عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

خلاصه مسئوليت مهم مسلمانان در چهارجمله

خلاصه مسئوليت مهم مسلمانان در چهارجمله
دوشنبه 20 تیر 1390  06:38 ق.ظ

خلاصه مسئوليت مهم مسلمانان در چهارجمله
تفسير نمونه ج : 9ص :257
پس از ذكر سر گذشت پيامبران و اقوام پيشين و رمز موفقيت و پيروزى آنها و پس از دلدارى و تقويت اراده پيامبر از اين طريق در آيه بعد ، مهمترين دستور را به پيغمبر اكرم (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) مى‏دهد و مى‏گويد : استقامت كن همانگونه كه به تو دستور داده شده است ( (فاستقم
استقامت در راه تبليغ و ارشاد كن ، استقامت در طريق مبارزه و پيكار كن ، استقامت در انجام وظائف الهى و پياده كردن تعليمات قرآن كن .
ولى اين استقامت نه به خاطر خوش آيند اينو آن باشد و نه از روى تظاهر و ريا ، و نه براى كسب عنوان قهرمانى ، نه براى بدست آوردن مقام و ثروت و كسب موفقيت و قدرت ، بلكه تنها به خاطر فرمان خدا و آنگونه كه به تو دستور داده شده است بايد باشد ( (كما امرت
اما اين دستور تنها مربوط به تو نيست ، هم تو بايد استقامت كنى و هم تمام كسانى كه از شرك به سوى ايمان باز گشته‏اند و قبول دعوت الله نموده‏اند .
و من تاب معك)) استقامتى خالى از افراط و تفريط ، و زياده و نقصان ، استقامتى كه در آن طغيان وجود نداشته باشد ( (و لا تطغوا
چرا كه خداوند از اعمال شما آگاه است ، و هيچ حركت و سكون و سخن و برنامه‏اى بر او مخفى نمى‏ماند ( (انه بما تعملون بصير
 
آيه‏اى پر محتوا و طاقت فرسا
در حديث معروفى از ابن عباس چنين مى‏خوانيم : ما نزل على رسول الله (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) آية كانت اشد عليه و لا اشق من هذه الاية ، و لذلك قال لاصحابه حين قالوا له اسرع اليك الشيب يا رسول الله ! شيبتنى هود و الواقعه .
تفسير نمونه ج : 9ص :258
هيچ آيه‏اى شديد و مشكلتر از اين آيه بر پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) نازل نشد و لذا هنگامى كه اصحاب از آنحضرت پرسيدند چرا به اين زودى موهاى شما سفيد شده و آثار پيرى نمايان ، گشته ، فرمود مرا سوره هود و واقعه پير كرد ! .
و در روايت ديگرى مى‏خوانيم : هنگامى كه آيه فوق نازل شد پيامبر فرمود : شمروا ، شمروا ، فما رئى ضاحكا : دامن به كمر بزنيد ، دامن به كمر بزنيد ( كه وقت كار و تلاش است ) و از آن پس پيامبر هرگز خندان ديده نشد! .
دليل آن هم روشن است ، زيرا چهار دستور مهم در اين آيه وجود دارد كه هر كدام بار سنگينى بر دوش انسان مى‏گذارد .
از همه مهمتر ، فرمان به استقامت است ، استقامت كه از ماده قيام گرفته شده از اين نظر كه انسان در حال قيام بر كار و تلاش خود تسلط بيشترى دارد ، استقامت كه به معنى طلب قيام است يعنى در خود آنچنان حالتى ايجاد كن كه سستى در تو راه نيابد ، چه فرمان سخت و سنگينى ؟ .
هميشه بدست آوردن پيروزيها كار نسبتا آسانى است ، اما نگه داشتن آن بسيار مشكل آنهم در جامعه‏اى آنچنان عقب افتاده و دور از عقل و دانش در برابر مردمى لجوج و سرسخت ، و در ميان دشمنانى انبوه و مصمم ، و در طريق ساختن جامعه‏اى سالم و سر بلند و با ايمان و پيشتاز ، استقامت در اين راه كار ساده‏اى نبوده است .
دستور ديگر اينكه اين استقامت بايد تنهاانگيزه الهى داشته باشد و هر گونه وسوسه شيطانى از آن دور بماند ، يعنى بدست آوردن بزرگترين قدرتهاى سياسى و اجتماعى ، آنهم براى خدا! .
سوم مساله رهبرى كسانى است كه به راه حق برگشتند و آنها را هم به استقامت واداشتن .
تفسير نمونه ج : 9ص :259
چهارم مبارزه را در مسير حق و عدالت ، رهبرى نمودن و جلوگيرى از هر گونه تجاوز و طغيان ، زيرا بسيار شده است كه افرادى در راه رسيدن به هدف نهايت استقامت را به خرج مى‏دهند اما رعايت عدالت براى آنها ممكن نيست و غالبا گرفتار طغيان و تجاوز از حد مى‏شوند .
آرى مجموع اين جهات دست به دست هم داد و پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) را آنچنان در زير بار مسئوليت فرو برد كه حتى مجال لبخند زدن را از او گرفت و او را پير كرد ! .
و به هر حال اين تنها دستورى براى ديروز نبود بلكه براى امروز و فردا فرداهاى ديگر نيز هست .
امروز هم مسئوليت مهم ما مسلمانان و مخصوصا رهبران اسلامى در اين چهار جمله خلاصه مى‏شود استقامت - اخلاص - رهبرى مؤمنان - و عدم طغيان و تجاوز ، و بدون به كار بستن اين اصول ، پيروزى بر دشمنانى كه از هر سو از داخل و خارج ما را احاطه كرده‏اند و از تمام وسائل فرهنگى وسياسى و اقتصادى و اجتماعى و نظامى بر ضد ما بهره‏گيرى مى‏كنند امكان پذير نمى‏باشد .
وَ لا تَرْكَنُوا إِلى الَّذِينَ ظلَمُوا فَتَمَسكُمُ النَّارُ وَ مَا لَكم مِّن دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ ثُمَّ لا تُنصرُونَ‏(113)
ترجمه:
113 -و تكيه بر ظالمان نكنيد كه موجب مى‏شود آتش شما را فرو گيرد و در آن حال جز خدا هيچ ولى و سرپرستى نخواهيد داشت و يارى نمى‏شويد .
 
