عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

موقعیت تجاری افریقیه و مغرب و نقش آن در تأسیس خلافت فاطمی

موقعیت تجاری افریقیه و مغرب و نقش آن در تأسیس خلافت فاطمی
چهارشنبه 22 تیر 1390  02:00 ق.ظ

موقعیت تجاری افریقیه و مغرب و نقش آن در تأسیس خلافت فاطمی

منابع مقاله:

ماهنامه تاریخ اسلام، شماره 9، چلونگر، محمد علی(1)؛

فاطمیان پس از دو دهه دعوت و فعالیت سیاسی، مذهبی و نظامی در افریقیه و مغرب در سال 297 ه موفق به تشکیل خلافت در قیروان شدند.

از عواملی که به تشکیل این حکومت کمک کرد، موقعیت تجاری افریقیه و مغرب بوده است. افریقیه و مغرب دارای مراکز و جاده های بزرگ و مهم بازرگانی بود. وضعیت بازرگانی ویژه آن مناطق، جایگاه ممتازی را برای تشکیل خلافت فاطمیان فراهم کرد.

این مقاله در پی بررسی نقشی است که مراکز و راه های بازرگانی و تجاری افریقیه و مغرب در تأسیس خلافت فاطمیان داشته است.

واژه های کلیدی: بازرگانی و تجارت، افریقیه، مغرب (مراکش)، فاطمیان.

مقدمه:

از حکومت های مهم تشکیل شده در ناحیه غرب عالم اسلام، خلافت فاطمیان در افریقیه و مغرب است.(1) انتخاب افریقیه و مغرب توسط فاطمیان به عنوان محل قیام، منحصر به زمینه های سیاسی، اجتماعی و مذهبی موجود در آن منطقه نبوده است. در کنار آن ها بازرگانی منطقه ای عامل مهمی بوده، که تاکنون کمتر به آن توجه شده است.

در این مقاله به بررسی زمینه های تجاری موجود در مغرب و افریقیه که آن منطقه را حائز اهمیت کرده و توجه فاطمیان را برای تشکیل حکومت به خود جلب کرده است، پرداخته می شود. ویژگی بسیار مهم تجاری مغرب و افریقیه چیزی نبود که از دید قیامگران فاطمی پنهان مانده باشد. نقش بازرگانی این منطقه در تجارت دریایی مدیترانه بسیار مهم بود و همین مسئله موجب شده موقعیت اقتصادی و بازرگانی مغرب و افریقیه از زمان های دور مورد توجه قرار گیرد.

داعیان فاطمی از ابتدای قیام خود، در پوشش تجارت در مناطق مغرب و افریقیه رفت و آمد داشتند و کم و بیش نسبت به اوضاع بازرگانی و اقتصادی منطقه اطلاعاتی کسب کرده و این ناحیه را از جهت اقتصادی و تجاری مکانی مناسب برای ادامه کار تشخیص داده بودند.

موقعیت جغرافیایی و بازرگانی افریقیه و مغرب

مغرب موقعیتی ممتاز میان شرق اسلامی و اسپانیای مسلمان و نیز میان صحرا و سودان از یک سو و مدیترانه از سوی دیگر داشت. سه منطقه مغرب که مسلمانان شرق بر آنها حکمرانی داشتند، هر کدام موقعیت مهمی داشتند. افریقیه بر تنگه سیسیل تسلط داشت و مرکز قدیمی کارتاژ و منطقه ای سوق الجیشی به شمار می آمد. مغرب الاقصی مسلط بر تنگه جبل الطارق و معبر ایتالیا و اسپانیا بود. وضع حاشیه صحرا در کوهپایه اطلس متفاوت از دو منطقه دیگر بود. دامنه این منطقه بزرگ شرقی غربی محل انشعاب مسیرهای ماورای صحرا بود و قرارگاه پایانه های شمالیِ راه های کاروان روی بود که مجموعه شبکه ارتباطی بلاد سودان(2) صحرا را تشکیل می دادند. همچنین از منطقه یاد شده به عنوان مأمن کویری صحرانشینان بربر ساکن در فلات های بلند استفاده می شد. حاشیه بخش مرکزیِ ارتفاعات مغرب از شرق به غرب به صورت پلکانی است و از شمال به جنوب، یعنی از مدیترانه به سودان، امتداد دارد. ساحل با سلسله ای از کوه ها، تل اطلس، فلات های بلند، اطلس صحرا و بیابان به چند بخش تقسیم می شود. دشت های ساحلی نیز از هر طرف در افریقیه و مغرب الاقصی گسترده اند. مشکلات گروه هایی مانند رومی ها که می خواستند بر جبهه های مرتفع مسلّط شوند، ناشی از همین وضع جغرافیایی است.

در دنیای اسلام آن ایام، مغرب سرزمین سوق الجیشی مهمی محسوب می شد و از لحاظ افق ها و دیدگاه های تمدنی و هم چنین تماس و برخورد میان تمدن ها، پلی میان شرق و غرب عالم اسلام و نقطه اتصال میان سرزمین های متمدن بود. در دوره مسلمانان این منطقه از لحاظ جمعیت و شهری گری رشد تازه ای یافت و به لحاظ تجاری شکوفا شد.

مغرب در حاشیه جاده های بزرگ بازرگانی قرار نداشته، بلکه یکی از شریان های آن را تشکیل می داد. تجار شرقی زیادی برای خرید طلای سودان که توسط سوداگران مغرب از طریق صحرا حمل می شد، به شهرهای شمال افریقا می آمدند. مغرب، در این زمان نقش مهمی در داد و ستدهای تجاری بین سرزمین های مدیترانه و مناطق دیگر ایفا می کرد.(3) گسترش تمدن اسلامی در این دوران تا اندازه زیادی مدیون مغرب است.

