عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

خلافت ولید و گسترش فتوحات در این زمان

خلافت ولید و گسترش فتوحات در این زمان
دوشنبه 20 تیر 1390  01:45 ب.ظ

 منابع مقاله:

تاریخ سیاسی اسلام ج 1 ، ابراهیم حسن، حسن؛

 

بسال 86 هجری عبد الملک بن مروان از جهان در گذشت و پسرش ولید بخلافت رسید، دوره خلافت ولید ده سال بود از 86 تا 96 هجری که دوره فتح و گشایش بود و قلمرو دولت اموی از شرق و غرب وسعت یافت.

بدوران ولید سه کس شهرت یافتند و تلاش آنها در فتوحات مسلمانان مؤثر افتاد: قتیبة بن مسلم باهلی، محمد بن قاسم ثقفی و موسی بن نصیر.

قتیبة بن مسلم را حجاج بسال 86 بولایت خراسان گماشت، قتیبه به بلخ هجوم برد دهقانان و بزرگان بلخ باستقبال وی آمدند و همراه وی برفتند و همین که از رود بگذشت پادشاه صغانیان بنزد وی شد و هدایای بسیار داد و قلمرو خود را تسلیم کرد.

بسال 87 قتیبه به بیکند حمله برد و با مردم صغد جنگی سخت کرد و آنها را پراکنده کرد چنانکه از قتیبه خواستار صلح شدند، قتیبه با آنها صلح کرد و یکی را از جانب خویش بولایت آنجا گماشت، اما وقتی قتیبه از آنجا دور شد مردم بیکند عامل وی را بکشتند، قتیبه بسوی آنها بازگشت و شهر را بگشود و غنائم فراوان گرفت و بمرو بازگشت.

بسال 88 هجری قتیبه برادر خود بشار بن مسلم را در مرو گذاشت و بسرزمین کرمینیه ما بین سمرقند و بخارا حمله برد و آنجا را بگشود سپس بسوی بخارا رفت و در فتح آن رنج بسیار دید.اما عاقبت بمقصود رسید و مردم آنجا با وی صلح کردند.

بسال 93 هجری قتیبه شهرهای خوارزم را بصلح گشود سپس به سمرقند حمله برد و پس از جنگی سخت آنرا بگشود و عبد الله بن مسلم را بولایتداری گماشت و بمرو بازگشت.سال بعد در سرزمین فرغانه پیش رفت تا به خجند رسید و با مردم آنجا جنگی سخت کرد و فیروز شد سپس کاشان مرکز فرغانه را بگشود و بمرو بازگشت، هنگام اقامت مرو نامه ای تشویق آمیز از ولید بن عبد الملک بدو رسید.

قتیبه به فتوحاتی که در ماوراء النهر کرده بود بس نکرد بلکه بسال 96 هجری با سپاهی فراوان بحدود چین تاخت، در راه خبر رسید که ولید بن عبد الملک از جهان در گذشت ولی این خبر وی را از پیشروی باز نداشت و تا نزدیک چین برفت و گروهی را به ریاست هبیرة بن مشمرج کلابی بسفارت بنزد پادشاه چین فرستاد، بعد از گفتگوی بسیار پادشاه چین به پرداخت جزیه رضایت داد و قتیبه بمرو بازگشت.

رواج اسلام در ماوراء النهر

قتیبه در اثنای فتوحات خود بسمرقند رسید که در آنجا بت بسیار بود.به اعتقاد بت پرستان هر که بدان تجاوز می کرد بلافاصله می مرد، قتیبه فرمان داد تا همه بتان را بسوختند و بسیاری از بت پرستان مسلمان شدند ولی همینکه سپاه مسلمانان از آن شهر برفت بعضی از آنها مرتد شدند تا قتیبه برای بار چهارم بخارا را گشود و مردمش را بقبول اسلام واداشت.کسانی از مردم بخارا که مسلمان شدند با مخالفت هم وطنان خویش روبرو شدند تا آنجا که ناچار بودند همیشه سلاحی همراه داشته باشند و نمیتوانستند بی سلاح به مسجد یا مکانهای عمومی در آیند، کار بدین حد متوقف نماند بلکه گروهی جاسوس برای شناختن کسانی که مسلمان شده بودند بکار پرداختند.

