مرا و فرزندانم را از پرستش بتها دور دار.
ترجمه مشکینی
و (به ياد آر) هنگامى كه ابراهيم گفت: پروردگارا، اين شهر را (شهر مكه آينده را كه در آيه 126 بقره نيز خواسته) حرمى امن قرار ده و مرا و پسرانم را از پرستيدن بت‏ها دور بدار
ترجمه بهرام پور
و آن‏گاه كه ابراهيم گفت: پروردگارا! اين شهر را ايمن گردان و من و فرزندانم را از پرستش بتان دور بدار
 
تفسیر نمونه
دعاهاى سازنده ابراهيم بت شكن از آنجا كه در آيات گذشته از يكسو بحث از مؤ منان راستين و شاكران در برابر نعمتهاى خدا در ميان بود، به دنبال آن در آيات مورد بحث گوشهاى از دعاها و درخواستهاى ابراهيم بنده مقاوم و شاكر خدا را بيان مى كند تا تكميلى باشد براى هر بحث گذشته و سرمشق و الگوئى براى آنها كه مى خواهند از نعمتهاى الهى بهترين بهره را بگيرند. نخست مى گويد: به خاطر بياوريد زمانى را كه ابراهيم به پيشگاه خدا عرضه داشت ، پروردگارا اين شهر (مكه ) را سرزمين امن و امان قرار ده (و اذ قال ابراهيم رب اجعل هذا البلد آمنا). و من و فرزندانم را مشمول لطف و عنايتت بنما و از پرستش بتها دور نگاهدار (و اجنبنى و بنى ان نعبد الاصنام ). چرا كه من ميدانم بت پرستى چه بلاى بزرگ و خانمانسوزى است ، و با چشم خود قربانيان اين راه را ديده ام پروردگارا اين بتها بسيارى از مردم را گمراه ساخته اند (رب انهن اظللن كثيرا من الناس ). آنهم چه گمراهى خطرناكى كه همه چيز خود حتى عقل و خرد خويش را در اين راه باخته اند. خداوند من ، من دعوت به توحيد تو مى كنم ، و همه را به سوى تو مى خوانم ، هر كس از من پيروى كند او از من است ، و هر كس نافرمانى من كند اگر قابل هدايت و بخشش است در باره او محبت كن چرا كه تو بخشنده و مهربانى (فمن تبعنى فانه منى و من عصانى فانك غفور رحيم ). در حقيقت ابراهيم با اين تعبير مى خواهد به پيشگاه خداوند چنين عرض كند كه حتى اگر فرزندان من از مسير توحيد منحرف گردند، و به بت توجه كنند از من نيستند، و اگر بيگانگان در اين خط باشند آنها همچون فرزندان و برادران منند. اين تعبير مؤ دبانه و بسيار محبت آميز ابراهيم نيز قابل توجه است ، نمى گويد هر كس نافرمانى من كند از من نيست ، و او را چنين و چنان كيفر كن ، بلكه مى گويد هر كس نافرمانى من كند تو بخشنده و مهربانى ! سپس دعا و نيايش خود را اين چنين ادامه مى دهد: پروردگارا! من بعضى از فرزندانم را در سرزمين فاقد هر گونه زراعت و آب و گياه ، نزد خانهاى كه حرم تو است گذاشتم تا نماز را بر پاى دارند (ربنا انى اسكنت من ذريتى بواد غير ذى زرع عند بيتك المحرم ربنا ليقيموا الصلوة ). و اين هنگامى بود كه ابراهيم پس از آنكه خدا از كنيزش هاجر، پسرى به او داد و نامش را اسماعيل گذاشت ، حسادت همسر نخستينش ((ساره )) تحريك شد و نتوانست حضور هاجر و فرزندش را تحمل كند، از ابراهيم خواست كه آن مادر و فرزند را به نقطه ديگرى ببرد، و ابراهيم طبق فرمان خدا در برابر اين درخواست تسليم شد. اسماعيل و مادرش هاجر را به سرزمين مكه كه در آن روز يك سرزمين خشك و خاموش و فاقد همه چيز بود آورد، و در آنجا گذارد، و با آنها خدا حافظى كرد و رفت . چيزى نگذشت كه اين كودك و آن مادر در آن آفتاب گرم و داغ تشنه شدند، هاجر براى نجات جان كودكش ‍ سعى و تلاش فراوان كرد، اما خدائى كه اراده كرده بود، آن سرزمين يك كانون بزرگ عبادت گردد، چشمه زمزم را آشكار ساخت ، چيزى نگذشت كه قبيله بيابانگرد جرهم كه از نزديكى آنجا مى گذشتند، از ماجرا آگاه شدند و در آنجا رحل اقامت افكندند و مكه كم كم شكل گرفت . سپس ابراهيم دعاى خودش را اين چنين ادامه مى دهد: خداوندا! اكنون كه آنها در اين بيابان سوزان براى احترام خانه بزرگ تو مسكن گزيده اند، تو قلوب گروهى از مردم را به آنها متوجه ساز و مهر آنها را در دلهايشان بيفكن (فاجعل افئدة من الناس تهوى اليهم ). و آنها را از انواع ميوه ها (ثمرات مادى و معنوى ) بهره مند كن ، شايد شكر نعمتهاى تو را ادا كنند (و ارزقهم من الثمرات لعلهم يشكرون ). و از آنجا كه يك انسان موحد و آگاه مى داند كه علم او در برابر علم خداوند محدود است و مصالح او را تنها خدا مى داند، چه بسا چيزى از خدا بخواهد كه صلاح او در آن نيست ، و چه بسا چيزهائى كه نخواهد اما صلاح او در آنست ، و گاهى مطالبى در درون جان او