مراکز افریقیه دارای تجارت فعالی با شرق مدیترانه و سیسیل و اسپانیا بودند. تونس به عنوان ناحیه سرحد اندلس بود و از آن جا برای عبور به اندلس استفاده می شد.(4) تونس نخستین بندری بود که با کشتی از آن جا به طرطوشه، واقع در ساحل اندلس می رفتند. «قابس» شهر صحرایی و مدیترانه ای، ورودی راه های سودان بود.

افریقیه و مغرب محل عبور محصولات سودان، از قبیل طلا(5) و واردات و صادرات تولیداتی مانند زعفران، پسته، پارچه، عاج، مروارید، اشیای تجملی و تولیدات غرب یعنی برده اسلاوی و پوست و شمشیر بود.(6) در کنار این محصولات، تجارت روغن زیتون نقش بسیار مهمی برای ساکنان نواحی غیر ساحلی افریقیه و مغرب داشت.(7)

اهمیت تجاری شهرهای مغرب و افریقیه

همان طور که بیان شد در آن ایام مغرب و افریقیه سرزمین عبوری میان حد غربی امپراتوری و شرق مسلمان، نیز معبر اسپانیا و سیسیل از یک طرف و قلمرو مسلمانان و سرزمین سودان و صحرا از طرف دیگر بود. بدین سان شاهد ترقی و جهش قابل ملاحظه ای شد که بر تجارت با ماورای صحرا استوار بود. در نتیجه گونه های شهرنشینی را در شمال صحرا (سجلماسه و میزاب) تا سواحل نیجر رواج می داد. بنیاد گذاری و بسط شهرهایی همچون فاس و قیروان، با وجهه تجارت مغرب و نیز با ترقی گروهی از شهرهای عمده کاروانی، ارتباط داشت که پایانه (ترمینال) راه های دسترسی به طلا و بردگان بود.

در آن عصر، مغرب مرکز ثقل تجاری بود که میدان نفوذش کم و بیش تا نواحی مجاور گسترده شده بود. قلب هر دولت یک شهر تجاری بود که در محل تقاطع کاروان های صحرایی از یک سو و در شرق از سوی دیگر واقع شده بود.

در دوره حکومت اغلبیان، قیروان نخستین، گسترش قابل ملاحظه ای یافت و دارای چهار شهر اقماری با نام های: قصر قدیم، رقّاده، صَبره و منصوریه بود.(8) اهمیت قیروان مانند قرطبه، ناشی از توسعه شهری حامی تجارت بود.

در بین شهرها، سجلماسه از نظر تجاری مهم ترین موقعیت را داشت. اگر به نقشه سمت غربی صحرای بزرگ نگاه کنیم، اهمیت تجاری سجلماسه آشکار می شود، چون بزرگ ترین دروازه به سوی شهرهای غربی سودان است. عمده راه های تجاری که از صحرا می گذرد، به این شهر منتهی می شود.(9)

دو ویژگی موجب اهمیت اقتصادی این شهر شده بود:

1. وجود معادن طلا و نقره،

2. موقعیت تجاری شهر.

آن جا بزرگ ترین بازار برای تجارت و تجار بود. در بازارهایش محصولات مختلف مغرب و افریقیه و سودان مثل طلای غیر مسکوک، پنبه، نمک، آبنوس، پوست، چوب، برده سیاه، واردات مغرب و اندلس، مصنوعات معدنی، منسوجات، ظروف و روغن معامله می شد.(10) ائمه بنی مدرار مانند ائمه رستمیان در این معاملات شرکت می کردند.

تجارت، سجلماسه را محل اجتماع مردم از هر فرقه و نحله قرار داده بود. در آن جا گروه ها و دسته هایی از سودان، مغرب، اندلس و جماعاتی از یهود حضور داشتند. رفاه اقتصادی مردم سجلماسه مورد توجه جغرافی دانان قرار گرفته است. یاقوت می گوید که مردم این شهر غنی ترین و ثروتمندترین افراد هستند.(11)

شهر سجلماسه به لحاظ موقعیت ممتازش همواره مورد ادعای حکومت های مغرب و اندلس بود. خلفای اندلس که شهر سبته واقع در آن سوی جبل الطارق را در تصرف داشتند، می کوشیدند راسا یا با قرار و پیمان با دیگران، روابط خود را با سجلماسه حفظ کنند، زیرا همان طور که ذکر شد، این شهر قرن ها یکی از مراکز داد و ستد طلا بود.(12)

از شهرهای مهم دیگر تجاریِ مغرب، تاهرت بود، که در اختیار اباضیه رستمی بود.(13) این شهر بر راه های منتهی به جنوب مسلط بود. به علت موقعیت مهم تجاری تاهرت،(14) در آن ایام عراق مغرب لقب داشت.(15) گروه هایی از زناته که بازرگانانی صحرا گرد و در کارهای تجاری عمده وارد بودند و از شبکه های موجود در مغرب یا سودان استفاده می کردند، در تاهرت مستقر بودند.(16)

بهره وری فاطمیان از امکانات تجاری اقتصادی مغرب و افریقیه

در دوران ظهور اسلام، سرزمین های متمدن کهن در نتیجه بهره برداری از منابع خود، از رمق افتاده بودند. در مقابل سرزمین های جوان که در غرب دنیای اسلام قرار داشتند، به عرضه امکانات اقتصادی نو و استعدادهای انسانی دست نخورده و منابع مهم بالقوه پرداختند.

سرزمین های تازه اهالی مشرق را به خود جذب کردند و فرقه ها و گروه هایی هم چون فاطمیان و قبل از آنان امویان اندلس، ادریسیان مغرب الاقصی و رستمیان مغرب الاوسط بر آن شدند که بخت خود را در این سرزمین ها بیازمایند.

