عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

انذار بستگان نزديك حديث يوم الدار

انذار بستگان نزديك حديث يوم الدار
دوشنبه 20 تیر 1390  07:06 ق.ظ

انذار بستگان نزديك حديث يوم الدار
سوره : الشعراء    آیه : 213
متن عربی آیه : فَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتَكُونَ مِنَ الْمُعَذَّبِينَ
 
ترجمه
پس با خدای يکتا خدای ديگری را مخوان تا مباد در شمار مستحقان عذاب درآيی
ترجمه فولادوند
پس با خدا، خداى ديگر مخوان كه از عذاب‏شدگان خواهى شد.
ترجمه مجتبوی
پس با خداى يكتا خدايى ديگر مخوان كه آنگاه از عذاب‏شوندگان باشى.
ترجمه مشکینی
و با خداوند معبود ديگرى مخوان كه از عذاب‏شدگان خواهى شد
ترجمه بهرام پور
پس با خدا معبودى ديگر مخوان كه از عذاب شدگان مى‏گردى
 
تفسیر نمونه
اقوام نزديكت را به اسلام دعوت كن در تعقيب بحثهائى كه در آيات گذشته در زمينه موضع گيريهاى مشركان در برابر اسلام و قرآن آمد، خداوند در آيات مورد بحث ، برنامه و خط مشى پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) را در ضمن بيان پنج دستور، در مقابل آنان مشخص مى كند. قبل از هر چيز، شخص پيامبر را دعوت به اعتقاد هر چه راسختر به توحيد مى كند توحيدى كه ريشه و اساس همه دعوت پيامبران را تشكيل مى دهد، مى گويد: هيچ معبود ديگرى را با خداوند مخوان كه مجازات خواهى شد! (فلا تدع مع الله الها آخر فتكون من المعذبين ). با اينكه مسلما پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) منادى توحيد بود، و هرگز انحراف از اين اصل درباره او متصور نبود ولى اهميت اين مساله بقدرى است كه قبل از هر چيز شخص او را در اين زمينه مخاطب مى سازد، تا ديگران حساب خويش را برسند بعلاوه ساختن ديگران بايد از طريق خودسازى شروع شود. سپس به مرحله اى فراتر از آن پرداخته چنين دستور مى دهد: خويشاوندان نزديكت را انذار كن ، و از شرك و مخالفت فرمان پروردگار بترسان (و انذر عشيرتك الاقربين ). <1> بدون شك براى دست زدن به يك برنامه انقلابى گسترده بايد از حلقه هاى كوچكتر و فشرده تر شروع كرد و چه بهتر اينكه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) نخستين دعوت خود را از بستگانش شروع كند كه هم سوابق پاكى او را بهتر از همه مى شناسند و هم پيوند محبت خويشاوندى نزديك ايجاب مى كند كه به سخنانش بيش از ديگران گوش فرا دهند، و از حسادتها و كينه توزيها و انتخاب موضع خصمانه ، دورترند. بعلاوه اين امر نشان مى دهد كه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) هيچگونه مداهنه و سازشكارى با هيچكس ندارد حتى بستگان مشرك خود را از دعوت به سوى توحيد و حق و عدالت استثنا نمى كند. به هنگامى كه اين آيه نازل شد، پيغمبر گرامى اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) براى اجراى اين فرمان برنامه اى ترتيب داد كه شرح آن را در نكات همين آيات به خواست خدا مى خوانيد. در مرحله سوم دايره وسيعترى مورد توجه قرار گرفته مى فرمايد: با محبت و تواضع از مؤ منانى كه پيروى تو مى كنند استقبال كن ، و بال و پر خود را براى آنها بگستر (و اخفض جناحك لمن اتبعك من المؤ منين ). اين تعبير زيبا كنايه از تواضع توأ م با محبت و مهر و ملاطفت است ، همانگونه كه پرندگان هنگامى كه مى خواهند به جوجه هاى خود اظهار محبت كنند، بالهاى خود را گسترده و پائين آورده و آنان را زير بال و پر مى گيرند، تا هم در برابر حوادث احتمالى مصون مانند و هم از تشتت و پراكندگى حفظ شوند، پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) نيز مامور است مؤ منان راستين را زير بال و پر خود بگيرد. اين تعبير پر معنى دقايق مختلفى را در مورد محبت با مؤ منان بيان مى كند كه با كمى دقت روشن مى شود. ضمنا ذكر اين جمله بعد از مساله انذار و بيم دادن بيانگر اين واقعيت است كه اگر يكجا به خاطر مسائل تربيتى تكيه بر خشونت و بيم شده است بلافاصله تكيه بر محبت و مهر و عاطفه مى شود تا از اين دو معجون مناسبى فراهم گردد. سپس به چهارمين دستور پرداخته مى گويد: اگر آنان دعوت تو را نپذيرفتند و به مخالفت برخاستند نگران نباش ولى به آنها بگو من از كار شما بيزارم و به اين ترتيب موضع خويش را در برابر آنان آشكار كن (فان عصوك فقل انى برى ء مما تعملون ). ظاهر اين است كه ضمير در جمله عصوك به بستگان نزديك پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) باز مى گردد، يعنى اگر پس از دعوت