فاتحان مسلمان برای آنکه مردم را بدین اسلام جلب کنند کوشش بسیار کردند، برای حضور در نماز جمعه جایزه هائی معین کردند و اجازه دادند قرآن را بزبان فارسی بخوانند تا معانی آن آسانتر در دلها جای گیرد.

فتوحات محمد بن قاسم در بلاد سند

محمد بن قاسم بسال 89 هجری پس از آنکه حجاج وسائل کار او را فراهم آورد بولایت سند هجوم برد و تا دیبل که شهریست در ساحل غربی هند و اکنون کراچی نام دارد پیش رفت و آنجا را محاصره کرد و بگشود پس از آن به سوی بیرون رفت و مردم آنجا از وی استقبال کردند.وی همچنان فتوحات خویش را ادامه داد تا برود مهران رسید و در آنجا با داهر پادشاه سندروبرو شد و جنگی سخت شد که داهر کشته شد و پیروانش فراری شدند.

پس از آن برفت تا بمولتان رسید که در جنوب بلاد پنجاب بود مردم آنجا با وی جنگیدند و مغلوب شدند و غنائم بسیار بدست مسلمانان افتاد، در این هنگام خبر وفات حجاج بدو رسید و از مولتان بازگشت و همچنان بکار فتح مشغول بود تا سراسر بلاد سند را بگشود.وقتی بسال 96 هجری ولید بمرد و سلیمان بن عبد الملک بخلافت رسید محمد بن قاسم را فراخواند و یزید بن ابی کبشه را بولایت آن دیار گماشت.

فتوحات اسلام در اندلس

سرزمین اسپانیا زیر تسلط روم بود تا قرن پنجم میلادی که قبایل و اندال بر آن هجوم بردند و از آنوقت این سرزمین و اندلوس یعنی دیار و اندال نام گرفت و عربها آنرا آندلس میخوانند و گاهی نیز نام جزیره را بر آن اطلاق میکنند.

بسال 507 میلادی قبایل ویزی گوت بر آن دیار هجوم بردند و اندالها را به آفریقا راندند و در اندلس دولتی تشکیل دادند.دولت آنها در آغاز کار نیرومند بود اما چیزی نگذشت که کارشان سستی گرفت و دستخوش انحطاط شدند.اشراف و پیشوایان دین نقاط مختلف کشور را به تیول بردند و در قصرهای عالی سکونت گرفتند و اوقات خویش را بتفریح گذرانیدند و صنعت و فلاحت را به بندگان وا گذاشتند که با خفت و خواری می زیستند و بار سنگینی از مالیات ها به دوش طبقه متوسط یعنی کشاورزان و بازرگانان افتاد و مردم تیره روز و بینوا شدند، یهودان به سبب آزار و ستمی که بر آنها میرفت چند بار سر بشورش برداشتند اما موفق نشدند و بسیاری از آنها ناچار دین مسیح را پذیرفتند.

هنگامی که مردم شمال آفریقا زیر تسلط عرب آسوده میزیستند وضع مردم اندلس بدینگونه بود و مردم اسپانیا و مخصوصا یهودان آرزو داشتند که از ظلم حکومت گت ها خلاص شوند.