است كه نمى تواند همه را بر زبان آورد، لذا بدنبال تقاضاهاى گذشته چنين عرض مى كند: پروردگارا! تو آنچه را كه ما پنهان مى داريم و يا آشكار مى سازيم بخوبى مى دانى (ربنا انك تعلم ما نخفى و ما نعلن ). و هيچ چيز در زمين و آسمان بر خدا مخفى نمى ماند (و ما يخفى على الله من شى ء فى الارض و لا فى السماء). اگر من از فراق فرزند و همسرم غمگين هستم تو مى دانى ، و اگر قطره هاى اشكم آشكارا از چشمم سرازير مى شود تو مى بينى . اگر اندوه فراق قلب مرا احاطه كرده و با شادى از انجام وظيفه و اطاعت فرمان تو آميخته است باز هم مى دانى . و اگر بهنگام جدائى از همسرم به من مى گويد: الى من تكلنى مرا به كه مى سپارى ؟! تو از همه اينها آگاهى ، و آينده اين سرزمين و آينده آنها كه سخت به هم گره خورده است همه در پيشگاه علمت روشن است . سپس به شكر نعمتهاى خداوند كه يكى از مهمترين آنها در حق ابراهيم همان صاحب دو فرزند برومند شدن ، بنام اسماعيل و اسحاق ، آنهم در سن پيرى بود، اشاره كرده مى گويد: حمد و سپاس خدائى را كه بهنگام كبر سن ، اسماعيل و اسحاق را به من بخشيد و دعاى مرا به اجابت رسانيد (الحمد لله الذى وهب لى على الكبر اسماعيل و اسحاق ). <1> ((آرى خداى من حتما دعاها را مى شنود)) (ان ربى لسميع الدعاء). و باز به تقاضا و نيايش و دعا ادامه مى دهد و عرض مى كند: پروردگارا مرا بر پا كننده نماز قرار ده و از فرزندان من نيز چنين كن اى خداى من (رب اجعلنى مقيم الصلاة و من ذريتى ). ((پروردگارا دعاى ما را بپذير)) (ربنا و تقبل دعاء). و آخرين تقاضا و دعاى ابراهيم در اينجا اينست كه : پروردگارا مرا و پدر و مادرم و همه مؤ منان را در روزى كه حساب بر پا مى شود ببخش و بيامرز (ربنا اغفر لى و لوالدى و للمؤ منين يوم يقوم الحساب ). 1 - آيا مكه در آن زمان شهر بود؟ در آيات فوق ديديم كه ابراهيم يكبار عرض مى كند خداوندا من فرزندم را در يك سرزمين فاقد آب و آبادى و زراعت گذاشتم ، اين مسلما اشاره به آغاز ورود او در سرزمين مكه است كه در آن موقع نه آب بود و آبادى و نه خانه و ساكن خانه ، تنها بقاياى خانه خدا در آنجا بچشم مى خورد، و يك مشت كوههاى خشك و بى آب و علف ! ولى مى دانيم اين تنها سفر ابراهيم به سرزمين مكه نبود بلكه باز هم مكرر به اين سرزمين مقدس گام گذارد، در حالى كه مكه تدريجا شكل شهرى را بخود مى گرفت ، و قبيله جرهم در آنجا ساكن شده بودند، و پيدايش ‍ چشمه زمزم آنجا را قابل سكونت ساخت . به نظر مى رسد كه اين دعاهاى ابراهيم در يكى از اين سفرها بوده ، و لذا مى گويد خداوندا اين شهر را محل امن و امان قرار ده . و اگر سخن از وادى غير ذى ذرع مى گويد يا از گذشته خبر مى دهد و خاطره نخستين سفرش را بازگو مى نمايد، و يا اشاره به اين است كه سرزمين مكه حتى پس از شهر شدن سرزمينى است غير قابل زراعت كه بايد احتياجاتش را از بيرون بياورند، چرا كه از نظر جغرافيائى در ميان يك مشت كوههاى خشك بسيار كم آب واقع شده . 2 - امنيت سرزمين مكه : جالب اينست كه ابراهيم نخستين تقاضائى را كه در اين سرزمين از خداوند كرد تقاضاى امنيت بود، اين نشان مى دهد كه نعمت امنيت نخستين شرط براى زندگى انسان و سكونت در يك منطقه ، و براى هر گونه عمران و آبادى و پيشرفت و ترقى است ، و به راستى هم چنين است . اگر جائى امن نباشد قابل سكونت نيست ، هر چند تمام نعمتهاى دنيا در آن جمع باشد، اصولا شهر و ديار و كشورى كه فاقد نعمت امنيت است همه نعمتها را از دست خواهد داد!. در اينجا به اين نكته نيز بايد توجه داشت كه خداوند دعاى ابراهيم را در باره امنيت مكه از دو سو اجابت كرد: هم امنيت تكوينى به آن داد، زيرا شهرى شد كه در طول تاريخ حوادث نا امن كننده كمتر به خود ديده ، و هم امنيت تشريعى ، يعنى خدا فرمان داده كه همه انسانها و حتى حيوانها در اين سرزمين در امن و امان باشند. صيد كردن حيوانات آن ممنوع است و حتى تعقيب مجرمانى كه به اين حرم و خانه كعبه پناه برند جايز نيست ، تنها مى توان براى اجراى عدالت در حق چنين مجرمان آذوقه را بر آنها بست تا بيرون آيند و تسليم شوند. 3 - چرا ابراهيم تقاضاى دورى از بت پرستى مى كند: شك نيست كه ابراهيم پيامبر معصوم بود و فرزندان بلا واسطه او كه به طور قطع در كلمه ((بنى )) در آيه فوق داخل هستند يعنى اسماعيل