عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: هر که حسین را دوست بدارد، خداوند دوستدار او است. بحارالأنوار، ج43، ص261

روابط پیشوایان مذاهب

روابط پیشوایان مذاهب
چهارشنبه 22 تیر 1390  03:56 ب.ظ

روابط پیشوایان مذاهب

پدید آورنده : نامشخص ، صفحه 13

اشاره:

از آیةالله شیخ محمدعلی تسخیرى؛ دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی به مناسبت برگزاری بیست و یکمین کنفرانس بین المللی وحدت اسلامی در روزنامه جمهوری اسلامى، 16/2/87 مقاله ای درج گردید که ما به دلیل اهمیت موضوع بخشی از آن را در اختیار خوانندگان گرامی قرار می دهیم.

مرور بر استراتژی «مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی» دو چشم انداز را پیش روی ما می نهد:

1. کوشش در این که اوضاع جامعه اسلامی کنونی به لحاظ پای بندی به برادری دینی و چیرگی بر فضای دشمنی و تعصب های فرقه ای میان پیروان مذاهب اسلامى، به شرایط و اوضاع دوران پیامبر اکرم(ص) هرچه نزدیک تر و شبیه تر باشد.

2. الگو قرار دادن رفتار و کردار پیشوایان مذاهب اسلام نسبت به یکدیگر از سوی پیروان مذاهب گوناگون اسلامى.

در این نوشتار بیشتر بر دوران امام جعفر صادق(ع) و پس از آن انگشت خواهیم گذارد؛ زیرا این برهه، دوره ی پیدایش و شکل گیری مذاهب فقهی مشهور به شمار می رود تا طی آن حالت عقلانی و منطقی اسلام که در قالب گفت وگوی سازنده و احترام به دیدگاه ها و نظرات دیگران و اصل احترام به اساتید و پیش کسوتان تجلی پیدا کرد، کاملاً روشن گردد؛ حالتی که خود به تولید و ارایه میراث فکری تمدنی والا و غنای فراوان در این زمینه منجر شد.

نگاه پیشوایان به یکدیگر

در این میان تنها به ذکر چند نمونه بسنده می کنیم:

1. «ابن حجر عسقلانی» در «الصواعق المحرقة» یادآور شد که «امام احمدبن حنبل» در تفسیری بر حدیث قدسی که امام رضا به نقل از پدران خود با ذکر نامشان(ع) از پیامبر اکرم(ص) به نقل از جبرییل از خداوند متعال روایت فرمود (و به همین دلیل آن را حدیث سلسلة الذهب نامند)، می گوید: «اگر این سلسله سند بر مجنونی خوانده شود، جنونش درمان می گردد».

2. «امام ابوحنفیه» درباره امام جعفر صادق(ع) می گوید: «فقیه تر از جعفربن محمد ندیدم».

3. و از دوران شاگردی اش نزد آن حضرت می گوید: «اگر آن دو سال شاگردى، نزد امام جعفر صادق(ع) نبود، نعمان (ابوحنفیه) هلاک می گردید».

4. «عنوان البصری» روایت می کند که او نزد امام جعفر صادق(ع) رفت و آمد می کرد و از وی می آموخت و زمانی که امام از «مدینه» غیبت کرد (یا فرصت نیافت) او را توصیه کرد که نزد «مالک بن انس» آمد و شد داشته باشد».

5 . «استاد عبدالحلیم الجندی» می گوید: «این افتخاری برای مالک است که از بزرگ ترین شیوخ (اساتید) شافعی به شمار می رود، یا افتخاری است برای شافعی که بزرگ ترین استاد "ابن حنبل" باشد، یا افتخاری برای دو شاگردی است که نزد این دو شیخ، شاگردی کرده باشند؛ شاگردی امام صادق (از سوی اینان) "فقه مذاهب چهارگانه اهل سنت" را یک دست کرده است».

