عضویت العربیة English
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من صلوات فرستند.

اتحاد و انسجام

اتحاد و انسجام
چهارشنبه 22 تیر 1390  04:26 ب.ظ

اتحاد و انسجام

پدید آورنده : نامشخص ، صفحه 2

گفته شده است که تنزل الأسماء من السّماء: نام­ها از آسمان فرود می­آید و بر دل­ها الهام می­شود.

نام امسال (سال 1386) که بر دل نورانی و زبان گویای رهبر فرزانه­مان جاری گشته است بی­شک از مصادیق همان گفته­ی حکیمانه­ی بالاست.

اتّحاد ملّی و انسجام اسلامی ضروری­ترین نیاز امروز جمهوری اسلامی ایران و جهان اسلام است. به این ضرورت از باب تعرف الأشیاء بأضدادها: هر چیز را با ضدّ آن باید شناخت، می­توان پی­برد. دشمنان قسم خورده اسلام و ایران اسلامی امروز یک­بار دیگر دست در دست هم نهاده و در برابر ما صف کشیده­اند و انواع و اقسام ابزارها را برای درهم شکستن این دو حقیقت بر حق، به کار گرفته­اند. این صف­بندی شیطانی هر ایرانی وطنخواه را به وحدت و یگانگی با دیگر هم میهنان، و هر مسلمان راستین و بیدار را به هم­گرایی با دیگر مسلمانان فرا می­خواند.

ایران برای ما ایرانیان، بلکه برای بسیاری از اتباع دیگر کشورها، بسیار عزیز و دوست داشتنی است و از هر تلاشی برای سرفرازی آن و سربلندی مردم امروز و نسل­های آینده­ی آن نباید فرو گذار کرد؛ اما اسلام جایگاه بالاتر و والاتری دارد و از هر چیز دیگری عزیزتر و دوست داشتنی­تر است. اسلام همان گوهر گران­بهایی است که دردانه­ی آفرینش حسین­بن علی(ع) و یاران باوفایش خود را فدای آن کردند و همان­سان که خود گفتند چنانچه صدبار و هزار بار زنده شوند باز هم خود را فدای آن می­کنند.

ما به اتّحاد ملّی بسیار ارج می­نهیم و خواهان آنیم که همکاران مطبوعاتی­مان و دیگر نویسندگان و گویندگان، هم به آن و هم به انسجام اسلامی بپردازند و راهکار پیاده کردن آن را برای مردم خوب کشورمان و مسلمانان جهان بشکافند؛ امّا وظیفه­ی خود می­دانیم که انسجام اسلامی را در سال جاری در حدّ توان دنبال کنیم و بسان پرنده­ای که با منقار کوچک خود آب برای فرو نشاندن آتش نمرودیان می­برد آبی بر آتش تفرقه میان مسلمانان بیفشانیم.

ما در این راستا در این شماره، دو مطلب را که در مطبوعات آمده است برای خوانندگان گران­قدر خود بازگو می­کنیم. یکی گفت و گویی کوتاه اما سازنده، میان دو تن از دانشمندان شیعه با یک عالم صاحب منصب اهل سنت؛ و دیگری فتوای یک عالم سرشناس و صاحب نام سنّی درباره­ی ارج و اعتبار مذهب شیعه. و پیش از بستن این مقدمه از شما خوانندگان علاقه­مند به اسلام و دل­نگران اختلافات خانمانسوز می­خواهیم که ما را در این راه یاری کنید و دیدگاه­ها و مطالب خود در این زمینه را برای ما بفرستید تا به آن بازتاب دهیم و دیگر خوانندگان را نیز از فیض آن برخوردار سازیم. امید همه­ی ما به خداست و به عنایت و یاری او چشم دوخته­ایم که إنّه خیر ناصرٍ و معین:

حجةالاسلام والمسلمین محمدحسن زمانی مسؤول واحد اهل سنت بعثه مقام معظم رهبری در سازمان حج و زیارت، در ایام حجّ سال 1385 ه . ش ملاقات­هایی را با مسؤولین اهل سنت عربستان داشت.

