عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

ظهور سلسله صفویه نقطه عطفی در تاریخ ایران

ظهور سلسله صفویه نقطه عطفی در تاریخ ایران
چهارشنبه 22 تیر 1390  03:25 ب.ظ

ظهور سلسله صفویه نقطه عطفی در تاریخ ایران

منابع مقاله:

فصلنامه مشکوة، شماره 59، ضابط، حیدر رضا؛

گروه تاریخ اسلام

ظهور سلسله صفویه نقطه عطفی در تاریخ ایران

به همان میزان که تشیع در قرن نهم رواج می گرفت سلسله های صوفیان شیعی مذهب نیز بیشتر می شدند و نیروهای آنها افزایش می یافت. قدیم ترین سلسله شیعی مذهب این زمان سلسله صوفیه صفویه پیروان شیخ صفی الدین اسحق اردبیلی بودند که بتدریج در آذربایجان و بلاد اطراف قدرتی به هم رساندند و در تمام قرن نهم بر اثر پیوند ازدواج با ترکمانان آق قویونلو و عوامل مساعد دیگر در حال توسعه قدرت و فراهم آوردن دستگاهی شبیه سلطنت بودند تا چنان که می دانیم در آغاز قرن دهم به سلطنت ایران رسیدند. (1)

سلسله شیعه مذهب صفویه پس از سالهای طولانی حکومت بیگانگان بر ایران، توانستند در اوایل قرن دهم قمری با اتکای به مذهب شیعه دوازده امامی یک کشور مستقل ایرانی بنیان نهند (2) و گسترده ترین فرهنگ ادبی را در ایران پدید آوردند. (3)

در تاریخ ایران پس از اسلام، ظهور سلسله صفویه نقطه عطفی است مهم; پس از قرن ها فرمانروایی بیگانه، ایران دوباره به کشوری قدرتمند و مستقل در شرق اسلامی بدل می شود.

در این مقاله علل رسیدن صفویان به قدرت و حوادث و رخدادهایی که به حکومت شیعی آنان انجامید به اجمال بررسی گردیده است.

سلسله های تصوف شیعه از قرن هفتم هجری سلسله های تصوف در جهان اسلام ظاهر گشتند که اعتقاد به تشیع داشتند و در نشر و تبلیغ مذهب شیعه اثناعشری می کوشیدند و با خاندان صفویه همکاری نزدیک داشتند. این سلسله ها عبارتند از:

1- سلسله نعمت اللهی: پیشوای این سلسله از صوفیان، شاه نعمت الله ولی کرمانی (827-730 ه . ق) بود که شیعه اثناعشری بود. آنها رابطه نزدیک با خاندان شیعه اثناعشری صفویه داشتند. (4) نسب ایشان از طریق اسماعیل بن جعفر به امام علی بن ابی طالب علیه السلام می رسد. (5)

نشانه پیوستن مرید به سلسله نعمت اللهی این بود که خرقه می پوشید و بر سر کلاهی درویشی از نمد می نهاد، این کلاه بعدا به تاج پنج ترک (اشاره به پنج تن زیرکسا) و سپس به تاج دوازده ترک (اشاره به دوازده امام شیعیان) تغییر شکل یافت. پیوند طریقه نعمت اللهی با جنبش صفوی با همین شعار یعنی کلاه دوازده ترک آشکار می گردد.

2- سلسله نوربخشیان: پیشوای این سلسله صوفیان شیعه اثناعشری که در قرن هشتم هجری ظاهر گردید سید محمد نوربخش قاینی خراسانی (6) بود. نسب وی با هفده واسطه به امام موسی کاظم علیه السلام می رسد. در قاین (خراسان) در سال 795 ه . ق متولد گردید و در سال 869 در ولایت سولقان وفات یافت. (7)

لباس این سلسله صوفیان سیاه بود و این شعار را علامت عزاداری شهدای کربلا می دانستند. سید محمد نوربخش شاگرد فقیه بزرگ تشیع احمد بن فهدحلی و مرید خواجه اسحاق ختلانی بود و خواجه در صدد قیام علیه شاهرخ و تشکیل یک دولت شیعه در خراسان بود.

سید محمد نوربخش و پیروانش به نشر مذهب شیعه اثناعشری در قرن نهم اهمیتی بسزا دارند و یکی از لوازم کمال در سلوک را اعتقاد به تشیع می دانسته اند. (8)

اولاد سید محمد نوربخش مانند اخلاف شاه نعمت الله ولی از همان اول، آن اندازه مرید و پیرو به دست آوردند که زمینه ارشاد را به دستگاه قدرت و نفوذ ظاهری تبدیل کنند و بعد از ظهور دولت شیعی صفوی در ایران مشایخ این دو سلسله شیعی از جنبش شیعی صفوی آشکارا حمایت کردند و همکاری لازم را انجام دادند.

ذهبیان: سند فرقه ولایت سلسله ذهبیه توسط معروف کرخی به امام رضاعلیه السلام می رسد. (9) اولین قطب سلسله ذهبیه معروف کرخی (حدود 200 تا 155 ه . ق) است که غالب سلسله های تصوف شیعه به او می پیوندند.

از معروفترین اقطاب ذهبیه که به نام او یعنی ذهبیه کبرویه مشهور گشته اند، شیخ نجم الدین کبری (مقتول 618 ه . ق) است. مشایخ سلسله ذهبیه به طورکلی شیعه مذهب اند و ده تن از اقطاب سلسله ذهبیه در سراسر دوران صفوی به منصب ارشاد اشتغال داشته اند. (10)

در اوایل دوران صفوی و با ظهور شاه اسماعیل، در اثر رسمیت یافتن مذهب تشیع، اختلافات و دوران هرج و مرج از میان رفت. صوفیان شیعی و از جمله ذهبیه مجال یافتند تا قیود تقیه را در هم شکنند و اسرار ولایت عارفانه و صوفیانه را آشکار سازند. (11) حاج محمد خبوشانی در دوران شاه اسماعیل منصب ارشاد را دایر نمود و خانقاه خود را به روی همه گشود و مجالس وعظ و تذکیر به راه انداخت و به نشر فضایل و مناقب خاندان پیامبر پرداخت. کتاب اعلام الهدی تالیف شیخ شهاب الدین ابوحفص عمر سهروردی (539-422 ه . ق) را، که به روش صوفیان شیعی و به زبان عربی نگارش یافته بود، بر منبر و مجلس وعظ می برد و قرائت می کرد و سپس به لغت پارسی در خور فهم شوندگان شرح و تفسیر می نمود. (12)

ظهور تیموریان

هور تیموریان در قرن نهم سهم زیادی در گسترش تصوف در ایران داشت. در اواخر قرن هشتم ه . ق تصوف جهان اسلام را فرا گرفته بود و بنیانگذار تیموریان، تیمور گورکان پیوندهای شخصی با صوفیان آغاز کرد که صاحب اختیار و قدرت راستین آن روزگار بودند.

علی بن مؤید، شیعی و علوی که در بخشی از خراسان حکومت می کرد و به نام دوازده امام سکه می زد و خطبه می خواند تیمور را در فتح خراسان یاری کرد. (13) سیاست تیمور دایر بر میدان دادن و کمک به علویان باعث شد که شاه نعمت الله ولی در ایران موقعیت چشم گیری یابد و بسیاری از مغولان را به خود متمایل سازد.

تیمور برای بیشتر کشاندن شیعیان به سوی خود دمشق را با شعار انتقام امام حسین علیه السلام از نسل یزید مقصودش مردم دمشق بود، گشود. (14)

امیر تیمور سه بار با خواجه علی، رهبر سلسله صفویان دوران خود را در اردبیل ملاقات کرد و مریدش شد. خواجه علی، تیمور را تشویق کرد که یزیدیان مقیم عراق و سوریه را تنبیه کند. (15)

امیر تیمور اسیرانی را که ضمن جنگهای سال 804 ه . ق در آسیای صغیر به چنگش افتاده بودند به سفارش خواجه علی به وی بخشید این شفاعت خواجه علی باعث آزادی سران هفت طایفه بزرگ: تکه لو، شاملو، استاجلو، قاجار، افشار، رملو و زنگنه گردید و این هفت طایفه به علاوه طایفه ذوالقدر قشون قزلباشان (سرخ کلاهان) که در حقیقت «فدائیان تشیع » بودند به وجود آمد (16) - خواجه علی بعضی از آنها را به موطن خویش در آسیای صغیر باز گرداند و آنها را موظف نمود که مذهب شیعه دوازده امامی را ترویج کنند. (17)

سلسله صفویه در دوران شیخ صفی الدین اردبیلی بنیانگذار این سلسله شیعی، و دوران سه نفر از جانشینان بلافصل وی، از احترام زیاد مراجع قدرت بر خوردار بود. شاهزادگان تیموری بر سر راه لشکرکشی های خود در غرب در اردبیل به رؤسای این طریقت ابراز احترام می کردند (18) . امیر تیمور تحت تاثیر تشیع بود از این رو برای خواجه علی احترام خاصی قایل بود. (19)