«امام مالک بن انس» نیز می گوید: «من خود بشر هستم و ممکن است خطا کنم، یا بر صواب باشم. به نظر من بنگرید اگر با کتاب و سنت همسو بود آن را بگیرید و هرآن چه که با کتاب و سنت هم سویی نداشت، رها کنید».

و «امام احمدبن حنبل» می گوید: «رأی ألاوزاعى، رأی مالک و رأی ابوحنیفه همگی رأی و نزد من یکسان است و حجت در آثار (و پیامدهای آن نظرات) است».

امام جعفر صادق(ع) نیز که استاد پیشوایان مذاهب اسلامی است، می فرماید: «همه چیز را باید با کتاب و سنت مقایسه کرد و به محک این دو زد».

بدین ترتیب، برخوردهای سازنده پیشوایان با یکدیگر شامل:

احترام تا حد بزرگداشت و ارج که خواندن سلسله اسنادی که در آن نام امامان(ع) وجود دارد را برای درمان مجنون از جنون کافی می داند.

عبارت های مودّت و احترام نسبت به یکدیگر به رغم انتقادهای علمی که گاه از همدیگر دارند.

شیفتگی و احترام فزاینده.

ارجاع از یک امام به امام دیگر (برای مراجعه یا شاگردی).

پذیرش مراتب برتری و دانش همدیگر به زیباترین تعبیرها.

پافشاری بر فراگیری و آموزش با وجود دشواری اوضاع سیاسى.

پافشاری نکردن بر نظر خود و محک زدن آن با قرآن و سنت.

آزادی در اجتهاد و گشودگی نسبت به نظرات دیگران؛ و مگر خردورزی جز این را می طلبد؟ و آیا پیروان این پیشوایان همین روح و روحیه را پس از ایشان حفظ کردند؟

توصیه به پیروان

هم زمان با برخوردهای زیبای پیشوایان با یکدیگر،‌آنان به پیروانشان نیز توصیه می کردند تا با همین تسامح و رواداری (با دیگران) برخورد کنند و از اختلاف های فرعی در عقیده و ارزیابی های تاریخی و فقهی درگذرند و به موضعی اصولى، دوستانه و وحدت بخش دست یابند تا به سطح مصالح عالیه (امت اسلامی) ارتقا یابند؛ در این باره می توان به متون ذیل اشاره نمود:

1. در تاریخ نقل شده است: «عبدالله بن احمدبن حنبل» گروهی از «کرخی ه» را که سخن از خلافت خلفای راشدین به میان آوردند (و احتمالاً در این میان به نزاع و بگومگو پرداختند) از نزاع های بیهوده و فرعی بر حذر داشت و گفت: «شما درباره علی و خلافت على، سخن بسیار گفتید، ولی بدانید که خلافت، زینت علی نیست، بلکه این علی است که به خلافت زینت می بخشد».

2. «شیخ حسین بن روح» یکی از نایبان خاص امام دوازدهم حضرت مهدیخدمتکار خود را به این دلیل طرد کرد که از وی نسبت به رعایت وحدت قصور دیده بود.

3. و امام جعفر صادق(ع) به یارانش سفارش فرمود: «با افراد طایفه و قبیله و عشیره خود رفت وآمد کنید، جنازه هایشان را مشایعت نمایید، از بیمارانشان عیادت کنید و حقوقشان را ادا نمایید؛ زیرا اگر کسی از شما در دین پارسایی کرد و در گفتار راستی پیشه ساخت و امانت داری نمود و در برخورد با مردم، خوش اخلاق بود، وقتی بگویند این، جعفری است، بسیار شاد می شوم و خشنود می گردم؛ زیرا می گویند این، ادب (امام) جعفر صادق(ع) است».

4. در روایت آمده است: «در حضور امام جعفر صادق(ع) از گروهی یادی به میان آمد. برخی از شیعیان آن حضرت گقتند: ما از ایشان بری هستیم؛ آن ها آن چه را ما می گوییم، نمی گویند (باور ندارند). امام(ع) فرمود: ما را دوست دارند، ولی آن چه را شما می گویید، نمی گویند و شما از آن ها برائت می جویید؟ راوی می گوید: آرى. امام صادق(ع) می فرماید: این تفاوت ما با شما است، پس ما هم باید از شما برائت جوییم؟».

