عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

صحابه در ميزان قرآن و تاريخ قسمت اول

صحابه در ميزان قرآن و تاريخ قسمت اول
چهارشنبه 22 تیر 1390  03:28 ق.ظ

صحابه در ميزان قرآن و تاريخ قسمت اول
تفسير نمونه ج : 8ص :107 
و در باره عيسى (عليه‏السلام‏) نيز مى‏خوانيم كه در حال كودكى به سخن آمد و به آنها كه در باره او گرفتار شك و ترديد بودند گفت : انى عبد الله آتانى الكتاب و جعلنى نبيا : من بنده خدايم ، كتاب آسمانى به من داده ، و مرا پيامبر قرار داده است هنگامى كه اينگونه آيات را با حديثى كه از پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) در بالا نقل كرديم كه او على (عليه‏السلام‏) را وصى و خليفه و جانشين خود قرار داد ضميمه كنيم روشن مى‏شود كه سخن المنار گفتار تعصب آميزى بيش نيست 
ثانيا اين موضوع از نظر تاريخى مسلم نيست كه ابو بكر سومين نفرى باشد كه اسلام را پذيرفته است ، بلكه در بسيارى از كتب تاريخ و حديث اسلام آوردن گروه ديگرى را قبل از او ذكر كرده‏اند . 
اين بحث را با ذكر اين نكته پايان مى‏دهيم كه على (عليه‏السلام‏) در سخنانش بارها به اين موضوع كه من اولين مؤمن و اولين مسلمان و نخستين نمازگزار با پيامبرم اشاره نموده و موقعيت خود را روشن ساخته است ، و اين موضوع در بسيارى از كتب از آن حضرت نقل شده . 
به علاوه ابن ابى الحديد از دانشمند معروف ابو جعفر اسكافى معتزلى نقل مى‏كند اينكه بعضى مى‏گويند ابو بكر سبقت در اسلام داشته اگر صحيح باشد چرا خودش در هيچ مورد به اين موضوع بر فضيلت خود استدلال نكرده است ، و نه هيچيك از هواداران او از صحابه چنين ادعائى را كرده‏اند .
 