ماجرا جویانی از گروه های مختلف، نیز سوداگران و بازرگانان، هم چنین ادیبان و فرهیختگان که مجذوب مستمری های کلان و طالب دست یابی به مقام های خالی در دولت های جدید اسلامی غرب بودند، رو به این سرزمین نهادند.(17)

مغرب دو نیروی بالقوه داشت که توجه قیام گران و طالبان قدرت و حکومت را به خود جلب می کرد: اوّل غنای نیروی انسانی. مغرب و افریقیه از دورترین ایام گروه های بزرگ بردگان را به شرق می فرستاد. پس از آن نیز هنگامی که مناطق قابل دسترس آن به اسلام گرویدند و سرچشمه بردگی بسته شد، مخزن سربازانی شد که به یاری آنان فتوحات اسپانیا و سیسیل و نیز تسلط برصحرا تا سودان انجام گرفت. این گروه های عظیم که دارای انگیزه های مادی و معنوی برای حمایت از دسته های قیام گر و قدرت طلب بودند، نیروی فوق العاده قدرتمندی بودند که بدون حمایت آنان امکان تشکیل هیچ کدام از حکومت های مستقلی که از قرن دوم هجری به بعد در مغرب و افریقیه تشکیل شد، وجود نداشت.

غنای بالقوه دیگری که در دوران اسلامی به فعلیت رسید، فتح باب جامعه بربر به جانب صحرا و سودان بود. آن چه در نتیجه بازرگانی سودانی بربری به جانب مدیترانه فرستاده می شد، طلا و مردان زنگی بود. طلا، قدرت بازرگانی را به ارمغان می آورد و زنگیان نیروی انسانیِ زراعت و کشاورزی و کار را تشکیل می دادند و کیفیت و ویژگی های رزمی آنان قدرت مغرب بربر را تقویت می کردند.

در منطقه مغرب چند جاده تجاری وجود داشت.(18) مهم ترین آن ها جاده ای بود که از صحرای غربی می گذشت و پس از طی حاشیه اقیانوس اطلس به سجلماسه می رسید. نقطه مقصد این جاده سجلماسه بود.(19) طلا از این شهر راه شمال و اسپانیا را در پیش می گرفت و یا از کناره های نیل می گذشت و به شرق سرازیر می شد.

از قرن دوم هجری که حکومت های مغرب و افریقیه توسعه قابل توجهی پیدا کردند، اکثر شهرها و نقاطی را که در جاده های بازرگانی واقع شده بود، به پایتختی برگزیدند. این شهرهای پایگاهی و ارتباطی یکی از عوامل پیشرفت شهری گری منطقه غرب و افریقیه به شمار می رفتند. به عنوان نمونه می توان از فاس بر روی جاده اسپانیا و از تِلِمسان و تاهرت و قیروان روی جاده شرق یاد کرد.

از اهداف اقتصادی فاطمیان مانند دولت های قبلی مغرب و افریقیه تسلط بر شهرها و راه های تجاری طلا بود، زیرا هر چه داد و ستد طلا در شهری بیش تر می شد، قدرت و اعتلای حکومت آن ناحیه فزونی می گرفت. به همین علت، حکومت های مغرب سعی می کردند شهرهای خود را در مسیر جاده طلا قرار دهند.

از بعضی منابع به دست می آید که سفر عبیدالله مهدی به همراه یک قافله تجاری به سجلماسه، یک حرکت تصادفی(20) و یا صرفا برای فرار از بنی عباس و دیگر مخالفان نبوده است. احتمال دارد وی می خواست ضمن پیشبرد دعوت در آن ناحیه به شناسایی راه های به دست آوردن طلا بپردازد.(21)

در این جا ریشه بسیاری از منازعات میان دولت ها و قبائل هم پیمان هر یک از آن ها روشن می شود. در واقع یکی از موضوعات اصلی منازعات، نظارت بر جاده طلا بود، نه حرص و آز ارضی.(22)

چگونگی تاسیس و تحکیم پی در پی قدرت سه حکومت مقتدر فاطمیان، مرابطون (448 541 هجری) و موحدون (524 668 هجری) در افریقیه و مغرب در قرون وسطی به خوبی نشان می دهد که بین قدرت سیاسی و تصرف شهرها و مناطق عبور طلا رابطه مستقیم وجود داشته است. در هر سه مورد گروه های نسبتا کم جمعیت تحت رهبری امیرانی که هدف های سیاسی و دینی شان از چارچوب قبیله تجاوز می کرد، توانسته اند بلافاصله پس از تصرف سجلماسه، دولت های بزرگی تاسیس کنند.

فاطمیان پس از آن که قیروان مرکز افریقیه را تصرف می کنند، متوجه مرکز راه های تجاری طلا و معادن طلا و نقره سجلماسه می شوند تا ضمن آزادی عبیدالله مهدی،(23) ارباب راه هایی شوند که به سودان منتهی می گردید. این شهر کلید اقتصادی مغرب محسوب می شد و علاوه بر آن که مرکز داد و ستد طلای سودان بود، دارای معادن طلا و نقره فراوانی بود.

حضور یهودیان در این شهر و شرکت آنان در داد و ستد طلا و نقره، موقعیت تجاری این شهر را مهم تر کرده بود.(24) فاطمیان علاوه بر شهر سجلماسه، همه شهرهای دیگری را که نقشی در تجارت و اقتصاد منطقه داشتند، به تصرف در آوردند؛ شهرهایی مثل تلمسان، فاس و تاهرت. رهبران فاطمی چون در سلک تجار و پیوسته در حال تجارت بودند، توجه خاصی به مناطق تجاری داشتند.(25) اما شهرها گر چه از جهت مذهبی جزء پایگاه های فاطمیان در دوران قیام و خلافت نبود اما از جهت اقتصادی و تجاری مورد توجه آنان بود.

اهمیت جاده طلای سودان نظر بسیاری از مورخان و جغرافی دانان عرب به خصوص ادریسی(26) و البکری(27) را به خود جلب کرده است.

استفاده فاطمیان از راه های تجاری برای گسترش دعوت در افریقیه و مغرب

موقعیت تجاری مغرب و افریقیه علاوه بر آن که موقعیت ممتازی برای تشکیل حکومت فاطمیان از نظر اقتصادی فراهم کرد، موجب شد داعیان از مراکز و راه های تجاری برای گسترش دعوت خود استفاده کنند.

