عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

آيا ترك ازدواج براي يحيي فضليت بود؟

آيا ترك ازدواج براي يحيي فضليت بود؟
سه شنبه 21 تیر 1390  10:10 ق.ظ

آيا ترك ازدواج براي يحيي فضليت بود
سوره : آل عمران    آیه : 38
متن عربی آیه : هُنَالِكَ دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِي مِن لَّدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاء
ترجمه
در آنجا زکريا پروردگارش را ندا داد و گفت : ای پروردگار من ، مرا، ازجانب خود فرزندی پاکيزه عطا کن ، همانا که تو دعا را می شنوی
ترجمه فولادوند
آنجا [بود كه‏] زكريا پروردگارش را خواند [و] گفت: «پروردگارا، از جانب خود، فرزندى پاك و پسنديده به من عطا كن، كه تو شنونده دعايى.»
ترجمه مجتبوی
آنگاه- يا در آنجا- زكريا پروردگار خويش را بخواند، گفت: پروردگارا، مرا از نزد خود فرزندى پاك ببخش، كه تويى شنواى دعا.
ترجمه مشکینی
آن جا و در آن وقت بود كه زكريا پروردگار خود را خواند، گفت: پروردگارا، از جانب خود به من فرزندى پاكيزه عطا كن، كه تو شنواى دعايى
ترجمه بهرام پور
اين جا بود كه زكريّا پروردگارش را بخواند و عرضه داشت: بار الها! از جانب خود فرزندى پاك عطايم كن كه تو شنواى دعايى
 
تفسیر نمونه
زكريا و مريم اين آيات گوشه اى از زندگى پيامبر الهى ، زكريا را در ارتباط با داست بيان مى كند. سابقا گفتيم ، همسر زكريا و مادر مريم خواهر يكديگر بودند و اتفاقا هر دو در آغاز، نازا و عقيم بودند، هنگامى كه مادر مريم از لطف پروردگار، صاحب چنين فرزند شايسته اى شد و زكريا اخلاص و ساير ويژگيهاى شگفت آور او را ديد، آرزو كرد كه او هم صاحب فرزندى پاك و با تقوا همچون مريم شود، فرزندى كه چهره اش آيت و عظمت خداوند گردد، و با اينكه ساليان درازى از عمر او و همسرش گذشته بود، و از نظر معيارهاى طبيعى بسيار بعيد به نظر مى رسيد كه صاحب فرزندى شود، ولى ايمان به قدرت پروردگار و مشاهده وجود ميوه هاى تازه در غير فصل ، در كنار محراب عبادت مريم ، قلب او را لبريز از اميد ساخت كه شايد در فصل پيرى ، ميوه فرزند بر شاخسار وجودش آشكار شود، به همين دليل هنگامى كه مشغول نيايش ‍ بود از خداوند تقاضاى فرزند كرد ، و آنگونه كه قرآن در نخستين آيه فوق مى گويد: در اين هنگام زكريا پروردگار خويش را خواند و گفت : پروردگارا! فرزند پاكيزه اى از سوى خودت به من (نيز) عطا فرما كه تو دعا را مى شنوى و اجابت مى كنى (هنالك دعا زكريا ربه قال رب هب لى من لدنك ذرية طيبة انك سميع الدعاء). <1> در اين موقع فرشتگان به هنگامى كه او در محراب ايستاده و مشغول نيايش بود، وى را صدا زدند كه خداوند تو را به يحيى بشارت مى دهد، در حالى كه كلمه خدا (حضرت مسيح ) را تصديق مى كند و آقا و رهبر خواهد بود، و از هوى و هوس بر كنار و پيامبرى از صالحان است (فنادته الملائكة و هو قائم يصلى فى المحراب ان الله يبشرك بيحيى مصدقا بكلمة من الله و سيدا و حصورا و نبيا من الصالحين ). نه تنها خداوند اجابت دعاى او را به وسيله فرشتگان خبر داد، بلكه پنج وصف از اوصاف اين فرزند پاكيزه را