عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله: فرزند هفت سال سروَر، هفت سال فرمانبردار و هفت سال وزیر است. مکارم الاخلاق، ص222

بايد صفوف مشخص شود (سه گره در جنگ احد)

بايد صفوف مشخص شود (سه گره در جنگ احد)
دوشنبه 20 تیر 1390  07:02 ق.ظ

بايد صفوف مشخص شود (سه گره در جنگ احد)
تفسير نمونه ج : 3ص :163
وَ مَا أَصبَكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الجَْمْعَانِ فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَ لِيَعْلَمَ الْمُؤْمِنِينَ‏(166) وَ لِيَعْلَمَ الَّذِينَ نَافَقُواوَ قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا قَتِلُوا فى سبِيلِ اللَّهِ أَوِ ادْفَعُواقَالُوا لَوْ نَعْلَمُ قِتَالاً لاتَّبَعْنَكُمْهُمْ لِلْكفْرِ يَوْمَئذٍ أَقْرَب مِنهُمْ لِلايِمَنِيَقُولُونَ بِأَفْوَهِهِم مَّا لَيْس فى قُلُوبهِمْوَ اللَّهُ أَعْلَمُ بمَا يَكْتُمُونَ‏(167)
ترجمه:
166 -و آنچه ( در روز احد ) در روزى كه دو دسته ( مؤمنان و كافران ) با هم نبرد كردند به شما رسيد به فرمان خدا ( و بر طبق قانون عليت ) بود و براى اين بود كه مؤمنان شناخته شوند 167 -و نيز براى اين بود كه كسانى كه راه نفاق پيش گرفتند شناخته شوند آنها كه به - ايشان گفته شد بيائيد و در راه خدا نبرد كنيد يا ( لا اقل ) از حريم خود دفاع نمائيد گفتند اگر ما ميدانستيم جنگى واقع خواهد شد از شما پيروى مى‏كرديم ( اما مى‏دانيم جنگى نمى‏شود ) آنها آن روز به كفر نزديكتر از ايمان بودند با دهان خود چيزى ميگويند كه در دل آنها نيست و خداوند به آنچه كتمان مى‏كنند دانا است 
تفسير : بايد صفوف مشخص شود
آيه فوق ، اين نكته را تذكر ميدهد كه هر مصيبتى ( مانند مصيبت احد ) كه پيش مى‏آيد علاوه بر اينكه بدون علت نيست وسيله آزمايشى است براى جدا شدن صفوف مجاهدان راستين از منافقان و يا افراد سست ايمان ، لذا در قسمت اول آيه مى‏فرمايد : و ما اصابكم يوم التقى الجمعان فباذن الله : آنچه در روز احد
تفسير نمونه ج : 3ص :164
آن روز كه جمعيت مسلمانان با بت‏پرستان بهم درآويختند بر شما وارد شد بفرمان خدا بود و طبق خواست و اراده او صورت گرفت ، زيرا هر حادثه‏اى طبق قانون عمومى آفرينش علت و سبب مخصوصى دارد و اساسا عالم روى يك سلسله علل و اسباب پى‏ريزى شده است و اين يك اصل ثابت و هميشگى است ، و روى اين اصل ، هر لشگرى كه در ميدان جنگ سستى كند و بمال و ثروت و غنيمت دل ببندد و دستور فرمانده دلسوز خود را فراموش نمايد محكوم به شكست خواهد بود ، بنا بر اين منظور از اذن الله ( فرمان خدا ) همان اراده و مشيت او است كه بصورت قانون عليت در عالم هستى منعكس شده است.
و در قسمت دوم آيه مى‏فرمايد : و ليعلم المؤمنين و ليعلم الذين نافقوا : يكى ديگر از آثار اين جنگ ، اين بود كه صفوف مؤمنان و منافقان از هم مشخص شود و افراد با ايمان ، از سست ايمان شناخته گردند .
بطور كلى در حادثه احد ، سه گروه مشخص در ميان مسلمانان ، پيدا شدند : گروه اول افراد معدودى بودند كه تا آخرين لحظات ، پايدارى نمودند و در برابر انبوه دشمنان ، تا آخرين نفس ايستادگى بخرج دادند ، بعضى شربت شهادت نوشيدند و بعضى جراحات سنگين برداشتند.
گروه ديگر تزلزل و اضطراب در دلهاى آنها پديد آمد و نتوانستند تا آخرين لحظه ، استقامت كنند و راه فرار را پيش گرفتند.
