عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

الياس كيست (چهار نظر از مفسران)

الياس كيست (چهار نظر از مفسران)
دوشنبه 20 تیر 1390  07:08 ق.ظ

الياس كيست (چهار نظر از مفسران)
سوره : الصافات    آیه : 123
متن عربی آیه : وَإِنَّ إِلْيَاسَ لَمِنْ الْمُرْسَلِينَ
ترجمه
و الياس از پيامبران بود
ترجمه فولادوند
و به راستى الياس از فرستادگان [ما] بود.
ترجمه مجتبوی
و همانا الياس از پيامبران بود.
ترجمه مشکینی
و همانا الياس نيز از فرستادگان ما بود
ترجمه بهرام پور
و به راستى الياس از فرستادگان [ما] بود
 
تفسیر نمونه
پيامبر خدا الياس در برابر مشركان چهارمين سرگذشتى كه از انبياء پيشين در اين سوره آمده است سرگذشت فشرده اى از الياس است مى فرمايد: الياس از رسولان خدا بود (و ان الياس لمن المرسلين ). درباره الياس و خصوصيات نسب و زندگى او بحثهائى است كه در نكات آخر اين آيات به خواست خدا خواهد آمد. سپس براى شرح اين اجمال به تفصيل پرداخته ، مى گويد: به خاطر بياور هنگامى كه به قومش هشدار داد و گفت : آيا پرهيزكارى پيشه نمى كنيد؟ (اذ قال لقومه الا تتقون ). تقواى الهى و پرهيز از شرك و بت پرستى ، از گناه و ظلم و فساد، و از آنچه انسانيت را به تباهى مى كشاند. در آيه بعد با صراحت بيشترى از اين مساءله سخن مى گويد: آيا بت بعل را مى خوانيد و بهترين خالقها را رها مى سازيد؟! (اتدعون بعلا و تذرون احسن الخالقين ). و از اينجا روشن مى شود كه آنها بت معروفى به نام بعل داشتند كه در مقابل آن سجده مى كردند، الياس آنها را از اين عمل زشت باز داشت ، و به سوى آفريدگار بزرگ جهان و توحيد خالص دعوت كرد. و از همين جا است كه جمعى معتقدند مركز فعاليت الياس شهر بعلبك از شهرهاى شامات بود. <1> زيرا بعل نام آن بت مخصوص و بك به معنى شهر بود، و از تركيب اين دو با هم بعلبك به وجود آمد، گفته اند اين بت طلائى به قدرى بزرگ بود كه طولش به 20 ذراع مى رسيد! و چهار صورت داشت ، و خدمه او بالغ بر چهار صد نفر بود!. <2> ولى بعضى بعل را اسم بت معينى ندانسته بلكه به معنى مطلق بت گرفته اند ولى بعضى ديگر آن را به معنى رب و معبود مى دانند. راغب در مفردات مى گويد: بعل در اصل به معنى شوهر است اما عرب معبودهائى را كه به وسيله آن به خدا تقرب مى جستند بعل مى ناميد. تعبير به بهترين خالق با اينكه آفريننده واقعى در عالم جز خدا نيست - ظاهرا اشاره به مصنوعاتى است كه انسان با تغيير شكل دادن به مواد طبيعى درست مى كند، و از اين نظر خالق بر او اطلاق مى گردد، هر چند خالق مجازى است . به هر حال الياس اين قوم بت پرست را سخت نكوهش كرد، و ادامه داد: خدائى را رها مى كنيد كه پروردگار شما و پروردگار پدران پيشين شما است (الله ربكم و رب آبائكم الاولين ). مالك و مربى همه شما او بوده و هست ، هر نعمتى داريد از او است ، و حل هر مشكلى با دست قدرت او ميسر است ، غير از او نه سرچشمه خير و بركتى وجود دارد و نه دفع كننده شر و آفتى . گويا بت پرستان زمان الياس همانند عصر پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) براى توجيه كار خود تكيه بر سنت نياكان و پيشينيان مى كردند كه الياس در پاسخ آنها مى گويد: الله رب شما و رب پدران شما است . تعبير به رب (مالك و مربى ) بهترين محرك براى تفكر و انديشه است ، چرا كه مهمترين مساءله در زندگى انسان اين است كه بداند از ناحيه چه كسى آفريده شده ؟ و امروز صاحب اختيار و مربى و ولى نعمت او كيست ؟ اما اين قوم خيره سر و خودخواه گوش به اندرزهاى مستدل ، و هدايتهاى روشن اين پيامبر بزرگ الهى فرا ندادند، و به تكذيب او برخاستند (فكذبوه ). خداوند هم مجازات آنها را در يك جمله كوتاه بيان كرده مى فرمايد: آنها در دادگاه عدل الهى ، و در عذاب دوزخ او احضار مى شوند (فانهم لمحضرون ). و به كيفر اعمال زشت و شوم خود خواهند رسيد. ولى ظاهرا گروه اندكى از پاكان نيكان و خالصان به الياس ايمان آوردند، براى آنكه حق آنها فراموش نگردد، بلافاصله مى فرمايد: مگر بندگان مخلص خدا (الا عباد الله المخلصين ). <3> در آيات اخير اين داستان همان مسائل چهارگانه اى را كه در سرگذشتهاى پيامبران ديگر (در مورد موسى و هارون و ابراهيم و نوح ) آمده بود به خاطر اهميتى كه دارد تكرار شده است : نخست مى فرمايد: ما نام نيك الياس را در ميان امتهاى بعد جاودان ساختيم (و تركنا عليه فى الا آخرين ). امتهاى ديگر زحمات اين انبياء بزرگ را كه در پاسدارى خط توحيد، و آبيارى بذر ايمان منتهاى تلاش و كوشش را به عمل آوردند، هرگز فراموش نخواهند كرد، و تا دنيا برقرار است ياد و مكتب اين بزرگمردان و فداكار زنده و جاويدان است . در مرحله دوم مى افزايد: سلام و درود بر الياسين (سلام على الياسين ). تعبير به الياسين به جاى الياس يا به خاطر اين است كه الياسين لغتى در واژه الياس بود، و هر دو بيك معنى است ، و يا اشاره به الياس و پيروان او است كه به صورت جمعى آمده است . <4> در مرحله سوم مى فرمايد: ما اينگونه نيكوكاران را پاداش مى دهيم (انا كذلك نجزى المحسنين ). منظور نيكوكارى و احسان به معنى وسيع كلمه است كه عمل به تمام آئين و دستورات او را شامل مى شود، سپس مبارزه با هر گونه شرك و انحراف و گناه و فساد. و در مرحله چهارم ريشه اصلى همه اينها كه ايمان است طرح مى كند و مى گويد: مسلما او (الياس ) از بندگان مؤ من ماست (انه من عبادنا المؤ منين ). ايمان و عبوديت سرچشمه احسان و احسان عامل قرار گرفتن در صف مخلصين است و مشمول سلام خدا شدن . 1 - الياس كيست ؟ در اينكه الياس يكى از پيامبران بزرگ خدا است ترديدى نيست ، و آيات مورد بحث با صراحت اين مساءله را بيان كرده ، آنجا كه مى گويد: ان الياس لمن المرسلين . نام اين پيامبر در دو آيه از قرآن مجيد آمده است : يكى در همين سوره صافات و ديگرى در سوره انعام همراه گروه ديگرى از پيامبران آنجا كه مى فرمايد: و زكريا و يحيى و عيسى و الياس كل من الصالحين (انعام 85). ولى در اين كه الياس نام ديگر يكى از پيامبرانى است كه در قرآن نامشان آمده ، يا مستقلا نام پيغمبرى است ، و ويژگيهاى او كدام است ؟ مفسران نظرات گوناگونى دارند: الف : بعضى معتقدند الياس همان ادريس است (زيرا ادريس ، ادراس ‍ نيز تلفظ شده ، و با تغيير مختصرى الياس شده است ) ب : الياس از پيامبران بنى اسرائيل است ، فرزند ياسين از نواده هاى هارون برادر موسى (عليه السلام ). ج : الياس همان خضر است ، در حالى كه بعضى ديگر معتقدند الياس از دوستان خضر است ، و هر دو زنده اند، با اين تفاوت كه الياس ماموريتى در خشكى دارد، ولى خضر در جزائر و درياها، بعضى ديگر ماموريت الياس را در بيابانها و ماموريت خضر را در كوهها مى دانند، و براى هر دو عمر جاودان قائلند، بعضى نيز الياس را فرزند اليسع دانسته اند. د: الياس همان ايليا پيامبر بنى اسرائيل معاصر آجاب پادشاه بنى اسرائيل بود كه خداوند او را براى تخويف و هدايت اين پادشاه جبار فرستاده . بعضى او را نيز يحيى تعميد دهنده مسيح دانسته اند. اما آنچه با ظاهر آيات قرآن هماهنگ است اين است كه اين كلمه مستقلا نام يكى از پيامبران