آنان به سوى حق در برابر تو تسليم نشدند، و به شرك و مخالفت ادامه دادند، موضع خود را در مقابل آنان مشخص كن ، اين پيش بينى قرآن چنانكه در بحث نكات خواهد آمد به وقوع پيوست و همه آنان جز على (عليه السلام ) از قبول دعوت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) خوددارى كردند، بعضى با سكوت برگزار كردند و بعضى از طريق سخريه و استهزاء مخالفت خود را آشكار ساختند. سرانجام در پنجمين دستور براى تكميل برنامه هاى گذشته به پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) چنين گويد: و بر خداوند عزيز و رحيم توكل نما (و توكل على العزيز الرحيم ). اين مخالفتها هرگز تو را دلسرد نكند و كمى دوستان و پيروان در عزم آهنين تو اثر نگذارد، تو تنها نيستى ، تكيه گاهت خداوندى است شكست ناپذير و بسيار رحيم و مهربان . همان خداوندى كه توصيف او را به عزيز و رحيم در پايان سرگذشت انبياى پيشين شنيدى . همان خداوندى كه با قدرتش ، ظلم فرعونيان و غرور نمروديان و خودخواهى و كبر قوم نوح و دنياپرستى قوم عاد و هوسبازى قوم لوط را در هم شكست ، و اين انبياى بزرگ و مؤ منانى را كه در اقليت قرار گرفته بودند، رهائى بخشيد و مشمول رحمتش ساخت . همان خدائى كه تو را به هنگامى كه بر مى خيزى مى بيند (الذى يراك حين تقوم ). و حركت تو را در ميان سجده كنندگان مشاهده مى كند (و تقلبك فى الساجدين )آرى او است خداى شنوا و دانا (انه هو السميع العليم ). و به اين ترتيب بعد از توصيف خداوند به عزيز و رحيم ، سه وصف ديگر كه هر يك از ديگرى دلگرم كننده تر، و اميدبخش تر است در اين آيات آمده است : خدائى كه زحمات پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) را مى بيند، و از قيام و سجده و حركت و سكون او با خبر است . خدائى كه صداى او را مى شنود. و خدائى كه از خواسته ها و نيازهاى او آگاه است . آرى بر چنين خدائى بايد تكيه كنى و زمام كار خويش را به او بسپارى . 1 - تفسير تقلبك فى الساجدين در اينكه منظور از دو جمله الذى يراك حين تقوم و تقلبك فى الساجدين چيست ؟ مفسران تفسيرهاى گوناگونى بيان كرده اند. ظاهر آيه همان است كه بالا گفتيم : خداوند هنگامى كه تو قيام مى كنى مى بيند و گردش و حركتت را در ميان سجده كنندگان مشاهده مى كند. اين قيام ممكن است قيام براى نماز باشد، يا قيام از خواب براى عبادت ، و يا قيام به معنى نماز فرادى در برابر تقلبك فى الساجدين كه اشاره به نماز جماعت است و يا همه اينها. تقلب به معنى گردش و حركت و از حالى به حالى منتقل شدن است ، اين تعبير ممكن است اشاره به سجده پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) در ميان سجده كنندگان در حال نماز باشد، و يا گردش پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) در ميان يارانش كه مشغول عبادت بودند و از حال آنها جستجو مى كرد. و در مجموع اشاره به اين است كه هيچ حالى از حالات تو، و هيچ تلاشى از تلاشهايت ، چه آنها كه جنبه فردى دارد، و چه آنها كه همراه ساير مؤ منان به صورت جمعى براى سامان بخشيدن به امور بندگان و نشر آئين حق انجام مى گيرد، بر خداوند مخفى نيست (توجه داشته باشيد كه فعلهائى كه در آيه آمده مضارع است و معنى حال و آينده را مى رساند). ولى در اينجا دو تفسير ديگر نيز ذكر شده كه با ظاهر آيه چندان هماهنگ نيست و ممكن است از بطون آيه باشد. نخست نگاههاى پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) به نمازگزارانى كه پشت سر او قرار مى گرفتند به خاطر اينكه آن حضرت همانگونه كه از پيش رو مى توانست اجسام را ببيند، از پشت سر نيز توانائى ديد اشخاص و موجودات را داشت ، چنانكه در حديثى آمده است كه فرمود: لا ترفعوا قبلى و لا تضعوا قبلى ، فانى اراكم من خلفى كما اراكم من امامى !: پيش از من سر از سجده برنداريد، و قبل از من به سجده نرويد كه من شما را از پشت سر مى بينم همانگونه كه از پيش رو مى بينم ، سپس پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) آيه فوق را به عنوان شاهد سخن تلاوت فرمود. <2> ديگر اينكه منظور، نقل و انتقال رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) در صلب پيامبران از آدم تا عبدالله همه تحت نظر لطف پروردگار صورت گرفته ، يعنى هنگامى كه نطفه پاك تو از پيامبر موحد و ساجدى به پيامبر ديگرى منتقل مى شد، خدا از همه آگاه بود. در تفسير على بن ابراهيم از امام باقر (عليه السلام ) در تفسير جمله و تقلبك فى