عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

مجله پزشکی : روانشناسی کودکان

مجله پزشکی : روانشناسی کودکان
دوشنبه 20 تیر 1390  06:40 ب.ظ


۱۰ قدم برای رفع لکنت زبان کودکان
۱۰ قدم برای رفع لکنت زبان کودکانمهم‌ترین و تاثیرگذارترین عاملی که باعث تداوم لکنت می‌شود، پایین بودن اعتماد به نفس است. برای حل این مشکل مسئولیت‌هایی را که می‌دانید فرزندتان از عهده‌ آنها برمی‌آید، به او بسپارید.
در صورتی که کودک شما ۵ سالش تمام شده و لکنت زبان دارد، موارد زیر می‌تواند در حل مسئله به شما کمک کند:
۱) اولین نکته برخوردی صمیمانه، آرام و عادی با کودک است. هیچ‌وقت برای مشکلش دلسوزی نکنید؛ با این کار به اعتماد به نفس‌اش آسیب زده‌اید.
۲) هرگز از نحوه‌ صحبت کردن او تقلید نکنید؛ حتی زمانی که می‌خواهید مشکلش را برایش توضیح دهید.
۳) با او نحوه‌ تنفس صحیح را تمرین کنید؛ ورود هوا از بینی و خروج آن از دهان.
۴) به او آموزش دهید که شمرده و آرام صحبت کند و مراقب وضعیت تنفسی خودش باشد. این کار را با او تمرین کنید. در تمرینات از کلمات و جملات ساده شروع کنید و بعد به تدریج بر دشواری آن بیفزایید.
۵) اگر فرصت کافی‌ای برای تمرین ندارید، از او بخواهید خودش هر روز روبه‌روی آینه تمرین‌هایی را انجام دهد.
۶) به او یاد دهید که در زمان صحبت، ابتدا جملات را در ذهنش مرتب کند و بعد از نظم دادن، به آرامی آنها را بیان کند.
۷) هیچ‌وقت به جای او صحبت نکنید؛ مشوق او برای حرف زدن باشید. از جمع بچه‌ها یا افراد آشنا شروع کنید و بعد در بیرون از خانه برای او موقعیت‌هایی را فراهم کنید که شروع‌کننده‌ صحبت باشد تا ترس او از صحبت کردن نیز کاهش یابد.
۸) حس مشارکت و همکاری را در او تقویت کرده و او را تشویق به شرکت در کارهای گروهی کنید.
۹) مهم‌ترین و تاثیرگذارترین عاملی که باعث تداوم لکنت می‌شود، پایین بودن اعتماد به نفس است. برای حل این مشکل مسئولیت‌هایی را که می‌دانید فرزندتان از عهده‌ آنها برمی‌آید، به او بسپارید.
۱۰) توجه داشته باشید در صورتی که مشکل کودک شدید است، بهتر است از متخصصان گفتاردرمانی کمک بگیرید.
 
 

 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32754
محل سکونت : اصفهان
saeid63 تشکرات از این پست

پاسخ به:مجله پزشکی : روانشناسی کودکان
دوشنبه 20 تیر 1390  06:40 ب.ظ


ADHD چیست؟
ADHD اختلالی است که در آن پر تحرکی ، بی توجهی و رفتارهای ناگهانی بیشترو شدید تر از کودکان دیگر وجود دارد. ۳ تا ۵ در صد کودکان به این اختلال مبتلا هستند و در پسرها شایع تر است . ممکن است در بعضی بیشتر دیده شود . علائم این بیماری قبل از ۷ سالگی شروع می شود ولی اغلب د ردوران مدرسه مشکلات جدی ایجاد می گردد .
● علت
این بیماری سالهاست که شناخته شده و عوامل متعددی در ایجاد آن نقش دارند. به نظر می رسد علت آن بیشتر به نقص در تکامل سیستم اعصاب باشد . کودکان مبتلا احتمالا در قسمت هایی از مغز که مسئول توجه ، تمرکز وتنظیم فعالیت های حرکتی می باشد دچار نقص جزئی هستند . توارث و ژنتیک در این اختلال نقش دارد . همچنین در بعضی موارد در جریان حاملگی یا زایمان یا پس از آن صدمات جزئی به ساختمان مغز وارد می شود که می تواند باعث این مشکل گردد.
● علائم
مشکل اصلی کودکان ADHD عدم توانایی آنها در حفظ و تنظیم رفتارشان است ، در نتیجه اغلب نمی توانند رفتار مناسبی که لحظه به لحظه با شرایط محیط هماهنگ باشد نشان دهند. خوابیدن و غذا خوردن آنها منظم نیست به نظر می رسد در همه چیز دخالت می کنند و مراقبت دائمی نیاز دارند . از نظر هیجانی ثبات ندارند، ناگهانی می خندند یا گریه می کنند و رفتارشان غیر قابل پیش بینی یا ارزیابی است . سریع زا کوره در می روند و نمی توانند پیامد های رفتارشان را پیش بینی یا ارزیابی نمایند. در فعالیت های خطر ناک شرکت میکنند و احتمال صدمه دیدن آنها زیاد است . قبل از فکر کردن عمل می کنند، قبل از پایان سوال جواب می دهند ، اشیا را پرتاب می کنند و ناخواسته به دیگران صدمه می زنند، پر فعالیت و پر تحرک هستند ، هر لحظه در حال رفتن هستند ، انگار موتوری درون بدن آنهاست که آنها را به حرکت دائمی مجبور می کند ، نمی توانند آرام بنشینند و بی قرار هستند.اختلال تمرکز در این کودکان در کارهایی که فعالیت دائم و جدی مغزی را لازم دارد مشهودتر است . آنها ممکن است در تماشای تلویزیون ، بازی با کامپیوتر و فعالیت های لذت بخش با کودکان دیگر تفاوتی نداشته باشند ولی در کارهایی که فعالیت مداوم مغزی و تمرکز لازم دارد( انجام تکلیف درسی ) تفاوت آنها با کودکان دیگر نمایان می شود . به نظر می رسد مغز آنها اطلاعات محیطی را بیش از حد لازم می گیرد ، یعنی در انتخاب توجه به اطلاعات ضروری و بی توجهی و حذف اطلاعات غیر ضروری ضعف دارد . رعایت قوانین منزل و مدرسه برای آنان مشکل است و برای پیروی از قوانین توجه بیشتری لازم دارند . در انجام تکلیف مدرسه ، تمرکز روی درس ، رعایت قوانین مدرسه و داشتن روابط اجتماعی مناسب با همکلاسی ها مشکل دارند . برای رسیدن به اهداف دراز مدت برنامه ریزی نمی کنند.
● عوارض
رفتارکودکان ADHD روی عملکرد آنها در خانواده ، اجتماع مردم و مدرسه تاثیر سو می گذارد و باعث واکنش های منفی اطرافیان ، خانواده کادر مدرسه و همسالان می شود . این رفتارها مشکلات جدی در مدرسه و اجتماع ایجاد می کند و باعث کاهش اعتماد به نفس و احساس بی کفایتی در این کودکان می گردد . ممکن است آنها از مدرسه و اجتماع متنفر گردند. کودکان طبیعی به خاطر رفتارهای مناسب و موفقیت های تحصیلی و اجتماعی زمینه زیادی برای تشویق شدن دارند و همین تشویق ها موجب پرورش اعتماد به نفس وعزت نفس در آنها می شود ولی کودکان دچار ADHD کمتر به این موفقیت ها دسترسی پیدا می کنند . کودکان ADHD ممکن است به صورت ثانویه دچار اختلالات ارتباطی ، مشکلات تحصیلی ، اضطراب افسردگی و بزهکاری شوند.
● سیر
سیر ADHD متنوع است .بهبودی درصورت وقوع معمولا بین ۱۲ تا ۲۰ سالگی رخ می دهد و بهبودی قبل از ۱۲ سالگی نادر است . گاهی علائم در بلوغ بهبود یافته و گاهی نیز تا بزرگسالی ادامه می یابد.
با افزایش سن پر تحرکی کمتر شده ولی اختلال تمرکز و رفتارهای ناگهانی می تواند باقی بماند . در ۱۵ تا ۲۰ در صد موارد علائم همراه با افزایش سن ادامه می یابد . بدون درمان تنها یک سوم تا نصف کودکان دچار ADHD می توانند با علائم خود در زندگی سازگار و منطبق باشند و بقیه مستعد بروز مشکلات ثانویه خواهند بود.
● درمان
▪ درمان هایی که برای کودکان ADHD به کار می رود می توانند به چهار گروه تقسیم گردد :
- آموزش والدین
- آموزش آموزگاران
- استفاده از کلاسهای مخصوص
- درمان دارویی ودرمانهای روان شناختی
▪ آموزش والدین و معلمین بخش مهمی از درمان را تشکیل می دهد و شامل دو بخش است.
- آموزش برای شناخت بیماری
- آموزش برای بکارگیری روشهای درمانی
والدین باید این بیماری را به عنوان یک نقص خفیف در مراحل اولیه رشد مغز دانسته و به کودک خود به دید کودکی تنبل ، نافرمان ، شرور وفضول که اگر بخواهد می تواند رفتاری طبیعی داشته باشد نگاه نکنند، بلکه او را کودکی بدانند که تلاش می کند با نا توانی خود که خارج از کنترلش است ، کنار بیاید.
والدین باید راههای دیگری برای تشویق ، تقویت اعتماد به نفس و ایجاد احساس موفقیت در کودکشان بیابند . فعالیت های ورزشی ، هنری ، فنی ، اجتماعی می تواند فرصت هایی برای نمایان کردن توانایی های این کودکان ایجاد نماید. این فعالیت ها بالطبع تشویق بیشتری به دنبال داشته و می تواند آثار منفی حاصل از تجربه های بد قبلی (شکست ها ، طرد شدگی ، تنبیه ها و .... ) را بکاهد و جایگزین آن گردد . البته والدین نباید تصور کنند که کودکانشان به دلیل این ناراحتی مسئول اعمال نامطلوب و خلاف خود نیستند ، بلکه کودک می باید اینگونه رفتارها را جبران کند.
برای اینکه کودکان ADHD قوانین را بیاموزند و از آن پیروی نمایند لازم است قوانین را برای آنها واضحتر، در فواصل کمتر و دفعات بیشتر بیان کنیم و سیستم تشویق و تنبیه قوی تری را با آن همراه نماییم .
برخورد مناسب با کودکان دچار ADHD به زمان ، پشتکار، کوشش ، مداومت و همکاری و هماهنگی زیادی نیاز دارد و به همین دلیل مربیان و والدین باید همواره روحیه ای با نشاط ، شاداب ، طنزپردازو شوخ طبع را در خود حفظ نمایند.
 