و اسحاق نيز پيامبران معصوم بودند، ولى با اين حال تقاضا مى كند كه خدايا من و آنها را از پرستش بتها دور دار!. اين دليل بر تاكيد هر چه بيشتر روى مساله مبارزه با بت پرستى است كه حتى پيامبران معصوم و بت شكن ، نيز تقاضائى را در اين زمينه از خدا مى كنند، اين درست شبيه تاكيد كردن پيامبر در وصايايش به على (عليهالسلام ) - يا امامان ديگر نسبت به جانشين خود - در زمينه نماز است كه هرگز احتمال ترك آن در مورد آنها مفهوم نداشت بلكه اصولا نماز با تلاش و كوشش آنها بر پا شده بود. اكنون اين ((سؤ ال )) پيش مى آيد كه چگونه ابراهيم گفت : پروردگارا اين بتها بسيارى از مردم را گمراه ساخته اند، در حالى كه سنگ و چوبى بيش نبودند و قدرت بر گمراه ساختن مردم نداشتند. پاسخ اين سؤ ال را اينجا مى توان دريافت كه اولا: بتها هميشه از سنگ و چوب نبودند بلكه گاهى فرعونها و نمرودها مردم را به پرستش خود دعوت مى كردند، و خود را رب اعلى ، و زنده كننده و مى راننده مى ناميدند. ثانيا - گاه بتهاى سنگ و چوبى را متوليان و كارگردانان آنچنان مى آراستند و تشريفات براى آنها قائل مى شدند كه براى عوام ساده لوح به راستى گمراه كننده بودند. 4 - تابعان ابراهيم كيانند؟ در آيات فوق خوانديم كه ابراهيم مى گويد: خداوندا كسانى كه از من تبعيت كنند از من هستند، آيا پيروان ابراهيم تنها همانها بودند كه در عصر او يا اعصار بعد در كيش و مذهب او بوده اند، و يا همه موحدان و خداپرستان جهان را - به حكم اينكه ابراهيم سمبل توحيد و بت شكنى بود - شامل مى شود؟ از آيات قرآن - آنجا كه آئين اسلام را ملت و آئين ابراهيم معرفى مى كند <2> به خوبى استفاده مى شود كه دعاى ابراهيم همه موحدان و مبارزان راه توحيد را شامل مى گردد. در رواياتى كه از ائمه اهل بيت (عليهمالسلام ) نيز به ما رسيده اين تفسير تاييد شده است . از جمله در روايتى از امام باقر (عليهالسلام ) مى خوانيم : من احبنا فهو منا اهل البيت قلت جعلت فداك : منكم ؟! قال منا و الله ، اما سمعت قول ابراهيم من تبعنى فانه منى : هر كس ما را دوست دارد (و به سيره ما اهل بيت است ، راوى سؤ ال مى كند فدايت شوم براستى از شما؟ فرمود: بخدا سوگند از ما است ، آيا گفتار ابراهيم را نشنيده اى كه مى گويد من تبعنى فانه منى هر كس از من پيروى كند او از من است . <3> اين حديث نشان مى دهد كه تبعيت از مكتب و پيوند برنامه ها سبب ورود به خانواده از نظر معنوى مى شود. در حديث ديگرى از امام امير المؤ منين على (عليهالسلام ) مى خوانيم كه فرمود: نحن آل ابراهيم افترغبون عن ملة ابراهيم و قد قال الله تعالى فمن تبعنى فانه منى : ما از خاندان ابراهيم هستيم آيا از ملت و آئين ابراهيم رو مى گردانيد در حالى كه خداوند (از قول ابراهيم چنين نقل مى كند) هر كس از من پيروى كند او از من است . 5 - وادى غير ذى ذرع و حرم امن خدا كسانى كه به مكه رفته اند به خوبى مى دانند خانه خدا و مسجد الحرام و بطور كلى مكه در لابلاى يك مشت كوههاى خشك و بى آب و علف قرار گرفته است ، گوئى صخره ها را قبلا در تنور داغى بريان كرده اند و بعد بر جاى خود نصب نموده اند. <4> در عين حال اين سرزمين خشك و سوزان بزرگترين مركز عبادت و پر سابقه ترين كانون توحيد در روى زمين است ، به علاوه حرم امن خدا است ، و همانگونه كه گفتيم هم داراى امنيت تكوينى و هم تشريعى است . در اينجا براى بسيارى اين سؤ ال پيش مى آيد كه چرا چنين مركز مهمى را خداوند در چنان سرزمينى قرار داده ؟ على (عليهالسلام ) در خطبه قاصعه با رساترين عبارات و زيباترين تعبيرات فلسفه اين انتخاب را بيان فرموده است : وضعه باوعر بقاع الارض حجرا و اقل نتائق الدنيا مدرا… بين جبال خشنة و رمال دمثة … و لو اراد سبحانه ان يضع بيته الحرام و مشاعره العظام بين جنات و انهار و سهل و قرار، جم الاشجار، دانى الثمار، ملتف البنى ، متصل القرى ، بين برة سمراء و روضة خضراء، و ارياف محدقة ، و عراص مغدقة و رياض ناظرة و طرق عامرة ، لكان قد صغر قدر الجزاء على حسب ضعف البلاء، و لو كان الاساس المحمول عليها و الاحجار المرفوع بها، بين زمردة خضراء، و ياقوتة حمراء، و نور و ضياء، لخفف ذلك مصارعة الشك فى الصدور، و لوضع مجاهدة ابليس عن القلوب ، و لنفى معتلج الريب من الناس ، و لكن الله يختبر عباده بانواع