عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

اجتماع قريش در دارالندوه

اجتماع قريش در دارالندوه
سه شنبه 21 تیر 1390  09:35 ق.ظ

اجتماع قريش در دارالندوه
تفسير نمونه ج : 22ص :442
فَذَكرْ فَمَا أَنت بِنِعْمَتِ رَبِّك بِكاهِنٍ وَ لا مجْنُونٍ‏(29) أَمْ يَقُولُونَ شاعِرٌ نَّترَبَّص بِهِ رَيْب الْمَنُونِ‏(30) قُلْ تَرَبَّصوا فَإِنى مَعَكُم مِّنَ الْمُترَبِّصِينَ‏(31) أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلَمُهُم بهَذَاأَمْ هُمْ قَوْمٌ طاغُونَ‏(32) أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُبَل لا يُؤْمِنُونَ‏(33) فَلْيَأْتُوا بحَدِيثٍ مِّثْلِهِ إِن كانُوا صدِقِينَ‏(34)
ترجمه:
29 -حال كه چنين است تذكر ده ، و به لطف پروردگارت تو كاهن و مجنون نيستى.
30 -بلكه آنها مى‏گويند او شاعرى است كه ما انتظار مرگش را مى‏كشيم!
31 -بگو : انتظار بكشيد كه من هم با شما انتظار مى‏كشم ( شما انتظار مرگ مرا و من انتظار پيروزى و نابودى شما را!).
32 -آيا عقلهايشان آنها را به اين اعمال دستور مى‏دهد ؟ يا قومى طغيانگرند ؟
33 -آنها مى‏گويند قرآن را به خدا افترا بسته ، ولى آنها ايمان ندارند.
34 -اگر راست مى‏گويند سخنى همانند آن بياورند.
تفسير نمونه ج : 22ص :443
 
شان نزول:
در روايتى آمده است قريش در دار الندوة اجتماع كردند ، تا براى جلوگيرى از دعوت پيامبر اسلام (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) كه خطر بزرگى براى منافع نامشروع آنها محسوب مى‏شد بينديشند.
يكى از مردان قبيله بنى عبد الدار گفت : ما بايد منتظر باشيم كه او بميرد ، زيرا به هر حالاو شاعر است و به زودى از دنيا خواهد رفت ، همانگونه كه زهير و نابغه و اعشى ( سه نفر از شعراى جاهليت ) از دنيا رفتند ( و بساطشان برچيده شد و بساط محمد (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) نيز با مرگش برچيده خواهد شد ) اين را گفتند و پراكنده شدند ، آيات فوق نازل گشت و به آنها پاسخ گفت.
 
تفسير : اگر راست مى‏گويند كلامى مانند آن بياورند
در آيات گذشته ، قسمتهاى قابل توجهى از نعمتهاى بهشتى و پاداشهاى پرهيزگاران آمده بود ، و در آيات قبل از آن نيز ، بخشى از عذابهاى دردناك دوزخيان.
تفسير نمونه ج : 22ص :444
در نخستين آيه مورد بحث به عنوان يك نتيجه‏گيرى از آيات گذشته مى‏فرمايد : حال كه چنين است تذكر و يادآورى كن ( فذكر)
چرا كه دلهاى حق‏طلبان با شنيدن اين سخنان ، آماده‏تر مى‏شود ، و هنگام آن رسيده است كه سخنان حق را براى آنها بيان كنى.
اين تعبير به خوبى نشان مى‏دهد كه هدف اصلى از ذكر آنهمه نعمتها و مجازاتهاى اين دو گروه آماده ساختن زمينه روحى براى پذيرش حقايق تازه است ، و در حقيقت هر گوينده‏اى نيز براى تاثير سخن و نفوذ كلامش بايد از اين روش بهره‏گيرى كند.
سپس به ذكر اتهامات و نسبتهاى ناروائى كه دشمنانلجوج و معاند به پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) مى‏دادند پرداخته ، مى‏فرمايد : به لطف پروردگارت ، و به بركت نعمتهايش تو كاهن و مجنون نيستى ! ( (فما انت بنعمة ربك بكاهن و لا مجنون
كاهن به كسى گفته مى‏شد كه خبر از اسرار غيبى مى‏داد و غالبا مدعى بود كه با جنيان ارتباط دارد و اخبار غيبى را از آنها مى‏گيرد ، مخصوصا در عصر جاهليت كاهنان بسيارى بودند ، از جمله دو كاهن معروف شق و سطيح آنها در حقيقت افراد هوشيارى بودند كه از هوش خود سوء استفاده كرده و با اين ادعاها سر مردم را گرم مى‏كردند ، كهانت در اسلام حرام و ممنوع است و اعتبارى به قول كاهنان نيست ، زيرا اسرار غيب مخصوص خدا است و سپس به هر كس از انبياء و امامان آنچه مصلحت بداند تعليم مى‏كند .
به هر حال قريش براى پراكنده ساختن مردم از اطراف پيامبر اسلام (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) اين تهمتها را به او مى‏بستند ، گاه كاهنش مى‏خواندند ، و گاه مجنون ، و عجب اينكه به تضاد اين دو وصف نيز واقف نبودند ، زيرا كاهنان افراد هوشيارى بودند ، بر خلاف مجنون ، و جمع اين دو افترا در آيه فوق شايد اشاره به همين پراكنده‏گوئى آنها باشد.
منبع : تفسیر نمونه : سوره طور آیات 49 – 1
وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

alizare1

alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد
دسترسی سریع به انجمن ها