است غير از آنها كه نامشان در قرآن آمده ، كه براى هدايت يك قوم بت پرست ماءمور گرديد، و اكثريت آن قوم به تكذيب او برخاستند، اما گروهى از مؤ منان مخلص به او گرويدند. و به طورى كه قبلا هم اشاره كرديم بعضى با توجه به اينكه نام بت بزرگ اين قوم بعل بوده معتقدند كه اين پيامبر از سرزمين شامات برخاست ، و مركز فعاليت او را شهر بعلبك مى دانند كه امروز جزء لبنان است و در مرز سوريه قرار دارد. به هر حال درباره اين پيامبر داستانهاى مختلفى در كتابها آمده است و چون مورد اعتماد و اطمينان نبود از نقل آن صرف نظر مى كنيم . <5> 2 - الياسين كيانند؟ مفسران و مورخان در مورد الياسين نظرات متفاوتى دارند: الف : بعضى آن را لغتى در الياس مى دانند، يعنى همانگونه كه فى المثل ميكان و ميكائيل دو تعبير از آن فرشته مخصوص است و سينا و سينين هر دو نام براى سرزمين معروفى است ، الياس و الياسين نيز دو تعبير از اين پيغمبر بزرگ است . <6> ب : بعضى ديگر آن را جمع مى دانند به اين ترتيب كه الياس با ياء نسبت همراه شده ، و الياسى شده ، و بعد با ياء و نون جمع بسته شده و الياسيين گرديده و پس از تخفيف الياسين شده بنابراين مفهومش كليه كسانى است كه به الياس مربوط بودند و پيرو مكتب او شدند. <7> ج : آلياسين با الف ممدوده تركيبى است از كلمه آل و ياسين ياسين طبق نقلى نام پدر الياس است ، و طبق نقل ديگرى از نامهاى پيامبر گرامى اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) است ، بنابراين آل ياسين به معنى خاندان پيغمبر گرامى اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) يا خاندان ياسين پدر الياس مى باشد. قرائن روشنى در خود قرآن است كه همان معنى اول را تاييد مى كند كه منظور از الياسين همان الياس است ، زيرا بعد از آيه سلام على الياسين به فاصله يك آيه مى گويد: انه من عبادنا المؤ منين (او از بندگان مؤ من ما بود) بازگشت ضمير مفرد به الياسين دليل بر اين است كه او يك نفر بيشتر نبوده ، يعنى همان الياس . دليل ديگر اينكه اين آيات چهارگانه اى كه در پايان ماجراى الياس بود عينا همان آياتى است كه در پايان داستان نوح و ابراهيم و موسى و هارون بود، و هنگامى كه اين آيات را در كنار هم قرار مى دهيم مى بينيم سلامى كه از سوى خدا در اين آيات ذكر شده ، به همان پيامبرى است كه در صدر سخن آمده است (سلام على نوح فى العالمين - سلام على ابراهيم - سلام على موسى و هارون ) بنابراين در اينجا هم سلام على الياسين سلام بر الياس خواهد بود (دقت كنيد). نكته اى كه در اينجا بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه در بسيارى از تفاسير حديثى نقل شده كه سند آن به ابن عباس برمى گردد و او مى گويد: منظور از آل ياسين آل محمد (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) است چرا كه ياسين از اسماء پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) است . در معانى الاخبار صدوق در بابى كه براى تفسير آل ياسين ذكر كرده پنج حديث در همين زمينه نقل شده كه هيچكدام از آنها به ائمه اهلبيت - جز يك حديث - منتهى نمى شود، و راوى آن حديث شخصى به نام كادح يا قادح است <8> كه در كتب رجال خبرى از او نيست . از آنجا كه اين اخبار روى فرض اين است كه قرائت آيه فوق را به صورت سلام على آل ياسين بخوانيم ، و هماهنگى آيات را ناديده بگيريم ، و اسناد اين روايات نيز چنانكه ديديم قابل گفتگو است ، بهتر اين است كه از قضاوت درباره اين روايات خوددارى كنيم و علم آن را به اهلش ‍ بسپاريم .