همان طور که اشاره شد، در قرن سوم هجری درکنار جاده تجاری بلاد سودان با مغرب شبکه ای از مراکز تجاری فعال به وجود آمد. کاروان های تجاری در سرتاسر مغرب در این راه ها در آمد و شد بودند. با وجود تعصب مذهبی که بین بعضی از حکومت های مغرب و افریقیه وجود داشت و زمینه ساز درگیری هایی در قرن سوم و در آستانه قیام فاطمیان شده بود، این حکومت ها در موضوع تجارت با تسامح با یکدیگر برخورد می کردند. تسامح حکومت ها در اقتصاد و تجارت موجب شده بود همکاری اقتصادی بین مناطق تحت سلطه حکومت های رستمیان، بنی مدرار، اغلبیان، ادریسیان و امویان اندلس به وجود آید.

در این دوران مهم ترین شبکه های تجاری را در مغرب، خوارج اباضیه ایجاد کرده بودند. آنان در هر واحه ای، زاویه ای ایجاد نموده بودند. زاویه در اصل محلی برای عبادت بود، ولی در عمل به عنوان مراکز ملاقات و توقف و استراحت تجار استفاده می شد. در صحن زاویه، شب را به صبح می رساندند و در همان جا به معاملات تجاری می پرداختند. این شبکه تجاری در ابتدا در نواحی نَفُوسه، تاهرت و سجلماسه ایجاد شد، ولی بعدا همه نواحی صحرایی افریقیه و مغرب را در برگرفت.(28)

راه ها و مراکز تجاری در مغرب قبل از فاطمیان در گسترش تشیع نقش آفرین بود. هواداران اهل بیت و تشیع اعتقادات خود را از طریق کاروان های تجاری به شهرها و مراکز تجارت بردند. با حرکت کاروان های تجاری، عادات، مذاهب، قصص و حتی لهجه ها منتقل می شد. شهرهایی که از طریق کاروان های تجاری به تشیع گرایش پیدا کردند، از پایگاه های عمده تشیع در مغرب شدند. گرایش اهالی شهرهایی مثل باغایه به تشیع به واسطه ارتباط این شهرها با مراکز تجاری و اقتصادی مغرب و تلاش داعیان بوده است.(29) قاضی نعمان به نقش و اهمیت تجار و کاروان های تجاری در گسترش تشیع در بعضی شهرها اشاره دارد. وی در مورد تشیع اهالی نَفطَه که سابقه بیش تری در پذیرش شیعه بین مناطق مغرب دارد(30) می گوید: ورود تشیع به نفطه توسط تجّاری انجام گرفته که با مرماجنه داد و ستد داشتند. مرماجنه در نزدیکی همان شهری واقع شده بود که ابوسفیان، از داعیان اسماعیلی مغرب در آن سکونت داشت. تجار در رفت و آمدها با تعالیم ابوسفیان آشنا شده و به وی گرایش پیدا کردند و بعد از آن تشیع را به نفطه در منطقه قسطیلیه بردند.(31) قسطیلیه در دورترین ناحیه جنوب بود و از واردات حبوبات نواحی شمال استفاده می کرد. در مقابل ساکنان شمال از خرمای نفطه در جنوب استفاده می کردند.

ادریسیان قبل از فاطمیان برای گسترش دعوت و قیام خود، از مراکز تجاری و بازارهای بزرگ که برای قبائل تشکیل می شد، استفاده کرده بودند. آنان در ابتدای ورودشان به مغرب، از ولیلی که وسط راه فاس و مکناسه بود و مرکز تجاری مهمی برای عرضه کالاهای قبائل بود، استفاده می کردند. اهمیت این شهر مانند یک مرکز سیاسی مهم بود.(32)

بین گروه ها و فرقه ها در قرن سوم هجری، اسماعیلیان و فاطمیان بیش از دیگران از طریق تجار و جاده های بازرگانی برای گسترش دعوت خود استفاده کردند. داعی اسماعیلی احمدبن ابراهیم النیسابوری در گزارشی که از شیوه کار داعیان قرن سوم هجری نشان داده است، به این مسئله اشاره می کند و می گوید: داعیان برای گسترش دعوت و یافتن امام اسماعیلی که با عنوان تاجر در سلمیه اقامت کرده بود(33) و با داعیان ملاقات می کرد، به سلمیه رفت و آمد می کردند.(34)

فاطمیان از شهرها و شبکه های تجاری به صورت گسترده جهت اشاعه دعوت خود در افریقیه استفاده کردند. فاصله زیاد بین افریقیه و مراکز دعوت در سلمیه و یمن، برقراری ارتباط سریع بین داعیان و امام فاطمی را مشکل می ساخت. راه اطمینان بخشی که زمینه را برای ارتباط سهل کرد، وجود راه ها و کاروان های تجاری بود.

در بررسی دعوت فاطمیان در افریقیه این نکته استنباط می شود که رهبران اسماعیلی در سلمیه و یمن از آن چه در افریقیه و مغرب می گذشته،(35) سریعا اطلاع حاصل می کردند. این اطلاع رسانی با توجه به بعد مسافت، به نظر می رسد از طریق شبکه راه ها و کاروان های تجاری بوده است، مثلاً اطلاع ابن حوشب از مرگ داعیان قبل از ابوعبدالله شیعی و بلافاصله بعد از آن فرستادن ابوعبدالله، شاید از این طریق انجام گرفته باشد.

عبیدالله مهدی در سفر خود از مصر به طرف طرابلس از شبکه راه های تجاری بهره جست و همراه یکی از قافله های تجاری، خود را به افریقیه رساند. شاید از عواملی که موجب شد عبیدالله مهدی پس از خروج از طرابلس به جای حرکت به طرف قیروان به سِجِلماسه رود، همین موقعیت تجاری و شبکه راه های تجاری این شهر بوده است.

