عضویت العربیة English
امام باقر علیه السلام: هیچ چیز نزد خداوند دوست داشتنی‌تر از عملی نیست که بر آن مداومت ورزند هر چند عمل اندکی باشد. الکافی، ج 2، ص 82

تشبيه حضرت مهدي عج به «ماء معين» آب جاري

تشبيه حضرت مهدي عج به «ماء معين» آب جاري
دوشنبه 20 تیر 1390  06:52 ق.ظ

تشبيه حضرت مهدي عج به «ماء معين» آب جاري
متن عربی آیه : وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَعَادٌ وَثَمُودُ
ترجمه
اگر اينان تو را تکذيب کرده اند ، پيش از آنها قوم نوح و عاد و ثمود نيز تکذيب کرده اند 
ترجمه فولادوند
و اگر تو را تكذيب كنند، قطعاً پيش از آنان قوم نوح و عاد و ثمود [نيز] به تكذيب پرداختند.
ترجمه مجتبوی
و اگر تو را تكذيب كنند، پيش از آنها قوم نوح و عاد و ثمود [پيامبرانشان را] تكذيب كردند،
ترجمه مشکینی
و اگر تو را تكذيب كنند (عجبى نيست كه) پيش از آنان قوم نوح و عاد (قوم هود) و ثمود (قوم صالح هم پيامبران خود را) تكذيب كردند
ترجمه بهرام پور
و اگر تو را تكذيب كنند، البته پيش از آنها قوم نوح و عاد و ثمود نيز [پيامبران خود را] تكذيب كردند
 