پایگاه الکترونیکی خدمات پزشکی ایران
 

 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32754
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشکی : روانشناسی کودکان
دوشنبه 20 تیر 1390  06:41 ب.ظ

 

آشنایی با توانایی‌های شناختی کودکان
آشنایی با توانایی‌های شناختی کودکاندر طول مرحله دوم، ‌از ۲ تا ۶ و ۷ سالگی، كودك با نمادها و سمبل‌ها آشنا می‌شود. به طور مثال وقتی كلمه درخت را می‌شنود،‌ می‌تواند خود درخت را در ذهن خود مجسم كند. او می‌داند كه كلمه مادر یعنی كسی كه به طور دائم از او مواظبت می‌كند و نیازهایش را بر طرف می‌سازد. در این دوره، كودك می‌تواند به تقلید تاخیری دست بزند.‌
مثلاً ‌وقتی بابا یا مامان حضور ندارند،‌ ادای آنها را در آورد اما در این دوره كودك نمی تواند ابعاد مختلف شیء را در نظر بگیرد. مثلاً اگر دو مقدار آب مساوی را در دو لیوان مختلف بریزیم او نمی تواند بفهمد كه مقدار آب فرق نكرده است. از ویژگی‌های مهم این مرحله، خود مداری است. به این صورت كه كودك خیال می‌‌كند همه مردم مثل او فكر می‌كنند و نیازهای او، همان نیازهای مردم است. جاندار پنداری ویژگی دیگر این مرحله است. كودك خیال می‌كند كه خورشید،‌ ماه، قایق،‌ باد و باران جان دارند. بنابراین ‌داستان‌هایی كه در این باره ساخته شوند، برای او جالب و واقعی خواهند بود.
در مرحله عملیات عینی، كودك منطقی فكر كردن را آغاز می‌كند: حساب كردن، ‌درك روابط میان طبقات، درك سلسله مراتب و... مثلاً‌ اگر چند چوب با اندازه‌های مختلف به كودك بدهند، او می‌تواند آنها را به ترتیب اندازه بچیند ‌ یا اگر دو مقدار آب مساوی را در دو لیوان پهن و باریك بریزند، خواهد گفت كه مقدار آب فرق نكرده است.
در مرحله عملیات صوری، ‌از ۱۲ سالگی به بالا نوجوان می‌تواند از زمان حال فراتر رود و درباره رویدادهای فرضی و خیالی فكر كند. مثلاً ‌ نوجون می‌تواند در باره عدالت، قضاوت، اخلاق، برابری، ‌تعلیم و تربیت بیندیشد. در این دوره، نوجوان می‌تواند در ذهن خود مسائلی طرح و حل كند.
روان‌شناسان رشد به این نتیجه رسیده اند كه اگر كودكی در مرحله حسی- حركتی در انزوای اجتماعی قرار گیرد، ‌علاقه او به اسباب‌بازی‌ها و مهارت‌های مربوط به اشیا‌ كمتر رشد خواهد كرد. در واقع، والدین و بزرگسالانی كه عهده‌دار تربیت كودك هستند از طریق بازی با او و نشان دادن آنچه باید انجام دهد و چگونه باید انجام دهد، ‌موجب رشد توانایی‌های حسی- حركتی او می‌شوند.
والدین‌به كمك بازی، كودكان را در معرض تجربه‌هایی قرار می‌دهند كه به تنهایی نمی‌توانند آنها را خلق كنند. آنها به رفتارهای فرزندان خود شكل می‌دهند تا بتوانند در رفتارهای اجتماعی، رفتار مناسب از خود بروز دهند. هر نوع سهل‌انگاری در ایجاد محرك‌های مناسب و در نظر نگرفتن مرحله رشد شناختی كودك، می‌تواند خطراتی به همراه داشته باشد.
خطر اول اینكه توانایی‌های شناختی كودك متناسب با سن او و متناسب با كودكان دیگر رشد نمی‌كند و كندی‌های شناختی مختلف را به همراه خواهد داشت. خطر دوم اینكه بی‌اطلاعی از رشد شناختی كودك و انتظارهای بی‌مورد، می‌تواند اعتماد به نفس، عزت نفس، ‌هویت و خویشتن‌پنداری كودك را تضعیف كرده و بهداشت روانی او را به خطر اندازد.
 
سید عباس باقری یزدی
روزنامه سلامت
 
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32754
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشکی : روانشناسی کودکان
دوشنبه 20 تیر 1390  06:42 ب.ظ

 

آغوشی کوچک برای تازه وارد
آغوشی کوچک برای تازه واردپیدایش تغییرات در زندگی افراد، پیامدهایی را به همراه دارد و تولد نوزاد کوچک در خانواده از این امر مستثنی نیست و ممکن است در روابط والدین با فرزند اول اختلال ایجاد کرده و باعث ایجاد تغییراتی در رفتار کودک شود.
زمانی که فرزند دوم متولد می شود، میزان اقتدار و قدرت فرزند ارشد خانواده کمتر شده و او به اجبار برای جلب توجه والدین و ارضای نیاز وابستگی، با عضو جدید خانواده رقابت می کند.
اکثر والدین نیز ناخواسته، به فرزند کوچک خود توجه بیشتری را معطوف می کنند.
فرزند اول تاکنون مرکز توجه والدین خود بوده و برای حفظ این جایگاه، بطور غیرارادی به خواهر یا برادر خود حسادت می کند.
روان شناسان معتقدند، عدم توجه به تغییرات رفتاری کودکان پس از تولد فرزند دوم، می تواند به صدمه دیدن سلامت روان کودک منجر شود.
● تغییرات رفتاری کودکان
دکتر بهروز بیرک، روان شناس، در خصوص تغییرات رفتاری کودکان پس از به دنیا آمدن فرزند دوم می گوید: اکثر کودکان پس از به دنیا آمدن خواهر یا برادر کوچکشان، دچار تغییرات رفتاری می شوند، بسته به نوع شخصیت کودک و آماده سازی والدین، این تغییرات می تواند مثبت یا منفی باشد.
این کارشناس تصریح می کند: لجبازی، پرخاشگری، حسادت، ترس از جدایی از مادر، دیدن کابوس های شبانه از جمله واکنش های منفی است که در فرزند اول پس از به دنیا آمدن فرزند دوم ایجاد می شود و در اکثر کودکان بروز چنین رفتارهایی طبیعی بوده و با عملکرد صحیح والدین رفع می شود.
دکتر حسین ابراهیمی مقدم، روان شناس نیز در این باره معتقد است، پذیرش عضو جدید خانواده از سوی تک فرزند ارشد خانواده که دچار اضطراب جدایی از مادر بوده و وابستگی شدید به والدین خود دارد، سخت تر است.
در برخی موارد، اختلال در عادات غذایی و خواب کودک، پرخاشگری های عصبی و آسیب رساندن به نوزاد مشاهده می شود.
● نقش والدین
تحقیقات نشان می دهد، آگاهی دادن و آماده سازی فرزند اول قبل از تولد فرزند دوم، بویژه در دوره بارداری از سوی والدین در پذیرش شرایط و افزایش تطبیق روانی کودک با فضای جدید، مؤثر است.
دکتر بیرک در این باره معتقد است: میزان توجه والدین به فرزند اول باید در مقایسه با گذشته بیشتر شود و این حس به او القا می شود که همچنان مورد پذیرش خانواده است.
دکتر ابراهیمی مقدم تأکید می کند، آماده ساختن فرزند اول، بهتر است پیش از تولد فرزند دوم انجام گیرد. والدین بویژه مادر خانواده با بیان داستان ها و خاطرات زمان نوزادی فرزند بزرگ تر و اجرای نمایش های عروسکی برای تجسم روابط آتی کودک با خواهر یا برادر کوچکش، می توانند باعث ایجاد احساس مثبت در ذهنیت کودک و تطبیق پذیری او با شرایط جدید باشند.
این کارشناس اضافه می کند: در صورتی که اختلاف سنی میان فرزندان کمتر از سه سال باشد، آگاهی دادن به فرزند اول در قالب شعر یا داستان های کودکانه راهگشا خواهد بود.
همچنین توصیه می شود والدین بطور مکرر به فرزندانشان گوشزد کنند که علاقه آنها به همه فرزندان یکسان خواهد بود.
مشارکت فرزند اول در انجام کارهایی که به تولد نوزاد مربوط است، در صورت تمایل کودک، در پذیرش شرایط از طرف فرزند ارشد خانواده مؤثر است.
تحقیقات نشان می دهد، روابط مادر با کودکان در بروز واکنش های متقابل در برابر یکدیگر تأثیر می گذارد.
برای نمونه در صورتی که مادر با کودک بزرگ تر به نحوی صحبت کند که او مانند یک فرد بزرگسال به حساب آید و از او درباره تربیت یا نحوه غذاخوردن و لباس پوشیدن نوزاد، نظر بخواهد، روابط بین خواهران و برادران تسهیل می شود.
برای نمونه، مادر می تواند از کودک ارشد خود نظر بخواهد و از او بپرسد، به نظر تو بهتر است به او غذا بدهیم یا لباسش را عوض کنیم. فکر می کنی علت گریه کردن خواهر یا برادر کوچکترت چیست
دکتر ابراهیمی مقدم در این باره معتقد است: بهتر است از فرزند خود بخواهیم در آماده کردن شرایط برای به دنیا آمدن فرزند جدید با ما همکاری داشته باشد.
برای نمونه در خریدن وسایل نوزاد، آماده کردن اتاق نوزاد و اسباب بازی های او و ‎.‎.‎. با والدین خود همکاری کند.
خرید اسباب بازی های متنوع، لباس و یک اسباب بازی ویژه از طرف عضو جدید خانواده در بهبود روابط میان دو فرزند مؤثر است.
● رفتار با کودکان پرخاشگر
حسادت فرزند اول پس از به دنیا آمدن خواهر یا برادر کوچکتر خود ممکن است در قالب بروز رفتارهایی مانند پرخاشگری، لجبازی، گریه، صدمه زدن به نوزاد و ‎.‎.‎. ظهور کند.
دکتر بهروز بیرک، درخصوص نحوه پاسخ والدین به این گونه رفتارها می گوید: بهتر است والدین خود را برای پذیرش تغییرات رفتاری از جانب فرزند اولشان آماده کنند.
اگر فرزند بزرگ تر مرتکب خطایی شد یا بطور عمد یا غیرعمد به نوزاد آسیب رساند، او را مورد خطاب با لحن تند قرار نداده و هرگز از تنبیه بدنی استفاده نکنید.
بهتر است به کودک فرصت داده شود تا خود را برای پذیرش محیط جدید آماده ساخته و با شرایط هماهنگ شوند.
این کارشناس اضافه می کند: در صورتی که کودک از خواهر یا برادر خود شکایت کرده یا مثلاً عنوان کند که او را دوست ندارد برای تغییر نظر او تلاش نکنید و اجازه دهید کودک احساسات منفی خود را نسبت به خواهر یا برادر کوچک خود بروز دهد و هرگز او را به خاطر بیان احساساتش مورد سرزنش قرار ندهید.
روان شناسان به والدین توصیه می کنند زمان هایی که نوزاد تازه متولد شده در خواب به سر می برد، اوقات خود را با فرزند بزرگ تر سپری کرده و در صورت نیاز با او مانند نوزاد رفتار کنند، او را در آغوش گرفته و خاطرات دوران شیرخوارگی را بازگو کنند.
دکتر حسین ابراهیمی مقدم در این باره معتقد است: والدین نباید فرزندان خود را بویژه در سنین کودکی از لحاظ ویژگی های ظاهری یا رفتاری با یکدیگر مقایسه کنند.
از طرف دیگر نباید از این نکته غافل شد که فرزند تازه متولد شده از طرف دیگران بیشتر مورد توجه قرار می گیرد و این امر می تواند باعث افزایش حسادت، کناره گیری و پیدایش اضطراب و گوشه گیری در فرزند اول شود و ممکن است این ذهنیت در فرزند اول ایجاد شود که کسی او را دوست ندارد.
● فاصله سنی
دکتر ابراهیمی مقدم، جنسیت، فاصله سنی و ترتیب تولد فرزندان را در شدت بروز واکنش های منفی از طرف فرزند اول مؤثر می داند و در این باره می گوید: پذیرش عضو جدید خانواده از طرف فرزندی که در دوره نوباوگی به سر می برد، راحت تر است.
این روان شناس اضافه می کند بهترین فاصله سنی بین تولد فرزند اول و دوم چهار تا پنج سال است.
کنار آمدن با موقعیت جدید در کودکان زیر چهار سال مشکل است و آنها از لحاظ رشد عقلی نمی توانند شرایط را درک کنند.
از طرف دیگر هر چه سن کودک بالاتر می رود احساس اقتدار و فرمانروا بودن در او بیشتر می شود و ورود رقیب تازه وارد به نوعی از اقتدار آنها کاسته و این امر موجب تشدید حس رقابت جویی یا حسادت می شود.
تحقیقات نشان می دهد جنسیت کودک متولد در پذیرش شرایط از سوی فرزند اول مؤثر است. احتمال پیدایش واکنش های منفی از قبیل پرخاشگری و حسادت در فرزندان هم جنس بیشتر است.
توصیه روان شناسان به والدین، آماده ساختن فضای مناسب برای ورود نوزاد کوچک و جلوگیری از هرگونه بحث و جدل و مقایسه و ایجاد آرامش و به وجود آوردن رقابت سالم میان فرزندان است.
 
