عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

حركتها به سوي شناخت اسلام اصيل

حركتها به سوي شناخت اسلام اصيل
دوشنبه 20 تیر 1390  06:44 ق.ظ

حركتها به سوي شناخت اسلام اصيل
تفسير نمونه ج : 20ص :192
أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فى الأَرْضِ فَيَنظرُوا كَيْف كانَ عَقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْكانُوا أَكثرَ مِنهُمْ وَ أَشدَّ قُوَّةً وَ ءَاثَاراً فى الأَرْضِ فَمَا أَغْنى عَنهُم مَّا كانُوا يَكْسِبُونَ‏(82) فَلَمَّا جَاءَتْهُمْ رُسلُهُم بِالْبَيِّنَتِ فَرِحُوا بِمَا عِندَهُم مِّنَ الْعِلْمِ وَ حَاقَ بِهِم مَّا كانُوا بِهِ يَستهْزِءُونَ‏(83) فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسنَا قَالُوا ءَامَنَّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ وَ كفَرْنَا بِمَا كُنَّا بِهِ مُشرِكِينَ‏(84) فَلَمْ يَك يَنفَعُهُمْ إِيمَنهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسنَاسنَّت اللَّهِ الَّتى قَدْ خَلَت فى عِبَادِهِوَ خَسِرَ هُنَالِك الْكَفِرُونَ‏(85)
ترجمه:
82 -آيا آنها روى زمين سير نكردند تا ببينند عاقبت كسانى كه پيش از آنها بودند چه شد ؟ همانها كه نفراتشان از اينها بيشتر ، و قوت و آثارشان در زمين فزونتر بود ، هرگز آنچه را به دست مى‏آوردند نتوانست آنها را ( در برابر عذاب الهى ) بى‏نياز سازد
83 -هنگامى كه رسولان آنها با دلائل روشن به سراغ آنان آمدند به معلوماتى كه خود داشتند خوشحال بودند ( و غير آن را هيچ مى‏شمردند ) ولى آنچه را ( از عذاب
تفسير نمونه ج : 20ص :193
به سخريه مى‏گرفتند بر آنها فرود آمد)!
84 -هنگامى كه شدت عذاب ما را ديدند گفتند : هم اكنون به خداونديگانه ايمان آوريم و به معبودهائى كه شريك او مى‏شمرديم كافر شديم
85 -اما هنگامى كه عذاب ما را مشاهده كردند ايمان آنها به حالشان سودى نداشت ، اين سنت الهى در مورد بندگان پيشين او است ، و كافران در آن هنگام زيانكار شدند
 
