عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

تمدن در قرون نخستين اسلام

تمدن در قرون نخستين اسلام
دوشنبه 20 تیر 1390  06:51 ق.ظ

تمدن در قرون نخستين اسلام
تفسير نمونه ج : 7ص :208
تاريخ ، اقوام و ملت‏هاى گوناگونى را به ما نشان مى‏دهد : گروهى را كه آخرين مراحل ترقى را به سرعت طى كردند و گروهى را كه به پائين‏ترين مرحله انحطاط رسيدند ، گروه سومى كه يك روز پراكنده و وامانده و شكست‏خورده بودند ، اما روز ديگر نيرومند و سربلند شدند ، گروه چهارمى كه به عكس از عالى‏ترين مرحله افتخار به قعر دره ذلت و خوارى سقوط كردند .
بسيارند كسانى كه از برابر صحنه‏هاى مختلف تاريخ به آسانى مى‏گذرند
تفسير نمونه ج : 7ص :209
بدون اينكه كمترين انديشه‏اى در آن كنند ، و نيز بسيارند كسانى كه به جاى بررسى علل و عوامل اصلى و زيربنائى حيات و مرگ ملت‏ها ، گناه را به گردن عوامل كم اهميت كه نقش اساسى را به عهده ندارند و يا عوامل موهوم و خرافى و خيالى مى‏اندازند .
بسيارى تمام علت بدبختى خود را به بيگانگان و سياست‏هاى مخرب آنها نسبت مى‏دهند و عده‏اى همه اين حوادث را مولود گردش موافق و مخالف افلاك مى‏پندارند سرانجام عده‏اى دست به دامن قضا و قدر - به مفهوم تحريف يافته‏اش - و يا شانس و طالع و اقبال مى‏زنند و همه حوادث تلخ و شيرين را از اين طريق توجيه مى‏كنند .
همه اينها براى اين است كه از درك علل واقعى وحشت دارند .
قرآن در آيات فوق انگشت روى نقطه اصلى دردها و درمان‏ها و عوامل پيروزى و شكست گذارده ، و مى‏گويد : براى يافتن عامل اصلى لازم نيست آسمانها و زمين‏ها را جستجو كنيد و يا به دنبال عوامل موهوم و پندارى راه بيفتيد بلكه كافى است تنها در وجود ، در فكر و روحيه و اخلاق خود ، و در نظامات اجتماعى خودتان جستجو كنيد ، هر چه هست در اينجا است! .
ملتهائى كه فكر و انديشه خود را به كار انداختند ، دست اتحاد و برادرى بهم دادند ، سعى و تلاش و اراده و تصميم نيرومند داشتند ، و به هنگام لزوم ، جانبازى و فداكارى كردند و قربانى دادند ، به طور قطع پيروز شدند ، اما هنگامى كه ركود و سستى و تنبلى جاى سعى و كوشش را گرفت ، غفلت و بيخبرى به جاى آگاهى و ترديد ، و دودلى به جاى تصميم ، محافظه كارى به جاى شهامت ، نفاق و تفرقه به جاى اتحاد ، تن‏پرورى و خودخواهى به جاى فداكارى ، و تظاهر و رياكارى به جاى اخلاص و ايمان نشست ، سقوط و نكبت آغاز شد .
در حقيقت جمله ذلك بان الله لم يك مغيرا نعمة انعمها على قوم حتى
تفسير نمونه ج : 7ص :210
يغيروا ما بانفسهم برترين قانون حيات انسانها را بيان مى‏كند ، و روشن مى‏سازد كه مكتب قرآن در زمينه حيات جامعه‏ها اصيل‏ترين و روشن‏ترين مكتب‏هاست ، حتى به آنها كه در عصر اتم ، و فضا انسان را فراموش كرده و گرداننده چرخهاى تاريخ را ابزارهاى توليد و مسائل اقتصادى كه خود مولود انسان است مى‏پندارند اعلام مى‏كند كه شما هم سخت در اشتباهيد ، شما معلول را گرفته و علت اصلى را كه خود ايشان و دگرگونى انسانهاست فراموش كرده‏ايد ، به شاخه چسبيده‏ايد - آنهم فقط يك شاخه - و ريشه اصلى را از خاطر برده‏ايد ! ، راه دور نرويم تاريخ اسلام ، و يا صحيحتر تاريخ زندگى مسلمين ، شاهد پيروزيهاى درخشانى در آغاز كار و شكستهاى تلخ و دردناكى به دنبال آن است ، در قرون نخستين ، اسلام به سرعت در جهان پيش مى‏رفت ، و در همه جا نور علم و آزادى مى‏پاشيد ، بر سر اقوام سايه علم و دانش مى‏گسترد ، نيرو آفرين و قدرت بخش و تكان دهنده و آباد كننده بود ، و تمدنى خيره‏كننده به وجود آورد كه در تاريخ سابقه نداشت اما چند قرن بيشتر نگذشت كه اين جوشش به خاموشى گرائيد ، تفرقه و پراكندگى ، انزوا و بى تفاوتى ، ضعف و ناتوانى و در نتيجه عقب‏ماندگى جاى آنهمه ترقى را گرفت ، تا آنجا كه مسلمانان جهان براى وسائل ابتدائى زندگى ناچار شدند دست به دامان ديگران بزنند ، فرزندان خود را براى فرا گرفتن علم و دانش راهى ديار بيگانه كنند ، در حالى كه يك روز دانشگاههاى مسلمانان برترين دانشگاههاى جهان و مركز دانشجويان دوست و بيگانه بود ، ولى كار به جايى رسيد كه نه تنها صادر كننده علم و صنعت و تكنولوژى نشدند بلكه مواد ابتدائى غذائى را نيز از خارج از كشورهاى خود وارد كردند ! .