مریم بهریان
روزنامه ایران
 
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32754
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشکی : روانشناسی کودکان
دوشنبه 20 تیر 1390  06:43 ب.ظ

آموختن اعتماد به نفس به کودک


آموختن اعتماد به نفس به کودکوقتی فرزندتان نوزاد است چطور می توانید به افزایش اعتماد به نفس در او کمک کنید تا از تلاش دوباره برای کاری نهراسد؟
● یک چرخه قابل پیش بینی بسازید
وقتی کودکی می داند که بعد از حمام کردن، به او غذا می دهند و سپس باید بخوابد، دیگر لازم نیست نگران اتفاقات بعدی باشد. در عوض ذهنش آزاد خواهد بود تا در فعالیتهای دیگر مهارت پیدا کند. ماننده بلند کردن شکمش و سینه رفتن.
● به نیازهایش پاسخ دهید
مسلم است که شما اینکار را همواره انجام می دهید. هر بار که او بخاطر شیطنتش زمین می خورد و گریه می کند، سپس شما او را بغل می کنید، فقط به معنای آرامش دادن به او نیست. به او نشان می دهید که توجه دارید و نیازهایش را درک می کنید و او احساس اهمیت داشتن خواهد کرد.
● برای او محیط چالش ایجاد کنید
وقتی هدف ایجاد اعتماد به نفس باشد، سرو صدای کودک وقتی با هیجان می گوید: من اینکار را انجام دادم، ابزار قدرتمندی خواهد بود. یک نوزاد ۵ ماهه که تلاش می کند عروسک معلق اش در حلقه بازی را به چنگ بیاورد، وقتی این کار را انجام می دهد بسیار هیجان زده می شود. دفعه بعد او در زمین بازی اش او را طوری قرار دهید که به دست اوردن عروسک اش به سادگی دفعه قبل نباشد. شاید کودک در ابتدا ناامید شود ولی تلاش می کند تا بالاخره در این مبارزه برنده شود. اینگونه است که اعتماد به نفس در کودک شکل می گیرد. شما راهی را جلوی پایش می گذارید که هر بار حس پیشرفت به او دست دهد.
● او را تشویق کنید
وقتی یک کودک دست از تلاش برای جای دادن شکل در قالبش دست نمی کشد یا زمانی که هر بار برای ایستادن تلاش می کند، به زمین می افتد. به او بگویید: تقریبا دیگه تمومه، دوباره تلاش کن، تو می تونی عزیزم. اینگونه کودک حس می کند که امنیت دارد و اعتماد به نفسی در او ایجاد می شود تا دوباره تلاش کند. او را در آغوش بگیرید و او حس می کند که ارزش پذیرفته شدن را دارد حتی اگر در کارش موفق نباشد.
● در ایجاد نظم و انضباط افراط نکنید
هدف نظم این است که کودک بیاموزد بدو ن شما هم می تواند درست عمل کند و از اشتباهاتش درس بگیرد. هر روش تربیتی نیاز به زمان آموزشی دارد که به کودک نشان دهید کار را چطور می توان به شکل دیگری انجام داد.
هر بار که کودک شما می شنود شما به خود می گویید: من خیلی چاقم یا من هرگز در ریاضی موفق نبودم، درباره توانایی ها و ظاهر خود دچار تردید می شود. وقتی والدین به خود اعتقاد داشته باشند، احتمال بیشتری وجود دارد تا کودکان نیز اعتماد به نفس بیابند.
نا امیدی ، ضربه، شکست و اشتباهات به ما یاد می دهند تا چطور در هنگام نیاز و سختی ها از خود انعطاف نشان بدهیم پس کودک را همواره زیر سپر خود نگیرید تا تجربه کردن را بیاموزد.
● به او اجازه عصبانیت، غم و نا امید شدن بدهید
انتظار پسرفت در فعالیتهایش را داشته باشید برای مثال اگر کودک شما که می خواست همیشه کارهایش را خودش انجام دهد، اکنون می خواهد شما به او غذا دهید، شاید می خواهد احساس کودکی خود را برانگیزد. پس این مسئله را بزرگ نکنید.

 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32754
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشکی : روانشناسی کودکان
دوشنبه 20 تیر 1390  06:43 ب.ظ

 

آموزش مهارتهای اجتماعی در کودکان (CAST )
آموزش مهارتهای اجتماعی در کودکان (CAST )آموزش مهارتهای اجتماعی شکلی از رفتاردرمانی است که به وسیله مربیان و درمانــــگرها جهت کمک به افرادی که در روابطشان با دیگران مشکل دارند استفاده می شود.
هدف اصلی آموزش مهارتهای اجتماعی این است که افراد یاد بگیرند امکان اینکه مسایل هیجانی در مورد رفتارهای کلامی به همان اندازه رفتارهای غیر کلامی در روابط اجتماعی درگیر شود وجود دارد یا نه .
● تاریخچه ای مختصر :
CAST به وسیله دکتر" ادوارد ا, کی" تهیه شده که پروفسرای روان شناسی تربیتی در ایالت متحده هند است .
برنامه ی شناختی , آکادمیک و آموزش مهارتهای اجتماعی در دانشگاه کشور هند در سال ۱۹۷۶ شروع شد . این برنامه طراحی شده بود تا خدماتی را برای نوجوانانی که مسائل و مشکلاتی در بخش های زیر دارند فراهم کند.
▪ بی توجهی ( بی اعتنایی ):
▪ مشکل در گوش دادن و دنبال کردن دستورات
▪ به صورت تکانشی
▪ تمایل به انجام یک کار بدون فکر کردن
▪ بیش فعال
▪ بی قرار
▪ کمبود مهارتهای اجتماعی
▪ مشکل در دوست یابی و حفظ دوست یابی
برای چندین سال برنامه متمرکز بر ۱۰ هفته برنامه ی درمانی تابستانی بود. در سال ۱۹۸۶ CAST برنامه بعد از مدرسه شد و در سال ۱۹۹۱این برنامه از دانشگــــاه به مدارس عمومی انتقال پیدا کرد. CAST همچنین از برنامه بعد از مدرسه به برنامه ای که قبل از مدرسه و در طی دوران مدرسه بود تغییر یافت .
● اهداف :
اهداف اصلی CAST عبارتند از :
▪ بچه ها دقت بیشتر نسبت به دستورها و فرمانها را بیاموزند.
▪ کودکان برای عکس العمل های بیشتر تشویق ( تقویت ) شوند.
▪ فراهم کردن آموزش مهارتهای اجتماعی به جهت افزایش پذیرش کودکان به وسیله ی به دقت نگریستن و نگاه کردن
▪ کمک به کودکان جهت خودتنظیمی و بازبینی سطح فالیت و انگیختگیشان
● روشها ( فنون ) :
برنامه دربرگیرنده فنون ایجاد شده به وسیله ی روان شناسان رفتاری و شناختی رفتاری است که شامل :
▪ آموزش تدابیر ( راهبردهای ) معین در شناخت و تشخیص مسائل ؛
▪ امکان تولید راه حل ها ,
▪ باز بینی تلاش و موفقیتها و خودپاداشی برای تلاش ها و موفقیت ها.
▪ آموزش مهارتهای مقابله ای ( سازشی ) برای خشم و ناکامی
▪ سرمشق گیری , نقش بازی کردن و تمرین در خطوط فکری و آموزش همدلی
▪ فنون تصویر سازی ذهنی که به کودکان یاد می دهد آرام و با دقت باشند.
واکنش نشان دادن ( پاسخ دادن ) به علائم خودکار , علائم دیگران و درنهایت پاسخهای با جنبه ی خود اشاره ای مربوط به برانگیختگی و سطح فعالیتشان روش های شبیه سازی مانند " تکنیک لاک پشت " که به کودکان یاد می دهد آرام و با دقت باشند.
اعضا برای برنامه کار (روش کار ) درجه پیشرفته دانشجویی در مکتب روان شناسی و روان شناسی مشاوره گرفته اند .
 
مــنبع : اینترنت مترجم : زهره کریمی کارشناسی روان شناسی بالینی
 
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32754
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشکی : روانشناسی کودکان
دوشنبه 20 تیر 1390  06:44 ب.ظ

 