تفسیر نمونه
بئر معطله و قصر مشيد! از آنجا كه در آيات گذشته سخن از مشكلات طاقت فرسائى بود كه دشمنان اسلام براى مؤ منان فراهم ساخته بودند، آنها را اذيت و آزار مى كردند و از خانه و كاشانه شان به جرم يكتاپرستى آواره مى ساختند لذا دستور جهاد در برابر آنها صادر شد. در آيات مورد بحث از يكسو دلدارى به پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) و مؤ منان مى دهد و از سوى ديگر عاقبت شوم كافران را روشن مى سازد. نخست مى گويد: ((اگر تو را تكذيب كنند غمگين مباش ، چرا كه پيش از آنها قوم نوح و عاد و ثمود، پيامبرانشان را تكذيب كردند)) (و ان يكذبوك فقد كذبت قبلهم قوم نوح و عاد و ثمود). ((و همچنين قوم ابراهيم و قوم لوط، اين دو پيامبر بزرگ را تكذيب نمودند)) (و قوم ابراهيم و قوم لوط). و نيز ((مردم سرزمين مدين ، به تكذيب شعيب برخاستند، و موسى از سوى فرعون و فرعونيان تكذيب شد)) (و اصحاب مدين و كذب موسى ). همانگونه كه اين مخالفتها و تكذيبها موجب سستى اين پيامبران بزرگ در دعوتشان به سوى توحيد و حق و عدالت نگشت ، مسلما در روح پاك و پر استقامت تو نيز اثر نخواهد گذارد. ولى اين كافران كور دل تصور نكنند براى هميشه مى توانند به اين برنامه هاى ننگين ادامه دهند: ((من در گذشته به كافران مهلت دادم ، تا امتحان خود را كاملا بدهند، و بر آنها اتمام حجت شود، و غرق ناز و نعمت گردند، سپس آنها را زير ضربات مجازات گرفتم )) (فامليت للكافرين ثم اخذتهم ). ((ديدى چگونه من شديدا عملشان را انكار كردم و زشتى آن را نشان دادم )) (فكيف كان نكير). <1> نعمتهاى آنها را گرفتم و نقمت و بدبختى به آنها دادم ، حياتشان را گرفتم و مرگ در عوض آن دادم . در آخرين آيه مورد بحث ، چگونگى مجازات خدا را كه در جمله قبل سر بسته بود به طور گسترده بيان شده است ، مى فرمايد: ((چه بسيار شهرها و آباديها كه ما آنها را هلاك كرديم در حالى كه ظالم و ستمگر بودند)) (و كاين من قرية اهلكناها و هى ظالمة )((آنها بر سقفهاى خود فرو ريختند)) (فهى خاوية على عروشها). يعنى شدت حادثه به قدرى بود كه نخست سقفها فرو ريختند و بعد ديوارها بروى سقفها!. ((و چه بسيار چاههاى پر آبى كه صاحبانش نابود و آبهايش در زمين فرو رفته بود و معطل و بى مصرف ماندند، نه كسى از آنها آبى مى كشد و نه تشنه اى از آن سيراب مى گردد)) (و بئر معطلة ). ((و چه بسيار قصرهاى پرشكوه و كاخهاى سر به آسمان كشيده و به صورت زيبا گچ كارى شده ويران گشتند)) و صاحبانش به ديار عدم شتافتند (و قصر مشيد). <2> و به اين ترتيب هم مساكن پر زرق و برق و مستحكم آنها بى صاحب ماند و هم آبهائى كه مايه آبادى زمينهايشان بود. جالب اينكه در رواياتى كه از طرق اهلبيت (عليهمالسلام ) به ما رسيده جمله ((و بئر معطلة )) به علما و دانشمندانى كه در جامعه تنها مانده اند و كسى از علومشان بهره نمى گيرد تفسير شده است !. از امام موسى بن جعفر (عليه السلام ) در تفسير جمله ((و بئر معطله و قصر مشيد)) مى خوانيم : البئر المعطلة الامام الصامت ، و القصر المشيد الامام الناطق : ((چاه معطل كه از آن بهره نمى گيرند، امام خاموش ، و قصر محكم سر برافراشته امام ناطق است )). نظير همين مضمون از امام صادق (عليه السلام ) نيز نقل شده است . <3> اين تفسير در حقيقت نوعى از تشبيه است (همانگونه كه حضرت مهدى (عليه السلام ) و عدالت عالمگير او در روايات به ((ماء معين )) ((آب جارى )) تشبيه شده است ) يعنى هنگامى كه امام در مسند حكومت قرار گيرد همچون قصر رفيع محكمى است كه از دور و نزديك ديده ها را به خود جلب مى كند و پناهگاهى براى همگان است ، اما هنگامى كه از مسند حكومت دور گردد و مردم اطراف او را خالى كرده ، نااهلان بجاى او بنشينند به چاه پر آبى مى ماند كه به دست فراموشى سپرده شود، نه تشنه كامان از آن بهره مى گيرند و نه درختان و گياهان با آن پرورش مى يابند. و در همين زمينه شاعر عرب چه جالب سروده است : بئر معطلة و قصر مشرف مثل لال محمد مستطرف فالقصر مجدهم الذى لا يرتقى و البئر علمهم الذى لا ينزف ((چاه متروك و قصر برافراشته مثال زيبائى براى آل محمد (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) است . ((قصر))، مجد و عظمت آنها است كه كسى به آن نمى رسد، و ((چاه ))، علم و دانش آنها است كه هرگز پايان نمى گيرد)). <4>