بيان داشت : نخست اينكه او به كلمة من الله حضرت مسيح (عليه السلام ) ايمان مى آورد، و با ايمان و حمايت از او سبب تقويت مسيح (عليه السلام ) مى گردد (توجه داشته باشيد كه منظور از كلمة در اينجا به قرينه آيه 45 همين سوره و 171 سوره نساء، حضرت مسيح (عليه السلام ) است و سبب اين تعبير به زودى روشن خواهد شد). همانگونه كه در تاريخ آمده است ، يحيى شش ماه از عيسى (عليه السلام ) بزرگتر بود و نخستين كسى بود كه نبوت او را تصديق كرد و به سوى او دعوت نمود، و چون در ميان مردم به زهد و پاكدامنى ، اشتهار تام داشت گرايش او به مسيح (عليه السلام ) اثر عميقى در توجه مردم به او گذاشت . دوم اينكه او مقام سيادت و رهبرى از نظر علم و عمل خواهد داشت و سوم اينكه او خود را از هوى و هوسهاى سركش و آلودگى به دنيا پرستى حفظ مى كند، اين معنى از واژه ((حصورا)) استفاده مى شود. واژه ((حصور)) از حصر به معنى حبس گرفته شده است ، در اينجا به معنى كسى است كه خود را از هوى و هوس ، منع كرده است ، اين واژه گاه به معنى كسى كه خوددارى از ازدواج مى كند نيز آمده به همين دليل جمعى از مفسران آن را به همين معنى تفسير كرده اند، و در پاره اى از روايات نيز به آن اشاره شده است . چهارم و پنجم اينكه او پيامبر بزرگى خواهد بود (توجه داشته باشيد كه نبيا به صورت نكره آمده كه در اينجا براى عظمت است ) و از صالحان و شايستگان خواهد بود. زكريا از شنيدن اين بشارت به وسيله فرشتگان ، غرق شادى و سرور شد و در عين حال نتوانست شگفتى خود را از چنين موضوعى پنهان كند، عرض كرد: پروردگارا! چگونه ممكن است فرزندى براى من باشد در حالى كه پيرى به من رسيده و همسرم ناز است (قال رب انى يكون لى غلام و قد بلغنى الكبر و امراتى عاقر). در اينجا خداوند به او پاسخ داد و فرمود: اينگونه خداوند هر كارى را كه بخواهد انجام مى دهد (قال كذلك الله يفعل ما يشاء). و با اين پاسخ كوتاه كه تكيه بر نفوذ اراده و مشيت الهى داشت ، زكريا قانع شد. 1 - آيا ترك ازدواج فضيلت است ؟ نخستين سوالى كه در اينجا پيش مى آيد. اين است كه اگر حصورا به معنى ترك كننده ازدواج باشد آيا اين عمل براى انسان امتيازى محسوب مى شود كه درباره يحيى آمده است . در پاسخ بايد گفت : اولا هيچگونه دليل قاطعى بر اينكه منظور از حصور در آيه ترك كننده ازدواج است در دست نيست . و روايتى كه در اين زمينه نقل شده از نظر سند مسلم نمى باشد. و هيچ بعيد نيست كه حصور در آيه به معنى ترك كننده شهوات و هوسها و دنيا پرستى و صفتى همانند زهد بوده باشد. ثانيا ممكن است يحيى نيز همانند عيسى بر اثر شرايط خاص زندگى و اجبار به سفرهاى متعدد براى تبليغ آيين خدا ناچار به مجرد زيستن بوده است . اين يك قانون كلى براى همه نمى تواند باشد و اگر خداوند او را به اين صفت مى ستايد به خاطر اين است كه او بر اثر شرايط خاصى ازدواج نكرد ولى در عين حال توانست خود را از گناه حفظ كند و به هيچ وجه آلوده نشود، به طور كلى قانون ازدواج ، يك قانون فطرى است و در هيچ آيينى ممكن نيست حكمى بر خلاف اين قانون فطرى ، تشريع گردد، بنابراين نه در آيين اسلام و نه در هيچ آيين ديگرى ترك ازدواج ، كار خوبى نبوده است . 