آموزش و پرورش و اعتماد به نفس
آموزش و پرورش و اعتماد به نفسمقام معظم رهبری در اجتماع عظیم و پرشکوه مردم مؤمن و انقلابی یزد، بیانات ارزشمند و گره‌گشایی را ایراد فرمودند که مثل همیشه خطوط و محورهای مطرح شده در سخنان ایشان بر تارک بلند انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران چون ستارگان پرفروغ، هدایت‌گر ره‌پویان مسیر کمال و تعالی جامعه اسلامیمان است فلذا لازم است این محورها از سوی آحاد جامعه به ویژه اندیشمندان و صاحبنظران و مسئولان حوزه اجتماع و سیاست به دقت و موشکافانه بیش از گذشته مورد عنایت قرار گیرد و در جهت عملیاتی ساختن فرمایشات ایشان سیاستگزاری و برنامه‌ریزی‌های خود را قوت بخشند. از جمله نکات کلیدی و مهمی که معظم‌له اشاره فرمودند و بدان تأکید ویژه داشتند، موضوع اعتماد به نفس ملی است. نکته‌ای که پایه و اساس هر حرکت توسعه‌ای است و وجود و قوت آن هر مانعی را در مسیر پیشبرد برنامه‌ها از بین می‌برد. ایشان در سخنان هدایت‌گر خویش، اعتماد به نفس ملی را دارویی فکری و روحی دانستند و با تشریح نقش اعتماد به نفس ملت ایران در پیروزی انقلاب و میدان‌های مختلف افزودند، ملت بزرگ ایران در مسیر تحقق آرمان‌های اصلی خود یعنی ایجاد جامعه‌ای اسلامی قرار دارد و پیمودن این راه پرافتخار بدون حفظ و تقویت اعتماد به نفس ملی ممکن نیست.‌
این فرمایش مقام معظم رهبری که ریشه در کلام‌الله مجید و سیره گفتاری و رفتاری پیامبر عظیم‌الشأن اسلام(ص) و ائمه معصومین(ع) دارد و در جهت اصل مهم اتحاد ملی و انسجام اسلامی است اشاره به دردی دارد که جهان اسلام و بلکه همه ملت‌های مستضعف و تحت سیطره سیاسی، اقتصادی و فرهنگی استکبار به علت فقدان آن در رنج و مشکلات عدیده هستند. نکته‌ای که بارها و بارها بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی(ره) برای رهایی جهان اسلام و کشورهای زیر سلطه به آن تأکید فرمودند و خلف صالح ایشان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نیز بدان عنایت ویژه دارند.‌
حال این سؤال مهم مطرح می‌شود که راههای بدست آوردن و حفظ و تقویت این گنج و کلید طلایی یعنی اعتماد به نفس ملی از کجا و از چه زمانی و با چه وسیله‌ای و توسط چه کسانی شروع می‌شود؟ در پاسخ به این سؤال از فرمایش خود مقام معظم رهبری استفاده می‌شود که اعتماد به نفس ملی از جنس داروی روحی و فکری است یعنی ماهیتی نرم‌افزاری دارد که ریشه در روح و روان جامعه دارد و متشکل از روح فردی و جمعی است و جنبه‌های مختلف و متنوع فردی و اجتماعی در پویایی و کمال این روح تأثیرگذار است و در این شکل‌گیری از فرهنگ اسلامی استفاده می‌شود که هم‌زمان و هم‌مکان و هم نوع سیاست‌ها و برنامه‌ها و روش‌های اجرایی و میزان انسجام و هماهنگی اقدامات، بسیار مؤثر است که فی‌المثل همانطور که مقام معظم رهبری به نقش اعتماد به نفس ملت ایران در پیروزی انقلاب اسلامی اشاره فرمودند دم عیسایی حضرت امام(ره) در زمانی که باور یک جوشش الهی عظیم در مکانی چون ایران بسیار سخت می‌نمود، ملت بزرگ ایران را به صحنه کشاند و انقلابی برپا شد که به درستی معجزه قرن نام گرفت و رمز موفقیت حضرت امام(ره) در جوشش یکپارچه مردم عزیز ایران، همان دادن اعتماد به نفس ملی به مردم بود که برخاسته از اتکا به خداوند متعال و احیاء عزت ملت در سایه اسلام بود.‌
حال که اعتمادبه‌نفس از نوع روحی و فکری است و ریشه در باورها دارد و امروز عقیده به این است که یک موفقیت بزرگ سایه امتداد یافته یک اندیشه بزرگ است، در مجموع دستگاههایی که متولی کار فرهنگ و آموزش هستند به نظر می‌رسد وزارت آموزش و پرورش به عنوان وزارتخانه‌ای زیربنایی و شخصیت ساز که هم به آموزش و هم مهمتر از آن به پرورش روح و پروراندن فکر نونهالان، نوجوانان به عنوان آینده‌سازان جامعه و کشور می‌پردازد از حساس‌ترین و مهمترین دستگاهها در عرصه ایجاد، حفظ و تقویت اعتمادبه‌نفس ملی است. وزارت آموزش و پرورش با توجه به خانواده عظیم آن که از یک طرف بدنه اداری و آموزشی گسترده و ارزشمندی دارد و از طرف دیگر نیز خیل عظیم دانش آموزان را زیرپوشش خود دارد، به عنوان یک وزارتخانه زیربنایی و ساختاری،‌ هر حرکت تحولی در آن، موج عمیق و وسیعی را در گستره کشور بوجود می‌آورد و شاید به همین خاطر باشد که مقام معظم رهبری نیز در گذشته در باب اهمیت وزارت آموزش و پرورش برضرورت تقویت مدیریت تحول در آن تأکید فرمودند تا این وزارتخانه از حالت روزمرگی و درگیر شدن با کارهای سطحی که قدرت حرکت و تحول و پویایی را از این وزارتخانه سلب می‌کند خارج گردد و الحمدالله بدنبال آن فرمایشات، حرکت‌های خوبی در این وزارتخانه شروع شده هرچند که هنوز تا تحقق همه منویات معظم‌له در ساختار آموزش و پرورش فاصله قابل توجهی وجود دارد و می‌طلبد که این وزارتخانه به سطحی از پویایی و تحول برسد که سکاندار مدیریت تحول در سطح کشور باشد و هر یک از مدارس آن الگویی از مدیریت تحول و پویایی باشد و این مهم محقق نمی‌شود مگر آن که در کنار اهتمام دولت و مجلس، همه عزیزان زحمتکش و خدمتگزار در این وزارتخانه در عرصه سیاستگزاری، برنامه‌ریزی و اجرا و آموزش دراین وزارتخانه در تمام سطوح، حافظ و تقویت‌کننده اعتمادبه‌نفس هم در کادر اداری و آموزشی و هم در تک‌تک دانش‌آموزان عزیز باشند و مطمئناً با تقویت حس اعتمادبه‌نفس در دانش‌آموزان، تأثیرات شگرفی از آن را درمیان اولیاء و از آنجا در سطوح گسترده جامعه شاهد خواهیم بود.
به عبارت دیگر اگر می‌خواهیم در حفظ و تقویت اعتمادبه‌نفس ملی کار ریشه‌ای بنماییم لازم است در کنار سایر دستگاهها و اهتمام آحاد جامعه، توجه ویژه‌ای به وزارت آموزش و پرورش نماییم و مطمئناً در پاسخ به سئوالات مهرماه سالجاری رئیس جمهوری نیز در باب عوامل پیشرفت و تعالی همه‌جانبه جامعه باید مهمترین عامل، همانا حفظ و تقویت اعتمادبه‌نفس ملی بدانیم که بسترساز و فراهم آورنده سایر عوامل است و در این راه سرمایه‌گذاری در وزارت آموزش و پرورش سرمایه‌گذاری برای تربیت نسل آینده ساز متکی به اعتمادبه‌نفس و دارای هویت دینی و ملی پایدار و منسجم‌ و مسئولیت‌پذیر است و هر اندازه که این سرمایه‌گذاری عمیق‌تر و بالعکس اگر سرمایه‌گذاری در آموزش و پرورش را از نوع هزینه‌ای ببینیم و در نتیجه در اختصاص امکانات مادی و معنوی لازم و کافی به آن به انحاء مختلف غفلت ورزیم، تبعات حاصله نه تنها نسل حاضر را دچار آسیب‌های جدی و جبران‌ناپذیری می‌نماید بلکه تأثیرات منفی برروی نسل‌های آینده نیز خواهد داشت که از جمله تبعات منفی آن کاهش اعتماد و عزت به نفس در نسل جوان خواهد بود چه نسل جوان با تیزبینی خاصی که دارد در کنار گفتارهای ما در باب اهمیت آموزش و پرورش به رفتارهای ما نیز در باب این اهمیت توجه ویژه دارد و وقتی خدای ناکرده میان گفتار و عمل فاصله بسیار ببینند به باورهای ما و خود شک خواهند کرد که طبیعی است از جمله مضرات آن کاهش اعتماد به جایگاه خود خواهد بود.
البته خوشبختانه پس از انقلاب اسلامی از جمله حوزه‌هایی که از تحولات شگرفی برخاسته از فرهنگ اسلامی و ملی برخوردار شد، حوزه آموزش و پرورش بود و الحمدالله در سال‌های اخیر بواسطه اهتمام مسئولان به ویژه دولت این حوزه تقویت شده است و ما شاهد ابتکارات مبارکی در عرصه آمویزش و پرورش بوده و هستیم.
ابتکاراتی چون واگذاری برخی از امور مدارس به دانش‌آموزان، اعمال شیوه‌های جدید مدیریت در اداره مدارس و اهتمام ویژه به ضرورت حفظ حرمت و حریم توا‡مان معلمان و دانش‌آموزان و تأکیدات رئیس جمهوری به نخبگان و افتخارآفرینان علمی کشور که همه این اتفاقات میمون نویددهنده آینده روشنی در نظام آموزش و پرورش و نظام آموزش عالی است با این حال اهمیتاین حوزه می‌طلبد با تقویت این قبیل اقدامات و نیز با اهتمام بیشتر به متون درسی و شیوه‌های ارائه دروس که از جمله ضروریات آن پویایی و روح‌دار بودن هرچه بیشتر متون برای تقویت روح خلاقیت دانش‌آموزان است.
همچنین با تقویت عینی جایگاه ارزشی معلمان در سطوح مختلف جامعه و تلاش مستمر برای رفع دغدغه‌های آنان، باور ملی را به نقش آموزش و پرورش در تولید علم و در تعالی و رشد جامعه اسلامیمان ارتقاء ببخشیم و برخلاف انتظار و آرزوی باطل دشمنان که دلخوش داشته که نسل جوان جامعه از آرمان‌ها و ارزش‌های اسلام و انقلاب فاصله خواهد گرفت، مطمئناً فرزندان ما با آموزه‌های عمیقی که از دین و فرهنگ والای خود در کانون خانواده، مدارس و جامعه بدست می‌آورند نسلی با اعتماد به‌نفس قوی، عزت نفس والا و دارای هویت پایدار و صحیح دینی و ملی و مسئولیت‌پذیر و سازنده است و در جهت رشد و تعالی جامعه اسلامی و دستیابی به اهداف سند چشم‌انداز ۲۰ ساله و ما بعد آن، موفق‌تر، مؤثرتر، پویاتر، خلاق‌تر و منجسم‌تر پیش می‌رود.‌
 
مهناز صبور دبیر آموزش و پرورش‌
روزنامه اطلاعات
 
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32754
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشکی : روانشناسی کودکان
دوشنبه 20 تیر 1390  06:44 ب.ظ

 

آیا کودک شما از دردی شکایت دارد که دلیل آشکاری برایش پیدا نشده است؟
آیا کودک شما از دردی شکایت دارد که دلیل آشکاری برایش پیدا نشده است؟● اختلالات شبه جسمانی
آیا تاكنون برای شما یا نزدیكانتان پیش آمده است كه از شدت ناراحتی، عصبانیت یا نگرانی سردرد بگیرید،‌احساس كنید دست چپتان تیر می‌كشد، یا حالت تهوع به شما دست بدهد، یا فكر كنید حتماً بیماری خاصی به سراغتان آمده است، به پزشك مراجعه كنید،‌ معاینه شوید،‌ مورد آزمایشات دقیق قرار گیرید و تمام نتایج به دست آمده حاكی از طبیعی بودن كاركرد بدن شما باشد؟
وضعیت فوق برای برخی از مردم به صورت تكرار شونده و مزمن در می‌آید تا حدی كه مراجعات مكرر به پزشك و آزمایشگاه و رادیولوژی و ..... وقت،‌توان و سرمایه زیادی از آنان را به خود اختصاص می‌دهد. آنچه در این میان فراموش میشود وجود فشارهای روانی و تعارضاتی است كه با بروز علایم جسمانی آزاردهنده رابطه مستقیم داشته‌اند اما ناخودآگاه بودن آنها باعث شده آخرین عاملی باشند كه از نظر پزشك یا فرد مورد توجه قرار می‌گیرند. با آن كه تاثیر جسم بر روان و بالعكس امری ثابت شده است (بسیاری حالات روحی روانی باعث تشدید،‌ادامه یا عود بیماری‌های جسمانی میشوند و وقتی جسم بیمار است توانایی‌های ذهنی و فكری فرد نیز صدمه می‌خورد یا دچار اضطراب و بی‌حوصلگی میشود)، گاه برخی علائم جسمانی در فرد بروز می‌كند كه با هیچ گونه علت بیماری‌زای جسمانی قابل توجیه نمی‌باشد. دلیل ایجاد چنین ناراحتی‌هایی تبدیل تنش‌ها و مشكلات روحی به تظاهراتی جسمانی است بدون اینكه فرد خود از وجود چنین تحولاتی آگاهی داشته باشد.
بنابراین طبیعی‌ترین واكنش او به این مشكلات اعتقاد به بروز یك عامل بیماری‌زا یا برهم خوردن نظام سلامت و كاركرد بدنش می‌باشد. چنین حالاتی را كه در سنین مختلف دیده میشود اختلالات شبه جسمانی می‌نامند. شایع‌ترین علائم این اختلال در كودكان سردرد و دل درد می‌باشد. برای ۵۰ درصد كودكانی كه با شكایت از درد ناحیه شكم یا سر به مراكز بهداشتی درمانی مراجعه می‌كنند عامل خاصی پیدا نمیشود. با این حال نگرانی خانواده از وجود عاملی ناشناخته در كودك كه از چشم پزشك پنهان مانده است باعث میشود كودك تحت ارزیابی‌های متعدد و گاه آسیب زننده قرار گیرد، از مدرسه غیبتهای مكرر داشته باشد، افت تحصیلی پیدا نماید و خانواده نیز در این میان بهای گزافی بپردازد. از طرفی ممكن است كودك از جانب خانواده مورد توجه فراوان قرار گیرد، از مسئولیتهایش معاف شود و گرفتن نقش بیمار در خانواده برایش محبت، مراقبت و امنیت به همراه آورد و ناخودآگاه از ماندن در این نقش احساس رضایت پیدا كند. در برخی خانواده‌ها نیز به دلیل دست پیدا نكردن به یك توجیه پزشكی و منطقی یا اعتقاد به یك باور غلط مبنی بر این كه كودك بیمار نیست و عمداً دست به چنین رفتارهایی می‌زند واكنش ایجاد شده بدرفتاری یا تنبیه كودك است. این برخورد منجر به ایجاد احساس طرد شدگی در كودك، تشدید تعارضات درونی او و پیچیدگی و ازمان علائم بیماری خواهد شد.
بنابراین درك صحیح از علت ایجا ناراحتی در كودك، واقعی بودن درد و بیماری او، ارتباط مستقیم اما پنهان بروز این علائم با استرس‌های آزاردهنده كودك از جانب پزشك و اعضای خانواده برای اتخاذ رویكرد مناسب درمانی و توان‌بخشی، بازگرداندن كودك به سطح عملكرد قبلی و مورد انتظار، كاهش تألمات و شدت بیماری و برقراری نظام متعادل خانوادگی امری اساسی می‌باشد.
با پزشك و مشاور خانوادگی خویش همكاری داشته باشید، توضیحات آنان را بپذیرید. مراجعات منظم به پزشك خویش داشته باشید. برای مقابله با زمان‌هایی كه كودكتان از درد و ناراحتی شكایت دارد توصیه‌های زیر را به كار برید.
- به رفتارهای مربوط به درد او توجه نكنید یا كمتر توجه كنید؛
وقتی كودك نزد شما از درد شكایت می‌كند به آرامی به او بگویید: عزیزم متأسفم كه درد دوباره سراغت آمده است. بهتر است از آرام‌سازی (Relaxation به معنای مهارت شل كردن عضلات بدن است كه برای مقابله با اضطراب و فشار روانی آموخته و به كار برده میشود.) استفاده كنی. اگر درباره علائم و مشكلاتش به بحث بپردازید و آن را ادامه دهید كودك نمی‌تواند توجهش را از درد بردارد و به كارهای دیگری بپردازد.
- مطمئن شوید كه هر روز در مدرسه حاضر میشود؛
اگر شكایت خود را صبح موقع رفتن به مدرسه ابراز می‌كند، بحث خود را محدود كنید. به كارهای روزمره برای آماده شدن ادامه دهید. برایش توضیح دهید كه او به مدرسه خواهد رفت. به مسئولین مدرسه توصیه كنید اگر در مدرسه شكایت خود را تكرار كرد مدت كوتاهی به او استراحت بدهند و سپس او را به كلاس بازگردانند و از او بخواهند تكالیف و آزمون‌های لازم را انجام دهد. اگر علائم كودك ناشی از بیماری جسمی باشد (تب، عفونت و ...) باید استراحت كند و مراقبتهای خاص درمانی در موردش صورت گیرد. هر علامت جدید را به پزشك اطلاع دهید.
- به كودك كمك كنید تا عواملی را كه در خانه یا مدرسه برایش فشار روحی ایجاد می‌كنند تشخیص دهد.
مطمئن شوید می‌دانید كه چه زمان‌هایی او این فشار را احساس می‌كند. راه‌های كمك و مقابله با زمان‌های پرفشار (استرس‌زا) را از درمانگر بیاموزید و همراه با كودك از آنها استفاده كنید.
- روزهایی كه كودك درد و ناراحتی ندارد به او توجه كنید و فعالیتهای ویژه‌ای انجام دهید.
فهرستی را از امتیازات خاص برای روزهای كاملاً بدون درد از قبل آماده سازید و او را از این پاداش‌ها بهره‌مند سازید. احساس رضایت خود را از سلامتی او ابراز كنید و بگویید خوشحال هستید كه مسئولیتها و تكالیفش را انجام داده است. به او كمك كنید با مشكلاتی كه دارد مقابله كند. كمكش كنید تا با درد و ناراحتی‌اش كنار آید این كار را با توجه كردن به او و تحسین نمودن او زمانی كه مشغول كامل كردن مسئولیتها و شركت در فعالیتهی روزانه‌اش است انجام دهید.
- در زمان بیماری تعاملات و فعالیتهایش را محدود سازید.
روزهایی كه به علت شدت علائم او را ناتوان می‌یابید و لازم می‌بینید در منزل بماند او موظف است توصیه‌های پزشكی را رعایت نماید و كارهای مدرسه‌اش را انجام دهد. بازی، سرگرمی و استفاده از تلویزیون و كامپیوتر و ... را ممنوع سازید. اگر مسئولین مدرسه موافق باشند اجازه دهید وقتی احساس كرد بهتر شده است به مدرسه باز گردد. از یكی از دوستانش كمك بگیرید تا زا درس و تكلیف مدرسه عقب نماند.
- مراقب باشید درباره بیماری یا ناراحتی‌شدید خودتان در حضور بچه‌ها صحبت نكنید.
برخی بچه‌ها وقتی والدین بیمارند یاد می‌گیرند كه می‌توانند مانند آنان در خانه بمانند و از كار معاف باشند. به خصوص در هفته‌های اول برنامه درمانی كودكتان مگر در موارد اضطراری از مرخصی استعلاجی استفاده نكنید.
- كودك را تشویق كنید از تكنیكهای آرام‌سازی استفاده كند.
به او كمك كنید تا این مهارت را با تمرین بیشتر بهتر بیاموزد و از او بخواهید حداقل یكبار در روز آن را انجام دهد. پیشنهاد كنید تاثیر این تمرینات را با درمانگر خویش درمیان بگذارد.
- به افرادی كه با كودك شما سروكار دارند مطالب فوق را آموزش دهید. از آنها بخواهید بر خوردشان با كودك مطابق آنچه شما صحیح می‌دانید باشد، برنامه‌ای را در پیش بگیرید تا اگر كوچك‌ترین غیبتی از مدرسه صورت گرفت كودك از آموزش عقب نیفتد.
 
