عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

جنگ شروع ميشود

جنگ شروع ميشود
دوشنبه 20 تیر 1390  06:45 ق.ظ

جنگ شروع ميشود
تفسير نمونه ج : 3ص :72
مورخ معروف حلبى در كتاب خود مى‏نويسد : پيغمبر اكرم (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) هنوز به احد نرسيده بود كه ضمن بازديد لشكر گروهى را در ميان آنها ديد كه هرگز نديده بود ، پرسيد اينها كيستند ؟ عرض كردند عده‏اى از يهودند كه با عبد الله ابن ابى هم پيمان بوده‏اند ، و بدين مناسبت به يارى مسلمانان آمده‏اند ، حضرت
تفسير نمونه ج : 3ص :73
تاملى كرد و فرمود : براى جنگ با مشركان از مشركان نتوان يارى گرفت ، مگر اينكه مسلمان شوند يهود اين پيشنهاد را قبول نكردند ، و همگى به مدينه باز گشتند ، و به اين ترتيب از قواى يكهزار نفرى پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) سيصد تن كم شد .
ولى مفسران نوشته‏اند چون با پيشنهاد عبد الله ابن ابى موافقت نشد ، او در اثناى راه از همراهى پيامبر خوددارى نمود ، و با جمعى كه تعدادشان بالغ بر سيصد نفر بود به مدينه بازگشتند.
بهر حال پيامبر پس از تصفيه لازم ، با قواى خود كه هفتصد نفر بودند به پاى كوه احد رسيد ، بعد از اداى نماز صبح صفوف مسلمانان را آراست.
عبد الله ابن جبير را با پنجاه نفر از تيراندازان ماهر ، مامور ساخت در دهانه شكاف كوه قرار گيرند ، و به آنها اكيدا توصيه كرد كه در هر حال از جاى خود تكان نخورند و پشت سر سپاه را حفظ كنند ، و فرمود حتى اگر ما دشمن را تا مكه تعقيب كنيم و يا اگر دشمن ما را شكست داد و ما را تا مدينه مجبور به عقب - نشينى كرد ، باز هم از سنگرگاه خود دور نشويد 
از آنطرف ابو سفيان ، خالد بن وليد را با دويست سرباز زبده ، مراقب اين گردنه كرد و دستور داد در كمين باشيد تا وقتى كه سربازان اسلام از اين دره كنار بكشند ، آنگاه بلافاصله لشكر اسلام را از پشت سر مورد حمله قرار دهيد.
جنگ شروع شد
دو لشكر در مقابل يكديگر صف آرائى كرده ، مهياى جنگ شدند .
اين دو سپاه هر كدام به نوعى مردان خود را بجنگ تشويق مى‏كردند.
ابو سفيان ، بنام بت‏هاى كعبه و جلب توجه زنان زيبا ، جنگجويان خود را بر سر ذوق و شوق مى‏آورد!
تفسير نمونه ج : 3ص :74
اما پيامبر اسلام (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) بنام خدا و مواهب الهى مسلمانان را بجنگ تشويق مى‏نمود.
اينك ، صداى الله اكبر الله اكبر مسلمانان تمام جلگه و دامنه احد را پر كرده است.
و در طرف ديگر ميدان ، زنان و دختران قريش ، براى تحريك عواطف و احساسات جنگجويان قريش ، اشعارى را گويا با دف و نى مى‏خوانند.
پس از شروع جنگ ، مسلمانان با يك حمله شديد توانستند ، لشگر قريش را در هم بشكنند ، آنها پا به فرار گذاردند ، و سربازان اسلام به تعقيب آنها پرداختند
خالد بن وليد كه شكست قريش را قطعى دانست خواست از راه دره خارج شود و مسلمانان را از پشت سر مورد حمله قرار دهد ولى تيراندازان آنها را مجبور بعقب‏نشينى كردند.
اين عقب‏نشينى قريش باعث شد جمعى از تازه مسلمانان بخيال اينكه دشمن شكست‏خورده است براى جمع‏آورى غنائم يكمرتبه پستهاى خود را ترك كنند ، و حتى تيراندازانيكه در بالاى كوه ايستاده بودند ، سنگر خود را ترك گفتند و به - ميدان جنگ ريختند ، و هر قدر عبد الله بن جبير دستور پيغمبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) را متذكر شد به جز عده كمى كه عددشان حدود ده نفر بود ، در جايگاه حساس خود نايستادند .
نتيجه مخالفت دستور پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) اين شد كه خالد بن وليد با دويست نفر ديگر كه در كمين بودند چون شكاف كوه را از پاسداران خالى ديدند ، به سرعت بر سر عبد الله ابن جبير تاختند و او را با يارانش كشتند ، و از پشت سر به لشكر اسلام حمله آوردند.
ناگهان مسلمانان از هر طرف خود را زير شمشير دشمن ديدند ، نظم و هماهنگى آنها از ميان رفت ، فراريان لشكر قريش همينكه اوضاع را چنين ديدند ، برگشتند و مسلمانان را دايره‏وار در ميان گرفتند .
در همين موقع افسر شجاع اسلام حمزه سيد الشهداء با بعضى ديگر از ياران شجاع پيامبر شربت شهادت نوشيدند ، و جز عده معدودى كه پروانه‏وار اطراف رهبر خود را گرفته بودند بقيه از وحشت
تفسير نمونه ج : 3ص :75
پا بفرار گذاشتند.
در اين جنگ خطرناك آنكه بيش از همه فداكارى مى‏كرد و هر حمله‏اى كه از جانب دشمن به پيغمبر مى‏شد دفع مى‏نمود ، على ابن ابى طالب (عليه‏السلام‏) بود.
على (عليه‏السلام‏) با كمال رشادت مى‏جنگيد ، تا اينكه شمشيرش شكست ، پيغمبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) شمشير خود را كه موسوم به ذو الفقار بود ، به على (عليه‏السلام‏) داد .
سرانجام پيغمبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) در جائى سنگر گرفت ، و على (عليه‏السلام‏) همچنان از او دفاع مى‏كرد ، تا آنكه طبق نقل بعضى از مورخان بيش از شصت زخم به سر ، صورت و بدن او وارد آمد ، و در همين موقع بود كه پيك وحى به پيامبر عرضه داشت : اى محمد (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) ! معناى مواسات همين است ، پيغمبر فرمود : على (عليه‏السلام‏) از من است و من از اويم و جبرئيل افزود : و منهم از هر دوتاى شما ! امام صادق (عليه‏السلام‏) مى‏فرمايد : پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) پيك وحى را ميان زمين و آسمان مشاهده كرد كه مى‏گويد : لا سيف الا ذو الفقار و لا فتى الا على
منبع : تفسیر نمونه : سوره آل عمران آیات 136 – 111
وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

alizare1

alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد
دسترسی سریع به انجمن ها