عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

حركت بسوي ميدان جهاد

حركت بسوي ميدان جهاد
دوشنبه 20 تیر 1390  06:44 ق.ظ

حركت بسوي ميدان جهاد
تفسير نمونه ج : 7ص :412
يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا مَا لَكمْ إِذَا قِيلَ لَكمُ انفِرُوا فى سبِيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلى الأَرْضِأَ رَضِيتُم بِالْحَيَوةِ الدُّنْيَا مِنَ الاَخِرَةِفَمَا مَتَعُ الْحَيَوةِ الدُّنْيَا فى الاَخِرَةِ إِلا قَلِيلٌ‏(38) إِلا تَنفِرُوا يُعَذِّبْكمْ عَذَاباً أَلِيماً وَ يَستَبْدِلْ قَوْماً غَيرَكمْ وَ لا تَضرُّوهُ شيْئاًوَ اللَّهُ عَلى كلّ‏ِ شىْ‏ءٍ قَدِيرٌ(39)
ترجمه:
38 -اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا هنگامى كه به شما گفته مى‏شود به سوى جهاد در راه خدا حركت كنيد سنگينى بر زمين مى‏كنيد ( و سستى به خرج مى‏دهيد ) آيا به زندگى دنيا به جاى آخرت راضى شده‏ايد ! با اينكه متاع زندگى دنيا در برابر آخرت چيز كمى بيش نيست 39 -اگر ( به سوى ميدان جهاد ) حركت نكنيد شما را مجازات دردناكى مى‏كند و گروه ديگرى غير از شما را بجاى شما قرار مى‏دهد ، و هيچ زيانى به او نمى‏رسانيد ، و خداوند بر هر چيزى توانا است .
 
شان نزول
از ابن عباس و ديگران نقل شده كه آيات فوق در باره جنگ تبوك نازل گرديده است ، در آن هنگام كه پيامبر از طائف به سوى مدينه بازگشت كرد و مردم را آماده پيكار با روميان نمود .
در روايات اسلام آمده است كه پيامبر معمولا مقاصد جنگى و هدفهاى نهائى خود را قبل از شروع جنگ براى مسلمانان روشن نمى‏ساخت تا اسرار
تفسير نمونه ج : 7ص :413
نظامى اسلام به دست دشمنان نيفتد ، ولى در مورد تبوك چون مسئله شكل ديگرى داشت قبلا با صراحت اعلام نمود كه ما به مبارزه با روميان مى‏رويم زيرا مبارزه با امپراطورى روم شرقى همانند جنگ با مشركان مكه و يا يهود خيبر كار ساده‏اى نبود ، و مى‏بايست مسلمانان براى اين در گيرى بزرگ كاملا آماده شوند و خود سازى كنند .
به علاوه فاصله ميان مدينه و سرزمين روميان بسيار زياد بود ، و از همه گذشته فصل تابستان و گرما و برداشت محصول غلات و ميوه‏ها بود .
همه اين امور دست به دست هم داده و رفتن به سوى ميدان جنگ را فوق العاده بر مسلمانان مشكل مى‏ساخت ، تا آنجا كه بعضى در اجابت دعوت پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) ترديد و دودلى نشان مى‏دادند ! .
آيات فوق نازل شد و با لحنى قاطع و كوبنده به مسلمانان هشدار داد و اعلام خطر كرد و آنها را آماده اين نبرد بزرگ ساخت .
 
