عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

مقالات بیماریهای خاص و روش درمان

مقالات بیماریهای خاص و روش درمان
چهارشنبه 22 تیر 1390  12:39 ب.ظ

راهنماي تغذيه اي در سندرم دامپينگ

نويسنده : دکتر احمدرضا درستي مطلق

عوارض :
به دنبال برخي از انواع جراحي معده ، عوارضي چون سوءجذب يا اسهال چرب به همراه دامپينگ و هيپوگليسمي ايجاد مي گردد . حدود 10 درصد بيماران به دليل عبور سريع غذا ، کاهش ليپاز معدي و يا عدم کفايت عملکرد صفراوي و پانکراسي به اسهال چرب ثانويه مبتلا مي شوند .
اين مساله به دليل اختلال در زمان ورود غذا به روده کوچک و آزادسازي هورمون ها و آنزيم هاي روده اي و کاهش کارايي هضم است .
بيماراني که قبل از جراحي معده مشکل عدم تحمل لاکتوز نداشته اند ، امکان دارد که بعد از جراحي به کمبود نسبي لاکتاز مبتلا شوند ، اين مساله يا به علت ورود غذا به روده کوچک با سرعت بيشتر و يا به خاطر افزايش سرعت انتقال از ابتداي روده ي کوچک است .
ممکن است کم خوني ، پوکي استخوان و کمبودهاي ويتاميني و املاح معدني ، به علت سوء جذب طولاني مدت با محدوديت دريافت غذايي ايجاد شود . احتمال کاهش ترشح اسيد مي تواند سبب کمبود آهن گردد که به طور طبيعي باعث کاهش ترکيبات آهن مي شود و امکان جذب ، انتقال سريع و کاهش تماس با جايگاه هاي جذب آهن يا کم خوني را فراهم مي کند .
کمبود آهن در اين صورت باعث بروز آنمي مگالوبلاستيک مي شود . چنانچه مقدار مخاط معدي کاهش پيدا کند ، توليد فاکتور داخلي به ميزان لازم براي جذب کامل ويتامين B12 کاهش مي يابد و مي تواند منجر به آنمي پرنيشيوز گردد .
رشد بيش از حد باکتري ها در روده کوچک نيز سبب کاهش ويتامين B12 مي گردد؛زيرا باکتري ها با ميزبان در استفاده از اين ويتامين رقابت مي کنند. بعد از گاستروکتومي عموماً بيماران بايد دوزهاي پيشگيري کننده ويتامين B12 را به صورت تزريقي دريافت نمايند .
بيماراني که دچار علائم بعد از جراحي معده هستند ، اغلب با کاهش وزن رو به رو مي گردند . کاهش وزن نتيجه دريافت ناکافي مواد غذايي است که در اثر ترس و اضطراب ايجاد مي شود و اغلب با گيجي و عوارض ضعيف کننده همراه است .
بعضي بيماران عوارض ظاهري را اشتباهاً به جاي اينکه ناشي از مقدار ، ويژگي و يا نوع غذاي مصرفي بدانند ، ناشي از خود غذا خوردن مي دانند . گاهاً بيماران مصرف انواع غذاها را به درد و ناراحتي ايجاد شده مربوط مي دانند و به ندرت غذاهاي مناسب را بر اساس تجربيات انتخاب مي کنند .

درمان سندرم :
بسته به نوع جراحي و روش هاي تغذيه مورد استفاده فرد ، شدت علائم بيماري از خفيف تا ناتواني نسبي طبقه بندي مي شود . با آنکه عوارض و پيامدهاي کوتاه مدت و دراز مدت بسيار هستند ، ولي بهبود رژيم غذايي مي تواند باعث کاهش و يا از بين رفتن علائم در اکثر افراد گردد .
براي آن دسته از بيماران که عليرغم تغيير عادات غذايي همچنان علائم و عوارض در آنها مشاهده مي شود ، از داروهاي کاهش دهنده حرکات دستگاه گوارش استفاده مي کنند . علائم طي مراحل متعدد به وجود مي آيند ، که هر يک با مکانيسم هاي متفاوت ، با تخليه غذا و نوشيدني ها به داخل روده کوچک ارتباط دارند و همه بيماران ، پيامدهاي بيماري را با يک شدت بروز نمي دهند . در کل اين عوارض در 3 مرحله ظاهر مي شوند :
در اولين مرحله ، بيماران 10 تا 20 دقيقه پس از خوردن وعده ي غذايي با پري شکمي و تهوع رو به رو مي شوند . اين مرحله با تورم روده کوچک به خاطر وجود غذا و مايعات و همچنين تغيير جهت جزئي مايع از درون خون به درون روده همراه است . علت اين تغيير جهت هيپرتونيک شدن غذا در اثر عمل آنزيم ها است . در اين زمان علائمي مثل برافروختگي ، تپش قلب ، ضعف ، عرق کردن در بيماران ايجاد مي شود که افراد مبتلا نياز به نشستن يا دراز کشيدن پيدا مي کنند .
مرحله مياني که از حدود 20 دقيقه تا بيش از 1 ساعت بعد از خوردن غذا ايجاد مي شود ، با تورم شکم ، افزايش نفخ ، درد ناشي از دل پيچه و اسهال همراه مي باشد . علائم کولوني با تشديد سوء جذب کربوهيدرات ها و ساير مواد غذايي خورده شده و به دنبال آن تخمير مواد وارد شده به کولون مرتبط
است .
مرحله ي آخر ، 2 تا 3 ساعت پس از وعده غذايي اتفاق مي افتد که توام با واکنش کاهش قند خون يا هيپوگليسمي ( تغذيه اي ) است . بيماران دچار علائمي مثل عرق کردن ، اضطراب ، ضعف ، لرزه و يا گرسنگي شده و تمرکز خود را از دست مي دهند .
عبور سريع به همراه هيدروليز و جذب کربوهيدرات ها باعث افزايش شديد در سطح انسولين و به دنبال آن کاهش سطح گلوکز خون مي گردد . تغييرات سريع در سطح گلوکز خون و ترشح پپتيدهاي روده اي و پلي پپتيد شبه گلوکاگون مسئول ايجاد بخشي از علائم ياد شده هستند .
داروهاي آنالوگ سوماتواستاتين جهت کاهش سرعت تخليه معده در بيماران مبتلا به تخليه سريع و سندرم دامپينگ استفاده مي شود . داروي آکاربوز که مهار کننده آلفاگلوکوزيد هيدرولاز بوده و به طور طبيعي در کنترل ديابت مليتوس نوع II به کار مي رود ، نيز در برخي از افراد دچار سندرم دامپينگ استفاده مي شود . آکاربوز باعث مهار هضم و جذب نشاسته ، ساکاروز و مالتوز مي شود و مي تواند بروز هيپوگليسمي را کاهش دهد ، ولي توان تشديد ايجاد گاز در کولون و اسهال را دارد .

کمک تغذيه به درمان :
معالجه اختلالات دستگاه گوارش فوقاني در قرن اخير کاملاً تغيير کرده است . طي سال هاي طولاني ، بيماران از رژيم هاي حاوي شير و خامه زياد ، تبعيت مي کردند ؛ چرا که تصور مي شد اين مواد غذايي با ايجاد پوششي در ديواره ي معده باعث کاهش درد مي شوند . بعدها مشخص شد که اين رژيم اثر خاصي در درمان ندارد . از لحاظ زمان بندي ، رژيم اثر خاصي در درمان ندارد . از لحاظ زمان بندي ، رژيم در زمان قديم شامل 4 مرحله بود ؛ در مرحله اول با رژيم شير و خامه شروع شده و به مرور به مرحله چهارم مي رسيد که در آن به طور دلخواه فقط موادي مثل شکلات ، نعناع ، فلفل سياه و نوشابه هاي الکلي حذف مي شد .
پيشرفت در درمان پزشکي اين نوع اختلالات ، نياز به چنين روش خشک تغذيه درماني را تقريباً به طور کامل از بين برده است . امروزه خوشبختانه مراقبت تغذيه اي در بيماران مبتلا به اختلالات دستگاه گوارش فوقاني به صورت ويژه در تخصصي درآمده و بسيار موثرتر از سابق مي باشد و اين به خاطر بالا رفتن دانش و آگاهي در زمينه ي مکانيسم هاي نورو آندوکريني ، پاتوژن ها و عوامل محيطي موثر است . مهارت تغذيه اي ، تغييرات و مداخلات رژيمي به خوبي مي توانند سبب بهبود موثر جراحي و کل درمان شوند .
به دليل مشکلاتي که با غذا خوردن بروز مي کند ، بيماران مبتلا به سندرم دامپينگ به اندازه کافي غذا نمي خورند .
ضمناً از آنجا که به علت افزايش فعاليت روده اي دچار اسهال نيز مي شوند ، با کاهش وزن سوء تغذيه و خستگي رو به رو هستند . اولين هدف مراقبت تغذيه اي ، بهبود وضعيت تغذيه و بالا بردن کيفيت زندگي است . پروتئين ها و چربي ها به دليل آهسته تر بودن هيدروليزشان در محيط هاي فعال اسمزي ، بهتر از کربوهيدرات ها تحمل مي شوند .
مصرف کربوهيدرات هاي ساده مانند لاکتوز ، ساکاروز و دکستروز به دليل هيدروليز سريع ، بايد محدود گردد ؛ ولي کربوهيدرات هاي پيچيده ( نشاسته ) را مي توان در رژيم غذايي استفاده نمود . غذايي با هدف پيشگيري از علائم سندرم دامپينگ ، داراي چربي نسبتاً بيشتر ( تامين کننده 45 ـ 35 % کالري ) ،کربوهيدرات ساده کمتر و ميزان پروتئين بيشتر ( 20 % کالري ) خواهد بود .
درصورت وجود اسهال چرب مي توان از ترکيباتي که چربي آنها از مشتقات تري گليسيريدهاي متوسط زنجير است ، استفاده کرد . براي تنظيم هر رژيم غذايي بايد تاريخچه اجتماعي و رژيمي را بررسي نمود .
مصرف مايعات همراه غذا به دليل انتقال سريع آنها به داخل ژژونوم ( بخشي از روده کوچک ) ، مي تواند در بعضي از بيماران مشکلات عدم تحمل را ايجاد کند؛ بنابراين بهتر است بيماران مبتلا به سندرم دامپينگ مصرف مايعات همراه وعده غذايي را محدود کرده و مايعات را فقط بين وعده ها ( و آن هم بدون صرف غذاي جامد ) دريافت کنند . دراز کشيدن بلافاصله بعد از وعده غذايي امکان دارد باعث کاهش شدت علائم شود .
استفاده از مکمل هاي فيبر غذايي در کنترل سندرم دامپينگ مفيد است ، زيرا باعث کاهش زمان انتقال در دستگاه گوارش فوقاني شده و ميزان جذب گلوکز را پايين مي آورد و به دنبال آن پاسخ انسوليني را نيز کاهش مي دهد . پکتين که به طور طبيعي در ميوه ها ، سبزي ها و صمغ ها ( مثل گوار) وجود دارد ، در معالجه سندرم دامپينگ موثر مي باشد . در مصرف منابع پر فيبر بايد جانب احتياط را رعايت کرد ، چرا که موارد متعددي از انسداد به خاطر مصرف زياد صمغ گوار و ساير مواد با ويسکوزيته بالا به ويژه بدون دريافت آب کافي ، گزارش شده است .
بعد از عمل گاستروکتومي اغلب بيماران قادر به تحمل لاکتوز نيستند و مقدار بسيار کمي لاکتوز ( 6 گرم يا کمتر در هر وعده ) را در يک زمان مي توانند دريافت کنند . اين بيماران پنير و ماست غير شيرين را بهتر تحمل مي کنند . محصولات تجاري لاکتاز براي کساني که به طور مشخص دچار سوء جذب لاکتوز هستند ، در دسترس مي باشد . زماني که دريافت لبنيات به ناچار محدود باشد ، بايد از مکمل هاي کلسيم و ويتامين D استفاده نمود .
راهنماي مراقبت تغذيه اي براي بيماران مبتلا به سندرم دامپينيگ و هيپوگليسمي تغذيه اي :
ـ کوچک کردن حجم و افزايش تعداد وعده ها در روز ، جذب خالص را بهتر مي کند و انتقال مايع را کاهش مي دهد .
ـ مصرف غذاهايي با پروتئين بالا و چربي متوسط با ميزان کالري کافي به جهت نگهداري يا به دست آوردن وزن مورد نياز ، توصيه مي شود و کربوهيدرات هاي پيچيده نيزبا توجه به سطح تحمل بيمار وارد رژيم مي شود .
ـ دريافت غذاهاي فيبري باعث افزايش ويسکوزيته شده و سرعت انتقال مواد در دستگاه گوارش فوقاني را آهسته مي کند . به جهت پيشگيري از انسداد در زمان استفاده از مکمل هاي فيبري و به ويژه با توجه به بدي حرکت و باريک بودن خروجي مري يا معده ، بايد جانب احتياط را رعايت کرد .
ـ دراز کشيدن و اجتناب از فعاليت به ويژه تا يک ساعت بعد از غذا خوردن مي تواند به آهسته شدن تخليه معده کمک مي کند .
ـ دريافت مقادير زياد مايعات همراه وعده غذايي باعث تسريع انتقال در دستگاه گوارش مي گردد و بنابراين توصيه نمي شود . بهتر است مقادير کافي مايعات در طول روز به تناوب و هر بار حجم کوچک دريافت شود .
ـ مصرف مواد شيرين هيپرتونيک و غليظ فقط در مقادير بسيار کم قابل تحمل است .
اين مواد شامل انواع نوشابه هاي غيرالکلي ، آب ميوه ، پاي کيک ، بيسکويت و دسرهاي يخ زده مي باشد ( مگر اينکه با جانشين هاي قند تهيه شده باشند ) .
ـ لاکتوز به ويژه در شير و بستني خيلي کم قابل تحمل است ، چرا که باعث تسريع انتقال در دستگاه گوارش مي شود و بايد از مصرف اين مواد اجتناب گردد ، پنير و ماست بهتر تحمل مي شوند .
جدول داروهایی که به طور معمول در درمان اختلالات گوارشی استفاده می شوند .
amuzesh2005

amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:مقالات بیماریهای خاص و روش درمان
چهارشنبه 22 تیر 1390  12:41 ب.ظ

