عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

آغاز وحي همراه با آغاز يك حركت علمي

آغاز وحي همراه با آغاز يك حركت علمي
چهارشنبه 22 تیر 1390  03:21 ق.ظ

آغاز وحي همراه با آغاز يك حركت علمي
تفسير نمونه ج : 27ص :157
درست است كه در آن زمان اينگونه مسائل هنوز شناخته نشده بود ، ولى قرآن مجيد از طريق اعجاز علمى پرده از روى آن برداشته است.
از ميان اين تفسيرهاى چهارگانه تفسير اول روشنتر به نظر مى‏رسد ، هر چند جمع ميان چهار تفسير نيز بى مانع است.
از آنچه گفتيم روشن شد كه انسان بر طبق يك تفسير به معنى حضرت آدم و بر طبق سه تفسير ديگر به معنى مطلق انسانها است.
بار ديگر براى تاكيد مى‏افزايد : بخوان كه پروردگارت از هر كريمى كريمتر است ، و از هر بزرگوارى بزرگوارتر ( (اقرأ و ربك الاكرم
بعضى معتقدند كه اقرأ دوم تاكيدى است بر اقرأ در آيات قبل ، و بعضى گفته‏اند با آن متفاوت است ، در جمله اول منظور قرائت پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) براى خويش است و در جمله دوم قرائت براى مردم ، ولى تاكيد مناسبتر به نظر مى‏رسد ، زيرا دليلى بر اين تفاوت در دست نيست .
و به هر حال تعبير اين آيه در حقيقت پاسخى است به گفتار پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) در جواب جبرئيل كه گفت : من قرائت كننده نيستم ، يعنى از بركت پروردگار فوق العاده كريم و بزرگوار تو توانائى بر قرائت و تلاوت دارى.
تفسير نمونه ج : 27ص :158
سپس بهتوصيف خداوندى كه اكرم الاكرمين است پرداخته مى‏فرمايد : همان كسى كه به وسيله قلم تعليم فرمود ( الذى علم بالقلم)
و به انسان آنچه را نمى‏دانست ياد داد ( علم الانسان ما لم يعلم).
در حقيقت اين آيات نيز پاسخى است به همان گفتار پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) كه فرمود من قرائت كننده نيستم يعنى همان خدائى كه به وسيله قلم انسانها را تعليم داد ، و به انسان آنچه را نمى‏دانست آموخت ، قادر است كه به بنده‏اى درس نخوانده همچون تو نيز قرائت و تلاوت را بياموزد.
جمله ( الذى علم بالقلم ) تاب دو معنى دارد ، نخست اينكه : خداوند نوشتن و كتاب را به انسان آموخت و قدرت و توانائى اين كار عظيم را كه مبدأ تاريخ بشر ، و سرچشمه تمام علوم و فنون و تمدنها است ، در او ايجاد كرد .
ديگر اينكه منظور اين است كه علوم و دانشها را از اين طريق و با اين وسيله به انسان آموخت.
خلاصه اينكه طبق يك تفسير منظور تعليم كتابت است ، و طبق تفسير ديگر منظور علومى است كه از طريق كتابت به انسان رسيده است.
و در هر حال تعبيرى است پر معنى كه در آن لحظات حساس نخستين نزول وحى در اين آيات بزرگ و پر معنى منعكس شده است.
 
نكته‏ها:
 