الساجدين چنين آمده است : فى اصلاب النبيين صلوات الله عليهم يعنى در صلب پيامبران كه درود خدا بر آنها باد. <3> و در تفسير مجمع البيان در توضيح همين جمله از امام باقر (عليه السلام ) و امام صادق (عليه السلام ) چنين آمده است : فى اصلاب النبيين نبى بعد نبى ، حتى اخرجه من صلب ابيه عن نكاح غير سفاح من لدن آدم : يعنى در صلب پيامبران قرار داشت ، پيامبرى بعد از پيامبر ديگر، تا اينكه خداوند او را از صلب پدرش از ازدواجى پاك ، و دور از هر گونه ناپاكى از زمان آدم به بعد، بيرون فرستاد. <4> البته قطع نظر از آيات فوق و تفسير آن دلائلى در دست داريم كه نشان مى دهد پدر و اجداد پيامبران خدا هرگز مشرك نبودند و در محيطى پاك از آلودگيهاى شرك و بى عفتى تولد يافتند (براى توضيح بيشتر به جلد 5 تفسير نمونه صفحه 305 ذيل آيه 74 سوره انعام مراجعه فرمائيد) ولى تفسيرهاى فوق جزء بطون آيه است . 2 - انذار بستگان نزديك (حديث يوم الدار). بر اساس آنچه در تواريخ اسلامى آمده ، پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) در سال سوم بعثت مامور ابلاغ اين دعوت شد زيرا تا آن زمان ، دعوت مخفيانه انجام مى گرفت ، و تعداد كمى اسلام را پذيرا شده بودند، امام هنگامى كه آيه و انذر عشيرتك الاقربين - و آيه - فاصدع بما تؤ مروا عرض عن المشركين (سوره حج آيه 94) نازل گرديد پيغمبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) مامور شد دعوت خود را آشكار سازد، و نخست از خويشاوندان شروع كند. <5> اما كيفيت اين ابلاغ و انذار به طور اجمال چنين بوده كه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) بستگان نزديكش را به خانه ابوطالب دعوت كرد، آنها در آن روز حدود چهل نفر بودند، و از عموهاى پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) ابوطالب و حمزه و ابولهب حضور داشتند، پس از صرف غذا هنگامى كه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) مى خواست وظيفه خود را ابلاغ كند، ابولهب با گفته هاى خود زمينه را از ميان برد، لذا فرداى همان روز پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) آنها را دعوت ديگرى به غذا كرد. بعد از صرف غذا چنين فرمود: اى فرزندان عبدالمطلب ! من به خدا سوگند هيچ جوانى را در عرب نمى شناسم كه براى قومش چيزى بهتر از آنچه من آورده ام آورده باشد، من خير دنيا و آخرت را براى شما آورده ام ، و خداوند به من دستور داده است كه شما را دعوت به اين آئين كنم ، كداميك از شما مرا در اين كار يارى خواهيد كرد، تا برادر من و وصى و جانشين من باشيد؟. جمعيت همگى سر باز زدند جز على (عليه السلام ) كه از همه كوچكتر بود برخاست و عرض كرد: اى پيامبر خدا! من در اين راه يار و ياور توام ، پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) دست بر گردن على (عليه السلام ) نهاد و فرمود: ان هذا اخى و وصيى و خليفتى فيكم فاسمعوا له و اطيعوه : اين برادر و وصى و جانشين من در شما است ، سخن او را بشنويد و فرمانش را اطاعت كنيد. جمعيت از جا برخاستند در حالى كه خنده تمسخرآميزى بر لب داشتند و به ابوطالب مى گفتند: به تو دستور مى دهد كه گوش به فرمان پسرت كنى ، و از وى اطاعت نمائى ! اين حديث را بسيارى از دانشمندان اهل سنت ، همچون ابن ابى جرير و ابن ابى حاتم و ابن مردويه و ابو نعيم و بيهقى و ثعلبى و طبرى نقل كرده اند، و ابن اثير در جلد دوم كتاب كامل اين سخن را آورده است ، همچنين ابوالفداء در جلد اول تاريخش و گروهى ديگر. <6> اين حديث نشان مى دهد تا چه اندازه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) در آن روز تنها بود، و چگونه در پاسخ دعوتش جز استهزاء و سخريه عكس العملى نداشتند، و چگونه على (عليه السلام ) از نخستين روزهاى دعوت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) كه از تنهائى ، سخت رنج مى برد در كنار حضرتش ايستاد و مدافع او بود. در حديث ديگرى آمده است كه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) يك ، يك از طوائف قريش را صدا زد، و آنها را از آتش الهى بر حذر داشت گاه مى فرمود: يا بنى كعب انقذوا انفسكم من النار: اى طائفه بنى كعب خود را از آتش رهائى بخشيد. و گاه همين خطاب را به طائفه بنى عبدالشمس و بنى عبدمناف و بنى هاشم و بنى عبدالمطلب مى كرد و مى فرمود انقذوا انفسكم من النار! خويشتن را از آتش الهى نجات دهيد كه من قادر بر دفاع از شما در صورت كفر نيستم. <7>
 