5 . و از امام صادق(ع) آمده است: «هرکس به اندازه یک وجب از گروه مسلمانان فاصله گیرد، کمند ایمان را از گردن خویش دور ساخته است».

6 . و از امام باقر(ع) درباره آیه ی شریفه: ... أوْ یَلْبِسَکُمْ شِیَعًا...؛ (یا شما را گروه گروه به هم اندازد [و دچار تفرقه سازد]) سؤال شد و آن حضرت فرمود: «همان اختلاف در دین و درگیری شما با یکدیگر است».

بدین ترتیب می بینیم که پیشوایان ما بر روابط نیکو و برخوردهای سازنده و اجتناب از غرقه شدن در درگیری های بیهوده و غیر عملی و پرهیز از توهین و اهانت و ورود به عمق فعالیت های اجتماعی و انزوا نداشتن برگرفته از ایمان، به نظری که اکثریت مردم با آن مخالفند و کوشش در فراگیری ادب از پیشوایان و راه و رسم زندگی ایشان و نداشتن غرور علمی و اجازه ندادن به این که اختلاف نظر، راهی برای دشمنی و خصومت شود، و نیز به درآمیختن و ورود به جمع مسلمانان و اجتناب از تعصب و جلب محبت مردم و امثال این ها، انگشت می گذارند، ولی ما با کمال تأسف شاهد آنیم که امت در پی دوری جستن از این دوران های طلایى، به حالت های طایفه ای و فرقه ای کینه توزانه، روی آورده است.

فرقه گرایی های غیر منطقى

آرى! آن وضع تابناک و درخشان، چندان دیری نپایید و خیلی زود تعصب و در خود فرو رفتن و تقلید مجتهدان از یکدیگر، سایه گستر شد؛ به گونه ای که: «تعصبشان به آن جا رسید که اگر کسی با مطلبی از قرآن و سنت که مخالف با مذهبش بود، روبه رو می گردید؛ در تأویل و تفسیرهای گوناگون و عجیب و غریب و در جهت حمایت از مذهب و نظر خویش می کوشید».

فخر رازى، از برجسته ترین استاد خود نقل می کند: «گروهی از مقلدین فقها را دیدم و آیات بسیاری از کتاب خدا در برخی مسایل را برایشان خواندم، دیدگاه مذهب ایشان برخلاف مفاد آن آیات بود؛ لذا آیات را نپذیرفتند و هیچ توجهی به آن ها نکردند و با شگفتی و تعجب، به من خیره شدند؛ یعنی این که چگونه می توان به ظاهر این آیات عمل کرد؛ حال آن که روایت نقل شده از اسلاف ما برخلاف آن است؟ و اگر به درستی تأمل کنید، می بینید که این بیماری در میان بسیاری از مردم دنیا وجود دارد».

شیخ اسد حیدر سخنان دیگری در همین راستا نقل کرده است، و ای بسا بستن در های اجتهاد و محدود کردن مذاهب، نتیجه و عامل تعصب های فزاینده تر در این راستا بوده است. مسأله بدین جا نیز خاتمه نیافت و درگیری ها از مرحله درست و نادرست به حد کفر و ایمان رسید و این گونه اختلاف نظرها به توده های گسترده مردم کشیده شد باعث فجایع بسیاری گشت، که مشکلات و دشواری های بسیاری نیز همراه داشت.

