عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

تشبيه حضرت مهدي عج به «ماء معين» آب جاري

تشبيه حضرت مهدي عج به «ماء معين» آب جاري
دوشنبه 20 تیر 1390  06:52 ق.ظ

تشبيه حضرت مهدي عج به «ماء معين» آب جاري
متن عربی آیه : وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَعَادٌ وَثَمُودُ
ترجمه
اگر اينان تو را تکذيب کرده اند ، پيش از آنها قوم نوح و عاد و ثمود نيز تکذيب کرده اند 
ترجمه فولادوند
و اگر تو را تكذيب كنند، قطعاً پيش از آنان قوم نوح و عاد و ثمود [نيز] به تكذيب پرداختند.
ترجمه مجتبوی
و اگر تو را تكذيب كنند، پيش از آنها قوم نوح و عاد و ثمود [پيامبرانشان را] تكذيب كردند،
ترجمه مشکینی
و اگر تو را تكذيب كنند (عجبى نيست كه) پيش از آنان قوم نوح و عاد (قوم هود) و ثمود (قوم صالح هم پيامبران خود را) تكذيب كردند
ترجمه بهرام پور
و اگر تو را تكذيب كنند، البته پيش از آنها قوم نوح و عاد و ثمود نيز [پيامبران خود را] تكذيب كردند
 