تفسير باز هم حركت به سوى ميدان جهاد
همانگونه كه در شان نزول گفتيم آيات فوق ناظر به جريان جنگ تبوك است .
تبوك ، منطقه‏اى است ميان مدينه و شام كه الان مرز كشور عربستان سعودى محسوب مى‏شود ، و در آن روز نزديك سرزمين امپراطورى روم شرقى كه بر شامات تسلط داشت محسوب مى‏شد .
تفسير نمونه ج : 7ص :414
اين واقعه در سال نهم هجرى يعنى حدود يك سال بعد از جريان فتح مكه روى داد ، و از آنجا كه درگيرى و مقابله در اين ميدان با يكى از ابرقدرتهاى جهان آن روز بود نه با يك گروه كوچك يا بزرگ عرب ، جمعى از مسلمانان از حضور در اين ميدان وحشت داشتند ، و لذا زمينه براى سمپاشى و وسوسه‏هاى منافقان كاملا آماده بود ، آنها نيز براى تضعيف روحيه مؤمنان از هيچ چيز فروگذار نمى‏كردند .
فصل چيدن ميوه‏ها و برداشت محصول فرا رسيده بود و براى مردمى كه يك زندگى محدود كشاورزى و دامدارى دارند اين روزها ايام سرنوشت محسوب مى‏شود چرا كه رفاه يك سال آنها به آن بستگى دارد .
بعد مسافت ، گرمى هوا نيز چنانكه گفتيم به اين عوامل باز دارنده كمك مى‏كرد .
در اينجا وحى آسمانى به يارى مردم شتافت و آيات قرآن پشت سر يكديگر نازل شد و در برابر اين عوامل منفى قرار گرفت .
در نخستين آيه مورد بحث قرآن با شدت هر چه تمامتر مردم را به جهاد دعوت مى‏كند ، گاهى به زبان تشويق ، و گاهى به زبان ملامت و سرزنش ، و گاهى به زبان تهديد ، با آنها سخن مى‏گويد و از هر درى براى آماده ساختن آنها وارد مى‏شود .
نخست مى‏گويد : اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا هنگامى كه به شما گفته مى‏شود در راه خدا و به سوى ميدان جهاد حركت كنيد سستى و سنگينى به خرج مى‏دهيد ؟ ( (يا ايها الذين آمنوا ما لكم اذا قيل لكم انفروا فى سبيل الله اثاقلتم الى الارض
اثاقلتم از ماده ثقل به معنى سنگينى است ، و جمله اثاقلتم الى الارض كنايه از تمايل به ماندن در وطن و حركت نكردن به سوى ميدان جهاد است ،
تفسير نمونه ج : 7ص :415
و يا كنايه از تمايل به جهان ماده و چسبيدن به زرق و برق دنيا است ، و در هر صورت اين وضع گروهى از مسلمانان ضعيف الايمان بود نه همه آنها و نه مسلمانان راستين و عاشقان جهاد در راه خدا .
سپس با سخن ملامت آميزى مى‏گويد : آيا به اين زندگى دنيا ، اين زندگى پست و زودگذر و نا پايدار ، بجاى زندگى وسيع و جاويدان آخرت راضى شديد ؟ ( (ا رضيتم بالحيوة الدنيا من الاخرة
با اين كه فوائد و متاع زندگى دنيا در برابر زندگى آخرت يك امر ناچيز بيش نيست ( (فما متاع الحيوة الدنيا فى الاخرة الا قليل
چگونه يك انسان عاقل تن به چنين مبادله زيانبارى ممكن است بدهد ؟ و چگونه متاع فوق العاده گرانبها را بهخاطر دستيابى به يك متاع ناچيز و كم ارزش از دست مى‏دهد ؟ سپس مسئله را از لحن ملامت آميز بالاتر برده و شكل يك تهديد جدى به خود مى‏گيرد و مى‏گويد : اگر شما به سوى ميدان جنگ حركت نكنيد خداوند به عذاب دردناكى مجازاتتان خواهد كرد ( (الا تنفروا يعذبكم عذابا اليما