2 - يحيى و عيسى (عليهماالسلام ) واژه يحيى از ماده حيات به معنى زنده مى ماند است ، كه به عنوان نام براى اين پيامبر بزرگ انتخاب شده است و منظور از زندگى ، هم زندگى مادى و هم معنوى در پرتو ايمان و مقام نبوت و ارتباط با خدا است و چنانكه از اين آيه و آيه 7 سوره مريم استفاده مى شود، اين نام را خداوند پيش از تولد براى او انتخاب كرد:((يا زكريا انا نبشرك بغلام اسمه يحيى لم نجعل له من قبل سميا)) (اى زكريا ما تو را بشارت به فرزندى مى دهيم كه نامش يحيى است و پيش از او همنامى برايش قرار نداديم ). ضمنا از جمله اخير استفاده مى شود كه نام مزبور نام بى سابقه اى بوده است . همانطور كه از آيات گذشته استفاده شد تقاضاى تولد يحيى بعد از مشاهده پيشرفتهاى سريع معنوى مريم به وسيله زكريا انجام شد. و جالب توجه اينكه بر اثر اين دعا خداوند فرزندى به زكريا داد كه از جهات زيادى شباهت به فرزند مريم ، عيسى داشت . از جهت نبوت در كودكى ، و از جهت مفهوم اسم (عيسى و يحيى هر دو از نظر لغت به معنى زنده مى ماند است ) و از نظر درود فرستادن خداوند بر آنها در مراحل سه گانه تولد، مرگ و حشر و از جهات ديگر. 3 - در آيات فوق زكريا به هنگام شرح پيرى خود مى گويد: و قد بلغنى الكبر (پيرى به سراغ من آمده ) ولى در آيه 8 سوره مريم از قول او مى خوانيم : و قد بلغت من الكبر عتيا، (من به آخرين مرحله پيرى رسيده ام ). اين اختلاف در تعبير به خاطر آن است كه همانطور كه انسان به سوى پيرى مى رود گويا پيرى و مرگ هم از طرف مقابل به سراغ او مى آيد چنانكه على (عليه السلام ) مى فرمايد: اذا كنت فى ادبار و الموت فى اقبال فما اسرع الملتقى : (چون كه تو به سوى پايان عمر مى روى و مرگ به سوى تو مى آيد چه زود به يكديگر خواهيد رسيد). <2> 4 - ((غلام )) از نظر لغت به معنى پسر جوان است . و ((عاقر)) از واژه ((عقر)) به معنى ريشه و اساس يا به معنى حبس است و اينكه به زنان نازا عاقر مى گويند يا به خاطر آن است كه كار آنان به پايان رسيده و يا اينكه از نظر تولد فرزند محبوس گشته اند. 5 - در اينجا سوالى پيش مى آيد كه تعجب و شگفتى زكريا با توجه به قدرت بى پايان پروردگار براى چه بود؟. ولى با توجه به آيات ديگر قرآن پاسخ آن روشن است . او مى خواست بداند كه از يك زن نازا كه حتى سالها پيش دوران قاعدگى را پشت سر گذاشته بود چگونه ممكن است ، فرزندى متولد شود؟ چه تغييراتى در وجود او پيدا مى شود آيا بار ديگر همچون زنان جوان و ميان سال عادت ماهانه مى بيند يا به طرز ديگر آماده پرورش فرزند مى شود. به علاوه ايمان به قدرت خداوند غير از شهود و مشاهده است . او در حقيقت مى خواست در اينجا ايمانش به مرحله شهود برسد و همانند ابراهيم كه ايمان به معاد داشت و تقاضاى شهود مى كرد مى خواست به چنين مرحله اى از اطمينان نايل گردد و اين طبيعى است كه هر انسانى هنگامى كه با مساله اى بر خلاف قوانين طبيعت مواجه مى شود در فكر فرو مى رود و تمايل پيدا مى كند كه يك نشانه حسى براى آن بيابد.