تیمور گورکان را شیعی شمرده اند (20) و آورده اند که پس از فتح دوم بغداد، مزار امامان شیعه را درکاظمین و نجف اشرف زیارت کرد (21) همچنان که گفته اند پیش از آن قبر مطهر امام رضاعلیه السلام را در مشهد زیارت کرده بود. (22) بعضی تاریخ نگاران هم او را غیر شیعه پنداشته اند از آن جمله ابن عماد گوید: تیمور حنفی مذهب بود. (23)

ولیکن به علویان توجه خاصی داشت و در برآوردن حوائجشان اهتمام می ورزید; چرا که تیمور به این مساله اعتقاد داشت که «برکت و امنیت، نصیب هیچ کشور و دولتی نمی شود مگر آن که علما و سادات در آن رفت و آمد داشته باشند. (24)

شاهان تیموری در گسترش تصوف درایران - که اعتقاد و احترام خاصی نسبت به دوازده امام شیعیان قایل می شد - نقشی بسزا ایفا کردند. در دوران حکومت شاهان تیموری بود که سلسله صفویان در دوران پیشوایی خواجه علی به سازمان نظامی شیعی تحول یافتند و موقعیت معنوی و سیاسی خود را در آسیای صغیر و ایران تحکیم کردند. مقام شامخ خواجه علی در ایران باسیطره معنوی وی بر بلاد روم از طریق مریدانش که مستقیما از او اخذ طریقه کرده بودند مستحکم تر شد.

تصوف در بلاد عثمانی

تصوف در بلاد عثمانی نیز برگرفته و برآمده از تصوف ایرانی است و مهمترین شاهد آن نوشته های عرفانی آن دیار به زبان فارسی است، قرن هفتم محل بروز و ظهور تصوف در بلاد عثمانی است.

تصوف در آغاز قرن هفتم در نظر مسلمانان به ویژه در اطراف ممالک اسلامی منزلتی والا یافت. بعد از حملات مغول قبایل ترکمان به سوی آسیای صغیر رانده شدند و هجرت صوفیان از شمال شرقی ایران نیز همراه و همزمان با این مهاجرت بود. (25) از جمله صوفیان مهاجر سید محمد رضوی مشهور به حاجی بکتاش ولی (متوفی 738 ه . ق) می باشد. گرایش به تصوف و فتوت در قبایل ترکمانان آسیای صغیر بین آنها روح جهانگشایی و توسعه جویی برانگیخت و آنها به رهبری بابا اسحاق کفر سودی ترکمانی علیه ستم غیاث الدین کیخسرو دوم (حکومت 642 - 634 ه . ق) قیام کردند. عناصر فکری این جنبش از تشیع سرچشمه می گرفت و سربازان مسلمان از جنگیدن علیه آنها سرباز می زدند و در جنگ نهایی غیاث الدین کیخسرو دوم از سربازان فرنگی در مقابل آنها استفاده نمود. این جنبش هسته نهضت بکتاشی شد. (26)

پیشوای سلسله بکتاشیه سید محمد رضوی خراسانی مشهور به حاج بکتاش ولی (متوفی 738 ه . ق) میان ترکان و ترکمانان شهرت عام یافت تا آنجا که بکتاش. اسم خاصی شد که بعضی ممالیک بدان ملقب گردیدند. (27)

طریقه بکتاشی به طور وسیعی میان ارتش عثمانی انتشار یافت. تکیه بکتاشیان بر گروههایی بود که در جوانی از مسیحیت به اسلام گرویده بودند و لشکر خاصی را تشکیل می دادند. آنها از سپاه ویژه عثمانیان ترکیه بودند که با فرنگیان مسیحی می جنگیدند و آنها را به اسلام دعوت می کردند. لشکر خاصی که آنها تشکیل دادند در تاریخ به نام ینی چری یا قشون جدید شناخته شدند. (28)

طریقه بکتاشی، عقیده غالب ینی چری های مسیحی الاصل گردید و در تمام ترکیه گسترش یافت. بکتاشیه شیعه اثناعشری بودند و مکتب آنها در آناتولی و روم و جزایر روم و بلاد مصر و شام و عراق عرب جاری بود.

همزمان با ظهور صفویه در آذربایجان، سلسله بکتاشی در آسیای صغیر از اهمیت زیادی برخوردار شدند آنان شیعه اثناعشری بودند. تشیع در قالب مردمی اش در شبه جزیره آناتولی رشد کرده و این رشد، انگیزه بسیار قوی از سوی تبلیغات شیعی رهبران متاخر سلسله صفویه اردبیل دریافت نموده است. این تبلیغات شیعی اول بار از راه گرویدن به تصوف شروع شد و در نیمه دوم قرن پانزدهم میلادی در زمان صفویان متاخر یعنی جنید و حیدر، به صورت هضت شیعی قزلباشی درآمد و اکثر نواحی آناتولی را فرا گرفت، تا سرانجام در اواخر این قرن، آناتولی را به صورت سرزمینی شیعی درآورد. (29)

قراقویونلو در عراق و آذربایجان علاقه زیادی به تشیع نشان داده اند. پیر بوداق پسر جهانشاه به عنوان یک خصیت سازش ناپذیر شیعی توصیف شده است. (30) قراقویونلوها در تلاششان برای وحدت کارهایشان با مرام تشیع به صورت پیشقدمان صفویان درآمدند. (31)

صفویان اردبیل از آغاز پیوندی عمیق با تشیع برقرار کردند چرا که آنها حکومت سربداران خراسان و سادات مرعشی مازندران و گیلان را دریافته بودند و رابطه مستقیم بین سلسله صفویه اردبیل و سلسله نعمت اللهی ماهان همیشه برقرار بود.

حکمت شیعی و عرفان

آغاز قرن هفتم در نظر مسلمانان به ویژه در ممالک اسلامی منزلت والایی یافته بود. تصوف، تمایل به باطن و باطن گرایی و آشنایی با اسرار و معارف باطنی از طریق تعالیم ائمه اطهارعلیهم السلام و اعتقاد به ولایت، همان خصوصیاتی است که حکمت شیعی را به تصوف به معنای عام کلمه پیوند می دهد. از سوی دیگر شجره نسب اغلب سلسله های صوفیه به یکی از ائمه علیهم السلام می رسد و فرقه های گوناگون آنها تا به امروز در میان شیعیان باقی است.

در قرن هفتم هجری خواجه نصیر طوسی و شاگردان شایسته او مانند کمال الدین میثم بحرانی (متوفی 679 ه . ق) و علامه حسن بن یوسف بن مطهر حلی (727-648 ه . ق) کوشش نمودند در میان فلسفه و کلام و عرفان تقریب به وجود آورند. (32)

میثم بحرانی در زمره آن دسته از اندیشه مندان شیعی است که به کلام و عرفان و فلسفه توجه کرده اند. شرح میثم بحرانی بر نهج البلاغه نمایانگر آمیختگی عرفان و تشیع است.

سید بهاءالدین حیدر بن علی عبیدی آملی (متوفی 794 ه . ق) علامه جمال الدین ابوالعباس احمد بن فهد حلی (841-756 ه . ق) و ابن ابی جمهور احسائی (وفات بعد از 901 ه . ق) رابطه عرفان با تشیع را تشریح کردند. علامه سیدحیدر آملی به عنوان فقیه و متکلم شیعه می خواست حکومتی شیعی ایجاد کند. و چون ظاهرا اوضاع و احوال مساعدتش نکرد، او نیز خواست خود را به میان نیاورد - لیکن توضیحات آنها در باب ارتباط و پیوند بین تشیع و عرفان باعث گردید که تحول فکری در بین سلسله های تصوف شیعی به ویژه سلسله شیعی صفوی ایجاد شود - تحت تاثیر این افکار، فقها و متکلمان شیعی سلسله صفوی در دوران پیشوایی خواجه علی (متوفی 830 ه . ق) به سازمان سیاسی نظامی شیعی تحول یافت و تشکیل یک حکومت شیعی در ایران به عنوان هدف راهبردی این سلسله قرار گرفت.

در قرن هشتم و نهم حکمت اشراق سهروردی با عرفان ابن عربی و تعلیمات ائمه اطهارعلیهم السلام توسط سید حیدر آملی و ابن ابی جمهور در هم آمیخت. مجموعه این تاملات در مکتب اصفهان در آثار میرداماد و ملاصدرا و قاضی سعید قمی و فیض کاشانی و بسیاری دیگر از متفکران این دوره شکفته شد (33) - صدر المتالهین ملاصدرای شیرازی یکی از برجسته ترین چهره های حیات معنوی و از مظاهر اصلی تفکر اسلامی در عالم تشیع است و بی شک تمام حیات معنوی و عقلی شیعه در سه قرن اخیر به گرد نام او می گردد. (34)

تسنن دوازده امامی

در قرن هشتم و نهم سلسله های تصوف در ایران مانند نعمت اللهی، صفوی، نوربخشی و ذهبی پیرو مسلک شیعه اثناعشری بودند و قبل از ظهور دولت شیعی صفوی در ایران در اوایل قرن دهم تاثیر عمیق معنوی و سیاسی در جامعه ایران گذاشته بودند. در آسیای صغیر و سوریه سلسله شیعه اثناعشری بکتاشیان هم نفوذ فوق العاده در مسائل سیاسی و اجتماعی این مناطق یافته بود.