.
سوره : الحج    آیه : 43
ترجمه
و نيز قوم ابراهيم و قوم لوط ،
ترجمه فولادوند
و [نيز] قوم ابراهيم و قوم لوط.
ترجمه مجتبوی
و قوم ابراهيم و قوم لوط،
ترجمه مشکینی
و نيز قوم ابراهيم و قوم لوط
ترجمه بهرام پور
و نيز قوم ابراهيم و قوم لوط
سوره : الحج    آیه : 44
متن عربی آیه : وَأَصْحَابُ مَدْيَنَ وَكُذِّبَ مُوسَى فَأَمْلَيْتُ لِلْكَافِرِينَ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ
ترجمه
و مردم مدين و موسی نيز تکذيب گرديد من به کافران مهلت دادم ، آنگاه ، آنها را فرو گرفتم و عقوبت من چگونه بود ?
ترجمه فولادوند
و [همچنين‏] اهل مَدْيَن. و موسى تكذيب شد، پس كافران را مهلت دادم، سپس [گريبان‏] آنها را گرفتم. [بنگر،] عذاب من چگونه بود؟
ترجمه مجتبوی
و مردم مدين نيز و موسى نيز تكذيب شد، و كافران را مهلت دادم آنگاه [به كيفر] بگرفتمشان، پس [بنگر كه‏] انكار- ناپسنديدن و كيفر- من چگونه بود.
ترجمه مشکینی
و نيز اهل مدين (قوم شعيب) و موسى نيز تكذيب شد، پس مدتى كافران را مهلت دادم سپس آنها را به قهر و غضب گرفتم، پس (بنگر كه) چگونه بود عكس العمل شديد من
ترجمه بهرام پور
و همچنين اهل مدين و موسى نيز تكذيب شد پس كافران را مهلت دادم، سپس گريبان آنها را گرفتم [بنگر] عقوبت من چگونه بود
سوره : الحج    آیه : 45
متن عربی آیه : فَكَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا وَهِيَ ظَالِمَةٌ فَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا وَبِئْرٍ مُّعَطَّلَةٍ وَقَصْرٍ مَّشِيدٍ
ترجمه
چه بسيار قريه هايی ستم پيشه را هلاک کرديم و سقفهايشان فرو ريخت و چه بسيار چاهها که بيکاره ماند و قصرهای رفيع گچکاری شده ، بی صاحب
ترجمه فولادوند
و چه بسيار شهرها را- كه ستمكار بودند- هلاكشان كرديم و [اينك‏] آن [شهرها] سقفهايش فرو ريخته است، و [چه بسيار] چاههاى متروك و كوشكهاى افراشته را.
ترجمه مجتبوی
چه بسا شهرها و آباديها را كه [اهل آنها] ستمكار بودند نابود كرديم، پس [ديوارهاى‏] آن آباديها بر سقفهايش فروافتاده و بسا چاه رها كرده و كوشكهاى بلند گچكارى شده [بى‏صاحب‏] بازمانده است.
ترجمه مشکینی
پس چه بسيار از مجتمع‏هاى انسانى كه هلاكشان كرديم در حالى كه (به خود و ديگران) ستمكار بودند، پس (در نتيجه نزول عذاب سقف‏ها فرود آمده و ديوارهاى) خانه‏هاشان بر سقف‏ها فرو ريخته، و (چه بسيار) چاه‏هاى متروك و كاخ‏هاى مرتفع محكم (كه همه بى‏صاحب مانده‏اند)
ترجمه بهرام پور
و چه بسيار شهرها را كه ستمكار بودند هلاكشان كرديم، و اينك آن شهرها بر سقف‏هايش فرو ريخته است، و بسا چاه‏هاى آب كه رها شده و قصرهاى افراشته [كه بى‏صاحب مانده‏اند]
سوره : المؤمنون    آیه : 50
متن عربی آیه : وَجَعَلْنَا ابْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُ آيَةً وَآوَيْنَاهُمَا إِلَى رَبْوَةٍ ذَاتِ قَرَارٍ وَمَعِينٍ
ترجمه
و پسر مريم و مادرش را آيتی ساختيم و آن دو را بر بلند جايی که قرارگاهی و آب روان داشت جای داديم
ترجمه فولادوند
و پسر مريم و مادرش را نشانه‏اى گردانيديم و آن دو را در سرزمين بلندى كه جاى زيست و [داراى‏] آب زلال بود جاى داديم.
ترجمه مجتبوی
و پسر مريم و مادرش را نشانه‏اى [بر قدرت كامل و شگفت‏آورمان‏] كرديم، و آن دو را در جايى بلند كه آرامشگاهى و آبى خوش و روان داشت جاى داديم.
ترجمه مشکینی
و پسر مريم و مادرش را (در كيفيت ولادت و زمان نبوت و دريافت كتاب) آيه و نشانه (توحيد و قدرت خود) قرار داديم و آن دو را در سرزمينى مرتفع، داراى صلاحيت سكونت و استقرار و آب روان (بيت المقدس يا شام يا مصر) جا داديم
ترجمه بهرام پور
و پسر مريم و مادرش را آيتى ساختيم و آن دو را در سرزمين مرتفعى كه جاى زيستن و داراى آب جارى بود، جاى داديم
 