سوره : الشعراء    آیه : 214
متن عربی آیه : وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ
 
ترجمه
خويشاوندان نزديکت را بترسان
ترجمه فولادوند
و خويشانِ نزديكت را هشدار ده.
ترجمه مجتبوی
و خويشاوندان نزديك خود را بيم كن.
ترجمه مشکینی
و (نخست) خويشان نزديكت را بيم ده و انذار كن
ترجمه بهرام پور
و خويشان نزديك را هشدار ده
 
سوره : الشعراء    آیه : 215
متن عربی آیه : وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
 
ترجمه
در برابر هر يک از مؤمنان که از تو پيروی می کند بال فروتنی فرودآر،
ترجمه فولادوند
و براى آن مؤمنانى كه تو را پيروى كرده‏اند، بال خود را فرو گستر.
ترجمه مجتبوی
و بال [مِهر و نرمى‏] خويش را براى كسانى از مؤمنان كه تو را پيروى كردند فرود آر.
ترجمه مشکینی
و بال مهر و فروتنى خود را براى هر كس از مؤمنان كه پيرويت كنند فرود آر و چتر جلب و جذب بر سر آنان بگستر
ترجمه بهرام پور
و براى آن مؤمنانى كه تو را پيروى كرده‏اند بال [محبت‏] بگستر
 
سوره : الشعراء    آیه : 216
متن عربی آیه : فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ
 
ترجمه
و اگر بر تو عصيان ورزيدند بگو : من از کارهای شما بيزارم
ترجمه فولادوند
و اگر تو را نافرمانى كردند، بگو: «من از آنچه مى‏كنيد بيزارم.»
ترجمه مجتبوی
پس اگر تو را نافرمانى كنند، بگو: من از آنچه مى‏كنيد بيزارم.
ترجمه مشکینی
پس اگر تو را نافرمانى كنند بگو: من از آنچه شما به جا مى‏آوريد (از كرده‏هاى زشت و باطل شما) بيزارم
ترجمه بهرام پور
و اگر تو را نافرمانى كردند بگو: من از آنچه مى‏كنيد بيزارم
 
سوره : الشعراء    آیه : 217
متن عربی آیه : وَتَوَكَّلْ عَلَى الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ
 