همان طور که بیان شد، سجلماسه در منتهی الیه جاده ای بود که از صحرا می گذشت. از این رو، تجار بسیاری از شام، عراق، اندلس و مغرب در آن جا مقیم بودند. فردی که در سجلماسه ساکن می شد، به آسانی می توانست با شهرهای اطراف ارتباط برقرار کند. عبیدالله که از موقعیت تجاری شهر آگاه بود، همراه فرزندش القائم در هیأت و زی تجار در آن جا اقامت گزید(36) و از آن جا با ابوعبدالله شیعی در ارتباط بود.(37) در واقع سکونت او در سجلماسه موجب شد که قیام فاطمیان از دو نقطه همزمان پیگیری شود: ابوعبدالله در افریقیه و عبیدالله مهدی در مغرب الاقصی.

عبیدالله مهدی در تماس با تجار عملاً زمینه گسترش دعوت را در نقاط مختلف مغرب و افریقیه فراهم می کرد. از طرف دیگر داعیان همراه کاروان های تجاری به این شهر می آمدند و با او تماس می گرفتند و دستورهای لازم را از او کسب می کردند.

نتیجه:

موقعیت جغرافیایی و تجاری افریقیه و مغرب در قرون اولیه اسلامی توجه مدعیان قدرت را برای قیام و تشکیل حکومت جلب کرد.

افریقیه و مغرب از جاده های بزرگ بازرگانی برخوردار بودند. مراکز افریقیه دارای تجارت فعالی با شرق مدیترانه و سیسیل و اسپانیا بودند. وضع ویژه آن مناطق جایگاه ممتازی را برای تشکیل حکومت فاطمیان از نظر اقتصادی فراهم کرد. از اهداف اقتصادی فاطمیان در انتخاب افریقیه و مغرب ،تسلط بر شهرها و راه های تجاری طلای آن مناطق بود.

در پایان قرن سوم شبکه های مهم تجاری در افریقیه و مغرب وجود داشت که قبل از حضور قیام کنندگان فاطمی تاسیس شده بودند. این راه ها و مراکز در گسترش تشیع در قرون دوم و سوم هجری تأثیر زیادی داشتند. فاطمیان بین گروه های قیام کننده ای که به آن مناطق آمدند، بیش از دیگران از مراکز و راه های بازرگانی موجود، برای گسترش دعوت خود استفاده کردند. آنان از طریق مراکز و راه های تجاری با مراکز اصلی دعوت در سلمیه و یمن ارتباط برقرار می کردند. عبیدالله مهدی از طریق جاده های تجاری با ابوعبدالله شیعی تماس برقرار می کرد. او در سفر خود از مصر به طرابلس و سجلماسه (مرکز بنی مدرار) از همین راه ها بهره جست. در واقع آن چه که پیروزی فاطمیان را تسریع بخشید و در مدت زمان کمی توانستند با سرتاسر افریقیه و مغرب تماس برقرار کنند، مراکز و راه های تجاری بود.

 

پی نوشت ها:

1. مغرب در منابع تاریخی و جغرافیای اسلامی به سرزمین های شمال افریقا از حدود غربی آن تا اقیانوس اطلس اطلاق شده است. این منطقه به سه قسمت تقسیم می گردد: مغرب الادنی (مغرب نزدیک)، مغرب الاوسط (مغرب میانه) و مغرب الاقصی (مغرب دور).

مغرب الادنی حدودا شامل تونس است. این ناحیه که افریقیه هم نامیده می شود، مرکزش در دوران اغلبیان، قیروان و در دوره فاطمیان شهر مهدیه بود. تشکیل خلافت فاطمیان در این قسمت از مغرب تحقق یافت. مغرب الاوسط حدودا به الجزائر و مغرب الاقصی به مراکش تا شمال موریتانی گفته می شود.

2. سودان در کتب جغرافیایی و تاریخی گذشته، مفهومی وسیع تر از کشور سودان امروزی دارد و منطقه ای از ساحل غرب افریقا تا کوه های حبشه را در بر می گیرد که عمدتا از اراضی صحرایی، دشت و استپ تشکیل می شود. منطقه سنگال، دریاچه چاد و نیجرعلیا، سودان غربی و حوزه علیا، سودان شرقی نامیده می شود. نیل علیا از نیزارهای باتلاقی صعب العبوری می گذرد که آن نیز در سودان قرار دارد. (ر.ک به کالین مک ایودی، اطلس تاریخی افریقا، ترجمه فریدون فاطمی، چاپ اوّل (تهران، نشر مرکز، 1365 ش) ص 52 .

3. ر.ک: ابوعبید عبدالله بن عبدالعزیز البکری، المغرب فی ذکر بلاد افریقیه و المغرب، تحقیق دوسلان (بغداد، مکتبة المثنی، بی تا) ص 2 14؛ طه ذنون، الفتح و الاستقرار العربی فی شمال افریقیا و الاندلس (بغداد، دارالرشید، 1982 م) ص 55 .

4. البکری، پیشین، ص 37 و 84؛ طه ذنون، پیشین، ص 55 57 .

5. زکریابن محمدبن محمود قزوینی، آثارالبلاد و اخبارالعباد، ترجمه جهانگیر میرزا قاجار، تصحیح میرهاشم محدث، چاپ اوّل (تهران، امیر کبیر، 1373 ش) ص 85 . عمده ترین شهر بلاد سودان که طلا از آن صادر می شد، غانه بوده است. برای مطالعه بیش تر مراجعه شود به: ابوبکر احمدبن محمد الهمدانی المعروف بابن الفقیه، مختصر کتاب البلدان، الطبعه الاولی (بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1988 م) ص 83؛ البکری، پیشین، ص 174 183.

6. البکری، پیشین، ص 47 و 56 و 57؛ طه ذنون، پیشین، ص 55 56؛ مجهول المولف، الاستبصار فی عجائب الابصار، تصحیح سعد ذغلول عبدالحمید (بغداد، دارالشؤون العامه، 1986 م) ص 201.

