عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

ابراهيم به تنهايي يك امت بود

ابراهيم به تنهايي يك امت بود
سه شنبه 21 تیر 1390  10:08 ق.ظ

ابراهيم به تنهايي يك امت بود
سوره : النحل    آیه : 120
متن عربی آیه : إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
 
ترجمه
ابراهيم بزرگوار مردی بود به فرمان خدا برپای ايستاد و صاحب دين حنيف بود و از مشرکان نبود ،
ترجمه فولادوند
به راستى ابراهيم، پيشوايى مطيع خدا [و] حق‏گراى بود و از مشركان نبود.
ترجمه مجتبوی
همانا ابراهيم [به تنهايى‏] يك امّت بود، خداى را با فروتنى فرمانبردار بود و حقّ‏گراى و يكتاپرست بود، و از مشركان نبود،
ترجمه مشکینی
به راستى ابراهيم (به تنهايى به لحاظ كمالات انسانى‏اش، به سان) امّتى بود، و يا در مدتى از عصر خود به تنهايى مصداق يك امت اسلامى بود، فروتن و مطيع خدا و حق‏گرا بود، و هيچ گاه از مشركان نبود (نه به شرك در وجود و نه در ربوبيت و عبادت و طاعت)
ترجمه بهرام پور
به راستى ابراهيم [به تنهايى‏] يك امت و مطيع خدا و موحد بود و از مشركان نبود
 