 
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32754
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشکی : روانشناسی کودکان
دوشنبه 20 تیر 1390  06:44 ب.ظ

آیا کودکان به خطاهای ادراکی حافظهٔ کاذب حساس هستند؟


آیا کودکان به خطاهای ادراکی حافظهٔ کاذب حساس هستند؟وجود حافظهٔ کاذب در طول دوران کودکی شایع‌تر از دوران نوجوانی و بزرگسالی می‌باشد. این که کودکان اغلب نسبت به حافظهٔ کاذب آسیب‌پذیر هستند، شاید به این خاطر باشد که در آنها شکل‌گیری حافظهٔ دقیق۱ برای رویدادهای واقعی زندگیشان ناقص است؛
مثلاً زمانی‌که اطلاعات غلطی از یک موضوع به آنها داده می‌شود، بیشتر از کودکان بزرگتر و یا بزرگسالان این اطلاعات را به حافظهٔ خود می‌سپارند. با وجود شواهد گسترده‌ای که حاکی از کاهش حافظهٔ کاذب در طول دورهٔ رشد و نمو است، فرضیاتی وجود دارند که بیانگر افزایش قابل توجه اشکالی از حافظهٔ کاذب در این دوره می‌باشند. این انواع در کودکان کمتر از نوجوانان و بزرگسالان وجود دارند. چنین فرضیاتی راجع به فرآیند دوگانهٔ حافظهٔ کاذب مبتنی بر نظریهٔ ردیابی مبهم۲ بحث می‌کنند. نظریهٔ ردیابی مبهم بیان می‌کند که تجارب دوگانهٔ کودکان از واقعیت‌ها یعنی ردیابی دقیق۳ و مفهوم شخصی آن تجربه که ردیابی کلی۴ است در حافظه‌شان ذخیره می‌شود. در نتیجه وقتی در آزمون‌های حافظه تجارب نقل می‌شوند، مخلوطی از اطلاعات دقیق و کلی بیان می‌شود. با توجه به نظریهٔ ردیابی مبهم، حافظهٔ کاذب دو نوع اصلی دارد:
۱) بازخوانی۵ یا بازشناسی۶ رویدادهای دروغی، به این علت که ردیابی‌های دقیق جایگزین بیش از ردیابی‌های دقیق تجربهٔ واقعی به حافظه برگشته است.
۲) بازخوانی و بازشناسی رویدادهای کاذب به این علت که ردیابی‌های کلی از آن رویداد بیشتر از ردیابی‌های دقیق از رویداد به حافظه برگشته است. مطالعات نشان داده‌اند که کودکان و نوجوانان گاهی اوقات قادر به استخراج معنای شخصی رویدادها نیستند. در ضمن، کودکان برای خود محدوده‌های معنایی شخصی دارند.هرچند که نظریهٔ ردیابی مبهم مطرح می‌سازد که حافظه‌های کاذب قدرتمند در بزرگسالان، در دوران طفولیتشان بسیار ضعیف بوده‌اند، اما مثال مهم دیگر، خطای ادراکی در آزمون‌ لغات DRM۷ می‌باشد.به منظور تشخیص اینکه آیا کاهش حساسیت به خطای ادراکی در آزمون DRM می‌تواند در کودکان کم سن به اثبات برسد مطالعه‌ای سه مرحله‌ای ترتیب داده شد:آزمون اول یک طرح بازخوانی آزاد بود که در آن کودکان ۵ ساله فهرست‌هایی از واژه‌ها لغاتی را از نسخهٔ‌ اصلی رودیگر و مک درموت بازخوانی می‌کردند و میزان بازخوانی‌های غلط آنها با میزان‌های به دست آمده از آزمون بزرگسالان مقایسه می‌شد.
آزمون دوم نیز یک آزمون بازخوانی آزاد بود که در آن کودکان ۵ ساله و ۷ ساله از فهرست‌های DRM که از نظر توان ایجاد خطای ادراکی متفاوت بودند، واژه‌ها را بازخوانی می‌کردند و بالاخره آزمون سوم شامل یک طرح بازخوانی- بازشناسی بود که در آن کودکان ۵ ساله و نوجوانان ۱۱ ساله و بزرگسالان با تحصیلات دانشگاهی از فهرست‌های DRM بازخوانی آزاد را انجام می‌دادند و در آخر مورد آزمون بازشناسی فهرست‌های مشابه قرار می‌گرفتند. در این آزمون‌ها کودکان کم‌ سن‌تر کاملاً نسبت به خطای ادراکی DRM از نظر وجود حافظهٔ‌ کاذب مقاوم بودند. نتایج نرمال بزرگسالان ۶۴ درصد برای واژه‌های مهم بیان نشده در فهرست‌های بازخوانی شده بود که این میزان در کودکان ۹ درصد بود. در سنین نوجوانی بازخوانی‌های کاذب افزایش می‌یافت ولی همچنان نسبت به بزرگسالان کمتر بود. مهمترین نکتهٔ این پژوهش آن بود که در نظریهٔ مبتنی بر ردیابی مبهم مربوط به خطای ادراکی حافظهٔ کاذب مطرح شد. بر اساس این نظریه دو مورد از نشانه‌های کنترل کنندهٔ خطای ادراکی، قدرت آزمون شونده برای ذخیره‌سازی خاطرات کلی و تمایل وی به پردازش چنین خاطراتی در بازخوانی‌ها و بازشناسی‌ها می‌باشند. در این رابطه مطالعات فراوانی انجام شده است که نشان می‌دهند در کودکان توانایی درونی برای بیان خاطرات کلی با کلمات خاص خودشان محدود می‌باشد. لذا خطاهای ادراکی در آزمون DRM قابلیت آن را دارند که افزایش انواعی از حافظهٔ کاذب همراه با رشد و نمو را نشان دهند. اطلاعات به‌دست آمده از مطالعهٔ فوق نیز تصدیق کنندهٔ این گفتار است.

سحر میرشاهی
مدیر سایت / فارغ التحصیل مهندسی علوم و صنایع غذایی از دانشگاه شهید چمران اهواز
دکتر ماندانا صادقی
Brainerd, C. J., Reyna, V. F., & Forrest, T. J. (۲۰۰۲). Are Young children susceptible to the false - memory illusion? Child Development, ۷۳ (۵), ۱۳۶۳-۱۳۷۷
ترجمه و تلخیص: دکتر ماندانا صادقی
به نقل از http://www.iricss.org/journal/selection۲-۸۲۲.html

 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32754
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشکی : روانشناسی کودکان
دوشنبه 20 تیر 1390  06:45 ب.ظ

 

