عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

خلاصه مسئوليت مهم مسلمانان در چهارجمله

خلاصه مسئوليت مهم مسلمانان در چهارجمله
دوشنبه 20 تیر 1390  06:38 ق.ظ

خلاصه مسئوليت مهم مسلمانان در چهارجمله
تفسير نمونه ج : 9ص :257
پس از ذكر سر گذشت پيامبران و اقوام پيشين و رمز موفقيت و پيروزى آنها و پس از دلدارى و تقويت اراده پيامبر از اين طريق در آيه بعد ، مهمترين دستور را به پيغمبر اكرم (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) مى‏دهد و مى‏گويد : استقامت كن همانگونه كه به تو دستور داده شده است ( (فاستقم
استقامت در راه تبليغ و ارشاد كن ، استقامت در طريق مبارزه و پيكار كن ، استقامت در انجام وظائف الهى و پياده كردن تعليمات قرآن كن .
ولى اين استقامت نه به خاطر خوش آيند اينو آن باشد و نه از روى تظاهر و ريا ، و نه براى كسب عنوان قهرمانى ، نه براى بدست آوردن مقام و ثروت و كسب موفقيت و قدرت ، بلكه تنها به خاطر فرمان خدا و آنگونه كه به تو دستور داده شده است بايد باشد ( (كما امرت
اما اين دستور تنها مربوط به تو نيست ، هم تو بايد استقامت كنى و هم تمام كسانى كه از شرك به سوى ايمان باز گشته‏اند و قبول دعوت الله نموده‏اند .
و من تاب معك)) استقامتى خالى از افراط و تفريط ، و زياده و نقصان ، استقامتى كه در آن طغيان وجود نداشته باشد ( (و لا تطغوا
چرا كه خداوند از اعمال شما آگاه است ، و هيچ حركت و سكون و سخن و برنامه‏اى بر او مخفى نمى‏ماند ( (انه بما تعملون بصير
 
آيه‏اى پر محتوا و طاقت فرسا
در حديث معروفى از ابن عباس چنين مى‏خوانيم : ما نزل على رسول الله (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) آية كانت اشد عليه و لا اشق من هذه الاية ، و لذلك قال لاصحابه حين قالوا له اسرع اليك الشيب يا رسول الله ! شيبتنى هود و الواقعه .
تفسير نمونه ج : 9ص :258
هيچ آيه‏اى شديد و مشكلتر از اين آيه بر پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) نازل نشد و لذا هنگامى كه اصحاب از آنحضرت پرسيدند چرا به اين زودى موهاى شما سفيد شده و آثار پيرى نمايان ، گشته ، فرمود مرا سوره هود و واقعه پير كرد ! .
و در روايت ديگرى مى‏خوانيم : هنگامى كه آيه فوق نازل شد پيامبر فرمود : شمروا ، شمروا ، فما رئى ضاحكا : دامن به كمر بزنيد ، دامن به كمر بزنيد ( كه وقت كار و تلاش است ) و از آن پس پيامبر هرگز خندان ديده نشد! .
دليل آن هم روشن است ، زيرا چهار دستور مهم در اين آيه وجود دارد كه هر كدام بار سنگينى بر دوش انسان مى‏گذارد .
از همه مهمتر ، فرمان به استقامت است ، استقامت كه از ماده قيام گرفته شده از اين نظر كه انسان در حال قيام بر كار و تلاش خود تسلط بيشترى دارد ، استقامت كه به معنى طلب قيام است يعنى در خود آنچنان حالتى ايجاد كن كه سستى در تو راه نيابد ، چه فرمان سخت و سنگينى ؟ .
هميشه بدست آوردن پيروزيها كار نسبتا آسانى است ، اما نگه داشتن آن بسيار مشكل آنهم در جامعه‏اى آنچنان عقب افتاده و دور از عقل و دانش در برابر مردمى لجوج و سرسخت ، و در ميان دشمنانى انبوه و مصمم ، و در طريق ساختن جامعه‏اى سالم و سر بلند و با ايمان و پيشتاز ، استقامت در اين راه كار ساده‏اى نبوده است .
دستور ديگر اينكه اين استقامت بايد تنهاانگيزه الهى داشته باشد و هر گونه وسوسه شيطانى از آن دور بماند ، يعنى بدست آوردن بزرگترين قدرتهاى سياسى و اجتماعى ، آنهم براى خدا! .
سوم مساله رهبرى كسانى است كه به راه حق برگشتند و آنها را هم به استقامت واداشتن .
تفسير نمونه ج : 9ص :259
چهارم مبارزه را در مسير حق و عدالت ، رهبرى نمودن و جلوگيرى از هر گونه تجاوز و طغيان ، زيرا بسيار شده است كه افرادى در راه رسيدن به هدف نهايت استقامت را به خرج مى‏دهند اما رعايت عدالت براى آنها ممكن نيست و غالبا گرفتار طغيان و تجاوز از حد مى‏شوند .
آرى مجموع اين جهات دست به دست هم داد و پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) را آنچنان در زير بار مسئوليت فرو برد كه حتى مجال لبخند زدن را از او گرفت و او را پير كرد ! .
و به هر حال اين تنها دستورى براى ديروز نبود بلكه براى امروز و فردا فرداهاى ديگر نيز هست .
امروز هم مسئوليت مهم ما مسلمانان و مخصوصا رهبران اسلامى در اين چهار جمله خلاصه مى‏شود استقامت - اخلاص - رهبرى مؤمنان - و عدم طغيان و تجاوز ، و بدون به كار بستن اين اصول ، پيروزى بر دشمنانى كه از هر سو از داخل و خارج ما را احاطه كرده‏اند و از تمام وسائل فرهنگى وسياسى و اقتصادى و اجتماعى و نظامى بر ضد ما بهره‏گيرى مى‏كنند امكان پذير نمى‏باشد .
وَ لا تَرْكَنُوا إِلى الَّذِينَ ظلَمُوا فَتَمَسكُمُ النَّارُ وَ مَا لَكم مِّن دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ ثُمَّ لا تُنصرُونَ‏(113)
ترجمه:
113 -و تكيه بر ظالمان نكنيد كه موجب مى‏شود آتش شما را فرو گيرد و در آن حال جز خدا هيچ ولى و سرپرستى نخواهيد داشت و يارى نمى‏شويد .
 