تفسیر نمونه
بئر معطله و قصر مشيد! از آنجا كه در آيات گذشته سخن از مشكلات طاقت فرسائى بود كه دشمنان اسلام براى مؤ منان فراهم ساخته بودند، آنها را اذيت و آزار مى كردند و از خانه و كاشانه شان به جرم يكتاپرستى آواره مى ساختند لذا دستور جهاد در برابر آنها صادر شد. در آيات مورد بحث از يكسو دلدارى به پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) و مؤ منان مى دهد و از سوى ديگر عاقبت شوم كافران را روشن مى سازد. نخست مى گويد: ((اگر تو را تكذيب كنند غمگين مباش ، چرا كه پيش از آنها قوم نوح و عاد و ثمود، پيامبرانشان را تكذيب كردند)) (و ان يكذبوك فقد كذبت قبلهم قوم نوح و عاد و ثمود). ((و همچنين قوم ابراهيم و قوم لوط، اين دو پيامبر بزرگ را تكذيب نمودند)) (و قوم ابراهيم و قوم لوط). و نيز ((مردم سرزمين مدين ، به تكذيب شعيب برخاستند، و موسى از سوى فرعون و فرعونيان تكذيب شد)) (و اصحاب مدين و كذب موسى ). همانگونه كه اين مخالفتها و تكذيبها موجب سستى اين پيامبران بزرگ در دعوتشان به سوى توحيد و حق و عدالت نگشت ، مسلما در روح پاك و پر استقامت تو نيز اثر نخواهد گذارد. ولى اين كافران كور دل تصور نكنند براى هميشه مى توانند به اين برنامه هاى ننگين ادامه دهند: ((من در گذشته به كافران مهلت دادم ، تا امتحان خود را كاملا بدهند، و بر آنها اتمام حجت شود، و غرق ناز و نعمت گردند، سپس آنها را زير ضربات مجازات گرفتم )) (فامليت للكافرين ثم اخذتهم ). ((ديدى چگونه من شديدا عملشان را انكار كردم و زشتى آن را نشان دادم )) (فكيف كان نكير). <1> نعمتهاى آنها را گرفتم و نقمت و بدبختى به آنها دادم ، حياتشان را گرفتم و مرگ در عوض آن دادم . در آخرين آيه مورد بحث ، چگونگى مجازات خدا را كه در جمله قبل سر بسته بود به طور گسترده بيان شده است ، مى فرمايد: ((چه بسيار شهرها و آباديها كه ما آنها را هلاك كرديم در حالى كه ظالم و ستمگر بودند)) (و كاين من قرية اهلكناها و هى ظالمة )((آنها بر سقفهاى خود فرو ريختند)) (فهى خاوية على عروشها). يعنى شدت حادثه به قدرى بود كه نخست سقفها فرو ريختند و بعد ديوارها بروى سقفها!. ((و چه بسيار چاههاى پر آبى كه صاحبانش نابود و آبهايش در زمين فرو رفته بود و معطل و بى مصرف ماندند، نه كسى از آنها آبى مى كشد و نه تشنه اى از آن سيراب مى گردد)) (و بئر معطلة ). ((و چه بسيار قصرهاى پرشكوه و كاخهاى سر به آسمان كشيده و به صورت زيبا گچ كارى شده ويران گشتند)) و صاحبانش به ديار عدم شتافتند (و قصر مشيد). <2> و به اين ترتيب هم مساكن پر زرق و برق و مستحكم آنها بى صاحب ماند و هم آبهائى كه مايه آبادى زمينهايشان بود. جالب اينكه در رواياتى كه از طرق اهلبيت (عليهمالسلام ) به ما رسيده جمله ((و بئر معطلة )) به علما و دانشمندانى كه در جامعه تنها مانده اند و كسى از علومشان بهره نمى گيرد تفسير شده است !. از امام موسى بن جعفر (عليه السلام ) در تفسير جمله ((و بئر معطله و قصر مشيد)) مى خوانيم : البئر المعطلة الامام الصامت ، و القصر المشيد الامام الناطق : ((چاه معطل كه از آن بهره نمى گيرند، امام خاموش ، و قصر محكم سر برافراشته امام ناطق است )). نظير همين مضمون از امام صادق (عليه السلام ) نيز نقل شده است . <3> اين تفسير در حقيقت نوعى از تشبيه است (همانگونه كه حضرت مهدى (عليه السلام ) و عدالت عالمگير او در روايات به ((ماء معين )) ((آب جارى )) تشبيه شده است ) يعنى هنگامى كه امام در مسند حكومت قرار گيرد همچون قصر رفيع محكمى است كه از دور و نزديك ديده ها را به خود جلب مى كند و پناهگاهى براى همگان است ، اما هنگامى كه از مسند حكومت دور گردد و مردم اطراف او را خالى كرده ، نااهلان بجاى او بنشينند به چاه پر آبى مى ماند كه به دست فراموشى سپرده شود، نه تشنه كامان از آن بهره مى گيرند و نه درختان و گياهان با آن پرورش مى يابند. و در همين زمينه شاعر عرب چه جالب سروده است : بئر معطلة و قصر مشرف مثل لال محمد مستطرف فالقصر مجدهم الذى لا يرتقى و البئر علمهم الذى لا ينزف ((چاه متروك و قصر برافراشته مثال زيبائى براى آل محمد (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) است . ((قصر))، مجد و عظمت آنها است كه كسى به آن نمى رسد، و ((چاه ))، علم و دانش آنها است كه هرگز پايان نمى گيرد)). <4>