بيماري ام اس(MS) ؛ علائم و راههاي درمان

نويسنده: دکتر اميري، متخصص مغزواعصاب
 
 
مالتيپل اسکلروز(Multiple Sclerosis) يا ام اس بيماري عصبي با علت ناشناخته است که سيستم اعصاب مرکزي يعني مغز ونخاع را درگير مي‌کند.متاسفانه دانشمندان هنوز نتوانسته‌اند به علت واقعي اين بيماري پي ببرند و ازسوي ديگر درمان قطعي نيز براي اين بيماري وجود ندارد. اين دوموضوع درحال حاضر باعث شده است تا اين بيماران با مشکلات عمده‌اي مواجه باشند، اما متخصصان معتقدند که افزايش آگاهي بيماران مبتلا به MS وبه کارگيري راههاي درست درمان مي‌تواند تاحد قابل توجهي ازمشکلات پيش روي آنان کاسته وبهبود نسبي را براي اين بيماران ايجاد نمايد. بيماري MSيا مالتيپل اسکلروز بيماري است که سيستم عصبي مرکزي (CNS) را گرفتار مي‌کند و طي آن ميلين موجود برروي رشته‌هاي عصبي که نقش محافظتي دارند، ازبين مي‌رود ولذا هدايت جريان الکتريکي دچار اختلال شده وعلائم بيماري MS ظاهر مي‌شود. علت دقيق بيماري MS هنوز شناخته نشده است و دانشمندان هنوزنمي‌دانند که چه عواملي باعث حمله سيستم ايمني به بافتهاي سيستم عصبي مي‌شود.وي علائمي ازقبيل ضعف، کرخ‌شدن يا بي‌حسي برخي از اعضاي بدن نظير دست وپا، خستگي، عدم تعادل، دوبيني، مشکلات روده‌اي، اختلال درحافظه، حساسيت به گرما، لرزش و... را از مشخصه‌هاي بيماري MS عنوان مي‌کند و مي‌گويد: به دليل آن که ابتلا به اين بيماري درافراد مختلف به گونه‌اي متفاوت ظاهر مي‌شود بنابراين علائم بيماري نيز درافراد متفاوت است.باوجود آن که گفته مي‌شود بيش از 80درصد بيماران مبتلا به MS خويشاوندان نزديک مبتلا به MS ندارند بيماري MS يک بيماري ارثي نيست، اما چنانچه زمينه بيماري و استعداد خانوادگي نسبت به اين بيماري وجود داشته باشد، اين موضوع احتمال بروز بيماري در خويشاوندان نزديک را دوچندان مي‌کند. به گفته وي امروزه ثابت شده است که زنان بيش از مردان به بيماري MS مبتلا مي‌شوند.راههاي درمان اين بيماري هنوز درمان قطعي ندارد اما مي‌توان با درمان دارويي از شدت بيماري کاست. در واقع اين نوع درمان دراغلب موارد به منظور کاهش علائم ناشي ازبيماري MS که گاه بسيار آزاردهنده هستند به کاربرده مي‌شود و متاسفانه به دليل آن که بيماري MS با علائم گوناگوني ظاهر مي‌شود و بيماران دچار اختلال بينايي، مشکلات عضلاني وحتي ناراحتي‌هايي نظير يبوست ومشکلات مثانه‌اي و روده‌اي مي‌شوند بنابراين براي ازبين بردن هريک ازاين علائم ويا کاهش شدت آنها بايد درمان دارويي خاصي را به کاربرد ولي آنچه دراين بين اهميت دارد اين است که هريک ازبيماران مبتلا به MS بايد درخصوص مصرف داروها حتما با پزشک خود مشورت کنند وبه هيچ عنوان به درمان دارويي سرخود روي نياورند چراکه همان‌گونه که گفته شد اين بيماري به انواع گوناگون وبا علائم متفاوتي ظاهر مي‌شود که هريک درمان دارويي خاص خود را دارد وتنها پزشکان با کمک معاينات پزشکي مي‌توانند راه درمان را تشخيص بدهند.براساس آمار انجمن MS ايران ؛ 30هزاربيمار مبتلا به MS درکشور وجود دارد كه ازاين تعداد حدود 5هزار و500تن عضو انجمن MS هستند. بيماران مبتلا به MS اغلب جوان، باهوش واستعداد وتحصيل‌کرده هستند اما متاسفانه دربسياري ازموارد نيز فقر فيزيکي و فقر مالي به عنوان دومانع عمده، از حضور بيماران مبتلا به MSدر اجتماع وادامه تحصيل جلوگيري کرده است. بيماري MS نوعي بيماري درگيرکننده مغز ونخاع است که طي آن پوشش يا غلاف روي سلولهاي عصبي به دلايل ناشناخته‌اي خورده مي‌شود ولذا عبور پيامهاي عصبي توام با اختلال و دست‌انداز است، ازاين جهت است که مشکلات خاصي دراندامهاي مختلف بدن ايجاد مي‌شود وبه عنوان عواملي بازدارنده مانع ازتحرک شخص شده و اجازه فعاليتهاي اجتماعي وتحصيل را به وي نمي‌دهد. وي با اشاره به سير صعودي بيماري MS در کشور تاکيد مي‌کند: درحال حاضر تنها درخواست بيماران و انجمن MS، پيوستن بيماران MSبه مجمع بيماران خاص است چرا که تنها دراين صورت مي‌توان ازبارمالي درمان بيماري کم کرد بيماران مبتلا به MSدرحال حاضر درماه حدود 150 هزارتومان براي تهيه دارو هزينه مي‌کنند واغلب بيماران نيز تحت پوشش بيمه‌اي قرار ندارند. بيماران مبتلا به MS ازنظر درمان دارويي به سه گروه تقسيم مي‌شوند يک گروه بيماراني هستند که بيماري آنها جزئي است ونيازبه داروهاي علامتي ندارند وداروهاي سرپايي استفاده مي‌کنند اين گروه ماهانه 10الي 15هزارتومان هزينه دارو مي‌پردازند گروه دوم گروه حدوسط هستند که نياز شديدي به مصرف دارو دارند و پزشکان نيز تاکيد دارند که اين بيماران بدون هيچ وقفه‌اي بايد داروهاي خود را مصرف کنند به علاوه در شرايط نگهداري داروهاي اين گروه نيز اين‌گونه است که دارو حتما بايد در يخ حمل شده و دائما در يخچال نگهداري شود.گروه سوم نيز کساني هستند که به نوع پيشرفته بيماري دچار هستند و به طور مطلق بستري مي‌شوند و هيچگونه درمان دارويي درمورد اين بيماران پاسخگو نيست وبدليل آنکه ازمعلوليت شديد وازپاافتادگي رنج مي‌برند بايد مکاني براي نگهداري ازاين افراد نظير آسايشگاه و... وجود داشته باشد درحالي که با اين وضعيت درماه بالغ بر 250هزارتومان هزينه صرف نگهداري ازآنها خواهد شد وتنها با کمک دولت وخيرين مي‌توان جهت بهبود نسبي اين افراد اقدام نموده و آنان را به جامعه بازگرداند.
amuzesh2005

amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:مقالات بیماریهای خاص و روش درمان
چهارشنبه 22 تیر 1390  12:42 ب.ظ

دانستنی هایی درباره هپاتيت C

هپاتيت به انواع مختلفى تقسيم مى‌شود كه علت آن تفاوت در نوع ويروس اين بيمارى است. ويروس‌هاى هپاتيتى كه با حمله به بافت كبد منجر به تخريب اين بافت و موجب بيمارى هپاتيت مى‌شوند از نظر ژنتيكى بسيار به يكديگرشبيه هستند.
تعداد زيادى از بيماريها از دسته بيماريهاى ويروسى هستند يعنى حضور يك ويروس در بدن منجر به بيمارى مى‌شود. اين گروه از بيماريها درمان خاص و قطعى ندارند. هنوز دارويى ساخته نشده است كه بتواند ويروس را از بين ببرد. در اين حالت تنها سيستم ايمنى بدن بايد با بيمارى مبارزه كند. در نتيجه اگر دارويى براي بيمارى ويروسى تجويز شود تنها براى بالا بردن مقاومت بدن و حمايت از سيستم دفاعى درونى است.
بيشتر بيماريهاى دشوار و طولانى مدت، بيماريهاى ويروسى هستند. از جمله اين بيماريها، بيمارى هپاتيت است. بيمارى هپاتيت به انواع مختلفى تقسيم مى‌شود كه علت آن تفاوت در نوع ويروس اين بيمارى است. ويروس‌هاى هپاتيتى كه با حمله به بافت كبد منجر به تخريب اين بافت و موجب بيمارى هپاتيت مى‌شوند از نظر ژنتيكى بسيار به يكديگرشبيه هستند. آنچه كه اين ويروس‌ها را از هم متمايز مى‌كند تفاوت كوچكى در ساختار اطلاعاتى آنهاست. هر ويروس ذره كوچكى است كه ذخيره اطلاعاتى ژنتيكى خاص خود را به همراه دارد. بر پايه همين تفاوت كوچك ويروس‌هاى هپاتيتى به انواع مختلفى تقسيم و نامگذارى مى‌شوند. با آنكه نشانه‌هاى اوليه بيمارى هپاتيت در تمامى انواع اين بيمارى مشابه است اما نوع و شدت آسيب‌هاى كبدى در هر يك متفاوت است. ويروس هپاتيت نوع C كه موجب بيمارى هپاتيت C مى‌شود يكى از اين ويروس‌هاى اين گروه است.
بيمارى هپاتيت C كه طبق آمارهاى موجود بيش از 170 ميليون نفر در سراسر جهان به آن مبتلا هستند با نشانه‌هاى عمومى بيمارى هپاتيت همراه است. علائمى مثل تهوع، اسهال و ضعف عمومى. اما زردى پوست يا زردى سفيدى چشم در بيمارى هپاتيت C ديده نمى‌شود. اين مسئله يكى از تفاوت‌هاى بارز اين نوع هپاتيت با ساير انواع هپاتيت است.
دوره خفتگى بيمارى، يعنى از هنگام ورود ويروس تا شروع فعاليت آن ممكن است بين دو تا 20 ماه به طول انجامد. اين امكان هست كه پس از ورود ويروس بيمارى هپاتيت C سيستم دفاعى بدن بتواند تا مدتى مقاومت كند. گلبولهاى سفيد كه در خون شناورند مى‌توانند ويروس‌ها و باكترى‌ها را ببلعند و آنها را در خود هضم كنند. ويروس بيمارى هپاتيت C ممكن است تا مدتى در گلبولهاى سفيد به صورت خفته باقى بماند اما اين ويروس مى‌تواند به دلايل نامعلومى فعال شود. شروع فعاليت ويروس گاه به يك سرماخوردگى ساده شبيه است. از آنجا كه بيمارى هپاتيت C با زردى همراه نيست غالبا فرد متوجه ابتلا خود به بيمارى نمى‌شود. اما فاكتورهاى كبدى خون كه ميزان فعاليت آنزيم‌هاى كبدى را نشان مى‌دهند به شدت بالا مى‌رود كه نشان‌دهنده بر هم خوردن تعادل در كبد و آغاز بيمارى است.
روند بيمارى در بيمارى هپاتيت C سريع‌تر و آسيب‌هاى حاصل از آن شديدتر است. از جمله آسيب‌هاى جانبى اين بيمارى دردهاى مفصلى و از بين رفتگى بافت كليه است. متأسفانه بيمارى هپاتيت C بيش از 80 درصد موارد به سيروز كبدى مى‌انجامد. با تشخيص سريع بيمارى و بهره‌گيرى از داروهاى كمكى و بازدارنده مى‌توان از تخريب بيشتر بافت كبد جلوگيرى كرد و بيمارى را تا حدى كنترل كرد.
هپاتيت‌ها به شدت مسرى هستند. مهمترين راه انتقال بيمارى هپاتيت C از طريق تماس مستقيم با خون فرد بيمار و آلوده است. متأسفانه اين بيمارى در زندانها و در معتادان تزريقى آمار بالايى نشان مى‌دهد.‌ درمان بيمارى بسيار پرهزينه و مشكل است. مهمترين راه مقابله جلوگيرى از انتقال ويروس است.
واكسن بيمارى هپاتيت C تا به امروز كشف نشده است. اما واكسيناسيون عليه هپاتيت نوع B بدن را بيش از 75 درصد نسبت به هپاتيت نوع C نيز ايمن مى‌كند.

amuzesh2005

amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:مقالات بیماریهای خاص و روش درمان
چهارشنبه 22 تیر 1390  12:43 ب.ظ

انواع ام اس "MS"

«ام اس چيست؟» ام اس هنگامي در بدن آغاز مي‌شود كه گلبول‌هاي سفيد كه نقش دفاعي در بدن دارند به ميلين كه حفاظتي براي رشته‌هاي عصبي است و كمك مي‌كند كه پيام‌هاي الكتريكي با سرعتي چندين برابر منتقل شوند، بجاي يك عامل بيگانه حمله مي‌كنند و هر بار كه اين گلبول‌ها به رشته‌هاي اعصاب مربوط به يكي از اندام‌هاي بدن حمله كنند، آن اندام دچار مشكل مي‌شود. «انواع ام اس» شايد بتوان گفت دو بيمار ام اس را نمي‌توان يافت كه چگونگي شروع و ادامه بيماريشان شبيه هم باشد ولي در كل بيماري ام اس را مي‌توان به چهار دسته‌ اصلي تقسيم كرد.
1-ام اس خوش‌خيم (Benign MS) كه در اين نوع فقط تعداد كمي حمله رخ مي‌دهد كه اين حملات نيز معمولا با بهبودي كامل همراه است. اين نوع ام‌اس در طي زمان بدتر نمي‌شود و معمولا موجب هيچ ناتواني ماندگاري نخواهد شد. 2- نوع عود كننده و فردكش يابنده (Relapsihg Remitting MS ) كه اكثر مبتلايان بيماريشان را با همين نوع آغاز مي‌كنند و به اين صورت است كه در آنها هر حمله بيماري، يك دوره آرام در پي دارد كه بيماران در اين مدت مشكلي ندارند، حمله‌ها نيز معمولا غير قابل پيش‌بيني‌اند.
3- نوع پيشرونده ثانويه (Secondary Progressive MS ) ، اين دسته مي‌توان ادامه نوع قبلي دانست يعني پس از چندين سال حمله‌ و آرامش بيمار به حدي مي‌رسد كه بدون وجود دوره‌هاي واضحي از حمله با گذشت زمان ضعيف‌تر مي‌شود.
4- نوع پيشرونده اوليه (Primary Progressive) در اين نوع بيماري هرگز حالت‌هاي عود يا فروكش را ندارند و از همان حالت ممكن است هر زماني متوقف شود يا همچنان بدتر شود. «علائم و مشكلات شايع در ام اس» تظاهرات و سير بيماري ام اس از شخصي به شخص ديگر متفاوت است. چشم‌ها نيز معمولا اولين و شايع‌ترين عضو درگير هستند، قدرت بينايي نيز معمولا در اشخاصي كه درگيري چشمي داشته‌اند تا حدي كاهش مي‌يابد. اندام‌هاي دست و پا نيز ممكن است دچار مشكلات حسي و حركتي شوند مثل احساس كرختي، به خواب رفتگي يا سوزن سوزن شدن، اشكال در راه رفتن و حركات اداري ديگر را مي‌توان نام برد. گوش‌ها گاهي دچار مشكلاتي نظير وزوز يا كاهش شنوايي مي‌شوند. احساس نياز مكرر به دفع ادرار، بند آمدن و احتباس ادرار، بي‌اختياري در دفع ادرار و بالاخره كاهش ميل و توانايي جنسي از مشكلاتي هستند كه در دستگاه ادراري - تناسلي بيماران به وجود مي‌آيند. از دست دادن تعادل هنگام راه رفتن خصوصا در تاريكي ممكن است به خاطر درگيري مخچه باشد به جزء اين موارد مي‌توان به مشكلاتي نظير تمركز حواس و گاهي بي‌حواسي، اضطراب، افسردگي، احساس درد در ماهيچه‌ها، اشكال در سخن گفتن، اشكال در اجابت مزاج اشاره كرد. گروهي از عوامل مي‌توانند زمينه ساز ايجاد مشكلات جديد باشند كه از آنها مي‌توان به گرما و رطوبت، وزرش‌هايي كه حرارت بدن را بالا مي‌برند، تب و مهمتر از همه اينها فشار روحي و عصبي كه استرس رواني مي‌گويند. «ام اس و فيزيوتراپي» يكي از مشكلات اصلي ما، ضعف و محدوديت در حركت است كه از طرفي به علت درگيري قسمت‌هاي حركتي در مغز و نخاع و از طرف ديگر به علت كم حركت شدن خود بيماران كه به يكي از اين عوامل مربوط مي‌شود؛ افسردگي و بي‌حوصلگي، ترس از افتادن و كم بودن تحرك داراي عوارضي مانند كوتاه و ضعيف‌تر شدن عضلات ، زخم بستر، يبوست و ... تفاوت بيماران ام اس با افرادي كه بعد از شكستگي و باز كردن گچ نيازمند به فيزيوتراپي هستند، در اين است كه فيزيوتراپي بيماران ام اس ، براي مدت نامحدودي صورت مي‌گيرد. منظور ما از انجام حركات فيزيوتراپي رسيدن به وضعيت بهتر جسمي و روحي است. «چه بخوريم؟» معمولا زماني كه فرد بيمار شد بعد از اين كه به دنبال دارو و درمان رفت به فكر مي‌افتد كه چه مواد غذايي استفاده كند و از چه غذاهايي پرهيز كند. تاكنون هيچ رابطه مشخص بين مواد غذايي و ام اس پيدا نشده است، حالا كه مي‌دانيم بوسيله رژيم غذايي نمي‌توان ام اس را درمان كرد ولي با يك برنامه‌ريزي خوب غذايي مي‌توانيم از يكسري عوارض بيماري جلوگيري كنيم. به عنوان مثال استفاده كافي از ميوه‌ها و سبزيجات علاوه بر تامين درصد بالايي از ويتامين‌هاي ضروري مي‌تواند به بهتر كار كردن دستگاه گوارش و جلوگيري از يبوست كمك بسزايي كند. ما مي‌توانيم آزادانه غذاهاي متنوعي مصرف كنيم و يا از هر برنامه غذايي كه مي‌پسنديم پيروي كنيم به شرطي كه حاوي مواد اصلي و ضروري بدن باشد. اين مواد شامل پروتيئن‌ها، هيدرات‌هاي كربن (نشاسته و قند)، چربي‌ها، ويتامين‌ها و املاح مي‌باشد. طبق جدول پيشنهادي انجمن ام اس آمريكا براي يك رژيم غذايي متعادل، بهتر است بخش اصلي غذا از هيدراتهاي كربن و سپس ميوه‌ها و سبزيجات، گوشت و سرانجام كمترين سهم آن از چربي‌ها باشد. «درمان ام اس» داروهاي موجود براي درمان ام اس از نظر كاربرد به سه گروه اصلي تقسيم بندي مي‌شوند،
1- براي حملات بيماري، در اين دوره زماني معمولا به صورت تزريقي وريدي و يا خوراكي تجويز مي‌شوند و معمولا طول هر دوره بين چهار تا هفت روز طول مي‌كشد. از اين مواد، متيل پردنيزولون (سولومدرول يا دپومدرول) بيشتر به كار مي‌رود و به جز آن از دگزامتازون، پروفيرون، بتامتازون هم استفاده مي‌شود.
2- براي كنترل علائم بيماري: بيش از 30 داروي مختلف به اين منظور به كار مي‌روند، مثلا از آمانتادين براي كم كردن اختلالات حركتي و از باكلوفن براي مقابله با سفتي عضلاني (اسپاسم) استفاده مي‌شود.
3- براي كنترل دوره بيماري: براي اين منظور سه دارو وجود دارد كه دو عدد از آن‌ها از دسته اينترفرون‌ها هستند، اينترفرون‌ها مواد پروتئيني هستند كه به طور طبيعي در بدن براي مقابله با بعضي عفونت‌ها توليد مي‌شوند. اين سه دارو عبارتند از:
1- اينترفرون بتا، يكA (آوونكس)
2- اينتروفرون بتا، يك B (بتاسرون)
3- گلاتيرامراستات (كوپاكسون)
از روش‌هاي درماني ديگر مي‌توان به تاثير خوب بعضي از اين روش‌ها دقيقا اثبات شده است مانند كاردرماني، فيزيوتراپي، گفتاردرماني و ماساژ . اما روش‌هايي ديگري هم هست كه بيماران نتايج خوبي از آن گرفته‌اند، مثل مديتيشن ، يوگا، هوميوپاتي، انرژي درماني و .... «چه كساني ام اس مي‌گيرند؟» هنوز چگونگي شروع ام اس دقيقا مشخص نشده است ولي امروزه دريافته‌اند كه مثلا شيوع اين بيماري در مناطق مختلف دنيا با هم متفاوت است. به عنوان مثال در كشورهاي شمال اروپا و آمريكا و افرادي نيز كه پوست، مو و چشم روشن دارند شيوع آن بيشتر ديده مي‌شود ولي در سياه‌پوستان و ژاپني‌ها كمياب است. همچنين ام اس در خانم‌ها بيشتر از آقايان ديده مي‌شود و شروع آن معمولا در سنين 20 تا 40 سالگي است. در مورد اثر مهاجرت به ابتلاء به ام اس ديده شده در افرادي كه قبل از 15 سالگي به سرزمين ديگري مهاجرت كرده‌اند ميزان شيوع بيماري مانند ميزان شيوع آن در مردم سرزمين جديد است. اين بيماري بيشتر در كساني بروز مي‌كند كه شخصيت خاصي دارند چنين افرادي معمولا مسئوليت پذير ولي حساس هستند كه هنگام بروز ناملايمات خيلي خودخوري مي‌كنند.