4- آيا همه صحابه افراد صالحى بودند ؟ 
سابقا به اين موضوع اشاره كرديم كه دانشمندان اهل سنت معمولا معتقدند كه همه ياران پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) پاك و درستكار و صالح و شايسته و اهل بهشتند .  
تفسير نمونه ج : 8ص :108 
در اينجا به تناسب آيه فوق كه بعضى آنرا دليل قاطعى بر ادعاى فوق گرفته‏اند بار ديگر اين موضوع مهم را كه سرچشمه دگرگونيهاى زيادى در مسائل اسلامى مى‏شود مورد تجزيه و تحليل قرار مى‏دهيم : بسيارى از مفسران اهل سنت اين حديث را ذيل آيه فوق نقل كرده‏اند كه حميد بن زياد مى‏گويد : نزد محمد بن كعب قرظى رفتم و به او گفتم در باره اصحاب رسولخدا (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) چه مى‏گوئى ؟ گفت : جميع اصحاب رسول الله (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) فى الجنة محسنهم و مسيئهم ! : همه ياران پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) در بهشتند ، اعم از نيكوكار و بدكار و گنهكار ! گفتم اين سخن را از كجا مى‏گوئى ؟ گفت : اين آيه را بخوان و السابقون الاولون من المهاجرين و الانصار ... تا آنجا كه مى‏فرمايد : رضى الله عنهم و رضوا عنه سپس گفت : اما در باره تابعين شرطى قائل شده و آن اين است كه آنها بايد تنها در كارهاى نيك از صحابه پيروى كنند ( فقط در اين صورت اهل نجاتند ، و اما صحابه چنين قيد و شرطى را ندارند
ولى اين ادعا به دلائل زيادى مردود و غير قابل قبول است ، زيرا : اول - حكم مزبور در آيه فوق شامل تابعين هم مى‏شود ، و منظور از تابعان همانگونه كه اشاره كرديم تمام كسانى هستند كه از روش مهاجران و انصار نخستين ، و برنامه‏هاى آنها پيروى مى‏كنند ، بنابراين بايد تمام امت بدون استثناء اهل نجات باشند ! و اما اينكه در حديث محمد بن كعب از اين موضوع جواب داده شده كه خداوند در تابعين قيد احسان را ذكر كرده ، يعنى از برنامه نيك و روش صحيح صحابه پيروى كند ، نه از گناهانشان ، اين سخن از عجيب‏ترين بحثها است . 
چرا كه مفهومش اضافه فرع بر اصل است ، جائى كه شرط نجات تابعان و پيروان صحابه اين باشد كه در اعمال صالح از آنها پيروى كنند به طريق 
تفسير نمونه ج : 8ص :109 
اولى بايد اين شرط در خود صحابه بوده باشد . 
و به تعبير ديگر خداوند در آيه فوق ميگويد : رضايت و خشنودى او شامل حال همه مهاجران و انصار نخستين كه داراى برنامه صحيح بودند و همه پيروان آنها است ، نه اينكه مى‏خواهد مهاجران و انصار را چه خوب باشند و چه بد ، مشمول رضايت خود قرار دهد ، اما تابعان را با قيد و شرط خاصى بپذيرد . 
ثانيا - اين موضوع با دليل عقل به هيچوجه سازگار نيست ، زيرا عقل هيچگونه امتيازى براى ياران پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) بر ديگران قائل نمى‏باشد ، چه تفاوتى ميان ابو جهل‏ها و كسانى است كه نخست ايمان آوردند ، سپس از آئين او منحرف شدند . 
و چرا كسانى كه سالها و قرنها بعد از پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) قدم به اين جهان گذاردند و فداكاريها و جانبازيهاى آنها در راه اسلام كمتر از ياران نخستين پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) نبود ، بلكه اين امتياز را داشتند كه پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) را ناديده ، شناختند ، و به او ايمان آوردند ، مشمول اين رحمت و رضايت الهى نباشند . 
قرآنى كه مى‏گويد : گرامى‏ترين شما نزد خدا پرهيزكارترين شما است ، چگونه اين تبعيض غير منطقى را مى‏پسندد ؟ قرآنى كه در آيات مختلفش به ظالمان و فاسقان لعن مى‏كندو آنها را مستوجب عذاب الهى مى‏شمرد ، چگونه اين مصونيت غير منطقى صحابه را در برابر كيفر الهى مى‏پسندد ؟ آيا اينگونه لعنها و تهديدهاى قرآن قابل استثناء است ، و گروه خاصى از آن خارجند ؟ چرا و براى چه ؟! . 
از همه گذشته آيا چنين حكمى به منزله چراغ سبز دادن به صحابه نسبت به هر گونه گناه و جنايت محسوب نمى‏شود ؟ ثالثا - اين حكم با متون تاريخ اسلامى به هيچوجه سازگار نيست ، زيرا بسيار كسان بودند كه روزى در رديف مهاجران و انصار بودند ، و سپس از راه خود 
تفسير نمونه ج : 8ص :110 
منحرف شدند و مورد خشم و غضب پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) كه توام با خشم و غضب خدا است قرار گرفتند ، آيا در آيات قبل داستان ثعلبه بن حاطب انصارى را نخوانديم كه چگونه منحرف گرديد و مغضوب پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) شد . 
روشن‏تر بگوئيم : اگر منظور آنها اين است كه صحابه پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) عموما مرتكب هيچگونه گناهى نشدند و معصوم و پاك از هر معصيتى بودند ، اين از قبيل انكار بديهيات است . 
و اگر منظور آنست كه آنها گناه كردند و اعمال خلافى انجام دادند باز هم خدا از آنها راضى است ، مفهومش اين است كه خدا رضايت به گناه داده است ! چه كسى مى‏تواند طلحه و زبير كه در آغاز از ياران خاص پيامبر بودند و همچنين عايشه همسر پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) را از خون هفده هزار نفر مردم مسلمانى كه خونشان در ميدان جنگ جمل ريخته شد تبرئه كند ؟ آيا خدا به اين خون‏ريزيها راضى بود ؟ آيا مخالفت با على (عليه‏السلام‏) خليفه پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) كه اگر فرضا خلافت منصوص او را نپذيريم حد اقل با اجماع امت برگزيده شده بود ، و شمشير كشيدن به روى او و ياران وفادارش چيزى است كه خدا از آن خشنود و راضى باشد ؟ حقيقت اين است كه طرفداران فرضيه تنزيه صحابه با اصرار و پافشارى روى اين مطلب ، چهره پاك اسلام را كه همه جا ميزان شخصيت اشخاص را ايمان و عمل صالح قرار مى‏دهد زشت و بلامنظر ساخته‏اند . 
آخرين سخن اينكه رضايت و خشنودى خدا كه در آيه فوق است روى يك عنوان كلى قرار گرفته و آن هجرت و نصرت و ايمان و عمل صالح است ، تمام صحابه و تابعان مادام كه تحت اين عناوين قرار داشتند مورد رضاى خدا بودند ، و آن روز كه از تحت اين عناوين خارج شدند از تحت رضايت خدا نيز خارج گشتند . 
منبع : تفسیر نمونه : سوره توبه آیات 100- 79
وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