الشدائد، و يتعبدهم بانواع المجاهد و يبتليهم بضروب المكاره ، اخراجا للتكبر من قلوبهم ، و اسكانا للتذلل فى نفوسهم ، و ليجعل ذلك ابوابا فتحا الى فضله ، و اسبابا ذللا لعفوه . <5> خدا خانه اش را در پر سنگلاخ ‌ترين مكانها و بى گياه ترين نقاط زمين … در ميان كوههاى خشن و شنهاى فراوان قرار داد. اگر خدا مى خواست خانه و حرمش را و محل انجام عبادت بزرگ حج را در ميان باغها و نهرها و سرزمينهاى هموار و پر درخت و باغهاى پر ثمر، در منطقهاى آباد، داراى كاخهاى بسيار و آباديهاى به هم پيوسته بى شمار، در ميان گندم زارها و بوستانهاى پر گل و گياه ، در لابلاى باغهاى زيبا و پر طراوت و پر آب ، در وسط گلستانى بهجت زا با جاده هائى آباد، قرار دهد مى توانست ، ولى به همان نسبت كه آزمايش بزرگ حج و عبادت راحت تر و ساده تر مى شد، پاداش و جزا نيز كمتر بود. و اگر خدا مى خواست به خوبى مى توانست پايه هاى خانه كعبه و سنگهائى كه ساختمان آن را تشكيل مى دهد از زمرد سبز، و ياقوت سرخ ، و نور و روشنائى قرار دهد، مى توانست ، ولى در اين حال شك و ترديد، كمتر در دل ظاهربينان رخنه مى كرد، و وسوسه هاى پنهانى شيطان به سادگى دور مى شد. ولى خدا مى خواهد بندگانش را با انواع شدائد بيازمايد، و با انواع مشكلات در طريق انجام عبادتش روبرو كند، تا تكبر از قلبهايشان فرو ريزد، و خضوع و فروتنى در آن جايگزين گردد و در پرتو اين فروتنى و خضوع درهاى فضل و رحمتش را به روى آنها بگشايد و وسائل عفو خويش را به آسانى در اختيار - شان قرار دهد. 6 - تقاضاهاى هفتگانه ابراهيم در آياتى كه گذشت ، ابراهيم قهرمان توحيد و نيايش و مبارزه با بت و بت پرست و ظالم و ستمگر هفت تقاضا از خداى مى كند كه نخستين آن تقاضاى امنيت شهر مكه ، آن كانون بزرگ جامعه توحيدى است (و چه پر معنى است اين تقاضا). دومين تقاضايش دور ماندن از پرستش بتها است ، كه اساس و پايه همه عقائد و برنامه هاى دينى را در بر مى گيرد: سومين تقاضايش تمايل دلها و توجه افكار عمومى توده هاى خدا پرستان كه بزرگترين سرمايه يك انسان در اجتماع است ، نسبت به فرزندان و پيروان مكتبش مى باشد. چهارمين تقاضا بهره مند شدن از انواع ثمرات آنهم به عنوان مقدمه اى براى شكرگذارى و توجه بيشتر به خالق آن نعمتها است . پنجمين تقاضايش توفيق براى برپا داشتن نماز كه بزرگترين پيوند انسان با خدا است مى باشد، نه تنها براى خودش كه براى فرزندانش نيز همين تقاضا را مى كند. ششمين خواسته ابراهيم پذيرش دعاى او است و مى دانيم خدا دعائى را مى پذيرد كه از قلبى پاك و روحى بى آلايش برخيزد كه در واقع اين تقاضا به طور ضمنى مفهومش تقاضاى توفيق پاك داشتن قلب و روح از هر گونه آلايشى مى باشد. و سرانجام هفتمين و آخرين تقاضايش آنست كه اگر لغزشى از او سر زده ، خداوند بخشنده و مهربان او را مشمول لطف و آمرزش خود قرار دهد، و همچنين پدر و مادرش و همه مؤ منان را از اين لطف و مرحمت ، در روز رستاخيز بهره مند سازد. به اين ترتيب تقاضاهاى هفتگانه ابراهيم از امنيت شروع مى شود، و به آمرزش پايان مى پذيرد، و جالب اينكه اينها را نه تنها براى خود مى طلبد، كه براى ديگران نيز همين تقاضاها را دارد، چرا كه مردان خدا هرگز انحصار طلب نبوده و نخواهند بود! 7 - آيا ابراهيم براى پدرش دعا مى كند؟ بدون شك ((آزر)) بت پرست بود، و چنانكه قرآن مى گويد تلاشها و كوششهاى ابراهيم براى هدايتش ‍ مؤ ثر نيفتاد، و اگر قبول كنيم كه آزر پدر ابراهيم بوده اين سؤ ال پيش مى آيد كه چرا در آيات فوق ابراهيم تقاضاى آمرزش براى او كرد در حالى كه قرآن صريحا مؤ منان را از استغفار كردن براى مشركان باز داشته است (سوره توبه - آيه 113). و از اينجا روشن مى شود كه نمى توان ((آزر)) را پدر ابراهيم دانست ، و اينكه گفته اند كلمه اب در لغت عرب گاهى به عمو نيز اطلاق مى شود با توجه به آيات مورد بحث كاملا قابل قبول است . خلاصه اينكه ((اب )) و ((والد)) در لغت عرب با هم متفاوتند، كلمه والد كه در آيات فوق نيز به كار رفته منحصرا به معنى پدر است ، ولى كلمه اب كه در مورد آزر آمده ، مى تواند به معنى عمو بوده باشد. از انضمام آيات فوق با آياتى كه در سوره توبه در زمينه نهى از استغفار براى مشركان آمده چنين نتيجه مى گيريم كه آزر حتما پدر ابراهيم نبود. <6>
 