تفسير : تكيه بر ظالمان و ستمگران
اين آيه يكى از اساسى‏ترين برنامه‏هاى اجتماعى و سياسى و نظامى و عقيدتى
تفسير نمونه ج : 9ص :260
را بيان مى‏كند ، عموم مسلمانان را مخاطب ساخته و به عنوان يك وظيفه قطعى مى‏گويد : به كسانى كه ظلم و ستم كرده‏اند ، تكيه نكنيد و اعتماد و اتكاى كار شما بر اينها نباشد ( (و لا تركنوا الى الذين ظلموا
چرا كه اين امر سبب مى‏شود كه عذاب آتش ، دامان شما را بگيرد ( فتمسكم النار ) و غير از خدا هيچ ولى و سرپرست و ياورى نخواهيد داشت ( (و ما لكم من دون الله من اولياء
و با اين حال واضح است كه هيچكس شما را يارى نخواهد كرد ( (ثم لا تنصرون
در اينجا چند نكته مهم است كه بايد به آن توجه كرد:
 
1- مفهوم ركون
-ركون از ماده ركن به معنى ستون و ديواره‏هائى است كه ساختمان يا اشياء ديگر را بر سر پا مى‏دارد ، و سپس به معنى اعتماد و تكيه كردن بر چيزى به كار رفته است .
گرچه مفسران معانى بسيارى براى اين كلمه در ذيل آيه آورده‏اند ، ولى همه يا غالب آنها به يك مفهوم جامع و كلى باز مى‏گردد ، مثلا بعضى آنرا به معنى تمايل و بعضى به معنى همكارى و بعضى به معنى اظهار رضايت يا دوستى و بعضى به معنى خير خواهى و اطاعت ذكر كرده‏اند كه همه اينها در مفهوم جامع اتكاء و اعتماد و وابستگى جمع است .
 