amuzesh2005

amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:مقالات بیماریهای خاص و روش درمان
چهارشنبه 22 تیر 1390  12:44 ب.ظ

راهکارهاي مبارزه با آنفلوانزاي خوکي

در روزهاي گذشته خبر انتشار و همه گير شدن بيماري آنفلوانزاي خوکي در دنيا و سرعت انتقال آن از دغدغه هاي مهم جهاني گرديده است . با توجه به اين امر نظر شما عزيزان را به موارد زير جلب کرده و از شما خواهان پيگيري آن در سطوح مختلف علمي و اجتماعي هستيم .
چگونه از خود و خانواده ام در برابر انفلوانزاي خوکي محافظت کنم ؟
احتياط هاي معمول را به کار بنديد . آنفلوانزاي خوکي مانند هر نوع سرماخوردگي ديگر از راه تماس سرفه و عطسه منتقل مي شود . دست هاي خود را به طور مرتب بشوييد . اگر آب و صابون در دسترس نيست ، مي توانيد از ژل هاي تميز کننده دست استفاده کنيد . همان گونه که هوشياري در برابر آلودگي براي پيشگيري از ابتلاي شما و خانواده تان به بيماري ضروري است ، در صورتي که خود مشکوک به ابتلا به آنفلوانزا هستيد ، حتماً هنگام عطسه و سرفه جلوي دهان و بيني خود را بگيريد . اگر دستمال به همراه نداريد ، هنگام عطسه يا سرفه قسمت داخلي آرنج خود را در برابر دهان و بيني بگيريد تا دستانتان آلوده نشوند .
آنفلوانزاي خوکي چه نشانه هايي دارد ؟
آنفلوانزاي خوکي همانند ساير انواع سرماخوردگي عمل مي کند . بيماران دچار تب و لرز ، سردرد ، سرماخوردگي ، گلودرد ، کوفتگي و درد مفصل مي شوند . اين بيماري گاهي با تهوع و اسهال همراه است .
آيا انتقال ويروس آنفلوانزاي خوکي به سادگي انجام مي شود ؟
محققان هنوز اطلاعات کاملي از نحوه ي انتقال ويروس انفلوانزاي خوکي به دست نياورده اند . سازمان بهداشت جهاني به تازگي برآورد خود مبني به سهولت انتقال اين ويروس ميان انسان ها منتشر کرده است .
اگر با کسي در تماس هستيد که سرماخوردگي دارد ، با او دست ندهيد و روبوسي نکنيد . ويروس آنفلوانزا در اماکن عمومي وجود دارد و تماس با سطوحي مانند دستگيره اتوبوس و صفحه کامپيوتر به راحتي شما را آلوده مي کند . اگر دستان خود را به دستگيره در يا اتوبوس زده ايد ، آن را به دهان و بيني خود نزنيد .
آيا آنفلوانزاي خوکي قابل درمان است ؟
بله .داروهايي که در سال هاي گذشته براي درمان انواع قوي آنفلوانزا توليد شده اند ، توانايي خوبي براي کمک به مبتلايان به آنفلوانزاي خوکي دارند . در حقيقت همه گيري جهاني بيماري هايي مانند آنفلوانزاي مرغي و سارس در سال هاي گذشته آمادگي مراجع درماني را براي مقابله با همه گيري هاي جديد افزايش داده است .
آيا واکسن سرماخوردگي که زمستان گذشته دريافت کردم ، من را از ابتلا به آنفلوانزاي خوکي مصون مي کند ؟
احتمالاً خير . هر چند واکسن هاي سرماخوردگي بدن افراد را در برابر ويروس آنفلوانزا که شامل ويروس آنفلوانزاي خوکي نيز هست ، مقاوم مي کند ولي مسئولان مرکز کنترل و پيشگيري از بيماري هاي آمريکا مي گويند آزمايش هاي اوليه آنها بيانگر عدم ايجاد مصونيت در دريافت کنندگان واکسن سرماخوردگي است .
آيا آنفلوانزاي خوکي از راه مواد غذايي مانند گوشت خوک منتقل مي شود ؟
خير . آنفلوانزاي خوکي از دهان و بيني منتقل مي شود و يک بيماري مجاري تنفسي است .
amuzesh2005

amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:مقالات بیماریهای خاص و روش درمان
چهارشنبه 22 تیر 1390  12:46 ب.ظ

وعده هاي غذايي بيشتر با حجم کمتر

نويسنده:دکتر محمد رضا وفا متخصص تغذيه

عوامل بسياري بايد پيش از تغذيه رعايت شوند. تقسيم بندي زماني بسيار مهم است؛ مثلاً تنظيم زمان استراحت و خواب و زمان ورزش.
تمام اين موارد با هم بر عملکرد ذهني و جسمي فرد تاثير مي گذارند. دانش آموزان و دانشجويان بايد سعي کنند، وعده هاي غذايي خود را به سه وعده اصلي و دو ميان وعده تقسيم کنند.
صبحانه:صبحانه حتماً بايد صرف شود. اين از نظر فيزيولوژيک تمام وعده هاي غذايي ديگر را تنظيم مي کند و عملکرد ذهني و جسمي را بسيار بالا مي برد. کسي که صبحانه نمي خورد، تمرکز کمي دارد و هماهنگي دست با چشم و گوش با مغز، در افرادي که صبحانه را حذف مي کنند، پايين است. بنابراين تاکيد مي شود، صبحانه اي کامل که از 4 گروه اصلي مواد غذايي تشکيل شده باشد ، مصرف شود.
گروه شيرو لبنيات، نان و غلات، سبزي ها و صيفي جات (تکه هاي کوچک خيار، گوجه، هويج، بروکلي...) و گوشت ها و مواد پروتئيني، تنوع مطلوبي را در صبحانه ايجاد مي کنند؛ چرا که تنوع يکي از اصول اساسي تغذيه است.
*هر گروه از مواد غذايي تامين کننده يک گروه از مواد مورد نياز بدن است. فرض کنيد، شخصي يک روز از گروه لبنيات صرف نظر کند؛ او با مواد غذايي گروه هاي ديگر، هر قدر هم زياد، نمي تواند کمبود ويتامين B2 را جبران کند...
ميان وعده صبح: ميان وعده ها با فاصله کوتاهي ازوعده هاي اصلي قرار مي گيرند و بهتر است ميان وعده غذايي از گروه ميوه و سبزيجات و صيفي جات باشد؛ مثلاً اگر ساعت 7 صبحانه صرف شده، ساعت 10 مي توان از ميوه هاي مختلف فصل که تازه و سالم هستند، ميل کرد.
ناهار: با فاصله 2 - 3 ساعت از ميان وعده صبح، مي توان ناهار را ميل کرد و از انواع غلات (برنج، نان، ماکاروني، سيب زميني) در اين وعده بهره برد.
سعي شود از گروه چربي ها کمتر استفاده شود، اما روغن هاي ميان گياهي منبع سرشار ويتامين E بوده و قادرند ترکيبات آنتي اکسيدان هم توليد کنند؛ بنابراين در عملکردهاي طبيعي بدن موثر خواهند بود.
دانش آموزان بايد گوشت و سبزي وصيفي را هم در ناهار خود بگنجانند.
ميان وعده بعد از ظهر: مي توانند بعد از گذشت 2 - 3 ساعت از ناهار ، انواع سالادهاي سبزيجات را مصرف کنند.
بنا به توصيه اخير سازمان جهاني بهداشت، بايد در روز حداقل 5 نوبت ميوه و سبزيجات مصرف شود.
شام: از خوردن غذاي چرب و حجيم پرهيز و به يک شام سبک بسنده کنند؛ همچنين از خوردن ماست و دوغ خودداري کنند... براي داشتن خوابي آرام، مي توانند قبل از خواب يک ليوان شير ولرم بنوشند.
*کمبود يد و آهن به شدت بر عملکرد مغزي و تمرکز تاثير گذار است و نهايتاً سطح يادگيري و توانمندي هاي فکري آنها را به طور قابل توجهي کاهش مي دهد؛ بنابراين تاکيد مي شود که تمام گروه هاي غذايي به طور کامل در برنامه غذايي شخص باشند.
*عده اي از کودکان و نوجوانان به بعضي از گروه هاي غذايي ميل ندارند و به اصطلاح بعضي از غذاها را دوست ندارند؛ اما اين خصلت بايد تا حد امکان کنار گذاشته شود و بهتر است والدين اين گونه غذاها را به گونه اي آماده کنند که مطابق ذائقه و سليقه فرزندشان باشد و براي او جذابيت داشته باشد. براي مثال، بسياري از کودکان و نوجوانان گوشت چرخ کرده دوست دارند ولي به انواع ديگرخوراکي هاي گوشتي رغبتي ندارند....
پس همان طور که عرض شد، بهتر است با ابتکار و ايجاد جذابيت در غذا، کودک را به صرف غذاهاي لازم و ضروري ترغيب کرد.
*پرخوري سبب سستي مي شود و در نهايت بر عملکرد ذهني دانش آموزان و دانشجويان تاثير مي گذارد و از آنجا که در دوره امتحانات تحرک کمتر مي شود، پرخوري باعث اضافه وزن خواهد شد.
*با تند خوردن غذا، بدن کنترل فيزيولوژيکي خود را از دست مي دهد و ممکن است در يک وعده غذايي بيش از نياز انرژي دريافت شود و با عدم فعاليت کافي، سبب چاقي شود.
*بين وعده هاي غذايي مرتب آب بنوشند. بهترين نوشيدني هم آب ساده است. در کل بهتر است حس تشنگي خود را حساس کنيم؛ هميشه يک بطري يا پارچ آب در دسترس مان باشد تا به محض احساس خشکي در دهان، هر چند خيلي کم، آب نوشيده شود؛ زيرا دفع آب بدن به شدت بر عملکرد ذهني و جسمي اثر مي گذارد.
*نوشيدني هايي مانند چاي، قهوه و نسکافه براي اين عزيزان به مقدار بسيار کنترل شده توصيه مي شود. مقدار کم اين نوشيدني موجب هوشياري مي شود؛ حداکثر ميزان مصرف اين نوشيدني ها هم 3 - 4 فنجان در روز است و مصرف زياد آنها مي تواند اثر معکوس داشته باشد؛ به اين مفهوم که منجر به دفع زياد آب و حالت دهيدراتاسيون مي شود و از دست دادن آب بدن بر عملکرد ذهني و جسمي تاثير خواهد گذاشت.
منجر به يبوست وسوء هاضمه و ديگر مشکلات گوارشي نيز مي شود و در نهايت بر اشتها وميل به غذا خوردن تاثيرات نامطلوبي مي گذارد که اين سيکل معيوبي است...
*سعي کنند از غذاهاي خيلي شور يا خيلي شرين مصرف نکنند و در مصرف غذاهايشان تعادل داشته باشند.

amuzesh2005

amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:مقالات بیماریهای خاص و روش درمان
چهارشنبه 22 تیر 1390  12:47 ب.ظ

فراموشم نکن تا مي تواني

نويسنده:ماهور قدوسي

حافظه نتيجه فعاليتي پيچيده در مغز است که به ما اجازه مي دهد اطلاعات را ذخيره کنيم و زماني که به آن نياز داريم و در مواقع لزوم ، دوباره به خاطر بياوريم. دو نوع حافظه داريم: سيستم حافظه اي که اتفاقات زندگي شخصي را نگهداري مي کند که به آن حافظه اتوبيوگرافيک مي گوييم و سيستم حافظه اي که اطلاعات را درباره اطراف نگهداري مي کند. از آنجايي که اين دوسيستم مجزا از هم کار مي کنند، ممکن است همه اتفاقات جالب طول مدت تعطيلات را به خاطر بياورد؛ در صورتي که آن چه را در مدرسه آموزش ديده، به خوبي نتواند به ذهن بسپارد. حافظه ما اطلاعات را به طور معمول از طريق حواس بينايي، شنوايي ، بوياي و لامسه ذخيره مي کند.
آلزايمر به جاي خود. اين روزها همه مي خواهند از تکنيک هاي تقويت حافظه بدانند و روش هايي که باعث مي شود در امتحانات درس ها را بهتر به خاطر بسپارند.
به طور معمول، ما تنها اطلاعاتي را به ياد مي آوريم که لازم داريم و آنهايي که خيلي قديمي هستند. فراموش مي شوند... اما چرا بعضي چيزها را از ياد مي بريم؟ جوابش بسيار ساده است؛ چون مغز ما با اطلاعات زيادي بمباران مي شود. حتي با وجود اين که ظرفيت ذخيره اطلاعات هم بالاست. اگر تمام اطلاعات را از لحظه اي که متولد مي شويم در حافظه ذخيره کنيم، حافظه ما به طور کامل مختل مي شود واقعيت اين است که ما به همه آن اطلاعات نيازي هم نداريم و تنها به بعضي نياز داريم. ما مي توانيم بعضي از اطلاعات خاص را براي مدت کوتاهي در ذهن به خاطر بسپاريم که به آن حافظه کوتاه مدت مي گويند. اما گاهي با کوشش و تمرين و تکرار، اطلاعات را براي طولاني مدت به خاطر مي سپاريم. وقتي مي گوييم «فراموش کردم» به اين معني است که اطلاعات را به درستي در حافظه کوتاه مدت خود ذخيره نکرده ايم يا اين اطلاعات در حافظه طولاني مدت ذخيره شده، اما نمي توانيم آن را پيدا کنيم؛ چرا که يا به شيوه اي بد ذخيره شده يا مدت زيادي از آن اطلاعات استفاده نکرده ايم.

چه کسي حافظه برتر دارد؟
حافظه افراد گوناگون با هم فرق مي کند. بعضي افراد، حافظه طولاني مدت خوبي دارند و بعضي ديگر حافظه طولاني مدت شان ضعيف است. مانند ساير مهارت هاي شناختي، ارث در حافظه نقش برجسته اي دارد. اما تحقيقات نشان مي دهد که تفاوت ميان افراد با حافظه خوب و حافظه ضعيف، به روش هايي که آنان براي ياديگري اطلاعات در اولين بار استفاده مي کنند. بستگي دارد. با تقويت شيوه هاي يادگيري مناسب، مي توان اطلاعات بيشتري را به نحو بهتري به خاطر سپرد و در مواقع لزوم آن را به ياد آورد. با وجود تفاوت در حافظه، تحقيقات نشان مي دهد که بسياري از مردم با تمرين هاي صحيح و بهره مندي از شيوه هاي خاص، مي توانند حافظه بهتري داشته باشند. اين به معني آن نيست که ما مي توانيم ظرفيت ذخيره حافظه مان را بيشتر کنيم؛ بلکه به معني آن است که مي توانيم حافظه مان را کارآمدتر کنيم؛ يعني اطلاعات جديدي را به خاطر بسپاريم، براي مدت طولاني تري آن ها را در خاطر حفظ کنيم و دوباره وفوراً در مواقع لزوم به ياد آوريم.

راه هاي تقويت حافظه
براي داشتن حافظه بهتر و کارآمد، چند نکته کليدي وجود دارد که از ميان آن ها مي توان به چند مورد اشاره کرد:
تمرين: هر چه بيشتر يک موضوع را در ذهن تکرار کنيم، احتمال اين که آن موضوع در يادمان بماند، بيشتر مي شود.
شيوه هاي يادگيري: روش هاي تحليل و فرآيندسازي اطلاعات است که به خاطر سپاري آن ها را آسان مي کند.
سازمان دهي کردن: با اين روش، مطمئن مي شويم که اطلاعات به طور معني داري ذخيره شده اند و به ياد آوردن آن ها براي مغز راحت تر است.
فهميدن: در صورتي که اطلاعات به طور کامل درک شوند، به ياد آوردن شان آسان تر است.

ورزش براي تقويت حافظه
مدت ها تصور مي شد که ورزش، تنها براي سلامت جسمي و رواني مفيد است؛ در حالي که امروزه تحقيقات نشان مي دهد، آثار سودمند ورزش نه تنها براي قلب، تقويت عضلات و آمادگي جسماني مفيد است، که ثابت شده براي مغز نيز آثار مفيد بسياري دارد. ورزش، جريان خون را به تمام بدن از جمله مغز افزايش مي دهد و همچنين از سرعت از دست رفتن بافت هاي مغزي که به طور طبيعي از 40 سالگي آغاز مي شود، مي کاهد. با افزايش سن به طور طبيعي، به ياد آوردن مطالب کمي مشکل مي شود. تحقيقات نشان مي دهد که ورزش، تغييرات مغزي مرتبط با افزايش سن را به تاخير انداخته يا آن را کاهش مي دهد و حتي موجب بهبود عملکرد مغز مي شود.

سي دقيقه در تمام روزهاي هفته
حتي مقدار کم ورزش نيز به فعال نگاه داشتن ذهن کمک مي کند. ورزش زماني که به طور منظم انجام شود، براي بهبود حافظه و تقويت آن سودمند است؛ حتي اگر سه بار در هفته باشد. بهترين حالت براي تقويت حافظه، ورزش حداقل 30 دقيقه در روز و همه روزهاي هفته است؛ همان طور که اين ميزان ورزش براي قلب نيز مفيد است. در يک تحقيق مشخص شده، 15 دقيقه ورزش در هفته، خطر زوال عقل را در سالمندان کاهش مي دهد. اين مزايا حتي براي کساني که پيش از اين به انجام فعاليت هاي ورزشي نپرداخته اند بيشتر است.