سوره : آل عمران    آیه : 39
متن عربی آیه : فَنَادَتْهُ الْمَلآئِكَةُ وَهُوَ قَائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرَابِ أَنَّ اللّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيَـى مُصَدِّقًا بِكَلِمَةٍ مِّنَ اللّهِ وَسَيِّدًا وَحَصُورًا وَنَبِيًّا مِّنَ الصَّالِحِينَ
ترجمه
پس همچنان که در محراب به نماز ايستاده بود ، فرشتگان ندايش دادند :خدا تو را به يحيی بشارت می دهد او کلمه خدا را تصديق می کند و خود مهتری است بيزار از زنان و پيامبری است از شايستگان
ترجمه فولادوند
پس در حالى كه وى ايستاده [و] در محراب [خود] دعا مى‏كرد، فرشتگان، او را ندا دردادند كه: خداوند تو را به [ولادت‏] يحيى- كه تصديق كننده [حقانيت‏] كلمة اللَّه [عيسى‏] است، و بزرگوار و خويشتندار [پرهيزنده از زنان‏] و پيامبرى از شايستگان است- مژده مى‏دهد.
ترجمه مجتبوی
پس فرشتگان او را، در حالى كه در نمازخانه به نماز ايستاده بود، آواز دادند: خدا تو را به يحيى نويد مى‏دهد، او كلمه خدا- يعنى عيسى- را باور دارد و مِهتر و پارسا- خويشتن‏دار از زنان- و پيامبرى از شايستگان است.
ترجمه مشکینی
پس فرشتگان او را در حالى كه در محراب خود به نماز و دعا ايستاده بود، ندا دادند كه خداوند تو را به (فرزندى به نام) يحيى مژده مى‏دهد كه تصديق‏كننده كلمه‏اى از خداوند (عيسى)، و رهبر و بزرگ (قوم خود) و خويشتن‏دار (از همه كارهاى باطل) و پيامبرى از تبار شايستگان است
ترجمه بهرام پور
پس در حالى كه در محراب به نماز ايستاده بود، فرشتگان او را ندا دادند كه خداوند تو را به يحيى نويد مى‏دهد كه تصديق كننده‏ى كلمه خدا (عيسى) است و بزرگوار و پارسا و پيامبرى از صالحان است
سوره : آل عمران    آیه : 40
متن عربی آیه : قَالَ رَبِّ أَنَّىَ يَكُونُ لِي غُلاَمٌ وَقَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَامْرَأَتِي عَاقِرٌ قَالَ كَذَلِكَ اللّهُ يَفْعَلُ مَا يَشَاء
ترجمه
گفت : ای پروردگار من ، چگونه مرا پسری باشد ، در حالی که به پيری ، رسيده ام و زنم نازاست ? گفت : بدان سان که خدا هر چه بخواهد می کند
ترجمه فولادوند
گفت: «پروردگارا، چگونه مرا فرزندى خواهد بود؟ در حالى كه پيرىِ من بالا گرفته است و زنم «نازا» ست! [فرشته‏] گفت: «[كار پروردگار] چنين است. خدا هر چه بخواهد مى‏كند.»
ترجمه مجتبوی
گفت: پروردگارا، چگونه مرا پسرى باشد، و حال آنكه پيرى به من رسيده، و زنم نازاست؟ گفت: چنين است، خدا آنچه خواهد مى‏كند.