2-در چه امورى نبايد به ظالمان تكيه كرد
-بديهى است كه در درجه اول نبايد در ظلمها و ستمگريهايشان شركت جست و از آنها كمك گرفت ، و در درجه بعد اتكاء بر آنها در آنچه مايه ضعف و ناتوانى جامعه اسلامى و از دست دادن استقلال و خودكفائى و تبديل شدن به يك عضو وابسته و ناتوان مى‏گردد بايد
تفسير نمونه ج : 9ص :261
از ميان برود كه اين گونه ركونها جز شكست و ناكامى و ضعف جوامع اسلامى ، نتيجه‏اى نخواهد داشت .
و اما اينكه : فى المثل مسلمانان با جوامع غير مسلمان ، روابط تجارى يا علمى بر اساس حفظ منافع مسلمين و استقلال و ثبات جوامع اسلامى داشته باشند ، نه داخل در مفهوم ركون به ظالمين است و نه چيزى است كه از نظر اسلام ممنوع بوده باشد و در عصر خود پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) و اعصار بعد همواره چنين ارتباطاتى وجود داشته است .
 
3- فلسفه تحريم ركون به ظالمان
تكيه بر ظالم ، مفاسد و نابسامانيهاى فراوانى مى‏آفريند كه بطور اجمال بر هيچكس پوشيده نيست ، ولى هر قدر در اين مساله كنجكاوتر شويم به نكات تازه‏اى دست مى‏يابيم .
-تكيه بر ظالمان باعث تقويت آنهاست و تقويت آنها باعث گسترش دامنه ظلم و فساد و تباهى جامعه‏ها است ، در دستورات اسلامى مى‏خوانيم كه انسان تا مجبور نشود ( و حتى در پاره‏اى از اوقات مجبور هم شود ) نبايد حق خود را از طريق يك قاضى ظالم و ستمگر بگيرد ، چرا كه مراجعه به چنين قاضى و حكومتى براى احقاق حق مفهومش به رسميت شناختن ضمنى و تقويت او است ، و ضرر اين كار گاهى از زيانى كه به خاطر از دست دادن حق مى‏شود بيشتر است .
-تكيه بر ظالمان در فرهنگ فكرى جامعه تدريجا اثر مى‏گذارد و زشتى ظلم و گناه را از ميان مى‏برد و مردم را به ستم كردن و ستمگر بودن تشويق مى‏نمايد
-اصولا تكيه و اعتماد بر ديگران كه در شكل وابستگى آشكار گردد ، نتيجه‏اى جز بدبختى نخواهد داشت تا چه رسد به اينكه اين تكيه‏گاه ظالم و ستمگر باشد .
تفسير نمونه ج : 9ص :262
-يك جامعه پيشرو و پيشتاز و سربلند و قوى ، جامعه‏اى است كه روى پاى خود بايستد همانگونه كه قرآن در مثال زيبائى در سوره فتح آيه 29 مى‏فرمايد فاستوى على سوقه : همانند گياه سرسبزى كه روى پاى خود ايستاده و براى زنده ماندن و سرفرازى نياز به وابستگى به چيز ديگر ندارد .
يك جامعه مستقل و آزاد ، جامعه‏اى است كه از هر نظر خودكفا باشد و پيوند و ارتباطش باد گران ، پيوندى بر اساس منافع متقابل باشد ، نه بر اساس اتكاء يك ضعيف بر قوى ، اين وابستگى خواه از نظر فكرى و فرهنگى باشد يا نظامى يا اقتصادى و يا سياسى ، نتيجه‏اى جز اسارت و استثمار ببار نخواهد آورد ، و اگر اين وابستگى به ظالمان و ستمگران باشد ، نتيجه‏اش وابستگى به ظلم آنها و شركت در برنامه‏هاى آنها خواهد بود .
البته فرمان آيه فوق مخصوص به روابط جامعه‏ها نيست بلكه پيوند و رابطه دو فرد را با يكديگر نيز شامل مى‏شود كه حتى يك انسان آزاده و با ايمان هرگز نبايد متكى به ظالم و ستمگر بوده باشد كه علاوه بر از دست دادن استقلال ، سبب كشيده شدن به دايره ظلم و ستم او و تقويت و گسترش فساد و بيدادگرى خواهد بود .
 