7. ر.ک: ابوعبدالله بن محمدبن احمد التیجانی، رحله التیجانی، تحقیق حسن حسنی عبدالوهاب (تونس، الدارالعربیه الکتاب، 1988 م) ص 65 66؛ عبدالرحمن بن محمدبن عبداللّه ، معالم الایمان فی معرفة اهل القیروان، روایه ابن ناجی التنوخی، تحقیق ابراهیم شبوح (قاهره مکتبة الخانجی، 1968 م)ج 1، ص 35 36.

8. ر.ک: شمس الدین ابوعبدالله محمدبن ابی طالب الانصاری الدمشقی، نخبة الدهر فی عجائب البر و البحر، الطبعة الاولی (بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1988 م) ص 314.

9. ر.ک: کالین مک ایودی، پیشین، ص 73؛ اسحاق بن حسین منجم، آکام المرجان فی ذکر المدائن المشهور فی مکان، ترجمه محمد آصف فکرت، چاپ اوّل (مشهد، آستان قدس رضوی، 1370 ش) ص 109.

10. ر.ک: ابوالقاسم بن احمد جیهانی، اشکال العالم، ترجمه علی بن عبدالسلام کاتب، تصحیح فیروز منصوری، چاپ اوّل (مشهد، شرکت به نشر، 1368) ص 63؛ مجهول المولف، حدودالعالم من المشرق الی المغرب، تصحیح منوچهر ستوده (تهران، طهوری، 1362)؛ اصطخری، مسالک و ممالک، تصحیح ایرج افشار، (تهران، علمی و فرهنگی، 1368) ص 42؛ مجهول المولف، الاستبصار، ص 200 202؛ انصاری الدمشقی، پیشین، ص 315 316.

11. شهاب الدین یاقوت الحموی، معجم البلدان (بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1978 م) ج 3، ص 192

12. مجهول المولف: الاستبصار، پیشین، ص 202؛ زکریابن محمدبن محمود، پیشین، ص 85.

13. ر.ک: ابوالقاسم عبیدالله بن عبدالله المعروف بابن خرداذبه، المسالک و الممالک، تصحیح محمد مخزوم، الطبعة الاولی (بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1988 م) ص 81.

14. ابوعبدالله محمدبن محمدبن ادریس الحمودی الحسینی المعروف بالشریف الادریسی، نزهة المشتاق فی اختراق الافاق (پورسعید، مکتبة الثقافة الدینیه، بی تا) ج 1، ص 255 256.

15. یاقوت حموی، پیشین، ج 2، ص 8.

16. ر.ک: اصطخری، پیشین، ص 46؛ کالین مک ایودی، پیشین، ص 67؛ البکری، پیشین، ص 70 71 و 75 و 80 و 142؛ طه ذنون، پیشین، ص 57.

17. وجود خواهان قدرت و شهرت را در مغرب و اندلس بسیار می توان دید. از این افراد می توان از ابوالحسن علی بن نافع، معروف به زریاب هنرمند و موسیقی دان ایرانی در اندلس یاد کرد. او از شاگردان اسحاق موصلی، موسیقی دان دربار هارون الرشید عباسی بود. چون در آهنگ سازی بر استاد خود برتری یافته و توجه هارون الرشید را به خود جلب کرده بود، موجب خشم و رشک اسحاق موصلی شد. زریاب که از دربار امویان اندلس، رفاه، آسایش و توجه آنان به هنرمندان مشرق زمین اطلاع داشت، به حکم بن هشام (180207هجری) نامه نوشت و با اذن او به اندلس رفت و مورد توجه واقع شد (ر.ک: احمدبن محمد المقری، الاندلس من نفح الطیب، (دمشق، منشورات وزاره الثقافه، 1990م) ج 3، ص 122133.

18. ویل دورانت جاده های تجاری را که مسلمانان در مغرب ایجاد کردند، سه جاده به طول 2500 تا 3200 کیلومتر معرفی می کند که اوج فعالیت آنان در قرن سوم هجری / نهم میلادی بوده است. (ر.ک: ویل دورانت، تاریخ تمدن، ترجمه ابوطالب صارمی و دیگران، چاپ دوم، (تهران، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، 1368ش) ج 4، عصر ایمان، بخش اوّل، ص 363).

19. ر.ک: ابوالقاسم بن حوقل، صورة الارض (بیروت، دار مکتبة الحیاة، بی تا) ص 65؛ ابوعبدالله مقدسی، احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم، تصحیح محمد مخزوم (بیروت دار احیاء التراث العربی، 1987م) ص 191؛ سعدون عباس نصرالله، دولة الادارسة فی مغرب، (بیروت، دارالنهضة، بی تا) ص 143.

20. ابن حماد در مورد حرکت عبیدالله مهدی به سوی سجلماسه می گوید: «··· إلی أنْ وصل إلی سجلماسه إما بعلم سبق و إنما بشی ءٍ اتفق» (ابوعبدالله محمدبن حماد صنهاجی، اخبار ملوک بنی عبید و سیرتهم، تحقیق التهامی نقره، عبدالحلیم عویس، (تونس، دارالقلم، 1987 م) ص 47).

21. حبیب جنحایی، دراسات التاریخ الاقتصادی و الاجتماعی للمغرب الاسلامی (بیروت، دارالغرب الاسلامی، 1984 م) ص 176.

22. در این جا سئوالی مطرح است که به چه علت طلای سودان در تحولات مغرب و شکل گیری دولت های بزرگ افریقیه و مغرب چنان نقش مهمی ایفا کرده است، با وجودی که مغرب نه منبع آن بوده و نه مقصد آن؟ از سودان می آمده و به شهرهای بزرگ مصر و شرق اسلامی روانه می شده است.

برای پاسخ به این سئوال باید به عقب برگردیم. گمان می رود تا قرن دوم یا سوم هجری، روابط تجاری میان سودان و مشرق مستقیما از طریق صحرای خاوری صورت گرفته است. از این قرن به بعد احتمالاً به سبب آشوب خوارج و صعوبت اقلیمی و طوفان های شن و حملات بدویان، کاروانیان اجبارا به جاده صحرای غربی که عبور از آن آسان تر است، روی می آورند و در نتیجه از مغرب و افریقیه عبور می کنند.