سوره : ابراهيم    آیه : 36
متن عربی آیه : رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ فَمَن تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي وَمَنْ عَصَانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ
 
ترجمه
ای پروردگار من ، اينها بسياری از مردم را گمراه کرده اند ، پس هر کس که از من پيروی کند از من است و هر کس فرمان من نبرد ، تو آمرزنده و مهربانی
ترجمه فولادوند
پروردگارا، آنها بسيارى از مردم را گمراه كردند. پس هر كه از من پيروى كند، بى گمان، او از من است، و هر كه مرا نافرمانى كند، به يقين، تو آمرزنده و مهربانى.
ترجمه مجتبوی
پروردگارا، آنها
ترجمه مشکینی
پروردگارا، آن بت‏ها بسيارى از مردم را گمراه كردند (سبب گمراهى آنها شدند)، پس هر كه از من پيروى كند او از من است، و هر كه مرا نافرمانى كند همانا تو بسيار آمرزنده و مهربانى
ترجمه بهرام پور
پروردگارا! آنها بسيارى از مردم را گمراه كرده‏اند پس هر كه از من پيروى كرد بى‏گمان او از من است، و هر كه نافرمانى كرد همانا تو آمرزنده و مهربانى
 
سوره : ابراهيم    آیه : 37
متن عربی آیه : رَّبَّنَا إِنِّي أَسْكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِندَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُواْ الصَّلاَةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِّنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُم مِّنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ
 
ترجمه
ای پروردگار ما ، برخی از فرزندانم را به واديی بی هيچ کشته ای ،، نزديک خانه گرامی تو جای دادم ، ای پروردگار ما ، تا نماز بگزارند دلهای مردمان چنان کن که هوای آنها کند و از هر ثمره ای روزيشان ده ، باشد که سپاس گزارند
ترجمه فولادوند
پروردگارا، من [يكى از] فرزندانم را در درّه‏اى بى‏كشت، نزد خانه محترم تو، سكونت دادم. پروردگارا، تا نماز را به پا دارند، پس دلهاى برخى از مردم را به سوى آنان گرايش ده و آنان را از محصولات [مورد نيازشان‏] روزى ده، باشد كه سپاسگزارى كنند.
ترجمه مجتبوی
پروردگارا، من برخى از فرزندانم را به دره‏اى بى‏كشت، نزديك خانه شكوهمند تو جاى دادم، پروردگارا، تا نماز به پا دارند، پس دلهايى از مردمان را چنان كن كه به سوى آنان گرايند، و از ميوه‏ها روزيشان ده، باشد كه سپاس گزارند
ترجمه مشکینی
پروردگارا، همانا من بعضى از فرزندانم را (اسماعيل را به همراه مادرش) در دره‏اى بى‏كشت و زرع در نزد خانه محترم و مصون تو ساكن كردم، پروردگارا تا نماز را برپا دارند، پس چنان كن كه دل‏هايى از مردم به سوى آنها ميل كنند، و از محصولات گوناگون روزى آنان گردان، باشد كه سپاس‏گزارند
ترجمه بهرام پور
پروردگارا! من برخى فرزندانم را در درّه‏اى بى‏آب و علف در جوار خانه مكرّم تو اسكان دادم پروردگارا! تا نماز را به پا دارند. پس دل‏هايى از مردم را به سوى آنها مايل گردان و از ميوه‏ها روزيشان ده تا شكر گزارند
 
سوره : ابراهيم    آیه : 38
متن عربی آیه : رَبَّنَا إِنَّكَ تَعْلَمُ مَا نُخْفِي وَمَا نُعْلِنُ وَمَا يَخْفَى عَلَى اللّهِ مِن شَيْءٍ فَي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء
 
ترجمه
ای پروردگار ما ، هر چه را پنهان می داريم يا آشکار می سازيم تو بدان آگاهی و بر خدا هيچ چيز در زمين و آسمان پوشيده نيست
ترجمه فولادوند
پروردگارا، بى‏گمان تو آنچه را كه پنهان مى‏داريم و آنچه را كه آشكار مى‏سازيم مى‏دانى، و چيزى در زمين و در آسمان بر خدا پوشيده نمى‏ماند.
ترجمه مجتبوی
پروردگارا، هر چه را پنهان كنيم يا آشكار سازيم تو مى‏دانى و هيچ چيز در زمين و آسمان بر خدا پوشيده نيست
ترجمه مشکینی
پروردگارا، مسلّما تو آنچه را ما پنهان مى‏كنيم و آنچه را آشكار مى‏سازيم مى‏دانى، و چيزى در زمين و آسمان بر خدا پنهان نيست
ترجمه بهرام پور
پروردگارا! بى‏گمان، هر چه را نهان كنيم يا عيان كنيم تو مى‏دانى و هيچ چيز در زمين و آسمان بر خدا پنهان نمى‏ماند
 