سوره : الصافات    آیه : 124
متن عربی آیه : إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَلَا تَتَّقُونَ
ترجمه
به مردم خود گفت : آيا پروا نمی کنيد ?
ترجمه فولادوند
چون به قوم خود گفت: «آيا پروا نمى‏داريد؟
ترجمه مجتبوی
آنگاه كه به قوم خود گفت: آيا پروا نمى‏كنيد؟
ترجمه مشکینی
آن گاه كه به قوم خود گفت: آيا (از نافرمانى خدا و شرك به او) پروا نمى‏كنيد؟
ترجمه بهرام پور
هنگامى كه به قوم خود گفت: آيا پروا نمى‏داريد
سوره : الصافات    آیه : 125
متن عربی آیه : أَتَدْعُونَ بَعْلًا وَتَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخَالِقِينَ
ترجمه
آيا بعل را به خدايی می خوانيد ، و آن بهترين آفرينندگان را وامی گذاريد?
ترجمه فولادوند
آيا «بعل» را مى‏پرستيد و بهترين آفرينندگان را وامى‏گذاريد؟!
ترجمه مجتبوی
آيا بت بعل را مى‏خوانيد- مى‏پرستيديد- و نيكوترين آفرينندگان را وا مى‏گذاريد؟
ترجمه مشکینی
آيا (براى پرستش و طلب نياز، بت) بعل را مى‏خوانيد و بهترين آفرينندگان را رها مى‏كنيد
ترجمه بهرام پور
آيا بت «بعل» را مى‏پرستيد و بهترين آفرينندگان را وا مى‏گذاريد
سوره : الصافات    آیه : 126
متن عربی آیه : وَاللَّهَ رَبَّكُمْ وَرَبَّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ
ترجمه
پروردگار شما و پروردگار نياکانتان ، خدای يکتاست
ترجمه فولادوند
[يعنى:] خدا را كه پروردگار شما و پروردگار پدران پيشين شماست؟!»
ترجمه مجتبوی
همان خداى را، كه پروردگار شما و پروردگار پدران نخستين شماست.
ترجمه مشکینی
همان خدايى كه پروردگار شما و پروردگار نياكان شماست
ترجمه بهرام پور
خدا را [ترك مى‏كنيد] كه پروردگار شما و پروردگار پدران پيشين شماست
سوره : الصافات    آیه : 127
متن عربی آیه : فَكَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ
ترجمه
پس تکذيبش کردند و آنان از احضار شدگانند
ترجمه فولادوند
پس او را دروغگو شمردند، و قطعاً آنها [در آتش‏] احضار خواهند شد،
ترجمه مجتبوی
پس او را دروغگو شمردند، و هر آينه آنان حاضرشدگانند- براى عذاب-.
