عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

استحكام قدرت فرعون

استحكام قدرت فرعون
دوشنبه 20 تیر 1390  07:13 ق.ظ

استحكام قدرت فرعون
سوره : ص    آیه : 12
متن عربی آیه : كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَعَادٌ وَفِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتَادِ
 
ترجمه
پيش از، آنها قوم نوح و عاد و فرعون ، که مردم را به چهار ميخ می کشيد ،پيامبران را تکذيب می کردند
ترجمه فولادوند
پيش از ايشان قوم نوح و عاد و فرعونِ صاحب [عمارت و] خرگاهها تكذيب كردند.
ترجمه مجتبوی
پيش از آنها قوم نوح و عاد و فرعون، خداوند ميخها، نيز تكذيب كردند،
ترجمه مشکینی
پيش از آنها قوم نوح و عاد (قوم هود) و فرعون كه صاحب قصر و لشكر (يا ميخ‏هاى بازى و شكنجه) بود نيز (پيامبران ما را) تكذيب كردند
ترجمه بهرام پور
پيش از ايشان نيز قوم نوح و عاد و فرعون صاحب ميخ‏ها [ى شكنجه، پيامبران را] تكذيب كردند
 
تفسیر نمونه
تنها يك صيحه آسمانى كارشان را يكسره مى كند! در تعقيب آخرين آيه اى كه گذشت و از شكست مشركان در آينده خبر مى داد، و آنها را لشكر كوچكى از احزاب مغلوب معرفى مى كرد، در آيات مورد بحث گروهى از اين احزاب را كه تكذيب پيامبران كردند و به سرنوشت شومى گرفتار شدند معرفى مى كند. مى گويد: قبل از آنها قوم نوح و عاد و فرعون و ذوالاوتاد و صاحب قدرت آيات الهى و رسولانش را تكذيب كردند (كذبت قبلهم قوم نوح و عاد و فرعون ذو الاوتاد) همچنين قوم ثمود و قوم لوط و اصحاب الايكه (قوم شعيب ) اينها احزابى بودند كه به تكذيب پيامبران برخاستند (و ثمود و قوم لوط و اصحاب الايكه اولئك الاحزاب ). <1> آرى اينها شش گروه از احزاب جاهلى و بت پرست بودند كه بر ضد پيامبران بزرگى قيام كردند. قوم نوح در برابر اين پيامبر عظيم . قوم عاد در مقابل حضرت هود. فرعون در برابر موسى و هارون . قوم ثمود در برابر صالح . قوم لوط در برابر حضرت لوط. و اصحاب الايكه در برابر شعيب . آنها آنچه در توان داشتند در تكذيب و آزار و ايذاء پيامبران و مؤ منان به كار گرفتند اما سرانجام عذاب الهى دامانشان را گرفت و همچون مزرعه خشك شده آنها را درو كرد. قوم نوح با طوفان و بارانهاى سيلابى نابود شدند. عاد با تندبادى سرسخت و كوبنده . فرعون و فرعونيان با امواج نيل . قوم ثمود با صيحه آسمانى (صاعقه اى عظيم ). قوم لوط با زلزله اى وحشتناك توام با بارانى از سنگهاى آسمانى . قوم شعيب نيز با صاعقه اى مرگبار كه از ابرى بر سر آنها فرود آمد و به اين ترتيب آب و باد و خاك و آتش كه وسائل اصلى زندگى انسان را تشكيل مى دهند مامور مرگ آنها شدند، و چنان طومار عمر اين سركشان ياغى را در هم نورديدند كه اثرى از آنها باقى نماند. اين مشركان مكه بايد بينديشند نسبت به اين اقوام گروه كوچكى بيش ‍ نيستند، چرا از خواب غفلت بيدار نمى شوند؟ توصيف فرعون به ((ذوالاوتاد)) (صاحب ميخهاى محكم ) كه در آيات فوق صريحتر و در آيه 10 سوره فجر آمده است ، كنايه از استحكام قدرت فرعون و فرعونيان است ، اين تعبير در سخنان روزمره نيز به معنى استحكام به كار مى رود گفته مى شود: فلانكس ميخهايش محكم است ، يا ميخهاى اين كار كوبيده شده ، و يا چهارميخه شده است ، چرا كه هميشه براى استحكام بنا يا خيمه ها از انواع ميخها استفاده مى كنند. بعضى نيز آن را اشاره به لشكريان عظيم فرعون دانسته اند، چرا كه لشكر معمولا از خيمه ها استفاده مى كند، و براى نگهداشتن خيمه ها از ميخ استفاده مى نمايند. بعضى ديگر آنرا اشاره به شكنجه هاى وحشتناك فرعونيان نسبت به دشمنانشان دانسته اند كه به اصطلاح آنها را به چهار ميخ مى كشند، هر يك از دست و پاى آنها را با ميخ به زمين ، چوبه دار، و يا ديوارى مى كوبيدند، و مى گذاشتند تا جان دهد! و سرانجام بعضى نيز احتمال داده اند كه اوتاد همان اهرام مصر است كه همچون ميخ بر دل زمين نشسته ، و چون اهرام از ويژگيهاى فراعنه است اين توصيف در قرآن منحصرا در مورد آنان آمده است . در عين حال اين احتمالات با هم منافاتى ندارد و ممكن است در مفهوم اين كلمه جمع باشد. در مورد اصحاب الايكه ، ايكه به معنى درخت و اصحاب الايكه همان قوم حضرت شعيب هستند كه در سرزمينى پر آب و مشجر در ميان حجاز و شام زندگى مى كردند در تفسير سوره حجر ذيل آيه 78 به قدر كافى سخن گفته ايم (جلد 11 صفحه 120). آرى هر يك از اين گروهها رسولان پروردگار را تكذيب كردند و عذاب الهى درباره آنها محقق شد (ان كل الا كذب الرسل فحق عقاب ). <2> و تاريخ نشان مى دهد كه چگونه هر گروهى از آنها به بلائى جان سپردند و در مدت كوتاهى شهر و ديارشان به ويرانه اى تبديل شد، و نفراتشان به جسدهائى بى روح ! آيا اين مشركان مكه با اين كارهاى خود سرنوشتى بهتر از آنها مى توانند داشته باشند،؟ در حالى كه اعمال آنها همان اعمال است و سنت خداوند همان سنت ؟! لذا در آيه بعد به عنوان يك تهديد قاطع و كوبنده مى گويد: اينها با اين اعمال انتظارى جز اين نمى كشند كه يك صيحه آسمانى فرا رسد صيحه اى كه در آن بازگشت نيست (و ما ينظر هولاء الا صيحة واحدة ما لها من فواق ). اين صيحه ممكن است همانند صيحه هائى باشد كه بر اقوام پيشين فرود آمد، صاعقه اى وحشتناك ، يا زمين لرزه اى پر صدا، و زندگى آنها را در هم كوبيد. و نيز ممكن است اشاره به صيحه عظيم پايان جهان باشد كه از آن تعبير به نفخه صور اول مى شود. بعضى از مفسران تفسير اول را مورد ايراد قرار داده اند و آن را مخالف آيه 33 سوره انفال دانسته اند كه مى فرمايد: و ما كان الله ليعذبهم و انت فيهم : تا تو در ميان آنها هستى خداوند آنان را مجازات نمى كند. اما با توجه به اينكه مشركان اين اعتقاد را درباره پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) نداشتند، و اعمالشان همانند اعمال اقوامى بود كه با صيحه هاى آسمانى جان داده بودند، مى بايست هر لحظه در انتظار چنين سرنوشتى باشند، چرا كه آيه سخن از مساءله انتظار مى گويد (دقت كنيد). بعضى به تفسير دوم نيز ايراد كرده اند كه مشركان عرب به هنگام پايان جهان زنده نيستند كه آن صيحه عظيم دامانشان را بگيرد. ولى اين ايراد نيز درست نيست ، به همان دليل كه قبلا گفتيم ، زيرا هيچكس لحظه پايان جهان و قيام قيامت را نمى داند، بنابراين در آن روز مشركان مى بايست هر لحظه در انتظار آن صيحه عظيم و غير قابل بازگشت باشند. <3> به هر حال اين بي خبران با تكذيب و انكار آيات الهى و