سوره : ابراهيم    آیه : 39
متن عربی آیه : الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعَاء
 
ترجمه
سپاس خدايی را که در اين پيری اسماعيل و اسحاق را به من عطا کرد، پروردگار من دعاها را می شنود
ترجمه فولادوند
سپاس خداى را كه با وجود سالخوردگى، اسماعيل و اسحاق را به من بخشيد. به راستى پروردگار من شنونده دعاست.
ترجمه مجتبوی
سپاس و ستايش آن خداى راست كه مرا در پيرى اسماعيل و اسحاق بخشيد، هر آينه پروردگارم شنواى دعاست
ترجمه مشکینی
سپاس و ستايش خدايى راست كه به من در سر پيرى اسماعيل و اسحاق را بخشيد، حقّا كه پروردگار من شنونده و اجابت‏كننده دعا است
ترجمه بهرام پور
ستايش خداى را كه در وقت پيرى، اسماعيل و اسحاق را به من عطا كرد. به راستى پروردگار من شنونده‏ى دعاست
 
سوره : ابراهيم    آیه : 40
متن عربی آیه : رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاَةِ وَمِن ذُرِّيَّتِي رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاء
 
ترجمه
ای پروردگار من ، مرا و فرزندان مرا بر پای دارندگان نماز گردان ای پروردگار ما ، دعای مرا بپذير
ترجمه فولادوند
پروردگارا، مرا برپادارنده نماز قرار ده، و از فرزندان من نيز. پروردگارا، و دعاى مرا بپذير.
ترجمه مجتبوی
پروردگارا، مرا برپا دارنده نماز كن و از فرزندانم نيز و پروردگارا، دعاى مرا بپذير
ترجمه مشکینی
پروردگارا، مرا برپادارنده نماز قرار ده و از اولاد من (نيز نمازگزاران قرار ده)، و اى پروردگار، دعاى مرا اجابت نما
ترجمه بهرام پور
پروردگارا! مرا به پا دارنده‏ى نماز كن و فرزندان مرا نيز. پروردگارا! و دعاى مرا بپذير
 
سوره : ابراهيم    آیه : 41
متن عربی آیه : رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ
 
ترجمه
ای پروردگار ما ، مرا و پدر و مادرم و همه مؤمنان را در روز شمار بيامرز
ترجمه فولادوند
پروردگارا، روزى كه حساب برپا مى‏شود، بر من و پدر و مادرم و بر مؤمنان ببخشاى.»
ترجمه مجتبوی
پروردگارا، مرا برپا دارنده نماز كن و از فرزندانم نيز پروردگارا، و دعاى مرا- يعنى نماز و عبادت مرا- بپذير
ترجمه مشکینی
پروردگارا، بر من و بر پدر و مادرم و بر مؤمنان ببخشاى در روزى كه حساب برپا مى‏شود
ترجمه بهرام پور
پروردگارا! من و پدر و مادرم و همه مؤمنان را در آن روز كه حساب بر پا مى‏شود بيامرز
 
سوره : الشعراء    آیه : 83
متن عربی آیه : رَبِّ هَبْ لِي حُكْمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ
 
ترجمه
ای پروردگار من ، مرا حکمت بخش و مرا به شايستگان بپيوند
ترجمه فولادوند
و مرا از وارثان بهشت پر نعمت گردان،
ترجمه مجتبوی
پروردگارا، مرا حكمى- حكمت: انديشه و گفتار و كردار درست- ببخش و مرا به نيكان و شايستگان بپيوند.
ترجمه مشکینی
پروردگارا، مرا دانش‏هاى عقلى و دينى ببخش، و مرا به شايستگان ملحق ساز
ترجمه بهرام پور
پروردگارا! مرا حكمتى عطا كن و مرا به نيكان ملحق گردان
 
