عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

روانكاوي فشار خون

روانكاوي فشار خون
سه شنبه 21 تیر 1390  09:52 ق.ظ

فشار خون ميزان فشار داخل رگهاست در زمان سيستول (ضربان قلب) در زمان دياستول (وقفه بين دو ضربان قلب)

 

اين فشار روي رگهاي محيطي ، عمدتا" جلوي ارنج محاسبه ميشود . وبا دو عدد بر حسب ميلي متر يا سانتي متر جيوه بيان ميشود . در بيماري پر فشاري اين فشارها افزايش ميابند ، و وقتي كه حجم خون در گردش كاهش يابد يا خاصيت پمپي قلب كم شود ، اين فشار كاهش خواهد يافت . كاهش زياد اين فشار به ارگانهاي حياتي بدن صدمه خواهد زد و پر فشاري نهايتا" و در دراز مدت شانس بيماريهاي قلبي و خونريزي مغزي را زياد ميكند .

بي ترديد كشف فشار خون ، توضيح پر فشاري و كم فشاري پيشرفت بزرگي در پزشكي بوده است .

كنترل فشار خون در سالهاي اخير شيوع خون ريزي مغزي را كاهش داده است اما فشار خون پر فشاري و كم فشاري تنها اينگونه متجلي نميشوند تاثير و نفوذ اينها بر جان ادمي و جان ادمي بر اين مفاهيم بسيار فراتر از اينهاست .

اينجا بر انم كه اين تاثيرات متقابل را از زاويه اي فرا علمي بشكافم. اينجا گره گاهي است كه تمنيات و معنويات عالم رادر تنيده شدن و به كار امدن علم ، مستقل از خواست عالم و معلوم مي توان در يافت .

روانكاري فشار خون و تبار شناسي اين روانكاوي شايددر سنگ سترگ بديهيات تركي پديد اورد .

در اولين نگاه ، فشار خون نوعي معاينه است . اين معاينه اگر چه از الزامي ترين معاينات پزشكي است ولي ميتواند جايگزين معاينات بيشتر بشود . اگر فرصتي براي گفتگو نيست ، اگر ساير معاينات وقت گيرند و نتيجه قاطعي به بار نمي اورند ميتوان معاينه را به حاصل امدن عددي دوگانه كه بصورت يك كسر بيان ميشود خلاصه كرد . اين عدد معيار سلامتي مي نمايد، ميزان الحراره زندگي است عقر به أي دو گا نه داراي محدوده اي متنا سب محدود به بالا ئي وپا ئيني چون زندگي چون روز چون شب با جادوي فريبنده عدد . مگر نه اينكه جادوي عينيت ، عينيتي كه در عدد هست از هزاران سال پيش انسان را فر يفته .

در تن ادمي اعداد ارقام ديگري هم هست،عدد نبض عدد درجه حرارت،قد ،وزن،… اما هيچكدام از انها نتوانسته اند جايگاه عدد فشار خون رابيابند. عدم ارتباط اين اعداد و ارقام با حالات ادمي بجز در درجات واضح تب و بيماري ، اين اعداد رااز اين جايگاه محروم كرده است . پس وقتي كه خستگي غروب طبيب را به صندلي چسبانده ، از همانجا هم مي توان دستي به فشار خون دراز كرد و عقد معاينه را در حداقل ارتباط با تن بيمار با واسطه أي ابزاري جاري كرد و حق العلاج را حلال نمود . حال كه اين زندگي سنج را در هر داروخانه أي مي توان به بهائي نازل خريد باز هم چيزي تغيير نكرده است

فشاري كه دكتر ميگيرد چيز ديگري است ، و اگر دكتر متخصص باشد هم فشار دكتر متخصص با عمومي متفاوت است.

اگر دكتر متخصص است باشد، هر چه مي پرسد ومعاينه ميكند بجاي خود من كه ميفهمم ، مهم معيار سلامتي است ، اگر فشار خون من گرفته نشود ، بقيه بي ارزش است ،پس ميتوان متخصص را هم جواز رهائي از بازجوئي شرح حال و رهائي از معاينات دشوار داد. اگر چه بيماري پر فشاري در بسياري موارد تا سالها بي علامت است اما احساس خاص بنام "فشار بالا "وجود دارد اگر چه فشار پائين فقط در حالات خاص و خطرناك پديد مي ايد ولي در زندگي متعارف احساسی خاص بنام" فشار پائين" وجود دارد اگرچه درمان فشار خون پائين در ان حالات خطرناك خون است ومايع وداروهاي با لا برنده فشار خون اما احساس "فشار پائين" با اب قند درمان ميشود !!و اگر چه حكيم يا عالم ميداند كه قند و اب قند در داخل رگ نمي ماند كه فشار را بالا ببرد .