نسبتهاى ناروا درباره پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) و اصرار و لجاجت بر بت پرستى ظلم و فساد گوئى در انتظار عذاب الهى نشسته اند، عذابى كه خرمن عمر آنها را بسوزاند، و يا صيحه اى كه به عمر جهان پايان دهد و آنها را به راهى غير قابل بازگشت ببرد. ((فواق )) (بر وزن رواق ) به طورى كه بسيارى از اهل لغت و تفسير گفته اند در اصل به معنى فاصله اى است كه در ميان دو مرتبه دوشيدن شير از پستان مى باشد، زيرا هنگامى كه شير به طور كامل دوشيده شود كمى بايد صبر كرد تا مجددا شير در پستان جمع شود. و بعضى آن را به معنى فاصله اى كه ميان باز كردن انگشتان و بستن آن به هنگام دوشيدن شير با انگشت است مى دانند. و از آنجا كه پستان بعد از دوشيدن شير در استراحت فرو مى رود گاه اين كلمه در معنى آرامش و استراحت نيز به كار رفته است . و نيز از آنجا كه اين فاصله براى بازگشت شير به پستان است اين تعبير به معنى بازگشت و رجوع نيز آمده ، و از همين جهت بهبودى مريض را ((افاقه )) مى گويند، چرا كه سلامت و تندرستى به او باز مى گردد، و نيز به هوش آمدن مست ، و عاقل شدن ديوانه را به خاطر بازگشت هوش ‍ و عقل به آنها افاقه مى گويند. <4> به هر حال اين صيحه وحشتناك هيچگونه بازگشت و راحت و آرامش و سكونى در آن نيست ، و هنگامى كه تحقق يافت همه درها به روى انسان بسته مى شود، نه پشيمانى سودى دارد، نه امكان جبران موجود است ، و نه فريادها بجائى مى رسد. آخرين آيه مورد بحث به يكى ديگر از سخنان كفار و منكران كه از روى سخريه و استهزاء مى گفتند اشاره كرده مى گويد: آنها گفتند: پروردگارا! نصيب ما را از عذابت هر چه زودتر قبل از روز حساب به ما ده ! (و قالوا ربنا عجل لنا قطنا قبل يوم الحساب ). اين كوردلان مغرور آنچنان مست باده غرور بودند كه حتى عذاب الهى و دادگاه عدلش را به باد مسخره مى گرفتند، و مى گفتند: چرا سهميه عذاب ما تاخير كرد؟ چرا خدا زودتر سهميه ما را نمى دهد؟! در ميان اقوام پيشين اين چنين سبك مغزان از خود راضى نيز كم نبودند، اما در لحظه گرفتارى در چنگال عذاب الهى مانند حيوانات نعره مى كشيدند، و كسى به فريادشان نمى رسيد. ((قط )) (بر وزن جن ) در اصل به معنى چيزى است كه از عرض ‍ بريده مى شود، و ((قد )) (بر همين وزن ) به معنى چيزى است كه از طول بريده مى شود! و از آنجا كه نصيب و سهميه معين هر كس گوئى چيزى مقطوع و بريده شده است ، اين واژه در معنى سهم نيز بكار رفته است . و گاه به معنى كاغذى است كه چيزى بر آن مى نگارند، و يا نام اشخاص و جوائز آنها را در آن مى نويسند. لذا بعضى از مفسران در تفسير آيه فوق گفته اند منظور اين است خداوندا نامه اعمال ما را پيش از روز جزا به دست ما ده اين سخن را زمانى گفتند كه آيات قرآن خبر داد گروهى در روز قيامت نامه اعمالشان در دست راست و گروهى شده آنها را درو كرد. آنها از روى استهزاء گفتند چه خوب بود الان نامه اعمال ما به ما داده مى شد؟ تا بخوانيم و به بينيم چكاره ايم ؟ به هر حال جهل و غرور دو صفت بسيار زشت و مذموم است كه غالبا از يكديگر جدا نمى شود، جاهلان مغرورند، و مغروران جاهل ، و آثار اين دو در مشركان عصر جاهليت فراوان به چشم مى خورد.
 