ترجمه مشکینی
پس او را تكذيب كردند، و مسلّما آنان (در قيامت براى حساب و عذاب) احضار خواهند شد
ترجمه بهرام پور
اما او را تكذيب كردند و قطعا آنها از احضار شدگانند
سوره : الصافات    آیه : 128
متن عربی آیه : إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ
ترجمه
مگر بندگان مخلص خدا
ترجمه فولادوند
مگر بندگان پاكدين خدا.
ترجمه مجتبوی
مگر بندگان ويژه و برگزيده خداى.
ترجمه مشکینی
مگر بندگان پاك شده و برگزيده خدا
ترجمه بهرام پور
مگر بندگان خالص شده‏ى خدا
سوره : الصافات    آیه : 129
متن عربی آیه : وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ
ترجمه
و نام نيک او را در نسلهای بعد باقی گذاشتيم
ترجمه فولادوند
و براى او در [ميان‏] آيندگان [آوازه نيك‏] به جاى گذاشتيم.
ترجمه مجتبوی
و براى او نام و ثناى نيك در پسينيان باقى گذاشتيم.
ترجمه مشکینی
و نام نيكى از او در امت‏هاى بعدى به جا گذاشتيم (چون نداى توحيد و مبارزه با شرك)
ترجمه بهرام پور
و براى او در [ميان‏] آيندگان [آوازه‏ى نيك‏] بر جاى نهاديم
سوره : الصافات    آیه : 130
متن عربی آیه : سَلَامٌ عَلَى إِلْ يَاسِينَ
ترجمه
سلام بر خاندان الياس
ترجمه فولادوند
درود بر پيروان الياس.
ترجمه مجتبوی
سلام بر الياس.
ترجمه مشکینی
سلام بر الياس (و بر اولاد ياسين)
ترجمه بهرام پور
سلام بر الياس
سوره : الصافات    آیه : 131
متن عربی آیه : إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ
ترجمه
ما نيکوکاران را اينچنين پاداش می دهيم
ترجمه فولادوند
ما نيكوكاران را اين گونه پاداش مى‏دهيم،
ترجمه مجتبوی
همانا ما نيكوكاران را چنين پاداش مى دهيم،
ترجمه مشکینی
ما نيكوكاران را اين گونه پاداش مى‏دهيم
ترجمه بهرام پور
ما نيكوكاران را اين گونه پاداش مى‏دهيم
سوره : الصافات    آیه : 132
متن عربی آیه : إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ
ترجمه
او از بندگان مؤمن ما بود
ترجمه فولادوند
زيرا او از بندگان با ايمان ما بود.
ترجمه مجتبوی
زيرا كه او از بندگان مؤمن ما بود.
ترجمه مشکینی
همانا او از بندگان باايمان ما بود
ترجمه بهرام پور
همانا او از بندگان مؤمن ما بود
 
تفسیر نمونه
پيامبر خدا الياس در برابر مشركان چهارمين سرگذشتى كه از انبياء پيشين در اين سوره آمده است سرگذشت فشرده اى از الياس است مى فرمايد: الياس از رسولان خدا بود (و ان الياس لمن المرسلين ). درباره الياس و خصوصيات نسب و زندگى او بحثهائى است كه در نكات آخر اين آيات به خواست خدا خواهد آمد. سپس براى شرح اين اجمال به تفصيل پرداخته ، مى گويد: به خاطر بياور هنگامى كه به قومش هشدار داد و گفت : آيا پرهيزكارى پيشه نمى كنيد؟ (اذ قال لقومه الا تتقون ). تقواى الهى و پرهيز از شرك و بت پرستى ، از گناه و ظلم و فساد، و از آنچه انسانيت را به تباهى مى كشاند. در آيه بعد با صراحت بيشترى از اين مساءله سخن مى گويد: آيا بت بعل را مى خوانيد و بهترين خالقها را رها مى سازيد؟! (اتدعون بعلا و تذرون احسن الخالقين ). و از اينجا روشن مى شود كه آنها بت معروفى به نام بعل داشتند كه در مقابل آن سجده مى كردند، الياس آنها را از اين عمل زشت باز داشت ، و به سوى آفريدگار بزرگ جهان و توحيد خالص دعوت كرد. و از همين جا است كه جمعى