تفسير : به هنگام نزول عذاب ، ايمان بيهوده است
اين آيات كه آخرين آيات سوره مؤمن را تشكيل مى‏دهد در حقيقت يك نوع نتيجه‏گيرى از بحثهاى گذشته است ، زيرا بعد از بيان آنهمه آيات الهى در آفاق و انفس ، و آنهمه مواعظ لطيف و دلنشين و گفتگو پيرامون معاد و دادگاه بزرگ رستاخيز ، منكران لجوج و كافران مستكبر را ، با تهديدهاى شديد و توام با استدلال و منطق مواجه ساخته ، و پايان كار آنها را به وضوح بيان مى‏كند .
نخست مى‏گويد : آيا آنها بر زمين سير نكردند تا ببينند عاقبت كسانى كه قبل از آنها مى‏زيستند چگونه شد ؟ ! ( (ا فلم يسيروا فى الارض فينظروا كيف كان عاقبة الذين من قبلهم
اگر در اصالت تاريخ تدوين يافته و آنچه بر صفحات اوراق ثبت شده شك و ترديد دارند در اصالت آثارى كه بر صفحه زمين از كاخهاى ويران شده شاهان ، از استخوانهاى پوسيده در زير خاك ، و از ويرانه‏هاى شهرهاى بلا زده ، كه با بيانى رسا ماجراهاى خويش را شرح مى‏دهند نمى‏توانند شك كنند .
همان كسانى كه از نظر تعداد نفرات از آنها بيشتر ، و از قوت و آثارشان در زمين از آنها فزونتر بود ( (كانوا اكثر منهم و اشد قوة و آثارا فى الارض
كثرت نفرات آنها از قبورشان مى‏توان شناخت ، و قدرت و آثارشان را در زمين از آنچه از آنها به يادگار مانده!
تفسير نمونه ج : 20ص :194
تعبير به آثارا فى الارض - همانگونه كه در تفسير آيه 21 همين سوره كه شبيه آن است گفته‏ايم - ممكن است اشاره به پيشرفت گسترده كشاورزى آنها باشد ( چنانكه در آيه 9 سوره روم آمده ) و يااشاره به ساختمانهاى عظيم و بناهاى محكم اقوام پيشين در دل كوهها و بر صحنه دشتها ( چنانكه در آيات 128 و 129 شعرا بيان شده است).
ولى به هر حال نيروهائى را كه به دست مى‏آوردند هرگز به هنگام وزش طوفان بلا و عذاب الهى نتوانست آنها را بى‏نياز سازد و نجات دهد ( (فما اغنى عنهم ما كانوا يكسبون
بلكه تمام اين قدرتها در لحظاتى كوتاه در هم كوبيده شدند ، كاخها رويهم ريختند و ويران گشتند ، و لشكريان عظيم و قدرتمند همچون برگ خزان بر زمين افتادند ، و يا در ميان امواج كوه پيكر دفن شدند ! جائى كه آنها با آنهمه قدرت چنين سرنوشتى پيدا كردند ، اين مشركان ضعيف و ناتوان مكه كه در برابر آنها چيزى به حساب نمى‏آيند چه مى‏انديشند ؟ ! در آيه بعد به چگونگى برخورد آنها با پيامبران و معجزات و دلائل روشن انبياء اشاره كرده مى‏گويد : هنگامى كه رسولان آنها با معجزات و دلائل روشن به سراغ آنها آمدند از آنان روى گرداندند ، و تنها به معلوماتى كه خود داشتند دل بستند و خوشحال بودند ، و غير آن را هيچ شمردند ( (فلما جائتهم رسلهم بالبينات فرحوا بما عندهم من العلم
و همين امر سبب شد تا آنچه را از عذاب و تهديدهاى الهى به باد استهزا
تفسير نمونه ج : 20ص :195
مى‏گرفتند بر سر آنان فرود آيد ( (و حاق بهم ما كانوا به يستهزؤن
در اينكه منظور از اين علم و دانشى كه آنها به آن مغرور بودند ، و خود را با داشتن آن بى‏نياز از تعليمات انبيا مى‏ديدند ، چه بوده است ؟ مفسران احتمالات مختلفى داده‏اند كه همه با هم قابل جمع است:
1 -شبهات واهى و سفسطه‏هاى بى‏اساسى را علم مى‏پنداشتند و به آن تكيه مى‏كردند كه نمونه‏هاى متعددى از آن در آيات قرآن منعكس است.
گاه مى‏گفتند من يحيى العظام و هى رميم : چه كسى مى‏تواند اين استخوانهاى پوسيده را زنده كند ؟ ( يس - 78 ) .