تفسیر نمونه
آيتى ديگر از آيات خدا در آخرين مرحله از شرح سرگذشت پيامبران اشاره كوتاه و مختصرى به حضرت مسيح (عليه السلام ) و همچنين مادرش مريم كرده مى گويد: ((ما فرزند مريم و مادرش را نشانه اى از عظمت و قدرت خود قرار داديم )) (و جعلنا ابن مريم و امه آية ). تعبير به ((ابن مريم )) بجاى ((عيسى )) براى توجه دادن به اين حقيقت است كه او تنها از مادر و بدون دخالت پدرى به فرمان پروردگار متولد شد، و اين تولد خود از آيات بزرگ قدرت پروردگار بود. و از آنجا كه اين تولد استثنائى رابطه اى با عيسى و رابطه اى با مادرش مريم دارد هر دو را به عنوان يك آيه و نشانه مى شمرد چرا كه اين دو (تولد فرزندى بدون دخالت پدر و همچنين باردار شدن مادرى بدون تماس با مرد) در واقع يك حقيقت بودند با دو نسبت متفاوت . سپس به بخشى از نعمتها و مواهب بزرگى كه به اين مادر و فرزند عطا فرموده اشاره كرده مى گويد: ((ما آنها را در سرزمين بلندى كه داراى آرامش و امنيت و آب جارى بود جاى داديم )) (و آويناهما الى ربوة ذات قرار و معين ). ((ربوه )) از ماده ((ربا)) به معنى زيادى و افزايش است و در اينجا به معنى سرزمين بلند مى باشد. ((معين )) از ماده ((معن )) (بر وزن شان ) به معنى جريان آب است ، بنابراين ماء معين به معنى آب جارى است ، بعضى نيز آن را از ماده ((عين )) يعنى آبى كه ظاهر است و با چشم ديده مى شود دانسته اند. <5> به هر حال اين جمله اشاره سر بستهاى است به محل امن و امان و پر بركتى كه خداوند در اختيار اين مادر و فرزند قرار داد، تا از شر دشمنان در امان باشند و با آسودگى خاطر به انجام وظائف خويش بپردازند. اما اينكه اين محل كدام نقطه بوده است ؟ در ميان مفسران گفتگو بسيار است . بعضى آن را ناصره (از شهرهاى شامات ) زادگاه حضرت مسيح (عليه السلام ) مى دانند، چرا كه به هنگام تولدش گروهى از دشمنان كه خبر تولد او و آينده وى را اجمالا دريافته بودند در صدد نابوديش بر آمدند، اما خدا او را در آن محل امن و امان و پر نعمتى حفظ كرد. بعضى ديگر آن را اشاره به سرزمين مصر مى دانند چرا كه عيسى و مادرش مريم مدتى از عمر خود را براى نجات از چنگال دشمنان به سرزمين مصر پناه بردند. بعضى ديگر آن را به سرزمين ((دمشق )) و بعضى سرزمين ((رملة )) (يكى از شهرهاى شمال شرقى بيت المقدس ) تفسير كرده اند چرا كه مسيح و مادرش در هر يك از اين مناطق ، قسمتى از عمر خود را گذراندند. اين احتمال نيز وجود دارد كه جمله فوق اشاره به محل تولد مسيح (عليه السلام ) در بيابان بيت المقدس باشد، جائى كه خداوند آن را محل امنى براى اين مادر و فرزند قرار داد، و آب گوارا در آن جارى ساخت و از درخت خشكيده خرما به او روزى مرحمت كرد. و در هر صورت آيه دليلى است بر حمايت مستمر و دائم خداوند نسبت به رسولان خود و كسانى كه از آنها حمايت مى كردند، و نشان مى دهد كه اگر تمام تيغهاى جهان از جا حركت كنند تا رگى را ببرند تا خدا نخواهد توانائى نخواهند داشت ، و هرگز تنهائى و ياران اندك آنها سبب شكستشان نخواهد شد.
 
پی نوشت ها:
1-«نکير» به معني «انکار» و در اينجا اشاره به مجازات است.
2-«مشيد» از ماده «شيد» (بر وزن بيد) به دو معني آمده است : نخست به معني ارتفاع ، و ديگري به معني گچ ، در صورت اول مشيد به معني قصرهاي مرتفع و سر به آسمان کشيده است ، و در صورت دوم به معني قصرهائي است که بسيار محکم بنا مي شود تا از حوادث روزگار مصون بماند ، زيرا در آن زمان بيشتر خانه ها از گل ساخته مي شده است و خانه هائي را که با گچ مي ساختند نسبت به خانه هاي گلين بسيار محکمتر بود.
3-تفسير برهان جلد 3 صفحه 30.
4-همان مدرک
5-در صورت اول ميم جزء کلمه است و بر وزن «فعيل» است و در صورت دوم ميم زائده است و بر وزن «مفعول» مي باشد (ماند مبيع).
منبع : سوره : الحج آیه : 42
وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

alizare1

alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد
دسترسی سریع به انجمن ها