معتقدند مركز فعاليت الياس شهر بعلبك از شهرهاى شامات بود. زيرا بعل نام آن بت مخصوص و بك به معنى شهر بود، و از تركيب اين دو با هم بعلبك به وجود آمد، گفته اند اين بت طلائى به قدرى بزرگ بود كه طولش به 20 ذراع مى رسيد! و چهار صورت داشت ، و خدمه او بالغ بر چهار صد نفر بود!. ولى بعضى بعل را اسم بت معينى ندانسته بلكه به معنى مطلق بت گرفته اند ولى بعضى ديگر آن را به معنى رب و معبود مى دانند. راغب در مفردات مى گويد: بعل در اصل به معنى شوهر است اما عرب معبودهائى را كه به وسيله آن به خدا تقرب مى جستند بعل مى ناميد. تعبير به بهترين خالق با اينكه آفريننده واقعى در عالم جز خدا نيست - ظاهرا اشاره به مصنوعاتى است كه انسان با تغيير شكل دادن به مواد طبيعى درست مى كند، و از اين نظر خالق بر او اطلاق مى گردد، هر چند خالق مجازى است . به هر حال الياس اين قوم بت پرست را سخت نكوهش كرد، و ادامه داد: خدائى را رها مى كنيد كه پروردگار شما و پروردگار پدران پيشين شما است (الله ربكم و رب آبائكم الاولين ). مالك و مربى همه شما او بوده و هست ، هر نعمتى داريد از او است ، و حل هر مشكلى با دست قدرت او ميسر است ، غير از او نه سرچشمه خير و بركتى وجود دارد و نه دفع كننده شر و آفتى . گويا بت پرستان زمان الياس همانند عصر پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) براى توجيه كار خود تكيه بر سنت نياكان و پيشينيان مى كردند كه الياس در پاسخ آنها مى گويد: الله رب شما و رب پدران شما است . تعبير به رب (مالك و مربى ) بهترين محرك براى تفكر و انديشه است ، چرا كه مهمترين مساءله در زندگى انسان اين است كه بداند از ناحيه چه كسى آفريده شده ؟ و امروز صاحب اختيار و مربى و ولى نعمت او كيست ؟ اما اين قوم خيره سر و خودخواه گوش به اندرزهاى مستدل ، و هدايتهاى روشن اين پيامبر بزرگ الهى فرا ندادند، و به تكذيب او برخاستند (فكذبوه ). خداوند هم مجازات آنها را در يك جمله كوتاه بيان كرده مى فرمايد: آنها در دادگاه عدل الهى ، و در عذاب دوزخ او احضار مى شوند (فانهم لمحضرون ). و به كيفر اعمال زشت و شوم خود خواهند رسيد. ولى ظاهرا گروه اندكى از پاكان نيكان و خالصان به الياس ايمان آوردند، براى آنكه حق آنها فراموش نگردد، بلافاصله مى فرمايد: مگر بندگان مخلص خدا (الا عباد الله المخلصين ). در آيات اخير اين داستان همان مسائل چهارگانه اى را كه در سرگذشتهاى پيامبران ديگر (در مورد موسى و هارون و ابراهيم و نوح ) آمده بود به خاطر اهميتى كه دارد تكرار شده است : نخست مى فرمايد: ما نام نيك الياس را در ميان امتهاى بعد جاودان ساختيم (و تركنا عليه فى الا آخرين ). امتهاى ديگر زحمات اين انبياء بزرگ را كه در پاسدارى خط توحيد، و آبيارى بذر ايمان منتهاى تلاش و كوشش را به عمل آوردند، هرگز فراموش نخواهند كرد، و تا دنيا برقرار است ياد و مكتب اين بزرگمردان و فداكار زنده و جاويدان است . در مرحله دوم مى افزايد: سلام و درود بر الياسين (سلام على الياسين ). تعبير به الياسين به جاى الياس يا به خاطر اين است كه الياسين لغتى در واژه الياس بود، و هر دو بيك معنى است ، و يا اشاره به الياس و پيروان او است كه به صورت جمعى آمده است . در مرحله سوم مى فرمايد: ما اينگونه نيكوكاران را پاداش مى دهيم (انا كذلك نجزى المحسنين ). منظور نيكوكارى و احسان به معنى وسيع كلمه است كه عمل به تمام آئين و دستورات او را شامل مى شود، سپس مبارزه با هر گونه شرك و انحراف و گناه و فساد. و در مرحله چهارم ريشه اصلى همه اينها كه ايمان است طرح مى كند و مى گويد: مسلما او (الياس ) از بندگان مؤ من ماست (انه من عبادنا المؤ منين ). ايمان و عبوديت سرچشمه احسان و احسان عامل قرار گرفتن در صف مخلصين است و مشمول سلام خدا شدن . 