آیا کودکم از نظر روانی، سالم است؟
آیا کودکم از نظر روانی، سالم است؟شما می دانید كودكتان در خانه چگونه رفتار می كند. اما آیا واقعاً از طرز رفتار او در مدرسه نیز آگاهی دارید. اكنون زمان خوبی برای فهمیدن این قضیه است كه آیا كودك شما، برای یادگیری و آموختن، آمادگی لازم را دارد؟ سلامت روانی، عامل مهمی برای عملكرد خوب او در مدرسه است. سلامت روانی كودك، یعنی این كه او چگونه فكر، احساس و رفتار می كند. سلامت روانی ناسالم ممكن است در هر كودكی دیده شود، حتی كودكان پیش دبستانی و دبستانی. مشكلات روانی، رایج تر از آن چیزی است كه شما حتی فكرش را بكنید! از هر ۵ كودك، یك كودك دارای اختلال احساس، و مشكلات روانی رفتاری است كه هر كدام از این عوامل می تواند به افت تحصیلی، خشونت و... منجر شود. كمك به این كودكان بسیار آسان است، اما دو سوم كودكانی كه دارای این مشكلاتند، كمك هایی كه نیازمند آن هستند، دریافت نمی كنند.
ضروری به نظر می رسد كه والدین و معلمان، در مورد سلامت روانی كودكان با یكدیگر گفت وگو كنند.
معلمان، می توانند به شما كمك كنند كه تصمیم بگیرید آیا كودكتان نیاز به كمك دارد یا خیر؟ در ادامه، تعدادی سؤال ذكر می شود كه شما باید در مورد پاسخ آنها با معلمان كودك خود، به بحث و گفت وگو بپردازید.
۱ - آیا كودك من، اغلب اوقات عصبانی به نظر می رسد؟ زیاد گریه می كند؟ به مسایل، بیش از حد، واكنش نشان می دهد؟
۲ - آیا نظم مدرسه را به هم می ریزد؟ بچه های دیگر را در زمین بازی اذیت می كند؟ و یا قوانین را بارها و بارها، زیر پا می گذارد؟
۳ - آیا كودك من، اكثر اوقات، ناراحت و یا افسرده به نظر می رسد؟ و یا در مقابل آزمون ها، به طور غیرمعمول واكنش نشان می دهد؟
۴ - آیا او از این كه چگونه به نظر می رسد، معذب است؟ و یا دائماً از سردرد، دل درد و مشكلات جسمی دیگر- بخصوص وقتی كه باید امتحان بدهد یا در فعالیت های كلاسی شركت كند- شكایت می كند؟
۵ - آیا كودك من قادر نیست بر روی صحبت های معلم خود تمركز كند؟ تصمیم بگیرد؟ و یا به معلمش احترام بگذارد؟
۶ - آیا به چیزهایی كه معمولاً لذت بخش است، مثلاً ورزش، موسیقی یا سایر فعالیت های كلاسی، علاقه ای نشان نمی دهد؟ و یا به طور ناگهانی از دوستانش فاصله می گیرد؟
اگر پاسخ شما و معلم كودكتان، به تمامی این سؤالات آری است و مشكل، جدی و مدام به نظر می رسد، ضروری است كه بفهمید، آیا مشكلی در زمینه سلامت روانی، مسبب این رفتار ها است یا خیر؟
برای والدین آسان نیست كه بپذیرند، كودكشان ممكن است، مشكلی داشته باشد.هر رفتاری می تواند به موفقیت كودكتان در كلاس درس كمك كند، اما مهم این است كه شما به او كمك كنید.
در اینجا راهكارهایی برای عملكرد شما پیشنهاد می شود:
۱ - كتاب یا بر وشوری تهیه و اطلاعات بیشتری در مورد سلامت روانی كودك، كسب كنید.
۲ - با یك پزشك و روانشناس، مشورت كنید. آنها می توانند عوامل تأثیرگذار دیگر در یادگیری كودك را بررسی كنند. مثلاً مشكلاتی در بینایی یا شنوایی. در نهایت شما ممكن است تصمیم بگیرید كه كودكتان و همین طور اعضای خانواده برای داشتن سلامت روانی كامل، از سوی فردی متخصص آموزش ببینند.
۳ - نقش فعال برای كمك به بهتر شدن كودكتان را خود برعهده بگیرد. هر كودكی، مانند هر والدینی، دارای توانایی هایی است. یاری كردن كودكتان، زمانی كه در حال انجام تكالیف درسی خود است، به شما نیز فرصتی می دهد كه زمانی را با او سپری و تجربیات خود را به او منتقل كنید. این امر می تواند پیوندی محكم بین شما و كودك برقرار كند. علاوه براین، شما در این زمان می توانید، به علایق او نیز پی ببرید.
۴ - با دقت جست وجو كنید تا سرویس دهنده های خوب و خدمات مناسبی را در این رابطه برای كودك خود، تدارك ببینید. صبور باشید. هر خدمتی كه ارایه می شود، برای همه كودكان مناسب نیست. تعداد زیادی سازمان های ملی و یا گروه های خصوصی در زمینه سلامت روانی، در جامعه وجود دارند كه می توانند به شما كمك كنند.
۵ - كودكان به یكپارچگی بین خانه و مدرسه نیاز دارند. والدین و معلمان با همكاری در كنار یكدیگر، می توانند استعدادها و توانایی هایی چون، كنجكاوی، مراقبت از حیوانات، حس شوخ طبعی و... را در كودكان، تقویت كنند. این وظیفه، اگر انجام گیرد، بخش بزرگی از مراقبت كودكان را توسط والدین یا معلمان شامل می شود.
 
ترجمه:سمیه صیادی فر منبع:http://www.metalhealth.samhsa.gov/publicatios/allpubs/ca-۰۰۳۱/default.asp
روزنامه همشهری
 
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32754
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشکی : روانشناسی کودکان
دوشنبه 20 تیر 1390  06:45 ب.ظ

 

آیا لجبازی کودک شما یک اختلال است؟
آیا لجبازی کودک شما یک اختلال است؟با شروع فصل پاییز کم‌کم هوا خنک و خنک‌تر می‌شود و با غروب آفتاب سرمای ملایمی بر فضا حاکم. مریم، دختر کوچولوی پنج‌ساله‌ای است که قرار است در یکی از شامگاه‌های سرد پاییزی با مادرش برای خرید به خیابان برود. کشوی لباسش را باز می‌کند و پیراهن صورتی‌اش را بیرون می‌آورد تا بپوشد. اما مادر با او مخالفت می‌کند و می‌گوید: «هوا سرد است».
مریم جواب می‌دهد: «نه من سردم نمی‌شود.»
پایان این ماجرا به اصرار پرخاش و گریه مریم و عصبانیت مادر ختم می‌شود. تقریبا در بسیاری از موارد چنین مشکلاتی بین مریم و مادرش به وجود می‌آیند و مادر مریم از لجبازی او سخت نگران و ناراحت است. اما چرا مریم لجباز است؟
لجبازی در حدود سنین سه تا شش سالگی بروز می‌کند و از ویژگی‌های رشدی بچه‌ها محسوب شده و اختلال نیست. «پریستینه آرزومانیان» روانشناس بالینی می‌گوید: «این ویژگی رشدی همزمان با شکل‌گیری من در کودک به وجود می‌آید و به مرور زمان در سنین بعدی کمرنگ‌تر خواهد شد. کودک در این سنین شروع به کشف خود و محیط پیرامون می‌کند.»
«عاطفه فردوسی‌پور» روانشناس تربیتی هم در این مورد می‌گوید: «حدود سنی ۳ تا ۶ سالگی کودک را دوره پیش عملیاتی می‌نامند. توجه کودک در این مرحله فقط به خودش است و به دلیل ظرفیت‌شناختی محدود قادر نیست خودش را جای دیگران بگذارد. در واقع لجبازی برچسبی است که دیگران به کودک می‌زنند و ناشی از عدم تحول شناختی اوست.» آنچه ما تحت عنوان لجبازی کودکان می‌شناسیم عبارت است از نافرمانی کودک از دستورات پدر و مادر، بی‌نظمی و...
دکتر «راشل بارلی»، نویسنده کتاب «کودک لجوج شما» و «هشت مرحله برای رفتار بهتر»،‌ اظهار می‌کند: «کودکان در این سنین سرسختانه نسبت به آنچه می‌خواهند اصرار می‌کنند. اما والدین باید بدانند که اگرچه کودکشان سرسختی می‌کند و موجب ناراحتی آنها می‌شود اما او آماده تغییر عقیده نیست.»
اگرچه در این سنین مهارت‌های زبانی و گفتاری کودک خوب است اما او هنوز منطق بزرگسالان را درک نمی‌کند. بنابراین بحث و مجادله با او بی‌فایده خواهد بود. والدین باید از مقابله بی‌مورد با کودک خودداری کنند و فقط در مواردی که رفتار کودک مشکلی را ایجاد می‌کند با قاطعیت و به آرامی او را از انجام آن رفتار یا انتخاب باز دارند.
آرزومانیان معتقد است: مخالفت‌های زیاد و بی‌مورد باعث افزایش حالت مقابله و ستیزه‌جویی در کودک می‌شود و حتی ممکن است در آینده هم به صورت عادتی که تبدیل به اختلال لجبازی شده است در فرد بروز کند.
لجبازی اگر همراه با پرخاشگری شدید باشد و در سنین بالا هم همچنان در فرد وجود داشته باشد، می‌تواند یک اختلال محسوب شود و برای درمان آن باید از یک روانشناس کمک گرفت. پزشک با ارزیابی اینکه فرد در چه موقعیت‌هایی لجبازی می‌کند، دستورات لازم برای رفع این رفتار را به والدین خواهد داد.
یکی از راه‌های از بین بردن این رفتار بی‌توجهی نسبت به موقعیت لجبازی است به طور مثال کودکی که هنگام غذا خوردن لجبازی و از غذا خوردن امتناع می‌کند با کمی بی‌توجهی مادر و عدم اصرار او در این مورد اصلاح خواهد شد. البته هرگز نباید نقش تشویق را فراموش کرد با تشویق‌های به موقع و درست می‌توان رفتارهای صحیح را جایگزین رفتارهای نادرست کرد. تشویق باید بلافاصله بعد از انجام رفتار درست و به اندازه میزان خوبی رفتار باشد. برای یک رفتار کوچک مثلا جمع کردن اسباب‌بازی‌ها نباید تشویق خیلی بزرگی در نظر گرفت در این مورد می‌توان ساعت بازی با دوستان را افزایش داد.
عاطفه فردوسی‌پور، روانشناس تربیتی در مورد علل تشدید لجبازی می‌گوید: امر و نهی‌های مکرر و فرمان‌های غیر‌علمی به کودک باعث تشدید لجبازی در کودکان می‌شود، به طور مثال اینکه همیشه و تحت همه شرایط از کودک بخواهیم هر روز سر ساعت معینی بخوابد و بیدار شود. تبعیض بین کودکان، دادن قول‌هایی که هرگز به آنها عمل نمی‌شود، بی‌توجهی و خشونت والدین، مخالفت‌های مکرر با رفتارهای کودک و استفاده نابجا از تنبیه و تشویق باعث افزایش لجبازی در کودکان خواهد شد. گاهی بر اثر عوامل یاد شده کودک دست به پرخاشگری می‌زند، اما والدین پرخاشگری او را با لجاجت اشتباه می‌گیرند. لجاجت پدیده‌ای طبیعی‌تر از پرخاشگری است و متعلق به کودک است.
او در ادامه یادآور می‌شود: «گاهی علت پرخاشگری و لجاجت کودک در رفتار ما نهفته است، در واقع گاهی ما مقصر اصلی هستیم. در سنین بالاتر و بعد از ورود به پیش‌دبستانی و دبستان هم اولیای مدرسه و قوانین آنها در این زمینه نقش مهمی خواهند داشت.
 
 
 
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32754
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشکی : روانشناسی کودکان
دوشنبه 20 تیر 1390  06:46 ب.ظ

 