سرزمين فلسطين آنها ، كه يك روز كانون مجد و عظمت مسلمين بود و حتى جنگجويان صليبى با مليونها كشته و مجروح در طى دويست سال ! نتوانستند آنرا از دست سربازان اسلام بيرون آورند ، در مدت شش روز به آسانى از دست دادند ! در حالى
تفسير نمونه ج : 7ص :211
كه براى پس گرفتن يك وجب آن را از دشمن بايد ماهها و سالها چانه بزنند چانه‏اى كه معلوم نيست پايانش به كجا بيانجامد ؟! .
آيا اين وعده الهى كه مى‏فرمايد و كان حقا علينا نصر المؤمنين : يارى مؤمنان بر عهده ماست ( روم 47 ) تخلف پذيرفته ؟ 
و يا اينكه مى‏گويد و لله العزة و لرسوله و للمؤمنين : عزت و سربلندى از آن خدا و پيامبر و مؤمنان است ( منافقون 8 ) منسوخ گشته ؟ ! .
و يا اينكه مى‏گويد : و لقد كتبنا فى الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادى الصالحون : در كتب آسمانى پيشين نوشتيم كه زمين از آن بندگان صالح ماست ( انبياء 105 ) دگرگون شده است ؟ .
آيا خداوند - العياذ بالله - از انجام وعده‏هاى خود عاجز است ؟ و يا وعده‏هاى خويش را به دست فراموشى سپرده ؟ و يا تغيير داده ؟ ! ... اگر چنين نيست پس چرا آنهمه مجد و عظمت و قدرت و سربلندى و افتخار از ميان رفت ؟! .
قرآن مجيد در آيه كوتاه فوق به همه اين سؤالها و صدها سؤال مانند آن يك پاسخ بيشتر نمى‏گويد و آن اينكه سرى به اعماق قلبتان بزنيد ، و نگاهى به زواياى اجتماعتان بيفكنيد ، ببينيد دگرگونى‏ها از ناحيه خود شما شروع شده است ، لطف و رحمت خدا براى همگان گسترده است ، شمائيد كه شايستگيها و لياقت‏ها را از ميان برديد و به چنين روز غم‏انگيزى افتاديد ! اين آيه تنها از گذشته سخن نمى‏گويد كه بگوئيم گذشته با همه تلخى و شيرينى‏هايش گذشته است و ديگر باز نمى‏گردد ، و سخن از آن بيهوده است .
بلكه از امروز و آينده نيز سخن مى‏گويد ، كه اگر بار ديگر به سوى خدا آئيد ، پايه‏هاى ايمان را محكم كنيد ، انديشه‏ها را بيدار سازيد ، تعهدها و مسئوليت‏هايتان را به ياد آريد ، دست‏ها را به يكديگر بفشاريد ، بپاخيزيد و و فرياد كشيد ، و بخروشيد ، و بجوشيد قربانى دهيد و جهاد كنيد ، و تلاش و كوشش
تفسير نمونه ج : 7ص :212
را در همه زمينه‏ها بكار گيريد ، باز هم آب رفته به جوى آيد ، روزهاى تيره و تاريك سپرى شود ، افقى درخشان و سرنوشتى روشن در برابر شما آشكار مى‏گردد ، و مجد و عظمت ديرين در سطحى عالى‏تر تجديد خواهد شد .
بيائيد عوض شويد : دانشمندانتان بگويند و بنويسند ، جنگجويانتان پيكار كنند تجار و زحمتكشانتان تلاش كنند ، جوانانتان بيشتر و بيشتر درس بخوانند و پاك شوند و تلاش كنند آگاهى بياندوزند ، تا خون تازه‏اى در عروق جامعه شما به جريان بيفتد و آنچنان قدرت پيدا كنيد كه دشمن سرسختى كه امروز يك وجب زمين را با خواهش پس نمى‏دهد تمام زمين‏ها را با التماس بشما برگرداند ! ولى اينها حقائقى است كه گفتنش آسان ، و دانستن و باوركردنش مشكل ، و عمل كردن به آن مشكل‏تر است ، ولى بهر حال بايد در پرتو نور اميد به پيش رفت .
ذكر اين نكته نيز لازم است كه مسئله رهبرى نقش بسيار مؤثرى در سرنوشت اقوام و ملل دارد ولى نبايد فراموش كرد كه ملت‏هاى بيدار همواره رهبران لايق را به رهبرى خويش مى‏پذيرند و رهبران نالايق و زورگو و ستمكار در برابر خشم و اراده آهنين ملت‏ها در هم كوبيده مى‏شوند .
اين بحث را با ذكر دو روايت پايان مى‏دهيم .
نخست اينكه از امام صادق (عليه‏السلام‏) نقل شده ما أنعم الله على عبد بنعمة فسلبها إياه حتى يذنبذنبا يستحق بذلك السلب : خداوند هيچ نعمتى كه به
تفسير نمونه ج : 7ص :213
بنده‏اى بخشيده از او نمى‏گيرد مگر اينكه گناهى كند كه به خاطر آن مستحق سلب آن نعمت شود .
در حديث ديگرى از آن امام (عليه‏السلام‏) مى‏خوانيم : خداوند پيامبرى را مامور كرد كه اين سخن را به قوم خود بگويد كه هيچ جمعيت و گروهى كه در پرتو اطاعت من در خوشى و آسايش بوده‏اند از آنچه موجب رضايت من است تغيير حالت نداده‏اند مگر اينكه من هم آنها را از آنچه دوست مى‏دارند به آنچه ناخوش دارند تغيير حال داده‏ام ، و هر گروه و خانواده‏اى كه به خاطر معصيت گرفتار ناراحتى بوده‏اند ، سپس از آنچه موجب عدم رضايت من است تغيير موضع داده‏اند من هم آنها را به آنچه دوست دارند رسانده و تغيير موضع داده‏ام .
 