تفسير : تكيه بر ظالمان و ستمگران
اين آيه يكى از اساسى‏ترين برنامه‏هاى اجتماعى و سياسى و نظامى و عقيدتى
تفسير نمونه ج : 9ص :260
را بيان مى‏كند ، عموم مسلمانان را مخاطب ساخته و به عنوان يك وظيفه قطعى مى‏گويد : به كسانى كه ظلم و ستم كرده‏اند ، تكيه نكنيد و اعتماد و اتكاى كار شما بر اينها نباشد ( (و لا تركنوا الى الذين ظلموا
چرا كه اين امر سبب مى‏شود كه عذاب آتش ، دامان شما را بگيرد ( فتمسكم النار ) و غير از خدا هيچ ولى و سرپرست و ياورى نخواهيد داشت ( (و ما لكم من دون الله من اولياء
و با اين حال واضح است كه هيچكس شما را يارى نخواهد كرد ( (ثم لا تنصرون
در اينجا چند نكته مهم است كه بايد به آن توجه كرد:
 
1- مفهوم ركون
-ركون از ماده ركن به معنى ستون و ديواره‏هائى است كه ساختمان يا اشياء ديگر را بر سر پا مى‏دارد ، و سپس به معنى اعتماد و تكيه كردن بر چيزى به كار رفته است .
گرچه مفسران معانى بسيارى براى اين كلمه در ذيل آيه آورده‏اند ، ولى همه يا غالب آنها به يك مفهوم جامع و كلى باز مى‏گردد ، مثلا بعضى آنرا به معنى تمايل و بعضى به معنى همكارى و بعضى به معنى اظهار رضايت يا دوستى و بعضى به معنى خير خواهى و اطاعت ذكر كرده‏اند كه همه اينها در مفهوم جامع اتكاء و اعتماد و وابستگى جمع است .
 