گروه سوم ، گروه منافقان بودند كه در اثناء راه ، به بهانه‏هائى كه اشاره خواهد شد از شركت در جنگ ، خوددارى كرده و به مدينه بازگشتند ، كه آنها عبد الله بن ابى سلول و سيصد نفر از يارانش بودند .
اگر حادثه سخت احد نبود هيچگاه صفوف به اين روشنى مشخص نمى‏شد و افراد هر كدام با صفات ويژه خود در صف معينى قرار نمى‏گرفتند و هر كس ممكن بود ، هنگام ادعا ، خود را بهترين فرد با ايمان بداند.
در حقيقت در آيه ، اشاره به دو چيز شده : نخست علت فاعلى شكست احد
تفسير نمونه ج : 3ص :165
و ديگر علت غائى و نتيجه نهائى آن.
تذكر اين نكته نيز لازم است كه در آيه فوقمى‏فرمايد : ليعلم الذين نافقوا ( تا كسانى كه نفاق ورزيدند شناخته شوند ) و نمى‏فرمايد ليعلم المنافقين ( تا منافقان شناخته شوند ) و بعبارت ديگر ، نفاق بصورت فعل ذكر شده نه بصورت وصف اين تعبير گويا بدان جهت است كه نفاق ، هنوز در همه آنان بصورت صفت ثابتى در نيامده بود و لذا در تاريخ اسلام مى‏خوانيم كه بعضى از آنان ، بعدها موفق به توبه شدند و به صف مؤمنان پيوستند.
سپس قرآن گفتگوئى كه ميان بعضى از مسلمانان و منافقين ، قبل از جنگ رد و بدل شد به اين صورت بيان مى‏كند : و قيل لهم تعالوا قاتلوا فى سبيل الله او ادفعوا : بعضى از مسلمانان ( كه طبق نقل ابن عباس عبد الله بن عمر بن حزام بوده است ) هنگامى كه ديد عبد الله بن ابى سلول با يارانش خود را از لشگر اسلام كنار كشيده و تصميم بازگشت به مدينه دارند گفت : بيائيد يا بخاطر خدا و در راه او پيكار كنيد و يا لا اقل در برابر خطرى كه وطن و خويشان شما را تهديد مى‏كند دفاع نمائيد . 
ولى آنها به يك بهانه واهى دست زدند و گفتند : لو نعلم قتالا لاتبعناكم : ما اگر ميدانستيم جنگ مى‏شود بى‏گمان از شما پيروى ميكرديم ، ما فكر مى‏كنيم اين غائله بدون جنگ و خونريزى پايان پذيرد.
و بنا بهتفسير ديگر منافقان گفتند : اگر ما اين را ، جنگ ميدانستيم با شما همكارى ميكرديم ، ولى بنظر ما اين جنگ نيست بلكه يكنوع انتحار و خودكشى است زيرا با عدم توازنى كه ميان لشگر اسلام و كفار ديده مى‏شود ، جنگ كردن با آنها عاقلانه نيست.
بخصوص اينكه لشكرگاه اسلام در نقطه نا مناسبى قرار گرفته است.
بهر ترتيب اينها بهانه‏اى بيش نبود ، هم وقوع جنگ حتمى بود و هم مسلمانان در آغاز پيروز شدند و اگر شكستى دامنگيرشان شد ، بر اثر اشتباهات و خلافكارى-
تفسير نمونه ج : 3ص :166
هاى خودشان بود ، خداوند مى‏گويد : اينها دروغ مى‏گفتند : هم للكفر يومئذ اقرب منهم للايمان : آنها در آن روز به كفر نزديكتر از ايمان بودند - ضمنا از اين جمله استفاده مى‏شود كه كفر و ايمان داراى درجاتى است كه بعقيده و طرز عمل انسان بستگى دارد .
يقولون بافواههم ما ليس فى قلوبهم : آنها به زبان چيزى مى‏گويند كه در دل ندارند و نيت آنها با آنچه مى‏گفتند كاملا مغايرت داشت آنها بخاطر لجاجت روى پيشنهاد خود ، دائر بجنگ كردن در خود مدينه ، و يا ترس از ضربات دشمن و يا بى‏علاقگى به اسلام از شركت در ميدان ، خوددارى كردند و الله اعلم بما يكتمون : ولى خداوند بهآنچه منافقان كتمان مى‏كنند كاملا آگاه است ، هم در اين جهان پرده از چهره آنان برداشته و قيافه آنها را به مسلمانان نشان ميدهد و هم در آخرت به حساب آنها رسيدگى خواهد كرد.
منبع : تفسیر نمونه: سوره آل عمران آیات 182- 162
وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

alizare1

alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد
دسترسی سریع به انجمن ها