1 - الياس كيست ؟ در اينكه الياس يكى از پيامبران بزرگ خدا است ترديدى نيست ، و آيات مورد بحث با صراحت اين مساءله را بيان كرده ، آنجا كه مى گويد: ان الياس لمن المرسلين . نام اين پيامبر در دو آيه از قرآن مجيد آمده است : يكى در همين سوره صافات و ديگرى در سوره انعام همراه گروه ديگرى از پيامبران آنجا كه مى فرمايد: و زكريا و يحيى و عيسى و الياس كل من الصالحين (انعام 85). ولى در اين كه الياس نام ديگر يكى از پيامبرانى است كه در قرآن نامشان آمده ، يا مستقلا نام پيغمبرى است ، و ويژگيهاى او كدام است ؟ مفسران نظرات گوناگونى دارند: الف : بعضى معتقدند الياس همان ادريس است (زيرا ادريس ، ادراس ‍ نيز تلفظ شده ، و با تغيير مختصرى الياس شده است ) ب : الياس از پيامبران بنى اسرائيل است ، فرزند ياسين از نواده هاى هارون برادر موسى (عليه السلام ). ج : الياس همان خضر است ، در حالى كه بعضى ديگر معتقدند الياس از دوستان خضر است ، و هر دو زنده اند، با اين تفاوت كه الياس ماموريتى در خشكى دارد، ولى خضر در جزائر و درياها، بعضى ديگر ماموريت الياس را در بيابانها و ماموريت خضر را در كوهها مى دانند، و براى هر دو عمر جاودان قائلند، بعضى نيز الياس را فرزند اليسع دانسته اند. د: الياس همان ايليا پيامبر بنى اسرائيل معاصر آجاب پادشاه بنى اسرائيل بود كه خداوند او را براى تخويف و هدايت اين پادشاه جبار فرستاده . بعضى او را نيز يحيى تعميد دهنده مسيح دانسته اند. اما آنچه با ظاهر آيات قرآن هماهنگ است اين است كه اين كلمه مستقلا نام يكى از پيامبران است غير از آنها كه نامشان در قرآن آمده ، كه براى هدايت يك قوم بت پرست ماءمور گرديد، و اكثريت آن قوم به تكذيب او برخاستند، اما گروهى از مؤ منان مخلص به او گرويدند. و به طورى كه قبلا هم اشاره كرديم بعضى با توجه به اينكه نام بت بزرگ اين قوم بعل بوده معتقدند كه اين پيامبر از سرزمين شامات برخاست ، و مركز فعاليت او را شهر بعلبك مى دانند كه امروز جزء لبنان است و در مرز سوريه قرار دارد. به هر حال درباره اين پيامبر داستانهاى مختلفى در كتابها آمده است و چون مورد اعتماد و اطمينان نبود از نقل آن صرف نظر مى كنيم . 2 - الياسين كيانند؟ مفسران و مورخان در مورد الياسين نظرات متفاوتى دارند: الف : بعضى آن را لغتى در الياس مى دانند، يعنى همانگونه كه فى المثل ميكان و ميكائيل دو تعبير از آن فرشته مخصوص است و سينا و سينين هر دو نام براى سرزمين معروفى است ، الياس و الياسين نيز دو تعبير از اين پيغمبر بزرگ است . ب : بعضى ديگر آن را جمع مى دانند به اين ترتيب كه الياس با ياء نسبت همراه شده ، و الياسى شده ، و بعد با ياء و نون جمع بسته شده و الياسيين گرديده و پس از تخفيف الياسين شده بنابراين مفهومش كليه كسانى است كه