قدام برای فتح اسپانیا

عربها در نیمه دوم قرن هفتم میلادی برای فتح اسپانیا اقدام کردند و بدوران امپراطور گت، ومبا، که حکومتش از 672 تا 280 م بود به سواحل اسپانیا حمله بردند.بعد از ومبا ارونک بحکومت رسید و بدوران وی قانونی برای شکنجه و آزار یهودان وضع شد.پس از وی اژیکا بقدرت رسید بدوران وی بسال 694 م یهودان توطئه کردند که با کمک عربان مسلط بر شمال آفریقا رژیم سیاسی اسپانیا را واژگون کنند، اما این توطئه کشف شد و بنتیجه نرسید از این رو قانونی برای اجبار یهودان به پذیرفتن مسیحیت وضع شد و هر که تن نمیداد ببندگی گرفته میشد اما چون این روش از صواب بدور بود ثمری بسیار بد داد.

تسلط موسی بن نصیر بر بلاد مغرب

این رخدادها عربها را که از مدتها پیش به انتظار فرصت بودند متوجه فتح اسپانیا کرد.در این اثنا موسی بن نصیر بلاد مغرب را بگشود و تنها شهر سبته که با روئی استوار داشت و کنت ژولیان از طرف گت ها حاکم آن بود باقی ماند.در پایان سال 709 م امپراطور ویتی کا که بعد از اژیکا بحکومت اسپانیا رسیده بود معزول شد و در اوایل سال 710 آشیلا بجایش نشست.عربها ویتی کا را غیطشه مینامند.اشیلا دیری نپائید و در بهار همان سال به دست بزرگان گت و پیشوایان مذهبی معزول شد و رو در یک فرمانده سپاه گت که عربها او را ذریق نامیده اند بجای وی انتخاب شد.او آخرین پادشاه گت بود که در اسپانیا حکومت کرد، بدوران وی حزبی نیرومند به پیشوائی آشیلا بوجود آمد که میخواست سلطنت را بدو بازگرداند و حزبی دیگر از رو در یک حمایت میکرد.

کنت ژولیان حاکم شهر سبته که با رو دریک دشمنی داشت با حزب آشیلا یار شد تا از دست رو در یک خلاص شود، سپس از موسی بن نصیر کمک خواست او نیز فرصت را برای حمله به اندلس مناسب دید و با ولید بن عبد الملک در این باب مشورت کرد.ولید در آغازمردد بود عاقبت بدو اجازه داد اما گفت که احتیاط کند مبادا ژولیان در صدد فریب مسلمانان باشد.موسی، طریف بن مالک را بسال 91 هجری (710) با پانصد کس فرستاد و وی بکمک ژولیان به مرزهای جنوبی اندلس حمله برد و با غنائم فراوان بازگشت، موسی تشجیع شد و سپاهی مرکب از هفت هزار کس که بیشترشان بربران بودند به فرماندهی طارق بن زیاد حاکم طنجه برای تسخیر اندلس فرستاد.

عبور طارق از دریا

طارق بسال 92 هجری با کشتیهای ژولیان از دریا گذشت و در جنوب اسپانیا فرود آمد، در این هنگام رو در یک سرگرم فرو نشاندن انقلابی بود که آشیلا و طرفدارانش در شمال پدید آورده بودند.وقتی از هجوم عرب خبر یافت، خطر را دریافت و برای نجات کشور خویش با شتاب تمام، سپاهی نزدیک بصد هزار فراهم آورد، اگر این سپاه نظم کامل و روحیه خوب داشت سپاه طارق را از میان برمی داشت.

فیروزی طارق در کنار وادی بکه

وقتی طارق از کثرت سپاه دشمن خبر یافت از موسی مدد خواست موسی نیز پنج هزار کس بکمک او فرستاد.طارق بر کنار وادی بکه بسال 92 هجری با سپاه رو در یک روبرو شد و جنگی رخ داد که طارق فیروز شد.از جمله علل فیروزی وی آن بود که دو پسر غیطشه و یارانشان در اثنای جنگ بعربها پیوستند، بعلاوه ژولیان بسیاری از سپاهیان رو در یک را بسوی خود جلب کرد و در سپاه وی نفاق و تفرقه انداخت.