علما و فقهای بزرگ شیعه مانند میثم بحرانی (متوفی 679 ه . ق) سید حیدرآملی (متوفی 794 ه . ق)، احمد بن فهد حلی (متوفی 841 ه . ق)، و ابن ابی جمهور احسائی (متوفی بعد از 901 ه . ق) رابطه بین تشیع وعرفان را اثبات کرده بودند. تمامی سلسله های تصوف در ایران قبل از ظهور دولت صفوی از ابراز علنی اعتقادات خود درباره ولایت اهل بیت اطهارعلیهم السلام به خاطر فشار سیاسی آن دوران تقیه اختیار نموده بودند. لیکن خود سلاطین سنی مذهب در آن دوران علاقه شدید به دوازده امام شیعی نشان می دادند که این جریان تسنن دوازده امامی در ایران را به وجودآورد.

قسمت اعظم ایران تا زمان صفویه «سنی » بوده است. لیکن مردم ایران از دوران صدر اسلام علاقه و محبت عمیق به اهل بیت علیهم السلام و علویان داشتند. همچنین باید اشاره کرد که تشیع در ایران در ازمنه مختلف وسعت وضیق داشته است هر چند می توان مسیری صعودی را به خصوص پس از قرن هفتم برای آن تصور کرد.

در قرن هشتم و نهم گرایش تسنن به دوازده امامی در این زمان در بسیاری از نقاط ایران و ماوراءالنهر وجود داشته است. کتاب فصل الخطاب خواجه پارسا، شواهد النبوه جامی، وسیلة الخادم ابی المخدوم، در شرح صلوات چهارده معصوم از فضل الله بن روزبهان خنجی، همین گرایش را نشان می دهند.

صوفیان، حضرت علی علیه السلام را ولی اولیاء و شیخ همه طریقه ها قرار می دادند به ویژه آنها که از قرن ششم به بعد علوی بودند. چون قرن هفتم در رسید سرتاسر ممالک اسلامی بویژه ایران، پر از صوفیان علوی بود. درآمیختگی تصوف با شخصیت امام علی علیه السلام چندان بود که علویان صوفی خود را وارث و پیشوای واقعی تصوف می دیدند و تنها طریقه صحیح را همان طریقه ای می دانستند که خود در راس آن بودند.

بهترین نمونه این تحول آمیختگی تصوف با شخصیت ائمه اثناعشری تشیع در آن زمان، بنیانگذار سلسله شیعه مذهب و علوی صفویه بنام سید صفی الدین موسوی اردبیلی (متوفی 735 ه . ق) می باشد. شیخ لقب صفی الدین بود و بخاطر شیخ طریقت بودن، در تاریخ به نام شیخ صفی الدین اردبیلی معروف گردید.

نفوذ شخصیت امام علی علیه السلام در بین تسنن در آن زمان خیلی عمیق شده بود چرا که صوفیان نیز پیرامون شخصیت امام علی علیه السلام به عنوان ولی اولیا به بحث پرداختند. همچنان که از اشعار متصوفه ایران، مانند عطار وجلال الدین رومی پیداست. ظهور صوفیان بزرگ علوی همچون احمد رفاعی و ابراهیم دسوقی و احمد بدوی و غیره نیز درست همزمان با این جهتگیری تازه در تصوف و تشیع بود. (35)

کمال الدین حسین بن علی بیهقی سبزواری معروف به واعظ کاشفی (متوفی 910 ه . ق) مهمترین کتاب را برای مجالس عزاداری حسینی نوشت و آن را روضة الشهداء فی مقاتل اهل البیت نامید.

روضة الشهداء در جامعه ایران بازتاب پردامنه ای یافت به طوری که خواندن آن در مجالس نوعی شغل گردید تاآنجا که هر کس برای مردم وعظ می کرد و آنان را بر مصیبت ائمه اطهارعلیهم السلام می گریانند روضه خوان نامیدند. (36)

بنابراین روضة الشهداء نقش مهمی در روند شیعی شدن بیشتر مردمان این نواحی و اندکی بعد تمامی ایران ایفا کرد. در این باره دکتر کامل مصطفی الشیبی در کتاب خود تشیع و تصوف اشاره کرده که به احتمال در آن زمان به دنبال ملغا شدن مجالس ذکر صوفیانه از جانب سلسه نقشبندیان، گریه بر امام حسین علیه السلام جانشین آن شد. سپس می نویسد: «اگر این نتیجه گیری درست باشد نشانه ای است از وسعت آمادگی مردم برای پذیرش تشیع در قرن نهم و نیز شاید خیلی مبالغه آمیز نباشد اگر خود کتاب روضة الشهداء را از عوامل موفقیت جنبش شاه اسماعیل صفوی در همان دوران بدانیم ». (37)

روضة الشهداء جانشین قصه خوانی های رایجی شد که پیش از صوفیان تحت عنوان ابومسلم نامه وجود داشت. به هر حال باید پذیرفت که دستگاه صفوی از احساسات بسیاری از مسلمانان نسبت به عاشورا بهره برد. اندکی بعد که روضة الشهدا رواج یافت. این احساسات رو به فزونی نهاد. (38)

ملاحسین واعظ کاشفی حتی در موضوعات عرفانی، مسائل تشیع دوازده امامی را وارد می کند، بدون آن که نیازی بدان باشد، و این نشانه ای از وسعت دامنه درآمیختگی عرفان با تشیع در آن دوران است. (36)

نهضتها و دولتهای شیعی

ظهور تسنن دوازده امامی و سلسله های تصوف شیعه اثناعشری در ایران در قرن هشتم و نهم هجری همزمان بود با وجود آمدن نهضت ها و دولتهای شیعی که در تشکیل دادن حکومت صفویان در ایران نقش حیاتی ایفا نمودند.

نهضت های شیعی ضد خلافت اموی و عباسی بی درنگ پس از قیام امام حسین علیه السلام پدیدار شد. قیامهای علویان باعث شد که دولتهای شیعی مستقل و نیمه مستقلی در سرزمینهای خلافت شرقی ظاهر شوند مانند ادریسیان، حمدانیان، فاطمیان، بریدیان، آل بویه، حسنویه، کاکوئیان، علویان طبرستان و یمن، سربداران، مرعشیان مازندران، کیائیان گیلان و مشعشعیان خوزستان.

دولت سربداران به عنوان نخستین دولت مستقل شیعه اثناعشری در ایران که در قرن هشتم هجری تاسیس شد از اهمیت خاصی برخوردار شد. در دوران حکومت آنها تشیع از مرزهای خراسان گذشت و در سمرقند، کرمان وشهرهای دیگر ایران نفوذ کرد. جنبش شیعی سربداران در نهضتهای شیعی سادات مرعشی در مازندران و جنبش سادات کیایی در گیلان تاثیری بارز داشت. همچنین حکومت شیعی سربداران در خراسان زمینه مناسبی ایجاد کرد که سالها بعد با تاسیس حکومت صفویه، مذهب شیعه دوازده امامی در سراسر ایران گسترش یافت. (40)

شاه اسماعیل صفوی بنیانگذار ایران زمین بعد از ظهور اسلام ایام طفولیت خود را در نزد سادات آل کیا گذراند که بیش از دو قرن (1000-769 ه . ق) در گیلان حکومت کردند، و در محضر آنها بالید و تحصیل علوم مذهبی شیعه کرد و از همین جا قیام خود را آغاز نمود.

نقش فقهای شیعه در ظهور حکومت صفوی

در این دوران فقهای نامدار شیعی مانند خواجه نصیرالدین طوسی، علامه ابن مطهر حلی، ابن مکی (شهید اول)، علامه سید حیدر آملی، علامه ابن فهدحلی و دیگر فقها، فقه تشیع اثناعشری را غنا بخشیدند.

سربداران به رهبری علمای شیعه با آغاز کردن حرکت سیاسی و نظامی از خود راه را برای روی کار آمدن صفویان هموار ساختند تا مذهب تشیع اثناعشری را مذهب رسمی کل منطقه شرق اسلامی اعلام نمایند.

فقهای اثناعشری از زمان علامه ابن مطهر حلی، بر تلاشهای خود در زمینه تغییر مذهب سلسله های حاکمه افزودند، و آنها را به سوی «تشیع اصیل » فرا خواندند.