ترجمه مشکینی
زكريا گفت: پروردگارا، چگونه براى من پسرى خواهد بود در حالى كه پيرى به من رسيده و همسرم نازاست؟! گفت: همين طور است، (لكن) خداوند هر چه بخواهد مى‏كند
ترجمه بهرام پور
گفت: پروردگارا! چگونه مرا فرزندى خواهد بود در حالى كه پير شده‏ام و همسرم نازا است؟ [فرشته‏] گفت: اين چنين [است كه‏] خدا هر چه خواهد مى‏كند
 
تفسیر نمونه
زكريا و مريم اين آيات گوشه اى از زندگى پيامبر الهى ، زكريا را در ارتباط با داست بيان مى كند. سابقا گفتيم ، همسر زكريا و مادر مريم خواهر يكديگر بودند و اتفاقا هر دو در آغاز، نازا و عقيم بودند، هنگامى كه مادر مريم از لطف پروردگار، صاحب چنين فرزند شايسته اى شد و زكريا اخلاص و ساير ويژگيهاى شگفت آور او را ديد، آرزو كرد كه او هم صاحب فرزندى پاك و با تقوا همچون مريم شود، فرزندى كه چهره اش آيت و عظمت خداوند گردد، و با اينكه ساليان درازى از عمر او و همسرش گذشته بود، و از نظر معيارهاى طبيعى بسيار بعيد به نظر مى رسيد كه صاحب فرزندى شود، ولى ايمان به قدرت پروردگار و مشاهده وجود ميوه هاى تازه در غير فصل ، در كنار محراب عبادت مريم ، قلب او را لبريز از اميد ساخت كه شايد در فصل پيرى ، ميوه فرزند بر شاخسار وجودش آشكار شود، به همين دليل هنگامى كه مشغول نيايش ‍ بود از خداوند تقاضاى فرزند كرد ، و آنگونه كه قرآن در نخستين آيه فوق مى گويد: در اين هنگام زكريا پروردگار خويش را خواند و گفت : پروردگارا! فرزند پاكيزه اى از سوى خودت به من (نيز) عطا فرما كه تو دعا را مى شنوى و اجابت مى كنى (هنالك دعا زكريا ربه قال رب هب لى من لدنك ذرية طيبة انك سميع الدعاء). در اين موقع فرشتگان به هنگامى كه او در محراب ايستاده و مشغول نيايش بود، وى را صدا زدند كه خداوند تو را به يحيى بشارت مى دهد، در حالى كه كلمه خدا (حضرت مسيح ) را تصديق مى كند و آقا و رهبر خواهد بود، و از هوى و هوس بر كنار و پيامبرى از صالحان است (فنادته الملائكة و هو قائم يصلى فى المحراب ان الله يبشرك بيحيى مصدقا بكلمة من الله و سيدا و حصورا و نبيا من الصالحين ). نه تنها خداوند اجابت دعاى او را به وسيله فرشتگان خبر داد، بلكه پنج وصف از اوصاف اين فرزند پاكيزه را بيان داشت : نخست اينكه او به كلمة من الله حضرت مسيح (عليه السلام ) ايمان مى آورد، و با ايمان و حمايت از او سبب تقويت مسيح (عليه السلام ) مى گردد (توجه داشته باشيد كه منظور از كلمة در اينجا به قرينه آيه 45 همين سوره و 171 سوره نساء، حضرت مسيح (عليه السلام ) است و سبب اين تعبير به زودى روشن خواهد شد). همانگونه كه در تاريخ آمده است ، يحيى شش ماه از عيسى (عليه السلام ) بزرگتر بود و نخستين كسى بود كه نبوت او را تصديق كرد و به سوى او دعوت نمود، و چون در ميان مردم به زهد و پاكدامنى ، اشتهار تام داشت گرايش او به مسيح (عليه السلام ) اثر عميقى در توجه مردم به او گذاشت . دوم اينكه او مقام سيادت و رهبرى از نظر علم و عمل خواهد داشت و سوم اينكه او خود