عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

جنگ احزاب يا خندق

جنگ احزاب يا خندق
دوشنبه 20 تیر 1390  06:46 ق.ظ

جنگ احزاب يا خندق
 
جنگ خندق
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
 جنگ احزاب یا جنگ خندق که در ۱۷شوالسال پنجم هجرت، برابر با سال ۶۲۷ میلادی در یثرب میان سپاهیان مسلمان پیرو محمدو سپاهیان مکه تحت رهبری ابوسفیاندرگرفت. این نبرد سومین رویارویی مسلمانان و بت‌پرستان مکه و از نبردهای مهم تاریخ اسلام است.
 
 پیشینه
محمدپیامبر اسلام، یهودیانبنی‌نضیررا از یثرببیرون کرده بود؛ بنی‌نضیر به مکهرفتند و قریشرا به نبرد با محمد واداشتند. قریش، پیشنهاد نمایندگان یهود را پذیرفت و به جنگ با محمد رهسپار شد. در این نبرد، هم‌پیمانان قریش بنی‌سلیمو غطفانو بنی‌اسدنیز به جنگ‌جویان سپاه مکه پیوستند. سپاهیان قریش، ده هزار تن و سه لشکر بودند که فرماندهی همه آن‌ها با ابوسفیانبود.بنی‌خزاعه، محمد را از برنامه قریش و جنبش ایشان آگاه کردند.
[ویرایش]
 
پیش از جنگ
محمد، برای جنگ یاران ویژه خود را گردآورد. برخی پیشنهاد کردند که به شیوه قلعه‌داری از یثرب، دفاع کنند و از بالای دژها و نقاط بلند با دشمن نبرد کنند. سلمان فارسی که با شیوه‌های جنگ ایرانیان آشنایی داشت، پیشنهاد کرد که گرداگرد شهر را خندق بکنند تا از پیشرفت دشمن به درون شهر جلوگیری شود و سپس با ساختن دژها و سنگرها در اطراف خندق، و یا پرتاب تیر و سنگ، از گذر یافتن دشمن از خندق به سوی شهر، جلوگیری شود. محمد، پیشنهاد سلمان را پذیرفت. کار کندن خندق با شتاب آغاز شد؛ کندن هر ناحیه‌ای از خندق به یک گروه از مسلمانان واگذار گردید و هر فردی به کندن چهل ذراع واداشته شد. یهودیان بنی‌قریظه نیز در کندن خندق، به مسلمانان یاری رساندند. کار خندق در شش روز به پایان رسید و برای آن درهایی گذارده شد و نگهبانی هر در به قبیله‌ای واگذار گشت و زبیر بن عوامبه سرپرستی پاسداران درهای قلعه گمارده شد.
[ویرایش]
 
پیمان‌شکنی بنی‌قریظه
حیی بن اخطب، یهودیان بنی‌قریظه را به نبرد علیه سپاه اسلام فراخواند. سرانجام کعب بن اسد، درخواست حیی بن اخطب را پذیرفت و کعب پیمان خود را با محمد شکست.
 
[ویرایش]
 
نبردهای‌های تن به تن
سرانجام، پنج تن از سپاه مکه به نام‌های عمرو بن عبدود، عکرمة بن ابوجهل، هبیرة بن وهب، نوفل بن عبداللهو ضرار بن خطابموفق شدند از خندق بگذرند. در نبردهای تن به تن، عمرو بن عبدود به دست علی بن ابی‌طالبکشته شد. نوفل بن عبدالله پس از گذشت از خندق، سقوط کرد و سنگباران شد که در آن میان علی وارد خندق گشت و او را در آن میان کشت. ابوسفیان از ترس این‌که مسلمانان بدن نوفل را به انتقام حمزه، مثله کنند پیشنهاد کرد که پیکر مرده او را به ده هزار دینار بخرد؛ اما محمد دستور داد که جسد را به رایگان به سپاه مکه باز پس دهند.
[ویرایش]
 