2-در چه امورى نبايد به ظالمان تكيه كرد
-بديهى است كه در درجه اول نبايد در ظلمها و ستمگريهايشان شركت جست و از آنها كمك گرفت ، و در درجه بعد اتكاء بر آنها در آنچه مايه ضعف و ناتوانى جامعه اسلامى و از دست دادن استقلال و خودكفائى و تبديل شدن به يك عضو وابسته و ناتوان مى‏گردد بايد
تفسير نمونه ج : 9ص :261
از ميان برود كه اين گونه ركونها جز شكست و ناكامى و ضعف جوامع اسلامى ، نتيجه‏اى نخواهد داشت .
و اما اينكه : فى المثل مسلمانان با جوامع غير مسلمان ، روابط تجارى يا علمى بر اساس حفظ منافع مسلمين و استقلال و ثبات جوامع اسلامى داشته باشند ، نه داخل در مفهوم ركون به ظالمين است و نه چيزى است كه از نظر اسلام ممنوع بوده باشد و در عصر خود پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) و اعصار بعد همواره چنين ارتباطاتى وجود داشته است .
 
3- فلسفه تحريم ركون به ظالمان
تكيه بر ظالم ، مفاسد و نابسامانيهاى فراوانى مى‏آفريند كه بطور اجمال بر هيچكس پوشيده نيست ، ولى هر قدر در اين مساله كنجكاوتر شويم به نكات تازه‏اى دست مى‏يابيم .
-تكيه بر ظالمان باعث تقويت آنهاست و تقويت آنها باعث گسترش دامنه ظلم و فساد و تباهى جامعه‏ها است ، در دستورات اسلامى مى‏خوانيم كه انسان تا مجبور نشود ( و حتى در پاره‏اى از اوقات مجبور هم شود ) نبايد حق خود را از طريق يك قاضى ظالم و ستمگر بگيرد ، چرا كه مراجعه به چنين قاضى و حكومتى براى احقاق حق مفهومش به رسميت شناختن ضمنى و تقويت او است ، و ضرر اين كار گاهى از زيانى كه به خاطر از دست دادن حق مى‏شود بيشتر است .
-تكيه بر ظالمان در فرهنگ فكرى جامعه تدريجا اثر مى‏گذارد و زشتى ظلم و گناه را از ميان مى‏برد و مردم را به ستم كردن و ستمگر بودن تشويق مى‏نمايد
-اصولا تكيه و اعتماد بر ديگران كه در شكل وابستگى آشكار گردد ، نتيجه‏اى جز بدبختى نخواهد داشت تا چه رسد به اينكه اين تكيه‏گاه ظالم و ستمگر باشد .
تفسير نمونه ج : 9ص :262
-يك جامعه پيشرو و پيشتاز و سربلند و قوى ، جامعه‏اى است كه روى پاى خود بايستد همانگونه كه قرآن در مثال زيبائى در سوره فتح آيه 29 مى‏فرمايد فاستوى على سوقه : همانند گياه سرسبزى كه روى پاى خود ايستاده و براى زنده ماندن و سرفرازى نياز به وابستگى به چيز ديگر ندارد .
يك جامعه مستقل و آزاد ، جامعه‏اى است كه از هر نظر خودكفا باشد و پيوند و ارتباطش باد گران ، پيوندى بر اساس منافع متقابل باشد ، نه بر اساس اتكاء يك ضعيف بر قوى ، اين وابستگى خواه از نظر فكرى و فرهنگى باشد يا نظامى يا اقتصادى و يا سياسى ، نتيجه‏اى جز اسارت و استثمار ببار نخواهد آورد ، و اگر اين وابستگى به ظالمان و ستمگران باشد ، نتيجه‏اش وابستگى به ظلم آنها و شركت در برنامه‏هاى آنها خواهد بود .
البته فرمان آيه فوق مخصوص به روابط جامعه‏ها نيست بلكه پيوند و رابطه دو فرد را با يكديگر نيز شامل مى‏شود كه حتى يك انسان آزاده و با ايمان هرگز نبايد متكى به ظالم و ستمگر بوده باشد كه علاوه بر از دست دادن استقلال ، سبب كشيده شدن به دايره ظلم و ستم او و تقويت و گسترش فساد و بيدادگرى خواهد بود .
 