ترجمه
و بر خدای پيروزمند مهربان توکل کن
ترجمه فولادوند
و بر [خداىِ‏] عزيزِ مهربان توكّل كن،
ترجمه مجتبوی
و بر آن تواناى بى‏همتا و مهربان توكل كن،
ترجمه مشکینی
و بر آن مقتدر غالب مهربان توكل كن
ترجمه بهرام پور
و بر [خداى‏] عزيز مهربان توكل كن
 
سوره : الشعراء    آیه : 218
متن عربی آیه : الَّذِي يَرَاكَ حِينَ تَقُومُ
 
ترجمه
آن که تو را می بيند آنگاه که بر می خيزی ،
ترجمه فولادوند
آن كس كه چون [به نماز] برمى‏خيزى تو را مى‏بيند،
ترجمه مجتبوی
آن كه تو را آنگاه كه [تنها به نماز شب‏] بر مى‏خيزى مى‏بيند،
ترجمه مشکینی
آن كسى كه تو را هنگامى كه (به نماز يا به هر امر خيرى) قيام مى‏كنى، مى‏بيند
ترجمه بهرام پور
خدايى كه چون [به عبادت‏] بر مى‏خيزى تو را مى‏بيند
 
سوره : الشعراء    آیه : 219
متن عربی آیه : وَتَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ
 
ترجمه
و نماز خواندنت را با ديگر نمازگزاران می بيند
ترجمه فولادوند
و حركت تو را در ميان سجده كنندگان [مى‏نگرد].
ترجمه مجتبوی
و هم گشتن تو را در ميان سجده‏كنان- نماز گزاران-،
ترجمه مشکینی
و نيز حركت‏هايت را (به قيام و ركوع و سجود) در ميان سجده كنندگان (مشاهده مى‏كند)
ترجمه بهرام پور
و حركت تو را در ميان سجده كنندگان [مى‏بيند]
 
سوره : الشعراء    آیه : 220
متن عربی آیه : إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
 
ترجمه
هر آينه اوست شنوای دانا
ترجمه فولادوند
او همان شنواى داناست.
ترجمه مجتبوی
كه اوست شنوا و دانا.
ترجمه مشکینی
زيرا كه اوست شنوا و دانا
ترجمه بهرام پور
او همان شنواى داناست
 