آیا می‌توان خلاقیت را آموزش داد؟
آیا می‌توان خلاقیت را آموزش داد؟خلاقیت موضوع جالب و بحث انگیزی هست که تاثیر آن در موفقیت و پیشرفت افراد ثابت شده است. اما اینکه آیا می‌توان به آموزش خلاقیت پرداخت و آنرا به افراد آموزش داد تا بوسیله آن برنامه‌های دیگر آموزشی خود را پیش ببرند اکثر صاحبنظران امکان چنین آموزشی را تائید کرده‌اند. اکثر روانشناسان آموزشی چه در مکتب شناختی و چه در مکاتب رفتاری معتقدند که خلاقیت و آفرینندگی قابل آموزش هستند. در زیر مراحل آموزش خلاقیت آمده است.
● طبقه بندی مسائل
مسائلی را که به یادگیرندگان می‌دهید طبقه بندی کنید. مسائل و موضوعات را بطور کلی می‌توان به دو دسته مسائلی که شناخته شده هستند ولی راه حل آنها معلوم نیست و مسائلی که در آن هم مساله و هم روش حل مساله برای دانش آموز و کل بشریت ناشناخته است، تصمیم بندی کرد. گفته می‌شود ابتدا مسائل را به دانش آموز داده شود که از دسته اول هستند یعنی مساله شناخته شده است ولی روش حل مساله برای دانش آموز ناشناخته است. بتدریج می‌توان دانش آموز را در موقعیتهایی قرار داد که در آن هم مساله و هم روش حل مساله ناشناخته هستند. هر چه موقعیت برای یادگیرنده ناشناخته تر باشد میزان خلاقیت او بیشتر خواهد شد.
● آموزش مهارتهای حل مساله
به یادگیرندگان مهارتهای حل مساله را آموزش دهید و آنها را به استفاده از این مهارتها ترغیب نمایید. پژوهشهای انجام شده اثر بخشی تعدادی از فنون و مهارتهای حل مساله را در یادگیری تفکر آفریننده نشان داده‌اند. معروفترین آنها روش بارش مغزی است. در این روش معلم مساله‌ای را به دانش ‌آموزان کلاس می‌دهد و از آنها می‌خواهد تا هر چه راه حل به ذهنشان می‌رسد برای مساله بگویند. پیش از ارائه تمام راه حلها بوسیله همه دانش ‌آموزان کلاس ، هیچگونه اظهار نظری درباره آنها از سوی معلم یا سایر دانش‌آموزان ابراز نمی‌شود این روش شبیه روش تداومی آزاد مورد استفاده روانکاوان است.
علاوه بر روش بارش مغزی ، آموزش مهارتهای پژوهشی نیز یادگیرنده را در یادگیری خلاقیت کمک می‌کند. آموزشهای روش صحیح وضع کردن فرضیه و آزمودن آن تواناییهای تفکر خلاق را در یادگیرندگان افزایش می‌دهد. همچنین مطالعه خلاقانه را می‌توان به یادگیرنده آموزش داد. به عبارتی می‌توان به دانش‌آموز یاد داد تا مطالب را به صورت خلاقانه مطالعه کنند. مثلا می‌توان به دانش‌آموزان گفت: وقتی به خواندن مطالب یک کتاب می‌پردازید به موارد استفاده مختلف اطلاعاتی که در آن کتاب به آنها برمی‌خورید بیندیشید.
خیلی اهمیت دارد که به راههایی که می‌توانید اطلاعات خوانده شده را در زندگی شخصی و حرفه ای خود بکار ببرید فکر کند. تنها به این سوال اکتفا نکنید که مولف چه می‌گوید از خود بپرسید که چگونه می‌توانم آنچه را که نویسنده نوشته است مورد استفاده قرار دهم. تنها به یک مورد استفاده اکتفا نکنید. تا آنجا که می‌توانید موارد استفاده‌های بیشتری را بیابید و بعضی از آنها را برای معارف آینده خود یادداشت کنید. ممکن است مدتی وقت لازم باشد تا این نوع مطالعه کردن را بیاموزید. با این حال مایوس نشوید بعد از دو سه روز خواهید دید که می‌توانید این روش مطالعه را به راحتی بکار ببرید.
● اهمیت دادن به دستاوردهای خلاقانه یادگیرنده
دستاوردهای خلاقانه یادگیرنده را مورد تشویق قرار دهید. تشویق و تقویت رفتارهای خلاقانه مانند تشویق هر نوع رفتار دیگر باعث نیرومندی و افزایش آن می‌شود. برای این منظور نسبت به سوالات غیر متعارف یادگیرنده با احترام برخورد کنید و به آنها توجه کنید و از سرکوب کردن چنین سوالاتی خودداری کنید. نسبت به اندیشه‌ها و راه حل‌های نامعقول او نیز توجه داشته باشید و با احترام برخورد کنید به کودکان نشان دهید که اندیشه‌های آنها با ارزش است. فرصت‌هایی به یادگیرندگان بدهید تا در آن به یادگیری‌های مورد علاقه خود بپردازند و یادگیریهای خود انگیخته آنان را مورد تشویق قرار دهید. به آنها فرصت دهید تا بدون ترس از عواقب ارزشیابی شما از کارشان به یادگیری ، تفکر و اکتشاف بپردازند.
● بگذارید کودکان تجربه کنند!
تجارب کودکان را به موارد بخصوصی محدود نکنید. علاوه بر شرائط معمول و موقعیتهای متداول آموزش رسمی برای دانش آموزان فرصتهای تازه و متنوعی را نیز فراهم آورید. برای مثال در درس علوم از دانش‌آموزان بپرسید، اگر نیروی جاذبه وجود نداشت چه اتفاقی برای انسان می‌افتاد؟ بیشتر سوالهایی را مطرح کنید که با چگونه و به چه طریق شروع می‌شوند. از دانش آموزان بخواهید تا به طرح فرضیه بپردازند ، به استباط دست بزنند و اطلاعات خود را برای تبیین پدیده‌های تازه به کار برند. سوالهایی را مطرح کنید که تعداد زیادی جواب داشته باشند.
● کشف استعدادهای ویژه هر دانش آموز
نسبت به اختلافات فردی یادگیرندگان با احترام برخورد کنید و در پرورش استعدادهای ویژه آنان بکوشید. در یادگیری هرگز دانش‌آموزان را به رقابت با یکدیگر وادار نکنید و از یکسان بار آوردن آنها بپرهیزید. هر دانش‌آموز دارای استعدادهای ویژه و خاص خود است که ممکن است از این لحاظ با سایر دانش آموزان فرق داشته باشد. در پرورش استعدادهای ویژه فرد فرد دانش‌آموزان بکوشید. شواهد موجود نشان می‌دهد که برخوردهای والدین و معلمان با کودکان در سالهای پائین کودکی بر رشد استعدادهای آنها تاثیر فراوان دارد.
 
 
 
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32754
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشکی : روانشناسی کودکان
دوشنبه 20 تیر 1390  06:46 ب.ظ

 

آیا میخواهید فرزندتان نابغه باشد؟
آیا میخواهید فرزندتان نابغه باشد؟شما هم شنیده‌اید که موز هوش را زیاد می‌کند؟
آیا شما هم به فرزندتان اصرار می‌کنید که موز بخورد یا اینکه به نظر شما هوش یک استعداد ذاتی و ژنتیک است که خداوند از بدو تولد به میزان متفاوت به افراد هدیه می‌کند؟
بهتر است نگویید که دوست ندارید فرزند باهوشی داشته باشید چون باور نمی‌کنیم. آنها که معتقدند «هوش» علاوه بر زمینه ژنتیک، تا حدی هم اکتسابی است و در طول زندگی و به نسبت شرایط محیطی از آغاز تولد تا بزرگسالی و براساس آموزش‌های فرد در او شکل می‌گیرد، راه‌هایی را برای تقویت آن پیشنهاد می‌کنند. به نظر می‌رسد که هوش انسان، هم ارثی و هم اکتسابی است. در واقع با اینکه هوش پدیده‌ای ژنتیک و استعدادی خدادادی است، توانایی‌های ذهنی افراد طی دوران زندگی و از دوران کودکی آنها کم‌کم شکل می‌گیرد. براساس تحقیقات علمی‌انجام شده، با به کار‌بردن روش‌ها و برنامه‌ریزی‌های خاصی در زندگی روزمره و در فضای آموزشی کودکان، می‌توان قدرت تفکر و هوش آنها را پرورش داد. شما هم می‌توانید از این ۹ روش برای باهوش‌تر کردن فرزندتان استفاده کنید.
● بازی برای هوش
شطرنج، جدول، پازل و دیگر بازی‌های فکری، همگی برای مغز کودک همچون ورزش هستند. بازی‌هایی مانند سودوکو (جدول اعداد) علاوه بر اینکه می‌توانند سرگرمی ‌لذت‌بخشی برای کودک شما باشند، تقویت‌کننده توانایی تفکر استراتژیک، حل مشکلات و تصمیم‌گیری در وضعیت‌های پیچیده هستند. انواع بازی‌های فکری را در خانه داشته باشید و علاوه بر این، گاهی مسائلی را به طور خیالی طرح کنید و برای حل این مشکلات و مسائل ساختگی، از کودکان‌تان کمک بخواهید. بگذارید با وضعیت‌های دشوار و موقعیت‌های پیچیده تصمیم‌گیری مواجه شده و راه‌های پیشنهادی خود را برای حل مسائل به شما بازگو کنند.
● در جست‌وجوی دانش باش
محققین معتقدند که والدینی که کودکان خود را به ارائه نظرات و ایده‌های جدید تشویق کرده و کنجکاوی آنها را مورد توجه و احترام قرار می‌دهند، درس بزرگی به آنها داده‌اند؛ اینکه «جست‌وجوی دانش اهمیت زیادی دارد». از کودکان‌تان در زمینه سرگرمی‌ها و علایقشان سؤالاتی بپرسید و از کنجکاوی آنها حمایت کنید، نکات و موارد جدید مربوط به سرگرمی‌هایشان را به آنها یاد دهید و برای تشویق کنجکاوی‌هایشان، آنها را به گردش‌های آموزشی ببرید. گردش در موزه‌های تاریخی و طبیعی، رصدخانه و پارک‌های حیوانات از این جمله‌اند.
● ورزش، ورزش، ورزش!
مطالعات گروهی از دانشمندان آمریکایی نشان داده ارتباط مستقیمی‌ بین فعالیت‌های ورزشی کودکان دبستانی و موفقیت تحصیلی آنها وجود دارد. بنابر تحقیقات این گروه، شرکت کردن کودکان در فعالیت‌های ورزشی، افزایش میزان اعتماد به نفس، مهارت در کارهای گروهی و توانایی‌های مدیریتی و رهبری را به دنبال دارد.
همچنین در مطالعات آنها ثابت شده بیشتر زنانی که در موقعیت کاری در نقش‌های مدیریتی و ریاست موفق بوده‌اند، در دوران کودکی و نوجوانی در فعالیت‌های گروهی و تیمی‌ ورزشی شرکت داشته‌اند. پس به جای اینکه پس از خوردن شام، جلوی تلویزیون لم بدهید، بهتر است با کودکتان توپ‌بازی کرده یا به پیاده‌روی بروید. بد نیست کودک خود را به شرکت در تیم‌های ورزشی مدرسه‌اش تشویق کنید.
● الفبای موسیقی، الفبای هوش!
شاید شنیدن سر و صدای ناهنجار کودکتان در حالی که مشغول تمرین نوازندگی و آموختن موسیقی است اصلا لذت‌بخش نباشد اما باید بدانید که این سرگرمی‌لذت‌بخش کودکان، یکی از مواردی است که نیمکره راست مغز آنها را پرورش می‌دهد.
بنابر تحقیقات دانشمندان دانشگاه تورنتو، برنامه‌ریزی دوره‌های آموزش موسیقی برای کودکان منجر به افزایش ضریب هوشی و توانایی‌های علمی‌ آینده آنها خواهد شد. هر چه سال‌های آموزش موسیقی آنها بیشتر باشد، میزان این تاثیر و افزایش هوش در آنها بیشتر خواهد بود. مطالعات انجام شده نشان می‌دهد که آموختن موسیقی در دوران کودکی باعث کسب نمره‌های بهتر در دوران دبیرستان و ضریب هوشی بالاتر در دوران بزرگسالی می‌شود؛ پس اجازه دهید موسیقی‌دان درونی کودکتان خودش را نشان دهد.
خیلی خوب است اگر او را برای دوره های عمومی یا خصوصی آموزش موسیقی ثبت‌نام کنید.
● شیر مادر، عصاره هوش
شیر مادر اولین غذای مغز کودک است. تحقیقات انجام‌شده نشان می‌دهد که شیر مادر از ۲ جهت برای کودک مفید است؛ یکی اینکه از خطر احتمالی ابتلای کودک به بیماری جلوگیری می‌کند و دیگر اینکه به تنهایی یک غذای کامل برای نوزاد است. دانشمندان دانمارکی به این نتیجه رسیده‌اند که تغذیه نوزاد از سینه مادر، کودک را هم سالم‌تر و هم باهوش‌تر می‌کند. مطالعات ایشان نشان داده کودکانی که در دوران نوزادی ۹ ماه از سینه مادرشان تغذیه شده‌اند، به نسبت آنهایی که یک ماه یا کمتر شیر مادرشان را خورده‌اند، بسیار باهوش‌ترند. پس اهمیت شیر مادر باید از ابتدا مورد توجه قرار گیرد چرا که علاوه بر تضمین سلامتی نوزاد، برای آینده او و رشد مهارت‌های ذهنی‌اش هم مفید خواهد بود.
● کامپیوتر در خدمت هوش
شاید تعجب کنید چون بازی‌های کامپیوتری شهرت بدی پیدا کرده‌اند و بسیار مورد انتقاد قرار می‌گیرند. بله، درست است که بسیاری از آنها وحشیانه، بی‌فایده و غیرفکری هستند اما ما در مورد انواعی از بازی‌های کامپیوتری صحبت می‌کنیم که مهارت‌های فکری و استراتژیک و قدرت تصمیم‌گیری و خلاقیت کودک را پرورش داده و کارگروهی را به او آموزش می‌دهند. امروزه در دنیا بعضی شرکت‌های معتبر ساخت بازی‌های کامپیوتری، در تلاش هستند تا بازی‌های آموزشی‌ای بسازند که پرورش‌دهنده حافظه و توانایی‌های ذهنی کودکان خردسال (حتی کودکان نوپا) باشند. تحقیقات اخیر نشان می‌دهد کودکانی که انواع بازی‌های کامپیوتری آموزشی را بازی می‌کنند، نسبت به آنهایی که این بازی‌ها را تجربه نکرده‌اند از قدرت درک و تجسم تصویری بیشتری برخوردارند.
جالب است بدانید معلمان بریتانیایی، امروزه در کلاس‌های درسشان از انواع بازی‌های کامپیوتری آموزشی استفاده می‌کنند.
● صبحانه یادت نره!
نتایج معتبر تحقیقات دقیقی که در دهه ۷۰ میلادی انجام شده، نشان داده است که خوردن صبحانه باعث تقویت حافظه، تمرکز و قدرت یادگیری می‌شود. کودکانی که صبحانه نمی‌خورند، معمولا زودتر خسته شده و کم‌طاقت‌تر و زودرنج‌تر هستند. این دسته از کودکان نسبت به آنهایی که روز خود را با خوردن صبحانه شروع می‌کنند، از سرعت عمل کمتری برخوردارند. با وجود کمبود وقت و برنامه‌های روزانه شلوغ امروزی شاید، کمتر کسی فرصت پیدا کند که هر روز بنشیند و صبحانه مفصلی نوش جان کند. اما کودک خود را حتی فقط با خوردن یک لیوان شیر هم شده، صبحانه‌خورده، روانه مهد کودک یا مدرسه کنید تا تمرکز بیشتری داشته باشد.
● خوب بخور تا باهوش بشی
قند، چربی‌های اشباع و دیگر خوراکی‌های بی‌فایده را از برنامه غذایی کودکان حذف کنید و به جای آن، مواد مغذی و مفیدی که به رشد ذهنی آنها کمک می‌کند، جایگزین کنید. سال‌های اولیه دوران کودکی ـ به‌ویژه ۲ سال اول ـ بسیار اهمیت دارد و لازم است تمامی‌ مواد لازم را در رژیم غذایی کودک قرار دهید.
برای مثال رشد شبکه مغزی کودک نیاز شدیدی به میزان کافی آهن دارد چرا که در کودکان دچار کمبود آهن، جریان اعصاب کند می‌شود. همچنین تحقیقات انجام شده نشان می‌دهد که میزان مقاومت در برابر بیماری‌ها در کودکانی که تغذیه سالمی‌ ندارند بسیار کم است. بنابراین تغذیه نادرست باعث می‌شود کودکان از مدرسه و همسالان خود عقب بمانند و دچار افت تحصیلی شوند. پس اگر می‌خواهید کودکتان در مدرسه نمره بهتری بگیرد، به تغذیه او هم توجه کنید.
● دوستی که هوش هدیه می‌دهد
کتاب یکی از روش‌های مفید قدیمی ‌است که امتحان‌اش را پس داده اما بعضی مواقع در مقابل روش‌های تکنولوژیک امروزی برای تقویت هوش، دست‌کم گرفته می‌شود؛ در حالی که کتاب قابل دسترس‌ترین، کم‌هزینه‌ترین و در عین حال موفقیت‌آمیزترین روش برای آموزش و رشد ذهنی کودکان در تمامی ‌سنین است. برای کودکان‌تان از سنین پایین‌تر کتاب خواندن را شروع کنید. آنها را برای عضویت در کتابخانه ثبت‌نام کنید و کتابخانه منزلتان را پُر از کتاب کنید
 