دوچرخه سواري و شنا
نوع ورزش براي تقويت حافظه چندان مهم نيست؛ آن چه مشخص است، آن است که حتي پياده روي ساده هم به سلامت مغز کمک مي کند.
مطالعات متعدد دانشمندان، رابطه محکمي را ميان سلامت قلب و سلامت مغز نشان مي دهد. پس اگر ورزشي براي سلامت قلب مفيد باشد، قطعاً سلامت مغز را هم تأمين مي کند. ورزش هاي هوازي به بهتر شدن پمپاژ خون در قلب کمک مي کند. پس براي داشتن حافظه بهتر، شروع کنيد به قدم زدن، درجا زدن، دوچرخه سواري و شنا. طبق مطالعات انجام شده، ورزش هاي کششي به همراه ورزش ها بدن را تحريک مي کند تا هورموني ترشح کند که از سلول هاي مغز محافظت کند.
بلند کردن وزنه يا خم شدن روي زانو، ورزش خوبي است.

اصول ورزش کردن
از دست رفتن حافظه به مرور زمان وبا افزايش سن، بسيار آهسته اتفاق مي افتد. نبايد انتظار داشت که بعد از يک هفته ورزش، نتايج بهبود حافظه نمايان شود. اين نتايج به مرور زمان مشخص مي شود. تحقيقات نشان مي دهد، توانايي ذهني سالمندان براي به ياد آوردن و تقويت حافظه، با شش ماه پياده روي افزايش مي يابد.
براي شروع، مي توانيد از روش هاي زير کمک گرفته، به مرور زمان نتيجه بگيريد:
*هدف مشخصي را براي خود تعيين کنيد و به مدت 10 دقيقه و تنها براي چند روز در هفته قدم بزنيد. به تدريج مدت زمان قدم زدن و تعداد روزهاي هفته را افزايش دهيد.
*به طور گروهي ورزش کنيد. گاهي ورزش کردن به تنهايي، به نظر سخت و دشوار مي رسد؛ بنابراين پيوستن به يک گروه اجتماعي يا ورزش به همراه دوستان و همسايگان، انگيزه را بيشتر مي کند.
*در زمان مناسب ورزش کنيد. اگر هواي بيرون شما را از ورزش باز مي دارد، داخل خانه فضايي را فراهم کنيد تا بتوانيد کمي قدم بزنيد.
*در صورتي که پياده روي برايتان خسته کننده است، شنا و دوچرخه سواري ورزش هاي جايگزين خوبي اند.

وقتي سن تان بالا مي رود
هر يک از ما ممکن است چيزهايي را فراموش کنيم. هر چند همه سالمندان دچار ضعف حافظه نمي شوند، اما به طور کلي با افزايش سن، احتمال فراموش کاري بيشتر مي شود. اين فراموش کاري بيشتر مربوط به حوادثي است که اخيراً اتفاق مي افتد. ما چيزهايي را که مربوط به گذشته هاي دور است، خوب به ياد مي آوريم اما اتفاقاتي که به تازگي رخ داده را فراموش مي کنيم. به عنوان مثال، خاطرات دوران جواني را به ياد مي آوريم، اما يادمان نمي آيد که يک ساعت پيش که به خانه برگشتيم، کليد را کجا گذاشتيم! گاهي اين فراموش کاري مشکلاتي براي ما يا خانواده مان ايجاد مي کند. به طور مثال، پيغام مهمي را فراموش مي کنيم يا يادمان مي رود که قبض آب يا برق را پرداخت کنيم....
حال ببينيم، چگونه مي توان مشکلات ناشي از فراموش کاري را کاهش داد:

چند تکنيک فوق العاده
در درجه اول، از سوال کردن و گفتن اين که موضوعي را فراموش کرده ايد، نترسيد و خجالت نکشيد. اگر نمي توانيد مانند گذشته چيزهايي را به ياد آوريد، تقصير شما نيست. بياييد به جاي ناراحتي از اين وضع، به راه هايي که حافظه شما را تقويت يا از کم شدن آن جلوگيري مي کنند، توجه کنيد...
اينجا به نمونه هايي از اين راه ها اشاره مي کنيم (البته خود شما هم ممکن است از روش هاي ديگري براي يادآوري بهتر مطالب استفاده کنيد):
*چيزهايي که هميشه از آن استفاده مي کنيد(مانند عينک يا کليد) را در يک جاي مشخص بگذاريد (به طور مثال، داخل يک کاسه بزرگ در اتاق نشيمن)
*هر روز به اخبار راديو يا تلويزيون گوش دهيد.
*سعي کنيد هر روز مطلب جديدي ياد بگيريد.
*کتاب يا روزنامه مطالعه کنيد.
*در جمع دوستان يا خانواده، خاطرات گذشته را تعريف کنيد. مي توانيد آلبوم عکس هاي قديمي را براي يادآوري نام افراد و خاطرات گذشته نگاه کنيد.
*خاطرات خود را بنويسيد.
*به بازي هاي فکري مانند شطرنج بپردازيد.
*با دوستان تان مشاعره کنيد.
*جدول حل کنيد.
*مطالبي را که ممکن است فراموش کنيد، ياد داشت کنيد؛ براي اين کار يک تقويم جيبي برداريد و تمام تاريخ هاي مهم مانند روز تولد نوه تان، سالگردها، روزي که نوبت دکتر داريد، روز آخر مهلت پرداخت قبض ها و... را در آن بنويسيد. در انتهاي تقويم نيز شماره تلفن هاي اقوام و دوستان را بنويسيد. اين تقويم را هميشه، حتي موقع خارج شدن از منزل، همراه داشته باشيد.
*يک دفترچه ياد داشت در کنار تلفن بگذاريد. هر بار که کسي تلفن مي زند، اگر پيغامي دارد يا کاري از شما مي خواهد، بلافاصله يادداشت کنيد؛ اين کار کمک مي کند که پيام هاي تلفني را فراموش نکنيد.
*هيچ گاه خودسرانه دارو مصرف نکنيد؛ اما اگر پزشک دارويي براي شما تجويز کرده، در مصرف درست و به موقع آن دقت کنيد، براي اين که زمان مصرف دارو يادتان نرود، مي توانيد به تعداد وعده هايي که بايد دارو بخوريد، شيشه هاي کوچکي تهيه و فرض کنيد در سه نوبت ( 6 صبح، 2 بعدازظهر و 10 شب) بايد دارو را بخوريد؛ پس سه شيشه برداريد و روي هر يک، زمان مشخص را بنويسيد. هر روز صبح دارو هايتان را داخل اين شيشه ها بياندازيد. وقتي به اين شيشه ها نگاه کنيد، يادتان مي آيد که کدام دارو را نخورده ايد.
*تغذيه مناسب براي حفظ قدرت حافظه لازم است. براي اين کار، قند ، چربي و نمک کم تري مصرف کرده، ولي مصرف ميوه و سبزي هاي تازه را بيشتر کنيد.

نکته مهم
در موارد زير به پزشک مراجعه کنيد:
*اگر اسامي افراد را مدام فراموش مي کنيد.
*اگر فکر مي کنيد که حافظه تان روزبه روز ضعيف تر مي شود.
*اگر فراموش کردن کارها سبب شده که نتوانيد به تنهايي کارهايتان را انجام دهيد.

amuzesh2005

amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:مقالات بیماریهای خاص و روش درمان
چهارشنبه 22 تیر 1390  12:48 ب.ظ

درباره « ايـدز »چه مي‌دانيد؟

ايدز مخفف نام كامل سندرم نارسايي اكتسابي ايمني براي اولين بار در سال 1981 در ايالات متحده گزارش شد و از آن زمان تا كنون اپيدمي اصلي جهاني محسوب مي‌شود. عامل مولد ايدز ويروس نارسايي ايمني انساني يا همان ويروس آچ آي وي است اين ويروس با كشتن يا آسيب رساندن به سلول‌هاي سيستم ايمني بدن به طور فزاينده‌اي توانايي بدن را براي مبارزه با عفونت‌ها و سرطانهاي خاص تضعيف كرده و مختل مي‌كند افراد مبتلا به ايدز ممكن است به بيماريهاي تهديد كننده موسوم به عفونت‌هاي فرصت طلب دچار شوند كه اين عفونتها از طريق ميكروب‌ها شامل ويروسها و باكتري‌هايي كه اغلب افراد سالم را نمي‌توانند بيمار كنند ايجاد مي‌شوند از سال 1981 بيش از 830 هزار مورد ابتلا به اين بيماري تنها در ايالات متحده گزارش شد. ويروس ايدز اغلب و به طور شايع از راه تماس جنسي مراقبت نشده و از طريق يك شريك جنسي آلوده منتقل مي‌شود. اين ويروس مي‌تواند در هنگام تماس جنسي از راه اعضايي چون مهبل، دهان و اندام‌هاي تناسلي منتقل شود. اين ويروس همچنين از طريق تماس با خون آلوده منتقل مي‌شود. پيش از اينكه مسوولان بهداشتي خون اهدايي را نسبت به وجود اين عفونت بررسي و آزمايش كرده و از فناوري‌هاي گرما درماني براي تخريب آن در خون آلوده استفاده كنند اين ويروس به ميزان قابل توجهي از طريق خون و اجزاي خوني آلوده منتقل مي‌شد اما در حال حاضر به خاطر توجه به اين تكنيك‌ها اين انتقال به حد چشمگيري كاهش يافته است. اين ويروس اغلب در ميان تزريق كنندگان مواد مخدر به دليل استفاده از سوزنها و سرنگ‌هاي مشتركي كه حتي به مقادير اندكي خون بيمار آلوده هستند گسترش پيدا مي‌كند. اما اين انتقال در بيمارستانها و مراكز بهداشتي يعني انتقال از راه سرنگ آلوده بسيار به ندرت اتفاق مي‌افتد. زنان نيز در حين بارداري مي‌توانند اين ويروس را به نوزادان خود منتقل كنند. تقريبا يك چهارم تا يك سوم از كل مادران باردار درمان نشده اين عفونت را به نوزادان خود منتقل مي‌كنند اين بيماري همچنين از طريق شيردهي از سوي مادر بيمار به نوزاد منتقل مي‌شود. چنانچه مادر در طول بارداري از داروي AZT استفاده كند به ميزان چشمگيري احتمال انتقال بيماري به نوزاد را كاهش مي‌دهد و در صورتي كه علاوه بر مصرف دارو مراقبان بهداشتي نوزاد را با عمل سزارين متولد كنند احتمال ابتلاي كودك به ايدز تا يك درصد كاهش مي‌يابد. مطالعات نشان مي‌دهد اگرچه اين ويروس در بزاق افراد مبتلا وجود دارد اما از راه بزاق قابل انتقال نيست. ايدز مي‌تواند هر فردي را كه در رفتارهاي پرخطر شركت مي‌كند مبتلا سازد. اين رفتارها شامل استفاده از سوزن و سرنگ مشترك، داشتن تماس جنسي با فرد بيمار بدون استفاده از كاندوم و تماس جنسي با فردي كه بيمار بودن وي مشخص نيست مي‌باشد. به علاوه ابتلا به بيماري‌هايي كه از راه تماس جنسي منتقل مي‌شوند مانند سيفليس، عفونت قارچي كلاميديا، سوزاك و غيره افراد را مستعد ابتلا به ايدز در طول تماس جنسي با شريك بيمار مي‌كند. در مورد علائم نشان دهنده عفونت ايدز بايد گفت كه بسياري افراد وقتي براي اولين بار به اين بيماري مبتلا مي‌شوند هيچ علامتي ندارند. اما در برخي ديگري علائمي چون علائم سرماخوردگي در ظرف يك يا دو ماه پس از قرارگرفتن در معرض ويروس بروز مي‌كند. اين علائم شامل تب، سردرد، خستگي و بزرگ شدن غدد لنفاوي است. اين علائم اغلب ظرف يك هفته تا يك ماه ناپديد شده و اغلب با ساير عفونت‌هاي ويروسي اشتباه گرفته مي‌شود. در طول اين دوره افراد بسيار عفونت پذير هستند و ويروس ايدز در مقادير زيادي در مايعات اندام‌هاي تناسلي وجود دارد. علائم شديدتر معمولا تا 10 سال يا بيشتر در بزرگسالان و يا ظرف 2 سال در كودكان كه در ابتداي تولد مبتلا به اين بيماري بوده‌اند بروز مي‌كند. زماني كه اين بيماري براي اولين بار در امريكا مشاهده شد هيچ شيوه درماني و دارويي براي معالجه آن وجود نداشت اما به تدريج محققان داروهاي مختلفي را براي مقابله با آن توليد كردند از آنجا كه اين ويروس مي‌تواند در برابر هر دارويي مقاوم شود پزشكان و متخصصان بايد از روش‌هاي درماني تركيبي براي معالجه موثر آن استفاده كنند.
amuzesh2005

amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:مقالات بیماریهای خاص و روش درمان
چهارشنبه 22 تیر 1390  12:50 ب.ظ

بيماري مقاربتي سيفليس

سيفليس يك عفونت باكتريايي است كه عمدتا جزو بيماريهايي كه از طريق جنسي منتقل مي‌شوند به حساب مي‌آيد. هر فردي كه تماس جنسي داشته باشد مستعد ابتلا به عفونت سيفليس است. اگر چه احتمال بروز آن در قشر جوان و در فاصله سني 15 تا 30 سال به نسبت بيشتر است. همچنين، اين بيماري در مناطق شهري رايج‌تر از مناطق روستايي است. سيفليس به استثناي نوع مادرزادي كه از مادر به جنين منتقل مي‌شود از راه تماس جنسي با يك فرد مبتلا منتقل مي‌گردد. علائم اين بيماري در 4 مرحله بروز مي‌كند مرحله اول بدون درد بوده و معمولا 10 روز تا 3 ماه پس از تماس اوليه بروز مي‌كند در اين مرحله هيچ علايم ديگري مشاهده نمي‌شود.البته در گاهي موارد مرحله اول با تورم غدد همراه است كه ظرف يك هفته بروز مي‌كند و ممكن است يك تا 5 هفته ادامه پيدا كند و پس از آن بدون نياز به هيچ اقدام درماني برطرف مي‌شود. تقريبا 3 تا 6 هفته پس از اين مرحله فرد وارد مرحله دوم بيماري مي‌شود.
متداولترين و شايع‌ترين علامت اين دوره بروز بثورات جلدي است كه ممكن است در هر نقطه از بدن از جمله بازوها، پاها، كف دست و كف پا و تن ايجاد شود. ساير علائم نيز مانند خستگي، تب، گلودرد، سردرد، بي اشتهايي، ريزش مو، گرفتگي صدا، تورم غدد است. اين علائم 2 تا 6 هفته ادامه يافته و به تدريج حتي در صورت عدم وجود درمان مناسب از بين مي‌روند اما ممكن است ظرف يك يا 2 سال آينده دوباره بروز كند. مرحله سوم كه سيفليس مزمن نام دارد (بيماري پس از يك دوره 4 ساله ممكن است به بروز بيماري در پوست، استخوان‌ها، سيستم اعصاب مركزي و قلب منجر شود).سيفيليس مزمن مي‌تواند منجر به بيماري روحي، كوري و آسيب شديد قلب و سرخرگ آئورت و در نهايت مرگ فرد شود. مرحله چهارم كه اغلب در نتيجه عدم درمان بيماري در مراحل ابتدايي بروز مي‌كند سيفليس عصبي يا همان عفونت سيستم عصبي است. اين مرحله ممكن است بدون علامت باشد يا با سردردهاي خفيف و يا پيامدهاي شديدتر مانند سكته مغزي همراه باشد. درمان اين مرحله به اندازه درمان بيماري ايدز مشكل و پيچيده مي‌شود. در كل علائم بيماري بين 10 تا 90 روز پس از اين كه فرد به باكتري آلوده شود بروز مي‌كند اما معمولا بين 3 تا 4 هفته است.
علائم ابتدايي اغلب جدي گرفته نمي‌شوند و فرد مبتلا نيز درصدد درمانهاي پزشكي بر نمي‌آيد. خود بيمار مي‌تواند براي يك دوره 2 سال يا احتمالا بيشتر ناقل بيماري باشد. ميزان انتقال‌پذيري بيماري بستگي به ميزان گسترش زخم‌هاي عفوني در فرد دارد كه ممكن است مرئي يا نامرئي باشند. هيچ سيستم ايمني طبيعي در بدن براي مقابله با اين بيماري وجود ندارد و ابتلا به آن درگذشته نمي‌تواند در بدن فرد مصونيت ايجاد كند. اين بيماري اغلب به كمك پني‌سيلين يا تتراسيكلين درمان مي‌شود. ميزان درمان بستگي به مرحله‌اي است كه بيمار در آن مرحله قرار دارد در زنان باردار كه سابقه واكنش‌هاي آلرژيك به پني‌سيلين دارند بايد از روش كاهش حساسيت استفاده شود. همچنين نوزادي كه با ابتلا به اين بيماري متولد شود بايد روزانه به مدت 10 روز تحت درمان با پني‌سيلين قرار گيرد. اگر اين بيماري درمان نشود به تخريب بافت‌هاي نرم، استخوانها، مشكلات قلبي، نابينايي و ساير مشكلات منجر خواهد شد. از همه مهمتر اين كه زني كه به اين بيماري مبتلاست و درمان نشده مي‌تواند بيماري را به جنين خود منتقل كند كه اين امر مي‌تواند موجب مرگ و يا معلول شدن نوزاد گردد. از اينرو پزشكان و بيمارستانها بايد براي زنان باردار از تست‌هاي سيفليس استفاده كنند.از چندين روش مي‌توان مانع از گسترش اين بيماري شد:استفاده از وسايل بهداشتي مناسب در هنگام تماس جنسي مانند كاندوم، خودداري از برقراري از تماس جنسي در هنگام ابتلا به اين عفونت و مراجعه به پزشك متخصص، آگاه كردن فوري شريك جنسي از بيماري خود و تست سيفليس براي مادران باردار از مهمترين اين راهها به حساب مي‌آيند. بايد توجه داشت كه كاندوم مي‌تواند مانع از انتقال عفونت از زخم‌هاي اين بيماري در مراحل اوليه شود اما در صورتي كه زخم‌ها در محل‌هايي بيرون از قسمت‌هاي پوشيده شده با كاندوم باشد احتمال انتقال بيماري وجود دارد.

amuzesh2005

amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:مقالات بیماریهای خاص و روش درمان
چهارشنبه 22 تیر 1390  12:51 ب.ظ

ویروس ایدز و پرسش های پیرامون آن

ویروس اچ آی وی در خون، مایعات تناسلی افراد و همینطور شیر مادر آلوده یافت می شود. این ویروس همراه با این مایعات وارد بدن دیگران می شود.