گزارش ذیل نتیجه­ی دیدار وی را با شیخ مزنی رییس هیأت امر به معروف و نهی از منکر حرم نبوی(صلی الله علیه و آله ) منعکس می­نماید:‌

انگیزه­ی من از تلاش برای برقراری این دیدار آن بود که تمام خشونت­ها و سخت­گیری­های مأمورین مستقر در مسجد­النبی(صلی الله علیه و آله ) و کنار روضه مطهر و بقیع و تهمت­های شرک و کفر به شیعیان و نیز اهل سنت معتدل الهام گرفته از فرمان­های سخت مقام ریاست این هیأت بود. دوست داشتم نشستی علمی و به دور از جدل و عصبیت در یک فضای سالم اخلاقی و خلوت با وی داشته باشیم تا هم اساسی­ترین اشکالات و شبهات وی را از زبانش بدانم و هم شاید با توضیح مبانی علمی عقاید شیعه رفع شبهه­ای از او نموده و تعدیلی نسبی در دیدگاه­هایش ایجاد گردد.

اهمیت ملاقات!

این دیدار از آن جهت مهم بود که شاید بتوانیم برخی دیدگاه­هایش را تغییرداده تا تردیدی در مبانی فکری­اش ایجاد شود و تا حدی به حقانیت و عقلانیت و توحیدی بودن عقاید و اعمال شیعه پی ببرد، و دیگر آن همه دستورات خشونت بار را صادر نکند و روش برخورد تمام مأموران تحت امرش تا حدی تلطیف شده و تمام شیعیان تا حدودی از فشارهای این مأموران راحت شوند.

در ادامه­ی پی­گیری­های مکرر توسط یکی از علمای اهل سنت قرار ملاقات با شیخ المزنی رییس هیأت امر به معروف و نهی از منکر حرم نبوی(صلی الله علیه و آله ) گذاشته شد.

در تاریخ 28/9/85 پس از نماز مغرب همراه آقای دکتر بی­آزار و دوست سنی به دفتر کار وی رفتیم ـ دفتر مزبور در طبقه دوم مسجد النبی(صلی الله علیه و آله ) قرار دارد ـ مسؤول دفتر وی با دو همکار دیگر مشغول پاسخ به مأموران امر به معروف و نهی از منکر ـ که معمولاً جوانان دانشجوی دانشگاه مدینه­اند ـ بودند، پس از آن­ها یک پلیس نگهبانی می­داد که کسی از مراجعه کنندگان به اطاق بعدی که دفتر کار معاون هیأت است، نرود. دفتر رییس نیز پس از دفتر معاون قرار داشت.

به هر حال وارد دفتر وی شدیم. ابتدا پلیس مانع شد، اما پس از این­که نام و پیام­ ما را برد، فوراً با استقبال ما را به دفتر ریاست راهنمایی کرد.

آقای شیخ مزنی که در پشت میز فرماندهی کل امر به معروف و نهی از منکر نشسته بود، پس از استقبال خود را آماده ارشاد کرده بود. به معرفی رشته تخصص علمی و مشاغل آموزش خود پرداختیم، کارت ویزیت­مان را تقدیم کردیم تا اعتماد به جایگاه علمی ما پیدا کند. در آغاز مقداری از وضعیت اهل سنت در ایران و تعداد زائران و وضعیت آن­ها پرسید و من گزارشی از خدمات نظام اسلامی و بعثه به صورت آماری و جامع ارایه دادم و بدین­وسیله هم بخشی از شایعات شنیده قبلی­اش اصلاح شد و هم اطمینان به آگاهی و سطح اطلاعات ما پیدا کرد.

گلایه­ها!