 
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32754
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشکی : روانشناسی کودکان
دوشنبه 20 تیر 1390  06:46 ب.ظ

 

احترام گذاشتن به کودک"گامی در جهت تامین سلامت روانی ....
احترام گذاشتن به کودک"گامی در جهت تامین سلامت روانی ....در شکل گیری شخصیت کودک به تاثیر عوامل متعددی مانند عوامل ارثی ، خانواده ، جامعه و مدرسه می توان اشاره کرد. اما در این میان به نظرمی رسد که خانواده بیشترین نقش را در شکل گیری شخصیت و تامین سلامت روانی کودک ایفا می کند. کودک اولین تجربه ها و رفتارهای خود را در درون خانواده و در ارتباط نزدیک با پدر و مادر می آموزد که همین تجربه ها و یادگیری های اولیه پایه واساس شخصیت کودک را به وجود می آورند . آگاهی بر این که چگونه تجارب اولیه زندگی ، شخصیت فرد را قالب ریزی می نماید می تواند از نظر علمی به ما کمک کند تا در تربیت کودکانمان عاقلانه تر گام بر داریم . بسیاری از مسائلی که جامعه با آن دست به گریبان است از جمله پرخاشگری ، از خود بیگانگی ، خود کشی ، بیماریهای روانی و ... شاید از این طریق قابل پیشگیری باشد که ما در باره نحوه تاثیر رفتار و نگرشها ی والدین بر کودکان و نقش خانواده بر سلامت روانی کودکان شناخت دقیق تری داشته باشیم .
برای فراهم آوردن شرایط رشد طبیعی و سالم کودک علاوه بر توجه به نیازهای جسمی کودک از قبیل تغذیه ، پوشاک ، بهداشت و مراقبتهای پزشکی و ... اهمیت توجه به نیازهای روانی و عاطفی کودک از سوی والدین ، نقش بسیار مهم و تاثیرگذاری دارد.
به عنوان نمونه در این زمینه می توان به وظیفه و نقش مهم پدر و مادر در بوجود آوردن احساس ارزشمندی ، احترام به خود و به طور کلی عزت نفس در کودک و سوق دادن او در مسیر تبدیل شدن به یک بزرگسال متکی به خود اشاره نمود .
احترام گذاشتن به کودک یکی از اساسی ترین مباحثی است که همواره مورد توجه روانشناسان و مربیان تربیتی و پرورشی بوده است. بعضی از والدین ممکن است کودک خود را دوست داشته باشند ولی به او احترام نگذارند . نکته مهمی که والدین باید به آن دقت کنند این است که دوست داشتن کودک کافی نیست بلکه لازم است شما برای او احترام قائل باشید . احترام به کودک به همان اندازه اهمیت دارد که دوست داشتن او . اگر به کودک احترام بگذارید او به زودی تصویر مثبتی از خود پیدا خواهد نمود .
به عبارت دیگر او خود را دوست خواهد داشت .
چنین طرز فکری در مورد خود اهمیت فوق العاده ای در بهداشت روانی کودک دارد. احترام مانند دوست داشتن هم از طریق بیان و هم از طریق عمل نشان داده می شود . شما می توانید با گوش دادن فعال به حرفهای کودک ، برقراری تماس چشمی ، توجه به گفته های کودک بدون آنکه برای اتمام سخنانش بی صبری نشان دهید ، کمک کردن به کودک در یافتن کلمات مناسب برای توضیح دادن و به زبان آوردن هیجاناتش و قطع نکردن حرفهای او همچنین پرسیدن سوالاتی مانند " منظورت از این که گفتی ......، چیه ؟ "
یا " راجع به این مسئله .....، چه فکری می کنی ؟ " احترامی را که او بدان نیاز دارد برآورده سازید . شما همچنین می توانید با تحسین از کاری که او انجام می دهد حتی اگر کامل نباشد و با این امکان که او عقاید خود را بدون ترس از تمسخر و استهزا نمودن آن ها بیان کند احترام خود را نسبت به او نشان دهید . بطور خلاصه ، شما می توانید احترام خود را هر زمان با بیان کلمات یا عمل مبنی بر اینکه او فرد با ارزش و مهمی است نشان دهید .
احترام به کودک اضطراب و تنش او را کاهش خواهد داد . این امر به ویژه هنگامی اهمیت دارد که کودک به محیط جدیدی نظیر کلاس آمادگی ، مدرسه و غیره .... وارد می شود .
اگر کودک به خود اطمینان داشته باشد ، یادگیری برای او راحت تر و لذت بخش تر خواهد بود .
احترام کیفیتی است که کودک باید آن را کسب کند. کودک نیاز به فرصت هایی دارد تا احترام را بر یک اساس فردی بدست آورد و اگر شما فردی حمایت کننده بوده و هرگز اجازه تصمیم گیری به کودک ندهید او هرگز احترامی که لازم است را بدست نخواهد آورد . از طرف دیگر اگر شما خیلی آسان گیر باشید و اجازه دهید کودک کلیه تصمیمات را اتخاذ نماید ، او هرگز رفتار مسئولانه نسبت به دیگران را نخواهد آموخت و در نتیجه مورد احترام نیز واقع نخواهد شد .
کودکان به منظور نشان دادن توانایی ها و مهارت های زندگی نیاز به فرصت و گذشت زمان دارند . به هر حال به منظور فرصت دادن به کودک لازم است به خاطر داشته باشید که توانائیهای او را با فرد دیگری مانند خواهر ، برادر یا سایر کودکان مقایسه نکنید. مقایسه کردن دلیل بر عدم احترام برای فردیت کودک بوده و به او امکان مورد تحسین واقع شدن به خاطر مهارتها و توانائیهایش را نمی دهد
 
 
سلامت نیوز
 
 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32754
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:مجله پزشکی : روانشناسی کودکان
سه شنبه 21 تیر 1390  08:51 ق.ظ

احترام و آسیب‌های پنهان


احترام و آسیب‌های پنهاندر فرهنگ و بستر آسیب‌رسانی اینگونه معنی شده است: ”ایجاد هرگونه درد جسمانی و یا آسیب جسمانی“ وقتی یک عضو خانواده دیگری را مورد اذیت جسمانی (فیزیکی) قرار می‌دهد این مسئله کاملاً واضح است: قرمزشدگی، تورم، کوبیدگی و یا سیاه شدن، چون آزار جسمانی کاملاً مشخص است و برخورد با آن تا حدی آسانتر است.
● آسیب‌های پنهان
معنای دیگر آسیب و یا آزار دادن ایجاد ”ناراحتی ذهنی“ می‌باشد. این یک آسیب و آزار پنهان است. وقتی‌که یک عضو خانواده به‌طور دائم مورد اذیت و یا نکوهش و سرزنش درباره وزن، قد، کک و مک، نمرات و یا هرگونه ضعفی قرار می‌گیرد، احساس اذیت شدن به او دست می‌دهد.
در موقعیت دیگری ممکن است، یک عضو خانواده‌ را احساس آزار عاطفی نماید که تحقیر می‌گردد و یا کمبود عشق و حمایت بین اعضاء خانواده را احساس می‌کند. وقتی که این رفتار در طی زمان ادامه یابد، عضو آسیب‌دیده خانواده دچار رفتارهای تهاجمی، انزوا و گوشه‌گیری و داشتن حالتی انفعالی گردد.
● آسیب‌های پنهان کودکان را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد
اگر یک کودک چنین آسیب و ضربه‌ای را متحمل گردد، این ضربه می‌تواند موجب تأخیر در رشد جسمانی، عاطفی و شناختی او گردد. اغلب روح و ذهن کودکان بسیار ظریف و شکننده‌تر از جسم آنها است. آسیب به احساسات آنها می‌تواند تأثیری عمیق بر جای بگذارد.
این آسیب‌ها از بین نمی‌روند، آنها می‌مانند و به‌صورت عقده درمی‌آیند و بخشی از تصویر کودک از خود می‌شوند که او در طی زندگی آن را همراه خود خواهد داشت، اغلب کودکانی که چنین آسیب‌های احساسی را تجربه می‌کنند سیمپتوم‌های (علائم بیمارگونه) فیزیکی، عاطفی و گفتاری را نشان می‌دهند که در طی زندگی آنها تکرار شده، اعضاء خانواده باید در مورد آنچه به یکدیگر می‌گویند فکر کنند. کلمات می‌توانند به اندازه سیلی‌ها آسیب برسانند و می‌توانند برای افراد خانواده و برای خانواده به‌عنوان یک واحد خطرناکتر باشند.

 
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
mohammad_43

mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 32754
محل سکونت : اصفهان
دسترسی سریع به انجمن ها