را از هوى و هوسهاى سركش و آلودگى به دنيا پرستى حفظ مى كند، اين معنى از واژه ((حصورا)) استفاده مى شود. واژه ((حصور)) از حصر به معنى حبس گرفته شده است ، در اينجا به معنى كسى است كه خود را از هوى و هوس ، منع كرده است ، اين واژه گاه به معنى كسى كه خوددارى از ازدواج مى كند نيز آمده به همين دليل جمعى از مفسران آن را به همين معنى تفسير كرده اند، و در پاره اى از روايات نيز به آن اشاره شده است . چهارم و پنجم اينكه او پيامبر بزرگى خواهد بود (توجه داشته باشيد كه نبيا به صورت نكره آمده كه در اينجا براى عظمت است ) و از صالحان و شايستگان خواهد بود. زكريا از شنيدن اين بشارت به وسيله فرشتگان ، غرق شادى و سرور شد و در عين حال نتوانست شگفتى خود را از چنين موضوعى پنهان كند، عرض كرد: پروردگارا! چگونه ممكن است فرزندى براى من باشد در حالى كه پيرى به من رسيده و همسرم ناز است (قال رب انى يكون لى غلام و قد بلغنى الكبر و امراتى عاقر). در اينجا خداوند به او پاسخ داد و فرمود: اينگونه خداوند هر كارى را كه بخواهد انجام مى دهد (قال كذلك الله يفعل ما يشاء). و با اين پاسخ كوتاه كه تكيه بر نفوذ اراده و مشيت الهى داشت ، زكريا قانع شد. 1 - آيا ترك ازدواج فضيلت است ؟ نخستين سوالى كه در اينجا پيش مى آيد. اين است كه اگر حصورا به معنى ترك كننده ازدواج باشد آيا اين عمل براى انسان امتيازى محسوب مى شود كه درباره يحيى آمده است . در پاسخ بايد گفت : اولا هيچگونه دليل قاطعى بر اينكه منظور از حصور در آيه ترك كننده ازدواج است در دست نيست . و روايتى كه در اين زمينه نقل شده از نظر سند مسلم نمى باشد. و هيچ بعيد نيست كه حصور در آيه به معنى ترك كننده شهوات و هوسها و دنيا پرستى و صفتى همانند زهد بوده باشد. ثانيا ممكن است يحيى نيز همانند عيسى بر اثر شرايط خاص زندگى و اجبار به سفرهاى متعدد براى تبليغ آيين خدا ناچار به مجرد زيستن بوده است . اين يك قانون كلى براى همه نمى تواند باشد و اگر خداوند او را به اين صفت مى ستايد به خاطر اين است كه او بر اثر شرايط خاصى ازدواج نكرد ولى در عين حال توانست خود را از گناه حفظ كند و به هيچ وجه آلوده نشود، به طور كلى قانون ازدواج ، يك قانون فطرى است و در هيچ آيينى ممكن نيست حكمى بر خلاف اين قانون فطرى ، تشريع گردد، بنابراين نه در آيين اسلام و نه در هيچ آيين ديگرى ترك ازدواج ، كار خوبى نبوده است . 2 - يحيى و عيسى (عليهماالسلام ) واژه يحيى از ماده حيات به معنى زنده مى ماند است ، كه به عنوان نام براى اين پيامبر بزرگ انتخاب شده است و منظور از زندگى ، هم زندگى مادى و هم معنوى در پرتو ايمان و مقام نبوت و ارتباط با خدا است و چنانكه از اين آيه و آيه 7 سوره مريم استفاده مى شود، اين نام را خداوند پيش از تولد براى او انتخاب كرد:(يا زكريا انا نبشرك بغلام اسمه يحيى لم نجعل له من قبل سميا) (اى زكريا ما تو را بشارت به فرزندى مى دهيم كه نامش يحيى است و پيش از او همنامى برايش قرار