تفسیر نمونه
اقوام نزديكت را به اسلام دعوت كن در تعقيب بحثهائى كه در آيات گذشته در زمينه موضع گيريهاى مشركان در برابر اسلام و قرآن آمد، خداوند در آيات مورد بحث ، برنامه و خط مشى پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) را در ضمن بيان پنج دستور، در مقابل آنان مشخص مى كند. قبل از هر چيز، شخص پيامبر را دعوت به اعتقاد هر چه راسختر به توحيد مى كند توحيدى كه ريشه و اساس همه دعوت پيامبران را تشكيل مى دهد، مى گويد: هيچ معبود ديگرى را با خداوند مخوان كه مجازات خواهى شد! (فلا تدع مع الله الها آخر فتكون من المعذبين ). با اينكه مسلما پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) منادى توحيد بود، و هرگز انحراف از اين اصل درباره او متصور نبود ولى اهميت اين مساله بقدرى است كه قبل از هر چيز شخص او را در اين زمينه مخاطب مى سازد، تا ديگران حساب خويش را برسند بعلاوه ساختن ديگران بايد از طريق خودسازى شروع شود. سپس به مرحله اى فراتر از آن پرداخته چنين دستور مى دهد: خويشاوندان نزديكت را انذار كن ، و از شرك و مخالفت فرمان پروردگار بترسان (و انذر عشيرتك الاقربين ). بدون شك براى دست زدن به يك برنامه انقلابى گسترده بايد از حلقه هاى كوچكتر و فشرده تر شروع كرد و چه بهتر اينكه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) نخستين دعوت خود را از بستگانش شروع كند كه هم سوابق پاكى او را بهتر از همه مى شناسند و هم پيوند محبت خويشاوندى نزديك ايجاب مى كند كه به سخنانش بيش از ديگران گوش فرا دهند، و از حسادتها و كينه توزيها و انتخاب موضع خصمانه ، دورترند. بعلاوه اين امر نشان مى دهد كه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) هيچگونه مداهنه و سازشكارى با هيچكس ندارد حتى بستگان مشرك خود را از دعوت به سوى توحيد و حق و عدالت استثنا نمى كند. به هنگامى كه اين آيه نازل شد، پيغمبر گرامى اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) براى اجراى اين فرمان برنامه اى ترتيب داد كه شرح آن را در نكات همين آيات به خواست خدا مى خوانيد. در مرحله سوم دايره وسيعترى مورد توجه قرار گرفته مى فرمايد: با محبت و تواضع از مؤ منانى كه پيروى تو مى كنند استقبال كن ، و بال و پر خود را براى آنها بگستر (و اخفض جناحك لمن اتبعك من المؤ منين ). اين تعبير زيبا كنايه از تواضع توأ م با محبت و مهر و ملاطفت است ، همانگونه كه پرندگان هنگامى كه مى خواهند به جوجه هاى خود اظهار محبت كنند، بالهاى خود را گسترده و پائين آورده و آنان را زير بال و پر مى گيرند، تا هم در برابر حوادث احتمالى مصون مانند و هم از تشتت و پراكندگى حفظ شوند، پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) نيز مامور است مؤ منان راستين را زير بال و پر خود بگيرد. اين تعبير پر معنى دقايق مختلفى را در مورد محبت با مؤ منان بيان مى كند كه با كمى دقت روشن مى شود. ضمنا ذكر اين جمله بعد از مساله انذار و بيم دادن بيانگر اين واقعيت است كه اگر يكجا به خاطر مسائل تربيتى تكيه بر خشونت و بيم شده است بلافاصله تكيه بر محبت و مهر و عاطفه مى شود تا از اين دو معجون مناسبى فراهم گردد. سپس به چهارمين دستور پرداخته مى گويد: اگر آنان دعوت تو را نپذيرفتند و به مخالفت برخاستند نگران نباش ولى به آنها بگو من از كار شما بيزارم و به اين ترتيب موضع خويش را در برابر آنان آشكار كن (فان عصوك فقل انى برى ء مما تعملون ). ظاهر اين است كه ضمير در جمله عصوك به بستگان نزديك پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) باز مى گردد، يعنى اگر پس از دعوت آنان به سوى حق در برابر تو تسليم نشدند، و به شرك و مخالفت ادامه دادند، موضع خود را در مقابل آنان مشخص كن ، اين پيش بينى قرآن چنانكه در بحث نكات خواهد آمد به وقوع پيوست و همه آنان جز على (عليه السلام ) از قبول دعوت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) خوددارى كردند، بعضى با سكوت برگزار كردند و بعضى از طريق سخريه و استهزاء مخالفت خود را آشكار ساختند. سرانجام در پنجمين دستور براى تكميل برنامه هاى گذشته به پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) چنين گويد: و بر خداوند عزيز و رحيم توكل نما (و توكل على العزيز الرحيم ). اين مخالفتها هرگز تو را دلسرد نكند و كمى دوستان و پيروان در عزم آهنين تو اثر نگذارد، تو تنها نيستى ، تكيه گاهت خداوندى است شكست ناپذير و بسيار رحيم و مهربان . همان خداوندى