دخالت حکام ـ در پی تبدیل سرزمین های اسلامی به تیول خان های بزرگ ـ مسأله را باز هم دشوارتر ساخت و با هر خشم و دشمنی فراگیر که حاصل می شد، سیل اتهام و طرد و تحریم و تکفیر و مقدمات قتل و به آتش کشیدن دارایی ها و از میان بردن کتاب های مذاهب و نوشته های فقهای آن ها و گستراندن جوّ رعب و وحشت و نفرت، سرازیر می گردید. در گیرودار اپیدمی های خشم و نفرت و تعصب با هر قدرت تازه ، هجوم وحشیانه، یک بار علیه شیعیان و بار دیگر علیه اهل سنت ... تکرار می شد...؛ همچنان که می توان از درگیری صفوی ها و عثمانی ها ـ که هر یک در آن سوی زمینه های مذهبی خود سنگر می گرفت ـ یاد کرد که مدت چهار قرن ادامه پیدا کرد و ویرانی و تباهی برای امت در پی داشت و آن را در برابر دشمن غربى، کاملاً تضعیف نمود.

در این باره تنها به یادآوری آن چه که «الشیخ الطوفی» از پیشوایان حنبلی برای بهره گیری از اصل «المصالح المرسلة» (آن چه که در شرع در تأیید، یا نفی آن حکمی وارد نشده است) و مقدم داشتن آن بر متون و اجماع ـ به دلیل تعارض متون با یکدیگر و اختلاف اجتهاد و احادیث دروغین ـ استدلال نموده، بسنده می کنیم. او به برخی از انواع درگیری های مطرح در آن زمان اشاره کرده و می گوید:

«مذهب مالکی در "مغرب" و مذهب حنفی در "مشرق" یکه تاز میدان گردیدند و هیچ کدام از این دو، کسی جز مذهب خود را در حوزه خویش نمی پذیرفت ـ مگر به صورت خیلی استثنایى؛ ـ به گونه ای که به ما گفتند: مردم گیلان که حنبلی بودند، چنان چه فردی حنفی را می دیدند، او را می کشتند و اموالش را "مصادره" می کردند و او را کافر تلقی می نمودند. و به ما گفتند: در برخی سرزمین های ماوراء النهر که در شمار سرزمین حنفی ها بود، مسجدی متعلق به شافعی وجود داشت و کارگزار شهر که همه روزه برای ادای نماز صبح بیرون می شد و آن مسجد را می دید، می گفت: "آیا وقت آن نرسیده که این در های کلیسا، تخته شود؟" و اوضاع بر همین منوال بود تا سرانجام روزی درهای آن مسجد را با گل و آجر بستند و این کار، کارگزار شهر را بسیار خوش آمد»، ولی امت به برکت آگاهی علمای خود از پیامدهای درگیری های آن زمان، نجات پیدا کرد، امّا متأسفانه در سال های اخیر در کمال شگفتى، شاهد بازگشت این حرکت بودیم که علت آن نیز دشمن قدیم و جدید این امت؛ یعنی استعمار و استکبار جهانی است، که همواره در هراس از بیداری اسلامی به سر می برد و از این بیداری بر منافع استعماری خویش، بیمناک است.

استعمار در این زمان و در پی شکست های سخت و پیاپی که در نقاط مختلف جهان اسلام از جمله در افغانستان، عراق، لبنان، فلسطین و سومالی دید و پس از ناکامی برنامه های گوناگون آن، اقدام به برنامه ریزی برای احیای فرقه گرایی و تحریک علمای مذاهب گوناگون در ضرورت دفاع از خود و جبهه گیری در برابر دیگران نمود. تردیدی نیست که استعمار ـ همچنان که همیشه عمل می کند ـ در این میان نیز از متعصبان و جاهلان به مصالح عالیه اسلام و آن هایی که حرفه ای جز تکفیر ندارند و نیز مزدورانی که خود آنان را در منطقه بر سر کار گمارده تا نفوذ آن را تضمین و از آن پاسداری کنند و به خواسته هایش جامه عمل بپوشانند، و نیز با استفاده از دشمن صهیونیستی برای تحقق و اجرای گسترده توطئه های مرگ بار فرقه گرایی و تبدیل آن به درگیری های کاملاً سیاسى، بهره گیری می کند.

علما و خردمندان باید متوجه این توطئه ها باشند و در جهت افشا و بی اثر سازی آن ها بکوشند.

وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

alizare1

alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد
دسترسی سریع به انجمن ها