4- الذين ظلموا چه اشخاص هستند ؟
مفسران در اين زمينه احتمالات مختلفى ذكر كرده‏اند بعضى آنها را به مشركان تفسير كرده ولى همانگونه كه گروه ديگرى گفته‏اند هيچ دليلى ندارد كه آنها را به مشركان منحصر كنيم و اگر مصداق ظالمان در عصر نزول آيه مشركان بوده‏اند ، دليل بر انحصار نمى‏شود .
همانگونه كه تفسير اين كلمه در روايات به مشركان نيز دليل بر انحصار نيست ، زيرا كرارا گفته‏ايم اينگونه روايات غالبا مصداق روشن و آشكار را بيان مى‏كند .
تفسير نمونه ج : 9ص :263
بنا بر اين تمام كسانى كه دست به ظلم و فساد در ميان بندگان خدا زده‏اند و آنها را بنده و برده خود ساخته‏اند و از نيروهاى آنها به نفع خود بهره‏كشى كرده‏اند و خلاصه در مفهوم عام كلمه الذين ظلموا وارد هستند جزء مصاديق آيه مى‏باشند .
ولى مسلم است كسانى كه در زندگى خود ظلم كوچكى را مرتكب شده‏اند و گاهى مصداق اين عنوان بوده‏اند داخل در مفهوم آن نيستند ، زيرا در اين صورت كمتر كسى از آن مستثنى خواهد بود و ركون و اتكاء به هيچكس مجاز نخواهد شد مگر اينكه معنى ركون را اتكاء و اعتماد در همان جنبه ظلم و ستم بدانيم كه در اين صورت حتى كسانى را كه يكبار دست به ظلم آلوده‏اند شامل مى‏شود .
5 -بعضى از مفسران اهل سنت در اينجا اشكالى مطرح كرده‏اند كه روى مبانى آنها پاسخ آن چندان آسان نيست و آن اينكه از يكسو در روايات آنها وارد شده كه بايد در برابر سلطان وقت - به عنوان اولو الامر - تسليم بود ، هر كس كه باشد ، مثلا : در حديثى از پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) نقل كرده‏اند كه بر شما لازم است اطاعت سلطان كنيد و ان اخذ مالك و ضرب ظهرك : هر چند مال تو را بگيرد و تازيانه بر پشتت بزند ! و روايات ديگرى كه روى اطاعت سلطان به معنى وسيع كلمه تاكيد مى‏كند .
و از سوى ديگر آيه فوق مى‏گويد : به افراد ظالم و ستمگر تكيه و اعتماد نكنيد : آيا اين دو دستور قابل جمع است ؟ .
بعضى خواسته‏اند با يك استثناء ، اين تضاد را برطرف سازند و آن اينكه اطاعت سلطان تا آنجا لازم است كه راه عصيان را نپويد و در طريق كفر گام ننهد
ولى لحن روايات آنها در زمينه اطاعت سلطان چندان با چنين استثنائى
تفسير نمونه ج : 9ص :264
هماهنگ نيست .
در هر صورت ما فكر مى‏كنيم همانگونه كه در مكتب اهلبيت آمده تنها اطاعت از ولى امرى لازم است كه عالم و عادل بوده باشد و بتواند جانشين عام پيامبر و امام محسوب شود و اگر سلاطين بنى اميه و بنى عباس احاديثى به نفع خود در اين زمينه ساخته و پرداخته‏اند به هيچوجه با اصول مكتب ما و با تعليماتى كه از قرآن گرفته‏ايم هماهنگ نيست و بايد چنين رواياتى را اگر قابل تخصيص است تخصيص وگرنه به كلى كنار بگذاريم چرا كه هر روايتى بر خلاف كتاب الله بوده باشد مردود است و قرآن صراحت دارد كه امام و پيشواى مؤمنين بايد ظالم نباشد و آيه فوق نيز صريحا مى‏گويد به ظالمان تكيه و اعتماد نكن !
و يا اينكه اينگونه روايات را مخصوص مقام ضرورت و ناچارى بدانيم . 
منبع : تفسیر نمونه: سوره هود آیات 123- 100
وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

alizare1

alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد
دسترسی سریع به انجمن ها