كه توصيف او را به عزيز و رحيم در پايان سرگذشت انبياى پيشين شنيدى . همان خداوندى كه با قدرتش ، ظلم فرعونيان و غرور نمروديان و خودخواهى و كبر قوم نوح و دنياپرستى قوم عاد و هوسبازى قوم لوط را در هم شكست ، و اين انبياى بزرگ و مؤ منانى را كه در اقليت قرار گرفته بودند، رهائى بخشيد و مشمول رحمتش ساخت . همان خدائى كه تو را به هنگامى كه بر مى خيزى مى بيند (الذى يراك حين تقوم ). و حركت تو را در ميان سجده كنندگان مشاهده مى كند (و تقلبك فى الساجدين ). آرى او است خداى شنوا و دانا (انه هو السميع العليم ). و به اين ترتيب بعد از توصيف خداوند به عزيز و رحيم ، سه وصف ديگر كه هر يك از ديگرى دلگرم كننده تر، و اميدبخش تر است در اين آيات آمده است : خدائى كه زحمات پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) را مى بيند، و از قيام و سجده و حركت و سكون او با خبر است . خدائى كه صداى او را مى شنود. و خدائى كه از خواسته ها و نيازهاى او آگاه است . آرى بر چنين خدائى بايد تكيه كنى و زمام كار خويش را به او بسپارى . 1 - تفسير تقلبك فى الساجدين در اينكه منظور از دو جمله الذى يراك حين تقوم و تقلبك فى الساجدين چيست ؟ مفسران تفسيرهاى گوناگونى بيان كرده اند. ظاهر آيه همان است كه بالا گفتيم : خداوند هنگامى كه تو قيام مى كنى مى بيند و گردش و حركتت را در ميان سجده كنندگان مشاهده مى كند. اين قيام ممكن است قيام براى نماز باشد، يا قيام از خواب براى عبادت ، و يا قيام به معنى نماز فرادى در برابر تقلبك فى الساجدين كه اشاره به نماز جماعت است و يا همه اينها. تقلب به معنى گردش و حركت و از حالى به حالى منتقل شدن است ، اين تعبير ممكن است اشاره به سجده پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) در ميان سجده كنندگان در حال نماز باشد، و يا گردش پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) در ميان يارانش كه مشغول عبادت بودند و از حال آنها جستجو مى كرد. و در مجموع اشاره به اين است كه هيچ حالى از حالات تو، و هيچ تلاشى از تلاشهايت ، چه آنها كه جنبه فردى دارد، و چه آنها كه همراه ساير مؤ منان به صورت جمعى براى سامان بخشيدن به امور بندگان و نشر آئين حق انجام مى گيرد، بر خداوند مخفى نيست (توجه داشته باشيد كه فعلهائى كه در آيه آمده مضارع است و معنى حال و آينده را مى رساند). ولى در اينجا دو تفسير ديگر نيز ذكر شده كه با ظاهر آيه چندان هماهنگ نيست و ممكن است از بطون آيه باشد. نخست نگاههاى پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) به نمازگزارانى كه پشت سر او قرار مى گرفتند به خاطر اينكه آن حضرت همانگونه كه از پيش رو مى توانست اجسام را ببيند، از پشت سر نيز توانائى ديد اشخاص و موجودات را داشت ، چنانكه در حديثى آمده است كه فرمود: لا ترفعوا قبلى و لا تضعوا قبلى ، فانى اراكم من خلفى كما اراكم من امامى !: پيش از من سر از سجده برنداريد، و قبل از من به سجده نرويد كه من شما را از پشت سر مى بينم همانگونه كه از پيش رو مى بينم ، سپس پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) آيه فوق را به عنوان شاهد سخن تلاوت فرمود. ديگر اينكه منظور، نقل و انتقال رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) در صلب پيامبران از آدم تا عبدالله همه تحت نظر لطف پروردگار صورت گرفته ، يعنى هنگامى كه نطفه پاك تو از پيامبر موحد و ساجدى به پيامبر ديگرى منتقل مى شد، خدا از همه آگاه بود. در تفسير على بن ابراهيم از امام باقر (عليه السلام ) در تفسير جمله و تقلبك فى الساجدين چنين آمده است : فى اصلاب النبيين صلوات الله عليهم يعنى در صلب پيامبران كه درود خدا بر آنها باد. و در تفسير مجمع البيان در توضيح همين جمله از امام باقر (عليه السلام ) و امام صادق (عليه السلام ) چنين آمده است : فى اصلاب النبيين نبى بعد نبى ، حتى اخرجه من صلب ابيه عن نكاح غير سفاح من لدن آدم : يعنى در صلب پيامبران قرار داشت ، پيامبرى بعد از پيامبر ديگر، تا اينكه خداوند او را از صلب پدرش از ازدواجى پاك ، و دور از هر گونه ناپاكى از زمان آدم به بعد، بيرون فرستاد. البته قطع نظر از آيات فوق و تفسير آن دلائلى در دست داريم كه نشان مى دهد پدر و اجداد پيامبران خدا هرگز مشرك نبودند و در محيطى پاك از آلودگيهاى شرك و بى عفتى تولد يافتند (براى توضيح بيشتر به جلد 5 تفسير نمونه صفحه 305 ذيل آيه 74 سوره انعام مراجعه فرمائيد) ولى تفسيرهاى فوق جزء بطون آيه است . 