و گاه مى‏گفتند ا ئذا ضللنا فى الارض ا ئنا لفى خلق جديد آيا هنگامى كه خاك شديم و در زمين گم شديم ممكن است بار ديگر آفرينش تازه‏اى بيابيم ( سجده - 10).
گاه مى‏افزودند : ما هى الا حياتنا الدنيا نموت و نحيا و ما يهلكنا الا الدهر جز زندگى اين دنيا چيزى در كار نيست ، گروهى مى‏ميرند و گروهى متولد مى‏شوند و جز طبيعت ما را هلاك نمى‏كند ! ( جاثيه - 24).
و امثال اين ادعاهاى واهى و بدون دليل كه علمش مى‏پنداشتند.
2 -منظور علوم مربوط به دنيا و تدبير زندگى است همانگونه كه قارون مدعى آن بود ، و مى‏گفت : انما اوتيته على علم عندى اين ثروت را به خاطر آگاهى خاصى كه نزد من بوده است به دست آورده‏ام ! ( قصص - 78 ) .
3 -منظور علوم و دانشهائى همچون دلائل عقلى و فلسفى خواه در شكل رسميش يا غير رسمى كه گروهى با داشتن اينگونه علوم خود را از پيامبران بى‏نياز مى‏بينند ، چه در گذشته چه در حال ! و همانگونه كه گفتيم اين تفسيرها منافات با يكديگر ندارد ، هدف اين است كه با اتكاى به علوم محدود بشرى ، خواه در معارف عقلى و اعتقادات يا در دنيا
تفسير نمونه ج : 20ص :196
و يا شبهات واهى كه آن را علم مى‏پنداشتند ، علومى را كه از سرچشمه وحى صادر شده بود نفى مى‏كردند و به باد استهزا مى‏گرفتند ، و به علوم اندك خود خوشحال بودند و خويشتن را به كلى از انبيا بى نياز مى‏ديدند .
اما قرآن نتيجه اين خودخواهى و غرور را در آيات بعد چنين بيان كرده : هنگامى كه شدت عذاب ما را ديدند ، عذابى كه براى ريشه كن كردن آنها نازل شده بود و فرمان قطعى پروردگار را در زمينه نابوديشان به همراه داشت ، از كرده خود پشيمان شدند ، خود را موجودى ضعيف و ناتوان ديدند و رو به درگاه حق آوردند و فريادشان بلند شد و گفتند : اكنون به خداوند يگانه ايمان آورديم، و نسبت به معبودهائى كه شريك او مى‏شمرديم كافر شديم ! ( فلما راوا باسنا قالوا آمنا بالله وحده و كفرنا بما كنا به مشركين)
اما هنگامى كه عذاب ما را مشاهده كردند ايمان آنها به حالشان سودى نداشت ( (فلم يك ينفعهم ايمانهم لما راوا باسنا
چرا كه به هنگام نزول عذاب استيصال درهاى توبه بسته مى‏شود ، و اصولا اينگونه ايمان اضطرارى فايده ايمان اختيارى را نمى‏تواند داشته باشد ، و زائيده آن شرائط فوق العاده است ، به همين دليل هر گاه طوفان بلا فرو بنشيند راه گذشته خود را از سر مى‏گيرند.
و نيز به همين دليل ايمان فرعون به هنگامى كه در ميان امواج نيل افتاد
تفسیر نمونه ج : 20ص :197
پذيرفته نشد.
اين حكم مخصوص افراد يا اقوام معينى نيست ، بلكه چنانكه قرآن در دنبال همين سخن مى‏گويد : اين سنت الهى است كه در مورد بندگان گذشته نيز اجرا شده است ( سنت الله التى قد خلت فى عباده)
سپس آخرين آيه مورد بحث را به اين جمله پايان مى‏دهد : و در آن هنگام كه عذاب الهى دامانشان را فرو گرفت خسران و زيان كافران آشكار شد ( (و خسر هنالك الكافرون
آن روز فهميدند كه سرمايه‏اى جز مشتى غرور و پندار نداشتند ، و آنچه را آب حيات خيال مى‏كردند سرابى بيش نبود ، سرمايه‏هاى وجود خود را همه در اين بيراهه زندگى به هدر داده ، و محصولى جز گناه و عذاب اليم الهى فراهم نساخته بودند ، چه زيان و خسرانى از اين برتر ؟ ! و به اين ترتيب سوره مؤمن كه با توصيف حال كافران مغرور آغاز شده بود ، با پايان زندگى دردناك آنها خاتمه مى‏يابد !
 