alizare1

alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد

پاسخ به:صحابه در ميزان قرآن و تاريخ قسمت دوم
چهارشنبه 22 تیر 1390  03:29 ق.ظ

صحابه در ميزان قرآن و تاريخ قسمت دوم
تفسير نمونه ج : 23ص :522 
گرچه بعضى از مفسران مفهوم اين جمله را محدود به كسانى كرده‏اند كه بعد از پيروزى اسلام و فتح مكه به مسلمانان پيوستند ، ولى هيچ دليلى بر اين محدوديت نيست ، بلكه تمام مسلمين را تا دامنه قيامت شامل مى‏شود ، و به فرض كه آيه ناظر به آن گروه خاص باشد از نظر ملاك و معيار و نتيجه عموميت دارد ، و به اين ترتيب آيات سه‏گانه فوق تمام مسلمين عالم را كه در سه عنوان مهاجرين و انصار و تابعين خلاصه مى‏شوند شامل مى‏گردد. 
جمله و الذين جاؤا ... ظاهرا عطف بر للفقراء المهاجرين است و بيانگر اين واقعيت مى‏باشد كه اموال فيى‏ء منحصر به نيازمندان مهاجرين و انصار نيست ، بلكه ساير نيازمندان مسلمين را در طول تاريخ شامل مى‏شود . 
اين احتمال نيز داده شده كه جمله مستقلى باشد ( به اين ترتيب كه و الذين جاؤا مبتدا و يقولون خبر است ) ولى تفسير اول با توجه به هماهنگى آن با آيات قبل مناسبتر به نظر مى‏رسد. 
قابل توجه اينكه در اينجا نيز اوصاف سه‏گانه‏اى براى تابعين ذكر مى‏كند : نخست اينكه آنها به فكر اصلاح خويش و طلب آمرزش و توبه در پيشگاه خداوندند. 
ديگر اينكه نسبت به پيشگامان در ايمان همچون برادران بزرگترى مى‏نگرند كه از هر نظر مورد احترامند ، و براى آنها نيز تقاضاى آمرزش از پيشگاه خداوند مى‏كنند . 
سوم اينكه آنها مى‏كوشند هر گونه كينه و دشمنى و حسد را از درون دل خود بيرون بريزند ، و از خداوند رؤف و رحيم در اين راه يارى مى‏طلبند ، و به اين ترتيب خودسازى و احترام به پيشگامان در ايمان و دورى از كينه 
تفسير نمونه ج : 23ص :523 
و حسد از ويژگيهاى آنها است. 
غل ( بر وزن سل ) چنانكه قبلا نيز گفته‏ايم در اصل به معنى نفوذ مخفيانه چيزى است ، و لذا به آب جارى در ميان درختان غلل مى‏گويند ، و از آنجا كه حسد و عداوت و دشمنى به طرز مرموزى در قلب انسان نفوذ مى‏كند به آن غل گفته شده ، بنابر اين غل تنها به معنى حسد نيست بلكه مفهوم وسيعى دارد كه بسيارى از صفات مخفى و زشت اخلاقى را شامل مى‏شود . 
تعبير به اخوان ( برادران ) و استمداد از خداوند رؤف و رحيم در پايان آيه همه حاكى از روح محبت و صفا و برادرى است كه بر كل جامعه اسلامى بايد حاكم باشد و هر كس هر نيكى را مى‏خواهد تنها براى خود نخواهد ، بلكه تلاشها و تقاضاها همه به صورت جمعى و براى جمع انجام گيرد ، و هر گونه كينه و عداوت و دشمنى و بخل و حرص و حسد از سينه‏ها شسته شود و اين است يك جامعه اسلامى راستين .
 