راه های سرایت اچ آی وی:

۱- راه خونی
استفاده اشتراکی از سرنگ آلوده یا ابزاری که برای سوراخ کردن اعضای بدن استفاده می شود و آلوده هستند.
زخم یا بریدگی در بدن و تماس با مایعات آلوده به اچ آی وی
راه پیشگیری :خودداری از مصرف سرنگ های مشترک (بویژه معتادان تزریقی) (به همین علت چندین سال است که در کشور سرنگ استریل حتی بدون مجوز پزشک در داروخانه ها به فروش می رسد(

۲- تماس جنسی
آمیزش جنسی با فرد آلوده بدون رعایت اقدامات پیشگیرانه
برای پیشگیری از انتقال اچ آی وی، بهترین راه خودداری از برقراری رابطه جنسی با فرد آلوده به ایدز و یا استفاده از کاندوم های جنس “لاتکس” (نوعی پلاستیک) است. ذرات باابعاداچ آی وی نمی توانندازکاندوم لاتکس عبور کنندواگربه درستی وبه طور منظم استفاده شوند شیوه کاملا موثری در کاهش خطر انتقال بیماری محسوب می شوند.
هرچند تنها شیوه صد در صد موثر، خودداری کامل از آمیزش جنسی با شخص آلوده است.

۳- راه مادر به فرزند
نوزادان مادران آلوده ممکن است در دوران جنینی، هنگام تولد یا از طریق تغذیه از شیر مادرآلوده شوند.(این مورد بیشتر در کشورهای آفریقایی دیده شده است)

توجه
ویروس اچ آی وی در بزاق دهان شخص آلوده وجود دارد، اما میزان آن کم تر از حدی است که بتواند بیماری را منتقل کند.

توهمات پیرامون اچ آی وی
HIV به طرق زیر قابل سرایت نیست:
- از طریق هوا، سرفه و عطسه
- از طریق بوسیدن، تماس پوستی یا دست دادن
- از طریق استفاده مشترک از لوازم آشپزی مانند ظروف و چاقو
- از طریق تماس با صندلی توالت
- از طریق حشرات، نیش یا گاز حیوانات
- از طریق شنا در استخرهای عمومی
- از طریق خوردن غذایی که توسط فرد آلوده به اچ آی وی تهیه شده باشد
در حال حاضر در ایران بیشترین راه انتقال ویروس ایدز همان استفاده از سرنگ های مشترک معتادان تزریقی می باشد، در عین حال انتقال از راه تماس جنسی بیشتر در زنان خیابانی و برخی همجنس بازان (بویژه معتاد)دیده می شود.

آخرین تحقیقات بدست آمده در مورد درمان ایدز
BBC - دانشمندان به تازگی مولکولی را شناسایی کرده اند که قادر است از به هم پیوستن ذرات ویروس HIV و تولید یک ذره عفونی کامل جلوگیری کند. آنها امیدوارند از این طریق به تولید دارویی جدید علیه ایدز دست یابند.
درمانهای فعلی علیه ایدز شامل ترکیبی از چند داروست که فعالیت پروتیینهای حیاتی ویروس را متوقف کرده و از ورود ویروس به درون سلولها جلوگیری می کند.
اما اخیرا دانشمندان دانشگاه ” هایدلبرگ ” آلمان، مولکولی موسوم به ” C.I.A ” را کشف کرده اند که به ذرات پوشش خارجی ویروس می چسبد و از تجمع آنها و تولید یک ویروس کامل و بدون نقص جلوگیری می کند.
محققان معتقدند : این یافته آنها، می تواند به عنوان یک راه فرعی برای متوقف کردن ویروس HIV باشد.
گرچه هنوز تنها راه برای درمان ایدز، جلوگیری از آلودگی با این ویروس است و پیشگیری از آن است ، اما دانشمندان امیدوارند : این کشف جدید آنها منجر به تولید یک داروی نو برای درمان ایدز باشد.
گفتنی است در حال حاضر ۴۰ میلیون نفر در سراسر دنیا آلوده به ویروس HIV هستند.

بعضى پرسش هاى رایج در مورد HIV

ایدز چیست؟
کلمه ایدز (AIDS) از حروف ابتدایى عبارت Acquired Immune Deficiency Syndrome ساخته شده است که به معنى «نشانگان نقص ایمنى اکتسابى»است. هر کسى با ویروس انسانى نقص ایمنى (Human Immune deficiency Virus) HIV آلوده شد و تست HIV مثبت پیدا کرد مبتلا به ایدز محسوب نمى شود.هنگامى تشخیص ایدز در یک فرد آلوده به HIV داده مى شود که یا تعداد مطلق سلول هاى CD۴ (گروهى از سلول هاى دفاعى بدن) به کمتر از ۲۰۰ عدد در هر میلى متر مکعب خون رسیده باشد یا عفونت هاى فرصت طلب ناشى از عواملى که نمى توانند در افراد سالم بیمارى ایجاد کنند در فرد به وجود آمده باشد.
چه مدت طول مى کشد تا آلودگى با HIV باعث بروز ایدز شود؟
در حال حاضر زمان متوسط بین عفونت با HIV و ظهور علایم ایدز بین ۸ تا ۱۱ سال است. این زمان به مقدار زیاد از فردى به فرد دیگر متفاوت است و به عوامل بسیار از جمله وضعیت سلامتى و رفتارهاى فرد بستگى دارد. در حال حاضر با تجویز درمان هاى موجود که تکثیر ویروس را مهار مى کنند، مى توان سرعت ضعیف شدن دستگاه ایمنى را کند کرد. همچنین مى توان از بعضى از بیمارى هاى همراه با ایدز پیشگیرى یا آنها را درمان کرد. بنابراین تشخیص زودرس آلودگى به HIV امکان انتخاب هاى بیشتر درمانى و پیشگیرى را فراهم مى آورد.

آیا بین ایدز و سایر بیمارى هاى مقاربتى ارتباط وجود دارد؟
ابتلا به یک بیمارى مقاربتى خطر عفونت فرد با HIV را افزایش مى دهد، چه این بیمارى مقاربتى باعث ضایعه پوستى یا مخاطى شده باشد چه نه. بیمارى هاى مقاربتى با ایجاد التهاب و تحریک پوستى و ایجاد زخم مى توانند ورود HIV به بدن را ضمن مقاربت تسهیل کنند. اما اگر چنین زخم یا رخنه اى هم به وجود نیامده باشد تحریک التهاب و پاسخ ایمنى در ناحیه تناسلى به علت این بیمارى ها انتقال HIV را محتمل تر مى کند.

چگونه مى توان فهمید فردى به HIV آلوده شده است؟
تنها راه تعیین کردن اینکه فردى به HIV آلوده شده است، انجام آزمون تشخیص مخصوص آن است. بسیارى از افرادى که به HIV آلوده مى شوند تا سال ها علامتى ندارند و از طرف دیگر بسیارى از علایمى که براى ایدز ذکر مى شود با بیمارى هاى دیگر مشترک است.

HIV چگونه منتقل مى شود؟
HIV از راه تبادل این مایعات بدنى منتقل مى شود:
- خون (از جمله خون قاعدگى)
- منى
- ترشحات واژن
- شیر پستان
- خون بیشترین غلظت ویروس را دارا است و در مراتب بعد منى، ترشحات واژنى و شیر قرار مى گیرند.
- فعالیت هایى که امکان انتقال HIV را فراهم مى کنند شامل اینها هستند:
- مقاربت جنسى بدون پوشش
- تماس مستقیم با خون از جمله سرنگ هاى مشترک در معتادان تزریقى، انتقال خون یا برخى فرآورده هاى خونى، انتقال اتفاقى در تسهیلات بهداشتى و درمانى.
- مادر به نوزاد (در هنگام زایمان یا از طریق شیر مادر)
- این مایعات بدنى عفونت زا نیستند:
- بزاق
- اشک
- عرق
- مدفوع
- ادرار

آیا بوسیدن باعث انتقال HIV مى شود؟
تماس اتفاقى از طریق بوسه با دهان بسته یا بوسه «اجتماعى» خطرى از لحاظ انتقال HIV ندارد. اما از آنجایى که در بوسه با دهان باز (بوسه فرانسوى) امکان تماس با خون فرد وجود دارد، انجام این عمل با فردى که عفونت او با HIV مسجل است، توصیه نمى شود هر چند احتمال انتقال ویروس ایدز از این طریق بسیار کم است. آیا تماس هاى اتفاقى (مثل دست دادن، در آغوش گرفتن، نوشیدن آب از لیوان فرد مبتلا و…) باعث انتقال HIV مى شود.نه HIV از طریق تماس هاى روزمره در خانه، محل کار، مدرسه و مواردى از این قبیل منتقل نمى شود. HIV از طریق دست دادن، در آغوش گرفتن یا بوسه اتفاقى منتقل نمى شود. همچنین نشیمنگاه توالت فرنگى، آبخورى ها، ظرف غذاخورى، لیوان آبخورى، غذا یا حیوانات خانگى عامل انتقال عفونت نیستند.HIV ویروس آسیب پذیر و شکننده اى است که نمى تواند مدت درازى خارج از بدن زنده بماند، بنابراین امکان انتقال آن از طریق غذا یا هوا وجود ندارد. HIV در خون، منى و ترشحات واژنى افراد مبتلا موجود است و تنها تماس هاى نزدیک در آمیزش جنسى یا استفاده از سرنگ مشترک باعث انتقال آن مى شود.

آیا زن آلوده مى تواند HIV را ضمن مقاربت جنسى به مرد منتقل کند؟
بله. اگر زنى به HIV آلوده باشد، ویروس در ترشحات واژنى و گردنه رحم او وجود دارد و ضمن مقاربت ویروس از طریق پیشابراه مرد یا بریدگى ها و خراشیدگى هاى آلت تناسلى وارد بدن او مى شود. وجود سایر بیمارى هاى مقاربتى احتمال انتقال را بیشتر مى کند.

آیا کاندوم در پیشگیرى از انتقال HIV موثر است؟
مطالعات متعدد نشان داده است که کاندوم هاى ساخته شده از لاتکس در صورتى که به طور صحیح و مداوم استفاده شود در پیشگیرى از انتقال HIV بسیار موثر است. این مطالعات نشان داده است که حتى با تماس هاى جنسى مکرر، ۹۸ تا ۱۰۰ درصد افرادى که به طور صحیح و مداوم استفاده کرده اند از آلودگى مصون مانده اند.

چه مدت پس از در معرض قرارگیرى احتمالى باید تست HIV انجام داد؟
مدت زمانى که طول مى کشدتادرفردى که ویروس ایدزوارد بدنش شده است، آنتى بادى تولید و تست HIV او مثبت شود را «دوره پنجره اى» (Window period) مى نامند. این مدت معمولاً حدود ۱۲ هفته تا سه ماه طول مى کشد اما در موارد نادرى ممکن است تا شش ماه هم به طول انجامد.

معنى یک تست مثبت و یک تست منفى چیست؟
یک تست مثبت به این معناست که:
– شما ویروس عامل ایدز را در بدن خود دارید.
- شما مى توانید دیگران را نیز آلوده کنید و باید اقدامات احتیاطى را رعایت کنید.
تست منفى به این معناست که شما آنتى بادى هاى ناشى از ویروس ایدز را در خون خود ندارید.
تست منفى به این معنا نیست که:
- شما با HIV آلوده نیستید (ممکن است در دوره پنجره اى باشید)
- شما نسبت به ایدز مصون هستید
- شما نسبت به عفونت مقاومت دارید
- - شما هرگز ایدز نخواهید گرفت

اگر تست HIV من مثبت باشد، به این معناست که خواهم مرد؟
مثبت بودن تست HIV به این معناست که شما ویروس عامل ایدز را در بدن خود حمل مى کنید. مثبت بودن این تست به این معنا نیست که در حال حاضر ایدز دارید و نیز این به این معنا نیست که شما خواهید مرد. گرچه علاجى براى ایدز وجود ندارد، بسیارى از عفونت هاى فرصت طلبى که در بیماران مبتلا به ایدز به وجود مى آید را مى توان کنترل یا برطرف کرد و یا از آنها پیشگیرى کرد. از طرف درمان هاى موجود مى تواند تکثیر ویروس را مهار کند. در حال حاضر به طول عمر و کیفیت زندگى مبتلایان به ایدز به میزان قابل توجهى افزوده شده است.

amuzesh2005

amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:مقالات بیماریهای خاص و روش درمان
چهارشنبه 22 تیر 1390  12:53 ب.ظ

سایتوکاین در سرطان درمانی

سایتوکاین ها پروتیین هایی هستند که مستقیما به سلول های سرطانی حمله میکنند.در ضمن نقش بسیار مهم دیگر انها ارتباط برقرار کردن بین سایر سلول های ایمنی است. روش های متعددی در درمان سرطان ها مورد استفاده قرار می گیرد از ان جمله:
۱-nonspecific immunomodulating agents: روشی است که در ان با استفاده از داروهای خاصی سیستم ایمنی را در جهت تولید هر چه بیشتر سایتوکاین و انتی بادی تحریک می کنند که این امر باعث سرکوبی ها چه زودتر سرطان و بهبودی عفونت می شود. سرکوب عفونت در بیماران سرطانی امری مهم است.
۲-biological response modifiers(BRMs: در این روش با استفاده از داروهای سنتز شده در ازمایشگاه ها سعی میشود تا روش مبارزه بدن در مقابل سلول های سرطانی را تغییر دهند.
این عمل به سه منظور انجام می شود:
*ارتقا توانایی دستگاه ایمنی در جهت مبارزه با سلول های سرطانی
*افزایش حساسیت سلول های ایمنی به طوری که انواع بیشتری از سلول های ایمنی و با تعداد بیشتری درگیر مبارزه با سلول های سرطانی شوند.
*کمک به سلول های ایمنی در مبارزه با سلول های سرطانی
در این روش از اینترفرون ها-اینترلوکین ها-فاکتور های محرک کلونی”CSFs” - انتی بادی-سایتوکاین و واکسن استفاده می شود.
۱-اینترفرون ها:این مواد به طور طبیعی در بدن ساخته میشوند ولی امروزه به طور مصنوعی ساخته شده و به بیماران سرطانی تجویز می شود.ان ها به سیستم ایمنی در روشی که با ان با سلول های سرطانی مبارزه می کند یاری می رسانند. ان ها یا به طور مستقیم روی سلول های سرطانی اثر گذاشته و باعث کاهش سرعت رشد انها میشوند یا طی مکانیسم هایی تا حدودی منجر به تغییر عملکرد سلول سرطانی و بازگشت ان به حالت اولیه میشوند.بعضی از انها نیز باعث تحریک NK cells-T cells و ماکروفازها میشوند.
اینترلوکین ها:موادی هستند که به طور عمده باعث تحریک رشد و فعالیت انواع متنوعی از سلول های ایمنی میشوند. این مواد به طور طبیعی در بدن ساخته شده ولی در درمان سرطان ها به طور سنتزی به بیماران داده میشوند. تجویز انها در جهت فعال کردن سلول هایی مثل لنفوسیت ها میشود که نقش بسیار مهمی در جهت مبارزه با سرطان دارند.
CSFs: پروتیین هایی هستند که به منظور تحریک مغز قرمز استخوان برای ساختن هر چه بیشتر سلول های خونی به بیماران داده میشود.بدن در این شرایط بیش از هر موقع دیگر به گلبول های سفید و قرمز نیاز دارد. این مواد در کنار شیمی درمانی به بیماران داده میشود تا هم توانایی سیستم ایمنی بالا رود و هم از عوارض جانبی شیمی درمانی مثل کم خونی تا حدی کاسته شود.وقتی بیماری تحت شیمی درمانی قرار می گیرد به خاطر عوارض داروها و سموم از توانایی بدن برای ساختن سلول های خونی کاسته شده و فرد در معرض عفونت و کم خونی قرار میگیرد. تجویز انها تا حد بسیار زیادی توانایی بدن را برای دریافت دزهای بالاتر دارو طی شیمی درمانی بالا میبرد چراکه مغز استخوان قادر به جایکزین کردن سلول های خونی از بین رفته می باشد
MONOCLONAL ANTIBODIES : موادی هستند که در ازمایشگاه ها ساخته شده و از طریق اتصال به سلول های سرطانی مانند انتی بادی ها منجر به مرگ سلول های سرطانی میشوند.انها اسیبی به سلول های خودی وارد نمی کنند. یکسری سایتوکاین ها به طور مصنوعی در ازمایشگاه ها ساخته می شوند که به طور کلی یا در شناسایی سلول های سرطانی به سیستم ایمنی کمک می کنند
یا در نابود سازی انها.سایتوکاین ها پس از تزریق در سراسر بدن پخش شده و میارزه خود را علیه سلول های سرطانی اغاز می کنند در درمان سرطان ها از انواع خاصی از سایتوکاین ها که مورد
تایید FDA می باشند استفاده می شود از جمله:
interferon alpha-interleukin ۲-interleukin ۱۲-GM,CSF
البته شایان ذکر است که سایر سایتوکاین ها نیز در درمان سرطان ها نقش دارند ولی به دلیل عوارض جانبی یا سایر عوامل دیگر (خنثی کردن عمل سایتوکاین های دیگر-سمی و آسیب رسان بودن دزهای بالا-…)هم اکنون مورد استفاده قرار نمی گیرند و یا کمتر قرار می گیرند. در حال حاضر تحقیقات وسیعی روی انها در حال انجام است.
amuzesh2005

amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:مقالات بیماریهای خاص و روش درمان
چهارشنبه 22 تیر 1390  12:55 ب.ظ