تغییر مسیر حمل و نقل طلا را باید یکی از موجبات پیشرفت مغرب و افریقیه شمرد. بی دلیل نیست دولت های قدرتمندی که در آن مناطق به وجود می آیند، بعد از تغییر مسیر است. فاطمیان از این مسئله جهت تحکیم موقعیت خود استفاده می کنند. در واقع باید گفت جاده طلا بسیاری از مسائل مربوط به اوضاع و احوال مغرب و افریقیه را روشن و قابل فهم می سازد. (ر.ک به ابن حوقل، پیشین، ص 65).

23. ابوحنیفه قاضی نعمان، افتتاح الدعوة، تحقیق وداد قاضی (بیروت، دارالثقافة، 1970 م) ص 231 245.

24. ر.ک: مجهول المولف، الاستبصار، پیشین، ص 202؛ احمد مختار العبادی، فی التاریخ العباسی و الفاطمی (بیروت، دارالنهضة العربیه، بی تا) ص 229.

25. فاطمیان بعد از تشکیل خلافت هم توجه خاصی به مناطق تجاری داشتند. آنان با یک سلسله حملات به فاس، تلمسان و به خصوص سبته سعی کردند در برابر نفوذ خلفای اندلس در سجلماسه، سدی ایجاد کنند و بدین طریق نظارت بر بخش عظیمی از جاده را در اختیار بگیرند. فاطمیان به یاری طلا در سال های بعد، برای اجرای طرح بزرگ خود که فتح مصر بود، منابع مالی جنگ و لشکرکشی را فراهم آوردند و مصر را تصرف کردند. مقریزی بیان می دارد برای لشکرکشی به مصر بین سال های 358 تا 362 هجری، 24 میلیون دینار توسط فاطمیان هزینه شد. تقی الدین مقریزی، خطط (بیروت، دار صادر، بی تا) ص 352.

شکوفایی اقتصادی مصر در عصر فاطمیان نیز تا حدود زیادی وابسته به طلای سودان بوده است. منبع عمده تأمین طلای مصر، در دوره قرون وسطی، بیش از هر زمان سودان غربی بوده است. مورخان و جغرافی دانان عرب از مقدار کاملاً خارق العاده طلا سخن می گویند که به سجلماسه یعنی انبار اصلی کالای تجارتی ماورای صحرا در جنوب شرقی مراکش می رسیده و از آن جا در طول ساحل مدیترانه ای دره نیل پیش رفته است. در نتیجه مصر که طلای سودان غربی بدان جا سرازیر می شد، همواره به عنوان سرزمینی توصیف شده که از نظر طلا بسیار ثروتمند است. ثعالبی می گوید: «از مختصات آن جا فراوانی دینار (سکه زر) در آن سرزمین است. گفته اند هرکس به مصر رود و از خواسته بی نیاز نشود، هرگز خدا او را بی نیاز نخواهد کرد».

(ابومنصور عبدالملک بن محمدبن اسماعیل ثعالبی نیشابوری، لطائف المعارف، ترجمه علی اکبر شهابی خراسانی (مشهد، انتشارات آستان قدس رضوی، 1368 ش) ص 214 213.

26. ادریسی، نزهة المشتاق فی اختراق الافاق، پیشین، ج 1، ص 23 25، 44، 103 105.

27. البکری اندلسی، پیشین، ص 172 183.

28. حسین مونس، معالم المغرب (قاهرة، دارالرشد، 1997 م)ص 120 122.

29. موسی اقبال، دور کتامة فی تاریخ الخلافة الفاطمیة منذ تاسیسها الی منتصف القرن الخامس الهجری 11 م (الجزائر، الشرکة الوطنیه للنشر، 1976) ص 217.

30. البکری در مورد سابقه تشیع نَفْطَة گوید که تمام ساکنان نَفْطَة در عصر محمدبن یوسف ورّاق جغرافی دان، شیعه بودند و به همین جهت این شهر به کوفه صُغری مشهور شده بود. بعضی از علمای شهر که به بجلی شهرت یافته بودند، از آن جا به گسترش عقائد شیعه بین ساکنان ناحیه سوس قبل از ظهور ابوعبدالله شیعی در افریقیه و مغرب پرداختند. (ر.ک: البکری، پیشین، ص 67).

31. قاضی نعمان، پیشین، ص 54 55؛ قاضی نعمان، شرح الاخبار، تحقیق محمدالحسینی الجلالی (قم، موسسة النشر الاسلامی، 1412 ه) ج 3، ص 413.

32. حسین مونس، معالم المغرب، ص 126.

33. احمدبن ابراهیم النیسابوری، استتارالامام علیه السلام و تفرق الدعاة فی الجزائر لطلبه، گردآوری و تصحیح سهیل زکار؛ الجامع فی اخبارالقرامطه فی الاحساء الشام العراق الیمن، الطبعه الاولی (دمشق، داراحسان، 1407 هجری / 1287 م) ج 1، ص 271 274.

34. النیسابوری در مورد تفصیل کار داعیان برای گسترش دعوت و یافتن امام می نویسد: وقتی امام اسماعیلی، خود را حتی از دید داعیان پنهان کرد، چند نفر از داعیان به نام های ابوغفیر، ابوسلمه، ابوالحسن بن الترمذی، جیادبن الخثعمی، احمدبن الموصلی، ابومحمدالکوفی در شهر عسکر مکرم اجتماع کردند و برای یافتن امام متعهد شدند. آنان در هیأت تجار و فروشندگان، اقالیم مختلف را پیمودند. وقتی در یک مکان امام را نمی یافتند، به مکان و شهر دیگری می رفتند. آنان به شهرهای حلب، الجزیره، حمص و معرة النعمان رفتند تا در نهایت امام را در معرة النعمان در کوهستان السماق در دیری یافتند. سپس در صدد بر آمدند مکانی برای اقامت امام بیابند. از بین مناطق، سلمیه را انتخاب کردند. عامل اصلی این انتخاب موقعیت تجاری این ناحیه بود، زیرا سلمیه شهری بود که تجار به آن می آمدند و دوست نمی داشتند از آن بروند و از حاکم شهر درخواست می کردند به آنان اجازه سکونت دهد. هر قسمتی از شهر در اختیار یکی از تُجار بود. این تجار از نواحی مختلف مثل بلخ، مدینة الرسول، حلب، رقه و... بودند.