پس از آمدن مغول، علامه ابن مطهر حلی (727-648 ه . ق) در مجلس سلطان الجایتو خدابنده با عالمان سنی مناظره و آنان را مغلوب کرد و مذهب شیعی اثناعشری را رواج داد و دو کتاب منهاج الکرامه و کشف الحق را بدین منظور نوشت (41) سلطان الجایتو خدابنده بعد از این مناظره شیعه شد و برای مدت یک دهه و یا بیشتر در قرن هشتم هجری مذهب شیعه اثناعشری، مذهب رسمی سرزمینهای مغولان گردید.

محمد بن مکی العاملی (شهید اول) مکاتباتی با سربداران داشت و از این طریق آنها را راهنمایی می کرد.

فقیه عالیقدر شیعه اثناعشری علامه ابن فهد حلی (متوفی 841 ه . ق)، در دربار اسپند فرزند قرایوسف (و برادرجهانشاه قراقویونلو)، حاکم عراق از سال 836تا 848 ه. ق، وارد مباحثه شد و بر آنان پیروز گشت و از آن پس اسپند، تشیع اثناعشری را به عنوان مذهب رسمی ایالت خود برگزید. (42)

با فعالیت مذهبی - سیاسی فقهای معروف شیعی در زمان بعد از مغول سلسله های حکومتی مانند چوپانیان، آل جلایر، سربداران و قراقویونلوها دارای نظریات شیعی شدند. (43)

شیخ حسن بزرگ، مؤسس آل جلایر، (متوفی 757 ه . ق) نجف را به عنوان پایگاه خود برگزید و او خودش شیعه اثناعشری بوده است. (44) سلسله های حکومتی شیعه در شرق اسلامی که بعد از زمان مغول به وجود آمدند راه را برای ظهور حکومت شیعی صفوی در ایران هموار نمودند.

سلسله صفوی

شیخ صفی الدین اردبیلی

سلسله شیعه مذهب صفویه پس از سالهای طولانی حکومت بیگانگان بر ایران، توانستند در اوایل قرن دهم قمری با اتکاء به مذهب شیعه دوازده امامی یک کشور مستقل شیعه و ایرانی بنیان نهند. مؤسس این سلسله، شیخ صفی الدین اردبیلی (متوفی 735 ه . ق) می باشد که به نام صفی الدین سلسله صفویه نام گرفت.

اولین فرد این خاندان که مورخان از او سخن گفته اند فیروزشاه زرین کلاه نام دارد که در قرن پنجم هجری در آذربایجان می زیست. او که به پارسایی، دینداری و جوانمردی شهره بود، به زودی مریدانی پیرامون خودگردآورد و فرزندان و نوادگان او نیز افراد بیشتری را به سوی خود جلب کردند.

شیخ امین الدین جبرئیل، پدر شیخ صفی الدین اردبیلی که در کلخوران نزدیکی اردبیل سکونت داشت پیروان زیادی داشت. لیکن وی بعد از حمله گرجیان به اردبیل، به شیراز روانه شد و بیست سال در آنجا گذراند. (45) در شیراز او به حلقه ارادتمندان خواجه کمال الدین عرب شاه اردبیلی از مشاهیر صفویه درآمد، و دختر وی به نام دولتی را همسر خود نمود و به کلخوران بازگشت و در همان جا از زن ایرانی اش «دولتی » صفی الدین اسحاق به سال 650ه . ق زاده شد. (46)

در زمان شیخ صفی الدین اردبیلی، تاریخ صفویه وارد مرحله جدیدی شد. صفی الدین پس از دست کسب مقام والایی در طریقت صوفیه از اردبیل به شمال ایران مهاجرت کرد و مرید شیخ ابراهیم ملقب به شیخ زاهد گیلانی (متوفی 700 ه . ق)، از عالمان بزرگ شیعی آن عصر شد و در محضر وی باقی ماند و بالاخره دختر شیخ زاهد گیلانی به نام فاطمه خاتون را به زنی گرفت.

شیخ زاهد، نزدیک به صدهزار مرید داشت که از میان آنها دو هزار نفر به خدمت او اشتغال داشتند. (47) این پیوند زناشویی، داماد توانگر و سخاوتمند خود را به یک فرمانروا و حاکم صوفی مبدل نمود. شیخ صفی الدین با سخاوتمندی خود توانست مریدان زیادی را جلب نماید. صفی الدین مقام شیخ زاهد گیلانی را به ارث برد و پس از مرگ وی به اردبیل کوچید و این طریقت بعد از آن به نام صفی الدین سلسله صفویه نام گرفت. اردبیل مرکز انبوه مریدان وی گردید که در کثرت آنان گفته شده که فقط طی پنج ماه تنها از راه مراغه و تبریز سیزده هزار نفر به زیارت وی رفتند. (48)

هنگامی که در قرن هشتم در اثر رقابت مغولان با دولت ممالیک که خود را وارث خلافت عباسی قلمداد می کردند طالع علویان بلندی گرفت و سیادت صفی الدین هم به این مساله به او کمک نمود.

چنانکه از نقل اقوال و شرح احوال شیخ مندرج در صفوة الصفا، کراماتی از او آورده اند که غالبا مربوط می شود به حکمرانان مغول، شیخ ایشان را از خطرها می رهانید (49) یا به حکومت رسیدن و پیروزی در جنگها را برای آنان پیشگویی می کرد یا از لحاظ معنوی مساعدتشان می نمود. بویژه ترکان، شیخ صفی را زعیم معنوی خود می دانستند و شیخ نیز به نوبه خود در رفع منازعات آبادیهای ترک نشین می کوشید. (50) علاوه بر این وی سعی در جلب محبت مردم و رهانیدن ایشان از ستم حکومت و نجات بخشیدن از جانب ناامنیتی داشت. (51) خلفای صفی الدین هم در سرتاسر شرق ممالک اسلامی پراکنده بودند. (52)

حیات شیخ صفی الدین با دوران زندگی مردان بزرگ فرهنگ و ادب ایران زمین نظیر مولانا جلال الدین رومی، سعدی شیرازی، امیر عبدالله شیرازی، شیخ نجیب الدین بزغوش، علاءالدوله سمنانی، شیخ محمود شبستری و شیخ محمد کچحچی معاصر بوده است.

شیخ صفی الدین همیشه پیرو شریعت بود و می فرمود «هر که شریعتش نباشد نه طریقتش باشد و نه حقیقتش باشد و فرمود که هیچ مشایخ خلاف شریعت نگفته است ». نویسندگان سنی تندی چون فضل الله بن روزبهان خنجی هم با کلماتی نظیر «قطب عالم شیخ صفی الدین اسحاق » از او و جانشینان وی یاد کرده اند.

شیخ صفی از ذریه علوی امام کاظم علیه السلام بود. در صفحه 70 صفوة الصفا که در سال 759 ه .ق توسط درویش توکلی بن اسماعیل بن حاجی مشهور به ابن بزاز اردبیلی (که از جانب آقای غلامرضا طباطبائی مجد در سال 1373 ه . ش تصحیح گردیده) ذریه علوی بودن شیخ صفی الدین را اثبات می کند. لازم به ذکر است که صفوة الصفا یکی از معتبرترین کتابها درباره تصوف و گرانقدرترین منبع حالات و کرامات و مناقب و مقامات شیخ صفی الدین اسحق اردبیلی، جد پنجم شاه اسماعیل، بنیانگذار سلسله صفوی است.

ابن بزاز از مردم اردبیل و از پیروان شیخ صدرالدین، پسر و جانشین شیخ صفی الدین بوده و مطالب صفوة الصفا را بنا به سفارش و توصیه شیخ صدرالدین و از قول شاهدان و مردم ثقه گردآوری و تالیف کرده است. (53)

همراه اسم صفی الدین، کلمه شیخ نوشته شده و این به خاطر این بود که او شیخ طریقت صفویه بوده و شیخ لقب برای صفی الدین می باشد چرا که جنید و حیدر از اعقاب صفی الدین، که قدرت سیاسی حاصل نموده بودند در مقابل اصطلاح معمولی شیخ که نه رؤسای طریقت اردبیل از زمان صفی الدین تا ابراهیم داده می شد لقب سلطان دریافت کردند. از این لحاظ سید و علوی بودن صفی الدین و اعقاب او کاملا قطعی می باشد.