كم‌تحركي ؛ عارضه ی قرن

نويسنده: بيتا مهدوي

گسترش فناوري و ماشيني شدن زندگي، كم شدن تحرك جسماني را براي انسان‌ها به ارمغان آورده و اين در حالي است كه 70 درصد از بيماري‌ها در اثر بي‌تحركي بوجود مي‌آيند. آخرين آمارهاي جهاني حاكي از آن است كه سال گذشته، حدود 2 ميليون نفر در جهان به علت انجام ندادن فعاليت‌هاي فيزيكي جان خود را از دست داده‌اند و بيش از 60 درصد جمعيت جهان كه اغلب آنان را زنان و دختران تشكيل مي‌دهند، به ميزان لازم از تحرك فيزيكي براي ارتقاي سلامتي برخوردار نيستند.
بررسي‌هاي انجام شده در كشور هم نشان مي‌دهد كه 45 درصد ايرانيان دچار فقر حركتي هستند. در اين ميان، مديران و كارمندان به علت يكنواختي كار در معرض انواع بيماري‌هاي گوناگون قرار دارند. نتايج تحقيقات دانشمندان نشان مي‌دهد كه مهم‌ترين و شناخته شده‌ترين آفت سلامتي برخي از مديران و كارمندان، ورزش نكردن، تغذيه نامناسب و و نداشتن استراحت كافي است. كارشناسان بر اين اعتقادند كه علاوه بر نقش محوري ورزش و استراحت كافي در سلامت مديران و كارمندان، رعايت رژيم غذايي مناسب و تغذيه صحيح نيز از كليدهاي دستيابي به سلامت و توفيق دركارهاست.
ترويج فعاليت بدني، روش سودمندي براي پيشگيري از بيماري‌هاي مزمن و راهكاري مقرون به صرفه براي ارتقاي سلامت جامعه است. مدارك علمي نشان مي‌دهد كه فعاليت بدني منظم، براي تمامي مردم در همه سنين و شرايط (حتي ناتواني‌هاي جسمي) طيف وسيعي از فوايد سلامت جسماني اجتماعي و فكري را فراهم مي‌كند.
كارشناسان معتقدند فعاليت بدني روي ساير راهكارهاي مقابله با بيماري‌هاي مزمن به ويژه برنامه غذايي، كاهش مصرف دخانيات، الكل و موادمخدر اثر مثبت دارد، به كاهش خشونت كمك مي‌كند، توانايي انجام كار را افزايش مي‌دهد و موجب بهبود روابط اجتماعي افراد جامعه مي‌شود. براساس تحقيقات، سن ابتلا به دردهاي مفصلي در بيشتر كشورهاي جهان 25 سال كاهش يافته است و دلايل آن، شيوه زندگي نامناسب، بي‌تحركي در محيط‌هاي اداري و نداشتن فعاليت فيزيكي است. به استناد آمارهاي رسمي، سن ابتلا به بيماري‌هاي مفصلي در ايران نيز از 55 سال به 30 سال كاهش يافته است.

آمارها چه مي‌گويند؟
براساس برآورد سازمان جهاني بهداشت در سال 2002 بي‌تحركي سبب مرگ 9/1 ميليون نفر در جهان شده است. براساس اين برآورد حدود 10 تا 16 درصد موارد سرطان سينه، كولون، ديابت و در حدود 22 درصد موارد ايسكمي قلبي در جهان به بي‌تحركي نسبت داده مي‌شود. اين برآوردها، ميان زنان و مردان مشابه است.
برآورد جهاني شيوع بي‌تحركي در بزرگسالان حدود 17 درصد است. برآوردها براي فعاليت‌هاي بدني كم و ناكافي (انجام فعاليت‌ بدني متوسط به ميزان كمتر از 5/2 ساعت در هفته) از 31 تا 51 درصد متغير است و متوسط جهاني آن 41 درصد است. در گزارش سازمان جهاني بهداشت در سال 2002 از برخي منابع اطلاعاتي مستقيم و غيرمستقيم و انواع شيوه‌هاي نظرسنجي براي تخمين سطح فعاليت استفاده شده است.
بيشترين فعاليت‌ها براي اوقات فراغت و كمترين آنها در رابطه با فعاليت‌هاي شغلي بودند. در رابطه با رفت و آمد و كارهاي خانگي، كمترين فعاليت گزارش داده شده است. به علاوه، اطلاعات گزارش سازمان جهاني بهداشت فقط شيوع بي‌تحركي را در ميان افراد 15 سال و بالاتر تخمين مي‌زند و به نظر مي‌رسد رقم كل مي‌تواند بيش از اين باشد.
در حال حاضر تخمين زده مي‌شود كه 60 درصد از جمعيت جهان به اندازه كافي حتي به ميزان نسبتاً كم توصيه شده، فعاليت جسماني ندارند. در كشورهاي توسعه يافته به نظر مي‌رسد كه بيشتر بزرگسالان بي‌تحرك باشند. احتمال تداوم الگوي فعاليت جسماني كه در طول دوران بچگي و نوجواني شكل مي‌گيرد، بيشتر است و مبنايي براي زندگي سالم و فعال در تمام طول زندگي را فراهم مي‌كند.
به نظر مي‌رسد كه شيوه‌هاي زندگي ناسالم، شامل رفتار بدون تحرك، رژيم غذايي بدون اعتياد به موادمخدر در سنين جواني، در باقي عمر ادامه يابد. اطلاعات بدست آمده از كشورهاي توسعه يافته نشان مي‌دهد كه هزينه‌هاي مستقيم بي‌تحركي بسيار زياد است. هزينه‌هاي مربوط به بي‌تحركي و چاقي 4/9 درصد از هزينه‌هاي ملي و بهداشتي ايالات متحده را در سال 1995 تشكيل مي‌دهد. در كانادا بي‌تحركي موجب 6 درصد از هزينه‌هاي مراقبت بهداشتي است.

فوايد فعاليت جسماني
بي‌تحركي همراه با ديگر عوامل، عاملي مهم در ايجاد بار بيماري‌هاي مزمن در جهان است. فعاليت جسماني منظم، خطر ابتلا به بيماري قلبي، سكته مغزي، سرطان سينه و سرطان كولون را كاهش مي‌دهد. به طور عمومي، فعاليت‌ جسماني سبب بهبود متابوليسم گلوگز مي‌شود، چربي بدن را كاهش مي‌دهد و فشار خون را پايين مي‌آورد. مجموعه‌اي كه عوامل اصلي كاهش خط ابتلا به بيماري‌هاي قلبي عروقي و ديابت هستند. فعاليت جسماني به كنترل و تخفيف آثار اين بيماري‌ها نيز كمك مي‌كند. فعاليت جسماني خطر ابتلا به سرطان كولون را از طريق اثر روي پروستاگلوين‌ها، كاهش زمان عبور مواد از روده و افزايش سطح آنتي‌اكسيدان‌ها كاهش مي‌دهد.
فعاليت جسماني در كاهش خطر ابتلا به سرطان سينه نقش دارد كه اين امر احتمالاً ناشي از اثرات آن بر متابوليسم هورمون‌ها است. فعاليت جسماني همچنين مي‌تواند موجب بهبود سلامتي عضلاني ـ اسكلتي كنترل وزن بدن و كاهش علايم افسردگي شود.
آثار سودمند فعاليت جسماني در بيماري‌هاي اسكلتي، عضلاني مانند كاهش كمردرد، پوكي استخوان و همچنين چاقي، افسردگي، اضطراب و استرس گزارش شده است.
علاوه بر فوايد مستقيم درماني، با افزايش فعاليت جسماني مي‌توان شاهد افزايش فعاليت‌هاي متقابل اجتماعي در همه جنبه‌هاي زندگي مانند ايجاد سرگرمي مفرح، كاهش خشونت و... بود. فعاليت جسماني داراي فوايد اقتصادي به ويژه در مواردي مانند كاهش هزينه مراقبت بهداشتي، افزايش بهره‌وري و محيط اجتماعي سالم‌تر است.

پيامدهاي كم‌تحركي
دكتر علي جمشيدي، ارتوپد مي‌گويد:
ـ تحرك؛ توانايي حركت آزادانه فرد در پيرامون خود است و حركت براي اهداف مختلفي به كار گرفته مي‌شود. داشتن تحرك براي احساس سلامتي از جنبه فيزيكي، رواني و اجتماعي ضروري است. بي‌تحركي زماني رخ مي‌دهد كه موجود قادر به حركت غيروابسته (مستقل) يا تغيير وضعيت نباشد يا حركت او به دلايل پزشكي محدود شده باشد.
بي‌تحركي فقط به استراحت در تخت اطلاق نمي‌شود، كارمندي كه ساعت‌ها پشت يك ميز بنشيند، به درجاتي از بي‌تحركي مبتلاست. به گفته او، آخرين بررسي‌هاي انجام شده در كشور نشان مي‌دهد كه 45 درصد از افراد جامعه و 60 درصد افراد بالاي 60 سال در تحرك مشكل دارند. اين در حالي است كه گاهي اين محدوديت حركت موقتي است و زماني نيز اين بي‌تحركي، محدود به قسمتي از بدن مي‌شود. معمولاً اثرات بي‌تحركي از سه جنبه فيزيولوژيك، روان‌شناختي و تكاملي مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

اثرات فيزيولوژيك:
تمام سيستم‌هاي بدن، در معرض خطرات ناشي از كم‌تحركي و بي‌تحركي است. اين خطرات به سن، سلامت جسمي ـ رواني به سطح بي‌تحركي و مدت زمان بي‌تحركي بستگي دارد. تغييرات سيستم عضلاني ـ اسكلتي: بي‌تحركي مي‌تواند در سيستم عضلاني ـ اسكلتي تغييرات دائمي ايجاد كند. توده عضلاني و قدرت آن به وسيله تعادلي كه براساس توليد پروتئين و مصرف آن وجود دارد، حفظ مي‌شود. پژوهش‌ها نشان مي‌دهد كه بار ماهيچه و فعاليت آن توسط اين تعادل تنظيم مي‌شود.
دكتر جمشيدي يادآوري مي‌كند:
ـ بي‌تحركي، بار ماهيچه، فعاليت و سنتز پروتئين را كاهش و شكسته شدن پروتئين را افزايش مي‌دهد كه نتيجه آن، كاهش توده عضلاني، كاهش اندازه ماهيچه و به دنبال آن، انعطاف‌پذيري و قدرت ماهيچه است.
بررسي‌هاي انجام شده نشان مي‌دهد كه بعد از يك هفته، 20 درصد از قدرت و تحمل ماهيچه كاهش مي‌يابد. بي‌تحركي بيش از يك تا دو ماه مي‌تواند اندازه ماهيچه را تا نصف كاهش دهد كه با كاهش عملكرد همراه است.
در اين ميان ماهيچه‌هاي پا بيشترين تاثير را از بي‌تحركي مي‌پذيرند. مفاصل نيز از عوارض بي‌حركتي بي‌نصيب نمي‌مانند، سفتي غيرطبيعي مفاصل و نرمي ساختارهاي مربوط به آن، عملكرد مفاصل را محدود مي‌كند. استخوان، يك بافت زنده و پوياست كه نه تنها وظيفه حمايت بدن را به عهده دارد، بلكه در تنظيم املاح بخصوص كلسيم نيز نقش دارد. فشاري كه از طريق تحمل وزن روي استخوان‌ها وارد مي‌شود، براي عملكرد سلول‌هاي استخوان‌ساز لازم است. بي‌تحركي باعث كاهش املاح‌سازي و كمبود مواد زمينه‌اي استخواني مي‌شود. همچنين بي‌تحركي به تعادل منفي كلسيم منجر مي‌شود و كلسيم به دليل وجود شبكه بازجذب، از استخوان خارج مي‌شود. در نتيجه اين فرآيند، تراكم استخوان كاهش مي‌يابد و به دنبال آن پوكي استخوان ايجاد مي‌شود.
خطر ديگر، تشكيل «ترومبوز» در نتيجه‌ي بي‌حركتي است. ترومبوز لخته‌اي است كه به دليل تجمع پلاكت‌ها (سلول‌ خوني كه در انعقاد خون نقش دارد) فاكتورهاي انعقادي، الياف فيبرين و سلول‌هاي خوني، در ديواره‌هاي داخلي عروق تشكيل مي‌شود.
خطر لخته شدن، در احتمال كنده شدن آن از ديواره رگ و حركت آن در مسير جريان خون است. اگر لخته، مسير عروق خون‌رساننده به مغز را مسدود كند، سكته مغزي و اگر مسير عروق خون‌رساننده به قلب را مسدود كند، سكته قلبي ايجاد مي‌شود و ساير اندام‌ و اعضا نيز به همين ترتيب در معرض خطر هستند. تغيير در دستگاه گوارش، تحرك، محرك حركات دودي روده است. بيمار بي‌تحرك يا كم‌تحرك در معرض يبوست ناشي از كاهش تحركات دودي روده است. شايد بتوان گفت كه يبوست، نخستين عارضه ناشي از بي‌تحركي است. عارضه ديگر ناشي از كم‌تحركي، كاهش اشتهاست كه در نتيجه، دريافت مواد مغذي موردنياز براي ترميم و بهبود بافت‌ها را دچار مشكل مي‌كند.

بيماري‌هاي مرتبط با بي‌تحركي
دكتر مصطفي غفاري ، در مورد تحرك نداشتن كارمندان مي‌گويد:
ـ مشاغل اداري و پشت‌ميزنشيني كه اين روزها بسيار وجود دارد، اثرات زيان‌آور فراواني بر سلامت كاركنان مي‌گذارد كه اغلب آنها از كم تحركي موجود در اين مشاغل ناشي مي‌شود. از عوارض شايع و مشكل‌آفرين كم‌تحركي و پشت‌ميزنشيني، اضافه وزن و چاقي است، چرا كه افراد كم‌تحرك، كالري مصرفي خود را نمي‌سوزانند و فعاليتي براي سوختن انرژي ندارند.
اضافه وزن به شاخص توده بدني 30ـ25 و چاقي به شاخص توده بدني بالاي 30 اطلاق مي‌شود كه هردو، زمينه‌ساز بسياري از بيماري‌ها هستند كه به برخي عوارض آنها اشاره مي‌شود:

ديابت:
چاقي از عوامل ايجاد ديابت بويژه ديابت نوع2 است، چرا كه با افزايش چربي بدن، مقاومت بدن در اثر هورمون انسولين افزايش مي‌يابد و اين مساله در كنترل قند خون توسط هورمون انسولين اختلال ايجاد مي‌كند. افراد دچار اضافه وزن نسبت به افراد طبيعي 2 برابر بيشتر احتمال ابتلا به ديابت را دارند و اين ميزان در افراد دچار چاقي شديد، به بيش از 50 برابر مي‌رسد. اين بيماري، زمينه‌ساز مرگ زودرس، بيماري‌هاي قلبي و كليوي، سكته مغزي و كوري است.

پرفشاري خون:
اضافه وزن و چاقي از طريق مكانيسم‌هاي متعدد از جمله تأثير برگردش خون و سيستم هورموني بدن، باعث افزايش فشارخون مي‌شوند كه يكي از شايع‌ترين عوارض چاقي است. پرفشاري خون نيز همچون ديابت، عامل زمينه‌ساز بيماري‌هاي قلبي، كليوي و... است.

اختلال درچربي خون:
كاهش سطح كلسترول خوب خون (HDL) و افزايش سطح كلسترول بد خون (LDL) از عوارض اضافه وزن و چاقي هستند. با رسوب LDL در ديواره عروق خوني، خطر ايجاد تصلب‌شرايين و بيماري قلبي و سكته مغزي بوجود مي‌آيد.

بيماري‌هاي عروق كرونر:
رسوب چربي در جدار سرخ رگ‌هاي قلبي، سبب كاهش خون‌رساني به عضله قلبي و در نتيجه كمبود اكسيژن آن و ايجاد آنژين قلبي (درد قفسه سينه) مي‌شود. پيشرفت اين مسئله و انسداد كامل عروق قلبي، عوارضي مثل قطع جريان خون قلبي، كمبود شديد اكسيژن عضله قلب و در نتيجه سكته قلبي را در پي دارد.

سكته مغزي:
چاقي با ايجاد رسوب چربي در جدار سرخ‌رگ‌هاي مغزي و تنگ كردن عروق مغزي و در نتيجه كاهش خون‌رساني به بخشي از مغز، مي‌تواند منجر به كمبود اكسيژن در منطقه‌اي از مغز و سكته مغزي شود. آپنه (توقف تنفس): توقف تنفس كه به علت انسداد مسيرهاي هوايي ايجاد مي‌شود، در افراد دچار اضافه وزن و چاقي با بافت چربي فراوان اطراف گردن كه زياد خرخر مي‌كنند، ديده مي‌شود. اين موضوع سبب بيمار شدن مكرر فرد در طول شب و پايين آمدن كيفيت خواب مي‌شود، لذا فرد در طول كار روزانه احساس خواب‌آلودگي و گيجي مي‌كند كه اين امر بر عملكرد فعاليت‌هاي روزانه فرد تاثير منفي مي‌گذارد.