رییس هیأت امر به معروف و نهی از منکر دقایقی به نصیحت ما پرداخت و گفت: شما که مشخص است از علما و فرهیختگان ایران هستید، واجب است با خرافات و بدعت­ها و شرک­های ایرانیان و شیعیان مبارزه کنید، رفتارهای خرافی ایرانیان را خودتان می­بینید؛ موقع جماعت تعدادی ایرانیان از مسجد بیرون می­روند و نماز نمی­خوانند و یا مشغول خرید می­شوند، سب و لعن صحابه و خلفا را شاهدید، کتاب­های فراوانی که از ایران می­آورند، مشتمل بر سب و لعن و کلمات (اللهم العن الاول والثانی و الثالث) و مانند آن­ها است که به این وسیله عواطف مسلمانان زائر سنی را جریحه­دار می­کنید و همین کتاب­ها موجب تنفر همه مسلمانان اهل سنت از شما می­شود.

هنگام زیارت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله ) وقتی به قبر شیخین می­رسند، نه سلام و احترام می­کنند و نه حداقل اندکی توقف، بلکه رفتار زشت دارند، توسل­های شرک آمیز و صدا زدن اموات و غیر خدا برای حوایج خودشان فراوان است، در حالی که خداوند اسمع السامعین است و اعلام کرده که خودش دعای بندگان را می­شنود و مستجاب می­کند. این همه تخلفات و تندی­ها را چرا مانع نمی­شوید؟

آقای دکتر بی­آزار برای کنترل تهاجم وی از تندی­های رفتاری برخی مأمورین امر به معروف و نهی از منکر مدینه گلایه کرد و آن­ها را برشمرد.

برخوردهای افراطی!

من گفتم: جناب شیخ مزنی! پدیده­های منفی را که شمردید به دو نوع باید تقسیم کرد، نوع اول؛ تخلفات رفتاری عامیانه افراد است، مانند: سب و ناسزا گفتن و هنگام جماعت از مسجد برگشتن و... که ما هم این تخلفات را محکوم می­کنیم و با آن­ها مبارزه می­کنیم، اما باید دانست که این­ها ربطی به مذهب شیعه ندارد و ناشی از ضعف رفتاری و اخلاقی افراد است، چنان­که شما حتماً افرادی دارید که تندی­های افراطی اخلاقی خارج از مذهب شما را دارند و نباید آن­ها را به حساب مذهب شما بگذاریم.

پرسید: آیا شما واقعاً با این خرافات مخالفید؟

گفتم: بلی.

گفت: پس چرا مبارزه نمی­کنید؟

گفتم: علمای شیعه مرتب در راه خرافه زدایی از عوام مبارزه می­کنند و این مبارزات اگر نبود، شما شاهد افزایش این­ها بودید و کاهش این خرافات حاصل مجاهدات و سخنرانی­های علمای شیعه است.

وی از این گزارش مقداری خوشحال شد.

اختلافات واقعی!

گفتم: نوع دوم؛ اختلافات واقعی بین ما و شما است، مانند: صحابه و توسل و زیارت ... این­گونه موارد را ما خلاف و بدعت نمی­دانیم که با آن مبارزه کنیم. راه حل در این­گونه اختلافات رمی به شرک نیست و به نظر من در حوزه اختلافات بین ما و شما به دو نکته باید توجه داشت:

نکته نخست: ما و شما در کلیات عقاید و کلیات فقه اشتراک داریم و اختلافات­مان در فرع عقاید و فقه است، آیا قبول دارید؟

شیخ: تقریباً صحیح است.

نکته­ی دوم: در حوزه اختلافات باید توجه کرد که تمام این اختلافات اجتهادی است. من تحلیلی در این زمینه دارم، نمی­دانم چه­قدر درست فهمیده­ام و شما نظر بدهید. من فکر می­کنم تقریباً تمام علما و فقیهان همه مذاهب اسلامی با اخلاص کامل تلاش علمی کرده­اند تا از قرآن و سنت آنچه را که نزدیک­تر به واقع می­دانند استنباط و اجتهاد نمایند، اما به صورت طبیعی برداشت­های متفاوتی خواهند داشت، برخی مطابق واقع و برخی خطا خواهد بود، اما یک اصل مشترک و مورد قبول ما و شما هست که (للمجتهد المصیب أجران و للمخطی أجر واحد) وقتی خداوند قرار است به همه این­گونه عالمان اجر و پاداش دهد، چرا ما آن­ها را رمی به شرک و کفر کنیم؟ آیا منطقی است که اجازه اجتهاد و فهم مخصوص را در یک گروه منحصر کنیم؟ اگر این نظریه من صحیح باشد جایی برای برخوردهای تند و رمی به شرک نمی­باشد.