امام اسماعیلی هم در سلمیه به عنوان یک تاجر بصری اقامت کرد و داعیانش را به صورت مخفی به مناطق مختلف می فرستاد. (همان: ص 271 273).

35. تقی الدین مقریزی، اتعاظ الحنفاء، تحقیق جمال الدین ااشیال (قاهره، وزارة الاوقاف، 1416 ق) ج 1، ص 55.

36. مجهول المولف، الاستبصار فی عجائب الامصار، پیشین، ص 202.

37. احمدبن ابراهیم النیسابوری، پیشین، ص 284.

منابع:

ابن حماد الصنهاجی، ابوعبدالله محمد، اخبار ملوک بنی عبید و سیرتهم، تحقیق التهامی نقره، عبدالحلیم عویس (تونس، دارالقلم، 1987 م).

ابن حوقل، ابوالقاسم، صورة الأرض (بیروت، دارالمکتبة الحیاة، بی تا).

ابن خرداذبه، ابوالقاسم، المسالک و الممالک، تصحیح محمد مخزوم(بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1988 م).

ابن عبدالله، عبدالرحمن بن محمد، معالم ایمان فی معرفة اهل القیروان، روایة ابن ناجی التنوخی، تحقیق ابراهیم شبوح (قاهره، مکتبة الخانجی، 1968 م).

ابن الفقیه، ابوبکر احمدبن محمد، مختصر کتاب البلدان (بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1988 م).

ادریسی، ابوعبدالله محمدبن محمدبن ادریس، نزهة المشتاق فی اختراق الافاق، پورسعید (بیروت، 0مکتبة الثقافه الدینیه، بی تا).

الانصاری الدمشقی، شمس الدین، نخبة الدهر فی عجائب البر والبحر (بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1988 م).

البکری، ابوعبید عبدالله بن عبدالعزیز، المغرب فی ذکر بلاد افریقیه و المغرب، تحقیق دوسلان (بغداد، مکتبه المثنی، بی تا).

التیجانی، ابوعبدالله بن محمد بن احمد، رحله التیجانی، تحقیق حسن حسنی عبدالوهاب (تونس، الدارالعربیه الکتاب، 1988 م).

ثعالبی نیشابوری، ابومنصور عبدالملک، لطائف المعارف، ترجمه علی اکبر شهابی خراسانی (مشهد، آستان قدس رضوی، 1368 ش).

جنحایی، حبیب، دراسات فی تاریخ الاقتصادی و الاجتماعی للمغرب الاسلامی (بیروت، دارالغرب الاسلامی، 1984 م).

جیهانی، ابوالقاسم بن احمد، اشکال العالم، ترجمه علی بن عبدالسلام ثابت، تصحیح فیروز منصوری (مشهد، شرکت به نشر، 1368 ش).

دورانت، ویل، تاریخ تمدن، ترجمه ابوطالب صارمی و دیگران (تهران، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، 1368 ش) جلد4.

ذنون، طه، الفتح و الاستقرار العربی فی فتح شمال افریقیا و الاندلسی (بغداد، دارالرشید، 1982 م).

العبادی، احمد مختار، فی التاریخ العباسی و الفاطمی (بیروت، دارالنهضة العربیة، بی تا).

قاضی نعمان، ابوحنیفه، افتتاح الدعوة، تحقیق ودادقاضی (بیروت، دارالثقافه، 1970 م).

قاضی نعمان، ابوحنیفه، شرح الاخبار، تحقیق محمدالحسینی الجلالی (قم، موسسة النشر الاسلامی، 1412 ق).

قزوینی، زکریا بن محمدبن محمود، آثار البلاد و اخبار العباد، ترجمه جهانگیر میرزا قاجار، تصحیح میرهاشم محدث (تهران، امیر کبیر، 1373 ش).

مجهول المؤلف، الاستبصار فی عجائب الابصار، تصحیح سعد ذغلول عبدالحمید (بغداد، دارالشؤون العامه، 1986 م).

مجهول المؤلف، حدود العالم من المشرق الی المغرب، تصحیح منوچهر ستوده (تهران، طهوری، 1362 ش).

المقری، احمد بن محمد، الاندلس من نفح الطیب (دمشق، منشورات وزارة الثقافه، 1990 م).

مقریزی، تقی الدین، اتعاظ الحنفاء، تحقیق جمال الدین الشیال (قاهره، وزارت اوقاف، 1416 ق).

مقریزی، تقی الدین، خطط (بیروت، دار صادر، بی تا).

مک ایودی، کالین، اطلس تاریخی افریقا، ترجمه فریدون فاطمی (تهران، نشر مرکز، 1365 ش).

منجم، اسحاق بن حسین، آکام المرجان فی ذکر المدائن المشهور فی مکان، ترجمه محمد آصف فکرت (مشهد، آستان قدس رضوی، 1370 ش).

مؤنس، حسین، معالم المغرب (قاهره، دارالرشد، 1997 م).

النیسابوری، احمدبن ابراهیم، استتار الامام علیه السلام و تفرق الدعاه فی الجزائر لطلبه، در مجموعه «الجامع فی اخبار القرامطه»، تصحیح سهیل زکار (دمشق، دار احسان، 1407 ق).

یاقوت الحموی، شهاب الدین، معجم البلدان (بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1978 م).

 


1 استادیار دانشگاه اصفهان.

وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

alizare1

alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد
دسترسی سریع به انجمن ها