قاضی نورالله شوشتری (شهادت 1019 ه . ق) در کتاب معروف خود مجالس المؤمنین اظهار می دارد که شیخ صفی الدین شیعه و از سادات امام موسی کاظم علیه السلام می باشد «قطب الافاق سلطان شیخ صفی الدین اسحق الاردبیلی قدس سره که جد اعلای طبقه علیه سلاطین صفویه موسویه است شرح مقامات علیه و کرامات جلیه آن حضرت زیاده از آن است که در این مختصر گنجد. ایشان از راه طریقت مرید اسوة الاولیا شیخ زاهد گیلانی اند (54) و او مرید شیخ جمال الدین تبریزی و او مرید شیخ شهاب الدین امیری و سلسله ولایت و ارشاد ایشان منتهی به حضرت امیرالمؤمنین و قاید غرالمحجلین صلوات الله علیهم اجمعین می گردد. «در زندگانی شیخ صفی الدین اردبیلی هیچ گونه شاهدی موجود نمی باشد که ایشان سنی بوده باشند. لیکن ایشان در طول عمر خود علایق عمیق به اهل بیت اطهارعلیهم السلام نشان داده است و تشیع خود را علنی نمی کرده و در این باره تقیه می نموده است

در دوران حیات شیخ صفی الدین سلسله صفویه همانند جنبشهای معاصر خود تحول یافته بود. (55) مجموع عساکر مملکت ایران زمین تحت فرمان امیر چوپان بود که او امیر الامراء ایران زمین بود. از شیخ صفی الدین سؤال کرد که مریدان شما بیشتر باشند یا لشکریان ما گفتند که کثرت مریدان ما، در ایران در برابر هر یک از سرباز صد نفر مریدان ایشان وجود دارد و در تمامی بلادها مریدان ایشان حتی در ولایت سراندیب (56) و هندوستان (57) می باشند.

شیخ صفی الدین در اواخر عمر هشتاد و پنج ساله اش به سفر حج رفت و قبل از تشرف به مکه معظمه صدرالدین موسی، پسر بزرگ خود را به عنوان خلیفه و جانشین خود تعیین کرد.

وی در اول محرم سال 735 ه . ق از زیارت مکه به اردبیل بازگشت و پس از دوازده روز که اکثر در نقاهت گذرانید، در ظهر روز دوشنبه، دوازده محرم 735 ه . ق رحلت نمود.

شیخ صدرالدین موسی

شیخ صدرالدین فرزند ارشد صفی الدین بود که بعد از وفات پدر، صاحب سجاده ولایت گردید. وی در روز عید فطر سال 704 ه . ق از بطن فاطمه خاتون دختر شیخ زاهد گیلانی متولد گردید و پس از 90 سال عمر که 59 سال آن بر مسند ارشاد مریدان سپری شد در سال 794 ه . ق وفات یافت و در آرامگاه خانوادگی صفویان در اردبیل پهلوی پدرش به خاک سپرده شد. (58)

صدرالدین در جمع آوری مریدان و بذل و بخشش به آنها چندان کوشش داشت که «خلیل العجم » لقب یافت. شاه قاسم انوار یک شیعه کامل از شاگردان وی شمرده می شود. (59) با کوششهای شیخ صدرالدین درهای مسجد جامع اردبیل از گرجیان پس گرفته شد و از تفلیس به اردبیل آورده شد.

صدرالدین، زیارتگاهی برای پدرش شیخ صفی الدین ساخت و آن را قرارگاه پیروان خود قرار داد. این ساختمان چنان وسیع بود که بنای آن بیست سال طول کشید، (60) و یک مرکز معنوی گردید که صفویان در آنجا گرد می آمدند و نذوراتی بدانجا می رسید که صرف آنان می شد. مقبره شیخ صفی الدین در نظر کل جامعه مقام والایی پیدا کرده بود که حکام و پادشاهان حتی تیمور به زیارت آن می رفتند. (61)

اخواجه علی

پس از صدرالدین، رهبری سلسله صفویان به علاءالدین علی رسید. وی لباس سیاه در عزاداری شهادت امام حسین علیه السلام دائما به تن داشت و به همین خاطر سیاهپوش لقب یافت (62) وی تعالیم خویش را علنا بر اساس مذهب شیعه دنبال کرد. امیر تیمور سه بار با او ملاقات کرد و مریدش شد. خواجه علی، تیمور را تشویق نمود که یزیدیان مقیم عراق و سوریه را تنبیه نماید. برای این که او نسبت به مذهب شیعه تعصب خاص ابراز می نمود. (63)

بر پایه امری که در خواب از امام نهم محمد تقی علیه السلام دریافت داشته بود خواجه علی مامور شد اهالی دزفول را به راه راست تشیع هدایت کند.

در زمان وی «فدائیان تشیع » در میان صفویه ظهور کردند که این مسئله را اثبات می کند که صفویان منشا فتوت داشته اند و تحسین تجلی آن به شکل رابطه صفی الدین و صدرالدین با اخیان (جوان مردان) ظاهر گردید. در دوران پیشوایی خواجه علی، صفویان به سازمان نظامی شیعی تحول یافتند.

امیر تیمور اسیرانی را که ضمن جنگهای سال 804 ه . ق در آسیای صغیر به چنگش افتاده بودند به سفارش خواجه علی به وی بخشید این شفاعت خواجه علی باعث آزادی سران هفت طایفه بزرگ تکه لو، شاملو، استاجلو، قاجار، افشار، رملو و زنگنه گردید و این هفت طایفه به علاوه طایفه ذوالقدر قشون قزلباشان (سرخ کلاهان) که در حقیقت «فدائیان تشیع » بودند به وجود آمد. (64) خواجه علی بعضی ازآنها را به موطن خویش در آسیای صغیر بازگرداند و آنها را موظف نمود که از مذهب شیعه دوازده امامی ترویج کنند. (65)

مقام شامخ خواجه علی در ایران با سیطره معنوی وی بر بلاد روم از طریق مریدانش که مستقیما از او اخذ طریقه کرده بودند مستحکم تر شد. خواجه پس از سی و هشت سال زعامت معنوی و سیاسی در هجده رجب سال 830 ه . ق هنگام مراجعت از حج در قدس خلیل درگذشت و مزار بزرگی در آنجا برای وی ساخته شد و امروز قبرش معروف به «سید علی عجم » است.

سلسله صفویه در دوران شیخ صفی الدین و دوران سه نفر از جانشینان بلافصل وی، از احترام زیاد مراجع قدرت بر خوردار بودند. شاهزادگان تیموری بر سر راه لشکرکشی های خود در غرب در اردبیل با رؤسای این طریقت ابراز احترام می کردند. (66) امیرتیمور تحت تاثیر تشیع بود از این رو برای خواجه علی احترام خاصی قایل بود. (67)

رشد و گسترش اسلام مردمی در آناتولی، در خلال دوره ای روی داد که همزمان با ظهور وتحکیم سلسله صفویه در اردبیل در ایام شیخ صفی الدین و جانشینان بلافصل وی است.

شاه قاسم انوار، مرید شیخ صدرالدین پسر و جانشین شیخ صفی الدین با سید نعمت شاه ولی ماهانی رابطه معنوی داشته است و او اعتقاد خود به مذهب تشیع را علنا اظهار می کرد.

سلطان جنید و سلطان حیدر

پس از مرگ خواجه علی، پسرش ابراهیم به گسترش و تقویت تشکیلات صفویان در آناتولی پرداخت. در زمانی که جنید به ریاست سلسله صفویه رسید خود را سلطان نامید و رویه جنگجویی را وارد طریقت ساخت و مریدانش را به جهاد بر ضد مسیحیان ترغیب کرد.

سلطان جنید (متوفی 860 ه . ق) پدر سلطان حیدر وجد شاه اسماعیل اول، در سال 851ه.ق به جای پدرش، شیخ ابراهیم به ریاست صفویان رسید. او در دیاربکر با خواهر اوزون حسن آق قویونلو ازدواج کرد. در این دوره از تاریخ سلسله صفویه در اردبیل، یعنی اسلاف شیخ صفی الدین و توسعه سلسله صفویه در زمان چهار رهبر نخستین شیخ صفی الدین، شیخ صدرالدین، خواجه علی و شیخ ابراهیم بر اهمیت این سلسله افزوده شد و این در حالی بود که نفوذ آنان در میان قبایل ترکمان در آذربایجان و آناتولی و از جمله در خراسان گسترش می یافت.

با روی کار آمدن شیخ جنید، این سلسله به صورت یک نهضت نظامی و سیاسی درآمد. در 860 ه . ق جنید با حدود ده هزار تن از مریدانش بر آن شد تا از راه شیروان به چرکسها حمله کند، اما به دست شیروانشاه خلیل بن ابراهیم شاه در طبرسران کشته شد (68) .

در یک یا دو مورد، در خلال تاریخ اولیه سلسله صفویه اردبیل، فعالیت غزا در آذربایجان علیه مسیحیان گرجستان مشاهده گردید ولی با جنید و حیدر «غزا» یک سیاست دولتی و مشغله ثابت طریقت رهبران آن و مریدانش گشته بود.ا (69)

مریدان این طریقت تحت رهبری جنید و حیدر در گروههای عظیمی علیه مسیحیان ناحیه طرابوزان و گرجیان قفقاز می جنگیدند. (70)

سلطان حیدر هم به قفقاز شمالی لشکر کشید و هم علیه چرکس ها جهاد نمود و پیروزمندانه به اردبیل برگشت و در دومین عملیات نظامی علیه چرکس ها 6000 از آنها را به اسارت گرفت. (71)

سلطان حیدر با مارتا دختر اوزون حسن ازدواج کرد. مارتا برای او سه پسر به دنیا آورد که یکی از آنها به نام اسماعیل بعدها به عنوان مؤسس حکومت صفویه شناخته شد سلطان حیدر بر آن شد تا مقاصدی را که پدرش نتوانست به انجام رساند، تحقق بخشد. وی مردی مصمم بود که قادر شد بیش از پدرش از مریدان خود مردانی جنگجو بسازد. در سال 894 ه . ق سلطان حیدر در یک توطئه مشترک از جانب شیرانشاهان و آق قویونلو در جبهه جنگ کشته شد. (72)

سلطان حیدر پیش از مرگش به مریدان خود فرمان داد تا لباس متحدالشکلی بپوشند و نیز کلاهی بر سر نهند که در قسمت بالای آن از دوازده ترک سرخ رنگ که رمزی از دوازده امام بود. تشکیل می شد. این کلاه، «تاج دوازده ترک حیدری » یا «تاج قزلباش » نام گرفت.