تفسیر نمونه
دعاهاى پر بار ابراهيم (عليه السلام ) در اينجا دعاهاى ابراهيم و تقاضاهاى او از پيشگاه خدا شروع مى شود، گوئى پس از دعوت آن قوم گمراه به سوى پروردگار، و بيان جلوه هاى ربوبيت او در عالم هستى يكباره از آنها بريده و رو بدرگاه خدا مى آورد و هر چه مى خواهد از او مى خواهد تا به قوم بت پرست نشان دهد هر چه براى دنيا و آخرت مى خواهيد بايد از او بطلبيد ضمنا تاكيد ديگرى است بر ربوبيت مطلقه خداوند. نخستين تقاضائى كه از پيشگاهش مى كند اين است : پروردگارا! به من علم و دانش و حق بينى مرحمت فرما و مرا به صالحان ملحق كن (رب هب لى حكما و الحقنى بالصالحين ) در اينجا نخست مقام حكم مى خواهد، و سپس ملحق شدن به صالحان . حكم و حكمت از يك ريشه است ، و حكمت همانگونه كه راغب در مفردات گفته رسيدن به حق از طريق علم و آگاهى است و شناخت موجودات و افعال نيك ، و به تعبير ديگر معرفت ارزشها و معيارهائى كه انسان به وسيله آن بتواند، حق را هر كجا هست بشناسد، و باطل را در هر لباس تشخيص دهد، اين همان چيزى است كه بعضى از فلاسفه از آن به عنوان كمال قوه نظريه تعبير كرده اند. اين همان حقيقتى است كه لقمان از ناحيه خدا دريافت داشته بود: و لقد آتينا لقمان الحكمة (لقمان - 12) و به عنوان خير كثير در آيه 269 سوره بقره از آن ياد شده است : و من يؤ ت الحكمة فقد اوتى خيرا كثيرا و به نظر مى رسد كه حكم مفهومى برتر از حكمت داشته باشد، يعنى آگاهى توأ م با آمادگى براى اجرا، و به تعبير ديگر قدرت بر داورى صحيح كه خالى از هوا - پرستى و خطا باشد. آرى ابراهيم (عليه السلام ) قبل از هر چيز از خدا شناخت عميق و صحيح توأ م با حاكميت تقاضا مى كند، چرا كه هيچ برنامه عملى بدون چنين زير بنائى امكان پذير نيست . و به دنبال آن ملحق شدن به صالحين را از خدا تقاضا مى كند كه اشاره به جنبه هاى عملى و به اصطلاح حكمت عملى است ، در مقابل تقاضاى قبل كه ناظر به حكمت نظرى بود. بدون شك ابراهيم (عليه السلام ) هم داراى مقام حكم بود و هم در زمره صالحان پس چرا چنين تقاضائى از خدا مى كند؟ پاسخ اين است كه نه حكمت داراى حد معينى است و نه صالح بودن او تقاضا مى كند روز به روز به مراتب بالاتر و والاتر از علم و عمل برسد، حتى به موقعيت يك پيامبر اولواالعزم در اين جنبه ها قانع نيست ! بعلاوه او مى داند همه اينها از ناحيه خدا است و هر لحظه امكان لغزش ‍ و سلب اين مواهب وجود دارد، لذا ادامه آن را علاوه بر تكامل از خدا مى طلبد، همانگونه كه ما - با اينكه انشاء الله در صراط مستقيم ايمان گام بر مى داريم - همه روز از خدا هدايت به صراط مستقيم را در نمازهايمان مى طلبيم ، و تقاضاى ادامه اين راه و تكامل داريم . بعد از اين دو تقاضا، درخواست مهم ديگرى با اين عبارت مى كند: خداوندا براى من در ميان امتهاى آينده لسان صدق و ذكر خير قرار ده (و اجعل لى لسان صدق فى الاخرين ) آنچنان كن كه ياد من در خاطره ها بماند و خط و برنامه من در ميان آيندگان ادامه يابد، اسوه و الگوئى باشم كه به من اقتدا كنند، و پايه گذار مكتبى باشم كه بوسيله آن راه تو را بياموزند، و در خط تو حركت كنند. خداوند اين دعاى ابراهيم را نيز به اجابت رساند همانگونه كه قرآن مى گويد: و جعلنا لهم لسان صدق عليا: ما براى ابراهيم و اسحاق و يعقوب ذكر خير و لسان صدق برجسته و والائى قرار داديم (مريم - 50). بعيد نيست كه اين تقاضا شامل همان چيزى باشد كه ابراهيم بعد از بناى خانه كعبه از خدا خواست و عرض كرد: ربنا و ابعث فيهم رسولا منهم يتلوا عليهم آياتك و يعلمهم الكتاب و الحكمة و يزكيهم : پروردگارا در ميان فرزندان ما (من و اسماعيل ) پيامبرى مبعوث كن كه آيات تو را بر آنها بخواند و به آنان كتاب و حكمت بياموزد و آنها را پاكيزه كند و رشد دهد (بقره - 129). و مى دانيم اين تقاضا با ظهور پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) تحقق يافت و ذكر خير ابراهيم از اين طريق در اين امت بزرگ تداوم گرفت . سپس افق ديد خود را از اين دنيا برگرفته و متوجه سراى جاودانه آخرت مى كند و به دعاى چهارمى پرداخته چنين مى گويد: خداوندا مرا از وارثان بهشت پر نعمت قرار ده (و اجعلنى من ورثة جنة النعيم ) بهشتى كه نعمتهاى معنوى و مادى در آن موج مى زند، نعمتهائى كه نه زوالى دارد، و نه ملالى ، نعمتهائى كه براى ما زندانيان جهان دنيا حتى قابل درك نيست نه از مغزهايمان گذشته و نه چشمهايمان ديده و نه گوشهايمان شنيده است !. سابقا گفته ايم تعبير به ارث در مورد بهشت يا به خاطر آنست كه ارث به معنى دستيابى به نعمتى است بى رنج و تعب و مسلما آنهمه نعمتهاى بهشتى در برابر طاعات ناچيز ما موهبتى بى رنج و تعب است ، و يا به خاطر آنست كه طبق روايات هر انسانى خانه اى در بهشت و خانه اى در دوزخ دارد هنگامى كه دوزخى شود خانه بهشتيش به ديگران مى رسد. در پنجمين دعا نظرش را متوجه عموى گمراهش كرده و طبق وعده اى كه به او قبلا داده بود كه من براى تو استغفار مى كنم چنين مى گويد: خداوندا! پدرم (عمويم ) را بيامرز كه او از گمراهان بود (و اغفر لابى انه كان من الضالين ). اين وعده را ابراهيم طبق صريح آيه 114 سوره توبه و ما كان استغفار ابراهيم لابيه الا عن موعدة وعده اياه قبلا به او داده بود و هدفش اين بود كه از اين طريق بتواند در قلب او نفوذ كند، و او را به سوى ايمان بكشاند، لذا به او چنين قولى داد و به اين قول نيز عمل كرد، و طبق روايتى از ابن عباس نقل شده كرارا براى آزر استغفار نمود، اما هنگامى كه آزر در حال كفر از دنيا رفت و دشمنى او در برابر آئين حق مسلم شد ابراهيم استغفار را قطع كرد چنانكه در ذيل همان آيه فوق مى خوانيم فلما تبين انه عدو لله تبرء منه : هنگامى كه آشكار شد كه او دشمن خدا است از او بيزارى جست . <7> سرانجام ششمين و آخرين دعاى خود را كه آن هم پيرامون روز بازپسين است اين چنين به پيشگاه خدا عرضه مى دارد: خداوندا مرا در روزى كه مردم برانگيخته مى شوند رسوا مكن (و لا تخزنى يوم يبعثون ) لا تخزنى از ماده خزى (بر وزن حزب ) به طورى كه راغب در مفردات گويد به معنى شكست روحى (و شرمسارى ) است كه يا از ناحيه خود انسان است كه به صورت حياء مفرط جلوه گر مى شود، و يا از ناحيه ديگرى است كه بر انسان تحميل مى كند. اين تعبير از ناحيه ابراهيم (عليه السلام )، علاوه بر اينكه درس و سرمشقى است براى ديگران نشانه نهايت احساس مسئوليت و اعتماد بر لطف پروردگار است .
 