رییس: من این تفکیک شما را قبول دارم، و اصل مأجور بودن هم اصل صحیحی است، اما سب و لعن شما قابل تحمل نیست و مذهبی که بر سب، فحش و ناسزاگویی و لعن به خلفا و صحابه بنا شده برای ما قابل تحمل نیست. اگر شما شیعیان هم سب و لعن خلفا را کنار بگذارید، ما اهل سنت می­توانیم شما را تحمل کنیم.

دکتر بی­آزار: شما سب و ناسزاگویی را به همه شیعیان نسبت ندهید. در بین شیعیان امامی چهار تفکر وجود دارد: 1. شیعه تفضیلی (مانند زیدیه) 2. شیعه تبرائی 3. شیعه سبیه 4. شیعه غالی، ما غلة را مشرک می­دانیم و سبیه را محکوم می­کنیم.

رییس: من از این تقسیم­بندی داخلی شیعه اطلاعی ندارم، اما آنچه به ظاهر می­بینم همان بروز این تندی­های شیعیان نسبت به صحابه و خلفا است. چرا به قبر خلفا احترام نمی­کنید و به صحابه اهانت می­کنید؟

دکتر بی­آزار: مسأله خلفا از موارد اختلافی ما و شما است و نباید انتظار داشته باشیم که ما مثل شما بیندیشیم و مانند شما به آنان همان احترام را بگذاریم.

زمانی: مسأله صحابه هم به نحوی مورد اختلاف ما و شما است.

صحابه معصوم نبودند!

رییس: نظر شما راجع به صحابه چیست؟

زمانی: ما معتقدیم صحابه همه آنان دارای یک فضیلتی بودند که من و شما فاقد آن هستیم و آن فضیلت زیارت پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله ) است، اما ما معتقدیم آن­ها معصوم نبودند، بلکه از نظر سطح علم و ایمان متفاوت بوده و احیاناً برخی از آن­ها دچار خطا یا گناه شده­اند، ممکن است شما این نظریه را قبول نداشته باشید، لذا ما نقد به آن­ها داریم، اما بدزبانی را قبول نداریم. البته ممکن است شما صحابه را معصوم و مبرای از هر گناه بدانید.

رییس: نه ما هم صحابه را معصوم نمی­دانیم و احیاناً برخی مرتکب خطا شده­اند، اما اصرار بر افشای هر خطایی که هر مسلمان به ویژه صحابی مرتکب شده، کار زشت و خلاف اخلاقی است، علاوه بر این­که ناکامی پیامبر ما را در تربیت جامعه به ذهن می­رساند.

زمانی: من هم با شما موافقم که بدون ضرورت، عیب هیچ صحابی را مطرح نکنیم، اما گاهی به خاطر ضرورتی مانند تفکیک احادیث صحیح نبوی از سقیم ناچاریم به بررسی رفتار راویان آن­ها، اگرچه صحابی باشند بپردازیم؛ چون حفظ سنت صحیح نبوی مهم­تر از حفظ حرمت یک صحابی است...

توسل شرکی و توحیدی!

رییس: مشکل اصلی شما شرک شماست زیرا مرتب به غیر خدا متوسل می­شوید، آیا شما صریح آیه قرآن را نخوانده­اید که (لاتدعوا مع الله احد) شما پیامبران و اولیا را می­خوانید و این یک نوع عبادت است؛ زیرا: الدّعاء مُخّ العبادة؛ این موضوع اصلاً قابل چشم پوشی برای ما نیست. خدا را رها کرده و به بندگان او چسبیده­اید.

زمانی: اگر اجازه بدهید من به جای پاسخ به این استدلال شما جوابی را که در دیدارمان با آقای شیخ­بن باز داشتیم برای شما نقل کنم.

رییس از این­که من دیداری با بن باز داشته­ام و در آن­جا همین مسایل کلیدی مطرح شده است، خوشحال شد و علاقه به شنیدن آن گفت و گوها نشان داد.