قیام شاه اسماعیل صفوی

پس از قتل سلطان حیدر، فرزند بزرگترش، علی جانشین وی شد. لیکن یعقوب، سلطان آق قویونلو فرمان داد تا علی و برادرانش و نیز مادرشان «مارتا» که خواهر خود یعقوب بود، دستگیر و در استخر فارس زندانی شوند. آنها مدت شش سال در آنجا محبوس بودند و در آن جا از ملاطفتهای منصور بیگ پرناک فرمانفرمای قلعه برخوردار بودند، زیرا منصور بیگ شیعه و از ارادتمندان شیخ صفی الدین اردبیلی بود. (73) اما پس از مرگ یعقوب و تکه تکه شدن قلمرو آق قویونلوها به سبب جنگهای داخلی، یکی از مدعیان حکومت به نام رستم، آنها را از زندان رها کرد لیکن علی در نزدیکی اردبیل به دست قوای رستم کشته شد و علی قبل از مرگ خود برادرش اسماعیل را به جانشینی برگزید.

اسماعیل که در آن زمان هفت سال بیش نداشت با برخی از مریدان سلسله صفویه که بعدهها به نام «اهل اختصاص » شناخته شدند، در سال 898 ه . ق به گیلان رفت و حدود پنج سال در لاهیجان در پناه حکومت شیعی کیائیان گیلان به سر برد.

شاه اسماعیل (متولد 892 ه . ق) در لاهیجان از محضر مولانا شمس الدین لاهیجی استفاده کرد و خواندن قرآن و آثار عربی و فارسی را یاد گرفت. (74)

در آن مرحله قتل پی درپی سلطان جنید، سلطان حیدر و شیخ علی، اسماعیل را پیشوایی محبوب سلسله صفویه کرده بود و مریدان این سلسله از شاه اسماعیل دفاع و جانفشانی می کردند و برای خونخواهی کشتگان آماده شده بودند. (75)

سلسله صفوی به دست سلطان جنید تبدیل به یک جنبش برای تشکیل حکومت شیعی گردیده بود و در مدت کمتر از نیم قرن شاه اسماعیل با به دست آوردن هویت سیاسی و ارضی، توانست دولت شیعی متمرکز و قوی شیعی در سراسر ایران زمین ایجاد کند.

در سال 905 ه . ق اسماعیل و گروه کوچک «اهل اختصاص » به این نتیجه رسیدند که زمان مناسب برای به دست گرفتن حکومت فرا رسیده است. در این سال اسماعیل به اردبیل بازگشت و در محرم 905 ه . ق جنبش شاه اسماعیل از اردبیل آغاز گردید (76) و در همان جا اسماعیل را شاه لقب دادند. در سال 906 ه . ق، شاه اسماعیل در حالی که هفت هزار نفر از مریدان سلسله صفویه از استاجلو، شاملو، روملو، تکلو، ذوالقدر، افشار، قاجار دور او جمع شده بودند از اردبیل وارد ارزنجان شد. (77) شاه اسماعیل در ارزنجان یک شورای جنگی تشکیل داد و از رؤسای ترکمانان درباره طرز جریان کارها استفسار کرد. به شیروانشاهان حمله برد و شیروان و باکو را فتح کرد. و از قاتلان پدر انتقام گرفت. در سال 907 ه . ق آذربایجان را از دست بازماندگان آق قویونلو بیرون آورد و در تبریز تاجگذاری کرد و آن شهر را به پایتختی برگزید. (78)

در تبریز به نام خود سکه زد و مذهب شیعه امامیه را مذهب رسمی کشور قرار داد. در 910ه . ق اصفهان و یزد و کرمان و جنوب خراسان را فتح کرد. در 914 ه . ق به بغداد روی نهاد و خاندان آق قویونلو را برانداخت. پس از وفات سلطان حسین بایقرا در913 ه . ق به خراسان بازگشت و تمامی آن را به تصرف درآورد. در 918 ه . ق ماوراءالنهر را گرفت. در سال 920 ه . ق سلطان سلیم باکودتای نظامی سلطان بایزید را خلع نمود و بعد از غلبه بر رقیبان و تحکیم سلطنت خویش به قتل عام شیعیان در قلمرو حکومت دست زد. پس از آن به ایران لشکر کشید و در چالدران (شمال غربی خوی) سپاه شاه اسماعیل را شکست داد. و دیاربکر را به تصرف خود درآورد.

نهضت صفوی

شاه اسماعیل در رجب 930 ه.ق به سن سی وهشت سالگی درحالی که موفق شده بود نخستین دولت متمرکز شیعی را در ایران زمین پایه گذاری کند، درگذشت. سلسله صفوی برای به وجودآوردن حکومت شیعی از تصوف استفاده کردند. لیکن بعد از تشکیل حکومت شیعی صفوی در ایران به دست شاه اسماعیل، تصوف در ایران کاملا ذوب در تشیع گردید و تابع تشیع شد.

از زمان شیخ صفی الدین، مؤسس سلسله صفوی در اردبیل تا زمان شاه اسماعیل مؤسس دولت صفوی در سراسر ایران زمین، بیش از دو و نیم قرن طول کشید. تاریخ سیاسی این دوره در سرتاسر ایران، عراق و آناتولی مشحون از آشفتگی و فروپاشی امور است.

بی نظمی، اغتشاش و ضعف، بتدریج همه جا را فرا گرفت. زمان برای تحول آمادگی داشت و این تحول را شاه اسماعیل و صفویان به وجود آوردند. مشخص نمودن خط بین تشیع و تصوف در این دوران خیلی مشکل است. به قول هانری کربن تصوف اصیل و راستین چیزی به جز تشیع نتواند بود. (79)

آنچه اسناد و مدارک تاریخی نشان می دهد، دو عامل مهم زمینه را برای به قدرت رساندن شاه اسماعیل و قزلباشان در ایران فراهم ساخت.

عامل اول: نهضت های شیعی سربداران - از شیخ خلیفه تا سید علی کیا، رهبر سادات کیای گیلان - که شاه اسماعیل از طفولیت تحت تعلیم آل کیا بوده و حرکت تهاجمی خویش را از آن جا آغاز کرد.

عامل دوم: حکومت های ایلی منطقه ای بود که ایران را تجزیه کرده و هرگونه ستم نسبت به مردم انجام می دادند.

مردم ایران زمین با آن ذهنیت تاریخی و با این فشارها در انتظار فردی لایق ونیرومند به سر می بردند که برای ایجاد مرکزیتی قوی حرکت کند، لذا وقتی شاه اسماعیل قدرت را به دست گرفت مردم به شدت از وی حمایت کردند.

تجاوزات گسترده دولت عثمانی علیه ایران از یک سو، و حمله های مکرر از بکان در شرق ایران با گرایش مذهب تسنن علیه دولت شیعی به سبب آن بود که این دولت از ایران و تشیع دفاع می کرد. در چنین شرایطی مردم ایران و علمای شیعی برای حفظ تشیع در برابر سلطه جویی دولت عثمانی و ازبکان، خود را ملزم به دفاع از دولت شیعی صفوی می دیدند. آنان ایستادگی دولت مزبور را در برابر توسعه طلبی عثمانیان و ازبکان از مهمترین دلایل حمایت خویش از دولت صفوی و مقبولیت و مشروعیت آن در میان خویش تصور می کردند.

نفوذ دیرپای سیادت در میان مسلمانان، بویژه ایرانیان و شیعیان، نیازی به شرح و بسط ندارد. دهها قیام شیعی در ایران با اعتماد به قداست سیادت از سوی علویان بر پا گردید و کسان زیادی را به خود جذب کرد. صفویان نیز منتسب به این خاندان بودند. این انتساب جز توسط کسروی و برخی دیگر در چند دهه قبل، مورد انکار کسی حتی عثمانیان که دشمنان قطعی صفویان بودند قرار نگرفته است. به هر روی، صفویان با اتکا به سیادت توانستند تا اندازه ای قدرت خویش را در میان عامه مردم نفوذ دهند. شاه اسماعیل ضمن نامه ای به شیبک خان لیاقت خود را برای رهبری، بر اساس سیادت خود توجیه می کند. (80) این مساله درمیان علمای شیعه، کمترین اعتباری برای مشروعیت صفویان نداشت، اما عامه مردم بدان اعتبار فراوانی قایل بودند، با ظهور حکومت شیعی صفوی اهمیت نام «ایران » زمین در زبان سیاسی و ادبی اهمیت چشمگیری یافت.