پراکندگی سپاه عرب
سپاه عرب پس از کشته شدن نوفل بن عبدالله و عمرو بن عبدود پراکنده شدند. محمد، حذیفه را مأمور کرد که از خندق گذشته از اوضاع دشمن اطلاعاتی به دست بیاورد. صبح، سپاه مکه آن‌جا را ترک گفته و کسی باقی نمانده بود.
[نهفتن]
ن • ب • و
 
غزوات محمد، پیامبر اسلام
بدر – ذات‌الرقاع – بنی‌قریظه – احد – بنی‌نضیر – احزاب – حدیبیه – خیبر – مؤته – مکه – حنین – بنی‌مصطلق – طائف – تبوک
[ویرایش] منابع
تاریخ اسلام، دکتر علی اکبر فیاض ، موسسه انتشارات دانشگاه تهران ، سال 1378
تاریخ تحلیلی اسلام ، سید جعفر شهیدی ، مرکز نشر دانشگاه تهران ، 1362
تاریخ سیاسی اسلام ، رسول جعفریان ، انتشارات دلیل ، سال 1380
برگرفته از «http://fa.wikipedia.org/wiki/»
این صفحه آخرین بار در ‏۱۴:۳۵، ‏۱۳ سپتامبر ۲۰۱۰ تغییر یافته‌است.
همهٔ نوشته‌ها تحت مجوز Creative Commons Attribution/Share-Alikeدر دسترس است؛ برای جزئیات بیشتر شرایط استفادهرا بخوانید.
ویکی‌پدیا® یک علامت تجاری بنیاد ویکی‌مدیا است.
ابوعبدالله زبیر بن عوام قریشی، از اصحاب و خویشاوندان محمدپیامبر اسلامو یکی از جنگاوران صدر اسلام بود؛ چنانکه به سیف الاسلام (شمشیر اسلام) ملقّب شد. زبیر در نبردهای بدرو یرموک شرکت داشت و در فتح مصر، از خود دلاوری‌ها نشان داد. عمر بن خطاب هنگام مرگ، تنها ۶ تن از اصحاب محمّد را لایق خلافت می‌دید که علی بن ابیطالبو زبیر بن عوام در زمره آن شش تن بودند. (اصحاب شورا) از یاران و اقوام وی در غزوه‌هایبدر، یرموکو فتح مصرشرکت داشت. پس از آنکه علی پسر ابوطالباز طرف مسلمانانبرای خلافت برگزیده شد، زبیر و طلحهاز وی تقاضا کردند که حکومت بصرهو کوفهرا به آنان بسپارد. اما علی به دلایلی این کار را نکرد. زبیر به همراه طلحهو عایشهو به بهانه خون‌خواهی عثمانجنگ جملرا به راه انداختند. هنگام این نبرد زبیر از کار خویش پشیمان شد و به بیابانی نزدیک بصرهرفت تا توبهکند و در همان‌جا به دست یک ناشناس کشته شد. علی قاتل زبیر را قصاصکرد.
 
 در زمان خلافت علی
پس از کشته شدن عثمانبن عفّان، اکثر مسلمانان از علی بن ابی طالبتقاضا کردند تا خلافت را بپذیرد، گروهی از مردم بصره و کوفه نیز بر آن شدند تا با زبیر و یا طلحهبیعت کنند. در این میان، روز به روز بر تعداد هواداران علی افزوده می‌شد؛ چنانکه حتّی طلحه و زبیر هم به خلافت علی رضایت دادند. علی برای پذیرش خلافت، شرایطی گذاشت که یکی از آنها، بیعت علنی اصحاب حاضر در مدینه با وی بود. با وجود این، طلحه و زبیر پاسخ دادند که در مسجد کوفه حاضر نخواهند شد و هر کس را که مسلمانان به خلافت برگزینند، خواهند پذیرفت. امّا علی، وجود آن دو را نیز ضروری می‌دانست. برای همین مالک اشتربه نزد طلحه و زبیر رفت و آنها را پس از شماتت به مسجد مدینه برد. طلحه و پس از او زبیر، نخستین کسانی بودند که با علی بیعت کردند. در برخی از روایات آمده‌است که مدّتی بعد، زبیر و طلحه به علی پیشنهاد کردند تا امارت دو شهر بصره و کوفه را به آنها واگذارد. امّا علی که آن دو را مناسب این کار نمی‌دید، دو تن دیگر را به امارت دو شهر ذکر شده برگزید. همین امر، موجب کدورت بین آنها شد؛ تا جایی که زبیر و طلحه، به عایشههمسر محمّد پیوستند تا او را در جنگ جمل، علیه علی یاری کنند. امّا زبیر پیش از شروع جنگ، علی را ملاقات کرد و در آن دیدار، چنان متحوّل شد که از شرکت نمودن در نبرد منصرف گشت.
[ویرایش]
 