اما تصور فشار پائين ان قدر قوي است كه گاه حكيم دستور نيم ليتر يا دو ليوان اب قند ميدهد كه به بيمار تزريق كنند

تا چه حد قدرت تصور فشار پائين در اين دستور دخا لت دارد و چه حد حق العلاج اندك و مخارج تزريقات ؟چيزي است كه شايد خود حكيم هم ندا ند ، اما همه از اين كار مثبت ،از اين تو جه از اين اقدام رضا يت دارند احساس فشار پا يين درمان ميشودو چيزي در رگ بيمار مي دود كه به هر حال حيات است ، همسري چيزي مي پردازد ،دارو خانه چيزي مي فروشد ،و پزشك كه چيزي گرفته به اندازه چند ويزيت رضايتي مييابد. از او تشكري ميشود اما اگر ريشه اين "فشار پائين "كمبود محبتي است

حمله اضطراب بجاي خود ميماند .مورد توجه قرار نميگيرد تا ملاقات بعد و پزشك تجربه ميكند كه انچه اموخته مال كتاب است و امتحان، اما انچه ميكند مربوط است به خواست بيمار ومخارج زندگي اما اگر چه ماهيت احساس فشار پائين تا حدود زيادي عريان است, اما فشار بالا چنين نيست ماهيت فشار بالا را بدين سهولت نميتوان حلاجي كرد اگر درمان فشار پائين با خطري همراه نيست

اماپيچيدگي ما هيت فشار بالا درمان ان را گاه خالي از خطر نميسازد.چه كسي مبتوان ادعاكند كه ميداند" احساس فشاربالا" علت سردرد است يا "سردرد علت فشار بالا"؟ يا فراتر ايا اين تشويشي دانسته يا كنك اما مرموز وتاريخي نيست كه چونان سردرد ميرنجاند

چونان فشار بالا مي اشوبد وبه تشخيص متشخص "هيپر تانسيون " ارام ميگيرد . بي ترديد اين تشخيص نيازي است . وپاسخ ،از تمامي پاسخ هاي همتاي خود در تاريخ فراتر مي رود و اقتصادي بسامان تر دارد . ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍وفقط ان زمان صناعي بودن ان رخ مي نمايد كه زير لواي اين جادوي عيني اشوبي سودمند را فرو بنشانيم .وقتي كه رودي پرشتاب وپرفشار از خون ميرود تا نقيصه أي رادر مغزي كه در خشكسالي سكته نشسته جبران كند قطرات پائين اورنده فشار در واقع تخم مرگ را در زير زبان ميكارند . عدد بالائی فشار نهايت زندگي است وهرچه با لاتر زندگي به نهايت نزديك تر . عدد بالا اتش است گرمي است جهنم است . جادوي علم جهنم را به قطراتي زير زبان مسخر ميسازد ، اتش را فرو مينشاند . اين يك امكان است اين جديد است . علم است اين چيزي است كه به جاي تقدير نشسته در دست توست در دست همه است بشتاب و اين قطرات جادو را در كام همسايه رو به موتت بريز . بشتاب واين قطرات را در كام بيمار بد حالت كه به در مانگاه تو اورده اند وتو از او فقط يك فشار نسبتا بالا يافته أي بريز . اين علاج است . اين بديهي است . همه همين كار را ميكنند

حتي ان ها كه پزشك نيستند و بدنبال شايد سكته أي با همين قطرات كامل شود!!! يا كسي كه در حال سكته مغزي بود،

با اين درمان علمي مشعشعانه ديگر به زندگي بر نگردد. ايا پس از مرگ بيمار ما به اين صرافت خواهيم افتاد كه اين پيش فرض هاي نادانسته ما هستند كه برانچه ميدانيم و ميكنيم حكم ميرانند . أيا به صرافت خواهيم افتاد كه برخي دانسته هاي ما از بسياري ندانسته هاي ما خطرناك ترند ؟

راستي اگر در ساده ترين معاينه درمانهاي ما يعني فشار خون "هيپرتانسيون " چنين ترديدهايي ميرود، كارهاي پيچيده ما در چه حالند؟

sadali

sadali
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : اسفند 1387 
تعداد پست ها : 1389
محل سکونت : خراسان رضوی
دسترسی سریع به انجمن ها