به الياس مربوط بودند و پيرو مكتب او شدند. ج : آلياسين با الف ممدوده تركيبى است از كلمه آل و ياسين ياسين طبق نقلى نام پدر الياس است ، و طبق نقل ديگرى از نامهاى پيامبر گرامى اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) است ، بنابراين آل ياسين به معنى خاندان پيغمبر گرامى اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) يا خاندان ياسين پدر الياس مى باشد. قرائن روشنى در خود قرآن است كه همان معنى اول را تاييد مى كند كه منظور از الياسين همان الياس است ، زيرا بعد از آيه سلام على الياسين به فاصله يك آيه مى گويد: انه من عبادنا المؤ منين (او از بندگان مؤ من ما بود) بازگشت ضمير مفرد به الياسين دليل بر اين است كه او يك نفر بيشتر نبوده ، يعنى همان الياس . دليل ديگر اينكه اين آيات چهارگانه اى كه در پايان ماجراى الياس بود عينا همان آياتى است كه در پايان داستان نوح و ابراهيم و موسى و هارون بود، و هنگامى كه اين آيات را در كنار هم قرار مى دهيم مى بينيم سلامى كه از سوى خدا در اين آيات ذكر شده ، به همان پيامبرى است كه در صدر سخن آمده است (سلام على نوح فى العالمين - سلام على ابراهيم - سلام على موسى و هارون ) بنابراين در اينجا هم سلام على الياسين سلام بر الياس خواهد بود (دقت كنيد). نكته اى كه در اينجا بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه در بسيارى از تفاسير حديثى نقل شده كه سند آن به ابن عباس برمى گردد و او مى گويد: منظور از آل ياسين آل محمد (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) است چرا كه ياسين از اسماء پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) است . در معانى الاخبار صدوق در بابى كه براى تفسير آل ياسين ذكر كرده پنج حديث در همين زمينه نقل شده كه هيچكدام از آنها به ائمه اهلبيت - جز يك حديث - منتهى نمى شود، و راوى آن حديث شخصى به نام كادح يا قادح است كه در كتب رجال خبرى از او نيست . از آنجا كه اين اخبار روى فرض اين است كه قرائت آيه فوق را به صورت سلام على آل ياسين بخوانيم ، و هماهنگى آيات را ناديده بگيريم ، و اسناد اين روايات نيز چنانكه ديديم قابل گفتگو است ، بهتر اين است كه از قضاوت درباره اين روايات خوددارى كنيم و علم آن را به اهلش ‍ بسپاريم .
 
پی نوشت ها:
1-«بعلبک» امروز جزء لبنان در کنار مرز سوريه قرار دارد.
2-«روح المعاني» ذيل آيات مورد بحث.
3-طبق آنچه در بالا گفتيم اين استثناء «استثناء متصل است ، از «واو» در «کذبوه» يعني همه قوم تکذيب کردند و همه گرفتار عذاب الهي مي شوند جز بندگان مخلص خدا.
4-نخست «الياس» منسوب گشته و «الياسي» شده ، سپس به صورت جمع در آمده و «الياسيين» گرديده ، و بعد مخفف شده و «الياسين» شده است (دقت کنيد).
5-تفسير «مجمع البيان» و تفسير «الميزان» و «روح البيان» و «فخر رازي» و «في ظلال» و «اعلام القرآن» و «دائرة المعارف دهخدا».
6-«البيان» في غريب اعراب القرآن جلد 2 صفحه 308.
7-«البيان» في غريب اعراب القرآن جلد 2 صفحه 308.
8-«معاني الاخبار» صفحه 122 (چاپ جامعة المدرسين قم)
وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

alizare1

alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد
دسترسی سریع به انجمن ها