طارق پس از این فیروزی بتسخیر شهرهای اسپانیا پرداخت و بر اشبیلیه (1) و قرطبه (2) و طلیطله (3) استیلا یافت، گتها این شهرها را خالی کرده بودند و تنها یهودان در آن مقیم بودند که طارق در انجام مراسم دینشان آزادشان گذاشت.

وقتی موسی بن نصیر از فیروزی طارق خبر یافت غیرتش تحریک شد و خواست افتخار فتح اندلس نصیب وی شود و از غنائم آن سهمی ببرد، سپاهی فراوان برای تکمیل فتح اندلس فراهم آورد و نامه ای بطارق نوشت که هر کجا هست بماند تا وی برسد.اما طارق پس از مشورت با سران سپاه از اطاعت وی سر پیچید زیرا وقفه جنگ مسلمانان را بخطر می انداخت و به گتها فرصت می داد که دست و پای خود را جمع کنند از اینرو فتوحات خود را ادامه داد تا به طلیطله رسید.

موسی بن نصیر با سپاه خود بسال 93 هجری به اسپانیا رفت و اشبیلیه را که مردمش شوریده بودند پس از یکماه محاصره بگشود و از آنجا بسوی ماردا (4) رفت و آن جا را بگشود و همچنان پیش رفت تا بطارق رسید و او را بسبب نافرمانی سرزنش کرد و اموال و نفایسی را که بغنیمت برده بود از او مطالبه کرد و بزندانش انداخت.

طارق از زندان نامه ای بولید نوشت و از وضع خویش شکایت کرد.ولید نامه ای بموسی نوشت و فرمان داد که طارق را رها کند و او را بکارش باز برد.پس از آن موسی و طارق بسوی شمال اندلس رفتند و سرزمین ارغونه (5) و قشتاله (6) و کاتالونی (7) را گشودند و بر سرقسطه (8) و برشلونه (9) 6) تسلط یافتند و به پیشروی ادامه دادند تا بجبال البرت رسیدند و فتح شبه جزیره اسپانیا بجز نواحی کوهستانی شمال غربی که بزرگان گت بدان پناه برده بودند بپایان رسید.

مطامع موسی بحدود جبال البرت محصور نماند، تصمیم گرفت فتوحات خود را در جنوب فرانسه ادامه دهد و بطرف شرق پیش رود تا بقسطنطنیه رسد که عربها از فتح آن عاجز مانده بودند و دریای سفید را در حوزه نفوذ عرب در آورد.وقتی ولید از قصد وی خبر یافت فرمان داد که از پیشروی چشم بپوشد و موسی و طارق را بنزد خویش خواند، زیرا نمی خواست که مسلمانان را در خطر بیندازد، بعلاوه بیم داشت که اگر موسی فتوحات خود را به پایان برد نفوذش فزونی گیرد و هوس استقلال کند موسی بفرمان خلیفه بسوی دمشق حرکت کرد اما پیش از وصول وی ولید بیمار شد، بیماری ای که از آن در گذشت.سلیمان بن عبد الملک که ولیعهد بود از موسی خواست راه دمشق را آهسته تر بسپرد تا پیش از رسیدن وی ولید مرده باشد زیرا میخواست غنیمت ها و هدیه ها که همراه موسی بود نصیب وی شود اما موسی این دستور را نپذیرفت و سلیمان کینه او را در دل گرفت و وقتی بخلافت رسید او را بمعرض بازخواست برد.

فرمانداری عبد العزیز بن موسی در اندلس

وقتی موسی میخواست بسوی دمشق حرکت کند پسر خویش عبد العزیز را بفرمانداری اندلس انتخاب کرد عبد العزیز امور حکومت را بنظام برد و انجمنی تشکیل داد تا احکام و قوانین متناسب با وضع مردم را تنظیم کنند.بزراعت و اصلاح راهها توجه کرد و مظالم گت ها را از میان برد و مالیاتهای سنگین را تخفیف داد و طبقات مردم را بی رعایت دین و نژاد مساوات بخشید و مردم را به دین و مال و جان امان داد و عربها را بآمیزش و ازدواج با بومیان ترغیب کرد خود او نیز با بیوه رودریک که بر دین خویش بود ازدواج کرد.