مهم‌ترین سخن علی در ملاقات با زبیر
علی از زبیر پرسید:«تو را به خدا سوگند می‌دهم! آیا به یاد می‌آوری روزی را که از کنار من گذشتی و رسول خدا هم که از بنی غنم می‌آمد بر دستان تو تکیه داده بود، و به من سلام کردو خندید، من هم خندیدم و چیزی بر آن نیفزودم. تو گفتی«پسر ابی طالب تکبّرش را کنار نمی‌گذارد».پیغمبر به تو فرمود: «خاموش.اومتکبّر نیست، تو بااومی جنگی و نسبت بر وی ستمگری»»؟
زبیر پس از این ملاقات، از نیّت خود پشیمان شد و علی رغم اصرار پسرش عبدالله بن زبیر، و یار دیرینهٔ خود طلحه، در جنگ شرکت نکرد و به بیابانی رفت تا توبه کند. امّا در همانجا توسّط عربی طمّاع کشته شد. علی بر سر بریدهٔ زبیر گریست و امر نمود تا قاتلش را قصاص کنند.
 منابع
امام علی بن ابی طالب؛ عبدالفتّاح عبدالمقصود، ترجمه سیّد محمّد مهدی جعفری، چ۱، تهران:شرکت سهامی انتشار: ۱۳۵۴
تاریخ تحلیلی اسلام؛ سیّد جعفر شهیدی، چاپ ششم.
فرهنگ فارسی معین؛ محمّد معین، انتشارات امیرکبیر، چاپ پنجم: ۱۳۶۲
علی ابن ابی طالب؛عبدالفتّاح عبدالمقصود، ترجمه سیّد محمود طالقانی، چاپ شرکت سهامی انتشار.
نهج البلاغه؛ ترجمه محسن فارسی، انتشارات امیر کبیر
منبع نامکتوب: سریال تلویزیونی امام علی؛ کارگردان: داوود میرباقری
 
عبدالله بن زبیر
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
عبدالله بن زبیر پسر زبیربن عوّام خواهر زاده خدیجهبنت خویلد همسر محمّدبود. مادر عبدالله بن زبیر، اسماء دختر ابوبکربود. او از طایفه بنواسدبود و در مکّه، دین اسلامرا پذیرفت. پس از مرگ محمّد، عمر او را برای جنگ با ساسانیانبه ایرانفرستاد. عبدالله بن زبیر، در جنگ با روم شرقینیز در سپاه مسلمانان می‌جنگید. پس از این که علی بن ابی طالببه خلافت رسید، او و پدرش زبیر به همراه عایشه، راه بصرهرا پیش گرفتند. به پیشنهاد عبدالله بن زبیر، حاکم بصره عثمان بن حنیف انصاریرا از شهر راندند. عبدالله بن زبیر، در جنگ جمل بر علیه علی جنگید. با به خلافت رسیدن معاویه، ابن زبیر از سیاست کناره گیری کرد امّا وقتی مساله جانشینی یزیدمطرح شد، ابن زبیر از بیعت با یزید سرپیچید. با شهادت حسین بن علیدر نبرد کربلا، ابن زبیر به حجازبرگشت و در آن جا ادّعای خلافت کرد. یزید حصین بن نمیررا برای جنگ با ابن زبیر به مکه فرستاد. لشکر یزید، ابن زبیر را در مکّه محاصره کرد اما با مرگ یزید، این محاصره نیز پایان یافت. با مرگ یزید، اعراب دمشق خلافت ابن زبیر را اعلام کردند. در مصرو عراقهم عبدالله را خلیفه می‌دانستند تا این که مروان حکمبه یاری کلبی‌ها به دمشقدست یافت و خود را خلیفهخواند. پس از مرگ مروان حکم، عبدالملک به خلافت رسید. او حجّاج بن یوسفثقفی را برای فتح مکه به سوی حجاز فرستاد. حجّاج بن یوسف با یک لشکر دوازده هزار نفری به جنگ عبدالله بن زبیر رفت. در سال ۷۳ هجری، مکّه سقوط کرد و به دست امویان افتاد. عبدالله بن زبیر نیز به فرمان حجّاج بن یوسف کشته شد.
ویکی‌پدیای عربی
 