نكته : مغروران به علم
در آيات مختلف اين سوره ، چنانكه شرح داده شد ، سرچشمه اصلى انحراف و بدبختى گروه كثيرى از مردم را كبر و غرور معرفى مى‏كند.
تكبرى كه گاه از داشتن امكانات مالى ، و يا كثرت نفرات و نيروى نظامى سرچشمه مى‏گيرد ، و گاه از داشتن مختصر معلوماتى كه آن را فراوان مى‏پندارد .
نمونه زنده آن را در عصر و زمان خود ، و بعد از پيروزيهاى علمى و صنعتى در جوامع پيشرفته مادى با چشم مى‏بينيم ، زيرا مى‏دانيم يكى از عوامل مؤثر نفى
تفسير نمونه ج : 20ص :198
مذهب و روى آوردن به مكتبهاى الحادى همان غرور علمى است كه در قرون اخير براى جمعى از دانشمندان علوم طبيعى پيدا شده ، آنها با كشف اسرارى از طبيعت و دست يافتن به روزنه‏هائى از علم آنچنان مست و مغرور شدند كه تصور كردند چيزى در اين عالم جز آنچه آنها مى‏دانند وجودندارد ، و چون خدا را در آزمايشگاههاى خود حاضر نديدند راه انكار پيش گرفتند ! اين غرور علمى به قدرى گسترش پيدا كرد كه اصلا مذهب و وحى انبياء را زائيده جهل يا ترس بشر پنداشتند و گفتند : با فرا رسيدن دوران شكوفائى علم ديگر نيازى به اين مسائل نيست ! حتى گاه پا را از اين فراتر نهادند و دوران زندگى بشر را از نظر فكرى به چهار دوران تقسيم كردند:
1 -دوران افسانه‏ها 2 - دوران مذهب ! 3 - دوران فلسفه 4 - دوران علم كه منظورشان علوم طبيعى و تجربى بود ! البته آكنده بودن مذاهبى كه در محيط فعاليت اين گروه از دانشمندان وجود داشت از خرافات بسيار ، به اين هدف باطل نيز كمك كرد ، ( منظور عمدتا خرافات ارباب كليسا است ) و به اين ترتيب به گمان خود براى هميشه مذهب و تعليمات انبيا را از صحنه زندگى بشر بيرون ساختند .
ولى خوشبختانه اين مستى و غرور ديرى نپاييد و عوامل ديگرى دست به دست هم داد و بر اين پندارهاى بى‏اساس خط بطلان كشيد و به مصداق آيات فوق هنگامى كه به علوم خود مغرور شدند باس الهى دامانشان را گرفت و فريادهايشان بجائى نرسيد.
از يكسو جنگهاى جهانى اول و دوم نشان داد كه پيشرفتهاى علمى و صنعتى بشر نه تنها او را خوشبخت نكرده، بلكه او را از هر زمان به لبه پرتگاه نزديكتر
تفسير نمونه ج : 20ص :199
ساخته است.
از سوى ديگر بروز انواع مفاسد اخلاقى و اجتماعى ، و بروز انواع نابسامانيها ، قتلها و كشتارها و بيماريهاى روانى و انواع تجاوزهاى مالى و ناموسى ، نشان داد كه علوم انسانى هرگز نتوانسته است به تنهائى جلو نابسامانيها را بگيرد ، بلكه بد آموزيهائى كه معمولا از آن جدا نيست گاهى بر دامنه آن افزوده است.
از سوى سوم معماهاى فراوانى كه در علوم پيدا شد و انسان خود را از حل آن عاجز ديد ، و دنياهاى وسيعى كه در برابر ديدگان او خودنمائى كرد ( چه عوالم بسيار بزرگ و چه فوق العاده كوچك ) و خود را از شناخت آن ناتوان مشاهده كرد ، سبب شد كه بار ديگر دست به دامان تعليمات انبيا بزند ، و گروه عظيمى دوباره به سايه وحى باز گردند ، و درمان اين بيماريهاى جانكاه را در دستورات انبياء جستجو كنند .
كليساها رونق گرفت تعليمات مذهبى جزء برنامه زندگى بسيارى شد.
در اين ميان اسلام با تعليمات ويژه و مترقى و جامع خود بروز و ظهور تازه‏اى يافت ، و حركتها به سوى شناخت اسلام اصيل شروع شد.
اميد است پيش از آنكه باس الهى بار ديگر دامان گروهى از مردم اين جهان را بگيرد اين بيدارى همگانى شود ، و آثار آن غرور محو و نابود گردد تا به خسران و زيان منتهى نگردد .
پروردگارا ! ما را از مركب غرور فرود آور ، و از كبر و لجاجت و خود خواهى كه مايه هلاكت و بدبختى و شرمسارى است حفظ فرما.
خداوندا ! دنياى ما را نيز بيدار كن ، و پيش از آنكه باس شديدت دامان مردم عصر ما را فرو گيرد به سايه پر مهر تعليمات پيامبرانت باز گردان.
تفسير نمونه ج : 20ص :200
بار الها ! مارا از آن گروه قرار ده كه از سرگذشت ديگران پند مى‏گيرند ، تا سرگذشت ما پندى براى ديگران نشود.
آمين يا رب العالمين .
پايان سوره مؤمن شب 27 محرم الحرام 1405 مطابق اول آبان 1363 .
منبع : تفسیر نمونه: سوره مؤمن آیات 85 – 51
وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

alizare1

alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد
دسترسی سریع به انجمن ها