بواسطه افراط عبد العزیز در جلب رضایت مسیحیان دشمنانش بنزد سلیمان بن عبد الملک از او بد گفتند و سلیمان در صدد قتل او برآمد بعلاوه خلیفه بیم داشت که اگر عبد العزیز زنده بماند بانتقام پدر خویش بر او بشورد.پس از قتل عبد العزیز، سپاهیان آندلس سردار خویش ایوب بن حبیب را بفرمانداری اندلس برداشتند.وی قرطبه را جایگاه خویش کرد و بعدل و داد پرداخت ولی فرمانروایی وی دیر نپائید زیرا فرمانروای افریقیه که در انتخاب فرمانروای اندلس دخالت داشت با انتخاب وی موافق نبود از اینرو معزل شد.

جنگهای عرب در آنسوی پیرنه

چنانکه گفتیم فتوحات عرب از جبال البرت تجاوز نکرد تا به سال 100 هجری سمح بن مالک خولانی به فرمان روائی اندلس رسید و فتوحات عرب را از سرگرفت و از جبال البرت گذشت و بر ولایت سبتمانیا و پروونس حمله کرد و پس از آن بر ناحیه اکیتانیا در جنوب رودخانه لوار هجوم برد و تولوز را که عربها آن را طلوشه مینامند محاصره کرد.دوک اکیتانیا، اودو، بمقابله سپاه عرب شتافت و جنگی سخت میان دو گروه رخ داد که در اثنای آن سمح با بیشتر مردانش کشته شدند.پس از وی عبد الرحمن غافقی سالار سپاه شد و باقیمانده سپاه را به شهر نربونه (10) برد.

بسال 104 هجری عنبسة بن سحیم کلبی فرمانروای اندلس شد و بسوی سرزمین گل حمله برد و بر سبتمانیا تسلط یافت و بحوزه رون رسید و در ناحیه برغندیه (بورگنی) تالیون پیشرفت و آن را بگشود ولی در اثنای بازگشت کشته شد و سپاه عرب بناچار بسوی نربونه عقب نشست.این رخداد بسال 107 هجری بود.پس از آن به سبب فتنه هائی که در داخله آندلس رخ داد چهار سال فتوح عرب متوقف ماند تا بدوران هشام بن عبد الملک که عبد الرحمن غافقی بفرمانروائی اندلس رسید (111 هجری) و کار آن سرزمین را بنظام آورد و امور اداره و سپاه را سامان داد و برای جنگ آماده شد و با هشت هزار سپاه بسرزمین گل هجوم برد و دوک نشین اکیتانیا را تصرف کرد.

جنگ تور

دوک اکیتانیا از فرنگیان کمک خواست، شارل مارتل سپاهی فراهم آورد و در نزدیکی پواتی یه (11) با عربها روبرو شد و جنگی میان دو سپاه رخ داد که به نام جنگ تور (12) معروف است.غنائمی که سپاه عرب پیش از این جنگ در اکیتانیا به دست آورده بود چندان زیاد بود که عبد الرحمن بیم داشت حرکت سپاه را کند کند و آنرا پشت سر گذاشته بودند، زد و خورد میان عبد الرحمن و شارل هشت روز طول کشید.روز آخر جنگ تا غروب ادامه داشت.روز بعد مسلمانان به دشمنان حمله بردند و نزدیک بود شاهد ظفر رخ نماید که ناگهان این خبر شیوع یافت که دشمن غنائم آنها را غارت کرده است، مسلمانان بی اختیار برای حمایت اموال خویش عقب نشستند و صفهایشان بهم خورد، عبد الرحمن بوسیله تیری کشته شد، تفرقه در مسلمانان افتاد و اختلاف میان سرداران سپاه رخ داد و بناچار در تاریکی شب بی خبر دشمنان، راه خویش گرفتند و عقب نشستند، شارل مارتل از بیم آنکه مبادا مسلمانان تدبیری بکار برده باشند باقیمانده آنها را تعقیب نکرد.