زمانی: آقای بن باز در نشستی که بنده و آقای واعظ زاده با ایشان داشتیم، همین اشکال را به ما کرد و من در پاسخ گفتم: توسل و درخواست حاجت از نبی یا ولی دو نوع است: یک نوع توسل شرکی و یک نوع توسل توحیدی. اما توسل شرکی آن است که توسل جوینده نسبت به متوسلٌ به اعتقاد داشته باشد که وی بدون اذن و مدد خداوند، مستقل در تأثیر قضای حوایج است. این نوع درخواست به نظر تمام شیعیان و همه مذاهب اهل سنت و شما شرک است و ما این­گونه انسان توسل جوینده را مشرک و نجس می­دانیم.

رییس: آیا واقعاً شما شیعیان، آن­ها را مشرک می­دانید؟

زمانی: بله!

رییس: پس چرا با آن­ها مبارزه نمی­کنید.

زمانی: چون در کل شیعیان جهان یک نفر که این­گونه اعتقادی داشته باشد، وجود ندارد. اما توسل توحیدی آن است که توسل جوینده معتقد باشد که متوسلٌ به هیچ توانی از خود نداشته، بلکه با مدد و اذن خداوند می­تواند حاجت این شخص را از خدا بخواهد و با کمک و مدد خدا مشکل کسی را حل کند. این توسل نه تنها منافی با توحید نیست، بلکه عین توحید است؛ زیرا حقیقت توحید چیزی نیست جز اعتقاد به این­که: هیچ کس غیر خدا از خود هیچ ندارد و همه محتاج اویند و به مدد او کاری می­توانند انجام دهند. از آقای بن باز پرسیدم آیا این نوع توسل شرک است؟ کجای آن شباهت به شرک دارد؟

شیخ بن باز جواب داد: خیر این شرک نیست، ولی کاری غیر مشروع است. اکنون از حضرتعالی می­پرسم نظر شما رییس محترم چیست؟

رییس: بله، این شرک نیست، ولی کار حرامی است.

زمانی: من وقتی این جواب آقای بن باز را شنیدم که آن را شرک نمی­داند، از انفتاح فکری ایشان خوشحال شدم.

رییس: بله، آن مرحوم فکر باز و عالمانه داشت.

زمانی: آقای واعظ زاده به آقای بن باز تأکید کرد: تمام توسل­هایی که شیعیان دارند از همین نوع دوم توسل توحیدی است که انبیا و اولیا را مأذون و مستفیض و غیر مستقل در تأثیر می­دانند.

شیخ بن باز مجدداً گفت: این اصطلاحات علمی و تقسیم بندی­ها را شما علما می­دانید، اما عوام شما که این­گونه چیزها را نمی­فهمند، فقط فریاد می­کشند، یا رسول­الله، یا حسین مریض ما را شفا ده، و این­گونه درخواست­ها نشانه درخواست مستقل از خود آن­ها است که شرک می­شود.

آقای واعظ زاده جواب داد: صحیح است که عوام ما این اصطلاحات را بلد نیستند، و توسلات ایشان همین­گونه است که نقل کردید، اما اگر از هر کدام آن­ها بپرسید که آیا پیامبر و امام حسین می­توانند بدون مدد الهی و اذن او و برخلاف رضای خدا کاری انجام دهند؟ با عصبانیت آن را انکار کرده و فریاد می­زنند: نعوذ بالله این پرخاش نشانه ارتکاز توحیدی در ذهن آن­هاست.

رییس: مطلب شما صحیح است که این­گونه توسل شرک نیست، اما نامشروع هست و چرا شما با آن مبارزه نمی­کنید؟

زمانی: اولاً؛ نامشروع بودن مبتنی بر قبول ناشنوایی و ناتوانی و عدم حیات ارواح انبیا و اولیا پس از مرگ می­باشد که ما در این مسأله نظر مخالف داریم و معتقدیم آنان زنده و شنوا هستند و حیات برزخی از شهیدان دارند.