پس از نهضتهای مکرر علویان در شرق ممالک اسلامی بویژه ایران، محیط آماده پذیرش یک قیام کننده علوی بود. دوره فترت بین مرگ ابوسعید آخرین ایلخان مغول و آمدن صفویان، دوره سقوط و هرج و مرج اخلاقیات و خرابیها و آشفتگی ها بود و یکی از جنبه های مهم آن علاوه بر فساد اخلاقی فساد مالی بود. فقدان امنیت اجتماعی و سیاسی و مالی در این دوره، پی آمدهایی داشت که در قیامهای مردمی متبلور گردید.

از هم پاشیدگی دولت مغول زمینه ای مساعد برای قیام صفویان فراهم نمود. از حکومت مغولان فقط قسمت کوچکی تحت حکومت میرزا حسین بایقرا در هرات باقی بود و در دیگر بخشهای ایران و ترکستان و عراق استیلاگران دیگر فرمان می راندند. جنبش شاه اسماعیل صفوی پس از کوششهای دویست ساله گذشتگانش، به مثابه حرکت نهایی علویان رخ نمود و چنان توفیق بارزی یافت که تمامی شرق اسلامی را تکان داد. (81) شاه اسماعیل توانست تمام ایران زمین را زیر پرچم خود گردآورد و نزدیک بود حتی آسیای صغیر را ضمیمه متصرفات خود سازد. (82) اعقاب شیخ صفی الدین اردبیلی، در کمتر از دو قرن پس از وفاتش، ایران را به صورت دولتی یکپارچه درآوردند و تشیع اثناعشری را در آن جا مستقر ساختند.

غلبه تشیع

با کوششهای علمای بزرگ شیعه برای ترویج تشیع نهضت های شیعی در جهان اسلام به وجود آمدند و حکومتهایی که گرایشهای شیعی اثنی عشری داشتند پا گرفتند. با گسترش تشیع، سلسله صفویه در ایران ظهور نمود که ایران به کشوری قدرتمند و مستقل در جهان اسلام مبدل گردید. با مرور حوادثی که در فاصله حمله مغول در سال 656 ه . ق تا روی کار آمدن صفویه به سال 906 ه . ق رخ داده، می توان ادعا کرد که هم تصوف و هم تشیع از رشد چشمگیری برخوردار بوده اند. در عوض تسنن تا حدود زیادی مجبور شده فضا را برای این دو گرایش خالی کند و عقب نشینی نماید.

در این که ملایمت در میان تصوف برخاسته از تسنن با تشیع بیشتر است تا تسنن، ظاهرا تردیدی وجود ندارد. و نیز در این که تصوف ابتدا از تسنن آغاز کرده و سرانجام بخش عمده آن، به دلایل درونی، به تشیع روی آورده، می توان شک کرد.

چنین سیری را اغلب در گرایشهای صوفیانه قرن هفتم تا نهم هجری در اغلب سرزمینهای اسلامی اعم از شامات، آسیای صغیر و بخصوص ایران و هند مشاهده می کنیم. حتی فرقه هایی که کوشیده اند رنگ تسنن را در خود همچنان حفظ کنند، در بسیاری از دیدگاههای خویش، رنگ تعصب و خشک سنی گری را از دست داده و تسلیم برخی از الگوهای شخصیتی شیعه شده اند. (83)

نمونه بارز گرایش عام و حتی اصیل صوفی گری را به تشیع، باید در خاندان صفویه - تا قبل از به حکومت رسیدن شاه اسماعیل در آغاز قرن دهم هجری - دانست.

زمانی که مبارزات خاندان شیخ صفی الدین اردبیلی، شکل کاملا سیاسی به خود گرفت، تشیع جای محکمی برای خود در کنار تصوف پیدا کرد. وجود شرع و قوانین فقهی برای حکام صفویه باعث گردید که مذهب شیعه - که قبلا نیز در میان خاندان شیخ صفی الدین جائی باز کرده بود - از جانب سلاطین صفوی به رسمیت شناخته و اعلان گردید. (84)

آنچه که در یک سیر زمانی در تحول از تصوف به تشیع اثر بسیاری داشت، حضور علمای اصیل شیعی - که تشیع را بدون آمیختگی با تصوف ترویج می کردند - در تشکیلات دولت صفویه بوده دعوت ازعلمای جبل عامل از طرف شاهان صفوی و قدرت یافتن آنها در جامعه و تسلطشان بر امور فکری و اعتقادی مردم باعث شد تا تصوف در قشر محدودی باقی بماند و کار اداره فکری جامعه از دست آنها خارج شود. سرانجام باهمت علمای شیعه، تصوف منحط به طورکلی از حالت یک نیروی متنفذ در سیاست و جامعه خارج شد و در خانقاه و دیرها محدود گردید.

نتایج

از صدر اسلام مردم ایران علاقه و محبت عمیق به اهل بیت علیهم السلام و علویان داشتند و از قرن هفتم ه . ق این جریان سیر صعودی خود را طی نمود. قبل از ظهور دولت صفوی در ایران، سلاطین سنی مذهب و تسنن در آن دوران علاقه شدید به دوازده امام شیعه نشان می دادند و این جریان، تسنن دوازده امامی را در ایران به وجود آورد.

در قرن هفتم در سرتاسر ممالک اسلامی بویژه ایران تمامی صوفیان نامدار علوی بودند و آنها خود را وارث و پیشوای واقعی تصوف قرار می دادند. این باعث شد عشق و علاقه تسنن به دوازده امام شیعه عمیق تر گردد.

ظهور تسنن دوازده امامی و سلسله های تصوف شیعه اثناعشری مانند نعمت اللهی، نوربخشیان، ذهبیان در قرن هشتم و نهم ه . ق همزمان بود با به وجود آمدن نهضت ها و دولتهای شیعی مانند سربداران، مرعشیان مازندران، کیائیان گیلان، مشعشعیان خوزستان که در تشکیل دادن حکومت صفویان در ایران نقش حیاتی ایفا نمودند.

تصوف در بلاد عثمانی هم برگرفته از تصوف ایرانی بود که احترام و اعتقاد به دوازده امام شیعه داشتند. جنبش بابائیان و سلسله بکتاشیان که رهبران آنها خراسانی بودند جهت استقرار حکومت صفوی در ایران همگامی داشتند.

با فعالیت گسترده وعمیق فقهای نامدار شیعه از زمان علامه ابن مطهر حلی سلسله های حاکمه به تشیع فراخوانده شدند و با کوششهای فقهای شیعه سلسله های حاکمه چوپانیان، آل جلایر، سربداران، قراقویونلوها دارای نظریات شیعی شدند و آنها راه را برای ظهور حکومت شیعه صفوی در ایران هموار نمودند.

دردوران حیات شیخ صفی الدین اردبیلی، مؤسس سلسله صفوی که از ذریه امام موسی کاظم علیه السلام و شیعه اثناعشری بود، این سلسله به جنبشی قدرتمند تحول یافته بود و نمایندگان و مریدان شیخ صفی الدین در زمان حیات او در سراسر ایران زمین، آسیای صغیر و حتی هندوستان حضور پیدا کردند. در زمان خلافت 59 ساله شیخ صدرالدین فرزند شیخ صفی الدین، این جنبش در آناتولی و دیگر مناطق پیروان زیادی پیدا کرد.

خواجه علی جانشین شیخ صدرالدین «فدائیان تشیع » را به وجود آورد که نسبت به مذهب شیعه تعصب خاصی ابراز می نمود. امیر تیمور از مریدان خواجه علی شده بود و به امر او اسرای قبائل ترکمان را آزاد نمود و خواجه علی هم از آنها قشون قزلباشان (سرخ کلاهان) که «فدائیان تشیع » بودند به وجود آورد.

در زمان سلطان جنید و سلطان حیدر، سلسله صفوی تبدیل به یک نهضت قدرتمند مذهبی سیاسی گردید و آنها علیه مسیحیان ناحیه طرابوزان و گرجیان و چرکس ها جهاد نمودند. سلطان حیدر در آستانه کشته شدن از مریدان خود خواست لباسی متحدالشکل بپوشند و کلاهی با دوازده ترک سرخ رنگ بر سر نهند که این کلاه «تاج حیدری » نام گرفت.

شاه اسماعیل در سن هفت سالگی جانشین سلسله صفوی شد و پیشوای محبوب پیروان خود گردید. وی نیز توانست با به دست آوردن هویت سیاسی و ارضی، اولین دولت متمرکز و قوی شیعی را در سراسر ایران ایجاد کند.