2- جبر سرنوشت و جبر تاريخ و ساير جبرها ممنوع!
موضوع مهم ديگرى كه از آيات فوق به روشنى استفاده مى‏شود اين است كه انسان سرنوشت خاصى كه از پيش تعيين شده باشد ندارد و تحت تاثير جبر تاريخ و جبر زمان و محيط نيست ، بلكه عامل سازنده تاريخ و زندگى انسان دگرگونى‏هائى است كه در روش و اخلاق و فكر و روح او به اراده خودش پيدا مى‏شود .
بنابر اين آنها كه معتقد به قضا و قدر جبرى هستند و مى‏گويند همه حوادث به خواست اجبارى پروردگار است با آيه فوق محكوم مى‏شوند ، و همچنين جبر مادى كه انسان را بازيچه دست غرائز تغييرناپذير و اصل وراثت مى‏داند ، و يا جبر محيط كه او را محكوم چگونگى اوضاع اقتصادى و شرائط توليد مى‏داند از نظر مكتب اسلام و قرآن بى ارزش و نادرست است ، انسان آزاد است و سرنوشت خود را به دست خويش مى‏سازد .
انسان - با توجه به اصلى كه در آيات فوق خوانديم - زمام سرنوشت و
تفسير نمونه ج : 7ص :214
تاريخ خود را در دست دارد كه براى خود افتخار و پيروزى مى‏آفريندو اوست كه خود را گرفتار شكست و ذلت مى‏سازد درد او از خود اوست و دواى او بدست خودش ، تا در وضع او دگرگونى پيدا نشود و با خودسازى خويشتن را عوض نكند تغييرى در سرنوشتش پيدا نخواهد شد! 
منبع : تفسیر نمونه : سوره انفال آیات 59- 41
وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

alizare1

alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد
دسترسی سریع به انجمن ها