تفسیر نمونه
ابراهيم (به تنهائى ) يك امت بود! گفتيم اين سوره سوره بيان نعمتها است و هدف از آن تحريك حس ‍ شكرگزارى انسانها است ، به گونه اى كه آنها را به شناخت بخشنده اينهمه نعمت برانگيزد. در آيات مورد بحث سخن از يك مصداق كامل بنده شكرگزار خدا، يعنى ((ابراهيم )) قهرمان توحيد، به ميان آمده كه مخصوصا از اين نظر نيز براى مسلمانها عموما و عربها خصوصا الهام آفرين است كه او را پيشوا و مقتداى نخستين خود مى دانند. از ميان صفات برجسته اين مرد بزرگ به پنج صفت اشاره شده است . 1 - در آغاز مى گويد ابراهيم خود امتى بود (ان ابراهيم كان امة ). در اينكه چرا نام ((امت )) بر ابراهيم گذارده شده ، مفسران نكات مختلفى ذكر كرده اند كه چهار نكته از آن قابل ملاحظه است : - ابراهيم آنقدر شخصيت داشت كه به تنهائى يك امت بود، چرا كه گاهى شعاع شخصيت انسان آنقدر افزايش مى يابد كه از يك فرد و دو فرد و يك گروه فراتر مى رود و شخصيتش معادل يك امت بزرگ مى شود. - ابراهيم رهبر و مقتدا و معلم بزرگ انسانيت بود و به همين جهت به او امت گفته شده ، زيرا امت به معنى اسم مفعولى به كسى گفته مى شود كه مردم به او اقتدا كنند و رهبريش را بپذيرند. البته ميان اين معنى و معنى اول پيوند معنوى خاصى برقرار است زيرا كسى كه پيشواى صدق و راستى براى ملتى شد در اعمال همه آنها شريك و سهيم است و گوئى خود، امتى است . - ابراهيم در آن زمان كه هيچ خدا پرستى در محيطش نبود و همگى در منجلاب شرك و بت پرستى غوطه ور بودند تنها موحد و يكتاپرست بود، پس او به تنهائى امتى و مشركان محيطش امت ديگر بودند. - ابراهيم سرچشمه پيدايش امتى بود و به همين سبب نام امت بر او گذارده شده . و هيچ اشكالى ندارد كه اين كلمه كوچك يعنى ((امت )) تمام اين معانى بزرگ را در خود جمع كند، آرى ابراهيم يك امت بود، يك پيشواى بزرگ بود، يك مرد امت ساز بود، و در آن روز كه در محيط اجتماعيش كسى دم از توحيد نمى زد او منادى بزرگ توحيد بود. <1> در اشعار عرب نيز مى خوانيم : ليس على الله بمستنكر ان يجمع العالم فى واحد! از خداوند عجيب نيست كه جهان را در انسانى جمع كند! 2 - وصف ديگر او (ابراهيم ) اين بود كه بنده مطيع خدا بود (قانتا لله ) 3 - ((او همواره در خط مستقيم ((الله )) و طريق حق ، گام مى سپرد)) (حنيفا) 4 - ((او هرگز از مشركان نبود)) و تمام زندگى و فكر و زواياى قلبش ‍ را تنها نور ((الله )) پر كرده بود (و لم يك من المشركين ). 5 - و به دنبال اين ويژگيها سرانجام او مردى بود كه همه نعمتهاى خدا را شكرگزارى مى كرد (شاكرا لانعمه ). و پس از بيان اين اوصاف پنجگانه به بيان پنج نتيجه مهم اين صفات پرداخته و چنين مى گويد: 1 - ((خداوند ابراهيم را براى نبوت و ابلاغ دعوتش برگزيد)) (اجتباه ) 2 - ((خدا او را به راه راست هدايت كرد)) و از هر گونه لغزش و انحراف حفظ نمود (و هداه الى صراط مستقيم ). چرا كه هدايت الهى همانگونه كه بارها گفته ايم به دنبال لياقتها و شايستگيهائى است كه انسان از خود ظاهر مى سازد چون بى حساب چيزى بى كسى نمى دهند. 3 - ((ما در دنيا به او حسنه داديم )) (و آتيناه فى الدنيا حسنة ). ((حسنة )) به معنى وسيعش كه هر گونه نيكى را در بر مى گيرد، از مقام نبوت و رسالت گرفته ، تا نعمتهاى مادى و فرزندان شايسته و مانند آن . 4 - ((و در آخرت از صالحان است)) (و انه فى الاخرة لمن الصالحين ). با اينكه ابراهيم از سر سلسله صالحان بود در عين حال مى گويد او از صالحان خواهد بود، و اين نشانه عظمت مقام صالحان است كه ابراهيم با اينهمه مقام در زمره آنها محسوب مى شود، مگر نه اينكه خود ابراهيم از خدا اين تقاضا را كرده بود ((رب هب لى حكما و الحقنى بالصالحين )): خداوندا نظر صائب به من عطا كن و مرا از صالحان قرار ده (سوره شعرا آيه 83). 