.
سوره : الحج    آیه : 43
ترجمه
و نيز قوم ابراهيم و قوم لوط ،
ترجمه فولادوند
و [نيز] قوم ابراهيم و قوم لوط.
ترجمه مجتبوی
و قوم ابراهيم و قوم لوط،
ترجمه مشکینی
و نيز قوم ابراهيم و قوم لوط
ترجمه بهرام پور
و نيز قوم ابراهيم و قوم لوط
سوره : الحج    آیه : 44
متن عربی آیه : وَأَصْحَابُ مَدْيَنَ وَكُذِّبَ مُوسَى فَأَمْلَيْتُ لِلْكَافِرِينَ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ
ترجمه
و مردم مدين و موسی نيز تکذيب گرديد من به کافران مهلت دادم ، آنگاه ، آنها را فرو گرفتم و عقوبت من چگونه بود ?
ترجمه فولادوند
و [همچنين‏] اهل مَدْيَن. و موسى تكذيب شد، پس كافران را مهلت دادم، سپس [گريبان‏] آنها را گرفتم. [بنگر،] عذاب من چگونه بود؟
ترجمه مجتبوی
و مردم مدين نيز و موسى نيز تكذيب شد، و كافران را مهلت دادم آنگاه [به كيفر] بگرفتمشان، پس [بنگر كه‏] انكار- ناپسنديدن و كيفر- من چگونه بود.
ترجمه مشکینی
و نيز اهل مدين (قوم شعيب) و موسى نيز تكذيب شد، پس مدتى كافران را مهلت دادم سپس آنها را به قهر و غضب گرفتم، پس (بنگر كه) چگونه بود عكس العمل شديد من
ترجمه بهرام پور
و همچنين اهل مدين و موسى نيز تكذيب شد پس كافران را مهلت دادم، سپس گريبان آنها را گرفتم [بنگر] عقوبت من چگونه بود
سوره : الحج    آیه : 45
متن عربی آیه : فَكَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا وَهِيَ ظَالِمَةٌ فَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا وَبِئْرٍ مُّعَطَّلَةٍ وَقَصْرٍ مَّشِيدٍ
ترجمه
چه بسيار قريه هايی ستم پيشه را هلاک کرديم و سقفهايشان فرو ريخت و چه بسيار چاهها که بيکاره ماند و قصرهای رفيع گچکاری شده ، بی صاحب
ترجمه فولادوند
و چه بسيار شهرها را- كه ستمكار بودند- هلاكشان كرديم و [اينك‏] آن [شهرها] سقفهايش فرو ريخته است، و [چه بسيار] چاههاى متروك و كوشكهاى افراشته را.
ترجمه مجتبوی
چه بسا شهرها و آباديها را كه [اهل آنها] ستمكار بودند نابود كرديم، پس [ديوارهاى‏] آن آباديها بر سقفهايش فروافتاده و بسا چاه رها كرده و كوشكهاى بلند گچكارى شده [بى‏صاحب‏] بازمانده است.
ترجمه مشکینی
پس چه بسيار از مجتمع‏هاى انسانى كه هلاكشان كرديم در حالى كه (به خود و ديگران) ستمكار بودند، پس (در نتيجه نزول عذاب سقف‏ها فرود آمده و ديوارهاى) خانه‏هاشان بر سقف‏ها فرو ريخته، و (چه بسيار) چاه‏هاى متروك و كاخ‏هاى مرتفع محكم (كه همه بى‏صاحب مانده‏اند)
ترجمه بهرام پور
و چه بسيار شهرها را كه ستمكار بودند هلاكشان كرديم، و اينك آن شهرها بر سقف‏هايش فرو ريخته است، و بسا چاه‏هاى آب كه رها شده و قصرهاى افراشته [كه بى‏صاحب مانده‏اند]
سوره : المؤمنون    آیه : 50
متن عربی آیه : وَجَعَلْنَا ابْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُ آيَةً وَآوَيْنَاهُمَا إِلَى رَبْوَةٍ ذَاتِ قَرَارٍ وَمَعِينٍ
ترجمه
و پسر مريم و مادرش را آيتی ساختيم و آن دو را بر بلند جايی که قرارگاهی و آب روان داشت جای داديم
ترجمه فولادوند
و پسر مريم و مادرش را نشانه‏اى گردانيديم و آن دو را در سرزمين بلندى كه جاى زيست و [داراى‏] آب زلال بود جاى داديم.
ترجمه مجتبوی
و پسر مريم و مادرش را نشانه‏اى [بر قدرت كامل و شگفت‏آورمان‏] كرديم، و آن دو را در جايى بلند كه آرامشگاهى و آبى خوش و روان داشت جاى داديم.
ترجمه مشکینی
و پسر مريم و مادرش را (در كيفيت ولادت و زمان نبوت و دريافت كتاب) آيه و نشانه (توحيد و قدرت خود) قرار داديم و آن دو را در سرزمينى مرتفع، داراى صلاحيت سكونت و استقرار و آب روان (بيت المقدس يا شام يا مصر) جا داديم
ترجمه بهرام پور
و پسر مريم و مادرش را آيتى ساختيم و آن دو را در سرزمين مرتفعى كه جاى زيستن و داراى آب جارى بود، جاى داديم
 