بنی‌قریظه
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییر مسیر از غزوه بنی‌قریظه)
پرش به: ناوبری, جستجو
نقاشی از قرن هفتم که واقعه بنی قُریْظه را به تصویر کشیده است
بنی قُریْظه طایفه‌ای یهودی بودند که تا قرن هفتم میلادی در شمال عربستان در حومهٔ یثرب (مدینه) زندگی می‌کردند. در مورد خاستگاه بنی قُریْظه (همانند بقیه یهودیان مدینه) اطلاعات کافی در دست نیست؛ برخی گفته اند آنها نوادگان قبایل یهودی مهاجر بودند و یا، اعرابی که به یهودیت گرویده و در عین پایبندی به یهودیت، با اعراب ازدواج کرده و از بسیاری از آداب آنها تأثیر پذیرفته بودند.[۱][۲]به نظر می‌آید که قبایل یهودی (که اقلیتی از جمعیت مدینه را تشکیل می‌دادند) در کشاورزی پیشتاز بوده‌اند و در دورانی نیز از نظر سیاسی غالب بوده‌اند، ولی قدرت سیاسی آنها بعدها رو به افول گزارده بود.
حدود صد سال قبل از هجرت محمداز مکه به مدینه بین قبایل مختلف مدینه درگیری درگرفته و به تدریج تمامی اهالی مدینه وارد آن شده بودند. در این میان قبایل یهودی گهگاه در جبهه‌های مخالف هم می‌جنگیدند.[۳]
فهرست مندرجات
[نمایش]
۱ هجرت محمد از مکه به مدینه و جنگ احزاب
۲ روایت ابن اسحاق و واقدی از داستان بنی قُریْظه
۳ گفتار برخی تواریخ
۴ جستارهای وابسته
۵ پانویس
 