5 - آخرين امتيازى كه خدا به ابراهيم در برابر آنهمه صفات برجسته داد اين بود كه مكتب او نه تنها براى اهل عصرش كه براى هميشه ، مخصوصا براى امت اسلامى يك مكتب الهام بخش گرديد، به گونه اى كه قرآن مى گويد: ((سپس به تو وحى فرستاديم كه از آئين براى ابراهيم ، آئين خالص ‍ توحيد، پيروى كن))  (ثم اوحينا اليك ان اتبع ملة ابراهيم حنيفا). <2> بار ديگر تاكيد مى كند ابراهيم از مشركان نبود (و ما كان من المشركين ). با توجه به آيات گذشته سوالى در اينجا پيش مى آيد و آن اينكه اگر آئين اسلام آئين ابراهيم است و مسلمانان در بسيارى از مسائل از سنن ابراهيم پيروى مى كنند از جمله احترام روز جمعه ، پس چرا يهود شنبه را عيد مى دانند و تعطيل مى كنند؟ آخرين آيه مورد بحث به پاسخ اين سوال مى پردازد و مى گويد: شنبه (و تحريمهاى روز شنبه ) براى يهود به عنوان يك مجازات قرار داده شد، و تازه در آن هم اختلاف كردند بعضى آن را پذيرفتند و به كلى دست از كار كشيدند و بعضى هم نسبت به آن بى اعتنائى كردند (انما جعل السبت على الذين اختلفوا فيه ). جريان از اين قرار بود كه طبق بعضى از روايات ، موسى (عليهالسلام ) بنى اسرائيل را دعوت به احترام و تعطيل روز جمعه كرد كه آئين ابراهيم بود، اما آنها به بهانه اى از آن سر باز زدند و روز شنبه را ترجيح دادند، خداوند روز شنبه را براى آنها قرار داد، اما توام با شدت عمل و محدوديتها، بنابر اين به تعطيلى روز شنبه نبايد استناد كنيد، چرا كه جنبه فوق العاده و مجازات داشته است ، و بهترين دليل بر اين مساله اين است كه يهود حتى در اين روز انتخابى خود نيز اختلاف كردند، گروهى آن را ارج نهادند و احترام نمودند و گروهى نيز احترام آن را شكستند، و به كسب و كار پرداختند و به مجازات الهى گرفتار شدند. اين احتمال نيز وجود دارد كه آيه فوق در رابطه با بدعتهاى مشركان در زمينه غذاهاى حيوانى باشد، زيرا پس از ذكر اين مطلب در آيات گذشته اين سوال پيش آمد پس چرا محرماتى در آئين يهود بود كه در اسلام نيست ؟ و جواب داده شد كه آن جنبه مجازات داشت . دگر بار اين سوال پيش مى آيد كه چرا فى المثل صيد ماهى در روزهاى شنبه بر يهود حرام بوده كه آنهم در اسلام نيست ؟ باز پاسخ داده مى شود كه اين يك نوع مجازات و كيفر براى آنها محسوب مى شده است . به هر حال اين آيه ارتباط و پيوندى با آيات ((اصحاب السبت )) (آيات 163 - 166 سوره اعراف ) دارد كه شرح ماجراى آنها و چگونگى تحريم صيد ماهى در روز شنبه و مخالفت گروهى از يهود با اين دستور و آزمايش الهى و مجازات شديدى كه به آن گرفتار شدند گذشت (به جلد 6 تفسير نمونه صفحه 418 - 428 مراجعه فرمائيد). ضمنا بايد توجه داشت كه ((سبت )) در اصل به معنى تعطيل كردن كار براى استراحت است ، و روز شنبه را از اين جهت يوم السبت مى ناميدند كه يهود برنامه كسب و كار معمولى خود را در آن تعطيل مى كردند، سپس اين نام براى اين روز در اسلام باقى ماند هر چند روز تعطيلى نبود. و در پايان آيه مى فرمايد: ((خداوند ميان آنها كه اختلاف كردند روز قيامت داورى خواهد كرد)) (و ان ربك ليحكم بينهم يوم القيامة فيما كانوا فيه يختلفون ). همانگونه كه سابقا هم اشاره كرديم يكى از هدفهائى كه در قيامت پياده مى شود، برچيده شدن اختلافات در تمام زمينه ها، و بازگشت به توحيد مطلق است ، چرا كه آن روز يوم البروز و يوم الظهور و روز كشف سرائر و بواطن و كشف غطاء و كنار رفتن پرده ها و آشكار شدن پنهانيها است .
 
پی نوشت ها:
1-در احاديث اسلامي که درباره عبدالمطلب آمده است مي خوانيم : «يبعث يوم القيامة امة واحدة عليه بهاء الملوک وسيماء الانبياء» عبدالمطلب (به خاطر آنکه در يک محيط شرک و بت پرستي مدافع توحيد بود) در روز قيامت به صورت امتي مبعوث مي شود که درخشندگي زمامداران (عدل) و سيماي انبياء دارد (سفينة البحار جلد 2 صفحه 139).
2-«حنيف» به معني کسي است که از انحراف به راستي واستقامت مي گرايد و به عبارت ديگر از آئينها و روشهاي منحرف چشم مي پوشد و صراط مستقيم الهي روي مي آورد به آئيني که هماهنگ فطرت است ، و به خاطر همين هماهنگي صراط مستقيم محسوب مي شود بنابراين در تعبير «حنيف» اشاره لطيفي به فطري بودن توحيد نيز اشاره شده است.
وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

alizare1

alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد
دسترسی سریع به انجمن ها