جنگ تور از حادثات فاصل تاریخ است اگر در این جنگ عربها فاتح شده بودند اروپا بروی آنها گشوده میشد و اسلام در آنجا رواج مییافت.پس از این جنگ عربها در صدد حمله بسرزمین فرنگ نیفتادند و بتدریج بسوی اندلس بازگشتند و آنسوی البرت جز ناحیه سبتمانیا در دست آنها نماند و جنگهائی که بعد از آن کردند، اهمیت چندان نداشت.

تأثیر فتح در اندلس

فتح اسلام، وضع کشور اندلس را بهبود بخشید، مردم اسپانیا دو گروه بودند گروهی از این تغییر فائده بردند و گروهی دیگر زیان دیدند.سیاست اقتضا می کرد درباره کسانی که در کار فتح با عرب ها کمک کرده بودند حقوق خاصی منظور شود، از جمله ژولیان که با کمکهای خود فتح اندلس را آسان کرده بود دوباره فرماندار سبته شد و املاک فرزندان غیطشه بآنها پس داده شد.

در اسپانیا پیش از فتح عرب مساوات برقرار نبود امتیازات اجتماعی مردم را بطبقات مختلف تقسیم کرده بود: طبقه اول اشراف و پیشوایان مذهب بودند، طبقه دوم یهودان بودند و طبقه سوم را بندگان و کشاورزان وابسته بزمین تشکیل میدادند.

اشراف

اشراف از فتح عرب سودی نبردند بسیاری از بزرگان اسپانیا به سوی شمال گریختند، پیشوایان دین نیز چنین بودند و بسیاری از آنها به نواحی شمال گریختند که عربها هنوز بدان نرسیده بودند.طبیعی بود که اموال اینگروه بدست فاتحان افتاد، فتح عرب مایه ذلت و خواری آنها شد زیرا پیش از آن زندگانی را بعیش و نوش میگذرانیدند.

یهودان

یهودان، عرب ها را با خودشان هم نژاد می شمردند و آنها را مایه نجات از ظلم و آزار دیرین میدانستند.از اینرو مطیع آنها شدند و برایشان جاسوسی میکردند و در ضمن جنگها نقطه های مقاومت را نشان میدادند و از وضع زمینها خبردارشان میکردند.عربها به یهودان پرداختند و حق تجارت و مالکیت را که پیش از فتح نداشتند، برای آنها مقرر داشتند.از اینرو وضع یهودان بهبود یافت و نیرومند شدند.تاریخ اسپانیای اسلامی نام بسیاری از یهودان را ضمن معاریف علم و ادب و طب و فلسفه، یاد میکند زیرا یهودان در پناه عربهای فاتح و آسوده و آزاد میزیستند.

بندگان و کشاورزان

بندگان و کشاورزان وابسته به زمین که همانند بندگان بودند عرب های فاتح را به خوبی پذیرفتند، زیرا انتظار داشتند بدست آنها از آن قیدها که نتیجه ستم گت ها بودرهائی یابند.بسیاری از آنها باسلام گرویدند و از پاره ای امتیازها که سابقا از آن محروم بودند برخوردار شدند.از جمله اینکه بعضی زمینها را برای خودشان بکارند بشرط آنکه بابت آن خراجی بدولت بپردازند.

دولت عرب هم خود را برای آرامش اسپانیا مصروف داشت، مردم را به تبعیت اسلام مجبور نکرد و قوانین و رسوم سابق را محترم داشت از اینرو مردم اسپانیا تسلط عرب را آسان پذیرفتند زیرا اعتدال و ملایمتی را که میخواستند در آن یافتند.

amuzesh2005

amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی
دسترسی سریع به انجمن ها