سوره : ص    آیه : 13
متن عربی آیه : وَثَمُودُ وَقَوْمُ لُوطٍ وَأَصْحَابُ الأَيْكَةِ أُوْلَئِكَ الْأَحْزَابُ
 
ترجمه
و نيز قوم ثمود و قوم لوط و مردم ايکه از آن جماعتها بودند
ترجمه فولادوند
و ثمود و قوم لوط و اصحاب ايْكَه [نيز به تكذيب پرداختند] آنها دسته‏هاى مخالف بودند.
ترجمه مجتبوی
و ثمود و قوم لوط و مردم ايكه نيز، اينانند آن گروه‏ها [ى كافر].
ترجمه مشکینی
و نيز ثمود (قوم صالح) و قوم لوط و اصحاب ايكه (قوم شعيب صاحبان بيشه، تكذيب كردند)، آنها بودند آن احزاب (كه با ما و پيامبران ما در جنگ بودند)
ترجمه بهرام پور
و ثمود و قوم لوط و اصحاب ايكه [نيز به تكذيب پرداختند]. آنها دسته‏ها [ى مخالف‏] بودند
 
سوره : ص    آیه : 14
متن عربی آیه : إِن كُلٌّ إِلَّا كَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ عِقَابِ
 
ترجمه
از اينان کس نبود مگر آنکه پيامبران را تکذيب کرد ، و عقوبت من واجب آمد
ترجمه فولادوند
هيچ كدام نبودند كه پيامبران [ما] را تكذيب نكنند، پس عقوبت [من بر آنان‏] سزاوار آمد.
ترجمه مجتبوی
هيچ كس از اينان نبود مگر آنكه پيامبران را تكذيب كردند پس كيفر من [بر آنان‏] سزا گشت.
ترجمه مشکینی
هيچ يك از اينان نبودند مگر آنكه فرستادگان ما را تكذيب كردند، پس كيفر من (درباره آنها) سزا گشت
ترجمه بهرام پور
هيچ يك از اينها نبودند جز اين كه پيامبران را تكذيب كردند، پس عقوبت من [بر آنان‏] واقع شد
 
سوره : ص    آیه : 15
متن عربی آیه : وَمَا يَنظُرُ هَؤُلَاء إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً مَّا لَهَا مِن فَوَاقٍ
 
ترجمه
اينان نيز جز بانگی سهمناک انتظاری ندارند ، چنان که آدمی را ديگر بازگشت نباشد
ترجمه فولادوند
و اينان جز يك فرياد را انتظار نمى‏برند كه هيچ [مجال‏] سر خاراندنى در آن نيست.
ترجمه مجتبوی
و اينان جز يك بانگ [سهمگين عذاب‏] را، كه آن را هيچ بازگشتى نيست، انتظار ندارند.
ترجمه مشکینی
و اينان (كفار مكه) انتظار ندارند مگر يك صيحه را (نفخه اول صور را) كه براى آن هيچ مهلت و تأخيرى نيست
ترجمه بهرام پور
و اينان نيز جز يك صيحه را انتظار نمى‏كشند كه هيچ مهلت [و بازگشتى‏] براى آن نيست
 
سوره : ص    آیه : 16
متن عربی آیه : وَقَالُوا رَبَّنَا عَجِّل لَّنَا قِطَّنَا قَبْلَ يَوْمِ الْحِسَابِ
 
ترجمه
و گفتند : ای پروردگار ما ، نامه اعمال ما را پيش از فرا رسيدن روز حساب به دست ما بده
ترجمه فولادوند
و گفتند: «پروردگارا، پيش از [رسيدنِ‏] روز حساب، بهره ما را [از عذاب‏] به شتاب به ما بده.»
ترجمه مجتبوی
و [از روى استهزا] گفتند: خدايا، بهره ما را [از عذاب‏]- يا نامه عمل ما را- پيش از روز حساب به شتاب ده.
ترجمه مشکینی
و (به استهزاء) گفتند: پروردگارا، نصيب ما را (از آن عذاب‏هايى كه وعده مى‏دهى) پيش از روز حساب زودتر ده
ترجمه بهرام پور
[از روى نخوت‏] گفتند: پروردگارا! پيش از روز حساب، نصيب ما را [از عذاب‏] هر چه زودتر بده
 
پی نوشت ها:
1-جمله «اولئک الاحزاب» مبتداء و خبر است ، اولئک اشاره به شش قوم مذکور در اين دو آيه است و«احزاب» اشاره به همان احزابي است که در دو آيه قبل آمد و مشرکان مکه را گروه اندگي از آنان شمرد.
2-جمله «فحق عقاب» در اصل «فحق عقابي» بوده ، طبق معمولا «يا» حذف شده ، و کسره که دلالت بر آن دارد باقي مانده است «حق» فعل و «عقاب» فاعل آن است ، يعني : «عقاب من در باره آنها ثابت و محقق گرديد».
3-اما اينکه بعضي از مفسران احتمال داده اند که منظور «صيحه دوم» است که به هنگام زنده شدن مردگان و حضورشان در دادگاه عدل الهي واقع مي شود ، بسيار بعيد به نظر مي رسد چرا که نه با آيه بعد سازگار است نه با آيات قبل (دقت کنيد).
4-بعضي از ارباب لغت ميان «فواق» (به فتح) با «فواق» (به ضم) فرقهائي گذاشته اند ، و بعضي هر دو را به يک معني مي دانند ، براي توضيح بيشتر به مفردات راغب ، و تفسير روح المعاني ، و فخر رازي ، و تفسير ابوالفتوح ، و قرطبي و منابع لغت مراجعه کنيد
وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

alizare1

alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد
دسترسی سریع به انجمن ها