سلسله صفوی برای به وجود آوردن حکومت شیعی نخست از تصوف استفاده کردند لیکن با کوششهای فقهای بزرگ شیعه، تصوف در ایران ذوب در تشیع گردید و تابع تشیع شد.

شاه اسماعیل پس از کوششهای دویست ساله گذشتگانش تمامی شرق اسلامی را تکان داد و تمام ایران زمین را زیر پرچم حکومت متمرکز شیعی درآورد.

در آغاز دوره حکومت صفوی محقق کرکی موفق شد نظریه «ولایت مطلقه فقیه » را در عمل بیازماید. نفوذ و اقتدار سیاسی و اجتماعی عالمان و فقهای شیعی در دوران سلسله صفوی به اوج خود رسید و سلاطین صفوی فقهای شیعه را جانشین امام زمان (عج) می دانستند و مشروعیت قدرت سیاسی خود را منوط به تایید فقها می دیدند.

دولت صفوی با ایجاد حکومت قدرتمند و متمرکز در ایران در تمامی شعبه های حیات دستاوردهای عظیم به وجود آوردند و عصر صفوی مظهر تمدن اسلامی در ایران گردید. صفویان در زمینه هنرهای ظریفه و هنرهای کاربردی خدمات عظیم انجام دادند. در دوران حکومت آنها خوشنویسی، تذهیب، تصویرنگاری و صحافی به منتها درجه کمال رسید. صفویان حمایت گسترده ای از هنرمندان به عمل آوردند و برای همین خاطر نقاشی، معماری، شهرسازی، نساجی، قالیبافی، سفال سازی، فلزکاری، پیشرفت و تکامل زیادی پیدا کرد. اصفهان به نصف جهان تبدیل گشت. آنها شبکه گسترده کاروانسراها را در سراسر ایران و در طول راه های تجارتی اصلی به وجود آوردند.

این کاروانسراها برای استفاده مسافران تهیدست ساخته شده بود و باعث رونق بازرگانی در سراسر ایران شد. در این دوران خدمات عظیم علمی در فلسفه و حکمت، پزشکی، ریاضیات، اخترشناسی، نجوم و مکانیک انجام گردید.

امتیازهای اقتصادی که سلاطین صفوی به قدرت های اروپایی داده بودند باعث سقوط حکومت صفوی در ایران شد. لیکن به خاطر نفوذ عمیق بین مردم و مشروعیت سیاسی حکومت صفوی حتی پس از سقوط دولت آنها امرای صفوی در طول سلسله های افشار، زند و اوایل قاجار به طور صوری حکومت می کردند و سران این سلسله ها تحت لوای آنها به حکومت می پرداختند.

در پایان به این نتیجه می رسیم که ظهور سلسله صفویه نقطه عطفی در تاریخ ایران زمین به شمار می رود.

پی نوشت ها و مآخذ

1- دکتر ذبیح الله صفا: تاریخ ادبیات در ایران، جلد چهارم، تهران،1363، ص 77.

2- تشیع «سیری در فرهنگ و تاریخ تشیع »، دایرة المعارف تشیع، تهران،1373، ص 365.

3- دکتر احمد تمیم داری: عرفان و ادب در عصر صفوی، بخش اول، تهران، 1372، ص 11.

4- عرفان و ادب در عصر صفوی، بخش اول، صص 64-67.

5- طرائق الحقائق، معصوم علیشاه «نایب الصدر»، تصحیح محمدجعفر محجوب، تهران، /3/2-3.

6- قاضی نورالله شوشتری در مجالس المؤمنین /2/143-147 او را شیعه اثناعشری می داند.

7- عرفان و ادب در عصر صفوی، ص 67.

8- همان، ص 68.

9- همان، ص 79.

10- همان، ص 81.

11- همان.

12- همان، ص 82.

13- عجائب المقدور، ابن عربشاه، ص 7.

14- خواندمیر: حبیب السیر،3/497.

15- تاریخ الیزیدیه، بغداد1353 ه . ق، ص 194.

16- اسکندر منشی: تاریخ عالم آرای عباسی، 1/16.

17- سلسلة النسب صفویه، ورقه 32 ب.

18- سمرقندی: مطلع السعدین، جلد 2، فصل 1، صص 407-408.

19- محسن الامین، اعیان الشیعه، 14/236-305.

20- عجائب المقدور، ص 97.

21- ملفوظات تیمور، ورقه 104 الف.

22- همان، ورقه 104 الف.

23- ابن العماد، شذرات الذهب،7/64-65.

24- ملفوظات تیمور، ورقه 34 ب.

25- ایرا ام لاپیدوس: تاریخ جوامع اسلامی، ترجمه محمود رمضان زاده، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی،1376، صص 433-434.

26- دکتر کامل مصطفی الشیبی: تشیع و تصوف، ترجمه علی رضا ذکاوتی قراگوزلو، ص 350.

27- همان، ص 357.

28- تشیع و تصوف، ص 357.

. 29- Jorga, Nicolae (1871-1940):GESCHICHTE DES.Osnabuscgeb Reiches, 5 Vols, Gotha1908-13,Vol.2. p.327

30- محسن الامین: اعیان الشیعه، 14/166.

. 31- Minorsky, Vladimir Fedorovich (1877-1966):"Jihan Shah Qara - Qoyunlu and His Poetry"(Turkmenica 9) Bsoas, XVi (1954). pp 273-274

32- تشیع، سیری در فرهنگ و تاریخ تشیع، ص 213-215.

33- سیری در فرهنگ و تاریخ تشیع، ص 217.

34- همان، ص 218.

35- تشیع و تصوف، ص 96-97.

36- همان، ص 327.

37- همان.

38- مقالات تاریخی، 1/204.

39- تشیع و تصوف، ص 330.

40- سیری در فرهنگ و تاریخ تشیع، ص 354.

41- تنکابنی: قصص العلماء، صص 252-256; لؤلؤة البحرین، ص 42.

42- مامقانی: تنقیح المقال، 1/92-93.

43- محسن الامین، اعیان الشیعه،7/270-272.

44- همان،7/270-271.

45- تاریخ شاه اسماعیل، ورقه 5 الف.

46- ابن بزاز اردبیلی: صفوة الصفا، تصحیح غلامرضا طباطبائی مجد،1373، صص 79-80.

47- تاریخ شاه اسماعیل، ورقه 5 ب.

48- همان، ورقه 16 الف.

49- صفوة الصفا، صص 294-432; 598-880;996-1087.

50- حبیب السیر،3/220.

51- صفوة الصفا، صص 318-341.

52- همان، صص 1114-1127.

53- صفوة الصفا، ص 16.

54- مجالس المؤمنین، 2/42.

55- صفوة الصفا، صص 1117-1118.

56- صفوة الصفا، صص 1119-1120; سراندیب را فعلا سیلان (سری لانکا) می گویند.

57- همان، ص 1126.

58- مجالس المؤمنین 2/43-44.

59- همان، 2/44-47.

60- تاریخ شاه اسماعیل، ورقه 8 ب.

61- محفل الاوصاء، ورقه 326 الف.

62- تاریخ شاه اسماعیل، ورقه 8 ب.

63- تاریخ الیزیدیه، بغداد،1353 ه . ق، ص 194.

64- اسکندر منشی: تاریخ عالم آرای عباسی، 1/16.

65- سلسلة النسب صفویه، ورقه 32 ب.

66- سمرقندی: مطلع السعدین، جلد 2 فصل 1، صص 407-408.

67- محسن الامین: اعیان الشیعه، 14/236-305.

68- برای تفصیل ر.ک: عالم آرای صفوی، ص 26 به بعد.

69- میشل م - مزاوی: پیدایش دولت صفوی، ترجمه یعقوب آژند، تهران،1363، ص 153.

70- همان.

. 71- Hungl, Fadl Allah Ibn Ruzbihan:Tarikh -I- Alam - Ara - Yi Amini, brudgedTranslation By V.Minorsky, London, 1957, pp 69-70

72- فضل الله بن روزبهان خنجی: عالم آرای امینی، ص 81.

73- عالم آرای صفوی، ص 33.

74- Minorsky, V. F:A History Of Sharwan And Darband In The Ioth - II TH Centuries, Cambridge,1958, p. 132.

75- فوائد صفویه، ورقه 6 ب.

76- تاریخ شاه اسماعیل، ورقه 35 ب.

77- روملو، احسن التواریخ، 1/35.

78- همان، 1/41-42.

79- هانری کربن: «سه گفتار در باب تاریخ معنویات ایران ». مجله دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، جلد 5،1337 ه . ش، صفحات 46-51.

80- قاضی احمد قمی: خلاصة التواریخ، 1/103-104.

81- تشیع و تصوف، ص 367.

82- همان.

83- رسول جعفریان: دین و سیاست در دوره صفوی، 1370، قم، ص 76.

84- دین و سیاست در دوره صفوی، ص 77.

 

وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

alizare1

alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد
دسترسی سریع به انجمن ها