2 - انذار بستگان نزديك (حديث يوم الدار). بر اساس آنچه در تواريخ اسلامى آمده ، پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) در سال سوم بعثت مامور ابلاغ اين دعوت شد زيرا تا آن زمان ، دعوت مخفيانه انجام مى گرفت ، و تعداد كمى اسلام را پذيرا شده بودند، امام هنگامى كه آيه و انذر عشيرتك الاقربين - و آيه - فاصدع بما تؤ مروا عرض عن المشركين (سوره حج آيه 94) نازل گرديد پيغمبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) مامور شد دعوت خود را آشكار سازد، و نخست از خويشاوندان شروع كند. اما كيفيت اين ابلاغ و انذار به طور اجمال چنين بوده كه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) بستگان نزديكش را به خانه ابوطالب دعوت كرد، آنها در آن روز حدود چهل نفر بودند، و از عموهاى پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) ابوطالب و حمزه و ابولهب حضور داشتند، پس از صرف غذا هنگامى كه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) مى خواست وظيفه خود را ابلاغ كند، ابولهب با گفته هاى خود زمينه را از ميان برد، لذا فرداى همان روز پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) آنها را دعوت ديگرى به غذا كرد. بعد از صرف غذا چنين فرمود: اى فرزندان عبدالمطلب ! من به خدا سوگند هيچ جوانى را در عرب نمى شناسم كه براى قومش چيزى بهتر از آنچه من آورده ام آورده باشد، من خير دنيا و آخرت را براى شما آورده ام ، و خداوند به من دستور داده است كه شما را دعوت به اين آئين كنم ، كداميك از شما مرا در اين كار يارى خواهيد كرد، تا برادر من و وصى و جانشين من باشيد؟. جمعيت همگى سر باز زدند جز على (عليه السلام ) كه از همه كوچكتر بود برخاست و عرض كرد: اى پيامبر خدا! من در اين راه يار و ياور توام ، پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) دست بر گردن على (عليه السلام ) نهاد و فرمود: ان هذا اخى و وصيى و خليفتى فيكم فاسمعوا له و اطيعوه : اين برادر و وصى و جانشين من در شما است ، سخن او را بشنويد و فرمانش را اطاعت كنيد. جمعيت از جا برخاستند در حالى كه خنده تمسخرآميزى بر لب داشتند و به ابوطالب مى گفتند: به تو دستور مى دهد كه گوش به فرمان پسرت كنى ، و از وى اطاعت نمائى ! اين حديث را بسيارى از دانشمندان اهل سنت ، همچون ابن ابى جرير و ابن ابى حاتم و ابن مردويه و ابو نعيم و بيهقى و ثعلبى و طبرى نقل كرده اند، و ابن اثير در جلد دوم كتاب كامل اين سخن را آورده است ، همچنين ابوالفداء در جلد اول تاريخش و گروهى ديگر. اين حديث نشان مى دهد تا چه اندازه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم) در آن روز تنها بود، و چگونه در پاسخ دعوتش جز استهزاء و سخريه عكس العملى نداشتند، و چگونه على (عليه السلام ) از نخستين روزهاى دعوت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) كه از تنهائى ، سخت رنج مى برد در كنار حضرتش ايستاد و مدافع او بود. در حديث ديگرى آمده است كه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) يك ، يك از طوائف قريش را صدا زد، و آنها را از آتش الهى بر حذر داشت گاه مى فرمود: يا بنى كعب انقذوا انفسكم من النار: اى طائفه بنى كعب خود را از آتش رهائى بخشيد. و گاه همين خطاب را به طائفه بنى عبدالشمس و بنى عبدمناف و بنى هاشم و بنى عبدالمطلب مى كرد و مى فرمود انقذوا انفسكم من النار! خويشتن را از آتش الهى نجات دهيد كه من قادر بر دفاع از شما در صورت كفر نيستم.
 
پی نوشت ها:
1-«عشيرة» در اصل از ماده «عشرة» (عدد ده) گرفته شده و از آنجا که عدد ده در حد خود يک عدد کامل محسوب مي شود ، به جمعيت بستگان نزديک که انسان به وسيله آنها جمع کاملي را تشکيل مي دهد عشيرة گفته اند ، ماده معاشرت نيز ممکن است از همين معني گرفته شده باشد ، چرا که انسانها را به صورت مجموعه کاملي در مي آورد.
2-مجمع البيان ذيل آيه مورد بحث.
3-تفسير «نورالثقلين» جلد 4 ص 69.
4-«مجمع البيان» ذيل آيات مورد بحث.
5-سيره ابن هشام جلد 1 صفحه 280.
6-براي توضيح بيشتر به کتاب «المراجعات» صفحه 130 به بعد و کتاب «احقاق الحق» جلد 4 صفحه 62 به بعد مراجعه فرمائيد.
7-«تفسير قرطبي» جلد 7 صفحه 4859 ذيل آيات مورد بحث با مختصري تلخيص
منبع : صفحه 510 فهرست موضوعي تفسيرنمونه
وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

alizare1

alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد
دسترسی سریع به انجمن ها