نداديم ). ضمنا از جمله اخير استفاده مى شود كه نام مزبور نام بى سابقه اى بوده است . همانطور كه از آيات گذشته استفاده شد تقاضاى تولد يحيى بعد از مشاهده پيشرفتهاى سريع معنوى مريم به وسيله زكريا انجام شد. و جالب توجه اينكه بر اثر اين دعا خداوند فرزندى به زكريا داد كه از جهات زيادى شباهت به فرزند مريم ، عيسى داشت . از جهت نبوت در كودكى ، و از جهت مفهوم اسم (عيسى و يحيى هر دو از نظر لغت به معنى زنده مى ماند است ) و از نظر درود فرستادن خداوند بر آنها در مراحل سه گانه تولد، مرگ و حشر و از جهات ديگر. 3 - در آيات فوق زكريا به هنگام شرح پيرى خود مى گويد: و قد بلغنى الكبر (پيرى به سراغ من آمده ) ولى در آيه 8 سوره مريم از قول او مى خوانيم : و قد بلغت من الكبر عتيا، (من به آخرين مرحله پيرى رسيده ام ). اين اختلاف در تعبير به خاطر آن است كه همانطور كه انسان به سوى پيرى مى رود گويا پيرى و مرگ هم از طرف مقابل به سراغ او مى آيد چنانكه على (عليه السلام ) مى فرمايد: اذا كنت فى ادبار و الموت فى اقبال فما اسرع الملتقى : (چون كه تو به سوى پايان عمر مى روى و مرگ به سوى تو مى آيد چه زود به يكديگر خواهيد رسيد). 4 - ((غلام )) از نظر لغت به معنى پسر جوان است . و ((عاقر)) از واژه ((عقر)) به معنى ريشه و اساس يا به معنى حبس است و اينكه به زنان نازا عاقر مى گويند يا به خاطر آن است كه كار آنان به پايان رسيده و يا اينكه از نظر تولد فرزند محبوس گشته اند. 5 - در اينجا سوالى پيش مى آيد كه تعجب و شگفتى زكريا با توجه به قدرت بى پايان پروردگار براى چه بود؟. ولى با توجه به آيات ديگر قرآن پاسخ آن روشن است . او مى خواست بداند كه از يك زن نازا كه حتى سالها پيش دوران قاعدگى را پشت سر گذاشته بود چگونه ممكن است ، فرزندى متولد شود؟ چه تغييراتى در وجود او پيدا مى شود آيا بار ديگر همچون زنان جوان و ميان سال عادت ماهانه مى بيند يا به طرز ديگر آماده پرورش فرزند مى شود. به علاوه ايمان به قدرت خداوند غير از شهود و مشاهده است . او در حقيقت مى خواست در اينجا ايمانش به مرحله شهود برسد و همانند ابراهيم كه ايمان به معاد داشت و تقاضاى شهود مى كرد مى خواست به چنين مرحله اى از اطمينان نايل گردد و اين طبيعى است كه هر انسانى هنگامى كه با مساله اى بر خلاف قوانين طبيعت مواجه مى شود در فكر فرو مى رود و تمايل پيدا مى كند كه يك نشانه حسى براى آن بيابد. 
 
پی نوشت ها:
1-«ذريه» چنانکه گفتيم در اصل به معني فرزندان کوچک است ، گاه به اولاد بزرگ نيز گفته مي شود ، اين واژه هر چند دراصل معني جمعي دارد ، ولي بر مفرد هم اطلاق مي گردد (مفردات راغب) ضمنا «طيبه» به صورت مونث آمده با اينکه حضرت زکريا تقاضاي پسر کرده بود ، اين به خاطر مراعات ظاهر لفظ ذريه است.
2-نهج البلاغه ، حکمت 29.
وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

alizare1

alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد
دسترسی سریع به انجمن ها