4- الذين ظلموا چه اشخاص هستند ؟
مفسران در اين زمينه احتمالات مختلفى ذكر كرده‏اند بعضى آنها را به مشركان تفسير كرده ولى همانگونه كه گروه ديگرى گفته‏اند هيچ دليلى ندارد كه آنها را به مشركان منحصر كنيم و اگر مصداق ظالمان در عصر نزول آيه مشركان بوده‏اند ، دليل بر انحصار نمى‏شود .
همانگونه كه تفسير اين كلمه در روايات به مشركان نيز دليل بر انحصار نيست ، زيرا كرارا گفته‏ايم اينگونه روايات غالبا مصداق روشن و آشكار را بيان مى‏كند .
تفسير نمونه ج : 9ص :263
بنا بر اين تمام كسانى كه دست به ظلم و فساد در ميان بندگان خدا زده‏اند و آنها را بنده و برده خود ساخته‏اند و از نيروهاى آنها به نفع خود بهره‏كشى كرده‏اند و خلاصه در مفهوم عام كلمه الذين ظلموا وارد هستند جزء مصاديق آيه مى‏باشند .
ولى مسلم است كسانى كه در زندگى خود ظلم كوچكى را مرتكب شده‏اند و گاهى مصداق اين عنوان بوده‏اند داخل در مفهوم آن نيستند ، زيرا در اين صورت كمتر كسى از آن مستثنى خواهد بود و ركون و اتكاء به هيچكس مجاز نخواهد شد مگر اينكه معنى ركون را اتكاء و اعتماد در همان جنبه ظلم و ستم بدانيم كه در اين صورت حتى كسانى را كه يكبار دست به ظلم آلوده‏اند شامل مى‏شود .
5 -بعضى از مفسران اهل سنت در اينجا اشكالى مطرح كرده‏اند كه روى مبانى آنها پاسخ آن چندان آسان نيست و آن اينكه از يكسو در روايات آنها وارد شده كه بايد در برابر سلطان وقت - به عنوان اولو الامر - تسليم بود ، هر كس كه باشد ، مثلا : در حديثى از پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) نقل كرده‏اند كه بر شما لازم است اطاعت سلطان كنيد و ان اخذ مالك و ضرب ظهرك : هر چند مال تو را بگيرد و تازيانه بر پشتت بزند ! و روايات ديگرى كه روى اطاعت سلطان به معنى وسيع كلمه تاكيد مى‏كند .
و از سوى ديگر آيه فوق مى‏گويد : به افراد ظالم و ستمگر تكيه و اعتماد نكنيد : آيا اين دو دستور قابل جمع است ؟ .
بعضى خواسته‏اند با يك استثناء ، اين تضاد را برطرف سازند و آن اينكه اطاعت سلطان تا آنجا لازم است كه راه عصيان را نپويد و در طريق كفر گام ننهد
ولى لحن روايات آنها در زمينه اطاعت سلطان چندان با چنين استثنائى
تفسير نمونه ج : 9ص :264
هماهنگ نيست .
در هر صورت ما فكر مى‏كنيم همانگونه كه در مكتب اهلبيت آمده تنها اطاعت از ولى امرى لازم است كه عالم و عادل بوده باشد و بتواند جانشين عام پيامبر و امام محسوب شود و اگر سلاطين بنى اميه و بنى عباس احاديثى به نفع خود در اين زمينه ساخته و پرداخته‏اند به هيچوجه با اصول مكتب ما و با تعليماتى كه از قرآن گرفته‏ايم هماهنگ نيست و بايد چنين رواياتى را اگر قابل تخصيص است تخصيص وگرنه به كلى كنار بگذاريم چرا كه هر روايتى بر خلاف كتاب الله بوده باشد مردود است و قرآن صراحت دارد كه امام و پيشواى مؤمنين بايد ظالم نباشد و آيه فوق نيز صريحا مى‏گويد به ظالمان تكيه و اعتماد نكن !
و يا اينكه اينگونه روايات را مخصوص مقام ضرورت و ناچارى بدانيم . 
منبع : تفسیر نمونه: سوره هود آیات 123- 100
وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

alizare1

alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد
دسترسی سریع به انجمن ها