و اگر گمان مى‏كنيد با كنار رفتن شما و پشت كردنتان به ميدان جهاد چرخ پيشرفت اسلام از كار مى‏افتد و فروغ آئين خدا به خاموشى مى‏گرايد سخت در اشتباهيد زيرا : خداوند گروهى غير از شما از افراد با ايمان و مصمم و مطيع فرمان خود را به جاى شما قرار خواهد داد(و يستبدل قوما غيركم ) گروهى كه از هر نظر مغاير شما هستند نه تنها شخصيتشان بلكه ايمان و اراده و شهامت و فرمانبرداريشان غير از شما است .
و از اين رهگذر هيچ گونه زيانى نمى‏توانيد به خداوند و آئين پاك او وارد كنيد ( (و لا تضروه شيئا
تفسير نمونه ج : 7ص :416
اين يك واقعيت است ، نه يك گفتگوى خيالى يا آرزوى دور و دراز ، چرا كه خداوند بر هر چيز توانا است و هر گاه اراده پيروزى آئين پاكش را كند بدون گفتگو جامه عمل به آن خواهد پوشيد ( (و الله على كل شى‏ء قدير
در اينجا به چند نكته بايد توجه كرد
1 -در دو آيه فوق در حقيقت از هفت طريق روى مسئله جهاد تاكيد شده است ، نخست از طريق خطاب به افراد با ايمان .
دوم از طريق امر به حركت به ميدان جهاد .
سوم به وسيله تعبير فى سبيل الله ، چهارم استفهام انكارى در باره تبديل دنيا به آخرت .
پنجم تهديد به عذاب اليم .
ششم تهديد به اينكه شما را از صحنه خارج مى‏كند و ديگران را به جاى شما مى‏گذارد و هفتم از طريق توجه به قدرت بى پايان خدا و اينكه سستيهاى شما هيچگونه زيانى به پيشرفت كارها نمى‏رساند بلكه هر زيانى باشد دامنگير خود شما مى‏شود .
2 -از آيات فوق به خوبىاستفاده مى‏شود كه دلبستگى مجاهدان به زندگى دنيا آنها را در امر جهاد سست مى‏كند .
مجاهدان راستين بايد مردمى پارسا و زاهد پيشه و بى اعتنا به زرق و برقها باشند ، امام على بن الحسين (عليهماالسلام‏) در ضمن دعائى كه براى مرزبانان كشورهاى اسلامى مى‏كند چنين مى‏گويد : و انسهم عند لقائهم العدو ذكر دنياهم الخداعة و امح عن قلوبهم خطرات المال الفتون : بارالها ! فكر اين دنياى فريبنده را به هنگامى كه آنها در برابر دشمنان قرار مى‏گيرند از نظرشان دور فرما ، و اهميت اموال فتنه‏انگيز و دلربا را از صفحه قلوبشان محو نما ( تا با دلى لبريز از عشق تو براى تو پيكار كنند ) .
تفسير نمونه ج : 7ص :417
و براستى اگر شناخت درستى از وضع دنيا و آخرت و چگونگى اين دو زندگى داشته باشيم مى‏دانيم كه اين يكى در مقابل آن به قدرى محدود و ناچيز است كه به حساب نمى‏آيد در حديثى كه از پيامبر در اين زمينه نقل شده است مى‏خوانيم : و الله ما الدنيا فى الاخرة الا لما يجعل احدكم اصبعه فى اليم ثم يرفعها فلينظر بم ترجع : به خدا سوگند دنيا در برابر آخرت مثل اين است كه يكى از شما انگشت خود را در دريا بزند و سپس بردارد و بنگرد چه مقدار از آب دريا را با آن برداشته است ؟
3 -در اين كه منظور از گروهى كه خداوند در آيات فوق به آنها اشاره كرده چه اشخاصى هستند بعضى از مفسران گفته‏اند : ايرانيان و بعضى گفته‏اند منظور مردم يمن مى‏باشند كه هر كدام با شهامتهاى فوق العاده خود در پيشرفت اسلام سهم بسيار بزرگى داشتند ، و بعضى اشاره به كسانى مى‏دانند كه بعد از نزول اين آيات اسلام را پذيرفتند و از جان و دل در راه آن فداكارى به خرج دادند . 
منبع : تفسیر نمونه: سوره توبه آیات 59- 34
وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

alizare1

alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد
دسترسی سریع به انجمن ها