نكته : صحابه در ميزان قرآن و تاريخ 
در اينجا بعضى از مفسران بدون توجه به اوصافى كه براى هر يك از مهاجران و انصار و تابعين در آيات فوق آمده باز اصرار دارند كه همه صحابه را بدون استثنا پاك و منزه بشمرند ، و كارهاى خلافى كه احيانا در زمان خود پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) يا بعد از او از بعضى از آنان سر زده با ديده اغماض بنگرند ، و هر كس را در صف مهاجران و انصار و تابعين قرار گرفته چشم بسته محترم و مقدس بدانند. 
در حالى كه آيات فوق پاسخ دندان‏شكنى به اين افراد مى‏دهد ، و ضوابط 
تفسير نمونه ج : 23ص :524 
مهاجران راستين و انصار و تابعين را دقيقا معين مى‏كند. 
در مهاجران اخلاص ، و جهاد ، و صدق را مى‏شمرد. 
و در انصار محبت نسبت به مهاجران ، و ايثار ، و پرهيز از هر گونه بخل و حرص را ذكر مى‏كند. 
و در تابعين خودسازى و احترام به پيشگامان در ايمان ، و پرهيز از هر گونه كينه و حسد را بيان مى‏نمايد. 
با اين حال ما چگونه مى‏توانيم كسانى را كه فى المثل در جنگ جمل حضور يافتند ، و روى امام خود شمشير كشيدند ، نه اخوت اسلامى را رعايت كردند ، و نه سينه‏ها را از غل و كينه و حسد و بخل پاك ساختند ، و نه سبقت در ايمان على (عليه‏السلام‏) را محترم شمردند محترم بشمريم و هر گونه انتقاد از آنها را گناه بدانيم و چشم بسته در برابر سخنان اين و آن تسليم شويم ؟ ! بنابر اين ما در عين احترام به پيشگامان در خط ايمان پرونده اعمال آنها را چه در عصر پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) ، و چه در طوفانهاى شديدى كه بعد از او در جامعه اسلامى در گرفت ، دقيقا تحت بررسى قرار مى‏دهيم ، و بر اساس معيارهائى كه در همين آيات از قرآن دريافته‏ايم ، در باره آنها قضاوت و داورى مى‏كنيم ، پيوند خود را با آنها كه بر سر عهد و پيمان خود باقى ماندند محكم مى‏سازيم ، و از آنها كه در عصر پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) يا بعد از او رابطه خود را گسستند مى‏بريم ، اين است يك منطق صحيح و هماهنگ با حكم قرآن و عقل . 
منبع : تفسیر نمونه : سوره حشر آیات 24 – 8
وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

alizare1

alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد
دسترسی سریع به انجمن ها