سرطان:
چاقي از قابل پيشگيري‌ترين عوامل ايجادكننده سرطان است. افراد چاق بيشتر در معرض ابتلا به انواع سرطان هستند.
سرطان سينه، رحم، تخمدان و كيسه صفرا در زنان چاق بيشتر ديده مي‌شود. چاقي همچنين سبب افزايش خطر ابتلا به سرطان‌هاي كولون، ركتوم و پروستات در آقايان مي‌شود.

استئوآرتريت (ساييدگي مفصل):
چاقي و اضافه وزن به دليل اعمال فشار زياد بر مفاصل تحمل‌كننده وزن بدن، به ويژه زانو، ران و مهره‌هاي پايين كمري، سبب تخريب مفصلي و در نتيجه ايجاد درد مفصل مي‌شود.

ساير عوارض:
شامل مشكلات گوارشي همچون سنگ كيسه صفرا، كبد چرب، نقرس و... مشكلات اسكلتي عضلاني مانند كمردرد و سندرم تونل كارپل، اختلالات توليد مثلي در زنان همچون ناباروري و بي‌نظمي قاعدگي است.از ديگر عوارض و مشكلات ناشي از كم‌تحركي و پشت ميزنشيني به غير از چاقي و اضافه وزن كه به آن اشاره شد، مي‌توان به ضعف عضلات ناحيه سريني شكم و پشت و در نتيجه افزايش ابتلا به كمردرد و نيز دردهاي مزمن گردن و شانه اشاره كرد.
به گفته دكتر غفاري‌، نداشتن فعاليت و نشستن طولاني مدت در محيط‌هاي اداري، از عوامل شروع هموروئيد (بواسير) است و افراد كم تحرك بيشتر مستعد اختلالات گوارشي همچون يبوست و اختلالات ادراري ـ تناسلي همچون سنگ كليه هستند.
گروه ديگر مشكلات ناشي از پشت ميزنشيني به دليل رعايت نكردن اصول ارگونوميك (تطابق نداشتن ابزار كار با شرايط جسماني كارمند) بخصوص در كار با رايانه است كه شامل رعايت نكردن اصولي چون انتخاب صندلي مناسب، نحوه قرار دادن ميز كار، نحوه استفاده از ماوس، صفحه كليد و نمايشگر (مانيتور) و نيز نورپردازي اتاق كار است كه همگي سبب ايجاد عوارضي چون اختلالات اسكلتي عضلاني (كمردرد، سندرم تونل كارپل، درد ناحيه شانه) و مشكلات چشمي از جمله خستگي و خشكي چشم و سوزش و اشك ريزي و تاري ديد مي‌شود.
منبع: روزنامه اطلاعات
 

amuzesh2005

amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:مقالات بیماریهای خاص و روش درمان
چهارشنبه 22 تیر 1390  12:57 ب.ظ

ويروسي كه كبد را مي‌بلعد

نويسنده: دكتر عليرضا آشوري

هپاتيت B وC مثل ايدز يكي از مهم‌ترين نگراني‌هاي سازمان‌هاي فعال در عرصه سلامت جهاني هستند. اين بيماري‌هاي ويروسي خطرناك سالانه ميليون‌ها نفر را مبتلا كرده و همين تعداد را به كام مرگ مي‌كشانند. درباره ايدز و هپاتيت B صحبت‌هاي زيادي صورت گرفته اما به‌نظر مي‌رسد هنوز بسياري از مردم آشنايي چنداني با خطرناك‌ترين نوع بيماري هپاتيت ندارند.
هپاتيت C يك بيماري ويروسي است كه آرام‌آرام و بي‌سرو صدا كبد را مورد هجوم قرار مي‌دهد. اغلب بيماراني كه با ويروس هپاتيت C آلوده شده‌اند كاملا بدون علامت هستند؛ در واقع اغلب بيماران اصلا نمي‌دانند كه مبتلا به چنين بيماري هستند و زماني متوجه وجود اين بيماري مي‌شوند كه چند دهه بعد علايم آسيب كبدي بروز كرده، يا در خلال آزمايشات رايج پزشكي كشف شود.
هپاتيتC يكي از انواع 6 گانه ويروس‌هاي هپاتيت است. ساير موارد عبارتند از AوBوE وDو G. تمام اين ويروس‌ها باعث التهاب و عفونت كبد شده و در عملكرد كبد ايجاد اختلال مي‌كند.
هپاتيت C خطرناك‌ترين و جدي‌ترين نوع بيماري هپاتيت است. بد نيست به انواع ديگر هپاتيت نيز اشاره‌اي داشته باشيم. هپاتيت A و E از طريق آب و غذاي‌آلوده انتقال مي‌يابند، درست مثل انواع بيماري‌هاي گوارشي ويروسي و باكتريايي.
اين 2نوع هپاتيت بدون مشكل و حتي گاهي بدون درمان بهبود يافته و هرگز بيمار به‌صورت ناقل مزمن در نمي‌آيد. اما ساير انواع هپاتيت به واسطه خون منتقل شده و مي‌توانند باعث ايجاد بيماري مزمن و ازكارافتادن كبد شوند.
اگر كسي مبتلا به هپاتيت C باشد با گذشت زمان ممكن است دچار سرطان كبد، ازكارافتادن كبد يا سيروز(يك بيماري برگشت‌ناپذير و بالقوه كشنده كبدي) شود.
برخلاف ويروس ايدز، ويروس هپاتيت C معمولا از طريق تماس جنسي انتقال نمي‌يابد. در عوض اگر كسي در معرض خون آلوده قرار داشته باشد به‌شدت در خطر ابتلا به بيماري خواهد بود. اين وضعيت در معتادان تزريقي كه از سرنگ مشترك استفاده مي‌كنند يا كساني كه خون دريافت مي‌كنند بيشتر ديده مي‌شود.
اگرچه براي هپاتيت A و B واكسن مؤثري وجود دارد ولي هپاتيت C كماكان واكسن ندارد. محققان اميداوارند دارويي بيابند كه تكثير و رشد ويروس را كند كرده يا به‌طور كامل جلوي آن‌را بگيرد و از عوارض بلندمدت بيماري نيز جلوگيري كند؛ عوارضي نظير سيروز و سرطان كبد.

علائم بيماري
همانطور كه اشاره شد بيماري هپاتيت C در مراحل اوليه معمولا علامت خاصي ندارد. اين علايم اگر هم وجود داشته باشند چيزي شبيه علايم يك آنفلوانزاي خفيف هستند نظير خستگي، كاهش اشتها و گيجي، درد عضلات و مفاصل و احساس درد و حساسيت در محل كبد(زير دنده‌ها سمت راست).
حتي با پيشرفت بيماري نيز علائم تا چند دهه ظاهر نمي‌شوند. گاهي امكان دارد بيمار علاوه بر علائمي كه در بالا ذكر شد تب خفيف هم داشته باشد و پوست بدن و سفيدي چشم‌ها به تناوب زردرنگ شوند.
توجه به اين علامت مي‌تواند كمكي براي تشخيص زودتر بيماري باشد. از ديگر علائم بيماري در مراحل پيشرفته مي‌توان به خواب‌آلودگي يا گيجي فزاينده، استفراغ، اسهال و درد ناحيه‌شكم اشاره كرد.
متأسفانه بي‌علامت بودن اين بيماري باعث بي‌توجهي بيمار شده و زمينه انتقال آن‌را به سايرين فراهم مي‌كند. هپاتيتC حتي بدون وجود هرگونه علامتي مي‌تواند كبد را از كار بيندازد.
بنابراين اگر كسي احساس مي‌كند به نوعي در مجاورت اين ويروس قرار گرفته يا رفتاري داشته باشد كه شانس ابتلاي او به هپاتيت C را افزايش مي‌دهد حتما بايد به پزشك مراجعه كند.

چطور مبتلا مي‌شويم؟
به‌طور كلي هپاتيت C از تماس با خون آلوده به ويروس منتقل مي‌شود. اغلب مبتلايان به هپاتيت C افرادي بودند كه پيش از سال 1992 فراورده‌هاي خوني دريافت كرده بودند اما از سال 1992 به بعد تكنيك‌هاي غربالگري خون پيشرفت قابل توجهي داشت و اين احتمال بسيار كاهش پيدا كرد.
راه ديگر ابتلا به بيماري استفاده از سوزن مشترك در معتادان تزريقي است. اين احتمال در خالكوبي‌هاي غيربهداشتي و سوراخ كردن بدن (مثلا براي كارگذاشتن حلقه در بيني) نيز به ميزان كمتري وجود دارد.تعداد اندكي از نوزادان مادران مبتلا به اين بيماري نيز با ويروس هپاتيت C آلوده مي‌شوند. البته احتمال انتقال بيماري از مادر به جنين در مادراني كه همزمان به هپاتيتC و ايدز مبتلا هستند بيشتر است.
احتمال انتقال اين بيماري از طريق رابطه جنسي نيز وجود دارد گرچه اين احتمال بالا نيست.

عوارض
متأسفانه درصورت عدم‌مداخله درماني به موقع تعداد محدودي از بيماران مبتلا به هپاتيت C بدون عوارض دائمي بهبود مي‌يابند. در اغلب موارد بيماري به‌صورت مزمن تثبيت شده و به آرامي به كبد حمله مي‌كند. البته در اين مراحل نيز علايم و شدت بيماري از هر فرد به فرد ديگر متغير خواهد بود.
اغلب مبتلايان به هپاتيت C درصورت عدم‌درمان به موقع دچار هپاتيت مزمن مي‌شوند. برخي از مبتلايان به هپاتيت20Cتا 30 سال پس از ابتلا دچار سيروز كبدي مي‌شوند. اگر بيمار همزمان مبتلا به ايدز هم باشد روند سيروز كبدي تسريع مي‌شود. ازكار افتادگي كبد در اين بيماران 4درصد است و 1 تا 5 درصد هم در معرض خطر ابتلا به سرطان كبد قرار مي‌گيرند.
بيماران مبتلا به هپاتيت سي 20 تا 30 درصد در معرض خطر ابتلا به سرطان دستگاه لنفاوي(لنفوما) قرار دارند. در اين بيماران خطر عوارض پوستي و كليوي نيز وجود دارد.

درمان
اگر شدت بيماري خفيف و خطر بروز سيروز كبدي در آينده پايين باشد، شايد پزشك، دارويي تجويز نكند چون داروهايي كه براي درمان هپاتيت C وجود دارد عوارض جانبي متعددي دارند. هدف اصلي از دارو درماني، حذف ويروس از جريان خون است تا بدين ترتيب با كاهش تعداد ويروس، بيمار به سمت بهبودي پيش برود.
داروهايي كه در حال حاضر براي درمان هپاتيتC در دسترس است به‌صورت تركيبي و در يك يا چند دوره برحسب نتيجه درمان تجويز مي‌شوند. در آمريكا اين داروها 40 تا 80 درصد باعث بهبودي بيماران مبتلا به هپاتيتC مي‌شوند.
درصورت ابتلاي بيمار به سيروز‌كبدي پيوند كبد نيز مدنظر قرار مي‌گيرد.

پيشگيري و الگوي زندگي
چون واكسني براي پيشگيري از هپاتيت C وجود ندارد رعايت نكات مربوط به پيشگيري در اين بيماري مثل ايدز اهميت فراواني دارد. مهم‌ترين مواردي كه بايد از آنها اجتناب كرد مشابه بيماري ايدز است؛ يعني عدم‌استفاده از سرنگ مشترك، پرهيز از خالكوبي غيربهداشتي و پرهيز از روابط جنسي پرخطر.
برخي توصيه‌ها براي داشتن يك زندگي سالم براي همه مردم مشترك است مواردي نظير پايبندي به اصول اخلاقي و خانوادگي، عدم‌مصرف مشروبات الكلي، پرهيز از مواد‌مخدر، پرهيز از مصرف داروهايي كه براي كبد مضر هستند، ورزش منظم و رژيم‌غذايي سالم حاوي ميوه و سبزيجات. اما رعايت اين توصيه‌ها براي بيماران مبتلا به هپاتيت‌C اهميتي صدچندان دارد.
منبع: همشهری انلاین
 

amuzesh2005

amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:مقالات بیماریهای خاص و روش درمان
چهارشنبه 22 تیر 1390  12:58 ب.ظ

ايران روي كمربند تالاسمي

نويسنده: اصغر صفري‌فرد

نخستين بار در سال ‌1925 ميلادي، دكتر توماس بنتون كولي آمريكايي متوجه كودكاني با تغييرات استخواني و كم‌خوني شديد در ميان مهاجران ايتاليايي و مديترانه‌اي شد.
او اين بيماري را تالاسمي ناميد كه از تلفيق 2 كلمه تالاس به معناي دريا و اميا به معناي خون تشكيل شده است. بيماري تالاسمي پس از بيماري‌هاي عفوني و تغذيه‌اي، شايع‌ترين بيماري بشر و مهم‌ترين اختلال ارثي در سطح جهان است. اين بيماري در بيش از 60كشور دنيا گزارش شده و حدود 4/5درصد از مردم دنيا؛ يعني 250 ميليون نفر، حامل ژن آن هستند.
همچنين7/6‌درصد زنان باردار و يك درصد زوجين در سراسر جهان، ناقل ژن تالاسمي يا هموگلوبين داسي شكل هستند. در هر سال، حدود 300هزار تا 500هزار كودك ( 3/2 تولد به ازاي هر 1000 تولد زنده) با يكي از اختلالات هموگلوبين به دنيا مي‌آيند كه حدود 100هزار نفر از آنها مبتلا به تالاسمي هستند.
تالاسمي تقريبا در همه نژادها ديده مي‌شود، ولي مناطق با شيوع بالا (كمربند تالاسمي) كشورهاي نواحي مديترانه (ايتاليا، اسپانيا، پرتغال، يونان، قسمت‌هايي از روسيه و قبرس)، شمال و غرب آفريقا، كشورهاي خاورميانه (عربستان، ايران، تركيه و سوريه)، كشورهاي شبه قاره هند (هندوستان و پاكستان) و كشورهاي منطقه جنوب شرقي آسيا ( بنگلادش، اندونزي، تايلند، مالزي و جنوب چين) و منطقه آمريكاي جنوبي هستند.
بيش از 80 درصد بيماران مبتلا به اختلالات هموگلوبين در كشورهاي در حال توسعه زندگي مي‌كنند و متأسفانه هنوز تعداد قابل توجهي از كودكان بيمار در اين كشورها، پيش از تشخيص مي‌ميرند.
لازم به ذكر است كه مهاجرت و ازدواج يك فرد از يك قوم با فردي از قوم ديگر، تالاسمي را تقريبا در همه كشورهاي جهان، شامل اروپاي‌شمالي يا ديگر كشورها كه قبلا تالاسمي نداشتند، شيوع داده است.

تالاسمي در ايران
كشور ما هم روي كمربند تالاسمي قرار گرفته و به‌علت سابقه ازدواج‌هاي فاميلي، اين بيماري شيوع زيادي پيدا كرده و مناطق اطراف درياي خزر در بعضي از استان‌ها مانند استان مازندران و گيلان و در حوزه خليج‌فارس در استان‌هاي بوشهر و فارس، 13 تا 15‌درصد جمعيت، ناقل ژن معيوب تالاسمي هستند.
به‌طور كلي در ايران، براساس آمار سازمان بهداشت جهاني، حدود 4‌درصد از جمعيت كشور، ناقل ژن تالاسمي هستند. به عبارت ديگر حدود 3 - 2 ميليون نفر مبتلا به تالاسمي مينور هستند.
در حال حاضر، بيش از 18‌‌هزار بيمار تالاسمي در سراسر كشور وجود دارد كه پراكندگي آنها در استان‌هاي مختلف، متفاوت است. استان‌هاي مازندران، گيلان، هرمزگان، خوزستان، كهگيلويه و بويراحمد، فارس، بوشهر، سيستان و بلوچستان، كرمان و اصفهان، 10 استان پرشيوع كشور هستند.
سابقه توجه به اين بيماري در ايران به تلاش‌هاي پروفسور يحيي در دهه 40 بر‌مي‌گردد؛ زماني كه اين استاد اهل طالقان، گزارش خود را درخصوص كم‌خوني حاد و شايع در شمال ايران به وزارت بهداري تقديم كرد، اما كمتر كسي حرفش را جدي گرفت.
واقعاً چه كسي مي‌دانست اين بيماري در كمتر از 60‌سال به يكي از عمده‌ترين چالش‌هاي نظام سلامت ايران تبديل مي‌شود.

علت بيماري
بسياري از بيماري‌ها در انسان، ناشي از ناهنجاري‌هاي خوني است. بيماري‌هاي گويچه‌هاي قرمز، در ميان ناهنجاري‌هاي خوني شايع‌ترند. شديد‌ترين اين بيماري‌ها، تالاسمي و يك نوع كم‌خوني به نام كم‌خوني داسي شكل است كه اين مورد در قاره آفريقا بسيار شايع است.
وقوع اين بيماري‌ها در نتيجه اشكال در نوع ويژه‌اي پروتئين داخل گويچه‌اي به نام هموگلوبين است. آسيب‌هاي هموگلوبين، ناهنجاري‌هاي وراثتي بوده و از والدين به فرزندان انتقال مي‌يابد.
ژن معيوب تالاسمي يا از يكي از والدين و يا از هر دو به كودك مي‌رسد و كودك را مبتلا به اين بيماري مي‌كند. اين كم‌خوني ارثي به‌دليل نقص در كروموزم شماره11 و اختلال در كارايي گلبول‌هاي قرمز خون پديد مي‌آيد.
گلبول‌هاي قرمز كه حاوي هموگلوبين هستند، اكسيژن را از ريه‌ها به ساير بافت‌هاي بدن منتقل مي‌كنند. در بيماري تالاسمي، هموگلوبين به ميزان لازم ساخته نمي‌شود و در نتيجه اكسيژن كافي به بافت‌هاي بدن نمي‌رسد.