تفسیر نمونه
آيتى ديگر از آيات خدا در آخرين مرحله از شرح سرگذشت پيامبران اشاره كوتاه و مختصرى به حضرت مسيح (عليه السلام ) و همچنين مادرش مريم كرده مى گويد: ((ما فرزند مريم و مادرش را نشانه اى از عظمت و قدرت خود قرار داديم )) (و جعلنا ابن مريم و امه آية ). تعبير به ((ابن مريم )) بجاى ((عيسى )) براى توجه دادن به اين حقيقت است كه او تنها از مادر و بدون دخالت پدرى به فرمان پروردگار متولد شد، و اين تولد خود از آيات بزرگ قدرت پروردگار بود. و از آنجا كه اين تولد استثنائى رابطه اى با عيسى و رابطه اى با مادرش مريم دارد هر دو را به عنوان يك آيه و نشانه مى شمرد چرا كه اين دو (تولد فرزندى بدون دخالت پدر و همچنين باردار شدن مادرى بدون تماس با مرد) در واقع يك حقيقت بودند با دو نسبت متفاوت . سپس به بخشى از نعمتها و مواهب بزرگى كه به اين مادر و فرزند عطا فرموده اشاره كرده مى گويد: ((ما آنها را در سرزمين بلندى كه داراى آرامش و امنيت و آب جارى بود جاى داديم )) (و آويناهما الى ربوة ذات قرار و معين ). ((ربوه )) از ماده ((ربا)) به معنى زيادى و افزايش است و در اينجا به معنى سرزمين بلند مى باشد. ((معين )) از ماده ((معن )) (بر وزن شان ) به معنى جريان آب است ، بنابراين ماء معين به معنى آب جارى است ، بعضى نيز آن را از ماده ((عين )) يعنى آبى كه ظاهر است و با چشم ديده مى شود دانسته اند. <5> به هر حال اين جمله اشاره سر بستهاى است به محل امن و امان و پر بركتى كه خداوند در اختيار اين مادر و فرزند قرار داد، تا از شر دشمنان در امان باشند و با آسودگى خاطر به انجام وظائف خويش بپردازند. اما اينكه اين محل كدام نقطه بوده است ؟ در ميان مفسران گفتگو بسيار است . بعضى آن را ناصره (از شهرهاى شامات ) زادگاه حضرت مسيح (عليه السلام ) مى دانند، چرا كه به هنگام تولدش گروهى از دشمنان كه خبر تولد او و آينده وى را اجمالا دريافته بودند در صدد نابوديش بر آمدند، اما خدا او را در آن محل امن و امان و پر نعمتى حفظ كرد. بعضى ديگر آن را اشاره به سرزمين مصر مى دانند چرا كه عيسى و مادرش مريم مدتى از عمر خود را براى نجات از چنگال دشمنان به سرزمين مصر پناه بردند. بعضى ديگر آن را به سرزمين ((دمشق )) و بعضى سرزمين ((رملة )) (يكى از شهرهاى شمال شرقى بيت المقدس ) تفسير كرده اند چرا كه مسيح و مادرش در هر يك از اين مناطق ، قسمتى از عمر خود را گذراندند. اين احتمال نيز وجود دارد كه جمله فوق اشاره به محل تولد مسيح (عليه السلام ) در بيابان بيت المقدس باشد، جائى كه خداوند آن را محل امنى براى اين مادر و فرزند قرار داد، و آب گوارا در آن جارى ساخت و از درخت خشكيده خرما به او روزى مرحمت كرد. و در هر صورت آيه دليلى است بر حمايت مستمر و دائم خداوند نسبت به رسولان خود و كسانى كه از آنها حمايت مى كردند، و نشان مى دهد كه اگر تمام تيغهاى جهان از جا حركت كنند تا رگى را ببرند تا خدا نخواهد توانائى نخواهند داشت ، و هرگز تنهائى و ياران اندك آنها سبب شكستشان نخواهد شد.
 
پی نوشت ها:
1-«نکير» به معني «انکار» و در اينجا اشاره به مجازات است.
2-«مشيد» از ماده «شيد» (بر وزن بيد) به دو معني آمده است : نخست به معني ارتفاع ، و ديگري به معني گچ ، در صورت اول مشيد به معني قصرهاي مرتفع و سر به آسمان کشيده است ، و در صورت دوم به معني قصرهائي است که بسيار محکم بنا مي شود تا از حوادث روزگار مصون بماند ، زيرا در آن زمان بيشتر خانه ها از گل ساخته مي شده است و خانه هائي را که با گچ مي ساختند نسبت به خانه هاي گلين بسيار محکمتر بود.
3-تفسير برهان جلد 3 صفحه 30.
4-همان مدرک
5-در صورت اول ميم جزء کلمه است و بر وزن «فعيل» است و در صورت دوم ميم زائده است و بر وزن «مفعول» مي باشد (ماند مبيع).
منبع : سوره : الحج آیه : 42
وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

alizare1

alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد
دسترسی سریع به انجمن ها