 هجرت محمد از مکه به مدینه و جنگ احزاب
یکی از دلائل دعوت محمد به مدینه رفع اختلافات میان گروه‌های درگیر بود. [۴] وقتی محمداز مکه به مدینه هجرت نمود با تهیه میثاقیبین گروه‌های درگیر صلح ایجاد کرد. این میثاق حقوق و وظایف قبایل مدینه نسبت به یکدیگر را مشخص می‌کرد.
در سال پنجم هجرت، متعاقب جنگ‌های بدر و احد، ابوسفیانبه کمک قبایل تبعید شده بنی نضیرو بنی قینقاع[۵]، شهر مدینه را با هدف تخریب جامعه مسلمانان محاصره کرد. [۶] مسلمانان به پیشنهاد سلمان فارسیبرای مقابله با مهاجمان، خندقی در شمال و غرب مدینه کنده بودند. در طول دو هفته‌ای که مدینه تحت محاصره بود، لشکر احزاب با بنی قُریْظه که در جنوب مدینه ساکن بودند وارد مذاکره شدند و آنان برخلاف پیمانی که با محمد بسته بودند، جانب دشمنان او را گرفتند..[۷]محمد از این موضوع آشفته شده و برخی از رهبران مسلمانان را برای صحبت با آنها فرستاد که نتیجه آن برایش مضطرب کننده بود.[۱]محمد سعی کرد که از به نتیجه رسیدن مذاکرات بین بنی قُریْظه و احزاب جلوگیری کند. مذاکرات نهایتاً بی نتیجه ماند.[۷]در مورد میزان حمایت بنی قُریْظه از احزاب در هنگام جنگ اختلاف نظر وجود دارد.[۸]
[ویرایش] روایت ابن اسحاق و واقدی از داستان بنی قُریْظه
نوشتار مرتبط: نقد روایات ابن اسحاق و واقدی از سرانجام بنی‌قریظه
نقاشی مینیاتور از قرن نوزدهم/ قتلعام قبیله بنی قُریْظه/ اثر محمد رفیع موجود در کتابخانه بریتانیا
پس از بازگشت ابوسفیان (قریش و متحدانش) و، ختم جنگ احزاب، محمد بنی قُریْظه را به خیانت در پیمان‌شان متهم کرده و به همین دلیل آنها را محاصره نمود. بنی قُریْظه نهایتاً تسلیم شدند.
برخی از افراد قبیله اوس از محمد خواستند که با بنی قُریْظه با مدارا برخورد کند. در پی این تقاضا، محمد (با توجه به هم پیمانی بنی قُریْظه و اوس)، پیشنهاد کرد که سعد بن معاذ، از سران قبیله اوس، در مورد بنی قُریْظه قضاوت کند؛ پیشنهادی که مورد موافقت اوس و بنی قُریْظه قرار گرفت.
سعد بن معاذ حکم داد [۹]که همهٔ مردان بالغ قبیله کشته شوند، زنان و کودکان را به بردگی گرفته و اموالشان میان مسلمانان تقسیم شود.[۷]محمد این حکم را تأیید کرد. سیره ابن اسحاق به نقل گزارشی می‌پردازد که در آن محمد، حکم مزبور را عین حکم خدا دانسته‌است. بر اساس برخی روایات علی و زبیر با شمشیر سر ۶۰۰ تا ۹۰۰ (در رقم دقیق اختلاف است) تن را جدا کردند. اما پژوهشگران این وقایع را به گونه ای دیگر می نگرند.
داستان يهوديان بنی قريظه مربوط به سال پنجم هجری است و باید در متن تاریخی و چهارچوب زمانی خودش نگریسته شود. بدون آشنايی با تغییراتی که محمد و آئین جدیدش در تنظيم رابطه و مناسبات اعراب قبیله نشین پدید آورد، بدون اشراف به خُلق و خوی اعراب، بدون توجه به گفتمان غالب عصر جاهلی، بی اعنتا به عهد و پیمان هایی که مرسوم آن روزگار بود، بدون آگاهی از روال داستان سرایی اعراب که سعی می‌شده شنونده را مرعوب کنند یا داستان را بسیار مهم جلوه دهند [۱۰]و، بدون اطلاع از ویژگی‌های دو قبيله اوس و خزرج و رقابت‌های پنهان و آشکارشان با همديگر و بسیار مسائل دیگر، نمی‌توان به طور حتم در مورد ماجرای بنی قریظه تنها به چند وقایع نویس که وقایع گوناگونی از این سرگذشت را به ثبت رسانده اند تکيه نمود، بلکه باید در تمامی ابعاد این مسئله را بررسی کرد.
البته با توجه به اشاره سوره احزاب در قرآن، چنین واقعه ای رخ داده و نمی‌توان اصل ماجرا را دروغ و شایعه پنداشت. اما، نقد روایات ابن اسحاق و واقدی از سرانجام بنی‌قریظهمی تواند بسیار مفید واقع شود.
فاصله تاریخی میان راویان و واقعه بنی قریظه نیز اهمیت دارد. قديمی ترين سندی که به حادثه بنی قريظه اشاره کرده، سيره ابن اسحاق است، ابن اسحاق (محمد بن اسحاق بن يسار) ۱۴۵ سال پس از واقعه از دنيا رفته و محمد بن جرير طبری هم که روايت ابن اسحاق را بی کم و کاست نقل کرده، حدود ۱۵۰ سال پس از وی آمده است.[۱۱]به همین دلیل در رابطه با این سرگذشت باید در تمامی ابعاد به مسائل نگریست، تا بتوان درکی معقول از آن بدست آورد.
[ویرایش] گفتار برخی تواریخ
در برخی تواریخ[۱۲]چنین آمده:
«قبیله اوسکه با بنی قریظه پیمان داشتند به پیغمبر گفتند: بنی قُریْظه هم پیمان‌های ما هستند و از کاری که کردند پشیمان شده اند؛ با هم پیمان‌های ما هم مثل هم پیمان‌های خزرج (بنی قَینُقاع) رفتار کن[۱۳]. پیامبر داوری اسیران بنی قریظه را به سعد بن معاذ (رئیس قبیله اوس) واگذار کرد. بنی قُریْظه نیز رضا دادند. در نهایت سعد رأی به این داد که مردان آنان کشته و زنان و فرزندان آنان اسیر گردند.»
[ویرایش] جستارهای وابسته
نقد روایات ابن اسحاق و واقدی از سرانجام بنی‌قریظه
 