مصرف يك چهارم خون‌هاي اهدايي
تزريق خون، ركن اساسي درمان بيماران تالاسمي بوده و تهيه خون سالم و كافي براي اين بيماران، كه بيش از يك چهارم مصرف‌كنندگان خون كشور را شامل مي‌شود، وظيفه‌اي مهم بر دوش نهادهاي مسئول است.
لازم به ذكر است كه در سال1370، طرح كشوري پيشگيري تالاسمي توسط انجمن تالاسمي ايران به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي ارائه شد و پس از 5 سال در سال 1375 اين طرح به‌صورت كشوري به اجرا درآمد.
در آغاز برنامه پيشگيري از تالاسمي، سالانه بيش از 800‌نوزاد مبتلا به تالاسمي متولد مي‌شد كه اين رقم اكنون به 300 مورد كاهش يافته است كه دستاورد بزرگ ملي در حوزه سلامت محسوب مي‌شود.

اميد به آينده
تالاسمي يك بيماري نادر و پيچيده است كه در گذشته جان كودكان را قبل از رسيدن به سن نوجواني مي‌گرفت. بالا رفتن سطح دانش خانواده‌ها، ابداع فناوري‌هاي نوين، پيشرفت‌هاي به عمل آمده در اقدامات باليني و ظهور روش‌هاي جديد درماني، تاثيري عمده بر سلامتي بيماران و افزايش طول عمر آنها داشته است.
همچنين با توجه به انجام آزمايش‌هاي ژنتيك قبل از ازدواج و نيز نمونه‌برداري از مايع آمينوتيك جنين، تعداد متولدين بيمار، به‌تدريج در حال كاهش است. بيمار تالاسمي ديروز، كودكي ناتوان بود كه عمري كمتر از 20سال را تجربه مي‌كرد، اما امروز جواني با زندگي عادي است كه در جست‌وجوي كار و طعم زندگي شاداب، نيازهاي گوناگوني دارد.

نياز‌هاي گوناگون
كودكان تالاسمي ديروز كه به سن‌هاي بالاتر رسيده‌اند، نيازهاي مختلف و گوناگوني دارند كه بايد به آنها توجه داشت.
ادامه تحصيل بيماران در مقاطع بالاي علمي، دستيابي به فرصت‌هاي مهم شغلي، قرار گرفتن در پست‌هاي مديريتي در بخش‌هاي دولتي و خصوصي و حضور همه جانبه در فعاليت‌هاي اجتماعي و اقتصادي، نشانگر بالا رفتن كيفيت زندگي بيماران مبتلا به تالاسمي است.
با اين حال، با توجه به جمعيت فراوان بيماران تالاسمي، نياز‌هاي مختلف ( مانند شغل، تحصيل، ازدواج، مسكن، درمان و...) نيز بالا بوده و در حال افزايش هم است. با پيشرفت علم، امروزه سيماي تالاسمي تغيير كرده است.
جمعيت بيماران بالغ، به‌طور مرتب در حال افزايش بوده و مسائل مرتبط با بيماران تالاسمي بزرگسالان روز به روز مهم‌تر مي‌شود. به‌طور مثال تعداد بيماران بزرگسال در ايالات متحده و كانادا به 44درصد جمعيت كل بيماران تالاسمي در اين كشورها رسيده است.

بيماران براي بيماران
عدم‌پاسخ دهي مناسب به خواسته‌ها و نيازهاي گوناگون بيماران تالاسمي، توسط دولت و نگرش منفي جامعه به توانايي‌هاي بالقوه بيماران تالاسمي، ضرورت تامين و رفع اين نيازها توسط خود بيماران را آشكار مي‌كند.
پيشنهاد طرح بيماران براي بيماران در راستاي ياري رساندن به بيماران توسط خود بيماران تالاسمي است؛بيماراني كه با سعي و تلاش توانسته‌اند برخي از مشكلات را حل كرده و به موفقيت‌هايي نايل شوند و مي‌توانند در بسياري از موارد اجتماعي ساير بيماران را ياري دهند.
يكي از موضوعات مهم، مسئله شغل و كسب درآمد مستقل اين بيماران است. اكنون جوانان تالاسمي، نياز به كار، كسب درآمد و زندگي مستقل دارند، اما متأسفانه آمارها حكايت از اين دارد كه اكثر بيماران تالاسمي فاقد شغل مناسب هستند.
شايد تصور عمومي اين باشد كه اين بيماران توانايي انجام كارهاي محوله را نداشته و هميشه بايد تحت حمايت‌هاي دولت يا مؤسسه‌هاي خيريه باشند.
وجود بيماران شاغل كه وظايف شغلي خود را به نحو احسن انجام مي‌دهند، دليل باطل بودن اين طرز تفكر است؛ البته در اين زمينه، بيماراني كه به موفقيت‌هاي اقتصادي دست يافته‌اند يا خانواده‌هاي آنها كه داراي مؤسسه‌هاي اقتصادي هستند، مي‌توانند ساير بيماران را ياري دهند.
آنها مي‌توانند با به كار‌گيري بيماران تالاسمي زمينه اشتغال آنها را فراهم سازند. موضوع بيماري و گرفتن مرخصي براي درمان، مشكل اصلي است. بيماران تالاسمي به‌دليل اينكه نياز مداوم به تزريق خون دارند، مجبورند كه در فواصل مشخص محل كار خود را ترك كرده و به مركز درماني بروند.
اين عامل سبب مي‌شود كارفرمايان عادي كمتر تمايل داشته باشند كه آنها را به كار گيرند. كارفرمايان بيمار چون خود به بيماري تالاسمي مبتلا هستند مشكل ساير بيماران را درك كرده و نهايت مساعدت را با آنها خواهند داشت.
مراكز درماني بيماران، مانند مراكز انتقال خون و درمانگاه‌هاي تالاسمي هم مي‌توانند با ارائه خدمات خود در بعدازظهر‌ها و روزهاي تعطيل سبب شوند، بيماران شاغل كمتر مجبور به ترك محل كار خود در ساعات كاري شوند.
شغل‌هاي خويش‌فرما و نيز شغل‌هايي كه زمان كاري توسط خود بيماران قابل مديريت باشد، پيشنهادهاي خوبي هستند. همچنين دولت مي‌تواند به بيماران كمك كند.
دولت از طريق بانك‌ها مي‌تواند وام‌هاي زود بازده در اختيار بيماران قرار دهد تا آنها بتوانند به‌صورت انفرادي يا تشكيل تعاوني‌هاي توليدي يا خدماتي به استقلال مالي برسند.
همچنين دولت بايد قانون به كارگيري افراد نيازمند حمايت را رعايت كرده و مؤسسه و سازمان‌هاي زيرمجموعه خود را مجبور كند در پست‌هايي كه بيماران تالاسمي قادر به خدمت رساني هستند، آنها را استخدام كرده و به كار گمارد.
اختصاص درصدي از ظرفيت اشتغال دستگاه‌هاي اجرايي به افراد تالاسمي از طرح‌هاي ارائه شده به نهادهاي مسئول است. وجود كارمندان مبتلا به تالاسمي، كه در نهايت وظيفه‌شناسي به خدمت مشغولند، نشانگر اين است كه دولت در انتخاب خود اشتباه نكرده است.
همچنين در مورد شغل بايد به علايق بيماران توجه داشت و صرف فقط پيدا كردن شغل، نبايد دليلي بر بي‌توجهي به اين امر باشد.
ديدن خانمي دامپزشك كه با وجود ابتلا به بيماري تالاسمي و باور عمومي كه دامپزشكي شغلي مختص آقايان است، در كار خود بسيار كوشا و موفق است و نيز نمونه‌هاي ديگر دليلي بر احترام به سليقه‌هاي شخصي بيماران است.
*كارشناس ارشد خون‌شناسي و بانك خون

amuzesh2005

amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

پاسخ به:مقالات بیماریهای خاص و روش درمان
چهارشنبه 22 تیر 1390  12:59 ب.ظ

بيماري فقرا

سرطان معده از جمله سرطان‌هايي است كه اگر در مراحل اوليه كشف و درمان شود، قابليت بهبود دارد. بيشتر مبتلايان به سرطان معده مرد بوده و سن آنها معمولاً بالاي 55 سال است. سرطان معده در بين افرادي كه از جنبه اقتصادي وضعيت مناسبي ندارند، بيشتر مشاهده مي‌شود. مطلب زير، علل و علايم سرطان معده و درمان جاري آن را شرح مي‌دهد.

معده چيست؟
معده انسان يك كيسه عضلاني و قابل ارتجاع است كه در حفره شكم قرار گرفته و غذاهاي خورده شده را از مري به روده باريك مي‌رساند. عمل هضم از دهان يعني زماني كه بزاق غذا را مرطوب و دندانها آن را قطعه‌قطعه مي‌كنند، شروع مي‌شود. وقتي كه عمل بلع انجام مي‌شود، غذا از مري پايين رفته و به معده مي‌رسد. معده وظيفه خود را به صورت تغيير غذا و تبديل آن به شكلهاي قابل هضم‌تر انجام مي‌دهد.
مانند ساير قسمتهاي دستگاه گوارش، معده براساس ميزان غذاي موجود توانايي تغييرات وسيع در اندازه و شكل خود را دارد. در انسان طول معده حدود 30سانتيمتر و عرض آن حدود 15 سانتيمتر است. جداره معده از سه لايه ساخته شده است. لايه خارجي يك غشاي فيبرو است. بعد از آن لايه عضلاني قرار دارد. لايه داخلي 35 هزار غده را شامل مي‌شود، به‌طوري كه فضاي داخلي معده را به صورت لانه زنبور مي‌نماياند. اين غده‌ها اسيد و شير معده را ترشح مي‌كنند.
غداي خورده شده، توسط اين ترشحات به صورت نيمه مايع درمي‌آيد. لايه عضلاني با مخلوط كردن غذا با شير معده، به اين عمل كمك مي‌كند. اين مخلوط نيمه مايع، «كيموس» ناميده مي‌شود. تعداد كمي از مواد غذايي مانند قندهاي ساده از طريق جداره معده جذب مي‌شوند ولي بيشتر مواد غذايي از طريق معده جذب نشده، بلكه اين مواد به روده باريك وارد شده و در آنجا عمل جذب صورت مي‌گيرد.

سرطان معده
سرطان معده همه خصوصيات كلي سرطانها را داراست. تقريباً در تمامي موارد، سرطان از لايه داخلي ديواره معده سرچشمه مي‌گيرد و با رشد بيشتر، لايه‌هاي مجاور را درگير مي‌كند و به خارج معده گسترش مي‌يابد.
بعد از چند ماه و گاه چند سال، سلولهاي سرطاني از محل تومور اوليه خارج شده، به جريان خون راه يافته و به كبد و ريه‌ها مي‌رسند يا از طريق عروق لنفاوي به غدد لنفي منطقه‌اي دسترسي پيدا مي‌كنند كه به اين حالت متاستاز مي‌گويند. با گسترش مستقيم سرطان از جداره معده، اندامهاي مجاور مثل لوزالمعده و طحال نيز ممكن است درگير شوند. وقتي كه تومور فقط لايه داخلي يا دو لايه داخلي جداره معده را درگير كرده باشد، آن را سرطان اوليه و زماني كه سرطان به لايه خارجي جداره معده رسيد يا اعضاي ديگر را درگير كرد، به آن سرطان پيشرفته معده مي‌گويند.

پيشگيري
رژيم غذايي مي‌تواند در ايجاد سرطان معده نقش عمده‌اي داشته باشد. سرطان معده در اقشار كم‌درآمد جامعه كه غذاي آنها را به طور عمده مواد نشاسته‌اي تشكيل مي‌دهد و ميوه و سبزيهاي تازه در رژيم غذايي آنها كم است، بيشتر ديده مي‌شود.
همچنين روشهاي آماده‌سازي و نگهداري موادغذايي نيز مي‌تواند در ايجاد سرطان معده نقش داشته باشد. سرطان معده در افرادي كه غذاهاي دودي بيشتر مي‌خورند، شايعتر است.
افرادي كه از آنمي بدخيم يا آكلريدري (فقدان اسيد در شيرمعده) رنج مي‌برند، بيشتر از سايرين در معرض ابتلا به سرطان معده قرار دارند. بيشتر محققان عقيده دارند كه ارتباطي بين زخم معده و سرطان معده وجود ندارد. همچنين نشان داده شده است كساني كه جراحي معده داشته‌اند نيز بيشتر در معرض خطر ابتلا به سرطان معده قرار دارند.

تشخيص
اگر سرطان معده در مراحل اوليه كشف و درمان شود، قابليت بهبود آن بسيار بيش از مواردي است كه در مراحل پيشرفته‌تر كشف شود.
قابل ذكر است شيوع سرطان معده در ژاپن بيشتر بوده، از اين رو براي تشخيص زودرس سرطان معده كارهاي وسيعي در آن كشور انجام گرفته است. در بعضي از مطالعات ميزان بهبودي بيماري در مراحل اوليه كه توسط جراحي برداشته مي‌شود تا 95 درصد گزارش شده است. در كشور كانادا، بيماري در كمتر از 10 درصد بيماران در مراحل اوليه تشخيص داده مي‌شود.
اولين علامت قابل توجه در سرطان معده، ناراحتي گوارشي مبهم يا درد خفيف شكم، تهوع مختصر ولي دائم يا سوزش سردل است. اگر اين علايم در عرض چند هفته بهبود نيافت يا چنانچه مرتباً تكرار شوند، بايد با پزشك مشورت كرد.
علائم ديگر مثل وجود خون در مدفوع، استفراغ، خستگي و ضعف شديد يا كاهش وزن شديد نيز بايد توسط پزشك بررسي شود.
وقتيكه وجود سرطان معده مورد ترديد قرار بگيرد، دو روش كلي گاستروسكوپي و استفاده از اشعه X براي تشخيص آن وجود دارد.
گاستروسكوپي روش ساده‌اي است كه حدود 15دقيقه طول مي‌‌كشد و با ايجاد ناراحتي كمي، بدون بيهوشي عمومي قابل انجام است. در اينگونه موارد معمولاً آرام‌بخش ملايمي براي بهتر كردن وضعيت بيمار تزريق مي‌شود. گاستروسكوپي با استفاده از يك وسيله نازك، قابل ارتجاع، توخالي و بلند كه به آن گاستروسكوپ مي‌گويند، انجام مي‌شوند.
گاستروسكوپ از طريق دهان بيمار به سمت معده رانده مي‌شود و پزشك به وسيله آن مي‌تواند قسمتهاي مختلف را مشاهده كند. چون گاستروسكوپ توخالي است، مي‌توان برس ظريفي را از طريق آن به داخل معده فرستاده و از هر كجاي معده كه غيرطبيعي به نظر مي‌رسد، نمونه‌برداري كرد و براي انجام آزمايش به آزمايشگاه فرستاد.
روش ديگري كه براي تشخيص سرطان معده به كار مي‌رود، استفاده از اشعه X است. معده بيمار با باريم مايع خوراكي پر شده و اجازه عبور اشعه X را نمي‌دهد. راديولوژيست با استفاده از وسيله‌اي به نام فلوروسكوپ مي‌تواند جريان باريم را در معده بيمار مشاهده كند. با زاويه دادن به بيمار در جهت‌هاي مختلف از معده بيمار عكسبرداري مي‌شود تا بر مبناي آن راديولوژيست، وضعيت موجود در معده را تشخيص دهد.

درمان
اگر نتايج روشهاي تشخيصي بيان‌كننده وجود سرطان در معده باشد، درمان آن انجام عمل جراحي است. براي برداشتن تومور تمام يا قسمتي از معده برداشته مي‌شود.
گاه ديگر اعضاي داخل شكم مانند طحال يا لوزالمعده هم كه در نزديكي تومور قرار دارند، برداشته مي‌شوند. ممكن است درمان دارويي (شيمي‌درماني) يا پرتودرماني به تنهايي يا به موازات هم مورد استفاده قرار گيرد.
حتي اگر تمام معده برداشته شود، بيشتر بيماران توانايي ادامه زندگي نسبتاً طبيعي را خواهند داشت و مشكلات گوارشي بعد از عمل با افزايش دفعات خوردن غذا قابل درمان است. براي بعضي از بيماران رژيم غذايي با مواد قندي كم و چربي و پروتئين زياد توصيه مي‌شود و غالباً ويتامين B12 تزريق مي‌كنند.

نكته
براي كاهش احتمال ابتلا به سرطان معده موارد زير توصيه مي‌شود:
*‌ غذاهاي متنوع بخوريد.
*‌ غلات، نان، ميوه و سبزي مصرف كنيد.
*‌ غذاهاي كم‌چربي و گوشت‌هاي كم‌چربي مصرف كنيد و غذا را با حرارت كم بپزيد.
*‌ وضعيت بدني خود را با تغذيه مناسب و ورزش به حالت ايده‌آل برسانيد.
*‌ نمك و قهوه زياد و الكل مصرف نكنيد.
براي كاهش ابتلا به سرطان، وضعيت بدني خود را با تغذيه مناسب و ورزش به حالت ايده‌آل برسانيد
بنياد امور بيماري‌هاي خاص

منبع:روزنامه اطلاعات
amuzesh2005

amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی
دسترسی سریع به انجمن ها