سوره : الشعراء    آیه : 84
متن عربی آیه : وَاجْعَل لِّي لِسَانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ
 
ترجمه
و ذکر جميل مرا در ذهن آيندگان انداز
ترجمه فولادوند
و بر پدرم ببخشاى كه او از گمراهان بود،
ترجمه مجتبوی
و براى من در پسينيان نام و ياد نيك نِه.
ترجمه مشکینی
و براى من نام و ياد نيك، و زبانى راستگو، و دعوت‏كننده‏اى راستين، در ميان آيندگان قرار ده
ترجمه بهرام پور
و براى من در ميان آيندگان زبان صدق و ثناگو قرار ده
 
سوره : الشعراء    آیه : 85
متن عربی آیه : وَاجْعَلْنِي مِن وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ
 
ترجمه
و مرا از وارثان بهشت پر نعمت ، قرار ده
ترجمه فولادوند
و روزى كه [مردم‏] برانگيخته مى‏شوند رسوايم مكن:
ترجمه مجتبوی
و مرا از ميراث‏بران بهشت پرنعمت گردان
ترجمه مشکینی
و مرا از وارثان بهشت پرنعمت قرار ده
ترجمه بهرام پور
و مرا از وارثان بهشت پرنعمت گردان
 
سوره : الشعراء    آیه : 86
متن عربی آیه : وَاغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كَانَ مِنَ الضَّالِّينَ
 
ترجمه
و پدرم را بيامرز که از گمراهان است
ترجمه فولادوند
روزى كه هيچ مال و فرزندى سود نمى‏دهد،
ترجمه مجتبوی
و پدرم را بيامرز، كه از گمراهان است.
ترجمه مشکینی
و بر پدرم ببخشاى، زيرا او از گمراهان است. (آزر پدر همسر يا عموى ابراهيم بوده و پدرش تارخ موحّد بوده است.
ترجمه بهرام پور
و بر پدرم ببخشاى كه او از گمراهان بود
 
سوره : الشعراء    آیه : 87
متن عربی آیه : وَلَا تُخْزِنِي يَوْمَ يُبْعَثُونَ
 
ترجمه
و در روز قيامت مرا رسوا مساز :
ترجمه فولادوند
مگر كسى كه دلى پاك به سوى خدا بياورد.
ترجمه مجتبوی
و در آن روز كه [مردمان‏] برانگيخته مى‏شوند مرا رسوا و خوار مساز،
ترجمه مشکینی
و مرا در روزى كه (مردم) برانگيخته مى‏شوند خوار مگردان
ترجمه بهرام پور
و روزى كه [مردم‏] برانگيخته مى‏شوند مرا خوار مگردان
 
پی نوشت ها:
1-در اينکه سن ابراهيم به هنگام تولد فرزندش اسماعيل و اسحاق چه اندازه بوده است در ميان مفسران گفتگو است : بعضي گفته اند ابراهيم 99 ساله بود که نخستين فرزندش اسماعيل متولد شد ، و 112 ساله بود که اسحاق ديده به جهان گشود ، و بعضي کمتر از آن نوشته اند ، و بعضي بيشتر ، قدر مسلم اين است در سني بوده که عادتا تولد فرزند از او بسيار بعيد به نظر مي رسيده است.
2-سوره حج آيه 78.
3-تفسير نورالثقلين جلد 2 صفحه 548.
4-تفسير نورالثقلين جلد 2 صفحه 547.
5-نهج البلاغه خطبه 192 (قاصعه).
6-براي توضيح بيشتر به جلد پنجم تفسير نمونه صفحه 303 ، و جلد ششم صفحه 160 مراجعه فرمائيد. 
7-براي توضيح بيشتر به جلد 8 تفسير نمونه صفحه 160 ذيل آيه 114 سوره توبه مراجعه فرمائيد.

 

وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

alizare1

alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد
دسترسی سریع به انجمن ها