پی نوشت ها:
↑ ۱٫۰۱٫۱ Watt, W. Montgomery. "Ḳurayẓa , Banū." Encyclopaedia of Islam, Second Edition.
↑ Schöller, Marco. "Qurayẓa (Banū al-)." Encyclopaedia of the Quran.
↑ William Mongomery Watt in The Cambridge history of Islam, Volume 1, p. 39-40
↑ William Mongomery Watt in The Cambridge history of Islam, Volume 1, p. 41
↑هنگام ظهور اسلام، سه قبیله یهودی (بنی قینقاع، بنی نضیر، بنی قُریْظه) در مدیته سکونت داشتند و علاوه بر آنان گروه هایی از جمله در خیبر و فدک ( شمال مدینه) می‌زیستند. پیشرفت آئین جدید، کار را به نزاع و درگیری کشید و روابط محمد با یهودیان تیره شد و ادامه کشمکش ها به تبعید یهودیان انجامید.
↑ Watt, W. Montgomery (۱۹۵۶). Muhammad at Medina. Oxford University Press, p. 36, 37, 39
↑ ۷٫۰۷٫۱۷٫۲ Watt, W. Montgomery (New edition 1974),Muhammad: Prophet and Statesman, Oxford University Press, p. 170-172
↑مقایسه کنید:
Schöller, Marco. "Qurayẓa (Banū al-)." Encyclopaedia of the Qurʾān.
William Mongomery Watt in The Cambridge history of Islam, Volume 1, p. 49
Stillman, Norman, The Jews of Arab Lands: A History and Source Book., p. 15, 1979
↑دایره المعارف مصاحب (غزوه‌ی بنی قُریْظه)
↑سید جعفر شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام تا پایان امویان، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، صفحه ۸۹
↑سید جعفر شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام تا پایان امویان، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، صفحه ۹۰
↑نوشته ابن اسحاق، و نقل عین آن در تاریخ طبری
↑پیامبر آن دسته از اسیران یهودرا به عبدالله ابن ابیکه هم پیمان آنان بود بخشید
برگرفته از «http://fa.wikipedia.org/wiki»
این صفحه آخرین بار در ‏۱۷:۳۳، ‏۲۳ سپتامبر ۲۰۱۰ تغییر یافته‌است.
همهٔ نوشته‌ها تحت مجوز Creative Commons Attribution/Share-Alikeدر دسترس است؛ برای جزئیات بیشتر شرایط استفادهرا بخوانید.
ویکی‌پدیا® یک علامت تجاری بنیاد ویکی‌مدیا است. 

 

وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

alizare1

alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد
دسترسی سریع به انجمن ها