ثانیاً؛ بر فرض که به نظر شما آن­ها نشنوند، این توسل لغو خواهد بود و ما از شما علمای بزرگ و فرهیخته انتظار نداریم که مأمورانتان این کارها را شرک معرفی کرده و شیعیان و ایرانیان و دیگر اهل سنت که توسل می­جویند را به سادگی مشرک بدانند.

رییس: این تندروی­های مأمورن البته از سر جهالت و کمی علم آن­هاست.

زمانی: صحیح است، ولی انتظار داریم که به آن­ها توصیه کنید وقتی می­خواهند متوسلین را هدایت کنند به جای آن­که نسبت شرک به آن­ها می­دهند به آن­ها بگویید کار شما لغو است.

رییس: خیلی به آن­ها توجه نکنید، إنّهم شباب، جهله.

ای کاش!

من وقتی دیدم که این گفت و گوی علمی در فضای بسیار دوستانه و بدون جدل در نیم ساعت توانست در دل وی جا گیرد و محکم­ترین گره ذهنی رییس هیأت امر به معروف و نهی از منکر یعنی شرک بدون توسل را به راحتی بگشاید، افسوس خوردم که چرا برخی علمای شیعه با داشتن این فرهنگ غنی و فطری مکتب ائمه اهل البیت: تا کنون به دیدار این عالمان و شخصیت­های کلیدی نیامده­اند و فقط از دور ناله یأس و نومیدی سر داده و قابلیت قابل را زیر سؤال برده و فوری ادعای لجاجت و عناد آگاهانه شان را مطرح کردند.

بسیار تأسف خوردم و آرزو کردم که ای کاش عالمان بزرگوار و دلسوز مکتب اهل بیت: و نهادهای تبلیغی مربوط به نظام اسلامی محبت کنند و قدمی به پیش نهند و به خاطر خدا رنج برگزاری جلسات دیدار با این عالمان مخالف را به جان بخرند تا هم مشکل شیعیان و مذهب تشیع را حل کرده و هم طیفی از بندگان منحرف و ناآگاه خدا را هدایت نمایند.([1])

شیخ طنطاوی مفتی الأزهر مصر در یک گفت و گو، نظر و فتوای خود را درباره­ی مذهب شیعه بیان نمود. نامبرده درخصوص لزوم اتحاد بین شیعه و سنی گفت:

این اتحاد بین شیعه و سنی را تأیید و ترویج می­کنم و فتوا می­دهم که شیعه و سنی هر دو مسلمانند و هیچ تفاوتی با هم ندارند و می­توانند با هم ازدواج کنند. اختلافات، فرعی است. همان گونه که بین حنفی و مالکی نیز در فروعات اختلاف نظر وجود دارد.

مفتی الأزهر، افرادی از شیعه و سنی که همدیگر را به کفر و ارتداد محکوم می­کنند را غافلین و جهّال نامید و گفت: شیعه و سنی همه از موحدین هستند و استفاده شیعه از تربت در نماز از فروعات است. سجده برای خداست و بر هر چیزی می­تواند صورت گیرد. هیچ مانعی ندارد که پشت سر شیعه نماز بخوانیم و نماز صحیح است.

شیخ طنطاوی مساجد را متعلق به همه مسلمان­ها، نه تنها سنی­ها دانست و با تأکید بر حفظ تشکیلات تقریب مذاهب که در زمان شیخ شلتوت پایه­گذاری شده است، گفت: ما و برادران شیعه با هم در ارتباط و ملاقات هستیم، با هم مذاکره می­کنیم، با هم نماز می­خوانیم و هیچ فرقی بین شیعه و سنی نیست، چون هر دو شهادتین جاری می­کنند.([2]) نامه­ی جامعه

--------------------------------------------------------------------------------

[1]. صحیفه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، معاونت جامعه و روحانیت، ش 60 ، ص 17 ـ 7.

[2]. دوهفته نامه­ی خبری تحلیلی، سیری در اخبار و تحلیل­ها، تیپ مستقل 83 امام جعفر صادق(علیه السلام)، ش 13، ص 10.

وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

alizare1

alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد
دسترسی سریع به انجمن ها