1 -آغاز وحى همراه با آغاز يك حركت علمى بود
اين آيات چنانكه گفتيم به اعتقاد غالب مفسران يا تمام آنها نخستين آياتى است كه بر قلب پاك پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) نازل شده است و با تابش نخستين اشعه وحى فصل
تفسير نمونه ج : 27ص :159
تازه‏اى در تاريخ بشريت آغاز شد ، و نوع بشر مشمول يكى از بزرگترين الطاف الهى گشت ، كاملترين آئين‏هاى الهى كه نقطه پايان و ختم اديان بود ، نازل گرديد ، و پس از نزول تمام احكام و تعليمات اسلامى به مصداق اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا ( مائده- 3 )دين الهى تكميل و نعمتش به حد تمام و كمال رسيد و اسلام دين مرضى الهى گشت.
موضوع بسيار جالب اينجا است در عين اينكه پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) امى و درس نخوانده بود ، و محيط حجاز را يكپارچه محيط جهل و نادانى فرا گرفته بود ، در نخستين آيات وحى تكيه بر مساله علم و قلم است كه بلافاصله بعد از نعمت بزرگ خلقت و آفرينش در اين آيات ذكر شده است ! در حقيقت اين آيات نخست از تكامل جسم انسان ، از يك موجود بى‏ارزش مانند علقه ، خبر مى‏دهد ، و از سوى ديگر از تكامل روح به وسيله تعليم و تعلم مخصوصا از طريق قلم سخن مى‏گويد .
آن روز كه اين آيات نازل مى‏شد نه تنها در محيط حجاز كه محيط جهل بود كسى ارزشى براى قلم قائل نبود در دنياى متمدن آن زمان نيز قلم از اهميت كمى برخوردار بود.
اما امروز مى‏دانيم كه تمام تمدنها و علوم و دانشها و پيشرفتهائى كه در هر زمينه نصيب بشر شده بر محور قلم دور مى‏زند ، و به راستى مداد علماء بر دماء شهداء پيشى گرفته ، چرا كه هم زيربناى خون شهيد ، و هم پشتوانه آن مركبهاى قلمهاى دانشمندان است ، و اصولا سرنوشت اجتماعات انسانى در درجه اول به نيش قلمها بسته است.
اصلاحات جوامع انسانى از قلمهاىمؤمن و متعهد شروع مى‏شود ، و فساد و تباهى اجتماعات نيز از قلمهاى مسموم و فاسد مايه مى‏گيرد.
بى جهت نيست كه قرآن مجيد سوگند به قلم و آنچه با قلم مى‏نويسند ياد
تفسير نمونه ج : 27ص :160
كرده ، يعنى هم به ابزار و هم به محصول آن ابزار ، آنجا كه مى‏فرمايد : ن و القلم و ما يسطرون ( قلم - 1).
مى‏دانيم دوران زندگى بشر را به دو دوران تقسيم مى‏كنند : دوران تاريخ.
و دوران قبل از تاريخ.
دوران تاريخ زمانى است كه قلم و خواندن و نوشتن ابداع شده بود ، و انسان توانسته است چيزى از زندگى خود را با قلم بنگارد و براى آيندگان بيادگار بگذارد ، و به اين ترتيب تاريخ بشر مساوى است با تاريخ پيدايش قلم و خط ! .
در زمينه نقش قلم در حيات انسانها شرح مبسوطى در جلد 24 تفسير نمونه در آغاز سوره قلم داشته‏ايم.
بنابر اين پايه اسلام از همان آغاز بر علم و قلم گذارده شده ، و بى جهت نيست كه قومى چنان عقب مانده بقدرى در علوم و دانشها پيش رفتند كه علم و دانش را - به اعتراف دوست و دشمن - به همه جهان صادر كردند ، و به اعتراف مورخان معروف اروپا اين نور علم و دانش مسلمين بود كه بر صفحه اروپاى تاريك قرون وسطى تابيد ، و آنها را وارد عصر تمدن ساخت .
در اين زمينه كتابهاى فراوانى از سوى خود آنها تحت عنوان تاريخ تمدن اسلام يا ميراث اسلام نوشته شده‏اند.
چقدر نازيباست ملتى اين چنين ، و آئينى آن چنان ، در ميدان علم و دانش عقب بمانند و نيازمند ديگران و حتى وابسته به آنها شوند. 
منبع : تفسیر نمونه: سوره علق آیات 19 – 1
وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

alizare1

alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد
دسترسی سریع به انجمن ها